فرشید گل‌زاده کرمانی
904 members
195 photos
25 videos
2 files
194 links
علاقه‌مند به کارآفرینی، توسعه کسب‌وکار و
محیط زیست و دوستدار توسعه و پیشرفت ایران
Download Telegram
to view and join the conversation
در رای گیری انتخاب فوروارد قرن آسیا، علی‌دایی پیشتاز رقبای خود است.

معدود افرادی هستند که سهم مهمی در درخشش نام ایران دارند.

این لینک برای رای دادن به علی‌دایی است:
yon.ir/qcVEC

@fgolzadeh
امروز مصاحبه مفصلی با سایت تابناک داشتم. از تجارب و سوابقم در کسب و کار و فعالیت های سیاسی گفتم و در حد وسعم به سوالاتی در خصوص راه حلهای بحران‌ اقتصادی جاری پاسخ دادم.

فکر می‌کنم پاسخ سوالات برخی دوستان هم در آن یافت می‌شود.
@fgolzadeh

لینک:

https://bit.ly/2R6WC6l


http://www.tabnak.ir/fa/news/838556/راه-حل-بحران-های-اقتصادی-ایران-روشن-است-مشکل-در-اعتقاد-و-تعهد-به-اجرای-راهکارهاست-نیازمند-تغییر-پارادایم-مدیریتی-در-کشور-هستیم-قانون-منع-به-کارگیری-بازنشتگان-به-صرف-تصویب-نه-خوب-است-نه-بد-بلکه-نحوه-اجرای-آن-مهم-است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم را بارها و بارها دیده‌ام. افرادی دیگر همچون استاد فریدون جنیدی را هم دیده‌ام.

کسانی که لذت زندگی با آرامش و با امکانات بیشتر را در کشوری توسعه‌یافته درک نموده‌اند ولی این امکان را برای لذتی بزرگتر رها کرده‌اند:

👈 لذت مشارکت در فرآیند ساختن و توسعه سرزمین پدری!

این روزها که راست و دروغ، افشاگری و تهمت، درست و نادرست و ... در هم تنیده شده است و عوامل بسیاری دانسته و ندانسته برای طرد افراد اثرگذار بسیج شده‌اند، بیشتر نیازمند اشاعه این‌گونه الگوها و نمونه‌های تعهدآفرین و امیدبخش هستیم.

@fgolzadeh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همه چشم‌ها به ایرانه!!

این روزها در جلسه‌ها و یا سخنرانی‌ها، سعی می‌کنم ابتدا یک تصویر از چالش‌ها و بحران‌ها ارائه کنم، ریشه‌ها را تحلیل و بعد راهکارها ارائه کنم و در انتها از امید و آینده‌ای روشن سخن بگویم.

خیال مخاطب را راحت می‌کنم که من به بحران‌های حال حاضر ایران آگاهی دارم، خوشبینی واهی ندارم و علی‌رغم دو سال سخت پیش رو، امیدوارم حال که سیاست‌گذاران از اخذ تصمیمات سخت طفره می‌روند، اجبار شرایط و خواست ِ مردم و فعالان اقتصادی، تصمیمات معطل‌مانده را بر ایشان الزام کند.

هفته پیش در سخنرانی‌ام با همین سناریو، از جلساتی که با برخی سرمایه‌گذاران و اساتید خارجی داشته‌ام گفتم و اینکه علی‌رغم نگرانی جدی ایشان برای همکاری با ایران در مقطع فعلی، منتظر شرایطی بهتر برای حضور در ایران هستند. گفتم که بسیاری از "نگاه‌ها به ایران است".

چند روز پیش، یکی از دوستان حاضر (فعال اقتصادی) در جلسه که بعد از سخنرانی از کوه مشکلات و چالش‌هایش برایم گفت، این کلیپ زیبای استاد بزرگ آواز، ایرج را برایم ارسال کرد و نوشت؛

همه چشم‌ها به ایرانه، به مهد علم و عرفانه
به این خاکی که هر ذررش، عزیزتر از جانه
@fgolzadeh
⚽️ سبک مدیریتی کیروش؛ ایده‌آل یا مردود؟

"خواندن این مطلب دو دقیقه زمان لازم دارد"

 این روزها شنیده‌اید، از مدیریت حرفه‌ای که صحبت می‌شود، از رهبری و مدیریت مقتدرانه کیروش در تیم‌ملی مثال می‌زنند. مثلا می‌گویند در اقتصاد یا مدیریت هم به کیروش‌ها نیاز داریم. حتی من این تمثیل را از زبان دولتمردان و نمایندگان مجلس هم شنیده‌ام.

آیا کشور واقعا به سبک مدیریتی کیروش نیاز دارد⁉️

کیروش، فردی متخصص، با تجارب ارزنده در تیم‌های بزرگ، توانمند در ایجاد انسجام تیمی. فردی که برای رسیدن به موفقیت خود و تیمش، با غیرت، مغرور و جنگجوست و از اعتراض و پرخاشگری به منتقدین، رقبا و هرآنکه فکر کند سد راه ِ موفقیتش هست، ابایی ندارد. به داور، فدراسیون و رقبای ورزشی خود می‌تازد و دیگران را به کارشکنی و دشمنی متهم و عامل و مقصر ناکامی‌های احتمالی معرفی می‌کند.

این تصویر ِ مغرور و پرخاشگر برای خیلی‌ها جذاب و نشانه اقتدار مدیریتی است و آن را بخشی از سبک مدیریت حرفه‌ای تلقی می‌کنند که حتی برای اثرگذاری بر تصمیمات داور و روند بازی، نیاز است.

من صلاحیت اظهارنظر در خصوص ویژگی‌های تخصصی کیروش را ندارم و احتمالا بازار نقد و نظر در این خصوص داغ خواهد بود. لذا فارغ از تخصص فوتبالی، ویژگی‌های "سبک مدیریتی کیروش" را با یک مربی خیالی در متضادش مقایسه کنیم.

⚽️کیروش: به هر قیمتی به دنبال قهرمانی و فتح جام است.
مربی خیالی: نمایش اخلاقی تیم هم برایش مهم است.

⚽️کیروش: پرخاشگر، معترض و بسیار جدی
مربی خیالی: آرام، خویشتن‌دار و متین

⚽️کیروش: دیگران را قضاوت و عامل ناکامی معرفی می‌کند.
مربی خیالی: از پذیرش ضعف‌های خودش و قبول مشورت دیگران ابایی ندارد.

⚽️کیروش: پرسنال برندینگ ِ شخصی‌اش خط قرمز است
مربی خیالی: جلب ستایش دیگران برایش در اولویت نیست.

⚽️کیروش: در شناخت و انتخاب بهترین‌ها در تیم عالی عمل می‌کند.
مربی خیالی: همدلی، خویشتن‌داری و گذشت در تیم را هم‌می‌آموزد.

⚽️کیروش: منافع خودش در اولویت است و دائم به پیشنهادهای بهتر فکر می‌کند.
مربی خیالی: در انجام تعهداتش، تزلزل‌ناپذیر است و اجازه طرح پیشنهادات اغواگر را نمی‌دهد.

⚽️کیروش: با اقتدار، خشم و عصبانیتش را بروز می‌دهد.
مربی خیالی: محکم است، خشم و احساساتش را کنترل می‌کند

⚽️کیروش: سریع، جدی و با صلابت تصمیم می‌گیرد.
مربی خیالی: جسارت و صلابت را با عصبانیت خلط نمی‌کند

من‌ معتقدم عامل گل اول ژاپن به ایران، حاصل آموزش و تداوم سبک مدیریتی کیروش است. ما در ایران، در اقتصاد، در بنگاه‌داری، در مملکت‌داری و ... به سبک مدیریتی "مربی خیالی" نیاز داریم و نه کیروش!ا

همه ما در هر جایگاه و در هم موقعیتی نیاز داریم با تمرین و سخت‌کوشی، شایستگی‌های "مربی خیالی" را در شخصیت‌مان پرورش دهیم.

فرشید گل‌زاده کرمانی - ۹۷/۱۱/۹
@fgolzadeh


https://www.instagram.com/p/BtNqJyQBoo4/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1ww1qj9byu6ts
⚽️ قهرمانی قطر نتیجه سرمایه‌گذاری برای به خدمت گرفتن دانش بین‌المللی بود برای ایجاد ساختار و نظامی حرفه‌ای و نه صرفا رهگذر نام‌های بزرگ!

عضو هیئت‌مدیره پرسپولیس که بودم، تجارب باشگاه‌های بزرگ در ایجاد ساختار حرفه‌ای و اقتصادی باشگاه‌ها را مطالعه کردم و دیدم شرکت‌های مشاوره مدیریت بزرگ دنیا، دهه‌هاست که بر روی توسعه نظامند باشگاه‌های فوتبال کار می‌کنند.

سال۹۵ جلسه‌ای با شرکتPWC به عنوان یکی از چهار شرکت مطرح دنیا در حوزه مشاوره مدیریت در شهر دسلدورف گذاشتم و تجارب ایشان و نوع همکاریشان با باشگاه‌های بزرگ دنیا را مرور کردیم. اتفاقا این شرکت سال‌ها مشاور "فدراسیون فوتبال قطر" هم بودند و گوشه‌هایی از رویکرد نظام‌مند و زیربنایی قطر در فوتبال را برایم ارائه دادند. لذت بردم و غبطه خوردم!

مربی خارجی صاحب ِ دانش، یک پازل از ده‌ها پازل یک برنامه جامع و حرفه‌ای فوتبال است نه همه چیز آن. اینکه این روزها دوباره نام‌های بزرگ برای سرمربی فوتبال ایران مطرح می‌شود بدون توجه به رویکردهای حرفه‌ای در زیرساخت‌ها و توجه به نوآوری‌ها، باز هم یک فرار رو به جلوست برای پنهان شدن پشت نام‌های بزرگ! یا عدم درک الزامات یک رویکرد حرفه‌ای!

مربی خارجی به طور مطلق نه خوب است و نه بد! نحوه مدیریت ما برای جذب دانش بین‌المللی ملاکی است برای سرمایه‌گذاری خوب یا دور ریختن میلیون‌ها دلار پول!!ا

فرشید گل‌زاده کرمانی - ۱۲بهمن۹۷
@fgolzadeh

https://www.instagram.com/p/BtWITcNhyCI/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1jd8a2u8pitcw
گزینه۱: بحران اقتصادی ایران نتیجه تحریم‌هاست؟

گزینه ۲: تحریم‌ها نتیجه اقتصاد ضعیف و بیمار ایران است؟

من گزینه دوم را صحیح‌تر می‌دانم.

اگرچه تحریم‌ها در وخیم‌کردن شرایط اقتصادی موثر بوده‌اند اما اگر اقتصادی مولد، درونزا و آزاد داشتیم، آمریکا و قدرت‌های بزرگ، دل به اثربخشی تحریم‌ها نمی‌بستند.

پ.ن۱: در رتبه‌بندی۲۰۱۹ بنیاد هریتیج از حدود ۵۰متغیر مستقل اقتصادی در تعیین میزان آزاد بودن اقتصاد کشورها، ایران رتبه ۱۵۵ را کسب کرد و بعد از کشورهایی همچون اتیوپی، زامبیا، پاکستان، افغانستان، لبنان و ... قرار دارد.

پ.ن۲: شاخص‌هایی همچون ساختار و اندازه دولت، ساختار و اثربخشی قوانین، حقوق مالکیت، دسترسی به نقدینگی سالم، سهل‌بودن تجارت خارجی، قوانین مالی و بازار کار در تعیین رتبه‌بندی آزادی اقتصادی کشورها تعیین‌کننده است.

@fgolzadeh
فرشید گل‌زاده کرمانی - ۱۳بهمن۹۷

https://www.instagram.com/p/BtY5X4IBUhP/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1giguryax4lvr
🔴 آیینه دِق به همت شبانه‌روزی مدیران متعهد و سختکوش

عکس‌هایی از کرمانگردی در آخرین جمعه سال، ۲۴اسفند۹۷ و داستان رویا و واقعیت

(لطفا تا پایان بخوانید و عکس‌ها را مقایسه کنید. ۲دقیقه)

🌱 رویای من:
در منطقه مرکزی شهر با سنگ‌فرش‌های زیبا، آمد و شد ماشین‌ها محدود شده است. نماهای آجری و کاهگلی و یکسان مغازه‌ها همراه با نماهایی از بهترین مراکز تاریخی ایران، روحی تازه در شهر دمیده است.

در محدوده یک کیلومتری و در دل بناهای تاریخی صدساله‌ای چون کتابخانه مرکزی، باغ ریاضیات، یخدان مویدی، موزه صنعتی، باغ ملی و ... بودجه دولتی با مشارکت بخش خصوصی سرمایه‌گذاری در توسعه پایدار را هدف گذاشته است.

صنایع دستی، کافه‌ها و رستوران‌ها و سینماها و ... کسب‌کارها به سبک ایرانی توسعه داده شده و در اطراف این محدوده مسافرخانه‌های سنتی و هتل‌های کوچک با وام‌های ارزان توسعه پیدا کرده است.

استارت‌‌آپ‌ها با ایده‌های نواورانه جوان‌ها دست به کار شده‌اند و صدها کسب و کار خلاق در حوزه گردشگری و تفریح و فروش ایجاد شده است.

سالی یک میلیون گردشگر جذب این مشارکت دولتی-خصوصی شده که بیش از هزار میلیاردتومان درامد برای کاسبان کرمانی فراهم می‌کند.

🥀 واقعیت:
با صدای بوق ممتد راننده‌های خسته از خواب و رویا بیدار می‌شوم. یک هیولایی از بتن در دل این‌بافت تاریخی و فرهنگی، همه رویا را بر هم‌می‌زند. هفتاد میلیاردتومانی که می‌توانست موتور محرک آن درآمد هزارمیلیاردتومانی باشد و روحی تازه به مردمان خسته دیار کریمان بدهد با تفکر بتونیسم و سخت‌افزاری بر باد می‌رود. میراث شوم توسعه بتونیسم کلان‌شهرها از دهه۶۰

پ.ن۱: (تصویر شش تا ده) هر وقت کرمان می‌آیم و از باغ‌ملی رد می‌شوم، دلم پر از غم و افسوس می‌شود. نمایی سخت، بی‌روح، بی‌هویت و بدون تاثیر مثبت در ترافیک شهری

پ.ن۲: ساخته‌ای با نیت خیر و تلاش ولی شر و مصیبت برای شهر. این آیینه توسعه در کشور است: حاصل اجماع جریانات سیاسی: توسعه سخت‌افزاری و بتونیسم. تفکر جاگرفته در حلقه بسته مدیریت که خود را فارغ از نیاز به مشورت و استفاده از مشاوران و تجارب بین‌المللی می‌داند.

پ.ن۳: تصویر اول تا پنجم، بناهای ساخته شده صدساله در همین محدوده است: دلنواز، آرامش‌بخش، زیبا و جذاب. تصویر ششم تا دهم، تصویر این هیولای بی هویت (نمونه‌ای از پروژه‌های متعدد در شهر) در دل این محدوده تاریخی و فرهنگی

@fgolzadeh

https://www.instagram.com/p/BvBocZDhuff/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=nzrx5qfaamdn
سال98 و #چالش۸خیراجتماعی
🌱 با یک گل هم‌ بهار می‌شود.

من دعوت می‌کنم که هر نفر ۸کار یا تصمیم که سال۹۸ برای بهتر شدن محیط زندگی‌مان انجام خواهیم داد را به اشتراک بگذاریم و ۸نفر از دوستانمان را هم دعوت کنیم.
اشکال ندارد تکراری باشد.

از دوستان هنرمند، ورزشکار و فعال اجتماعی هم می‌خواهم که پیش‌قدم بشوند و دیگران را دعوت کنند به #چالش۸خیراجتماعی

من این ۸کار را متعهد می‌شوم:

1. بوق نزنم تحت هر شرایطی. در رانندگی اسکول باشم: زرنگ‌بازی در نیاورم، به زرنگ ها راه بدهم و با ایشان رقابت نکنم.

2. وقتی در جمعی از فرد غایبی صحبت شود، حتما یک وجه و نکته مثبتش را بیان کنم. به غیبت گوش ندهم.

3. حلقه‌ای از زنجیره کثیف شایعه پراکنی نباشم. شایعات و خبرهایی که به آبروی افراد مربوط است را در فضای مجازی برای دیگران فوروارد نکنم.

4. در حوزه تخصصی خودم، حداقل 4ساعت در هفته برای مشاوره رایگان به جوانترها تخصیص دهم. (مثلا: من در حوزه ادامه تحصیل و یا راه‌اندازی کسب‌وکار)

5. هر روز پنج آشغال از سطح خیابان جمع کنم و هر ماه یک روز را به کوهنوردی گروهی به قصد جمع‌آوری آشغال از طبیعت اختصاص دهم.

6. آشغال‌های تر و خشک و کاغذ را در خانه از هم تفکیک کنم و جدا از هم در سطل خیابان بریزم.

7. دروغ کوچک نگویم. مثلا: چرا دیر آمدی؟ بگویم: ترافیک (در حالی که ترافیک خیلی اثر نداشت) یا چرا با من تماس نگرفتی؟ بگویم: سه بار تماس گرفتم (در حالی که فقط یک بار تماس گرفتم)

8. برای خرید منزل تا حد امکان از کیسه پلاستیکی استفاده نکنم. یا هربار حداقل یک کیسه کمتر مصرف کنم.


نوروزتان و روزهای نو برایتان سرشار از خیر و شادی و سلامتی و آرامش - آخرین روز سال۹۷

@fgolzadeh

https://www.instagram.com/p/BvOq7C_BqT4/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1vj0dre55p02w
جناب آقای روحانی، ریاست محترم‌جمهور

سیل!، نوروز را بر مردم گلستان، تلخ کرده است. دل مردم ایران از رنج مردم آق‌قلا به درد آمده است. وزیران محترم دولت در رقابت با هم به جهت ازدیاد مفاد کاغذی و حرف‌درمانی! رونق تولید مشغول هستند، که مبادا از قافله عقب بمانند!

آقای اسماعیل نجار، معاونت وزیر کشور و رییس سازمان مدیریت بحران، از اهالی سرخه که می‌گویند نسبت فامیلی با خاندان فریدون و روحانی دارد، با کدام شایستگی بر مسند چنین مقام حساسی که مستقیما به جان هزاران انسان مرتبط است، قرار گرفته است؟ا

اساتید مدیریت بحران و افراد با دانش و کارآزموده در این حوزه به شدت تخصصی، فراوانند. ما کرمانی‌ها حضور آقای نجار را به عنوان استاندار کرمان در دور دوم ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد تجربه کرده‌ایم. انسان‌ محترم و اهل دلی که نه کور می‌کند و نه شفاء می‌دهد. برای مدیریت بحران چاره‌ای بیاندیشید!!ا

پ.ن: بسیار پرهیز داشتم از قضاوت کردن در مورد افراد. ولی ما اساتید برجسته و مدیران توانمندی در حوزه مدیریت بحران داریم. نسبت‌های فامیلی و مدیران رانتی را در حوزه خودرو و صندوق‌ها و ... تحمل کنیم نه در حوزه‌های مرتبط با جان انسان‌ها.

@fgolzadeh

https://www.instagram.com/p/BvU2jR7AvQn/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1dmlu8fjtwd7
شادی و امید یک امر درونی‌ست. البته به تناسب بین انتظارات و اتفاقات بستگی دارد.
مثلا وقتی معاون اول می‌گوید اختیار تغییر منشی‌اش را هم ندارد (انتظارات) و بعد استاندار عوض می‌کند (اتفاقات)، امید و شادی درون‌مان به‌طرز بی‌سابقه‌ای فوران می‌کند.

یادمان می‌رود که در این کشور ِ حادثه‌خیز، سازمانی بسیار کلیدی وجود دارد به‌نام "مدیریت بحران" که ماموریتش، تمهیدات و اقدامات لازم برای کاهش اثرات بلاهای طبیعی است. حوزه‌ای بسیار تخصصی و دانش‌محور

علی‌الحساب هبه شده است به آقای نجار، از نزدیکان رییس‌جمهور (نفر اول از سمت چپ). مثلا ما اصلا انتظار نداریم ایشان را عوض کنند. اصلا برای قلبمان این‌ همه امیدواری ضرر دارد.

البته این‌گونه نیست که ایشان در حوزه بلایای طبیعی تخصص نداشته باشند. در زلزله ریگان، تشخیص ایشان به عنوان استاندار کرمان این بود که چون عکس آقای احمدی‌نژاد بر دیواری بوده، دیوار خراب نشده است. (تصویر دوم)ا

این دستاورد بزرگی‌ست از جنس همان که ابر به پایین نگاه می‌کند و می‌بیند سرسبزی نیست، می‌رود. این ابرهای مازندران و گلستان هم از همان دسته ابرهای زبان‌نفهم‌ هستند. امید که حداقل دیوار خانه‌ها عکس رییس‌جمهور را فراموش نکنند!

پ.ن۱: ببخشید که این شروع سالی، این سیل و. ... اوقات را تلخ کرده و دائم نقد می‌کنم. من به سال نو بسیار امیدوارم. بعدا بیشتر خواهم گفت.

پ.ن۲: برای فردا دعوت شده بودیم عید دیدنی آقای جهانگیری. من که توفیق ندارم. اما دوستانی که می‌روند، مراتب سپاس از این اقدام ایشان داشته باشند. کورسوی امیدی بود در ناامیدی!

@fgolzadeh

یک‌شنبه ۴فروردین۹۸

https://www.instagram.com/p/BvYyBLpBW4e/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=milqp0ywg4sr
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️آروغ زیبای مدیران

چرا در برخی جوامع، هیچ مدیری به خاطر خطا و اشتباه استعفا نمی کند؟ در حالی که در برخی دیگر مدیران از شرم خودکشی می کنند! این سوال، دانشجويي سر کلاس از استاد جامعه شناسی پرسید. در پاسخش استاد این جواب را داد:
بچه ها! اگر معلمی در کلاس آروغ بزند! آیا باز می تواند در آن کلاس به کارش ادامه دهد؟
پاسخ روشن بود. دوستان گفتند نه تنها از کلاس بلکه از مدرسه هم باید برود.
استاد دوباره پرسید حالا اگر معلمی در کلاس دانش آموزان کر و لال هستند آروغ بزند چه؟
گفتند: مشکلی پیش نمی آید.
استاد لبخندی زد و گفت: حالا فهمیدید چرا در برخی جوامع هیچ مدیری استعفا نمی کند؟ در این جوامع عده ای لال اند! عده ای کور اند و عده ای کر!

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
شاید برای ما همیشه سوال باشد در حالی که ما درگیر نان شبانه و ترافیک روزانه و تورم سالانه هستیم، چرا این قدر روشنفکران دم از شفافیت و گردش آزاد اطلاعات؛ دم از آزادی بیان، احزاب مستقل و رسانه های آزاد می زنند؟ شاید ما فکر کنیم که این ها از سر شکم سیری حرف های روشنفکرانه می زنند و به فکر آب و نان شب مردم نیستند. دقیقا مساله همین جاست که بی آبی و بی نانی ما ریشه در همین دغدغه های آنان دارد. تلاش آنان این است که ما کر و کور و لال نباشیم.

کر و کوری اجتماعی بدان معناست که یک جامعه از پشت پرده جریانات بی خبر است. از بند و بست ها، بده بستان ها و معاملات کثیف و تعاملات پنهانی. شفافیت و گردش آزاد اطلاعات باعث می شود که جامعه کر و کور نباشد. بفهمد، تحلیل کند.

لالمانی اجتماعی نیز بدان معناست که یک جامعه زبان رسا و گویایی برای بررسی و نقد عملکرد مدیران ندارد. احزاب مستقل و رقیب و رسانه های آزاد، زبان گویای جامعه هستند. جامعه تک صدایی، در اصل جامعه بی صداست. چون تک صدایی مانند بوق ممتد است که یک حرف را تکرار و تکرار می کند.

حالا ممکن است دوباره بخواهید دم از ناامیدی بزنید که آقا نمی شود! ناامیدی معنایی ندارد. فقط باید اوضاع را بهبود داد فقط یک ذره. فقط یک قدم. بگذارید برای شما مثالی بزنم. یکی از با پتانسیل ترین سازمان های کشور برای فساد، شهرداری ها هستند که اگر خوب مدیریت و نظارت نشوند، می توانند مستعد تبانی، رانت و خاصه خرجی های سیاسی و ... باشند. اما شهرداری تهران کار خوبی را شروع کرده است. تمام معاملات کلان افشا می شوند. علاوه بر این فهرست اسامی دریافت کنندگان طرح ترافیک خبرنگاری، بودجه پیشنهادی و بودجه مصوب، اطلاعات مدیران ارشد شهرداری و گزارش عملکرد مالی شهرداری منتشر می شوند. این سرآغاز شفافیت و گردش آزاد اطلاعات است. چیزی که تمام نهادهای دولتی و عمومی باید تکرار کنند. حق تک تک ماست که بدانیم امتیازها، منابع و پول به چه اموری و چه کسانی تخصیص می یابد! حالا با این کار شهرداری تهران، همه مشکلات حل می شود؟ مسلما نه! ولی بهبود آغاز می شود به شرط آنکه مواظب باشیم فتیله اش پایین کشیده نشود و این چراغ در دیگر سازمان ها و نهادها نیز روشن شود.

ما چه می توانیم بکنیم؟
قرار نیست یک شبه به یک جامعه آزادِ شفافِ سالمِ متمدن تبدیل شویم. بهتر است دو «تمرین مدنی» انجام دهیم. این دو تمرین مدنی، سرآغاز رهایی از کوری و لالمانی اجتماعی است. باید از خانه هایمان آغاز کنیم. سپس در ساختمان، مدرسه، اداره، روستا، شهرستان و استان مان آن را توسعه دهیم.
تمرین مطالبه گری؛ عادت کنیم که از تمام مسوولین بخواهیم که اطلاعات، تصمیمات، برنامه ها، عملکردها، نتایج شان را افشا کنند.
تمرین روشن گری؛ عادت کنیم که عملکرد مدیران را مبتنی بر اطلاعات (و نه مبتنی بر حدس و گمان) نقد و بررسی منصفانه و محترمانه کنیم.

گام های بلند بعدی؛ به موازات انجام دو تمرین مدنی فوق، دست به دست هم دهیم این موارد را پیگیری کنیم:
*-قانون «از کجا آورده ای» تصویب شود. تا معلوم شود که ثروت مدیران از کجا بدست آمده؟خلاصه اگر مسوولی ویلای سه هزار متری دارد این ویلا را یا باید به ارث برده باشد، یا با پول کارمندی دولت خریده باشد، یا از رانت استفاده کرده باشد، کدام یک؟
*-رای های نمایندگان، شفاف شود تا معلوم شود آنانکه دم از دردهای مردم می زنند واقعاً چگونه رای می دهند؟ منافع شخصی و قومی و محلی را نمایندگی می کنند یا منافع ملی را؟
*-تمام دستگاه های دولتی و عمومی که از بیت المال و منابع عمومی استفاده می کنند گزارش عملکرد کمی بدهند.
*-تمام آنانکه در دولت و شرکتهای دولتی پست می گیرند، اطلاعاتشان افشا شود که از کجا آمده اند، چه سابقه و صلاحیتی داشته اند؟

هیچکس چشمان ما را باز نخواهد کرد، این ما هستیم که باید چشم مان را به مشاهده گری و زبان مان را به مطالبه گری و روشن گری عادت دهیم. اگرنه مجبوریم آروغ زیبای مدیران را تحمل کنیم و خدا را شکر کنیم که چنین مدیران خوبی داریم که ما را لایق آروغ زیبای خود می دانند.


مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
علاقه سیاستمداران به دخالت در اقتصاد و زندگی مردم ما را به کجا می‌برد؟


مداخله گسترده در زندگی خصوصی و کسب وکار مردم در حال ایجاد شکافی عمیق میان مردم و سیاستمداران است.

ساختار سیاسی ما بسیار فراتر از دیگر نظام‌های سیاسی موجود، در کسب وکار و زندگی مردم مداخله می‌کند و این در حالی است که خود قادر به حل مشکلات بی‌شمار کشور نیست.

مردم می‌گویند در حالی که هیچ نهادی در ساختار سیاسی پاسخ‌گوی نابسامانی‌های موجود در سیاستگذاری اقتصادی و شرایط زندگی مردم نیست، زندگی خصوصی و کسب وکارشان مدعیان بی‌شماری دارد.


متأسفانه هر دو مداخله باعث مزمن شدن تنش‌هایی در جامعه شده‌اند که در نهایت به عنوان عامل اخلالگر زندگی و فضای و کسب و کار عمل کرده‌اند.

مداخله گسترده در اقتصاد و تمایل به تشدید نظام چند قیمتی از یک سو دولت را از انجام وظایف اصلی‌اش یعنی تولید و عرضه کالای عمومی باز داشته و از سوی دیگر به سرکوب انگیزه بخش خصوصی برای تولید کالاهای خصوصی منجر شده است.

مداخله بی‌ حد و مرز در علایق اجتماعی و سیاسی و دخالت وسیع و عمیق حاکمیت در زندگی مردم نیز باعث ایجاد شکافی عمیق و غیر ضروری میان مردم و ساختار سیاسی شده و یکی دیگر از تنش‌های مزمن را به وجود آورده است.

این دو تنش مزمن در کنار شکاف میان دغدغه‌های مردم و اولویت‌های ساختار سیاسی وضعی را به وجود آورده که تداوم آن بسیار نگران‌کننده است.


☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
امروز برای جلسه و بازدید از چند شرکت و مرکز نوآوری به آلمان آمدم. هر بار که به این کشور می‌آیم  و با مرور تاریخ و مسیر دشوار پیشرفت صنعتی این کشور، دلم روشن می‌شود برای ایران

آلمان، ۷۰سال پیش تقریبا با خاک یکسان شد. حدود ۷میلیون نفر کشته شدند و کشوری تیکه تیکه برجای ماند. آمریکا تا سال‌ها بعد از جنگ‌جهانی دوم عزمش بر استثمار صنایع سنگین و دانش صنعتی آلمان جزم بود و هنوز هم اگر از دستش برآید، در کند کردن رشد اقتصادی و توان صنعتی آلمان کوتاهی نخواهد کرد.

آنچه آمریکا را در مقابل اروپا نگران می‌کند، قدرت اقتصادی و ثبات آلمان است. آمریکا دلش در گرو استثمار است. اما آلمان ساخته شد. آلمانی قوی و قدرتمند که ستون اقتصادی اروپاست و در مقابل آمریکا هم قد علم می‌کند.

آلمان ساخته شد با همدلی، آرمان و سخت‌جانی مردمش، برنامه‌ریزی دولتش و توسعه سبک‌زندگی و استانداردهایش. با رابطه و تعامل درست با دنیا. با افزایش تولید مواد غذایی، توسعه صادرات و حذف نگاه‌های سوبسیدی و عدم دخالت‌ دولت در شئونات زندگی و رها کردن تفکر ِ منسوخ ِ یکسان‌سازی زندگی مردم. آمریکا را نه با شعار بلکه با توسعه و پیشرفتشان مغلوب کردند و بر سر جایش نشاندند.

با خود فکر می‌کنم که راهکار بازآفرینی و توسعه در ایران چیست؟ می‌شود از مقایسه این رشد صنعتی و ثبات اقتصادی کشورها با ایران، مغموم و دلسرد شد و به توسعه دوستان دلسوز برای ترک و جلای وطن گوش داد و کنج عافیت را ترجیح داد. اما می‌توان با مرور داستان بازسازی و رشد اقتصادی آلمان، ژاپن، چین و ... و درس‌آموزی از آن، امید و تلاش برای آینده‌ را احیاء کرد.

من به شدت از وضعیت موجود ناکارآمدی مدیریت در ایران انتقاد دارم: لابی‌گری به جای شایسته‌سالاری، رفتارهای پوپولیستی به‌جای برنامه‌ریزی درست و هماهنگ، شهوت ِتوسعه سخت‌افزاری به جای ارج‌نهادن بر سرمایه‌های انسانی، تخریب و تهمت‌های واهی به‌جای قدرشناسی و پشتیبانی و ... و در بیان آن، نگران از دست‌دادن فرصت‌های شخصی نیستم. نمی‌خواهم عادت کنم به آنچه که محتاطم کند.
ولی به آینده بسیار امیدوارم:

ما مکلفیم به تلاش، به همرنگ‌نشدن با بی‌اخلاقی و تن ندادن به وضعیت نابسامان، به زنده‌نگاه‌داشتن امید، به حضور در مسیر ساختن، نتیجه تا هر میزان که حاصل شد، لذت‌بخش و شایسته است و انشالله به دست نسل آینده، ادامه خواهد یافت.
@fgolzadeh

هفتم‌فروردین۹۸

https://www.instagram.com/p/Bvg3UmpBEaG/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=9vphi0lsy10p
ایران مردم و ایران سیاستمداران


در اقتصاد تلاش می‌کنند کیفیت‌ها را تبدیل به کمیت کنند و به صورت گراف و نمودار شرح دهند اما چیزهایی هست که هرگز به کمیت تبدیل نمی‌شود.
مثل عشق،دوست داشتن و فکر می‌کنم مقوله «دوست داشتن وطن» هم از آن دست کیفیت هایی است که کمیت‌پذیر نیست.

آدم‌های این زمانه دنبال چیزی که هستی نیستند،دنبال چیزی هستند که می‌خواهند باشی.
بیشتر این آدم‌ها به فکر مهاجرتند و همیشه از آدم‌هایی که شرایط رفتن را دارند می‌پرسند«تو که می‌تونی بری، خب چرا نمی‌ری؟»
من همیشه در پاسخ می‌گویم نمی‌روم چون هم کرمان را دوست دارم و هم ایران را؛ هردو موطن من هستند.

می‌دانید واکنش آنها چیست؟

چشمانشان را گرد می‌کنند و به لب‌هایشان پیچ و تاب می‌دهند.گاهی هم با پوزخند مواجه می‌شوم و بعضی ها هم سر تکان می‌دهند طوری که انگار به سرم ضربه‌ای خورده یا حواسم پرت است و من متعجب می‌مانم که کدام اشتباه می‌کنیم؟ من که از ابراز علاقه‌ام به وطن سخن می‌گویم یا کسی که از این ابراز علاقه متعجب می‌شود.

پیش خودم می‌گویم عجب زمانه‌ای شده، کسی که آرزو دارد وطنش را ترک کند به کسی که آرزو دارد وطنش را ترک نکند پوزخند می‎زند.
به قول میرزاده عشقی؛

خاكم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم
خاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟

آوخ ، كلاه نيست وطن ، گر كه از سرم
برداشتند فكر كلاهي دگر كنم

گاهی فکر می‌کنم ما دو ایران داریم. یعنی من دو ایران می شناسم. یک ایران همان است که دوستش داریم و دوست داشتنش قابل اندازه گیری نیست. همان که کوچه و بازارش بوی عشق می‌دهد و یک دم نفس کشیدن در هوایش با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. می‌توانیم اسمش را بگذاریم «ایران مردم» و یک ایران هم داریم که مال سیاستمداران است. همان که خیلی‌ها به خاطرش ترک وطن می‌کنند. اسمش را بگذاریم«ایران سیاستمداران». ایرانی که دوست داشتنی نیست و خیلی‌ها از آن گریزانند.

متأسفم بگویم که قهرمان‌های امروز ایران،آنهایی نیستند که کاری کرده‌اند یا قرار است بکنند؛ آنها هستند که کاری نکرده‌اند و قرار است نکنند. آنها که دزدی نکرده‌اند، غارت نکرده‌اند،خاک نفروخته‌اند،خونش را نریخته‌اند و پا روی گلویش نگذاشته اند.

برای ایران تنها کاری که می‌شود کرد این است که کاری نکنیم. سیاستمداران عصر ما دست به هرکاری که زده‎اند خراب کاری کرده‌اند. بیایید از آنها خواهش کنیم هیچ کاری نکنند.


☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حرف‌ها و احکام کلی برخی افراد (حتی تحصیل‌کرده) و یا برخی برنامه‌های تلویزیون مبنی بر اینکه "دانشگاه و تحصیل به درد نمی‌خورد" مزخرف است.

به خانواده‌هایی که فرزند محصل دارند، توصیه می‌کنم این ویدیو دکتر جردن پترسون را که از کانال هم‌پرسه @hamporseh به اشتراک می‌گذارم، اول چندبار خودشان و بعد چندبار با فرزندانشان ببینند.

دانشگاه؛ شخصیت و شبکه اجتماعی فرد را می‌سازد. یعنی انسانی اجتماعی که استدلال، گفتگو و تعامل را می‌فهمد. جامعه ما برای خوشبختی نیازمند افراد با توانایی ادراک بالا، منطق و گفتگوست.

آیا بدون دانشگاه، فرد نمی‌تواند این مهارت‌ها را یاد بگیرد؟ یا صرفا دانشگاه رفتن، کفایت می‌کند؟

خیر. ولی برای شنا یادگرفتن، استخری مناسب با مربیان و امکانات خوب حتما کارسازتر از یادگرفتن شنا در بیابان است.

@fgolzadeh
‌پیرامون تصمیم نادرست مجلس در مورد مدارس و مساجد/ علی سرزعیم🔴

🍀یکی از بدترین شیوه‌ها برای مواجهه با یک مشکل، انتقال آن مشکل به بخش دیگر به جای حل آنست. واقعیت آن است که دولت با تنگنای مالی روبه‌روست و این تنگنای مالی خود را در بودجه کم آموزش و پرورش نشان داده است. حال به جای اینکه به کار سخت کم کردن بودجه بخشهای دیگر و تامین هزینه آموزش را انجام دهیم، وسوسه می‌شویم که به بودجه بخشهای دیگر دست نزنیم ولی آموزش و پرورش را از برخی هزینه‌های دولتی معاف کنیم. در عمل آنچه که رخ می‌دهد این است که مشکل بخش آموزش و پرورش را به بخش انرژی (یعنی وزارت نیرو و وزارت نفت) منتقل می‌کنیم. شیوه کار هم اینگونه است که مدارس را از پرداخت هرگونه پول بابت آب، برق و گاز معاف می‌کنیم. تصمیم اخیر مجلس موید آنست که تسلیم چنین وسوسه ای شده است.

اما معنای چنین انتقالی چیست؟

🍀وقتی بخش آب و برق با مشکلات ناشی از عدم به روزرسانی قیمت مواجه هستند و دولت نیز توان پرداخت بدهی خود را ندارد، ایجاد تعهدات جدید برای این بخش به معنی افزایش بدهی‌های دولت است. این در حالی است که نیروگاه‌ها امیدی ندارند که دولت بدهی‌های خود را پرداخت کند. به همین دلیل به تهاتر بدهی‌های دولت با بدهی‌های خود با بانکها یا بدهی خود به وزارت نفت در تامین خوراک رو آورده‌اند. معنای این دو کار کاملا روشن است. وقتی که بدهی دولت به نیروگاه‌ها با بدهی نیروگاه‌ها با بانکها و بدهی بانکها به بانک مرکزی تهاتر می‌شود، در واقع بدهی دولت به استقراض از بانک مرکزی تبدیل می شود که به جای اینکه مستقیما و بلافاصله انجام شود به شکل غیرمستقیم و با یک تاخیر زمانی انجام شده است و پیامدهای آن به شکل افزایش تورم، افزایش نرخ ارز و ... ظاهر شده است و خواهد شد. وقتی که بدهی‌های دولت به نیروگاه‌ها با بدهی نیروگاه‌ها به وزارت نفت بابت گاز مصرفی تهاتر می‌شود، معنایش ارزان فروشی یا به تعبیر بهتر رایگان فروشی منابع طبیعی است که ثروتی بین نسلی است و می‌توان به این کار تعبیر آینده فروشی اطلاق کرد.

🍀حال سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌ارزد برای اینکه فشار بر نظام آموزش و پرورش کمتر شود به رشد نقدینگی دامن بزنیم یا به آینده فروشی دست بزنیم؟ منفعت این کار چیست و آیا این منفعت در برابر هزینه‌های آن صرفه دارد؟ ای کاش مجلس راه مستقیم کاهش بودجه دستگاه‌های دیگر برای ترمیم بودجه وزارت آموزش و پرورش را در پیش می‌گرفت. دلیل آن این است که وقتی هزینه برق، آب و گاز رایگان می‌شود انگیزه صرفه جویی از بین می‌رود. شواهد نشان می دهد که دقیقا از سالی که هزینه برق مدارس و مساجد رایگان شد، مصرف برق آنها افزایش قابل توجه یافت.

🍀وقتی گفته می‌شود که باید مصرف آب، برق و گاز خانوار کاهش یابد و یک راه آن افزایش قیمت آب، برق و گاز است بلافاصله عده ای اصلاح فرهنگ آن هم از مدارس را توصیه می‌کنند. حال وقتی که قیمت این اقلام رایگان می‌شود و مدارس انگیزه‌ای برای صرفه جویی ندارند دانش آموزان از کجا صرفه‌جویی را یاد بگیرند و فرهنگ مصرفی درست را بیاموزند؟ این گونه استثناءها اتفاقا الگوی معکوس را به دانش‌آموزان یاد می‌دهد. دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که مصرف بی مبالات داشته باشند و صرفه جویی را جدی نگیرند. آیا تصمیم گیران مجلس به تبعات این چنینی تصمیم خود واقف هستند؟ آیا تلاش برای حل یک مسئله به دو برابر یا چند برابر شدن این مشکل منتهی نشده است؟

مشابه همین تحلیل در مورد مساجد و امام‌زادگان نیز مطرح است. یکی از ارکان فرهنگ دینی مبارزه با اسراف است و آیات و احادیث فراوانی بر این مضمون دلالت دارند. چندی قبل به مناسبت فوت یکی از بستگان به امام‌زاده طاهر در هنگام صبح رفتم و مشاهده کردم که همه لوسترهای امام زاده روشن و همه سیستم گرمایش و سرمایش با تمام قوا مشغول به کارند. در مراجعه ای که به مساجد در ساعات دیگر نیز داشتم مشابه همین وضع را شاهد بودم. این رفتار که کاملا مغایر با فرهنگ دینی است ریشه در سیاست اقتصادی نادرستی دارد که توسط مجلس اتخاذ شده است. نقض فرهنگ دینی اصولا امر نادرستی است اما این کار در مکانهای مذهبی قباحت به مراتب بیشتری دارد!
@ali_sarzaeem
چه باید بکنیم؟ با نقد و نظرتان کمک کنید.

از نظر من، مدیریت حوادث و بحران‌هایی چون زلزله و سیل و .. سه مرحله دارد:

1⃣ مرحله اول و هنگام وقوع: نیازمند حضور هلال‌احمر و ارتش و سپاه به دلیل اقتدار و امکانات ایشان در کنترل سریع بحران
ما هر قدر که می‌توانیم کمک کنیم: اولویت اول نقدی و بعد اقلام ضروری

2⃣ مرحله دوم و پس از تثبیت اولیه؛ حضور سازمان‌های دولتی و مردم‌نهاد تخصصی برای ساماندهی و کمک‌های غذایی، زیرساختی، بهداشتی و فرهنگی

3⃣ مرحله سوم و پس از بهبود اولیه: بازسازی زندگی مردم بحران‌زده که به دلیل فروکش کردن هیجانات و اخبار، فراموش می‌شود. نقش سازمان‌های مردم‌نهاد، شرکت‌های تخصصی و سلبریتی‌ها و ... در این مرحله مهم است.

ا اما نکته کلیدی: در هر سه مرحله (تاکید می‌کنم: هرسه مرحله)، کشور نیازمند یک "سامانه مدیریت بحران" است برای 👈هماهنگی بخش‌های مختلف ِ کمک‌رسان، 👈به‌کارگیری موثرترین روش‌ها و 👈جلوگیری از تعارضات و هدر رفت انرژی و کمک‌ها. به نظر من این ماموریت "سازمان مدیریت بحران" است.

سیستم یا سامانه مدیریت بحران یعنی تفکیک ماموریت‌ها و نقش‌ها، تدوین چک‌لیست‌های کاربردی و دقیق، افراد آموزش دیده، محتواهای آموزشی، مشاوران داخلی و بین‌المللی و الگوهای برتر در دسترس.

در یک کلام یعنی "دانش جامع مدیریت بحران" که ترکیبی است از تجارب گذشته، افراد حرفه‌ای، محتوای آموزشی کاربردی و سریع، شبکه‌ای از مشاورین، و اندوخته‌ای از تجارب بین‌المللی

من متخصص مدیریت بحران نیستم. در دو مرحله اول هم حتما مفید نخواهم بود (تجربه‌ حضورم در زلزله بم را بعدا خواهم نوشت) ولی به دلیل اندک آموخته و تجربه‌ام در مدیریت دانش، آمادگی دارم تا با تشکیل جلسات هم‌اندیشی (فوکوس گروپ) با حضور متخصصان و متولیان از حوزه‌های مختلف، درس‌های آموخته شده در حوادث نوروز۹۸ را به صورت کاربردی و بخشی (فقط بخشی) از سامانه مدیریت بحران طراحی کنم.

👈 این به معنی تعیین وظایف و یا انجام وظایف مدیریت بحران و یا همه سامانه نیست. بلکه فقط دانش ضمنی افراد متخصص از حوزه‌های مختلف همراه با تجارب بین‌المللی است که کمک می‌کند به کاهش نقاط پر ریسک (قبل از بحران) و ارتقاء سطح تصمیمات (حین بحران) است.

دوستانم به عنوان متخصص متدولوژی و هم متخصصین حوزه‌های مختلف در داخل و خارج کشور هم آماده‌اند تا کمک خود را به کشور در این حوزه انجام دهند

پ.ن۱: انجام این‌کار یعنی کاهش تلفات و خسارت‌ها در حوادث بعدی. لطفا نقد کنید و برسانید به دست #وزیر_کشور رییس سازمان مدیریت بحران و ...ا

پ.ن۲: عکس امیدبخش اول را بسیار دوست دارم. عکس‌های بعدی را هم از اینستاگرام آقای #جواد_موگویی @javad.mogouei ، مستندساز و خبرنگار حاضر در #پلدختر برداشته‌ام.

فرشید گل‌زاده کرمانی
۱۶فروردین۹۸

@fgolzadeh

https://www.instagram.com/p/Bv3bSaMBwkW/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1bu6zjrgdryya
🚘 پارکینگ کمتر!! زتدگی بهتر!

🚲 تجربه سه شهر و سه نکته

این عکس را در کنار رود راین گرفتم. باعث شد جستجویی در خصوص سیاست‌های کاهش آلودگی هوا در چند شهر اروپایی داشته باشم.

آمستردام:
تعداد دوچرخه‌ها بیش از جمعیت آدم‌هاست. حدود 21درصد مردم با ماشین به محل کار می‌روند و 50درصد با دوچرخه. شهرهایی همچون زوریخ، کپنهاگ، پاریس و آمستردام، برنامه‌ای تحت عنوان "حذف پارکینگ‌های عمومی" دارند تا فضاهای آزادشده را به مسیر و پارکینگ دوچرخه و پیاده‌روی تخصیص دهند. در آمستردام برنامه‌ای با عنوان تبدیل پارکینگ‌ها به بهشت دوچرخه‌سواران و پیاده‌ها، سالانه 1100پارکینگ و تا سال2025 حدود 10هزار پارکینگ عمومی را از داخل شهر حذف و هرسال هزینه پارکینگ‌ها در داخل شهر افزایش می‌یابد. تمایل به استفاده از دوچرخه در بین جوان‌ها و افراد بالای 60سال بیشتر است. انگار تغییر میان‌سال‌ها سخت‌تر است.

پاریس:
تردد خودروهای دیزلی از2024 و بنزینی از2030 ممنوع و دوسوم اتوبوس‌ها از2025 الکتریکی و مابقی هم با بایوگاز خواهد بود. برای رسیدن به این هدف ملموس، امسال 800اتوبوس الکتریکی به ناوگان شهری اضافه شد. به عنوان میزبان المپیک2024 شعارش این است که شهری پاک به‌روی جهانیان بگشاید.

شِنزِن:
چین، پروژه الکتریکی کردن سیستم حمل و نقل به صورت کامل را کلید زده است. شنزن 160هزار اتوبوس برقی اضافه کرده و با افزودن 200هزار تاکسی الکتریکی تنها مگا شهری در جهان خواهد بود که کل سیستم حمل‌ونقل عمومی‌اش الکتریکی است.

نتیجه‌گیری ساده و شاید قابل استفاده:

1.جوان‌گرایی!
این روزها خبرهای خوشی از انتصاب مدیران و شهرداران جوان به گوش می‌رسد. این جوان بودن باید در فکر کردن، جسارت ورزیدن، ایده گرفتن، مشورت کردن، تجارب جهانی را دیدن و نهایتا تغییر رویکردها تجلی پیدا کند. والا تغییر سن در همان پارادایم مدیریتی سخت‌افزاری، دست به دست کردن مدیریت با تجربه‌ترها به افراد جدید کم‌تجربه‌تر برای ادامه مسیر آزمون و خطاست.

2.تغییر پارادایم!
وقتی از برنامه‌ریزی شهری صحبت می‌کنیم، قبل از هرچیز جایگزین شدن مدیریت مغزافزاری و نرم‌افزاری به جای مدیریت سخت‌افزاری شهر است.
افزایش بزرگراه، تعریض خیابان‌ها و افزایش پارکینگ عمومی و ...، روش‌های منسوخ شده و حتی در طولانی مدت با نتیجه معکوس در کاهش آلودگی و ترافیک است.

۳.فرهنگ!
جنبه‌های فرهنگی مهم است ولی یک رویکرد جامع و فرابخشی به‌جای مقطعی و بخشی، اعمال محدودیت‌ها و همچنین اصرار به رعایت استانداردها، فرهنگ را می‌سازد و تقویت می‌کند.

@fgolzadeh
فرشید گل‌زاده کرمانی
۲۶فروردین۹۸

https://www.instagram.com/p/BwRiE-LhSS4/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=n6y3l9dseqhh
⛔️ ورود خانم‌ها ممنوع!!ا

یک. آقای روحانی: نگفته بودم که در کابینه از زنان استفاده می‌کنم

دو. مجلس امروز به طرح اختصاص سهمی از فهرست‌های انتخاباتی به زنان مخالفت کرد.

سه. مطابق با تصویر پیوست، بیش از نیمی از وزرای دولت اسپانیا، سوئد و فرانسه را زنان تشکیل می‌دهند. اسلونی، آلمان، دانمارک، هلند، اتریش، فنلاند و ... هم زنان بیش از سی درصد وزارت‌خانه‌ها را مدیریت می‌کنند.

با تصویب یا عدم تصویب این مصوبه در مجلس هیچ گشایشی حاصل نمی‌شود. راهکار، سهمیه‌بندی نیست. چون در پارادایم مدیریتی مبتنی بر لابی و غیر شایسته‌سالاری، هر الزامی به ضد خودش تبدیل می‌شود. مثل جوان‌گرایی که صرفا به  یک پُز عالی و عوامفریبی تبدیل شده است؛ مثل پُز مبارزه با فساد و ... !ا

آنچه که مهم و کلیدی است: اعتقاد و باور به توانمندی و شایستگی زنان و جوانان، جسارت در انتخاب، فرصت دادن برای یادگیری و همچنین فراهم کردن مسیر رشد زنان و جوانان شایسته.

قطعا اگر بخواهیم مثل کشورهای توسعه‌یافته، نیمی از دولت به زنان تخصیص یابد و یا وزرای جوان سکان‌دار مدیریت شوند، انتخاب نمایشی افراد فاقد تجربه و بدون رشد تدریجی، جز مبتذل کردن رویکرد نیست!

@fgolzadeh

فرشید گل‌زاده کرمانی
۲۷فروردین۹۸

https://www.instagram.com/p/BwVAX5lhgj_/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1sj23l7a9xifo