Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
« مسخره میکنی؟ لخت شو!»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
« جونگهان، بذار حداقل دور از تو، هرجور که میخوام بهت حس داشته باشم.»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
« نمیشه. این جلوی زندگیت رو میگیره. داره مختلش میکنه. گربه نره رو بردار و برو یه جایی دور از من. به من هم زیاد فکر نکن، من خوبم، دارم مقاله میخونم و اسنک میخورم.»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
دست پسر رو بوسید و زمزمه کرد:« هیچوقت جونگهان، هیچوقت.»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
ادامه داد:« هیچوقت روزی نمیاد که دلتنگت نشم.»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
ناخودآگاه پسر کوچکتر هم لبخندی زد.
یک لبخند کشیده و عمیق؛ طوری که چال های نامرئیش، مرئی بشن.
دست مرد رو گرفت و روی قلبش گذاشت.
« راستش این چیزی از این حرفها نمیفهمه.»
یک لبخند کشیده و عمیق؛ طوری که چال های نامرئیش، مرئی بشن.
دست مرد رو گرفت و روی قلبش گذاشت.
« راستش این چیزی از این حرفها نمیفهمه.»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
سپس دست مرد بزرگتر رو روی سرش گذاشت.
« اما این، اسمت رو این بار فراموش نمیکنه.»
« اما این، اسمت رو این بار فراموش نمیکنه.»
Forwarded from 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘵𝘪𝘮𝘦.
سونگچول ناخودآگاه خندید اما بغض به گلوش چنگ زد.
هان ادامه داد:« سونگچول، چوی سونگچول. این اسم توئه.»
هان ادامه داد:« سونگچول، چوی سونگچول. این اسم توئه.»
Forwarded from `⊀ Hon.
Forwarded from `⊀ Hon.
" 𝐋𝐢𝐚𝐫 "
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲 𝐅𝐞𝐫𝐜𝐚𝐧𝐬𝐬𝐨
بخشی از داستان: تا زمانی که با خودت روراست نباشی، نمیتونی عاشق بشی؛ این چیزی بود که باید یاد میگرفتم.
پس مسیری سرشار از دروغ و ریا، در پیش گرفتم؛ تا متوجه بشم، عشق، نیازمند صداقته، چیزی که در وجود من، ریشه کن شده.
خلاصه: چوی سونگچولِ سی و دو ساله، در حالی که فقط یک قدم با هدف زندگیش، یعنی مدیریت کمپانی پدرش، فاصله داره، با یک شرط خیلی عجیب از طرف والدینش مواجه میشه.
« ازدواج کن.»
سونگچول، تمام زندگیش فقط به شغلش، سگش و خانوادش اهمیت داده، حالا باید... ازدواج کنه؟
اون همیشه پیشنهاد قرار های از پیش تعیین شده رو رد کرده، چون هیچوقت دلش نخواسته عاشق بشه.
عشق وابستگی میاره، و وابستگی... خطرناکه.
اما چی میشه اگر با یک بازیگر تئاتر به نام یون جونگهان ملاقات کنه و درخواست عجیبی ازش بکنه؟
« میشه برای چند ماه، نقش نامزد من رو بازی کنی، جونگهان؟»
Genre: Romance comedy, drama, fake relationship, angst, erotic
Main couple: Jeongcheol
Side couple: who knows
Wattpad
@Bluewhispersfiction
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲 𝐅𝐞𝐫𝐜𝐚𝐧𝐬𝐬𝐨
بخشی از داستان: تا زمانی که با خودت روراست نباشی، نمیتونی عاشق بشی؛ این چیزی بود که باید یاد میگرفتم.
پس مسیری سرشار از دروغ و ریا، در پیش گرفتم؛ تا متوجه بشم، عشق، نیازمند صداقته، چیزی که در وجود من، ریشه کن شده.
خلاصه: چوی سونگچولِ سی و دو ساله، در حالی که فقط یک قدم با هدف زندگیش، یعنی مدیریت کمپانی پدرش، فاصله داره، با یک شرط خیلی عجیب از طرف والدینش مواجه میشه.
« ازدواج کن.»
سونگچول، تمام زندگیش فقط به شغلش، سگش و خانوادش اهمیت داده، حالا باید... ازدواج کنه؟
اون همیشه پیشنهاد قرار های از پیش تعیین شده رو رد کرده، چون هیچوقت دلش نخواسته عاشق بشه.
عشق وابستگی میاره، و وابستگی... خطرناکه.
اما چی میشه اگر با یک بازیگر تئاتر به نام یون جونگهان ملاقات کنه و درخواست عجیبی ازش بکنه؟
« میشه برای چند ماه، نقش نامزد من رو بازی کنی، جونگهان؟»
Genre: Romance comedy, drama, fake relationship, angst, erotic
Main couple: Jeongcheol
Side couple: who knows
Wattpad
@Bluewhispersfiction
🍓1
Forwarded from `⊀ Hon.
Forwarded from `⊀ Hon.
𝑳.𝑩.𝒀.
𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚:
چوی سونگچول، سرهنگی کارکشته و ماهر که در قلب سئول به دنبال یک فرد خاص میگرده.
پسری سیاه پوش و ناشناس که هزار و نود و پنج روز، سرهنگ جوان رو تشنه نگه داشته.
نام این مجرم مشهور « Raven » ئه.
نمادی از تمام کار های شومی که انجام داده.
حالا سرهنگ چوی، بالاخره بعد از گذشت سه سال، فرصتی نسیبش شده تا این خلافکار رو گیر بندازه.
اما آیا واقعا این یک فرصته؟ یا یک... تله؟
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: psychological, thriller, romance, erotic, mystery
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Jeongcheol
@Bluewhispersfiction
𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚:
چوی سونگچول، سرهنگی کارکشته و ماهر که در قلب سئول به دنبال یک فرد خاص میگرده.
پسری سیاه پوش و ناشناس که هزار و نود و پنج روز، سرهنگ جوان رو تشنه نگه داشته.
نام این مجرم مشهور « Raven » ئه.
نمادی از تمام کار های شومی که انجام داده.
حالا سرهنگ چوی، بالاخره بعد از گذشت سه سال، فرصتی نسیبش شده تا این خلافکار رو گیر بندازه.
اما آیا واقعا این یک فرصته؟ یا یک... تله؟
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: psychological, thriller, romance, erotic, mystery
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Jeongcheol
@Bluewhispersfiction
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM