«او»
محمد فاضلی
پنجاه روز میگذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آنها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه میتوانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری میکردم.
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کمخشونت قائل است. «او» که میتواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمیآوردم، پرمایهتر از پیش؛ و حاکمان را متهورانهتر از ریختن خون سیاوشان بر حذر میداشتم.
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحهالملوک را پرمایهتر مینوشتم و چندان به نصحیت خلق نمیپرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان میکوشیدم.
«او» محمود فرشچیان است که میتواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگآمیز بودن انسان، تنهایی و بیپناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمینتنان شیرینلب، دهها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگاندیشی و تلخسازی کام خلق میکشیدم.
«او» بهرام بیضایی است که میتواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بیگناه گرفتار در چرخههای خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرمهای ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که میتواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیتگریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر مینوشتم؛ و به هزار زبان میگفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایهتر بود.»
«او» علیاکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتادهاند؟ هزاران بار میسرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز میکردم.
«او» حسین علیزاده است که «نینوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسرانشان مویه کردهاند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدونهایی باشد که میرزا قشمشمها ریختهاند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقاییام را با ساختن قطعه «خوننوا» برای ارکستر آذین میبستم؛ و قطعهای میساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت میکند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل میکند؛ روزنامهنگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خونریز قلم میزند؛ روشنفکری است که چرخههای بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه میشکافد؛ و ...
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمیکند، روا نمیدارد و بهکار نمیبرد. «او» سیاستمداری است که خشونت خط قرمز سیاستورزیاش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز میشمارد و سینه هموطن را نمیدرد.
«او» میتواند زیربنای ساختن جامعهای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمیشود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر میپروراند که آدمیان در آن به صلح زیست میکنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخگو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیونها «او» جهان بهتری میسازند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
پنجاه روز میگذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آنها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه میتوانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری میکردم.
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کمخشونت قائل است. «او» که میتواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمیآوردم، پرمایهتر از پیش؛ و حاکمان را متهورانهتر از ریختن خون سیاوشان بر حذر میداشتم.
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحهالملوک را پرمایهتر مینوشتم و چندان به نصحیت خلق نمیپرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان میکوشیدم.
«او» محمود فرشچیان است که میتواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگآمیز بودن انسان، تنهایی و بیپناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمینتنان شیرینلب، دهها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگاندیشی و تلخسازی کام خلق میکشیدم.
«او» بهرام بیضایی است که میتواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بیگناه گرفتار در چرخههای خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرمهای ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که میتواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیتگریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر مینوشتم؛ و به هزار زبان میگفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایهتر بود.»
«او» علیاکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتادهاند؟ هزاران بار میسرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز میکردم.
«او» حسین علیزاده است که «نینوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسرانشان مویه کردهاند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدونهایی باشد که میرزا قشمشمها ریختهاند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقاییام را با ساختن قطعه «خوننوا» برای ارکستر آذین میبستم؛ و قطعهای میساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت میکند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل میکند؛ روزنامهنگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خونریز قلم میزند؛ روشنفکری است که چرخههای بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه میشکافد؛ و ...
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمیکند، روا نمیدارد و بهکار نمیبرد. «او» سیاستمداری است که خشونت خط قرمز سیاستورزیاش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز میشمارد و سینه هموطن را نمیدرد.
«او» میتواند زیربنای ساختن جامعهای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمیشود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر میپروراند که آدمیان در آن به صلح زیست میکنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخگو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیونها «او» جهان بهتری میسازند.
@fazeli_mohammad
👍514👎70
فاجعه برای مردم نامختارِ نامسئول
محمد فاضلی
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمیتوان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلختر میشود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکلگیری این منازعه نقشی داشتهاند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعهای از رویدادها، تصمیمها، ایدئولوژیها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروههایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلابها ماهیتاً منازعات بینالمللی و ژئوپلتیک خلق میکنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمیرسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایرانستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادیسازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعهای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنهای یافت و کسبوکاری شد؛ و به همین ترتیب ایرانستیزی در آمریکا کسبوکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایرانستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویتهایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
در این میان، ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاستهای منطقهای ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیدهتر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.
تلاشهای دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روانشناسی آدمها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخوردهاند که بخشی از آنها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروههایی بوده که از تداوم تنش سود میبرند.
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار میآورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیمتر منجر میشود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینههایش و منفعت راههای بدیل) ندارد و میتواند آن کشور را درگیر هزینههایی کند که در رقابت جهانی، بهویژه با چین، برایش زیانبار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارتهای آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ میتواند دههها توسعهنیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
در این میان، پرسشی مهم باقی میماند: چگونه به نقطهای رسیدهایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را بهعنوان راهحلی محتمل میبیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحرانهایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب میکنند.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلماتها و سیاستمداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز میتوان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر ارادهای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفتوگو وجود داشته باشد.
مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیمهایی را نپردازند که در شکلگیریشان اختیاری نداشتهاند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمیتوان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلختر میشود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکلگیری این منازعه نقشی داشتهاند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعهای از رویدادها، تصمیمها، ایدئولوژیها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروههایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلابها ماهیتاً منازعات بینالمللی و ژئوپلتیک خلق میکنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمیرسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایرانستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادیسازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعهای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنهای یافت و کسبوکاری شد؛ و به همین ترتیب ایرانستیزی در آمریکا کسبوکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایرانستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویتهایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
در این میان، ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاستهای منطقهای ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیدهتر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.
تلاشهای دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روانشناسی آدمها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخوردهاند که بخشی از آنها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروههایی بوده که از تداوم تنش سود میبرند.
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار میآورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیمتر منجر میشود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینههایش و منفعت راههای بدیل) ندارد و میتواند آن کشور را درگیر هزینههایی کند که در رقابت جهانی، بهویژه با چین، برایش زیانبار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارتهای آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ میتواند دههها توسعهنیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
در این میان، پرسشی مهم باقی میماند: چگونه به نقطهای رسیدهایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را بهعنوان راهحلی محتمل میبیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحرانهایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب میکنند.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلماتها و سیاستمداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز میتوان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر ارادهای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفتوگو وجود داشته باشد.
مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیمهایی را نپردازند که در شکلگیریشان اختیاری نداشتهاند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
@fazeli_mohammad
👍476👎84
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
انقلاب و دیکتاتوری
آیا نظامهای سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون میآیند با بقیه نظامهای اقتدارگرا فرق دارند یا میتوان آنها را مثل بقیه اقتدارگراییها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال میکنند که نظامهای برآمده از انقلابهای اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد میکنند، و زنجیرهای از واکنشهای ضدانقلابی که برمیانگیزند، به سازماندهی و کیفیت کاملاً متمایزی میرسند. ویژگیهای آنها این رژیمهای انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری میرساند. این رژیمها البته در معرض فرسایش هستند اما میتوانند دههها دوام بیاورند و بهطور معمول سه برابر سایر رژیمهای اقتدارگرایی عمر میکنند که از دل انقلاب بیرون نیامدهاند.
شنیدن در تلگرام
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار
#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری
@dirancast_official
آیا نظامهای سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون میآیند با بقیه نظامهای اقتدارگرا فرق دارند یا میتوان آنها را مثل بقیه اقتدارگراییها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال میکنند که نظامهای برآمده از انقلابهای اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد میکنند، و زنجیرهای از واکنشهای ضدانقلابی که برمیانگیزند، به سازماندهی و کیفیت کاملاً متمایزی میرسند. ویژگیهای آنها این رژیمهای انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری میرساند. این رژیمها البته در معرض فرسایش هستند اما میتوانند دههها دوام بیاورند و بهطور معمول سه برابر سایر رژیمهای اقتدارگرایی عمر میکنند که از دل انقلاب بیرون نیامدهاند.
شنیدن در تلگرام
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار
#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری
@dirancast_official
👍111👎37
پریشب با محمد مالجو ۳ ساعت در بین دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفتوگو کردیم. مستأصل و خشمگین از اصلاحناپذیری حکومتند. زندگی برایشان تیره شده. فحش زیبا نیست اما رسانه رادیکال اعتراضشان است. آنان که افق زندگی آنها را تیره کردهاند حق ندارند درس اخلاق بدهند.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍460👎27
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان به لب رسیدگان
بنیانهای نارضایتی و صلح مسلّح ایرانیان
مردم ایران بعد از فاجعه کشته شدن هزاران نفر در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مغموم و سوگوار به نظاره تحولات ژئوپلتیک و زورآزمایی قدرتهای جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران نشستهاند. محمد فاضلی در این میان تلاش میکند از تسلیت گفتن و همدردی با مردم فراتر رود، ریشههای نارضایتی مردم ایران را صورتبندی کند و سهم نظام سیاسی و قدرتهای خارجی در این وضعیت را تشریح کند. #یاسر_عرب در این گفتوگو وظیفهای دشوار به عهده گرفته تا گفتمان و رویکرد هسته سخت و حامیان نظام جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و علیرغم دیدگاههای شخصی خودش، از زبان آنها سخن بگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/r_puAsv64fw
محمد فاضلی در این گفتوگو علاوه بر نشان دادن ریشههای نارضایتی مردم ایران و معترض شدن ایشان، یک معضل تاریخی ایران – یعنی خشونت سیاسی – را از عصر ناصرالدین شاه تا به امروز، مرور میکند. صورتبندی او بر مفهوم صلح مسلح در جامعهحکومت ایرانی بنا شده و دشواریهای ساختاری غلبه بر خشونت را آشکار میکند.
#خشونت_سیاسی #۱۸_۱۹_دی #یاسر_عرب #صلح_مسلح
@irantalk_sn
بنیانهای نارضایتی و صلح مسلّح ایرانیان
مردم ایران بعد از فاجعه کشته شدن هزاران نفر در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مغموم و سوگوار به نظاره تحولات ژئوپلتیک و زورآزمایی قدرتهای جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران نشستهاند. محمد فاضلی در این میان تلاش میکند از تسلیت گفتن و همدردی با مردم فراتر رود، ریشههای نارضایتی مردم ایران را صورتبندی کند و سهم نظام سیاسی و قدرتهای خارجی در این وضعیت را تشریح کند. #یاسر_عرب در این گفتوگو وظیفهای دشوار به عهده گرفته تا گفتمان و رویکرد هسته سخت و حامیان نظام جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و علیرغم دیدگاههای شخصی خودش، از زبان آنها سخن بگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/r_puAsv64fw
محمد فاضلی در این گفتوگو علاوه بر نشان دادن ریشههای نارضایتی مردم ایران و معترض شدن ایشان، یک معضل تاریخی ایران – یعنی خشونت سیاسی – را از عصر ناصرالدین شاه تا به امروز، مرور میکند. صورتبندی او بر مفهوم صلح مسلح در جامعهحکومت ایرانی بنا شده و دشواریهای ساختاری غلبه بر خشونت را آشکار میکند.
#خشونت_سیاسی #۱۸_۱۹_دی #یاسر_عرب #صلح_مسلح
@irantalk_sn
👍148👎14
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کشتهها در تاریخ ملتها
در تاریخ برخی ملتها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکلگیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شدهاند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعهای رخ داده است. نشانهای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.
حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور میکند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.
@irantalk_sn
در تاریخ برخی ملتها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکلگیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شدهاند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعهای رخ داده است. نشانهای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.
حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور میکند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.
@irantalk_sn
👍300👎26
Forwarded from انتشارات روزنه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✔️ داگلاس نورث در مورد وضعیت همین امروز ما چه میگوید؟
توسعه فقط حاصل فناوری یا انقلاب صنعتی نیست. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی نشان میدهند آنچه جهان مدرن را متمایز کرد، نه رشدهای خارقالعاده، بلکه کاهش عقبگردها و توانِ حفظ دستاوردها بود. جوامع موفق، نظم سیاسی–اقتصادیِ انعطافپذیری ساختند؛ نظمی که بتواند با بحرانها و شوکها سازگار شود، نه آنکه با هر تکانه همهچیز را از نو ببازد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی توضیح میدهد چرا این چارچوب نظری، کلیدی برای فهم مسیر توسعه و وضعیت امروز ایران به شمار میآید.
✔️چاپ ششم کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی با ویراست جدید روانۀ بازار شده است.
🛒خرید اینترنتی کتاب با تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
توسعه فقط حاصل فناوری یا انقلاب صنعتی نیست. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی نشان میدهند آنچه جهان مدرن را متمایز کرد، نه رشدهای خارقالعاده، بلکه کاهش عقبگردها و توانِ حفظ دستاوردها بود. جوامع موفق، نظم سیاسی–اقتصادیِ انعطافپذیری ساختند؛ نظمی که بتواند با بحرانها و شوکها سازگار شود، نه آنکه با هر تکانه همهچیز را از نو ببازد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی توضیح میدهد چرا این چارچوب نظری، کلیدی برای فهم مسیر توسعه و وضعیت امروز ایران به شمار میآید.
✔️چاپ ششم کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی با ویراست جدید روانۀ بازار شده است.
🛒خرید اینترنتی کتاب با تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
👍90👎9
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بحران حکمرانی
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمیکند؟
محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حلنشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفتوگو تلاش میکند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسألهها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگیهای کنشگران نظام سیاسی توضیح میدهد. وی همچنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان میدهد که چه ویژگیهایی بین ساختار حکمرانی و تصمیمگیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب میشود هر دو قادر به حل مسأله نباشند.
#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی #اصلاحات_اقتصادی
@irantalk_sn
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمیکند؟
محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حلنشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفتوگو تلاش میکند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسألهها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگیهای کنشگران نظام سیاسی توضیح میدهد. وی همچنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان میدهد که چه ویژگیهایی بین ساختار حکمرانی و تصمیمگیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب میشود هر دو قادر به حل مسأله نباشند.
#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی #اصلاحات_اقتصادی
@irantalk_sn
👍90👎8
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
⭕️فراخوان مشارکت در مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»
انجمن جامعهشناسی ایران
با انتشار نخستین یادداشت از مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»، بدین وسیله انجمن جامعهشناسی ایران از پژوهشگران، دانشجویان، استادان و صاحبنظران و فعالان حوزههای علوم اجتماعی دعوت میکند تا با ارسال یادداشتهای تحلیلی خود در تداوم انتشار این مجموعه با انجمن جامعهشناسی ایران مشارکت کنند.
در این مجموعه همچنین یادداشتهایی منتخب که در رسانههای دیگر منتشر شدهاند، امکان بازنشر خواهد یافت.
هدف از انتشار این مجموعه یادداشتها، فراهمکردن فضایی برای تأمل جامعهشناختی درباره ابعاد مختلف رخداد دی ۱۴۰۴ است؛ از زمینههای تاریخی و ساختاری آن گرفته تا پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاش. این مجموعه میکوشد بستری برای گفتوگوی چندصدایی و انتقادی فراهم آورد و امکان صورتبندی تحلیلی این رخداد را از منظرهای متنوع نظری و روشی فراهم کند.
از علاقهمندان دعوت میشود یادداشتهای تحلیلی خود را با حجم تقریبی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه ارسال کنند.
یادداشتها پیرو بررسی هیئت داوران و با دبیری دکتر آتنا کامل منتشر خواهند شد.
نشانی ارسال:
iran_sociology@gmail.com
لطفا در بخش موضوع ذکر شود:
#رخداد_دی_۱۴۰۴
امید است این مجموعه بتواند به تعمیق فهم جامعهشناختی ما از تحولات معاصر ایران و تقویت گفتوگوی علمی در فضای عمومی یاری رساند.
انجمن جامعهشناسی ایران
با انتشار نخستین یادداشت از مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»، بدین وسیله انجمن جامعهشناسی ایران از پژوهشگران، دانشجویان، استادان و صاحبنظران و فعالان حوزههای علوم اجتماعی دعوت میکند تا با ارسال یادداشتهای تحلیلی خود در تداوم انتشار این مجموعه با انجمن جامعهشناسی ایران مشارکت کنند.
در این مجموعه همچنین یادداشتهایی منتخب که در رسانههای دیگر منتشر شدهاند، امکان بازنشر خواهد یافت.
هدف از انتشار این مجموعه یادداشتها، فراهمکردن فضایی برای تأمل جامعهشناختی درباره ابعاد مختلف رخداد دی ۱۴۰۴ است؛ از زمینههای تاریخی و ساختاری آن گرفته تا پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاش. این مجموعه میکوشد بستری برای گفتوگوی چندصدایی و انتقادی فراهم آورد و امکان صورتبندی تحلیلی این رخداد را از منظرهای متنوع نظری و روشی فراهم کند.
از علاقهمندان دعوت میشود یادداشتهای تحلیلی خود را با حجم تقریبی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه ارسال کنند.
یادداشتها پیرو بررسی هیئت داوران و با دبیری دکتر آتنا کامل منتشر خواهند شد.
نشانی ارسال:
iran_sociology@gmail.com
لطفا در بخش موضوع ذکر شود:
#رخداد_دی_۱۴۰۴
امید است این مجموعه بتواند به تعمیق فهم جامعهشناختی ما از تحولات معاصر ایران و تقویت گفتوگوی علمی در فضای عمومی یاری رساند.
👍81👎12
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کدام پادشاهی، کدام جمهوری؟
نقدی بر منتقدان رضا پهلوی
محمد مالجو در گفتوگویی که با عنوان «پهلوی راهحل نیست» روش سیاسی رضا پهلوی و ایده پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی را نقد کرد. سجاد فتاحی که خود را پادشاهیخواه میداند در این گفتوگو به نقدهای محمد مالجو پاسخ میدهد. او معتقد است باید مشخصات پادشاهی یا جمهوری مناسب برای ایران را شناخت و تعریف کرد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/K8h7CthuKQw
سجاد فتاحی معتقد است باید تلاش کرد تا آنچه وی انقلاب ملی میخواند سبب گذار از جمهوری اسلامی شود و همزمان برای اصلاح دفترچه اضطرار و فرایند سیاسی استقرار نظام سیاسی جدید در ایران کوشش کرد. وی از حمله خارجی برای تسهیل گذار نیز حمایت میکند.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #سجاد_فتاحی #پادشاهی_مشروطه #طراحی_نهادی #دفترچه_اضطرار
@irantalk_sn
نقدی بر منتقدان رضا پهلوی
محمد مالجو در گفتوگویی که با عنوان «پهلوی راهحل نیست» روش سیاسی رضا پهلوی و ایده پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی را نقد کرد. سجاد فتاحی که خود را پادشاهیخواه میداند در این گفتوگو به نقدهای محمد مالجو پاسخ میدهد. او معتقد است باید مشخصات پادشاهی یا جمهوری مناسب برای ایران را شناخت و تعریف کرد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/K8h7CthuKQw
سجاد فتاحی معتقد است باید تلاش کرد تا آنچه وی انقلاب ملی میخواند سبب گذار از جمهوری اسلامی شود و همزمان برای اصلاح دفترچه اضطرار و فرایند سیاسی استقرار نظام سیاسی جدید در ایران کوشش کرد. وی از حمله خارجی برای تسهیل گذار نیز حمایت میکند.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #سجاد_فتاحی #پادشاهی_مشروطه #طراحی_نهادی #دفترچه_اضطرار
@irantalk_sn
👎159👍145
