اینجی کُلِّش واس ماس
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #مهران_مدیری و نویسندگان آثارش شاید مهمترین خالقان آثار طنز تلویزیونی دو دهه اخیر ایران بودهاند. آنها در #شبهای_برره اقتصادی تکمحصولی (نخود)، اعتیاد به این اقتصاد (گَرد نخود)، توهم ناشی از آن (دیدن خُرزو خان)، منازعات بیحاصل و بیمبنای جناحهای سیاسی، افتتاح مضحک برخی طرحهای عمرانی، محوریت یافتن پول (عبارت پول وَدِه) ... و از همه بیشتر «تنهایی و در تبعید بودن عقل» (کیانوش استقرارزاده، روزنامهنگار تبعیدی) را به تصویر کشیدند. تولید و پخش اثر از مهر تا بهمن 1384 نیز تصادفی نبود.
✅ مدیری و نویسندگانش در «#مرد_هزار_چهره» و «#مرد_دو_هزار_چهره» نیز آدمی را به تصویر کشیدند که اشتباهی بود و نماد همه آدمهای اشتباهی است که اصلاً قرار نبوده یا نمیشده مهم باشند اما شدهاند. مدیری و نویسندگانش حتی نام فامیل قهرمان داستان - مسعود شصتچی - را هم دقیق و هدفمند انتخاب کرده بودند.
✅ مدیری و نویسندگانش در «قهوه تلخ» (پخش از 23 شهریور 1389) قجری شدن دولتداری و حکمرانی را به طنز درآوردند. «نیما زند کریمی» که به گمان من همان کیانوش استقرارزاده، «عقل تنها و در تبعید» شبهای برره است این بار با خوردن #قهوه_تلخ به پنج سال تاریخ گمشده ایران میرود. این پنج سال هیچ پنج سال مشخصی نیست و میتواند نماد هر لحظهای از تاریخ مملکت باشد.
✅ مدیری در قهوه تلخ هم نکات مهمی را به تصویر میکشد: رئیس نظمیهای که میتواند بدهد «پدر پدر پدر پدرسوخته» هر متهمی – از جمله عقل تنهای در تبعید، نیما زند کریمی - را بیدلیل درآورند، شیوه اداره خزانه، نظام اداری، فقدان #گردش_نخبگان و در عوض #رسوب_نخبگان و قجری شدن کامل نظام اداری و اداره – که مدیری در شبهای برره پیشبینی کرده بود - در آن پنج سال گمشده از تاریخ. بوروکراسی قجری در آنجا به اوج میرسد و به تصویر کشیدن یکباره درباریان در متروی تهران در دنیای معاصر، یکی از اوجهای طنزپردازی مهران مدیری و نویسندگان آثار اوست.
✅ من اما فکر میکنم مدیری مهمترین حرفش را در سریال «#در_حاشیه» زده است. هومن صحرایی، همان کیانوش استقرارزاده و نیما زند وکیلی شبهای برره و قهوه تلخ، متخصص در زمینه رشتهای خاص از علم پزشکی (نمادی از عقل و تخصص) است که اصلاً مشتری هم ندارد. او مأمور میشود تا یک مرکز درمانی را – که چند دهه متروک مانده - احیا و اداره کند و دوباره اطرافش را افرادی شبیه ساکنان برره یا درباریان قهوه تلخ میگیرند: یک جراح پلاستیک کلاهبردار، دارنده مدرکی تقلبی و بیارزش از جایی ناشناخته در فیلیپین و «کَنگَر زِهتاب» که خود را مالک مرکز درمانی میداند.
✅ پزشکان و وزارت بهداشت در زمان پخش سریال اصلیترین شاکیان و مدعیان پخش «در حاشیه» شدند اما به گمان من مدیری و نویسندگانش به فراتر از این مینگریستند. تصور میکنم مهمترین عبارتی را که در آن سریال بیان میشد و مرکزیترین مفهوم کار بود کَنگر زهتاب (با بازی جواد رضویان) صدها بار تکرار کرد: «#اینجی_کلش_واس_ماس».
✅ تصور میکنم مدیری و نویسندگانش – خودآگاه یا بهواسطه ادراکی که هنرمند ناشی از زیست اجتماعی و تخیل به آن دست مییابد – حضور، بروز و تقویت شدن قشر، دیدگاه، عاملان و کسانی را صورتبندی و به مخاطب ارائه میکردند که به پشتوانه قدرت و ناکارآمدی به «اینجی کُلِّش واس ماس» معتقدند و/یا عمل میکنند.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» نقد رویکرد-کسانی است که به پشتوانه قدرت و/یا ناکارآمدی در حال فساد و چپاول منابع و منافع از طرق مختلف (#ارز_4200، #قیر_رایگان، #وقف_دماوند، واگذاری #جنگل_هیرکانی، #مجوز_واردات، #انحصار_رسانه و ...) است. خروجی این وضع هم از یک سو ثروتهای افسانهای #باستی_هیلز و در سوی دیگر #گورخوابی، #سقوط_ارزش_پول، توسعه فقر و #آسیب_اجتماعی است.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» فقط نقد ناکارآمدی و غارت اقتصادی نیست بلکه نقدی سیاسی هم هست، نقد رویکرد-کسانی که اعتقاد دارند ما خودمان بهتر میدانیم چه چیز به صلاح است، خودمان تصمیم میگیریم، اداره میکنیم و تشخیص میدهیم چقدر خوب اداره کردهایم/میکنیم.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» جمعبندی ایدههای مدیری در دو دهه گذشته است. این جمله همان قدر حاصل سیر آثار مدیری در دو دهه گذشته است که واقعیت متناظر با آن در دو دهه گذشته رشد کرده و بسط یافته است. دو دهه برای تحقق «اینجی کُلِّش واس ماس» در دنیای واقعی وقت و تلاش صرف شده است.
✅ وضع وقتی بهبود مییابد که «اینجی» (ایران) کُلِّش (سیاست، اقتصاد، جامعه، محیطزیست، تاریخ و فرهنگ) برای همه ایرانیان – به تفاوت هر رنگ و زبان – باشد و هیچ کس در عمل نگوید: شما نمیفهمید، «اینجی کُلِّش واس ماس».
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #مهران_مدیری و نویسندگان آثارش شاید مهمترین خالقان آثار طنز تلویزیونی دو دهه اخیر ایران بودهاند. آنها در #شبهای_برره اقتصادی تکمحصولی (نخود)، اعتیاد به این اقتصاد (گَرد نخود)، توهم ناشی از آن (دیدن خُرزو خان)، منازعات بیحاصل و بیمبنای جناحهای سیاسی، افتتاح مضحک برخی طرحهای عمرانی، محوریت یافتن پول (عبارت پول وَدِه) ... و از همه بیشتر «تنهایی و در تبعید بودن عقل» (کیانوش استقرارزاده، روزنامهنگار تبعیدی) را به تصویر کشیدند. تولید و پخش اثر از مهر تا بهمن 1384 نیز تصادفی نبود.
✅ مدیری و نویسندگانش در «#مرد_هزار_چهره» و «#مرد_دو_هزار_چهره» نیز آدمی را به تصویر کشیدند که اشتباهی بود و نماد همه آدمهای اشتباهی است که اصلاً قرار نبوده یا نمیشده مهم باشند اما شدهاند. مدیری و نویسندگانش حتی نام فامیل قهرمان داستان - مسعود شصتچی - را هم دقیق و هدفمند انتخاب کرده بودند.
✅ مدیری و نویسندگانش در «قهوه تلخ» (پخش از 23 شهریور 1389) قجری شدن دولتداری و حکمرانی را به طنز درآوردند. «نیما زند کریمی» که به گمان من همان کیانوش استقرارزاده، «عقل تنها و در تبعید» شبهای برره است این بار با خوردن #قهوه_تلخ به پنج سال تاریخ گمشده ایران میرود. این پنج سال هیچ پنج سال مشخصی نیست و میتواند نماد هر لحظهای از تاریخ مملکت باشد.
✅ مدیری در قهوه تلخ هم نکات مهمی را به تصویر میکشد: رئیس نظمیهای که میتواند بدهد «پدر پدر پدر پدرسوخته» هر متهمی – از جمله عقل تنهای در تبعید، نیما زند کریمی - را بیدلیل درآورند، شیوه اداره خزانه، نظام اداری، فقدان #گردش_نخبگان و در عوض #رسوب_نخبگان و قجری شدن کامل نظام اداری و اداره – که مدیری در شبهای برره پیشبینی کرده بود - در آن پنج سال گمشده از تاریخ. بوروکراسی قجری در آنجا به اوج میرسد و به تصویر کشیدن یکباره درباریان در متروی تهران در دنیای معاصر، یکی از اوجهای طنزپردازی مهران مدیری و نویسندگان آثار اوست.
✅ من اما فکر میکنم مدیری مهمترین حرفش را در سریال «#در_حاشیه» زده است. هومن صحرایی، همان کیانوش استقرارزاده و نیما زند وکیلی شبهای برره و قهوه تلخ، متخصص در زمینه رشتهای خاص از علم پزشکی (نمادی از عقل و تخصص) است که اصلاً مشتری هم ندارد. او مأمور میشود تا یک مرکز درمانی را – که چند دهه متروک مانده - احیا و اداره کند و دوباره اطرافش را افرادی شبیه ساکنان برره یا درباریان قهوه تلخ میگیرند: یک جراح پلاستیک کلاهبردار، دارنده مدرکی تقلبی و بیارزش از جایی ناشناخته در فیلیپین و «کَنگَر زِهتاب» که خود را مالک مرکز درمانی میداند.
✅ پزشکان و وزارت بهداشت در زمان پخش سریال اصلیترین شاکیان و مدعیان پخش «در حاشیه» شدند اما به گمان من مدیری و نویسندگانش به فراتر از این مینگریستند. تصور میکنم مهمترین عبارتی را که در آن سریال بیان میشد و مرکزیترین مفهوم کار بود کَنگر زهتاب (با بازی جواد رضویان) صدها بار تکرار کرد: «#اینجی_کلش_واس_ماس».
✅ تصور میکنم مدیری و نویسندگانش – خودآگاه یا بهواسطه ادراکی که هنرمند ناشی از زیست اجتماعی و تخیل به آن دست مییابد – حضور، بروز و تقویت شدن قشر، دیدگاه، عاملان و کسانی را صورتبندی و به مخاطب ارائه میکردند که به پشتوانه قدرت و ناکارآمدی به «اینجی کُلِّش واس ماس» معتقدند و/یا عمل میکنند.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» نقد رویکرد-کسانی است که به پشتوانه قدرت و/یا ناکارآمدی در حال فساد و چپاول منابع و منافع از طرق مختلف (#ارز_4200، #قیر_رایگان، #وقف_دماوند، واگذاری #جنگل_هیرکانی، #مجوز_واردات، #انحصار_رسانه و ...) است. خروجی این وضع هم از یک سو ثروتهای افسانهای #باستی_هیلز و در سوی دیگر #گورخوابی، #سقوط_ارزش_پول، توسعه فقر و #آسیب_اجتماعی است.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» فقط نقد ناکارآمدی و غارت اقتصادی نیست بلکه نقدی سیاسی هم هست، نقد رویکرد-کسانی که اعتقاد دارند ما خودمان بهتر میدانیم چه چیز به صلاح است، خودمان تصمیم میگیریم، اداره میکنیم و تشخیص میدهیم چقدر خوب اداره کردهایم/میکنیم.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» جمعبندی ایدههای مدیری در دو دهه گذشته است. این جمله همان قدر حاصل سیر آثار مدیری در دو دهه گذشته است که واقعیت متناظر با آن در دو دهه گذشته رشد کرده و بسط یافته است. دو دهه برای تحقق «اینجی کُلِّش واس ماس» در دنیای واقعی وقت و تلاش صرف شده است.
✅ وضع وقتی بهبود مییابد که «اینجی» (ایران) کُلِّش (سیاست، اقتصاد، جامعه، محیطزیست، تاریخ و فرهنگ) برای همه ایرانیان – به تفاوت هر رنگ و زبان – باشد و هیچ کس در عمل نگوید: شما نمیفهمید، «اینجی کُلِّش واس ماس».
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍4
کلمهها میجنگند
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ صدوچهارده سال پیش در چنین روزی متنی بر دیوار تاریخ ایران آویخته شد که در آن مظفرالدین شاه قاجار «بکف کفایت» خودش، «رعایای صدیق» خودش را بهواسطه «اراده همایون» و «نیات حسنه» خودش، مفتخر میکرد به داشتن «مجلس شورای ملی» که در آن «منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» گرد هم آیند تا «نگهبان عدل» باشد و اسباب «ترقی دولت و ملت» ایران را فراهم سازد و رعایا به این واسطه «مشغول دعاگویی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند.»
✅ عبارات داخل گیومهها را از متن فرمان مشروطه انتخاب کردهام. هر ایرانی دغدغهمند شایسته است که سالی یک بار هم که شده فرمان مشروطه را مطالعه کند، فرمانی که سیزده مرداد 1285 به امضای مظفرالدین شاه رسید و چهارده مرداد سالروز مشروطه شد.
متن فرمان مشروطه
جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت، اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما.»
✅ شاهِ مظفر، پرنخوت و مغرور، قدرت خود را به اراده «حضرت باری تعالی» نسبت میدهد، خویش را صاحب «کفایت» میشمرد، ایرانیان را «رعایا» میخواند، اراده خود را «همایون» برشمرده و مطالبه ملت را به هیچ میگیرد، «شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» را به مجلس راه میدهد و اکثریت ملت هیچ حساب میشوند، خویش را مبارک میداند، از «نیات حسنه» خود برای مردم میگوید، «ترقی دولت و ملت» را از فرمان خود میطلبد و خلقالله را «مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال» میپسندد.
✅ این شیوه نگریستن به ملت و حقوق ملت با معیارهای جهان امروز شرمآور است؛ اما مغزها اندیشیدهاند، قلمها نوشتهاند، مردمان رنجها بردهاند، خونها به پای این متن ریخته شده و مادر تاریخ درد فراوان کشیده است تا این کودک بزاید.
✅ فایده سالی یک بار خواندن این فرمان برای هر ایرانی که دغدغه ایران دارد آن است که اسباب سنجش میشود، سنجش اینکه بدانیم این صدوچهارده سال چقدر راه در تاریخ آمدهایم و چقدر راه مانده است که برویم.
✅ فایده این است که بدانیم «کلمات مهماند و کار میکنند.» همین متن سراسر از بالا به پایین پر از غرور و نخوت پادشاهی، دستآویز تاریخی و الهامبخش حرکت یکصدساله ملت ایران شده است. دستآویز اینکه هنوز آرمان مشروطه برای مشروط کردن قدرت سیاسی، برابری، عدالت، آزادی، رفاه و معیشت بهتر و پاسخگو ساختن قدرت سیاسی، زنده است و هر سال دوباره از یادآوری آن نیرو بگیریم.
✅ کلمات و متنها فقط بیحرکت به دیوار تاریخ آویخته نمیشوند، بلکه بر صحنه تاریخ راه میروند، میجنگند و نیرو میبخشند؛ فرمان میدهند، اثر میگذارند و از این منظر است که هر قدر متن تولید کنیم و بر در و دیوار تاریخ و اذهان آدمیان بیاویزیم، فقط حرف نزدهایم، بلکه کار کردهایم.
#فرمان_مشروطه
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید).
کانال #موفقیتهای_کوچک_ایرانیان، رسانهای برای بهبود:
@IR_S_S
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ صدوچهارده سال پیش در چنین روزی متنی بر دیوار تاریخ ایران آویخته شد که در آن مظفرالدین شاه قاجار «بکف کفایت» خودش، «رعایای صدیق» خودش را بهواسطه «اراده همایون» و «نیات حسنه» خودش، مفتخر میکرد به داشتن «مجلس شورای ملی» که در آن «منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» گرد هم آیند تا «نگهبان عدل» باشد و اسباب «ترقی دولت و ملت» ایران را فراهم سازد و رعایا به این واسطه «مشغول دعاگویی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند.»
✅ عبارات داخل گیومهها را از متن فرمان مشروطه انتخاب کردهام. هر ایرانی دغدغهمند شایسته است که سالی یک بار هم که شده فرمان مشروطه را مطالعه کند، فرمانی که سیزده مرداد 1285 به امضای مظفرالدین شاه رسید و چهارده مرداد سالروز مشروطه شد.
متن فرمان مشروطه
جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت، اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما.»
✅ شاهِ مظفر، پرنخوت و مغرور، قدرت خود را به اراده «حضرت باری تعالی» نسبت میدهد، خویش را صاحب «کفایت» میشمرد، ایرانیان را «رعایا» میخواند، اراده خود را «همایون» برشمرده و مطالبه ملت را به هیچ میگیرد، «شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» را به مجلس راه میدهد و اکثریت ملت هیچ حساب میشوند، خویش را مبارک میداند، از «نیات حسنه» خود برای مردم میگوید، «ترقی دولت و ملت» را از فرمان خود میطلبد و خلقالله را «مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال» میپسندد.
✅ این شیوه نگریستن به ملت و حقوق ملت با معیارهای جهان امروز شرمآور است؛ اما مغزها اندیشیدهاند، قلمها نوشتهاند، مردمان رنجها بردهاند، خونها به پای این متن ریخته شده و مادر تاریخ درد فراوان کشیده است تا این کودک بزاید.
✅ فایده سالی یک بار خواندن این فرمان برای هر ایرانی که دغدغه ایران دارد آن است که اسباب سنجش میشود، سنجش اینکه بدانیم این صدوچهارده سال چقدر راه در تاریخ آمدهایم و چقدر راه مانده است که برویم.
✅ فایده این است که بدانیم «کلمات مهماند و کار میکنند.» همین متن سراسر از بالا به پایین پر از غرور و نخوت پادشاهی، دستآویز تاریخی و الهامبخش حرکت یکصدساله ملت ایران شده است. دستآویز اینکه هنوز آرمان مشروطه برای مشروط کردن قدرت سیاسی، برابری، عدالت، آزادی، رفاه و معیشت بهتر و پاسخگو ساختن قدرت سیاسی، زنده است و هر سال دوباره از یادآوری آن نیرو بگیریم.
✅ کلمات و متنها فقط بیحرکت به دیوار تاریخ آویخته نمیشوند، بلکه بر صحنه تاریخ راه میروند، میجنگند و نیرو میبخشند؛ فرمان میدهند، اثر میگذارند و از این منظر است که هر قدر متن تولید کنیم و بر در و دیوار تاریخ و اذهان آدمیان بیاویزیم، فقط حرف نزدهایم، بلکه کار کردهایم.
#فرمان_مشروطه
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید).
کانال #موفقیتهای_کوچک_ایرانیان، رسانهای برای بهبود:
@IR_S_S
بارشها خوب، سدها پر، دیگه چی میگید صرفهجویی؟!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان خواندن: چهار دقیقه
✅ ایران سرزمین کمآبی است، از اول هم بوده و #سازگاری_با_کم_آبی ضرورت این کشور است. #توهم_پر_آبی هم از کمدانشی و اقتصاد سیاسی آب بوده و هست. سالهایی که بارش خوب نباشد و سدها پر نشوند، مطالبه صرفهجویی برای مردم معنا دارد، اما سؤال برخی این است که «حالا که بارشها خوب، سدها پر، دیگه این همه مطالبه صرفهجویی در مصرف آب با این اوضاع کرونایی به چه معناست؟»
✅ آره، بارشها در دو سال گذشته خوب بوده و سدها اغلب به اندازه کافی پر هستند اما مسأله این است که هیچ شهروندی «آب تصفیهنشده» یا «آب خام» مصرف نمیکند. #آب_خام باید از سدها و چاهها به مراکز تصفیه منتقل، در تصفیهخانهها تا رسیدن به سطح استانداردهایی تصفیه، و بعد از آن در لولههای آب شهری جاری شود.
✅ شما درست میگویید، وضعیت «آب خام» بهتر از سالهای کمبارش است؛ اما ظرفیت «تصفیه آب خام» محدود است.
✅ تصفیهخانهها بر اساس برآوردهای جمعیت شهرها و برخی متغیرهای دیگر ساخته میشوند. هزینه سرمایهگذاری بسیار سنگین چند هزار میلیارد تومانی نیز مانع آن است که تأسیسات رزرو خیلی گسترده ساخته شود و سالها بیکار بمانند و فرسوده شوند و سرمایه هدر برود تا مثلاً در یک سال بهکار بیایند، پس مصرف آب را باید حتی در سالهای پربارش نیز درست انجام داد.
✅ همه شهرها و روستاهای کشور با محدودیت ظرفیت تصفیه آب مواجه هستند. پربارش بودن سال و پر بودن سدها، دلیلی برای کمتوجهی به مدیریت مصرف نیست، بالاخص در سالی که کرونا بین ده تا بیستوپنج درصد بر مصرف آب در شهرها و روستاها افزوده است.
💦آب را در سال کرونایی دریابیم.💦
⭕️☑️ پینوشت
⭕️ فرض کنید یک نانوایی میتواند روزانه با دو شیفت کاری ده گونی آرد را به نان تبدیل کند و اگر یک شیفت کاری دیگر هم اضافه کرده و کل روز کار کند این مقدار به چهارده گونی افزایش مییابد. اگر جمعیت محله این نانوایی به یکباره دو برابر شود، حتی به شرط تأمین روزی صد گونی آرد هم نمیتواند نان مورد نیاز محله را فراهم کند. این عین داستان فراوانی نسبی آب خام نسبت به سالهای کمآبی و وضعیت امسال است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان خواندن: چهار دقیقه
✅ ایران سرزمین کمآبی است، از اول هم بوده و #سازگاری_با_کم_آبی ضرورت این کشور است. #توهم_پر_آبی هم از کمدانشی و اقتصاد سیاسی آب بوده و هست. سالهایی که بارش خوب نباشد و سدها پر نشوند، مطالبه صرفهجویی برای مردم معنا دارد، اما سؤال برخی این است که «حالا که بارشها خوب، سدها پر، دیگه این همه مطالبه صرفهجویی در مصرف آب با این اوضاع کرونایی به چه معناست؟»
✅ آره، بارشها در دو سال گذشته خوب بوده و سدها اغلب به اندازه کافی پر هستند اما مسأله این است که هیچ شهروندی «آب تصفیهنشده» یا «آب خام» مصرف نمیکند. #آب_خام باید از سدها و چاهها به مراکز تصفیه منتقل، در تصفیهخانهها تا رسیدن به سطح استانداردهایی تصفیه، و بعد از آن در لولههای آب شهری جاری شود.
✅ شما درست میگویید، وضعیت «آب خام» بهتر از سالهای کمبارش است؛ اما ظرفیت «تصفیه آب خام» محدود است.
✅ تصفیهخانهها بر اساس برآوردهای جمعیت شهرها و برخی متغیرهای دیگر ساخته میشوند. هزینه سرمایهگذاری بسیار سنگین چند هزار میلیارد تومانی نیز مانع آن است که تأسیسات رزرو خیلی گسترده ساخته شود و سالها بیکار بمانند و فرسوده شوند و سرمایه هدر برود تا مثلاً در یک سال بهکار بیایند، پس مصرف آب را باید حتی در سالهای پربارش نیز درست انجام داد.
✅ همه شهرها و روستاهای کشور با محدودیت ظرفیت تصفیه آب مواجه هستند. پربارش بودن سال و پر بودن سدها، دلیلی برای کمتوجهی به مدیریت مصرف نیست، بالاخص در سالی که کرونا بین ده تا بیستوپنج درصد بر مصرف آب در شهرها و روستاها افزوده است.
💦آب را در سال کرونایی دریابیم.💦
⭕️☑️ پینوشت
⭕️ فرض کنید یک نانوایی میتواند روزانه با دو شیفت کاری ده گونی آرد را به نان تبدیل کند و اگر یک شیفت کاری دیگر هم اضافه کرده و کل روز کار کند این مقدار به چهارده گونی افزایش مییابد. اگر جمعیت محله این نانوایی به یکباره دو برابر شود، حتی به شرط تأمین روزی صد گونی آرد هم نمیتواند نان مورد نیاز محله را فراهم کند. این عین داستان فراوانی نسبی آب خام نسبت به سالهای کمآبی و وضعیت امسال است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
«پنجرههای شکسته» سیاست و حکمرانی
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نظریه پنجرههای شکسته در جامعهشناسی خیلی خلاصه میگوید در جایی، محله یا منطقهای که شلختگی فضا، شکستگی در و پنجرهها، کثیف و نامنظم بودن ساختمانها و تار عنکبوت بستن دیوارها مشاهده شود، جرائم و آسیبهای اجتماعی محیط مساعدتر دارند؛ فضاهایی که فیلمهای پلیسی و تبهکاری هم در آنجا فیلمبرداری میشوند.
✅ آدمیان وارد مکان و منطقهای شوند که مثل کارخانهها و ساختمانهای قدیمی متروک باشد، تصور میکنند اینجا که نظمی برقرار نیست، امنیت و ثباتی نیست و خلاصه خود را برای بدترین رخدادها و کارها آماده میکنند. کسی در این مکانها دنبال تولید، سازندگی، عشق و آینده نمیگردد.
✅ گاه که نکات مثبتی درباره حکمرانی و سیاست در ایران میگویم یا امیدوارانه به دیدن نقاط قوت و تلاش برای ساختن، یا حتی به عمل ساده صرفهجویی در مصرف آب و انرژی دعوت میکنم، پاسخ مخاطب، بیش از هر چیز نظریه پنجرههای شکسته را به یاد میآورد.
✅ دست روی هر چیز که بگذاری و بخواهی یک نکته مثبت را یادآوری یا به برداشتن گامی کوتاه دعوت کنی، تاریخ سیاست، سیاستگذاری و حکمرانی انباشته از چنان ناکارآمدی، تصمیمهای غلط و اجراهای ضعیف است که به سرعت با پاسخی از این جنس مواجه میشوم: «گیریم که راست میگی، ولی اون کاراشون رو چی میگی؟!! اون فساد، اون گند که زدند، اونجا را که خراب کردند؟ اون را که... ؟!!»
✅ ذهن شهروندان به هزار دلیل - از جمله واقعیت ناکارآمدی و زندگی دشوار چند ده میلیون نفر و نمودهای آشکار تبعیض، بیعدالتی و نقض حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان - انباشته از تاریخ تلخ تصمیمهای غلط، وعدههای محقق نشده، سیاستهای موهومی، شعارهای غیرواقعی و... است و همه عین ساختمانهای متروک، دیوارهای نیمه ریخته، خیابانهای پر از چاله و پنجرههای شکسته ذهن مردم را انباشته کردهاند. سخن گفتن از هر نکته مثبت و امیدوارکنندهای یا دعوت به هر گامی رو به جلو، عین آویختن یک نقاشی هر قدر زیبا به دیوار همان ساختمان و خانههای متروک و تار عنکبوت گرفته است.
✅ بدبختی فقط «پنجرههای شکسته» سیاست و حکمرانی نیست - که همه حکمرانان کم و بیش دارند - بلکه نپذیرفتن اشتباهات، اصرار بر تکرار همان اشتباهات توسط نخبگان رسوب کرده، نشان ندادن هیچ علامتی دال بر عزم بر بازگرداندن آب رفته به جوی و اصرار بر خوب بودن همه گذشته، حال و آینده؛ شهروند را خشمگین میکند و ذهن او را حتی از دیدن همان یک نقاشی آویخته به دیوار بازمیدارد.
✅ آن کسی که جرأت کند در چنین فضایی از امید، تلاش، موفقیت کوچک و... بگوید، به سرعت انگ ریاکاری، دروغگویی، کاسبکاری و... میخورد و دیر یا زود، از پا میافتد و میشود کسی که در انبار کاه پی سوزن میگردد، با انبوه نگاه خلایق که عاقل اندر سفیه در او، دلسوزانه یا از سر نفرت، مینگرند.
✅ «پنجرههای شکسته» سیاست را حکمرانان باید به رسمیت بشناسند، تعمیر کنند و واقعیت و نمای دیگری از سیاست و حکمرانی ارائه دهند. گوش و چشم ذهن شهروندان اگر تاکنون برای شنیدن و دیدن باز مانده باشد، به سرعت رو به بسته شدن میرود.
#پنجره_شکسته_سیاست
#رسوب_نخبگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نظریه پنجرههای شکسته در جامعهشناسی خیلی خلاصه میگوید در جایی، محله یا منطقهای که شلختگی فضا، شکستگی در و پنجرهها، کثیف و نامنظم بودن ساختمانها و تار عنکبوت بستن دیوارها مشاهده شود، جرائم و آسیبهای اجتماعی محیط مساعدتر دارند؛ فضاهایی که فیلمهای پلیسی و تبهکاری هم در آنجا فیلمبرداری میشوند.
✅ آدمیان وارد مکان و منطقهای شوند که مثل کارخانهها و ساختمانهای قدیمی متروک باشد، تصور میکنند اینجا که نظمی برقرار نیست، امنیت و ثباتی نیست و خلاصه خود را برای بدترین رخدادها و کارها آماده میکنند. کسی در این مکانها دنبال تولید، سازندگی، عشق و آینده نمیگردد.
✅ گاه که نکات مثبتی درباره حکمرانی و سیاست در ایران میگویم یا امیدوارانه به دیدن نقاط قوت و تلاش برای ساختن، یا حتی به عمل ساده صرفهجویی در مصرف آب و انرژی دعوت میکنم، پاسخ مخاطب، بیش از هر چیز نظریه پنجرههای شکسته را به یاد میآورد.
✅ دست روی هر چیز که بگذاری و بخواهی یک نکته مثبت را یادآوری یا به برداشتن گامی کوتاه دعوت کنی، تاریخ سیاست، سیاستگذاری و حکمرانی انباشته از چنان ناکارآمدی، تصمیمهای غلط و اجراهای ضعیف است که به سرعت با پاسخی از این جنس مواجه میشوم: «گیریم که راست میگی، ولی اون کاراشون رو چی میگی؟!! اون فساد، اون گند که زدند، اونجا را که خراب کردند؟ اون را که... ؟!!»
✅ ذهن شهروندان به هزار دلیل - از جمله واقعیت ناکارآمدی و زندگی دشوار چند ده میلیون نفر و نمودهای آشکار تبعیض، بیعدالتی و نقض حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان - انباشته از تاریخ تلخ تصمیمهای غلط، وعدههای محقق نشده، سیاستهای موهومی، شعارهای غیرواقعی و... است و همه عین ساختمانهای متروک، دیوارهای نیمه ریخته، خیابانهای پر از چاله و پنجرههای شکسته ذهن مردم را انباشته کردهاند. سخن گفتن از هر نکته مثبت و امیدوارکنندهای یا دعوت به هر گامی رو به جلو، عین آویختن یک نقاشی هر قدر زیبا به دیوار همان ساختمان و خانههای متروک و تار عنکبوت گرفته است.
✅ بدبختی فقط «پنجرههای شکسته» سیاست و حکمرانی نیست - که همه حکمرانان کم و بیش دارند - بلکه نپذیرفتن اشتباهات، اصرار بر تکرار همان اشتباهات توسط نخبگان رسوب کرده، نشان ندادن هیچ علامتی دال بر عزم بر بازگرداندن آب رفته به جوی و اصرار بر خوب بودن همه گذشته، حال و آینده؛ شهروند را خشمگین میکند و ذهن او را حتی از دیدن همان یک نقاشی آویخته به دیوار بازمیدارد.
✅ آن کسی که جرأت کند در چنین فضایی از امید، تلاش، موفقیت کوچک و... بگوید، به سرعت انگ ریاکاری، دروغگویی، کاسبکاری و... میخورد و دیر یا زود، از پا میافتد و میشود کسی که در انبار کاه پی سوزن میگردد، با انبوه نگاه خلایق که عاقل اندر سفیه در او، دلسوزانه یا از سر نفرت، مینگرند.
✅ «پنجرههای شکسته» سیاست را حکمرانان باید به رسمیت بشناسند، تعمیر کنند و واقعیت و نمای دیگری از سیاست و حکمرانی ارائه دهند. گوش و چشم ذهن شهروندان اگر تاکنون برای شنیدن و دیدن باز مانده باشد، به سرعت رو به بسته شدن میرود.
#پنجره_شکسته_سیاست
#رسوب_نخبگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍2
Forwarded from كيمياى توسعه
چالش مشروعیت کارکردی دولتها
🖌عیسی منصوری
✅در نظامهای سیاسیِ مبتنی بر دموکراسی انتخاباتی، دولتها تا وقتی میتوانند قدرت را در اختیار داشته باشند که از رأی کافی در انتخابات برخوردار شوند. اما منابع مادیِ قدرتِ این دولتها از انباشت سرمایه به دست میآید و نه از آرای برآمده از انتخابات. سازوکارهای انباشت سرمایه نیز لزوماً در تناظر با خواستههای انتخابکنندگان نیست و بسا که در مقابل آن نیز باشد. فرایند انباشت سرمایه، بهرغم مزیتهای آن، میتواند منجر به نابرابری طبقاتی شود که واکنش انتخابکنندگان را به دنبال خواهدداشت. بنابراین، یکی از هنرهای دولتها آن است که این دوگانه یا عدمقطعیت را به طور متعادل مدیریت کنند.
✅ اگر مشروعیت حکومتها را به «مشروعیت قانونی» و «مشروعیت کارکردی» تقسیم کنیم، مدیریت تعادل دوگانه فوق میتواند منجر به مشروعیت کارکردی شود. تولید ثروت، افزایش رفاه، ایجاد اشتغال و کاهش فقر به صورت همزمان، مصادیقی از دستاوردهای این مدیریت هستند.
✅در دوره قبل از شیوع کرونا، دولت ترامپ از مشروعیت کارکردی مناسبی برخوردار شد که حاصل عملکرد کمسابقهاش در ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی بود. اینک اما رشد اقتصادی در سه ماه دوم سال میلادی ۲۰۲۰ منفی ۴۰درصد شده است و حداقل۳۰ میلیون نفر بیکار شدهاند. نتیجه آنکه براساس نظرسنجیها، میزان محبوبیت ترامپ کاهش یافته و اقبال به رقیب انتخاباتی بیشتر شدهاست.
❇️ در ایران موضوع به قراری دیگر است؛ وجود درآمد سهلالوصول نفت و فقدان تئوری در حوزه اقتصاد و سرمایه، سبب بلاتکلیف ماندن امر انباشت سرمایه شده است. افراد درگیر در انباشت ثروت در بخش خصوصی یا با تلاطم مداوم بازار مواجه میشوند و یا با انتخاب مسیرهای نفتزده و رانتی در تله شکست و قانون گرفتار میشوند. در درازمدت، دولتها به دلیل نبود جریان انباشت سرمایه و سرمایهگذاری بخش خصوصی، قادر به ایجاد شغل پایدار نیستند و آرای خود را نیز از دست میدهند.
❇️سرمایهگذاریها در دهههای گذشته نیز اغلب برروی صنایع سرمایهبر و نه کاربر انجام شده است. یعنی حتی در سرمایهگذاریهای گذشته نیز دولتها عملا نتوانستهاند به تمایلات رأیدهندگان خود توجه کنند، بلکه گاهاً نسبت به آن بیاعتنایی مفرط هم داشتهاند؛ در دوره جاری که مردم دچار بحران بیکاری و فقر ناشی از تحریم و کرونا هستند، رییس یک سازمان سیاستگذار ملی رأساً مشغول اِخبار و افتتاح طرحها و سرمایهگذاریهای بزرگ است و به ارقام بزرگ سرمایهگذاری زیر یا روبنایی آن افتخار میکند. بدیهی است که اینها رأی نمیشوند!. دولتها با رأی مردم بالا میآیند، اما قادر به مدیریت مشروعیت کارکردی خود نیستند.
✳️ایجاد مشروعیت کارکردی سه پیشنیاز دارد؛ نخست، «داشتن تئوری» در حوزه سرمایه است. به نظر میرسد از ابتدای پس از انقلاب، این موضوع سهل و ممتنع انگاشته و بلاتکلیف گذارده شده است. بخش عمده بحرانهای اقتصادی و سیاسی کشور برآمده از بیموضع بودن تئوریک در قبال اقتصاد و تکنولوژی است. دوم، «نظام حکمرانی اقتصادی» است که در ایران از دههها پیش، هیچ تحول بنیادی متناسب با شرایط کشور و جهان در آن اتفاق نیفتاده است. بنابراین در مقابل مؤلفههای جدیدی مانند حوزه IT منفعل است؛ تجربه کرونا میزان اشراف دولت بر اپراتورهای حوزه تلکام کشور را به حد اعلایی عیان کرد؛ ناتوان از امر ساده اما نظاممندی مانند ارسال پیامک به گروههای هدف آسیبدیده از کرونا.
✳️سوم، نظام «بوروکراسی توانمند» است. نظام بوروکراسیِ شدیداً متمرکز فعلی آن را منفعل، کند و بی اثر کرده است. قابل انتظار است که سیاستگزار ملی فکر کند که با تصویب یک قانون یا مقرره، مشکلی را حل میکند. اما واقعیت آن است که نبض این بورورکراسی متمرکز، با پوستاندازیهای تدریجی، اینک در دست کارگزاران رده آخر است و انگیزه های اقتصادی و اجتماعی آنهاست که تعیین کننده کارآمدی و اثربخشی قوانین و مقررات است. بازیگر اصلی در پرداخت وام ازدواج و یا وام به بنگاههای متأثر از کرونا، نه تصویب کننده ملی بلکه کارمند باجه نظام بانکی است که نقطه اتصال با متقاضی است.
🔰خوب است بازیگران صحنه سیاستگذاری و سیاستورزی مشخص کنند به کدامیک از مؤلفههای کارآمدی توجه داشته و یا خواهند داشت. اما آیا اصلاح نقایصی از این دست لزوماً فقط از طریق طراحی بنیادی و پیادهسازی قواعد جدید امکانپذیر است؟ یکی از راههای تجربه شده در موارد مشابه، داشتن رویکرد کلی برای رفع نقصهای بنیادی و همزمان، اقدام با تمرکز بر کانونهای کارآمدی(Pockets of Efficiency) است. بنابه تجربه کشورها، تداوم و تعمیق نقصان در مشروعیت کارکردی دولتها، سنگینی بار را به بال مشروعیت قانونی حکومت منتقل میکند.
۱۶مرداد۱۳۹۹
@DevKimia
https://t.me/DevKimia
🖌عیسی منصوری
✅در نظامهای سیاسیِ مبتنی بر دموکراسی انتخاباتی، دولتها تا وقتی میتوانند قدرت را در اختیار داشته باشند که از رأی کافی در انتخابات برخوردار شوند. اما منابع مادیِ قدرتِ این دولتها از انباشت سرمایه به دست میآید و نه از آرای برآمده از انتخابات. سازوکارهای انباشت سرمایه نیز لزوماً در تناظر با خواستههای انتخابکنندگان نیست و بسا که در مقابل آن نیز باشد. فرایند انباشت سرمایه، بهرغم مزیتهای آن، میتواند منجر به نابرابری طبقاتی شود که واکنش انتخابکنندگان را به دنبال خواهدداشت. بنابراین، یکی از هنرهای دولتها آن است که این دوگانه یا عدمقطعیت را به طور متعادل مدیریت کنند.
✅ اگر مشروعیت حکومتها را به «مشروعیت قانونی» و «مشروعیت کارکردی» تقسیم کنیم، مدیریت تعادل دوگانه فوق میتواند منجر به مشروعیت کارکردی شود. تولید ثروت، افزایش رفاه، ایجاد اشتغال و کاهش فقر به صورت همزمان، مصادیقی از دستاوردهای این مدیریت هستند.
✅در دوره قبل از شیوع کرونا، دولت ترامپ از مشروعیت کارکردی مناسبی برخوردار شد که حاصل عملکرد کمسابقهاش در ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی بود. اینک اما رشد اقتصادی در سه ماه دوم سال میلادی ۲۰۲۰ منفی ۴۰درصد شده است و حداقل۳۰ میلیون نفر بیکار شدهاند. نتیجه آنکه براساس نظرسنجیها، میزان محبوبیت ترامپ کاهش یافته و اقبال به رقیب انتخاباتی بیشتر شدهاست.
❇️ در ایران موضوع به قراری دیگر است؛ وجود درآمد سهلالوصول نفت و فقدان تئوری در حوزه اقتصاد و سرمایه، سبب بلاتکلیف ماندن امر انباشت سرمایه شده است. افراد درگیر در انباشت ثروت در بخش خصوصی یا با تلاطم مداوم بازار مواجه میشوند و یا با انتخاب مسیرهای نفتزده و رانتی در تله شکست و قانون گرفتار میشوند. در درازمدت، دولتها به دلیل نبود جریان انباشت سرمایه و سرمایهگذاری بخش خصوصی، قادر به ایجاد شغل پایدار نیستند و آرای خود را نیز از دست میدهند.
❇️سرمایهگذاریها در دهههای گذشته نیز اغلب برروی صنایع سرمایهبر و نه کاربر انجام شده است. یعنی حتی در سرمایهگذاریهای گذشته نیز دولتها عملا نتوانستهاند به تمایلات رأیدهندگان خود توجه کنند، بلکه گاهاً نسبت به آن بیاعتنایی مفرط هم داشتهاند؛ در دوره جاری که مردم دچار بحران بیکاری و فقر ناشی از تحریم و کرونا هستند، رییس یک سازمان سیاستگذار ملی رأساً مشغول اِخبار و افتتاح طرحها و سرمایهگذاریهای بزرگ است و به ارقام بزرگ سرمایهگذاری زیر یا روبنایی آن افتخار میکند. بدیهی است که اینها رأی نمیشوند!. دولتها با رأی مردم بالا میآیند، اما قادر به مدیریت مشروعیت کارکردی خود نیستند.
✳️ایجاد مشروعیت کارکردی سه پیشنیاز دارد؛ نخست، «داشتن تئوری» در حوزه سرمایه است. به نظر میرسد از ابتدای پس از انقلاب، این موضوع سهل و ممتنع انگاشته و بلاتکلیف گذارده شده است. بخش عمده بحرانهای اقتصادی و سیاسی کشور برآمده از بیموضع بودن تئوریک در قبال اقتصاد و تکنولوژی است. دوم، «نظام حکمرانی اقتصادی» است که در ایران از دههها پیش، هیچ تحول بنیادی متناسب با شرایط کشور و جهان در آن اتفاق نیفتاده است. بنابراین در مقابل مؤلفههای جدیدی مانند حوزه IT منفعل است؛ تجربه کرونا میزان اشراف دولت بر اپراتورهای حوزه تلکام کشور را به حد اعلایی عیان کرد؛ ناتوان از امر ساده اما نظاممندی مانند ارسال پیامک به گروههای هدف آسیبدیده از کرونا.
✳️سوم، نظام «بوروکراسی توانمند» است. نظام بوروکراسیِ شدیداً متمرکز فعلی آن را منفعل، کند و بی اثر کرده است. قابل انتظار است که سیاستگزار ملی فکر کند که با تصویب یک قانون یا مقرره، مشکلی را حل میکند. اما واقعیت آن است که نبض این بورورکراسی متمرکز، با پوستاندازیهای تدریجی، اینک در دست کارگزاران رده آخر است و انگیزه های اقتصادی و اجتماعی آنهاست که تعیین کننده کارآمدی و اثربخشی قوانین و مقررات است. بازیگر اصلی در پرداخت وام ازدواج و یا وام به بنگاههای متأثر از کرونا، نه تصویب کننده ملی بلکه کارمند باجه نظام بانکی است که نقطه اتصال با متقاضی است.
🔰خوب است بازیگران صحنه سیاستگذاری و سیاستورزی مشخص کنند به کدامیک از مؤلفههای کارآمدی توجه داشته و یا خواهند داشت. اما آیا اصلاح نقایصی از این دست لزوماً فقط از طریق طراحی بنیادی و پیادهسازی قواعد جدید امکانپذیر است؟ یکی از راههای تجربه شده در موارد مشابه، داشتن رویکرد کلی برای رفع نقصهای بنیادی و همزمان، اقدام با تمرکز بر کانونهای کارآمدی(Pockets of Efficiency) است. بنابه تجربه کشورها، تداوم و تعمیق نقصان در مشروعیت کارکردی دولتها، سنگینی بار را به بال مشروعیت قانونی حکومت منتقل میکند.
۱۶مرداد۱۳۹۹
@DevKimia
https://t.me/DevKimia
عید غدیر: «روز تحلیل حکمرانی»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای انبوهی از مخاطبان را به جان بخرد و سخن بگوید، اما بد نیست بگویم کاش روز عید غدیر در تقویم «روز تحلیل حکمرانی» نام گیرد تا شاید فرصتی باشد برای سخن گفتن و تحلیل کردن حکمرانی و سنجیدن نسبت آن با میراثی که به نام امام علی (ع) از اصول و سنن حکمرانی باقی مانده است.
✅ علیالحساب این مواجهه امام علی (ع) با قاضی گماشته خود را بنگریم. (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 365-364)
⭕️ «به امام (ع) خبر دادند که شریح بن حارث، قاضی امام، خانهای به 80 دینار خرید، او را احضار کرد، فرمود:
به من خبر دادند که خانهای به هشتاد دینار خریدهای، و سندی برای آن نوشتهای، و گواهانی آنرا امضا کردهاند. شریح گفت: آری امیر مؤمنان! امام (ع) نگاه خشمآلودی به او کرد، فرمود: ای شریح! به زودی کسی به سراغت میآید که به نوشتهات نگاه نمیکند، و از گواهانت نمیپرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد. ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست دادهای. اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودی، برای تو سندی مینوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر، رغبت نمیکردی. آن سند چنین مینوشتم:
این خانهای است که بندهای خوار آنرا از مردهای آماده کوچ خریده، خانهای از سرای غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاکشدگان قرار دارد. این خانه به چهار جهت منتهی میگردد: یک سوی آن به آفتها و بلاها، سوی دوم آن به مصیبتها، و سوی سوم به هوا و هوسهای سستکننده، و سوی چهارم آن به شیطان گمراهکننده ختم میشود، و در خانه به روی شیطان گشوده است. این خانه را فریبخورده آزمند، از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمیبندد، به مبلغی که او را از عزت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است. هر گونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون کسری و قیصر و تُبَّع و حمیر را نابوده کرده است.»
✅ «روز تحلیل حکمرانی» در تقویم به این کار میآید که کردار حکمرانان با این گفتار علی ابن ابیطالب (ع) مقایسه و سنجش شود. نهجالبلاغه علی (ع) البته انباشته از این گونه معیارها و سنجههای البته مهجور و متروکمانده است. علی کارگزارانش را چنین هشدار میداد و به رعایت حال مردمان فرامیخواند.
عید غدیر مبارک
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای انبوهی از مخاطبان را به جان بخرد و سخن بگوید، اما بد نیست بگویم کاش روز عید غدیر در تقویم «روز تحلیل حکمرانی» نام گیرد تا شاید فرصتی باشد برای سخن گفتن و تحلیل کردن حکمرانی و سنجیدن نسبت آن با میراثی که به نام امام علی (ع) از اصول و سنن حکمرانی باقی مانده است.
✅ علیالحساب این مواجهه امام علی (ع) با قاضی گماشته خود را بنگریم. (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 365-364)
⭕️ «به امام (ع) خبر دادند که شریح بن حارث، قاضی امام، خانهای به 80 دینار خرید، او را احضار کرد، فرمود:
به من خبر دادند که خانهای به هشتاد دینار خریدهای، و سندی برای آن نوشتهای، و گواهانی آنرا امضا کردهاند. شریح گفت: آری امیر مؤمنان! امام (ع) نگاه خشمآلودی به او کرد، فرمود: ای شریح! به زودی کسی به سراغت میآید که به نوشتهات نگاه نمیکند، و از گواهانت نمیپرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد. ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست دادهای. اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودی، برای تو سندی مینوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر، رغبت نمیکردی. آن سند چنین مینوشتم:
این خانهای است که بندهای خوار آنرا از مردهای آماده کوچ خریده، خانهای از سرای غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاکشدگان قرار دارد. این خانه به چهار جهت منتهی میگردد: یک سوی آن به آفتها و بلاها، سوی دوم آن به مصیبتها، و سوی سوم به هوا و هوسهای سستکننده، و سوی چهارم آن به شیطان گمراهکننده ختم میشود، و در خانه به روی شیطان گشوده است. این خانه را فریبخورده آزمند، از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمیبندد، به مبلغی که او را از عزت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است. هر گونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون کسری و قیصر و تُبَّع و حمیر را نابوده کرده است.»
✅ «روز تحلیل حکمرانی» در تقویم به این کار میآید که کردار حکمرانان با این گفتار علی ابن ابیطالب (ع) مقایسه و سنجش شود. نهجالبلاغه علی (ع) البته انباشته از این گونه معیارها و سنجههای البته مهجور و متروکمانده است. علی کارگزارانش را چنین هشدار میداد و به رعایت حال مردمان فرامیخواند.
عید غدیر مبارک
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
علی دنیا را آباد میخواست
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ علی (ع) پس از بازگشت از جنگ صفین به تاریخ 20 جمادیالاول سال 37 هجری در وصیتنامهای اقتصادی به فرزندش حسن بن علی مینویسد:
«این دستوری است که بنده خدا علی بن ابیطالب، امیر مؤمنان، نسبت به اموال شخصی خود، برای خشنودی خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد و آسودهاش گرداند. ... همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، ... و با کسی که این اموال در دست اوست شرط میکنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یکپارچه زیر درختان خرمان قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار باشد.»
✅ «حَتی تُشکِلَ اَرضُها غِراساً» به این معنی است: «زمین پر درخت شود که چیزی جز درختان به چشم نیاید.» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 382-381)
✅ علی (ع) در عین زهد و دل نبستن به دنیا، زمین را برای مردمان آباد و پایدار میخواست که معاششان به دست آید (نیاز دنیوی) و از آن انفاق کنند(کرامت اخلاقی)؛ نه زمینی سوخته و ناپایدار که ظرفیتهای خلق ثروتاش – چون نهال نخلهای به فروش رفته - تباه شود.
#عید_غدیر_مبارک
عید غدیر «روز بررسی حکمرانی»
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ علی (ع) پس از بازگشت از جنگ صفین به تاریخ 20 جمادیالاول سال 37 هجری در وصیتنامهای اقتصادی به فرزندش حسن بن علی مینویسد:
«این دستوری است که بنده خدا علی بن ابیطالب، امیر مؤمنان، نسبت به اموال شخصی خود، برای خشنودی خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد و آسودهاش گرداند. ... همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، ... و با کسی که این اموال در دست اوست شرط میکنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یکپارچه زیر درختان خرمان قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار باشد.»
✅ «حَتی تُشکِلَ اَرضُها غِراساً» به این معنی است: «زمین پر درخت شود که چیزی جز درختان به چشم نیاید.» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 382-381)
✅ علی (ع) در عین زهد و دل نبستن به دنیا، زمین را برای مردمان آباد و پایدار میخواست که معاششان به دست آید (نیاز دنیوی) و از آن انفاق کنند(کرامت اخلاقی)؛ نه زمینی سوخته و ناپایدار که ظرفیتهای خلق ثروتاش – چون نهال نخلهای به فروش رفته - تباه شود.
#عید_غدیر_مبارک
عید غدیر «روز بررسی حکمرانی»
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
عید غدیر: «روز تحلیل حکمرانی»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای…
Z0000131.MP3
21.8 MB
کنکور: برگزار بشود یا نشود؟
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت در روزنامه ایران یکشنبه نوزده مرداد منتشر شده است.
#کنکور_99
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت در روزنامه ایران یکشنبه نوزده مرداد منتشر شده است.
#کنکور_99
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
برگزار کردن/نکردن کنکور؟؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خلاصه یادداشت منتشرشده در روزنامه ايران یکشنبه نوزده مرداد؛ و فايل صوتي يادداشت با توضيحات بيشتر.
🔹 یک. طرفهای بسیاری در کنکور دخیل هستند (دانشآموزان، والدین، دولت، مجلس، نظام بهداشت و درمان، دانشگاهها، مراکز آموزشی کنکور، نظام سربازی و ... کل جامعه) و علائق، منافع و عقاید متعارضی دارند.
🔹 دو. پشت هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن، مجموعهای از پیآمدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی خوابیده است. سیاستگذار هر کدام را که انتخاب کند با نقد و نارضایتی گروهی از مردم و نخبگان مواجه میشود.
🔹 سه. مسأله «درستی یا نادرستی» برگزار کردن یا نکردن کنکور نیست، بلکه «خوب یا بد بودن» هر دو گزینه برای هر یک از طرفهای درگیر مطرح است. مسأله این است که هر کدام، برگزار کردن/نکردن کنکور را به چه جهتی و در چه افق زمانی برای خود خوب یا بد ارزیابی میکنند. مسأله وزن دادن به پیآمدهای متفاوت برای طرفهای متفاوت هم هست.
🔹 چهار. مسأله کنکور امسال از جنس حقوق شهروندی و اخلاق هم هست. آیا «حکمران حق دارد و اخلاقی است که شهروند را به انجام کاری (شرکت در کنکور) وادار کند که بر اثر آن جانش در خطر بیفتد؟» و آیا «حکمران حق دارد شهروند را از کاری باز دارد (ممانعت از شرکت در کنکور) که ممکن است به از دست رفتن فرصتی در زندگی، یک سال تأخیر در ورود به دانشگاه و اساساً تغییر احتمالی مسیر زندگی منجر شود؟» مسأله وقتی پیچیدهتر میشود که در نظر بگیریم شاید کرونا سال دیگر یا سالهای دیگر هم باشد و همین سؤالات در سالهای دیگر هم مطرح میشوند.
🔹 پنج. راهحل قطعاً درست یا نادرستی برای مسأله برگزار کردن/نکردن کنکور وجود ندارد. مسأله این است که «آیا همه طرفهای درگیر در مسأله میتوانند از مسیر گفتوگو بر اساس داده و شواهد معتبر، به راهکاری رضایتبخش/اطمینانبخش (نه درست/متقن) دست یابند؟» آیا حکمرانان (در این مورد با محوریت وزارت آموزش، پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت) قادرند گفتوگویی اجتماعی برای رسیدن به راهکاری رضایتبخش و متقاعدکننده را پیش بگیرند؟
🔹 شش. حکمران میتواند شهروندان را برای مشارکت کردن یا نکردن در کنکور مخیّر کند و به آنها که به دلیل بیم جان از شرکت در کنکور خودداری میکنند و از این بابت ممکن است فرصت شرکت در کنکور سال آینده را از دست بدهند (نظیر کسانی که سرباز میشوند)، یک سال دیگر فرصت شرکت کردن بدهد. این یعنی گزینه شرکت کردن یا نکردن را به انتخاب شهروند وابسته سازد و خود را از دوراهی اخلاقی-حقوقی تحمیل گزینهای بر شهروند برهاند. این بدان معناست که شهروند برای حفظ جانش از یک سال عمرش مایه میگذارد و حکمران هزینه انتخاب شهروند را میپذیرد اما هزینه نقصان در مشروعیت و اتهام بیتدبیری را از خود دور میکند.
🔹 هفت. حکمران در گام دوم میتواند بر سر شرایط برگزاری کنکور با کسانی که انتخابشان مشارکت در کنکور است گفتوگو کرده و فرایند اطمینانبخشی درخصوص رعایت حداکثری ملزومات بهداشتی برگزاری کنکور را طی کند.
🔹 هشت. ورود به مسأله از منظر راهکار درست یا نادرست؛ پیچیدگی، اجتماعی و گفتوگویی بودن مسأله را نادیده گرفته و در عمل جامعه را دوقطبی (مخالفان و موافقان) کرده و در نهایت اعتبار حکمران را مخدوش میسازد.
🔹 نه. حکمران باید بداند که در چنین مسائلی، گزینه درست وجود ندارد بلکه باید به راهکار رضایتبخشی برسد که تعداد هر چه بیشتری از جامعه آنرا خوب تلقی کنند و کلیت جامعه برای رعایت ملزومات تعدیل مسأله در سطحی رضایتبخش و مواجهه با پیآمدهای آن آماده شود.
🔹 ده. حکمران گویی فقط دوگانه برگزار کردن یا نکردن کنکور را در اختیار دارد و قادر نیست به راهبردی نظیر «ساختن راهکاری بینابینی مبتنی بر علائق، انتخابها و شرایط متفاوت کنشگران درگیر در مسأله» بیندیشد. مسأله حکمران به عوض «ساختن راهکار بینابینی رضایتبخش» به «انتخاب کردن یکی از دو گزینه» و متقاعد کردن یا واداشتن طرفهای درگیر به پذیرش درستی انتخاب خود و تحمیل پیآمدهای آن تقلیل یافته است.
🔹 یازده. حکمرانی نمیتواند شواهد درباره مسأله را سازماندهی و تحلیل کند، با ذینفعان و طرفهای درگیر در مسأله به اشتراک بگذارد، پذیرای روایتهای ایشان از مسأله بشود، همه روایتها را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و بپذیرد که بر سر «ساختن راهکار رضایتبخش و متقاعدکننده» و نه «واداشتن همه طرفها به پذیرش انتخاب حکمران» تعامل و گفتوگو کند؛ و به عوض همه اینها دست به دامان عباراتی نظیر «مافیای کنکور» برای فرار از کاستی خود میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خلاصه یادداشت منتشرشده در روزنامه ايران یکشنبه نوزده مرداد؛ و فايل صوتي يادداشت با توضيحات بيشتر.
🔹 یک. طرفهای بسیاری در کنکور دخیل هستند (دانشآموزان، والدین، دولت، مجلس، نظام بهداشت و درمان، دانشگاهها، مراکز آموزشی کنکور، نظام سربازی و ... کل جامعه) و علائق، منافع و عقاید متعارضی دارند.
🔹 دو. پشت هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن، مجموعهای از پیآمدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی خوابیده است. سیاستگذار هر کدام را که انتخاب کند با نقد و نارضایتی گروهی از مردم و نخبگان مواجه میشود.
🔹 سه. مسأله «درستی یا نادرستی» برگزار کردن یا نکردن کنکور نیست، بلکه «خوب یا بد بودن» هر دو گزینه برای هر یک از طرفهای درگیر مطرح است. مسأله این است که هر کدام، برگزار کردن/نکردن کنکور را به چه جهتی و در چه افق زمانی برای خود خوب یا بد ارزیابی میکنند. مسأله وزن دادن به پیآمدهای متفاوت برای طرفهای متفاوت هم هست.
🔹 چهار. مسأله کنکور امسال از جنس حقوق شهروندی و اخلاق هم هست. آیا «حکمران حق دارد و اخلاقی است که شهروند را به انجام کاری (شرکت در کنکور) وادار کند که بر اثر آن جانش در خطر بیفتد؟» و آیا «حکمران حق دارد شهروند را از کاری باز دارد (ممانعت از شرکت در کنکور) که ممکن است به از دست رفتن فرصتی در زندگی، یک سال تأخیر در ورود به دانشگاه و اساساً تغییر احتمالی مسیر زندگی منجر شود؟» مسأله وقتی پیچیدهتر میشود که در نظر بگیریم شاید کرونا سال دیگر یا سالهای دیگر هم باشد و همین سؤالات در سالهای دیگر هم مطرح میشوند.
🔹 پنج. راهحل قطعاً درست یا نادرستی برای مسأله برگزار کردن/نکردن کنکور وجود ندارد. مسأله این است که «آیا همه طرفهای درگیر در مسأله میتوانند از مسیر گفتوگو بر اساس داده و شواهد معتبر، به راهکاری رضایتبخش/اطمینانبخش (نه درست/متقن) دست یابند؟» آیا حکمرانان (در این مورد با محوریت وزارت آموزش، پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت) قادرند گفتوگویی اجتماعی برای رسیدن به راهکاری رضایتبخش و متقاعدکننده را پیش بگیرند؟
🔹 شش. حکمران میتواند شهروندان را برای مشارکت کردن یا نکردن در کنکور مخیّر کند و به آنها که به دلیل بیم جان از شرکت در کنکور خودداری میکنند و از این بابت ممکن است فرصت شرکت در کنکور سال آینده را از دست بدهند (نظیر کسانی که سرباز میشوند)، یک سال دیگر فرصت شرکت کردن بدهد. این یعنی گزینه شرکت کردن یا نکردن را به انتخاب شهروند وابسته سازد و خود را از دوراهی اخلاقی-حقوقی تحمیل گزینهای بر شهروند برهاند. این بدان معناست که شهروند برای حفظ جانش از یک سال عمرش مایه میگذارد و حکمران هزینه انتخاب شهروند را میپذیرد اما هزینه نقصان در مشروعیت و اتهام بیتدبیری را از خود دور میکند.
🔹 هفت. حکمران در گام دوم میتواند بر سر شرایط برگزاری کنکور با کسانی که انتخابشان مشارکت در کنکور است گفتوگو کرده و فرایند اطمینانبخشی درخصوص رعایت حداکثری ملزومات بهداشتی برگزاری کنکور را طی کند.
🔹 هشت. ورود به مسأله از منظر راهکار درست یا نادرست؛ پیچیدگی، اجتماعی و گفتوگویی بودن مسأله را نادیده گرفته و در عمل جامعه را دوقطبی (مخالفان و موافقان) کرده و در نهایت اعتبار حکمران را مخدوش میسازد.
🔹 نه. حکمران باید بداند که در چنین مسائلی، گزینه درست وجود ندارد بلکه باید به راهکار رضایتبخشی برسد که تعداد هر چه بیشتری از جامعه آنرا خوب تلقی کنند و کلیت جامعه برای رعایت ملزومات تعدیل مسأله در سطحی رضایتبخش و مواجهه با پیآمدهای آن آماده شود.
🔹 ده. حکمران گویی فقط دوگانه برگزار کردن یا نکردن کنکور را در اختیار دارد و قادر نیست به راهبردی نظیر «ساختن راهکاری بینابینی مبتنی بر علائق، انتخابها و شرایط متفاوت کنشگران درگیر در مسأله» بیندیشد. مسأله حکمران به عوض «ساختن راهکار بینابینی رضایتبخش» به «انتخاب کردن یکی از دو گزینه» و متقاعد کردن یا واداشتن طرفهای درگیر به پذیرش درستی انتخاب خود و تحمیل پیآمدهای آن تقلیل یافته است.
🔹 یازده. حکمرانی نمیتواند شواهد درباره مسأله را سازماندهی و تحلیل کند، با ذینفعان و طرفهای درگیر در مسأله به اشتراک بگذارد، پذیرای روایتهای ایشان از مسأله بشود، همه روایتها را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و بپذیرد که بر سر «ساختن راهکار رضایتبخش و متقاعدکننده» و نه «واداشتن همه طرفها به پذیرش انتخاب حکمران» تعامل و گفتوگو کند؛ و به عوض همه اینها دست به دامان عباراتی نظیر «مافیای کنکور» برای فرار از کاستی خود میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
کنکور: برگزار بشود یا نشود؟
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت…
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت…
فتوحات فتّاح
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم. تحلیل را باید با معرفی مختصر بنیاد مستضعفان و گفتارهای جنجالی او آغاز کرد.
توضیح: فتح، عمدتاً به معنای پیروزی به کار میرود اما به معنای گشودن و گشایش هم هست. من «فتوحات فتاح» را به همین معنا بهکار گرفتهام. سخنان پرویز فتاح در به سوی سؤالات بسیاری میگشاید.
☑️⭕️ بنیاد مستضعفان اجمالاً چیست؟
✅ این بنیاد در 9 اسفند 1357 با فرمان امام خمینی با اموال مصادرهشده خانواده شاه، وابستگان حکومت پهلوی و برخی صاحبان کارخانجات و تجار شکل گرفت و هدف آن کمک به مستضعفان بوده است. گفته شده بنیاد در سال 1368 صاحب 800 شرکت و بنگاه اقتصادی بوده و در طی سالها تغییراتی در این تعداد ایجاد شده است. سایت بنیاد نشان میدهد که در زمینههای زیر فعالیت میکند:
🔹 حملونقل و خدمات (بانک سینا، هلدینگ مالی و سرمایهگذاری سینا، هلدینگ سیاحتی، مراکز تفریحی و حمل و نقل پارسیان، گروه گسترش ارتباطات و فناوری اطلاعات سینا)
🔹 ساختمان و انرژی (هلدینگ عمران و مسکن ایران، هلدینگ پایا سامان پارس، هلدینگ انرژیگستر سینا، گروه برق و انرژی صبا، شرکت آزادراه تهران شمال)
🔹 صنایع و معادن (هلدینگ گسترش پایا صنعت سینا، هلدینگ صنایع معدنی کاوه پارس، شرکت نفت بهران)
🔹 صنایع غذایی (هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، هلدینگ صنایع غذایی سینا، هلدینگ زمزم ایران، شرکت کشت و صنعت شهید مطهری)
✅ پرویز فتاح فروش املاک و کالای بنیاد را در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان و سود ناخالص قبل از کسر مالیات را 7 هزار میلیارد تومان اعلام کرده که از عملکرد 169 شرکت ثبتشده حاصل شده است.
بنیاد به گفته فتاح:
🔹 موظف است تمام سود خود را صرف محرومیتزدایی در کشور کند،
🔹 32 شرکت مجموعه بنیاد در بورس حضور دارند و تا پایان سال به 50 شرکت میرسد.
🔹 مالیات میپردازد و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است.
🔹 سال گذشته 500 تا 600 میلیون دلار در زمینه فولاد، سیمان، برق و نهادههای کشاورزی صادرات داشته است.
🔹 کمکهای بلاعوض و قرضالحسنه به ارزش 1800 میلیارد تومان به صوت نقد و وام بعد از بحران کرونا در اختیار مددجویان کمیته امداد و بهزیستی قرار گرفته داده است.
🔹 املاک غصبشده توسط رضاشاه – تا به امروز 92 هزار سند – به مالکان اصلی بازگردانده است.
☑️⭕️ سخنان جنجالی فتاح
🔹 یک. غلامعلی حداد عادل ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان را برای مدرسه فرهنگ – در منطقه الهیه و خیابان فرشته - با اجارهای که «بهروز نبود و باملاحظه بود» در اختیار دارد و هنوز هم پس نداده است.
🔹 دو. ملکی به مساحت 1800 متر مربع در منطقه ولنجک در اختیار محمود احمدینژاد قرار گرفته است که البته حاضرند تحویل دهند و به ملکی در مرکز یا پایین شهر منتقل شوند.
🔹 سه. ملکی در اختیار سیدمحمد خاتمی به عنوان مؤسسه باران بوده که قبل از ریاست پرویز فتاح تخلیه شده است.
🔹 چهار. املاکی در اختیار مرکز تحقیقات استراتژیک و مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است.
🔹 پنج. املاکی در اختیار نظامیان اعم از ارتش و سپاه است که به بنیاد پس نمیدهند.
🔹 شش. ساختمانی را در منطقه نیاوران در نُه طبقه در املاک بنیاد ساختهاند که کاربری آن معلوم نیست ولی استخر بزرگی هم برای آن ساخته شده است.
🔹 هفت. ساختمان کاخ مرمر – دارای ارزش میراث فرهنگی – با دستکاری در ساختمان و ایجاد آسانسور و ... تخریب شده است.
☑️⭕️ یک نکته قابل توجه
✅ پرویز فتاح گفت رؤسای جمهور در ایران بعد از تمام شدن دورهشان جایی برای استقرار ندارند. این سخناش درست و قابل اعتناست. رؤسای جمهور – برای مثال در آمریکا – بعد از پایان کار، از حق داشتن دفتر با هزینه دولت، حقوق، محافظ و برخی مزایای دیگر برخوردارند. رئیسجمهور هر کسی که باشد، خوشمان بیاید یا نیاید، منتخب مردم بوده و داشتن چنین امکاناتی نه اشرافیگری است و نه خارج از عرف جهان؛ بهتر است قانونی وجود داشته باشد که امکانات در اختیار آنها بعد از دوران خدمت را روشن کند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم. تحلیل را باید با معرفی مختصر بنیاد مستضعفان و گفتارهای جنجالی او آغاز کرد.
توضیح: فتح، عمدتاً به معنای پیروزی به کار میرود اما به معنای گشودن و گشایش هم هست. من «فتوحات فتاح» را به همین معنا بهکار گرفتهام. سخنان پرویز فتاح در به سوی سؤالات بسیاری میگشاید.
☑️⭕️ بنیاد مستضعفان اجمالاً چیست؟
✅ این بنیاد در 9 اسفند 1357 با فرمان امام خمینی با اموال مصادرهشده خانواده شاه، وابستگان حکومت پهلوی و برخی صاحبان کارخانجات و تجار شکل گرفت و هدف آن کمک به مستضعفان بوده است. گفته شده بنیاد در سال 1368 صاحب 800 شرکت و بنگاه اقتصادی بوده و در طی سالها تغییراتی در این تعداد ایجاد شده است. سایت بنیاد نشان میدهد که در زمینههای زیر فعالیت میکند:
🔹 حملونقل و خدمات (بانک سینا، هلدینگ مالی و سرمایهگذاری سینا، هلدینگ سیاحتی، مراکز تفریحی و حمل و نقل پارسیان، گروه گسترش ارتباطات و فناوری اطلاعات سینا)
🔹 ساختمان و انرژی (هلدینگ عمران و مسکن ایران، هلدینگ پایا سامان پارس، هلدینگ انرژیگستر سینا، گروه برق و انرژی صبا، شرکت آزادراه تهران شمال)
🔹 صنایع و معادن (هلدینگ گسترش پایا صنعت سینا، هلدینگ صنایع معدنی کاوه پارس، شرکت نفت بهران)
🔹 صنایع غذایی (هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، هلدینگ صنایع غذایی سینا، هلدینگ زمزم ایران، شرکت کشت و صنعت شهید مطهری)
✅ پرویز فتاح فروش املاک و کالای بنیاد را در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان و سود ناخالص قبل از کسر مالیات را 7 هزار میلیارد تومان اعلام کرده که از عملکرد 169 شرکت ثبتشده حاصل شده است.
بنیاد به گفته فتاح:
🔹 موظف است تمام سود خود را صرف محرومیتزدایی در کشور کند،
🔹 32 شرکت مجموعه بنیاد در بورس حضور دارند و تا پایان سال به 50 شرکت میرسد.
🔹 مالیات میپردازد و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است.
🔹 سال گذشته 500 تا 600 میلیون دلار در زمینه فولاد، سیمان، برق و نهادههای کشاورزی صادرات داشته است.
🔹 کمکهای بلاعوض و قرضالحسنه به ارزش 1800 میلیارد تومان به صوت نقد و وام بعد از بحران کرونا در اختیار مددجویان کمیته امداد و بهزیستی قرار گرفته داده است.
🔹 املاک غصبشده توسط رضاشاه – تا به امروز 92 هزار سند – به مالکان اصلی بازگردانده است.
☑️⭕️ سخنان جنجالی فتاح
🔹 یک. غلامعلی حداد عادل ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان را برای مدرسه فرهنگ – در منطقه الهیه و خیابان فرشته - با اجارهای که «بهروز نبود و باملاحظه بود» در اختیار دارد و هنوز هم پس نداده است.
🔹 دو. ملکی به مساحت 1800 متر مربع در منطقه ولنجک در اختیار محمود احمدینژاد قرار گرفته است که البته حاضرند تحویل دهند و به ملکی در مرکز یا پایین شهر منتقل شوند.
🔹 سه. ملکی در اختیار سیدمحمد خاتمی به عنوان مؤسسه باران بوده که قبل از ریاست پرویز فتاح تخلیه شده است.
🔹 چهار. املاکی در اختیار مرکز تحقیقات استراتژیک و مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است.
🔹 پنج. املاکی در اختیار نظامیان اعم از ارتش و سپاه است که به بنیاد پس نمیدهند.
🔹 شش. ساختمانی را در منطقه نیاوران در نُه طبقه در املاک بنیاد ساختهاند که کاربری آن معلوم نیست ولی استخر بزرگی هم برای آن ساخته شده است.
🔹 هفت. ساختمان کاخ مرمر – دارای ارزش میراث فرهنگی – با دستکاری در ساختمان و ایجاد آسانسور و ... تخریب شده است.
☑️⭕️ یک نکته قابل توجه
✅ پرویز فتاح گفت رؤسای جمهور در ایران بعد از تمام شدن دورهشان جایی برای استقرار ندارند. این سخناش درست و قابل اعتناست. رؤسای جمهور – برای مثال در آمریکا – بعد از پایان کار، از حق داشتن دفتر با هزینه دولت، حقوق، محافظ و برخی مزایای دیگر برخوردارند. رئیسجمهور هر کسی که باشد، خوشمان بیاید یا نیاید، منتخب مردم بوده و داشتن چنین امکاناتی نه اشرافیگری است و نه خارج از عرف جهان؛ بهتر است قانونی وجود داشته باشد که امکانات در اختیار آنها بعد از دوران خدمت را روشن کند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
ده سؤال بنیادین از «بنیاد»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفتههای جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن بهکار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آنها میگشاید.
✅ توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بودهاند از: علینقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیقدوست، محمد فروزنده و محمد سعیدیکیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کردهاند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمیگردند.
☑️⭕️ سؤالات از بنیاد
✅ طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروتهای نامشروع به دست آوردهاند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و میکند و تملک آنها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و بهخصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.
⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورتهای مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص) اما چرا بنیاد هیچگاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش داراییها، درآمدها در سالهای قبل از 1395، نوع واگذاریها و شیوه هزینهکرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.
⭕️ دو. چرا بنیاد هیچگاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادرهشده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آنها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان داراییهای مصادرهشده در سالیان بعد با شکایت به دادگاهها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟
⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سالها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آنها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟
⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینهکرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه میتوانند از بهکارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟
⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکیپدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم داراییهای بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟
⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبتشده، و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟
⭕️ هفت. عبارت «بهخصوص مسکن آنها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیبپذیر را نشان میدهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمانهای بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟
⭕️ هشت. اموال مصادرهشده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟
⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیونها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمیشود. آیا زمان یکپارچهسازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمانها و سهمشان در رفع فقر فرانرسیده است؟
⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخصهایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده میشود؟
✅ مدیرانی قبلی رفتهاند، اما #پرویز_فتاح میتواند به این سؤالات پاسخ دهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفتههای جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن بهکار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آنها میگشاید.
✅ توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بودهاند از: علینقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیقدوست، محمد فروزنده و محمد سعیدیکیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کردهاند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمیگردند.
☑️⭕️ سؤالات از بنیاد
✅ طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروتهای نامشروع به دست آوردهاند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و میکند و تملک آنها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و بهخصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.
⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورتهای مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص) اما چرا بنیاد هیچگاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش داراییها، درآمدها در سالهای قبل از 1395، نوع واگذاریها و شیوه هزینهکرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.
⭕️ دو. چرا بنیاد هیچگاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادرهشده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آنها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان داراییهای مصادرهشده در سالیان بعد با شکایت به دادگاهها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟
⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سالها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آنها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟
⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینهکرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه میتوانند از بهکارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟
⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکیپدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم داراییهای بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟
⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبتشده، و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟
⭕️ هفت. عبارت «بهخصوص مسکن آنها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیبپذیر را نشان میدهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمانهای بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟
⭕️ هشت. اموال مصادرهشده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟
⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیونها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمیشود. آیا زمان یکپارچهسازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمانها و سهمشان در رفع فقر فرانرسیده است؟
⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخصهایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده میشود؟
✅ مدیرانی قبلی رفتهاند، اما #پرویز_فتاح میتواند به این سؤالات پاسخ دهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
فتوحات فتّاح
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم.…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم.…
👍3
دو سد بر سر راه ایران آینده
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ همه کموبیش میپرسند «آینده چه میشود؟» بخشی از پاسخ من این است که ایران آینده بر اساس بسته ماندن و باز شدن دریچههای دو سد یا شکستن آنها رقم میخورد. این دو سد چیست؟
✅ تصور کنید انسانها در رودخانه جامعه ایران جاریاند و در نقطهای رودخانه به دو شاخه تقسیم میشود. دیوارهای هست که آب (شهروندان) را به دو شاخه تقسیم میکند. سدهایی روی هر یک از دو شاخه بسته شده و شهروندان پشت این سدها انباشته میشوند.
✅ شاخه اول، شهروندان ناامید (از هر سه قشر فقیر/متوسط/غنی) و بدون باور به امکان اصلاح وضعیت هستند که مشخصه اصلیشان انباشت خشم و تبدیل خشم به نفرت است. سدی که جلوی این انباشته بسته شده، ترس از کنش اعتراضی، بیم سرکوب و خشونت است. وضع اقتصادی که بدتر بشود، ورودی رودخانه به این شاخه که آنرا «شاخه خشم و نفرت» است بیشتر میشود. این سد هم مثل بقیه سدها خروجی و دریچه دارد که گاه از آن آبباریکهای نظیر یک جنبش اعتراضی (نظیر وقایع آبان 1398، اعتراضات کارگری و ...) بیرون میزند.
✅ شاخه دوم رودخانه «شاخه بیم و امید» است. شهروندانی وارد این شاخه میشوند که به دلیل وضع اقتصادی بهتر، بیم از ویرانی ناشی از حرکات اعتراضی شدید و سرنوشتهای خاورمیانهای، و حداقل ظرفیتهای مشاهدهشده در سیستم حکمرانی برای پذیرش اصلاح، به عوض «شاخه خشم و نفرت» وارد دریاچه سد «بیم و امید» میشوند.
✅ اینها دائم حکمرانی را به عقلانیت بیشتر دعوت میکنند، تجدیدنظر در اشتباهات را خواهان هستند، مینویسند، میاندیشند و به افزایش خرد حکمرانی اهتمام دارند؛ اگرچه دلشان انباشته از بیم وضعیت قهقرایی اقتصاد، محیطزیست و ... است و از اصلاح نشدن ترسناک هستند اما هنوز به دلایلی امید دارند. این سد هم دریچههایی دارد و آب باریکهای از آن خارج میشود و شمهای از عقلانیت در نظام حکمرانی و دستگاه اداری، از همین بخش تأثیر میپذیرد.
✅ آینده ایران ما در پاییندست این دو سد قرار گرفته است. هر دو سد باریکهای از «خشم، خشونت، نفرت» و «امید، عقلانیت و زندگی مسالمتآمیز» به سوی آینده ایران جاری کردهاند. وضع اکنون نه چنان سیراب از عقلانیت و امید است؛ و نه مملو از نفرت و خشونت؛ اما هر دو سد در حال انباشتن انسانها در پشت خود هستند.
✅ سدی فقر، خشم، نفرت و خشونت انباشت میکند و سدی امید، عقلانیت، زندگی مسالمتآمیز و رشد و رونق نوید میدهد. شواهد نشان میدهد ورودی به سد «خشم، خشونت و نفرت» چند برابر ورودی به سد «بیم و امید» است.
✅ حکمرانی سدهایی است که جاری شدن هر دو جریان را مانع شده است. حکمرانی از یک سو با اقتدار مانع از طغیان نیروی انباشته در پشت سد «خشم، نفرت، خشونت» است و از سوی دیگر با تن ندادن به اصلاحات مؤثر جلوی تأثیرگذاری شهروندان سد «بیم و امید» را گرفته است.
✅ این دو سد به یکدیگر هم راه دارند. اگر دریچههای سد «بیم و امید» گشوده شود، آبی از جنس عقلانیت، خلاقیت، امیدواری، توانمندی و شکوفایی به سوی آینده ایران جاری میشود و آب سد «خشم، نفرت و خشونت» هم به دریاچه سد «بیم و امید» میریزد و فشار از پشت سد «خشم، نفرت و خشونت» برداشته میشود. اگر سد «خشم، نفرت و خشونت» بشکند، آب پشت سد «بیم و امید» در دریاچه «خشم، نفرت و خشونت» گم خواهد شد.
✅ پاییندست، ایران آینده ماست، که حاکمانش تصمیم میگیرند: اولا در آن بالادست روشهای حکمرانی را اصلاح کنند تا ورودی به دریاچه سد «خشم، نفرت و خشونت» کم و کمتر شود؛ و ثانیاً، دریچههای سد «بیم و امید» را بگشایند و عقلانیتر کشور را اداره کنند، از تصلبها و جزمیتها برهند و اجازه دهند آب عقلانیت، خلاقیت، امیدواری به سوی دشت ایران آینده جاری شود.
✅ اگر این سدها هیچگاه نشکست و سرریز نکرد چه میشود؟ هیچ آبی به سوی آینده جریان نمییابد و در سکون، شهروندان پشت این دو سد مرداب میشوند و آینده نیز میخشکد. حکمرانان نیز همه توان و سرمایه کشور را صرف میکنند تا بر ضخامت و استواری دیوارههای سد بیفزایند و مرداب را گسترش دهند. آینده فقط وقتی ساخته میشود که آبی از سد «بیم و امید» به سوی آینده جاری شود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ همه کموبیش میپرسند «آینده چه میشود؟» بخشی از پاسخ من این است که ایران آینده بر اساس بسته ماندن و باز شدن دریچههای دو سد یا شکستن آنها رقم میخورد. این دو سد چیست؟
✅ تصور کنید انسانها در رودخانه جامعه ایران جاریاند و در نقطهای رودخانه به دو شاخه تقسیم میشود. دیوارهای هست که آب (شهروندان) را به دو شاخه تقسیم میکند. سدهایی روی هر یک از دو شاخه بسته شده و شهروندان پشت این سدها انباشته میشوند.
✅ شاخه اول، شهروندان ناامید (از هر سه قشر فقیر/متوسط/غنی) و بدون باور به امکان اصلاح وضعیت هستند که مشخصه اصلیشان انباشت خشم و تبدیل خشم به نفرت است. سدی که جلوی این انباشته بسته شده، ترس از کنش اعتراضی، بیم سرکوب و خشونت است. وضع اقتصادی که بدتر بشود، ورودی رودخانه به این شاخه که آنرا «شاخه خشم و نفرت» است بیشتر میشود. این سد هم مثل بقیه سدها خروجی و دریچه دارد که گاه از آن آبباریکهای نظیر یک جنبش اعتراضی (نظیر وقایع آبان 1398، اعتراضات کارگری و ...) بیرون میزند.
✅ شاخه دوم رودخانه «شاخه بیم و امید» است. شهروندانی وارد این شاخه میشوند که به دلیل وضع اقتصادی بهتر، بیم از ویرانی ناشی از حرکات اعتراضی شدید و سرنوشتهای خاورمیانهای، و حداقل ظرفیتهای مشاهدهشده در سیستم حکمرانی برای پذیرش اصلاح، به عوض «شاخه خشم و نفرت» وارد دریاچه سد «بیم و امید» میشوند.
✅ اینها دائم حکمرانی را به عقلانیت بیشتر دعوت میکنند، تجدیدنظر در اشتباهات را خواهان هستند، مینویسند، میاندیشند و به افزایش خرد حکمرانی اهتمام دارند؛ اگرچه دلشان انباشته از بیم وضعیت قهقرایی اقتصاد، محیطزیست و ... است و از اصلاح نشدن ترسناک هستند اما هنوز به دلایلی امید دارند. این سد هم دریچههایی دارد و آب باریکهای از آن خارج میشود و شمهای از عقلانیت در نظام حکمرانی و دستگاه اداری، از همین بخش تأثیر میپذیرد.
✅ آینده ایران ما در پاییندست این دو سد قرار گرفته است. هر دو سد باریکهای از «خشم، خشونت، نفرت» و «امید، عقلانیت و زندگی مسالمتآمیز» به سوی آینده ایران جاری کردهاند. وضع اکنون نه چنان سیراب از عقلانیت و امید است؛ و نه مملو از نفرت و خشونت؛ اما هر دو سد در حال انباشتن انسانها در پشت خود هستند.
✅ سدی فقر، خشم، نفرت و خشونت انباشت میکند و سدی امید، عقلانیت، زندگی مسالمتآمیز و رشد و رونق نوید میدهد. شواهد نشان میدهد ورودی به سد «خشم، خشونت و نفرت» چند برابر ورودی به سد «بیم و امید» است.
✅ حکمرانی سدهایی است که جاری شدن هر دو جریان را مانع شده است. حکمرانی از یک سو با اقتدار مانع از طغیان نیروی انباشته در پشت سد «خشم، نفرت، خشونت» است و از سوی دیگر با تن ندادن به اصلاحات مؤثر جلوی تأثیرگذاری شهروندان سد «بیم و امید» را گرفته است.
✅ این دو سد به یکدیگر هم راه دارند. اگر دریچههای سد «بیم و امید» گشوده شود، آبی از جنس عقلانیت، خلاقیت، امیدواری، توانمندی و شکوفایی به سوی آینده ایران جاری میشود و آب سد «خشم، نفرت و خشونت» هم به دریاچه سد «بیم و امید» میریزد و فشار از پشت سد «خشم، نفرت و خشونت» برداشته میشود. اگر سد «خشم، نفرت و خشونت» بشکند، آب پشت سد «بیم و امید» در دریاچه «خشم، نفرت و خشونت» گم خواهد شد.
✅ پاییندست، ایران آینده ماست، که حاکمانش تصمیم میگیرند: اولا در آن بالادست روشهای حکمرانی را اصلاح کنند تا ورودی به دریاچه سد «خشم، نفرت و خشونت» کم و کمتر شود؛ و ثانیاً، دریچههای سد «بیم و امید» را بگشایند و عقلانیتر کشور را اداره کنند، از تصلبها و جزمیتها برهند و اجازه دهند آب عقلانیت، خلاقیت، امیدواری به سوی دشت ایران آینده جاری شود.
✅ اگر این سدها هیچگاه نشکست و سرریز نکرد چه میشود؟ هیچ آبی به سوی آینده جریان نمییابد و در سکون، شهروندان پشت این دو سد مرداب میشوند و آینده نیز میخشکد. حکمرانان نیز همه توان و سرمایه کشور را صرف میکنند تا بر ضخامت و استواری دیوارههای سد بیفزایند و مرداب را گسترش دهند. آینده فقط وقتی ساخته میشود که آبی از سد «بیم و امید» به سوی آینده جاری شود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
دوباره بیست و هشت مرداد و محمد مصدق
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کودتای بیست و هشت مرداد دلمشغولی و موضوع پژوهش رساله دکتری من بوده است، لذا آدم بیاطلاع درباره تاریخ ایران آن دوره نیستم.
✅ محمد مصدق مثل بقیه شخصیتهای سیاسی همواره در معرض تفسیر، نقد، ستایش، قضاوت و بازخوانی باقی خواهد ماند. تفسیر از او بین قهرمان و خادم ملی تا خائن در نوسان است.
✅ مصدق برای ایران بهتر بود یا سیاستمداری مثل قوام یا فروغی؟ مصدق پوپولیست بود یا نبود؟ آیا به دنبال شهرت شخصی بود یا از اصول پیروی میکرد؟ نپذیرفتن پیشنهادهای حل مساله ایران و انگلیس درست بود یا نبود؟ اصلا عملیات نظامی ارتش علیه مصدق کودتا بود یا نبود؟ و همین طور صدها سؤال دیگر تا ابد باقی میمانند و هیچ گاه پایان نخواهند یافت.
✅ مصدق به گمان من بزرگی و البته اشتباهات سیاسی خودش را داشته، اما در کنار همه اینها شخصیت و اخلاقیات شخصی داشته که بازخوانی او از این منظر مفید است؛ بازخوانی بدون اسطوره ساختن از محمد مصدق؛ اسطوره سازی مثبت یا منفی، ضد واقع بینی و بازخوانی مفید تاریخ است.
✅ فیلم «مصدق,، نگاهی دیگر: منش، روش و بینش» ساخته #هدی_صابر، اگرچه روایتی یکسویه و فقط از نگاه علاقمندان و دوستداران مصدق، و مبتنی بر نظر افراد محدودی است، اما تصویری از اخلاق فردی و سیاسی مصدق ارائه میکند که مخالفان مصدق هم در آنها تشکیک نکردهاند (من ندیدهام). دیدن فیلم از جهت شناخت این نوع ایران دوستی، اخلاق سیاسی و فردی، خالی از لطف نیست.
✅ #دغدغه_ایران، #کودتای_28_مرداد، #محمد_مصدق
https://www.instagram.com/p/CEBL36BpDt8/?igshid=15jy3vknv48zk
https://www.aparat.com/v/xwODQ
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کودتای بیست و هشت مرداد دلمشغولی و موضوع پژوهش رساله دکتری من بوده است، لذا آدم بیاطلاع درباره تاریخ ایران آن دوره نیستم.
✅ محمد مصدق مثل بقیه شخصیتهای سیاسی همواره در معرض تفسیر، نقد، ستایش، قضاوت و بازخوانی باقی خواهد ماند. تفسیر از او بین قهرمان و خادم ملی تا خائن در نوسان است.
✅ مصدق برای ایران بهتر بود یا سیاستمداری مثل قوام یا فروغی؟ مصدق پوپولیست بود یا نبود؟ آیا به دنبال شهرت شخصی بود یا از اصول پیروی میکرد؟ نپذیرفتن پیشنهادهای حل مساله ایران و انگلیس درست بود یا نبود؟ اصلا عملیات نظامی ارتش علیه مصدق کودتا بود یا نبود؟ و همین طور صدها سؤال دیگر تا ابد باقی میمانند و هیچ گاه پایان نخواهند یافت.
✅ مصدق به گمان من بزرگی و البته اشتباهات سیاسی خودش را داشته، اما در کنار همه اینها شخصیت و اخلاقیات شخصی داشته که بازخوانی او از این منظر مفید است؛ بازخوانی بدون اسطوره ساختن از محمد مصدق؛ اسطوره سازی مثبت یا منفی، ضد واقع بینی و بازخوانی مفید تاریخ است.
✅ فیلم «مصدق,، نگاهی دیگر: منش، روش و بینش» ساخته #هدی_صابر، اگرچه روایتی یکسویه و فقط از نگاه علاقمندان و دوستداران مصدق، و مبتنی بر نظر افراد محدودی است، اما تصویری از اخلاق فردی و سیاسی مصدق ارائه میکند که مخالفان مصدق هم در آنها تشکیک نکردهاند (من ندیدهام). دیدن فیلم از جهت شناخت این نوع ایران دوستی، اخلاق سیاسی و فردی، خالی از لطف نیست.
✅ #دغدغه_ایران، #کودتای_28_مرداد، #محمد_مصدق
https://www.instagram.com/p/CEBL36BpDt8/?igshid=15jy3vknv48zk
https://www.aparat.com/v/xwODQ
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Instagram
دغدغه ایران
. دوباره بیست و هشت مرداد و محمد مصدق . کودتای بیست و هشت مرداد دلمشغولی و موضوع پژوهش رساله دکتری من بوده است، لذا آدم بیاطلاع درباره تاریخ ایران آن دوره نیستم. . محمد مصدق مثل بقیه شخصیتهای سیاسی همواره در معرض تفسیر، نقد، ستایش، قضاوت و بازخوانی باقی…
جیببُری بلژیکی از بيتالمال
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #مارک_ویلموتس سرمربی سابق تیم ملی ایران که فقط شش ماه و چهار بازی روی نیمکت تیم ملی نشسته و حاصل آن هم دو باخت و دو برد برابر تیمهای ضعیف بوده، بابت دستمزدش شکایت کرده و حالا فدراسیون فوتبال ایران به حداقل پرداخت شش میلیون یورو معادل 160 میلیارد تومان محکوم شده است. گفته میشود فدراسیون میتواند به دادگاه عالی ورزش دوباره شکایت کند اما نتیجه این بررسی 6 تا 9 ماه طول میکشد و جریمه دیرکرد در پرداخت مبلغ تعیینشده هر روز 7 هزار یوروست. یعنی اگر در دادگاه عالی ورزش نیز فدراسیون فوتبال محکوم شود مبلغی بین 1.2 تا 1.9 میلیون یورو به مبلغ فوق افزوده میشود.
✅ من اخبار فوتبال ایران را منظم دنبال نمیکنم ولی همین که چند وقت یکبار صفحه اول روزنامههای ورزشی یا سایتها را میخوانم، تقریباً همیشه با خبر شکایت مربیان و بازیکنان خارجی مواجه میشوم که به دادگاههای بینالمللی شکایت کردهاند و تا آنجا که یاد دارم همیشه تیمهای ورزشی حتی بابت استفاده از بازیکنان کمکیفیتی که در طول فصل چند بازی هم بیشتر انجام ندادهاند محکوم میشوند و جریمه میپردازند. این آخری که دیگر شاهکاری چندجانبه است.
✅ شما اگر در این کشور بخواهید برای انجام پژوهشی با هزینه بیست تا صد میلیون تومان با سازمانی دولتی قرارداد ببندید. بندهای قرارداد چنان محکم است و چک و سفته تضمین میستانند که مو لای درزش نمیرود. این تازه وقتی است که موفق شوید جایی پیدا کنید که از پژوهش شما حمایت کند. بیست تومان وام گرفتن از بانک هم همین جور است، باید تا همسران اجداد مرده را گرو بانک بگذارید تا وام پرداخت شود. یک روز که تأخیر در اقساط داشته باشید، ضامن و اهل محل را بابت تأخیر شما خبر میکنند. فوتبال و قرارداد با بازیکنان و مربیان خارجی از این قاعده مستثناست.
✅ سالهاست مدیر برنامهها، ایجنتها، همان دلالهای بازیکن، واسطهها و مدیران قراردادهای کلان میبندند، باشگاههای دولتی از جیب بیتالمال ارقام میلیاردی و میلیون یورویی قرارداد میبندند، تحریمها هم هیچ تأثیری روی آنها ندارد، مشمول سیاست انقباضی هم نمیشود؛ و چند ماه بعد تقّش بالا میآید که فلان بند قرارداد «پرانتز» داشت و حالا باید خسارت بدهیم.
✅ قراردادهای خارجی در فوتبال ایران چیزی شبیه به جیببری شده است و این آخری #جیببری_بلژیکی است. ویلموتس که همسرش هم وکیل و حقوقدان بود حتماً کارش را خوبتر بلد بوده است. امری که یک بار اتفاق بیفتد میشود به تصادف، نادانی، غفلت و ... نسبت داد؛ اما وقتی امری چندباره، تکراری و رویه میشود، و همیشه یک پای باشگاهها و فدراسیون فوتبال در دادگاههای بینالمللی رسیدگی به شکایات است، این دیگر غفلت و فراموشی نیست؛ کاسبی است، جیببری از مردم ایران است.
✅ خرج که از کیسه مهمان بود، حاتم طائی شدن آسان بود. پول بیتالمال که باشد میشود خرج جیببر بلژیکی هم کرد. چند سال پیش مدیر باشگاه رئال مادرید با بحرانی مواجه شد ناشی از اینکه با کارت اعتباری متعلق به باشگاه یک بار بنزین زده بود. این را مقایسه کنید با وضعیتی که فدراسیون فوتبال – که حتما سالی چند میلیارد هم بابت مشاوره حقوقی به وکلا و حقوقدانان میپردازد - بهواسطه یک پرانتز یا بندی از قرارداد کشوری را به پرداخت 6 میلیون یورو خسارت رسانده است.
✅ پیشنهاد میکنم تا اطلاع ثانوی که شفافیت برقرار شود و فوتبال نظام تأمین مالی مفسدهآمیز نداشته باشد، قرارداد بستن با بازیکنان و مربیان خارجی را برای بزرگداشت یاد و خاطره شاهکاری به نام #مربی_ویلموتس، #جیببری_بلژیکی بنامیم. یاد و خاطره قند بلژیکی در ذهن ایرانیان هست، شاید جیببری بلژیکی هم در خاطرشان بماند و مانعی پیش روی این نوع جیببری ماهرانه شود.
✅ امضاکنندگان قرارداد، وکلا و حقوقدانانی که درگیر امضای قرارداد بودهاند، واسطه و دلال، مدیران فدراسیون و هر کسی سهمی داشته است، این بار دُنگی به نسبت سهمشان در این شاهکار، خسارت را بپردازند. خداوکیلی در این بحران اقتصادی، جیب بیتالمال را نزنید.
#جیب_بری_بلژیکی
#مارک_ویلموتس
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #مارک_ویلموتس سرمربی سابق تیم ملی ایران که فقط شش ماه و چهار بازی روی نیمکت تیم ملی نشسته و حاصل آن هم دو باخت و دو برد برابر تیمهای ضعیف بوده، بابت دستمزدش شکایت کرده و حالا فدراسیون فوتبال ایران به حداقل پرداخت شش میلیون یورو معادل 160 میلیارد تومان محکوم شده است. گفته میشود فدراسیون میتواند به دادگاه عالی ورزش دوباره شکایت کند اما نتیجه این بررسی 6 تا 9 ماه طول میکشد و جریمه دیرکرد در پرداخت مبلغ تعیینشده هر روز 7 هزار یوروست. یعنی اگر در دادگاه عالی ورزش نیز فدراسیون فوتبال محکوم شود مبلغی بین 1.2 تا 1.9 میلیون یورو به مبلغ فوق افزوده میشود.
✅ من اخبار فوتبال ایران را منظم دنبال نمیکنم ولی همین که چند وقت یکبار صفحه اول روزنامههای ورزشی یا سایتها را میخوانم، تقریباً همیشه با خبر شکایت مربیان و بازیکنان خارجی مواجه میشوم که به دادگاههای بینالمللی شکایت کردهاند و تا آنجا که یاد دارم همیشه تیمهای ورزشی حتی بابت استفاده از بازیکنان کمکیفیتی که در طول فصل چند بازی هم بیشتر انجام ندادهاند محکوم میشوند و جریمه میپردازند. این آخری که دیگر شاهکاری چندجانبه است.
✅ شما اگر در این کشور بخواهید برای انجام پژوهشی با هزینه بیست تا صد میلیون تومان با سازمانی دولتی قرارداد ببندید. بندهای قرارداد چنان محکم است و چک و سفته تضمین میستانند که مو لای درزش نمیرود. این تازه وقتی است که موفق شوید جایی پیدا کنید که از پژوهش شما حمایت کند. بیست تومان وام گرفتن از بانک هم همین جور است، باید تا همسران اجداد مرده را گرو بانک بگذارید تا وام پرداخت شود. یک روز که تأخیر در اقساط داشته باشید، ضامن و اهل محل را بابت تأخیر شما خبر میکنند. فوتبال و قرارداد با بازیکنان و مربیان خارجی از این قاعده مستثناست.
✅ سالهاست مدیر برنامهها، ایجنتها، همان دلالهای بازیکن، واسطهها و مدیران قراردادهای کلان میبندند، باشگاههای دولتی از جیب بیتالمال ارقام میلیاردی و میلیون یورویی قرارداد میبندند، تحریمها هم هیچ تأثیری روی آنها ندارد، مشمول سیاست انقباضی هم نمیشود؛ و چند ماه بعد تقّش بالا میآید که فلان بند قرارداد «پرانتز» داشت و حالا باید خسارت بدهیم.
✅ قراردادهای خارجی در فوتبال ایران چیزی شبیه به جیببری شده است و این آخری #جیببری_بلژیکی است. ویلموتس که همسرش هم وکیل و حقوقدان بود حتماً کارش را خوبتر بلد بوده است. امری که یک بار اتفاق بیفتد میشود به تصادف، نادانی، غفلت و ... نسبت داد؛ اما وقتی امری چندباره، تکراری و رویه میشود، و همیشه یک پای باشگاهها و فدراسیون فوتبال در دادگاههای بینالمللی رسیدگی به شکایات است، این دیگر غفلت و فراموشی نیست؛ کاسبی است، جیببری از مردم ایران است.
✅ خرج که از کیسه مهمان بود، حاتم طائی شدن آسان بود. پول بیتالمال که باشد میشود خرج جیببر بلژیکی هم کرد. چند سال پیش مدیر باشگاه رئال مادرید با بحرانی مواجه شد ناشی از اینکه با کارت اعتباری متعلق به باشگاه یک بار بنزین زده بود. این را مقایسه کنید با وضعیتی که فدراسیون فوتبال – که حتما سالی چند میلیارد هم بابت مشاوره حقوقی به وکلا و حقوقدانان میپردازد - بهواسطه یک پرانتز یا بندی از قرارداد کشوری را به پرداخت 6 میلیون یورو خسارت رسانده است.
✅ پیشنهاد میکنم تا اطلاع ثانوی که شفافیت برقرار شود و فوتبال نظام تأمین مالی مفسدهآمیز نداشته باشد، قرارداد بستن با بازیکنان و مربیان خارجی را برای بزرگداشت یاد و خاطره شاهکاری به نام #مربی_ویلموتس، #جیببری_بلژیکی بنامیم. یاد و خاطره قند بلژیکی در ذهن ایرانیان هست، شاید جیببری بلژیکی هم در خاطرشان بماند و مانعی پیش روی این نوع جیببری ماهرانه شود.
✅ امضاکنندگان قرارداد، وکلا و حقوقدانانی که درگیر امضای قرارداد بودهاند، واسطه و دلال، مدیران فدراسیون و هر کسی سهمی داشته است، این بار دُنگی به نسبت سهمشان در این شاهکار، خسارت را بپردازند. خداوکیلی در این بحران اقتصادی، جیب بیتالمال را نزنید.
#جیب_بری_بلژیکی
#مارک_ویلموتس
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ دلارها که پرواز میکنند تو فقیر میشوی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
رئیس اتاق بازرگانی تهران به استناد آمار بانک مرکزی گفته است در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به اندازه ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است. ارقام خروج سرمایه از کشور بین ۲.۵ تا ۱۹.۳ میلیارد دلار در سالهای مختلف متفاوت بوده است. این آمار ظاهرا خروج ارز توسط توریستها را هم شامل میشود.
میخواهم با مقایسههایی بزرگی این عدد را نشان دهم شاید آنها که باید جدیتر به این اندیشیدند که چرا چنین شده است. سؤال ما پس این است که «معنای ۹۸.۴ میلیارد دلار فرار سرمایه از ایران طی ۹ سال – هر سال ۱۰.۹ میلیارد دلار - چیست؟»
⭕️ معنای اول
این مقدار سرمایه با احتساب هر دلار بیست هزار تومان معادل یکمیلیون و نهصد و شصت و هشت هزار میلیارد تومان است (۱۹۶۸۰۰۰ میلیارد تومان). این رقم را اگر به ۸۴ میلیون نفر جمعیت ایران تقسیم کنیم بیستوسه میلیون و چهارصد و بیستوهشت هزار و پانصد و هفتاد و یک تومان میشود. هر ایرانی در سال ۵۴۰ هزار تومان یارانه میگیرد و این رقم معادل چهل و سه سال یارانه هر ایرانی است.
⭕️ معنای دوم
برآوردهای معاونت اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان میدهد سرمایهگذاری لازم برای ایجاد هر فرصت شغلی در مناطق شهری (در سال نود و نه) بهطور متوسط ۲۸۱ میلیون تومان و در مناطق روستایی ۲۳۲ میلیون تومان است. این ارقام متوسط میزان سرمایهگذاری مورد نیاز برای هر فرصت شغلی جدید در بخشهای اقتصادی بر اساس میزان منابع مورد نیاز زیرساختها (اعتبارات عمومی)، سهم آورده بخش خصوصی، تسهیلات بانکی و سایر منابع حسب موضوع، را نشان میدهد.
مقدار سرمایه خارجشده از کشور معادل سرمایه لازم برای ایجاد هفت میلیون فرصت شغلی بهطور متوسط یا شش میلیون و صد هزار فرصت شغلی صنعتی در مناطق شهری (گرانترین نوع مشاغل از نظر سرمایهگذاری) است.
⭕️ معنای سوم
آنکتاد (UNCTAD) آژانسی در سازمان ملل متحد است که آمارهای توسعه و بالاخص آمارهای سرمایهگذاری خارجی در جهان را منتشر میکند. بیایید به جریانهای سرمایهگذاری خارجی در جهان نگاه کنیم و عظمت مصیبتبار ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه خارجشده را برآورد کنیم. آمارها را از «گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۰» در بخش جریانهای سرمایهگذاری مستقیم خارجی مربوط به سال ۲۰۱۹ نقل میکنم.
1⃣ کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در قاره آفریقا ۴۵.۳ و سرمایهگذاری مستقیم کل آفریقا در کشورهای بیرون این قاره نیز ۵.۳ میلیارد دلار بوده است.
2⃣ کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آسیا ۴۷۳.۸ و سرمایهگذاری آسیا در بیرون این قاره ۳۲۷.۶ میلیارد دلار بوده است.
3⃣ ۹۸.۴ میلیارد دلار معادل ۷ سال جذب سرمایهگذاری خارجی کره جنوبی، ۷.۵ سال روسیه، ۶ سال ویتنام، ۴ سال ایتالیا، ۳.۷ سال آلمان، ۲.۳ سال هند و ۲.۲ سال اسپانیا است. این ارقام بر اساس میزان جذب سرمایهگذاری خارجی این کشورها در سال ۲۰۱۸ محاسبه شدهاند.
دقت کنید که ظرف نه سال به اندازه ۲.۱۷ برابر کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آفریقا در سال ۲۰۱۹، یکپنجم کل سرمایهگذاری خارجی در آسیا در همین سال، و به اندازه چهار سال سرمایهگذاری خارجی در آلمان یا ایتالیا، و هفت سال سرمایهگذاری خارجی در کره جنوبی، سرمایه از کشور خارج شده است.
توضیح: جدولی در صفحه ۲۴۰ «گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۰» نشان میدهد که جمع میزان جذب سرمایهگذاری خارجی ایران در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ (شش سال) معادل ۱۶.۴ میلیارد دلار بوده است. من نمیدانم آن ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه خارجشده با احتساب این میزان سرمایهگذاری خارجی در ایران یا بدون آن بوده است.
☑️ نتیجهگیری
نوشته من متن تخصصی اقتصادی نیست و برای مثال پیچیدگیهای تبدیل سرمایه به فرصت شغلی، دقتهای مربوط به آمار خروج سرمایه مبتنی بر آمار اقتصادی، یا اینکه سرمایههای باقی مانده در ایران نیز به شکل غیرمولدی به طلا، ارز و داراییهای سرمایهای غیرمولد بدل شدهاند را لحاظ نمیکند، اما برای درک بزرگی سرمایه خارجشده از ایران بهکار میآید.
امیدوارم این متن برای توضیح بخشی از اینکه چرا رشد اقتصادی در طولیک دهه گذشته نزدیک به صفر بوده، چرا نرخ تشکیل سرمایه ثابت منفی، بیکاری و تورم دورقمی، و فقرا رو به ازدیاد بودهاند بهکار بیاید؛ چشمها و گوشهایی را برای شنیدن واقعیات باز کند؛ و عزمی برای بررسی و درمان ریشههای بیثباتی، بیسیاستی یا هر بی... مسبب فرار سرمایه و فقیرتر شدن ایرانیان شکل بگیرد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
رئیس اتاق بازرگانی تهران به استناد آمار بانک مرکزی گفته است در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به اندازه ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است. ارقام خروج سرمایه از کشور بین ۲.۵ تا ۱۹.۳ میلیارد دلار در سالهای مختلف متفاوت بوده است. این آمار ظاهرا خروج ارز توسط توریستها را هم شامل میشود.
میخواهم با مقایسههایی بزرگی این عدد را نشان دهم شاید آنها که باید جدیتر به این اندیشیدند که چرا چنین شده است. سؤال ما پس این است که «معنای ۹۸.۴ میلیارد دلار فرار سرمایه از ایران طی ۹ سال – هر سال ۱۰.۹ میلیارد دلار - چیست؟»
⭕️ معنای اول
این مقدار سرمایه با احتساب هر دلار بیست هزار تومان معادل یکمیلیون و نهصد و شصت و هشت هزار میلیارد تومان است (۱۹۶۸۰۰۰ میلیارد تومان). این رقم را اگر به ۸۴ میلیون نفر جمعیت ایران تقسیم کنیم بیستوسه میلیون و چهارصد و بیستوهشت هزار و پانصد و هفتاد و یک تومان میشود. هر ایرانی در سال ۵۴۰ هزار تومان یارانه میگیرد و این رقم معادل چهل و سه سال یارانه هر ایرانی است.
⭕️ معنای دوم
برآوردهای معاونت اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان میدهد سرمایهگذاری لازم برای ایجاد هر فرصت شغلی در مناطق شهری (در سال نود و نه) بهطور متوسط ۲۸۱ میلیون تومان و در مناطق روستایی ۲۳۲ میلیون تومان است. این ارقام متوسط میزان سرمایهگذاری مورد نیاز برای هر فرصت شغلی جدید در بخشهای اقتصادی بر اساس میزان منابع مورد نیاز زیرساختها (اعتبارات عمومی)، سهم آورده بخش خصوصی، تسهیلات بانکی و سایر منابع حسب موضوع، را نشان میدهد.
مقدار سرمایه خارجشده از کشور معادل سرمایه لازم برای ایجاد هفت میلیون فرصت شغلی بهطور متوسط یا شش میلیون و صد هزار فرصت شغلی صنعتی در مناطق شهری (گرانترین نوع مشاغل از نظر سرمایهگذاری) است.
⭕️ معنای سوم
آنکتاد (UNCTAD) آژانسی در سازمان ملل متحد است که آمارهای توسعه و بالاخص آمارهای سرمایهگذاری خارجی در جهان را منتشر میکند. بیایید به جریانهای سرمایهگذاری خارجی در جهان نگاه کنیم و عظمت مصیبتبار ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه خارجشده را برآورد کنیم. آمارها را از «گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۰» در بخش جریانهای سرمایهگذاری مستقیم خارجی مربوط به سال ۲۰۱۹ نقل میکنم.
1⃣ کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در قاره آفریقا ۴۵.۳ و سرمایهگذاری مستقیم کل آفریقا در کشورهای بیرون این قاره نیز ۵.۳ میلیارد دلار بوده است.
2⃣ کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آسیا ۴۷۳.۸ و سرمایهگذاری آسیا در بیرون این قاره ۳۲۷.۶ میلیارد دلار بوده است.
3⃣ ۹۸.۴ میلیارد دلار معادل ۷ سال جذب سرمایهگذاری خارجی کره جنوبی، ۷.۵ سال روسیه، ۶ سال ویتنام، ۴ سال ایتالیا، ۳.۷ سال آلمان، ۲.۳ سال هند و ۲.۲ سال اسپانیا است. این ارقام بر اساس میزان جذب سرمایهگذاری خارجی این کشورها در سال ۲۰۱۸ محاسبه شدهاند.
دقت کنید که ظرف نه سال به اندازه ۲.۱۷ برابر کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آفریقا در سال ۲۰۱۹، یکپنجم کل سرمایهگذاری خارجی در آسیا در همین سال، و به اندازه چهار سال سرمایهگذاری خارجی در آلمان یا ایتالیا، و هفت سال سرمایهگذاری خارجی در کره جنوبی، سرمایه از کشور خارج شده است.
توضیح: جدولی در صفحه ۲۴۰ «گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۰» نشان میدهد که جمع میزان جذب سرمایهگذاری خارجی ایران در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ (شش سال) معادل ۱۶.۴ میلیارد دلار بوده است. من نمیدانم آن ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه خارجشده با احتساب این میزان سرمایهگذاری خارجی در ایران یا بدون آن بوده است.
☑️ نتیجهگیری
نوشته من متن تخصصی اقتصادی نیست و برای مثال پیچیدگیهای تبدیل سرمایه به فرصت شغلی، دقتهای مربوط به آمار خروج سرمایه مبتنی بر آمار اقتصادی، یا اینکه سرمایههای باقی مانده در ایران نیز به شکل غیرمولدی به طلا، ارز و داراییهای سرمایهای غیرمولد بدل شدهاند را لحاظ نمیکند، اما برای درک بزرگی سرمایه خارجشده از ایران بهکار میآید.
امیدوارم این متن برای توضیح بخشی از اینکه چرا رشد اقتصادی در طولیک دهه گذشته نزدیک به صفر بوده، چرا نرخ تشکیل سرمایه ثابت منفی، بیکاری و تورم دورقمی، و فقرا رو به ازدیاد بودهاند بهکار بیاید؛ چشمها و گوشهایی را برای شنیدن واقعیات باز کند؛ و عزمی برای بررسی و درمان ریشههای بیثباتی، بیسیاستی یا هر بی... مسبب فرار سرمایه و فقیرتر شدن ایرانیان شکل بگیرد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
ویرگول
دلارها که پرواز میکنند تو فقیر میشوی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی رئیس اتاق بازرگانی تهران به استناد آمار بانک مرکزی گفته است در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به ان…
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ پدرخواندهها چگونه از راه میرسند؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
1⃣ تسخیر حکومت در ماداگاسکار
فوکویاما نقل میکند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغاز ریاست جمهوری از رئیس مافیا به دلیل کمک به انتخاب شدنش تشکر میکند. این جور صاحبان ثروتهای انبوه مافیایی در آمریکای لاتین، آفریقا و سایر کشورهای در حال توسعه، حتی نماینده مجلس و وزیر هم میشوند و سیاستها را تعیین میکنند؛ اینرا «تسخیر حکومت» (State capture) میگویند.
2⃣ اول دولت یا اول نفت؟
چرا وقتی قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی یکباره چهار برابر شد، کشوری نفتی مثل نروژ خیلی خوب از این منابع برای توسعه استفاده کرد و کشورهای دیگری نظیر ایران، ونزوئلا، نیجریه و سایر اعضای اوپک نتوانستند از این ثروت هنگفت برای توسعه استفاده کنند؟ چرا برخی کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنیانگذار اوپک در نفت همچون «مدفوع شیطان» غرق شدند؟
تری لین کارل در کتاب «معمای فراوانی» (نشر نی، ۱۳۸۸) معتقد است اثر متفاوت افزایش قیمت نفت بر کشورهایی نظیر نیجریه، اندونزی، ایران و ونزوئلا در مقایسه با نروژ از آنجا ناشی میشد که نروژ پیش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسیده بود، اما نفت در بقیه کشورها پیش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد. او معتقد است «توالی» متغیر تعیینکننده است: اول دولت کارآمد بعد رسیدن درآمد نفت؟ یا برعکس؟ این دو اثرات بسیار متفاوتی خواهد داشت؛ تفاوتی در حد نروژ تا ایران و ونزوئلا.
3⃣ آیا مافیا از راه میرسد؟
درآمدهای نفت - ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدینژاد وارد اقتصاد ایران شد. این درآمد، وارد دولت کمظرفیت، مستعد فساد و بدون توانمندیهای دولتی نظیر نروژ شد. نسخه غلیظتر افزایش قیمت نفت برای حکومت شاه تکرار شد: حیفومیل، افزایش فساد، تخریب ساختار برنامهریزی و عقلانیت نیمبند دولت و پیدایش ثروتهای افسانهای. تحریمها هم به تضعیف ساخت دولت و تشدید فساد کمک کرد.
تضعیف دولت کمظرفیت، ثروتهای افسانهای و انبوه تعارض منافع در حکمرانی، حتی اجازه نمیداد که سلامت و کیفیت تصمیمگیری به اندازه قبل از ۱۳۸۴ باشد. درآمدهای نفتی و رانت از منابع ملی بعد از سال ۱۳۹۲ هم در قالبهای مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز ۴۲۰۰، یارانههای سیاه، فساد نظام بانکی و در نهایت از جهش بورس در سالهای ۱۳۹۷ تا به امروز) بر ثروتهای رانتی انبوه غیرمولد افزودند.
حکومت و دولت در ایران که پیش از سال ۱۳۸۴ هم ظرفیت تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرای بالایی نداشت و در سیاست خارجی هم درگیر بود، بر اثر تمرکز ثروتهای انبوه در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹ اکنون با معضل بزرگتری روبهروست. ظرفیت نیمبند حکومت قبل از محمود احمدینژاد، تضعیف شده، نظام مالیاتی اصلاح نشده، نظام بانکی انباشته از ناکارآمدی و نابههنگام بودن در مقیاس استانداردهای جهانی است، قوانین ضد پولشویی و فساد کارآمد عمل نمیکنند، و مجموع سیاستهای اقتصادی به علاوه تنش در سیاست خارجی و بیثباتی مسبب رونق سوداگری شده است و بر ثروتهای انبوه بینظارت میافزاید.
ثروتهای بزرگ در آمریکا، ژاپن یا اروپا که صاحب دولتهای مقتدر و کارآمد هستند، کموبیش قادرند سیاستها را با لابی، آدم خریدن، تبلیغات رسانهای و نفوذ در احزاب تحت تأثیر قرار دهند. صاحبان ثروتهای عظیم در ایران کار راحتتری دارند زیرا در فقدان حکمرانی کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظامهای کنترل جابهجایی پول و مالیاتی دقیق، دارای سلامت نسبی و پاسخگو، قادرند منافع خود را دیکته کرده و سیاستگذار را تسلیم ظرفیت اجبار و نفوذشان کنند.
انباشت ثروتهای انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسی اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سیاسی پاسخگو ندارند، احتمال مافیایی شدن قدرت و ثروت و در نهایت در برخی کشورها «تسخیر حکومت» و تحمیل سیاستهای مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سیاسی را در پی دارد.
ثروتهای عظیم گذشته و چند برابر شدنشان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعهیافته مدرن، سیاستگذار را به تسلیم وامیدارند و سیستماتیک شدن فساد قوت میگیرد؛ این بار نیروی اجتماعی عظيم دهها میلیون تازهوارد بورس را نیز همراه دارند.
جدایی ثروت از قدرت از بنیانهای دموکراسی است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادی باید هر کدام یک رأی داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهای حکمرانی مدرن کارآمد، با نیروی پول حکومت را تسخیر کرده و به اندازه پولشان – بسیار فراتر از یک رأی – بر سیاست اثر میگذارند. پدرخوانده های مافیایی واقعی این گونه از راه میرسند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
1⃣ تسخیر حکومت در ماداگاسکار
فوکویاما نقل میکند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغاز ریاست جمهوری از رئیس مافیا به دلیل کمک به انتخاب شدنش تشکر میکند. این جور صاحبان ثروتهای انبوه مافیایی در آمریکای لاتین، آفریقا و سایر کشورهای در حال توسعه، حتی نماینده مجلس و وزیر هم میشوند و سیاستها را تعیین میکنند؛ اینرا «تسخیر حکومت» (State capture) میگویند.
2⃣ اول دولت یا اول نفت؟
چرا وقتی قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی یکباره چهار برابر شد، کشوری نفتی مثل نروژ خیلی خوب از این منابع برای توسعه استفاده کرد و کشورهای دیگری نظیر ایران، ونزوئلا، نیجریه و سایر اعضای اوپک نتوانستند از این ثروت هنگفت برای توسعه استفاده کنند؟ چرا برخی کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنیانگذار اوپک در نفت همچون «مدفوع شیطان» غرق شدند؟
تری لین کارل در کتاب «معمای فراوانی» (نشر نی، ۱۳۸۸) معتقد است اثر متفاوت افزایش قیمت نفت بر کشورهایی نظیر نیجریه، اندونزی، ایران و ونزوئلا در مقایسه با نروژ از آنجا ناشی میشد که نروژ پیش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسیده بود، اما نفت در بقیه کشورها پیش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد. او معتقد است «توالی» متغیر تعیینکننده است: اول دولت کارآمد بعد رسیدن درآمد نفت؟ یا برعکس؟ این دو اثرات بسیار متفاوتی خواهد داشت؛ تفاوتی در حد نروژ تا ایران و ونزوئلا.
3⃣ آیا مافیا از راه میرسد؟
درآمدهای نفت - ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدینژاد وارد اقتصاد ایران شد. این درآمد، وارد دولت کمظرفیت، مستعد فساد و بدون توانمندیهای دولتی نظیر نروژ شد. نسخه غلیظتر افزایش قیمت نفت برای حکومت شاه تکرار شد: حیفومیل، افزایش فساد، تخریب ساختار برنامهریزی و عقلانیت نیمبند دولت و پیدایش ثروتهای افسانهای. تحریمها هم به تضعیف ساخت دولت و تشدید فساد کمک کرد.
تضعیف دولت کمظرفیت، ثروتهای افسانهای و انبوه تعارض منافع در حکمرانی، حتی اجازه نمیداد که سلامت و کیفیت تصمیمگیری به اندازه قبل از ۱۳۸۴ باشد. درآمدهای نفتی و رانت از منابع ملی بعد از سال ۱۳۹۲ هم در قالبهای مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز ۴۲۰۰، یارانههای سیاه، فساد نظام بانکی و در نهایت از جهش بورس در سالهای ۱۳۹۷ تا به امروز) بر ثروتهای رانتی انبوه غیرمولد افزودند.
حکومت و دولت در ایران که پیش از سال ۱۳۸۴ هم ظرفیت تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرای بالایی نداشت و در سیاست خارجی هم درگیر بود، بر اثر تمرکز ثروتهای انبوه در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹ اکنون با معضل بزرگتری روبهروست. ظرفیت نیمبند حکومت قبل از محمود احمدینژاد، تضعیف شده، نظام مالیاتی اصلاح نشده، نظام بانکی انباشته از ناکارآمدی و نابههنگام بودن در مقیاس استانداردهای جهانی است، قوانین ضد پولشویی و فساد کارآمد عمل نمیکنند، و مجموع سیاستهای اقتصادی به علاوه تنش در سیاست خارجی و بیثباتی مسبب رونق سوداگری شده است و بر ثروتهای انبوه بینظارت میافزاید.
ثروتهای بزرگ در آمریکا، ژاپن یا اروپا که صاحب دولتهای مقتدر و کارآمد هستند، کموبیش قادرند سیاستها را با لابی، آدم خریدن، تبلیغات رسانهای و نفوذ در احزاب تحت تأثیر قرار دهند. صاحبان ثروتهای عظیم در ایران کار راحتتری دارند زیرا در فقدان حکمرانی کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظامهای کنترل جابهجایی پول و مالیاتی دقیق، دارای سلامت نسبی و پاسخگو، قادرند منافع خود را دیکته کرده و سیاستگذار را تسلیم ظرفیت اجبار و نفوذشان کنند.
انباشت ثروتهای انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسی اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سیاسی پاسخگو ندارند، احتمال مافیایی شدن قدرت و ثروت و در نهایت در برخی کشورها «تسخیر حکومت» و تحمیل سیاستهای مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سیاسی را در پی دارد.
ثروتهای عظیم گذشته و چند برابر شدنشان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعهیافته مدرن، سیاستگذار را به تسلیم وامیدارند و سیستماتیک شدن فساد قوت میگیرد؛ این بار نیروی اجتماعی عظيم دهها میلیون تازهوارد بورس را نیز همراه دارند.
جدایی ثروت از قدرت از بنیانهای دموکراسی است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادی باید هر کدام یک رأی داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهای حکمرانی مدرن کارآمد، با نیروی پول حکومت را تسخیر کرده و به اندازه پولشان – بسیار فراتر از یک رأی – بر سیاست اثر میگذارند. پدرخوانده های مافیایی واقعی این گونه از راه میرسند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
ویرگول
پدرخواندهها چگونه از راه میرسند؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی ۱ تسخیر حکومت در ماداگاسکارفوکویاما نقل میکند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغ…
👍1
خاطرهای درباره فیلتر تلگرام و پول ملی
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ یادم هست چند روزی قبل از فیلتر شدن تلگرام برخی مدیران فضای مجازی طرفدار فیلتر کردن در جلسات استدلال میکردند که دلیل ضرورت فیلتر کردن تلگرام، خطر آن برای پول ملی و خطر امنیت ملی است.
✅ من به گوش خودم شنیدم و با چشمانم دیدم که میگفتند تلگرام قصد دارد یک ارز دیجیتال و پول مخصوص خودش راه بیندازد که پول ملی را از دور خارج میکند و سرمایه از کشور فرار میکند.
✅ یک هفته بعد از آن تلگرام فیلتر شد و من سه سال است منتظرم تلگرام پول و ارز دیجیتال خودش را منتشر کند و ببینم چه بلایی سر پول ملی و فرار سرمایه میآید. رمزارزها هم گسترش یافتند و فیلتر تلگرام هیچ اثری بر تجارت با آنها نگذاشت.
✅ واقعیت این است که پول ملی کمارزش شد، فرار سرمایه هم رخ داد اما به تلگرام ربطی نداشت. انباشت سیاست اقتصادی غلط، بیثباتی و تحریم، و ناکارآمدی انباشته باعث همه اینها بوده؛ همان عللی که فعالان تلگرام دربارهاش مینویسند و مردم در فضای مجازی اصلاح آنها را مطالبه میکنند.
✅ یک وقت فکر نکنید دلایل پشتیبان تلاش و طرح برای بستن فضای مجازی به اسم ساماندهی، به دلایل آن مدیران برای فیلتر تلگرام شباهت دارد!! ابدآ، فقط خاطرهای یادم آمد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ یادم هست چند روزی قبل از فیلتر شدن تلگرام برخی مدیران فضای مجازی طرفدار فیلتر کردن در جلسات استدلال میکردند که دلیل ضرورت فیلتر کردن تلگرام، خطر آن برای پول ملی و خطر امنیت ملی است.
✅ من به گوش خودم شنیدم و با چشمانم دیدم که میگفتند تلگرام قصد دارد یک ارز دیجیتال و پول مخصوص خودش راه بیندازد که پول ملی را از دور خارج میکند و سرمایه از کشور فرار میکند.
✅ یک هفته بعد از آن تلگرام فیلتر شد و من سه سال است منتظرم تلگرام پول و ارز دیجیتال خودش را منتشر کند و ببینم چه بلایی سر پول ملی و فرار سرمایه میآید. رمزارزها هم گسترش یافتند و فیلتر تلگرام هیچ اثری بر تجارت با آنها نگذاشت.
✅ واقعیت این است که پول ملی کمارزش شد، فرار سرمایه هم رخ داد اما به تلگرام ربطی نداشت. انباشت سیاست اقتصادی غلط، بیثباتی و تحریم، و ناکارآمدی انباشته باعث همه اینها بوده؛ همان عللی که فعالان تلگرام دربارهاش مینویسند و مردم در فضای مجازی اصلاح آنها را مطالبه میکنند.
✅ یک وقت فکر نکنید دلایل پشتیبان تلاش و طرح برای بستن فضای مجازی به اسم ساماندهی، به دلایل آن مدیران برای فیلتر تلگرام شباهت دارد!! ابدآ، فقط خاطرهای یادم آمد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
🔳⭕️ دلارها که پرواز میکنند تو فقیر میشوی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
رئیس اتاق بازرگانی تهران به استناد آمار بانک مرکزی گفته است در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به اندازه ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است. ارقام خروج سرمایه از کشور…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
رئیس اتاق بازرگانی تهران به استناد آمار بانک مرکزی گفته است در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به اندازه ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است. ارقام خروج سرمایه از کشور…
فرزند یک کالای اقتصادی بادوام است
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هشدار نسبت به کاهش نرخ زاد و ولد در کشور به تکرار شنیده میشود. برخی آمارها هم نشان میدهد که نرخ فرزندآوری زنان ایرانی با نرخ زیادی کاهش یافته است. سخنانی درباره برنامههای خارجیها برای کاستن از نرخ زادآوری ایرانیان شنیده میشود. نرخ فرزندآوری و پیری جمعیت بدون جایگزینی با نسل جوان هم تهدیدی برای هر کشوری است و بنابراین این سؤال مهمی است: چرا مردم (زوجها) تمایل کمتری به فرزندآوری دارند؟
✅ پاسخ دادن به این سؤال از منظری اقتصادی شاید بهترین رویکرد باشد. فرزند اگرچه انسان، حاصل تمایل به بقای نسل، محصول عشق و عاطفه، و حتی مطالبه اطرافیان زوجهاست، اما «فرزند یک کالای اقتصادی است که تولید آن به سرمایهگذاری بلندمدت نیاز دارد.» تحلیل فرزند بهمثابه کالای اقتصادی وضعیت جاری را روشن میکند.
✅ فرزند علیالاصول ارزشمندترین دارایی هر انسان و بلندمدتترین سرمایه اوست. خانوادهها معمولاً درآمد، دارایی و مصارف خود را نیز برای سعادت و رفاه فرزندانشان میخواهند. سرمایهگذاری برای داشتن فرزند، سرمایهگذاری کوتاهمدت برای خرید سکه، دلار یا سهام نیست؛ عین سرمایهگذاری برای ساختن کارخانه خودروسازی است.
✅ کسی که سرمایهاش را صرف احداث خودروسازی میکند به خوبی میداند که کارخانه خودروسازی بهراحتی نقدپذیر و به سادگی قابل خارج کردن از کشور نیست. کسی که سرمایهاش را برای احداث خودروسازی صرف کند برای پنجاه سال، همه عمر و حتی نسلهای بعدیاش سرمایهگذاری میکند. ماهیت این سرمایهگذاری با خرید سکه و ارز فرق میکند.
✅ تبدیل سرمایه فردی به کارخانه خودروسازی در شرایط معمول و برای انسان عقلایی، فقط در شرایط پیشبینی آینده باثبات، شکوفا و پررونق انجام میگیرد. سرمایهگذاری برای آوردن فرزند بهمثابه کالای اقتصادی سرمایهای و بادوام هم فقط در شرایط باثبات، قابل پیشبینی و چشمداشت آیندهای بهتر، عقلایی است.
✅ هر تولیدکننده در شرایط محاسبات عقلایی، دست به کار تولید کالایی میشود که بتواند به هر طریق سرمایه و نقدینگی لازم برای تولید آنرا فراهم کند و سود مورد انتظار از تولید کالا در تناسب با انتظارات او باشد. فرزند برای خانواده امروزی بسیار گران دست میگیرد. هزینه مسکن، خورد و خوراک، پوشاک، حمل و نقل، آموزش (بالاخص در مدارس غیردولتی)، بهداشت و درمان، تفریح و فراغت، ازدواج و ... بسیار بالاست.
✅ نرخ بیکاری بالاست و والدین چشماندازی برای زمان استقلال یافتن فرزندان و رها شدن والدین از بار سنگین تأمین هزینههای آنان ندارند. اینها فقط هزینههای اقتصادی فرزندآوری است. والدین به شدت برای بیکاری و عواقب روحی و روانی آن، احتمال ابتلا به آسیبهای اجتماعی و تمایل فرزندان به مهاجرت در صورت تجربه کردن شرایط نامساعد در کشور نیز نگرانی دارند.
✅ سوددهی در سرمایهگذاری برای تولید کالایی به نام فرزند، رسیدن لحظهای است که والدین میتوانند شاهد استقلال فرزندان، لذت بردن از مشاهده زندگی نسبتاً باکیفیت فرزندان، کاسته شدن از دغدغههای والدین برای فرزندان و حتی داشتن انتظار دریافت کمک عاطفی، روحی یا حتی مادی از ایشان باشند. مشکلات اقتصادی و چشمانداز مبهم آینده، سرمایهگذاری برای فرزندآوری بهمثابه کالای اقتصادی را پرریسک و خطرناک ساخته است.
✅ تصور میکنم تحلیل اقتصادی کاهش فرزندآوری مهمترین دلیل برای تبیین نرخ کاهشی زادآوری را بیان میکند. خانوادههای که حتی توان تأمین اقتصادی امروز فرزندان را دارند – طبقات بالا و غنی - نگاهشان به آینده مبهم و سرشار از ریسک است. تغییر ارزشها، سبک زندگی و الگوهای فکر و زندگی زنان و مردان امروز در مراتب بعدی قرار دارند.
✅ تصور میکنم حتی بخشی از این تغییرات سبک زندگی را هم میتوان اقتصادی توضیح داد. خانوادهای که برای تأمین حداقل رفاه به کار کردن همزمان زن و مرد نیاز داشته باشد، ناچار از پذیرش تغییر سبک زندگی به تکفرزندی یا زندگی طولانیمدت بدون فرزند تا فراهم شدن ملزومات اولیه زندگی است. این بستر اقتصادی، ارزشهای خاص خودش را هم میآفریند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هشدار نسبت به کاهش نرخ زاد و ولد در کشور به تکرار شنیده میشود. برخی آمارها هم نشان میدهد که نرخ فرزندآوری زنان ایرانی با نرخ زیادی کاهش یافته است. سخنانی درباره برنامههای خارجیها برای کاستن از نرخ زادآوری ایرانیان شنیده میشود. نرخ فرزندآوری و پیری جمعیت بدون جایگزینی با نسل جوان هم تهدیدی برای هر کشوری است و بنابراین این سؤال مهمی است: چرا مردم (زوجها) تمایل کمتری به فرزندآوری دارند؟
✅ پاسخ دادن به این سؤال از منظری اقتصادی شاید بهترین رویکرد باشد. فرزند اگرچه انسان، حاصل تمایل به بقای نسل، محصول عشق و عاطفه، و حتی مطالبه اطرافیان زوجهاست، اما «فرزند یک کالای اقتصادی است که تولید آن به سرمایهگذاری بلندمدت نیاز دارد.» تحلیل فرزند بهمثابه کالای اقتصادی وضعیت جاری را روشن میکند.
✅ فرزند علیالاصول ارزشمندترین دارایی هر انسان و بلندمدتترین سرمایه اوست. خانوادهها معمولاً درآمد، دارایی و مصارف خود را نیز برای سعادت و رفاه فرزندانشان میخواهند. سرمایهگذاری برای داشتن فرزند، سرمایهگذاری کوتاهمدت برای خرید سکه، دلار یا سهام نیست؛ عین سرمایهگذاری برای ساختن کارخانه خودروسازی است.
✅ کسی که سرمایهاش را صرف احداث خودروسازی میکند به خوبی میداند که کارخانه خودروسازی بهراحتی نقدپذیر و به سادگی قابل خارج کردن از کشور نیست. کسی که سرمایهاش را برای احداث خودروسازی صرف کند برای پنجاه سال، همه عمر و حتی نسلهای بعدیاش سرمایهگذاری میکند. ماهیت این سرمایهگذاری با خرید سکه و ارز فرق میکند.
✅ تبدیل سرمایه فردی به کارخانه خودروسازی در شرایط معمول و برای انسان عقلایی، فقط در شرایط پیشبینی آینده باثبات، شکوفا و پررونق انجام میگیرد. سرمایهگذاری برای آوردن فرزند بهمثابه کالای اقتصادی سرمایهای و بادوام هم فقط در شرایط باثبات، قابل پیشبینی و چشمداشت آیندهای بهتر، عقلایی است.
✅ هر تولیدکننده در شرایط محاسبات عقلایی، دست به کار تولید کالایی میشود که بتواند به هر طریق سرمایه و نقدینگی لازم برای تولید آنرا فراهم کند و سود مورد انتظار از تولید کالا در تناسب با انتظارات او باشد. فرزند برای خانواده امروزی بسیار گران دست میگیرد. هزینه مسکن، خورد و خوراک، پوشاک، حمل و نقل، آموزش (بالاخص در مدارس غیردولتی)، بهداشت و درمان، تفریح و فراغت، ازدواج و ... بسیار بالاست.
✅ نرخ بیکاری بالاست و والدین چشماندازی برای زمان استقلال یافتن فرزندان و رها شدن والدین از بار سنگین تأمین هزینههای آنان ندارند. اینها فقط هزینههای اقتصادی فرزندآوری است. والدین به شدت برای بیکاری و عواقب روحی و روانی آن، احتمال ابتلا به آسیبهای اجتماعی و تمایل فرزندان به مهاجرت در صورت تجربه کردن شرایط نامساعد در کشور نیز نگرانی دارند.
✅ سوددهی در سرمایهگذاری برای تولید کالایی به نام فرزند، رسیدن لحظهای است که والدین میتوانند شاهد استقلال فرزندان، لذت بردن از مشاهده زندگی نسبتاً باکیفیت فرزندان، کاسته شدن از دغدغههای والدین برای فرزندان و حتی داشتن انتظار دریافت کمک عاطفی، روحی یا حتی مادی از ایشان باشند. مشکلات اقتصادی و چشمانداز مبهم آینده، سرمایهگذاری برای فرزندآوری بهمثابه کالای اقتصادی را پرریسک و خطرناک ساخته است.
✅ تصور میکنم تحلیل اقتصادی کاهش فرزندآوری مهمترین دلیل برای تبیین نرخ کاهشی زادآوری را بیان میکند. خانوادههای که حتی توان تأمین اقتصادی امروز فرزندان را دارند – طبقات بالا و غنی - نگاهشان به آینده مبهم و سرشار از ریسک است. تغییر ارزشها، سبک زندگی و الگوهای فکر و زندگی زنان و مردان امروز در مراتب بعدی قرار دارند.
✅ تصور میکنم حتی بخشی از این تغییرات سبک زندگی را هم میتوان اقتصادی توضیح داد. خانوادهای که برای تأمین حداقل رفاه به کار کردن همزمان زن و مرد نیاز داشته باشد، ناچار از پذیرش تغییر سبک زندگی به تکفرزندی یا زندگی طولانیمدت بدون فرزند تا فراهم شدن ملزومات اولیه زندگی است. این بستر اقتصادی، ارزشهای خاص خودش را هم میآفریند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
کربلا به روایت یزید!!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آیا درست است شیعیان کربلا را به روایت یزید بشنوند؟ کربلا روایتها و گفتمانهای بسیاری دارد و از دیدگاههای مختلف بیان شده است. #یاسر_عرب، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده خوشفکر، مجموعهای با عنوان عجیب و غریب «#کربلا_به_روایت_یزید» در قالب تلویزیون جمهور (جمهور تیوی) تهیه کرده و تاکنون سه قسمت آنرا منتشر کرده است.
✅ علاقمندان به دیدن مباحثهای درباره جامعه جاهلی، #معنای_جاهلیت، آنچه محمد (ص) پیامبر اسلام انجام داد، تحولی که پدید آمد و انحراف به سمت ساختار و حکومت اُمَوی و پیدایش واقعه عاشورا میتوانند این مجموعه را مشاهده کنند.
⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت اول)،
سی دقیقه
⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت دوم)،
بیستوهفت دقیقه
⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت سوم)،
بیست دقیقه
✅ محتوای بسیاری برای اندیشیدن در این مجموعه نهفته است، صرفنظر از آنکه با محتوایش موافق یا مخالف باشید: محتوایی برای اندیشیدن بههنگام در محرم کرونایی.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
نشانی جمهور تیوی در تلگرام:
@jomhourtv
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آیا درست است شیعیان کربلا را به روایت یزید بشنوند؟ کربلا روایتها و گفتمانهای بسیاری دارد و از دیدگاههای مختلف بیان شده است. #یاسر_عرب، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده خوشفکر، مجموعهای با عنوان عجیب و غریب «#کربلا_به_روایت_یزید» در قالب تلویزیون جمهور (جمهور تیوی) تهیه کرده و تاکنون سه قسمت آنرا منتشر کرده است.
✅ علاقمندان به دیدن مباحثهای درباره جامعه جاهلی، #معنای_جاهلیت، آنچه محمد (ص) پیامبر اسلام انجام داد، تحولی که پدید آمد و انحراف به سمت ساختار و حکومت اُمَوی و پیدایش واقعه عاشورا میتوانند این مجموعه را مشاهده کنند.
⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت اول)،
سی دقیقه
⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت دوم)،
بیستوهفت دقیقه
⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت سوم)،
بیست دقیقه
✅ محتوای بسیاری برای اندیشیدن در این مجموعه نهفته است، صرفنظر از آنکه با محتوایش موافق یا مخالف باشید: محتوایی برای اندیشیدن بههنگام در محرم کرونایی.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
نشانی جمهور تیوی در تلگرام:
@jomhourtv
Telegram
jomhourtv
📺کربلا به روایت یزید (قسمت اول)
مجموعه ای برای آشنایی مخاطبین با عصر نزول قرآن و شیوه ی اداره ی جامعه ی جاهلی، نوع کنش پیامبر تا زمینه های قتل حسین بن علی (ع) و آشنایی با منطق درونی خاندان بنی امیه ... هر چند با روایتی متفاوت!
حسینِ مناسکی، حسین قاجاری،…
مجموعه ای برای آشنایی مخاطبین با عصر نزول قرآن و شیوه ی اداره ی جامعه ی جاهلی، نوع کنش پیامبر تا زمینه های قتل حسین بن علی (ع) و آشنایی با منطق درونی خاندان بنی امیه ... هر چند با روایتی متفاوت!
حسینِ مناسکی، حسین قاجاری،…
Forwarded from اتچ بات
این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا میخوانیم و سخنرانیهای بسیاری میشنویم؛ اما معدودی از آنها آدمی را به فکر فرو میبرند، و در اندکی از آنها شعور، شجاعت و دانش موج میزند.
✅ سخنرانیهای بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثهای اسلامی-شیعی را در بستر نظریههای علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.
✅ سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان #عاشورا_و_بحران_خلافت از آن معدود سخنرانیهاست که علیرغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه میکند. چند خصیصه این سخنرانی، آنرا به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل میکند.
✅ بهکار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعهشناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا
🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه
🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان
🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولتپژوهی و شناختهای علوم انسانی و اجتماعی
🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح میکند.
✅ این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است.
#عاشورا_و_بحران_خلافت
#داود_فیرحی
✅ آدرس کانال دکتر داود فیرحی: @Feirahi
(این یادداشت و سخنرانی را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا میخوانیم و سخنرانیهای بسیاری میشنویم؛ اما معدودی از آنها آدمی را به فکر فرو میبرند، و در اندکی از آنها شعور، شجاعت و دانش موج میزند.
✅ سخنرانیهای بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثهای اسلامی-شیعی را در بستر نظریههای علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.
✅ سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان #عاشورا_و_بحران_خلافت از آن معدود سخنرانیهاست که علیرغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه میکند. چند خصیصه این سخنرانی، آنرا به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل میکند.
✅ بهکار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعهشناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا
🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه
🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان
🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولتپژوهی و شناختهای علوم انسانی و اجتماعی
🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح میکند.
✅ این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است.
#عاشورا_و_بحران_خلافت
#داود_فیرحی
✅ آدرس کانال دکتر داود فیرحی: @Feirahi
(این یادداشت و سخنرانی را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍2