آسمانی ، ملکوتی ، روحانی ، شهدایی ، داستانی ، عرفانی، مذهبی ، انقلابی، قرآنی ، خانوادگی ، خدایی، معن
22.5K subscribers
102K photos
22.3K videos
1.96K files
19.5K links
مجموعه ای برای تمام اعضا خانواده
مطالب مذهبی و دینی همراه آیات قرآن
و سخنان بزرگان دینی و معصومین
Download Telegram
۴ ذکر مهم آیت الله بهجت

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
#انسان_شناسی۳۲۷

ما قادر به پروش و قدرت بخشی به باطن خود نخواهیم بود،
و تمام آنچه کسب میکنیم را نیز از دست خواهیم داد اگر:

• روح ندیدن و عبور کردن از ضعفها
• و بزرگ کردن قوت‌های دیگران در ما وجود نداشته باشد.

👇👇👇
انسان شناسی ۳۲۷
@ostad_shojae
#انسان_شناسی ۳۲۷

 #استاد_شجاعی | #دکتر_رفیعی

بازم خـــراب کـــردم!

سرعت من در رفع ضعف‌هام
و کسب قدرت‌های روحی، لاک پشتیه!

تا دو روز خوب جلو میرم،
با کوچکترین اتفاق، همه چیزو به باد میدم.


🦢💚@fazayeasmaney
هرگاه که نمازت قضا شد و نخواندی؛

دراین فکر نباش که

وقت نماز خواندن نیافتی!

بلکه فکر کن چه گناهی را مرتکب شدی

که خداوند نخواست

در مقابلش بایستی!!؟؟

🦢💚@fazayeasmaney
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امام صادق عليه السلام :
لقمان ( ع )به پسرش گفت:
🔸️«اى پسرم!
هر چيز ، نشانه اى دارد كه بدان شناخته مى شود و بر اساس آن، گواهى مى گردد... .
حسود سه نشانه دارد :
غايب را غيبت،
حاضر را چاپلوسى،
و گرفتار را شماتت مى كند» .



📚[الخصال : ص 121 ح 113 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 415 ح 8 .]


🦢💚@fazayeasmaney
🍃🍀🌿💐
🌱🥀🌾🎍🍃
🍀🌿
🌱🥀🌾
🎍

🍃بِسمِ رَبِّ الشُّهَدا وَالصِّدّیقین🍃

#دختر_شینا
#فصل_پنجم
قسمت 2⃣2⃣
👈 کتاب دختر شینا؛ تقریظ شفاهی رهبر عزیزمان سید علی خامنه‌ای را دریافت کرده‌ است .

دویدم توی باغچه . زیر همان درختی که اولین بار بعد از نامزدی دیده بودمش، نشستم و گریه کردم .
از فردای آن روز، مراسم ویژه قبل از عروسی یکی پس از دیگری شروع شد؛ مراسم رخت بران و جهازبران .
پدرم جهیزیه ام را آماده کرده بود . بنده خدا سنگ تمام گذاشته بود . سرویس شش نفره چینی خریده بود، دو دست رختخواب، فرش، چراغ خوراک پزی، چرخ خیاطی و وسایل آشپزخانه .
یک روز فامیل جمع شدند و با شادی جهیزیه ام را بار وانت کردند و به خانه پدرشوهرم بردند . جهیزیه ام را داخل یک اتاق چیدند . آن اتاق شد اتاق من و صمد ؛
#فصل_ششم

شبی که قرار بود فردایش جشن عروسی برگزار شود، صمد از پایگاه برگشت و تا نیمه های شب چند بار به بهانه های مختلف به خانه ما آمد .
فردای آن روز برادرم، ایمان، سراغم آمد . به تازگی وانت قرمز رنگی خریده بود . من را سوار ماشینش کرد . زن برادرم، خدیجه، کنارم نشست . سرم را پایین انداخته بودم، اما از زیر چادر و تور قرمزی که روی صورتم انداخته بودند، می توانستم بیرون را ببینم .

بچه های روستا با داد و هوار و شادی به طرف ماشین میدویدند عده ای هم پشت ماشین سوار شده بودند . از صدای پاهای بچه ها و بالا و پایین پریدنشان، ماشین تکان تکان میخورد . انگار تمام بچه های روستا ریخته بودند آن پشت . برادرم دلش برای ماشین تازه اش میسوخت . میگفت: الان کف ماشین پایین می آید . خانه صمد چند کوچه با ما فاصله داشت .
شیرین جان که متوجه نشده بود من کی سوار ماشین شده ام، سراسیمه دنبالم آمد . همان طور که قربان صدقه ام میرفت، از ماشین پیاده ام کرد و خودش با سلام و صلوات از زیر قرآن ردم کرد . از پدرم خبری نبود . هر چند توی روستا رسم نیست پدر عروس در مراسم عروسی دخترش شرکت کند، اما دلم میخواست در آن لحظاتِ آخر پدرم را ببینم . به کمک زن برادرم، خدیجه، سوار ماشین شدم . در حالی که من و شیرین جان یک ریز گریه میکردیم و نمیخواستیم از هم جدا شویم . خدیجه هم وقتی گریه های من و مادرم را دید، شروع کرد به گریه کردن .
بالاخره ماشین راه افتاد و من شیرین جان از هم جدا شدیم . تا خانه صمد من گریه میکردم و خدیجه گریه میکرد .
وقتی رسیدیم، فامیل های داماد که منتظرمان بودند، به طرف ماشین آمدند . در را باز کردند و دستم را گرفتند تا پیاده شوم . بوی دود اسپند کوچه را پر کرده بود .

ادامه دارد...✒️

🍃
🍀@fazayeasmaney
🌿💐🌱
🥀🌾🎍🍃💐🍀🌾🎍🥀🍃🌻🌾
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♥️#دعای_فرج

🌺بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

☀️اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ وَبَرِحَ الْخَفاءُ  وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ*وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماءُ* واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى* وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم *فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً* كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْهُوَ اَقْرَبُ
يا مُحَمَّدُ ياعَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ
اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيان وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ؛
يا مَوْلاناياصاحِبَ الزَّمانِ ؛الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ..
 
🦢💚@fazayeasmaney
       ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌺🍃امشب
از خدایے ڪہ از همیشه
نزدیڪتر است برایتان

عاشقانه‌ترین
لحظات را میطلبم
زیباترین لبخندها
را روے لبهایتان و
آرام ترین لحظات را
براے هر روز و هر شبتان

شبتون درآغوش اَمن خدا💫💥
الهـــی
به نام تو که
بی نیازترین تنهایی

با تکیه بر
لطف و مهربانی ات
روزمان را آغـاز می کنیم:

  بسم الله الرحمن الرحیم

الهی به امید لطف تو...
سلام
صبح تون معطر به ذکرصلوات برمحمدوآل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)🌷

🍃🌼 اللَّـهُمَّ 🌼🍃
     🍃🌷  صَلِّ 🌷🍃
           🍃🌼 عَلَى 🌼🍃
               🍃🌷 مُحَمَّد 🌷🍃
                    🍃🌼و آلِ 🌼🍃
                        🍃🌷 مُحَمَّد 🌷🍃
                       🍃🌼وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌼🍃

به رسم ادب هرصبح:

السلام علی رسول الله وآل رسول الله جمیعا و رحمت الله و برکاته❤️

السلام علیک یا امیرالمومنین❤️

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ❤️

السلام علیک یا حسن بن علی المجتبی ❤️

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین❤️

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا❤️

السلام علیک یابقیة الله فی ارضه(عج)❤️

السلام علیکم جمیعاو رحمت الله و برکاته..💚