Forwarded from strawberry fields🖤 (🌊sarsepar)
همه خوشحال و ساز و اواز و اتحاد و صلح و تد لسو و جاستین بیبر و بیژن مرتضوی و پرچم و و این چیزا😭
Forwarded from Be a mountain & don't be attached (raya)
هر پوستر با هوش مصنوعی، تیری در قلبم
Be a mountain & don't be attached
هر پوستر با هوش مصنوعی، تیری در قلبم
هر موزیک، پوستر، تبلیغ و هرچیزی که یک انسان با انجام دادنش نه تنها وقتش تلف نمیشد بلکه میتونست شغلش باشه و به خاطر انرژی ای که گذاشته، ازش پول در بیاره و جدا از اون شاید با گذاشتن احساساتش توی اون اثر، چیزی رو درون کسی تغییر بده!
زیر تک درخت بید
Sufjan Stevens – Futile Devices
Futile Devices (Live)
Sufjan Stevens
It′s been a long, long time since I've memorized your face
It′s been four hours now since I've wandered through your place
And when I sleep on your couch, I feel very safe
And when you bring the blankets, I cover up my face
I do love you
I do love you
And when you play guitar, I listen to the strings buzz
The metal vibrates underneath your fingers
And when you crochet, I feel mesmerized and proud
And I would say I love you, but saying it out loud is hard
So, I won't say it at all
And I won′t stay very long
But you are the life I needed all along
I think of you as my brother, although that sounds dumb
And words are futile devices
Every day I admire that photo of me n her I'd put in my helmet before going to war
واقعا از یه جایی به بعد جای اینکه تلاش کنی آدمارو کنار خودت نگه داری، باید ببینی کی واقعا میخواد که کنارت بمونه.
زیر تک درخت بید
Shervin – Zakhm (Unplugged)
دو دقیقه و سی و هفت ثانیه
توی یه اتوبوس برقی خنک نشستم، پالت پخش میشه و چقدر زندگی زیباست کاش لازم نبود برم خونه دینی بخونم
Prime Meridian
Pallett
دلبر بیا
بده دستت به من
که شهر بارانیست
در کوچهای که جز من و تو
هیچ چیز پیدا نیست
ما آخرین سوار
خستهی از جنگهای سخت
ما آخرین قطعات
قطار حسرت و درد
ما ایستگاه آخر راه جنون و آزادی
ما زائران نیمه شب بیمناک آبادی
ما شاهدان قصهای
از دشتهای کبود
ما ساکنان خستهی
شهرهای بیصدا و سرود
نصفالنهار مبدأ من
چشمهای عاشق خیس
ای خوانش جدید شعرهای کهن
مرا بنویس
ای هر کجای جهان تو
سرزمین مادریام
اردیبهشت نگاهت
و چشم های آذریات
ای دلبرا که به پایت نشست
روح و جان و تنم
ای دلبرا که شبیهت شدهست
نقشهی وطنم
ای دلبرا که شکفتی چو گل
به پهنهی دشت
با بودنت، چه خیالها
که در سرم نگذشت
با بودنت مرا ببر
این بار تا به بهار
با بودنت برای شب تار من
چراغ بیار
دستم بگیر و ببر
تا دورهای دور و سپید
با بودنت برای من
از پشت شب، سپیده دمید
بده دستت به من
که شهر بارانیست
در کوچهای که جز من و تو
هیچ چیز پیدا نیست
ما آخرین سوار
خستهی از جنگهای سخت
ما آخرین قطعات
قطار حسرت و درد
ما ایستگاه آخر راه جنون و آزادی
ما زائران نیمه شب بیمناک آبادی
ما شاهدان قصهای
از دشتهای کبود
ما ساکنان خستهی
شهرهای بیصدا و سرود
نصفالنهار مبدأ من
چشمهای عاشق خیس
ای خوانش جدید شعرهای کهن
مرا بنویس
ای هر کجای جهان تو
سرزمین مادریام
اردیبهشت نگاهت
و چشم های آذریات
ای دلبرا که به پایت نشست
روح و جان و تنم
ای دلبرا که شبیهت شدهست
نقشهی وطنم
ای دلبرا که شکفتی چو گل
به پهنهی دشت
با بودنت، چه خیالها
که در سرم نگذشت
با بودنت مرا ببر
این بار تا به بهار
با بودنت برای شب تار من
چراغ بیار
دستم بگیر و ببر
تا دورهای دور و سپید
با بودنت برای من
از پشت شب، سپیده دمید
سلام به ماهِ ″تو هیچوقت متعلق به من نبودی که بخوام از دستت بدم″