کانون کتاب و کتابخوانی فنی
255 subscribers
51 photos
11 videos
5 files
27 links
Download Telegram
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
Photo
معرفی مستند «The Act of Killing»

مستند «عمل کشتن» به کشتارهایی که پس از کودتا علیه دولت سوکارنو، رئیس جمهور سوسیالیست اندونزی، به دست ژنرال سوهارتو صورت گرفت می‌پردازد. کشتاری که کشته‌های آن را تا ۳ میلیون نفر هم تخمین زده‌اند. در این مستند خاطرات یکی از افرادی (انور) که در این کشتارها شرکت داشته است بازگو می‌شود. در طی یادآوری خاطرات کارگردان مستند سعی می‌کند تا بعضی از صحنه‌های قتل را بازسازی کند. صحنه‌هایی که در جایی سبب می‌شود تا حتی فردی که به تنهایی ۱۰۰۰ نفر را در آن زمان سر بریده، دچار تهوع شود.
بورژوازی در طول تاریخ مبارزه‌ی طبقاتی با به خطر افتادن منافع‌اش هیچگاه از هرگونه سبعیتی دریغ نکرده است. از کشتار ۲۰ هزار کارگر انقلابی در طول یک روز بعد از فروپاشی کمون پاریس تا کودتای خونین ژنرال پینوشه با کمک امپریالیسم امریکا در شیلی. رسانه‌های بورژوازی و جریان اصلی با تبلیغات دروغین پی‌درپی و رجوع به آمارهای جعلی درباره‌ی شوروی و تاریخ آن، قصد دارند تا نه‌تنها سرپوشی بر جنایت‌های خود بگذارند بلکه از این باب پروپاگاندای همه جانبه‌ی خود را علیه سوسیالیسم گسترده‌تر سازند.
البته مسئله صرفا تنها بر سر جان انسان‌ها نیست. ایدئولوژی بورژوازی قصد دارد تا با تجرید انسان از شرایط اجتماعی خود و جایگاه طبقاتی‌اش، وی را انسانی درخود و جدا افتاده از شیوه‌ی زیستش تلقی کند. قطعا جان انگل‌های بورژا و طبقات حامی آن‌ها که از شیرهٔ جان پرولتاریا تغذیه می‌کند نه تنها واجد ارزش نیست بلکه پرولتاریا برای پیش‌برد مبارزه‌اش و تاریخ بشری، گاه ناگزیر به از میان برداشتن‌اش می‌شود.
بورژوازی با دست‌چین کردن فاکت‌ها طبق میل خود اگر که حتی «ارزش جان زیبا» را در بوق و کرنا کند، بی‌اصولی خویش را هرچه بیشتر برای ما عیان می‌سازد. همین ایدئولوژی «جان زیبا» هنگامی که به جان سوسیالیست‌های اندونزی می‌رسد لال می‌شود.
جان آن ۳ میلیون سوسیالیست اندونزی (و تمام کشته‌شدگان در راه سوسیالیسم) برای ما عزیز است چرا که ایشان در راه پیش‌برد تاریخ و رهایی بشریت قدم گذاشتند.

🔗 @fanni_lib
🔸طبقه‌ی کارگر چگونه شکل گرفت؟

🔺شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری یا منطق تولید برای کسب سود نه یک امر فراتاریخی بلکه خصوصیتی است که در دوره‌ای از تاریخ و به واسطه رویدادهای طبیعی و اجتماعی مشخص شکل گرفته است. بسیاری از اموری که در نظر انسان مدرن طبیعی جلوه می‌کند خود حاصل سال‌ها تکامل شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری در جوامع گوناگون بوده است. نحوه شکل‌گیری طبقات کارگر و سرمایه‌دار امری است که تاریخ پرفراز و فرود مختص خود را دارد و اشاره به آن می‌تواند درکی از مناسبات تولیدی در جامعه سرمایه‌داری به خوانندگان بدهد.

🔺می‌دانیم نظام‌های اقتصادی، تلاش انسان را برای بهره‌وری از طبیعت سامان می‌دهند و در عصر پیش از سرمایه‌داری که همان دوره‌ی فئودالی (ارباب-رعیت/دهقان) بود فرآیند تولید به‌واسطه غیرجمعی بودن کار بسیار کم بازده‌تر از نظام پس از خود بود. در این دوره شکل فردی تولید در کشت محصول کشاورزی امکان گردآوری حجم بالایی از مواد موردنیاز بشر را ناممکن می‌ساخت. بورژوازی انقلابی که در رقابت با اشراف و در فرایند صنعتی‌سازی جامعه توانسته بود بخشی از ابزار تولید را در اختیار بگیرد با جمعی کردن شکل تولید و قرار دادن تعداد زیادی کارگر در مکانی محدود تولید منابع موردنیاز بشر را به‌صورت بهینه‌تر از قبل سامان بخشید.

🔺متن کامل را در این‌جا بخوانید.

🔗 @fanni_lib
🔴 درباره‌ی کتاب "زندگی گالیله" اثر برتولت برشت

🔻 گالیله‌ی برشت دانشمند عجیبی‌ست؛ مستحیل در ساختار و روند تاریخ. برشت سه طرح از گالیله به دست داد. طرح اول قبل از جنگ جهانی دوم و در نسبت با آلمان فاشیستی نوشته شد. گالیله‌ی طرح اول حقیقت را انکار می‌کند چون به قول شاگردش قصد داشت "حقیقت را از گزند دشمن مخفی کند"؛ چون "در زمینه‌ی اخلاق قرن‌ها از دیگران جلوتر بود". اما چرخش برشت در طرح دوم که بعد از فاجعه‌ی هیروشیما ریخته شد، چرخش سهمگینی‌ست. گالیله حقیقت را انکار می‌کند صرفا به‌دلیل "وحشت از درد جسمانی". وقتی آندره‌آ، شاگرد سابق گالیله با تعجب از او می‌پرسد "پس در انکار شما هدفی نبود" گالیله به سادگی پاسخ می‌دهد "نبود". گویی برشت با نظر به فاجعه‌ی اتمی دیگر اهل‌ علم را افرادی بر فراز جامعه درک نمی‌کند. علم اسیر زمانه‌اش است.

🔻علم نمی‌تواند در خود واجد هیچ‌گونه استقلالی باشد. نتیجه آن‌که علم در خود نه‌تنها ارزش نیست که حتی می‌تواند "هولناک" باشد؛ برای بشریت و برای انسانیت:
"[گالیله:] می‌دونی به اعتقاد من تنها هدف علم در چیه، سارتی؟ سبک‌بار کردن زندگی انسان. اگر دانشمندان مرعوب قدرتمندان زورگوی اجتماع خودشون بشن و تنها به این بسنده کنن که دانش رو فقط به خاطر لذت بردن از دانش روی هم تلنبار کنن، اون‌وقت علم اونا بسیار بی‌مصرف و انگل و درمونده می‌شه. اون‌وقت با هر ماشین جدیدی که بسازید، عذاب جدیدی برای بشر ساختید. شما دانشمندان می‌تونید درطول زمان هرچه کشف شدنیه کشف کنید، و با این همه پیشرفت شما، لحظه‌به‌لحظه از اجتماع بشری بیشتر دورتون کنه. دره‌ی بین شما و مردم ممکنه یهو چنان هولناک بشه، که هروقت شما دانشمندان به خاطر یک کشف و پیروزی فریاد شادی می‌کشید، در جواب فریاد وحشت مردم دنیا رو بشنوید."

🔻در دنیای همگن و به‌هم‌پیوسته‌ی امروز هیچ فردی نمی‌تواند ادعای استقلال کند. زیستن (از نوع بشری‌اش) خود مستلزم آن است که فرد در ساختار یک نظام اجتماعی بالیده باشد؛ و همچنین ادامه‌ی حیات فرد نیز در گروی درونی کردن این نظم است. اگر موفقیت و کسب علم باعث مباهات است به سبب رابطه‌ی دو سویه‌ی فرد و ساختاری‌ست که فرد در درون آن زیست می‌کند. ادعای داشتن استقلال در چنین رابطه‌ای توهمی بیش نیست. در نظام سرمایه‌داری درنهایت علم در جهت بازتولید خود نظم است. چه می‌خواهد در قالب تشدید استثمار باشد و چه در قالب سرکوب. منتهای منطقی این موفقیت و کسب علم می‌شود تقدیس شدن به واسطه‌ی جزو خدمه‌ی ناسا شدن فردی چون "یاسمین مقبلی". اما رسانه‌ها ریختن بمب بر سر مردم بی‌گناه افغانستان به واسطه‌ی خدمت در ارتش امریکا را جار نمی‌زنند. منتهای منطقی‌اش می‌شود "مریم میرزاخانی" شدن. و اما چه سود از ریاضیات فوق‌پیشرفته‌ای که تنها در صنایع نظامی امریکا برای بمباران مردم خاورمیانه استفاده می‌شود؟ مسئله برای دیگر اهل‌علمانِ دیگر نقاط دنیا فرقی نمی‌کند. در نهایت علم امروز در خدمت ساختار و حرکت سرمایه است.
این‌جاست که سخن برشت از زبان گالیله برایمان تداعی می‌شود: "دره‌ی بین شما و مردم ممکنه یهو چنان هولناک بشه، که هروقت شما دانشمندان به خاطر یک کشف و پیروزی فریاد شادی می‌کشید، در جواب فریاد وحشت مردم دنیا رو بشنوید."

🔻منطق ویرانگر سود در جهان امروز علم را علاوه‌برآنکه در انقیاد خویش درآورده، حتی با هستی‌شناسی پاره‌پاره و مکانیکی‌اش اجازه‌ی پیشرفت حقیقی را به آن نمی‌دهد. تنها جامعه‌ی سوسیالیستی است که با جهت‌دهی آگاهانه امور خود براساس نیازهای حقیقی انسانی و اشراف کامل بر حرکت راستین تاریخ، توانایی رهانیدن علم را داراست.

🔗 @fanni_lib
این گلایه که «سوسیالیسم همه ما را مثل هم خواهد ساخت» هیچ پایه و اساسی ندارد. مارکس چنین قصدی نداشت، او دشمن قسم‌خوردهٔ یک‌دست‌سازی بود. راستش او برابری را ارزشی بورژوایی می‌دانست و آن را در حوزهٔ سیاستْ بازتابی از آنچه خود ارزش مبادله می‌نامید می‌دید، چون ارزش مبادلهْ ارزش یک کالا را با کالایی دیگر مساوی می‌زد. او جایی گفته است کالا همان «برابری تحقق یافته» است.

او یک بار از قسمی کمونیسم سخن می‌گوید که همهٔ جامعه را یک‌دست می‌خواهد، و آن را در دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی به مثابه «نفی انتزاعی کل عالم فرهنگ و تمدن» محکوم می‌سازد. مارکس همچنین مفهوم مجرد برابری را با برابری انتزاعی متداول در دموکراسیِ طبقه متوسط پیوند می‌زند، نظامی که در آن برابری صوری ما در مقام رای‌دهندگان و شهروندان، نابرابری‌های واقعی ما از نظر ثروت و طبقه را می‌پوشاند.

مارکس در نقد برنامه گوتا فکر برابری درآمدها را هم رد کرد، زیرا آدمیان نیازهای متفاوت و منحصر به فرد دارند: بعضی‌ها بیشتر از دیگران کارهای کثیف یا خطرناک انجام می‌دهند، بعضی‌ها عیال‌وارترند و قس‌علی‌هذا.


تری ایگلتون / پرسش‌هایی از مارکس
🔴 «برگزاری حلقه‌های کانون کتاب و کتاب‌خوانی»

🔻 قطعاً شرایط خاص جامعه‌ی امروز ایران و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی که گریبان‌گیر آن است هر انسان دغدغه‌مندی را با سوال‌های بسیاری مواجه می‌کند. شرایط مشخص و ویژه‌ی امروز ما نتیجه‌ی اتفاقاتی ا‌ست که در گذشته رخ داده است. این تاریخ ماست که جایگاه کنونی ما را رقم زده است و اگر قصد داریم تا به سوالاتمان پاسخ دهیم نیازمند آنیم که تاریخ و علل بنیادین اتفاقات و حوادث این تاریخ را مطالعه کنیم.

🔻 اگر بخواهیم پاسخی درخور، منطقی و سازنده به علل و ریشه‌های اجتماعی جنبش‌ها و شورش‌های یک دهۀ اخیر در ایران، و شکست و سرخوردگی متعاقب آن بدهیم، ناچاریم تا به درک عمیقی از ابعاد گوناگون تاریخ جامعه دست یابیم. یا اگر قصد داشته باشیم چرایی شکل کنونی اقتصاد سیاسی ایران و قواره‌ی کج و ناقص آن را مورد فهم و تدقیق قرار دهیم، ناگزیر به بررسی تاریخ معاصر ایران در قالب یک دستگاه نظری منسجم هستیم. نتیجه آن‌که حساسیت نسبت به موضوعات اجتماعی-سیاسی، خوانش تاریخ، اقتصاد سیاسی و حتی ادبیات را ایجاب می‌کند.
بی‌تفاوتی نسبت به وضعیت و شرایط بغرنج جامعه چیزی جز مثل کبک سر در برف فرو کردن نخواهد بود اگر که دانشجو بودن، رسالتی جز درس خواندن بر عهده‌مان گذاشته باشد. خوشبختانه شریعت‌رضوی‌هایی بوده‌اند که کنش‌گری و عدم‌انفعال را در ساحت تاریخ پیش چشمانمان قرار داده و به یادمان بیاورند که اگر چند صباحی‌ است دانشجو بودن به معنای توانایی اپلای‌کردن و پی‌گرفتن «موفقیتِ» فردی ا‌ست، بوده و خواهد بود جنبش دانشجویی‌ای که وابستگی و تعهد هردم‌افزونش را نسبت به جامعه‌ی خود حس کند.

🔻 پس از اتفاقات چند سال گذشته شاید نیاز باشد تا علاوه بر به فکر افتادنمان، سعی کنیم تا سر از جریان‌های سیاسی اجتماعی دوران خود درآورده و با فهم درست آن‌ها راهی برای دخالت دادن آگاهی و عاملیت خود در این واقعیت اجتماعی بیابیم.

🔻 عده‌ای از دانشجویانی که نسبت به مسائل مزبور حساس بوده و در قبال آن احساس مسئولیت می‌کنند و همچنین هیچ‌گونه وابستگی به تشکل‌های سیاسی دانشگاه ندارند، در کانون کتاب و کتاب‌خوانی فنی جمع شده و گروه‌های مطالعاتی دوستانه‌ای شکل داده‌اند. اگر فکر می‌کنید بحث‌های اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی در قالب حلقه‌های کتابخوانی برایتان جذابیت دارد، خوشحال می‌شویم تا ملاقاتتان کنیم.

برای شرکت در حلقه‌ها به ادمین کانال پیام بدهید:
👉 @fannilib_admin
👉 @fanni_lib
کانون کتاب و کتابخوانی فنی pinned «🔴 «برگزاری حلقه‌های کانون کتاب و کتاب‌خوانی» 🔻 قطعاً شرایط خاص جامعه‌ی امروز ایران و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی که گریبان‌گیر آن است هر انسان دغدغه‌مندی را با سوال‌های بسیاری مواجه می‌کند. شرایط مشخص و ویژه‌ی امروز ما نتیجه‌ی اتفاقاتی ا‌ست که در گذشته رخ…»
💬 نیروهای مولد مادی جامعه در پله معینی از تکامل خویش با مناسبات تولیدی موجود و به بیان دیگر با روابط مالکیت که چیزی جز بیان حقوقی مناسبات تولید نیستند و این نیروها تاکنون در چهارچوب آنها تکامل می‌یافتند، در تضاد می‌افتند و مناسبات تولیدی از شکلی برای تکامل نیروهای مولد به پای بند تکامل این نیروها بدل می‌شوند.

🔻 آنگاه یک دوران انقلاب اجتماعی فرا می‌رسد، یک صورت بندی اجتماعی هیچگاه پیش از آنکه تمام نیروهای مولد به تناسب ظرفیت این صورت بندی به حد کافی تکامل یافته باشد، از میان نخواهد رفت و مناسبات تولیدی عالی‌تر جدید نیز هیچگاه پیش از آن که شرایط مادی لازم برای بقاء این مناسبات در بطن جامعه قدیم فراهم آمده باشد، پدید نخواهند آمد.

🔻 به همین جهت جامعه بشری همیشه هدف‌هایی در برابر خود قرار می‌دهد که توان تحقق آنها را داشته باشد، زیرا با دقت بیشتری به مطلب همیشه می توان دریافت که اصولا هدف فقط جایی پدید می‌گردد که شرایط مادی لازم برای تحققش فراهم یا دست کم در حال فراهم آمدن باشد.

📚 نقدی بر اقتصاد سیاسی
کارل مارکس

@fanni_lib
🔴 به مناسبت زادروز پازولینی

زندگی به خودی خود هیچ معنایی ندارد فقط با مرگ است که زندگی معنا پیدا می‌کند مرگ مانند قیچی مونتاژ است که نوار فیلم را با یک برش قطع می‌کند، تا به آن معنی بدهد


@fanni_lib
🔴 هنر اصیل

🔻 متی می‌گفت: چندی پیش کین-یه شاعر می‌پرسید که آیا وصف طبیعت جایز است؟ جوابش دادم، آری. پس از مدتی که او را باز دیدم پرسیدم: در وصف طبیعت شعری سروده‌ای؟ جواب داد نه. پرسیدم چرا؟ گفت: یک بار سعی کردم صدای ریزش قطره‌های باران را آن طور وصف کنم که به خواننده احساس مطبوعی دست دهد. در این باره فکر می‌کردم و گه گاه خطی می‌نوشتم. در ضمن پی بردم که این صدای ریزش باران باید در گوش همه، ترنم خوشی باشد. حتی برای آنها که سقفی به روی سر ندارند و می‌خواهند بخوابند آب در گریبانشان می‌چکد. در مقابل این وظیفه به ترس افتادم و منصرف شدم.

🔻 در حالی که می‌کوشیدم وسوسه‌اش کنم گفتم: هنر که به یک امروز چشم ندوخته. ترنمِ باران همیشه خواهد بود. بنابراین شعری در وصف آن می‌توانست پاینده بماند. کین-یه افسرده جواب داد: آری، روزی که دیگر باران در گریبان خفته‌ای نچکید، می‌شود از این شعرها گفت.

📚 اندیشه‌های متی
برتولت برشت

@fanni_lib
کهنه در شرف مرگ است و نو قادر به زاده شدن نیست، در این میانه انواع بسیاری از نشانه‌های خوفناک پدیدار می‌شود.


📚دفترهای زندان
آنتونیو گرامشی

@fanni_lib
🔴 فردگرایی پدیده‌ایست بسیار فریب دهنده و خیانت آمیز که ماهرانه انسان را به عقب نشینی وامی‌دارد و همه می‌دانند که عقبگرد بسیار آسان تر از پیشرفت و ترقیست به همین خاطر خیلی هم خطرناک است. برای رهایی از بقایا و اثرات بد جامعه‌ی کهن و جایگزین کردن معرفت انقلابی، ما باید سخت مطالعه کنیم، بیاموزیم و خود را اصلاح کنیم تا پیوسته ترقی نماییم در غیر این صورت ما تنزل خواهیم کرد و عقب خواهیم ماند و بالاخره از طرف جامعه‌ی رو به رشد مردود خواهیم شد.

📚 اخلاق انقلابی
هو شی مین

@fanni_lib
🔴 پادشاه فتح
نیما یوشیج

🔻 درتمام طول شب،
کاین سیاهِ سالخورد انبوه دندان‌هاش می‌ریزد،
وزدرون تیرگی‌های مزّور،
سایه‌های قبرهای مردگان و خانه‌های زندگان در هم می‌آمیزد،
وآن جهان‌افسا، نهفته درفسون خود،
ازپی خواب درون تو،
می‌دهد تحویل ازگوش توخواب تو به چشم تو،
پادشاه فتح برتختش لمیده ست.
بس شبِ دوشین بر او سنگین و بزم‌آشوب بگذشته،
لحظه‌ای چند استراحت را،
مست بر جا آرمیده ست.

@fanni_lib

http://B2n.ir/h93576
💬 ماترياليسم تاريخی تئوری انقلاب پرولتارياست. زيرا در ذات خود سنتزِ فكریِ وجودی [هستی‌ای] اجتماعی است كه مولّد و تعيين‌ كننده‌ی بنيادی پرولتارياست؛ زيرا پرولتاريا در مبارزه برای رهايي، خودآگاهی روشن خود را در آن مي‌يابد. بنابراین موقعيت يك متفكّر پرولتاريا، يعني نماينده‌ی ماترياليسم تاريخی، فقط با ژرفا و گستره‌ی درک خود از آن و مسائل برخاسته از آن می‌تواند سنجيده شود؛ بر اساس گستره‌ای كه وی قادر است در دل ظواهر جامعه بورژوایی، گرايش‌هایی را به سوي انقلاب پرولتاريایی به دقّت دريابد كه خود را در درون و از ميانشان به هستی واقعی و آگاهی‌ای متمايز برمی‌كشد.

📚 تاملی در وحدت اندیشه لنین
گئورگ لوکاچ

@fanni_lib
🔴 کسی که مثل هیچکس نیست
فروغ فرخزاد

من خواب دیده‌ام که کسی می‌آید
من خواب یک ستارهٔ قرمز دیده‌ام
و پلک چشمم هی می‌پرد
و کفش‌هایم هی جفت می‌شوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستارهٔ قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده‌ام
کسی می‌آید
کسی می‌آید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچکس نیست، مثل پدر نیست، مثل انسی
نیست، مثل یحیی نیست، مثل مادر نیست...

@fanni_lib

B2n.ir/q87315
🔴 لوح
احمد شاملو

چون ابرِ تیره گذشت
در سایه‌ی کبودِ ماه
میدان را دیدم و کوچه‌ها را،
که هشت‌پایی را ماننده بود از هر جانبی پایی به خستگی رها کرده
به گودابی تیره.
و بر سنگفرشِ سرد
خلق ایستاده بود
                      به انبوهی.
و با ایشان
             انتظارِ دیرپای
به یأس و به خستگی می‌گرایید.
و هربار
بی‌قراریِ انتظار
                   که بر جمعِ ایشان می‌جنبید
                                                      چنان بود
که پوستِ حیوان را لرزشی افتاده است
از سردیِ گذرای آب
یا خود از خارشی...

@fanni_lib

B2n.ir/x48062
🔴 معرفی کتاب

📚 نام کتاب: چگونه فولاد آبدیده شده
نویسنده: نیکولای آستروفسکی

💬 قسمتی از مقدمه کتاب:
شگرف‌ترین مخلوق هنر در دوره انقلاب، مردانی هستند که وی به وجود می‌آورد. در انفجار زندگی نوین که زمین لرزان را می‌شکافد، ارواح مشتعلی پدید می‌آیند که مانند سرود، هوا را با فریادهای ایمان سرشار می‌سازند. انعکاس این سرود‌ها مدت‌‌ها پس از ناپدید گشتن این مردان هنوز به گوش خواهد رسید. در آینده این مردان الهام دهندگان و قهرمانان ترانه‌های حماسی و رمانتیک خواهند شد. این ترانه‌ها که دوران انقلاب برای آنها به منزله یک زمستان تلخ و سخت بود محصول تابستان پرحاصل خواهند بود.
(ادامه در لینک زیر👇)
B2n.ir/b04666

@fanni_lib
🔴 به مناسبت درگذشت کارل مارکس

📍 قسمتی از سخنرانی انگلس بر مزار مارکس در لندن:

بزودى زود آن جای خالی، که پس از مرگ این مرد سترگ بوجود آمده است، احساس خواهد شد
همانگونه، که داروین قانون تکامل جهان ارگانیک را کشف کرد، مارکس نیز قانون تکامل تاریخ بشر را کشف کرد. این حقیقت ساده، که تا چندی پیش، زیر لایه هایی ایدئولوژیک پنهان شده بود، که مردم می بایست باید بخورند، بیاشامند، سرپناه و پوشاک داشته باشند، پیش از آنکه بتوانند به سیاست، دانش، هنر، دین و غیره بپردازند که بنابراین تولید وسایل مادى مبرم برای زندگی و بدین وسیله، هر مرحلۀ معین تکامل اقتصادی مردم، یا دورانها زیربنایی را می سازند، که بر آن نهادهای دولتی، دیدگاههای حقوقی، هنر و حتی پنداشتهای دینی مردمان معین رشد می کنند و بنابراین اینها می‌بایست از روی آن توضیح داده شوند، و نه برعکس، آنگونه که تا کنون انجام شده است.
اما این همه‌اش نیست. مارکس همچنین قانون ویژه‌ی حرکت شیوه تولید سرمایه‌دارى امروزی و جامعۀ بورژوایى زاده شده‌ب آن را کشف کرد.

@fanni_lib
📚 اشک‌های ماشین حفاری
پیر پائولو پازولینی

@fanni_lib
🔻 آدمیان هستند که تاریخ خود را می‌سازند ولی نه آن گونه که دلشان می‌خواهد، یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایط داده شده‌ای که میراث گذشته است و خودِ آنان به طور مستقیم با آنان درگیرند. بار سنت همه‌ی نسل‌های گذشته با تمامیِ وزنِ خود بر مغز زندگان سنگینی می‌کند.

📚 هیجدهم برومر لوئی بناپارت
✍️ کارل مارکس

⭐️ @fanni_lib
روز‌های کمون .pdf
5.5 MB
🔴 معرفی کتاب
📍 به مناسبت سالگرد تشکیل کمون پاریس

📚 روز‌های کمون
برتولت برشت

نمایشنامه‌ی «روزهای کمون» چشم‌اندازی از زندگی در کمون را به ما ارائه می‌دهد. جهانی که می‌توانیم آن را بشناسیم و با آن هم‌ذات پنداری کنیم. در این نمایشنامه گروهی از کارگران در همسایگیِ هم در خیابان پیگال، پاپا و کوکو، بابت و ژنویو زندگی می‌کنند. آنها با هم برای گذراندن زندگی خود تلاش می‌کنند و یاد می‌گیرند که چگونه زندگی در جامعه‌ای نوین را یادگیرند. در نهایت این‌ها کسانی هستند که در خیابان‌های پاریس به مبارزه و مرگ خواهند رسید.
برشت همچنین از ما می‌خواهد که نیروهای سیاسی را که تجربه زیست ما را شکل می‌دهند، درک و بازشناسی کنیم. او صحنه‌هایی از رهبران سیاسی فرانسه و آلمان و رئیس بانک فرانسه را نشان می‌دهد، نیروهایی بورژوایی که برای نابودی پرولتاریای پاریس نقشه می‌کشند. برشت ما را تشویق می‌کند تا از خودمان در مورد چگونگی تغییر جهان در مواجهه با آنچه ممکن است به نظر غیرممکن برسد، سوالاتی بپرسیم و به آن بیندیشیم.

@fanni_lib