🔴 «یک نقلقول، و کمی تفسیر»
🔻به راستی که «خدمت به مصرفکنندگان» آنچنان عبارتی دلرباست که نهتنها میزس بلکه اخلاف او را حسابی سر کیف میآورد. اما خلاصه بگوییم: لیبرالها اقتصاد را در ساحت گردش و توزیع مورد بررسی قرار میدهند و نه در ساحت تولید. از این روست که انسانها فارغ از تعلق طبقاتی و ربط معنادارشان با وسائل تولید صرفاً به عنوان یک سری «مصرفکننده» در نظر گرفته میشوند؛ بیهیچ نسبتی با مناسبات تاریخمند اجتماعی. «ارزانترین شیوه برای خدمترسانی به مصرفکنندگان»، حاصل فعل و انفعالاتی در ساحت تولید و تغییرات ترکیب ارگانیک سرمایه است. اگر که سود را نه آنطور که امثال میزس میفهمند به مثابهی ارزش اضافی، یعنی مخلوق ارزش مصرف ذاتی کارگر، در نظر بگیریم «خدمترسانی بیشتر به مصرفکننده» به معنای «استثمار شدیدتر تولیدکننده» (دوقلوی دیالکتیکی-مارکسی آن) خواهد بود. و از آن جایی که اکثریت مصرفکنندگان همان تولیدکنندگان هستند، خدمترسانی بیشتر به آنان به معنای کاهش ارزش کار لازم ایشان خواهد بود. اما این خدمترسانی زمانی به معنای واقعی خودش عمل میکند که عامل سوم در کنار اینهمانی تولیدکنندگان و مصرفکنندگان (در اینجا تنها به معنای اکثریت قاطع ایشان از نظر کیفی و نه کمی)، یعنی سرمایهدار، کسی که صرفاً مالکیت ابزار تولید را در چنبره گرفته، سرکوب شده و از میان برود.
🔻ایدئالیسم جنونآمیز بزرگان مکتب لیبرالیسم، بالیدهترین و تکاملیافتهترین ایدئولوژی شیوهی تولید سرمایهداری، امریست غیرقابلانکار و چشمپوشی. ایشان ادعا میکنند که «بهترین» نوع و شیوهی تدبیر زندگی انسانها را در مغز متفکر خود جای دادهاند، بیآنکه نسبت به واقعیت و «زندگی واقعی»، آنطور که مارکس بحث مقولی خود را از آن میآغازد، وقعی نهند.[*] لیبرالیسم برای ایشان بهترین شیوه است چراکه ادعا میکنند شیوهی بهتری سراغ ندارند. احتمالا همانطور که تمدنهای پیشاسرمایهداری جز شیوهی خویش، سراغی از شیوههای دیگر نداشتند. ایشان همچون یونانیان که به زئوس، بابلیان که به مردوک، یهودیان که به یهوه و مسلمانان که به الله اعتقاد دارند و از خدای دیگری جز آنان سراغی نمیگیرند، به راستی که بندگان وارستهای برای خدای قهار «سرمایه»اند.
[*] سخنان میزس مقایسه شود با مارکس در ابتدای «ایدئولوژی آلمانی» که میگوید: «پیشگزارههایی که ما از آنها آغاز میکنیم، نه دلخواهانه و نه جزمیات است، بلکه پیشگزارههایی واقعیاند که تجرید از آنها تنها به مدد ذهن صورت میگیرد. این پیشگزارهها عبارتند از افراد واقعی، فعالیت آنان و شرایط مادی زیستشان که یا از پیش موجود بوده یا با فعالیت خودشان تولید شده است. بنابراین این پیشگزارهها را میتوان به شیوهای کاملاً پراتیک مورد بررسی قرار داد.»
⭐️ @fanni_lib
«"سازوکار" بازار آزاد که بسیار هم در مذمت آن سخن رفته است، تنها یک راه برای کسب ثروت میگذارد: موفقیت در خدمت به مصرفکنندگان به ممکنترین و ارزانترین شیوه.»
«... وجود فقر و فلاکت در دنیا برهانی علیه لیبرالیسم نیست. لیبرالیسم اتفاقا میخواهد همین فقر و فلاکت را از میان بردارد... حتی اگر دنیا امروز نیز از سیاست لیبرال پیروی میکرد [!]، این واقعیت که فقر و فلاکت وجود دارد گواهی علیه لیبرالیسم نبود...»
«در انگلستان تعبیر "لیبرال" اغلب برای اشاره به برنامهای به کار میرود که تنها در جزئیات از توتالیتاریسم سوسیالیستی متفاوت است.»
لودویگ فونمیزس، مقدمهی «لیبرالیسم» [یا به قول مهدی تدینی، مترجمِ اثر، «مانیفست لیبرالیستی»]
🔻به راستی که «خدمت به مصرفکنندگان» آنچنان عبارتی دلرباست که نهتنها میزس بلکه اخلاف او را حسابی سر کیف میآورد. اما خلاصه بگوییم: لیبرالها اقتصاد را در ساحت گردش و توزیع مورد بررسی قرار میدهند و نه در ساحت تولید. از این روست که انسانها فارغ از تعلق طبقاتی و ربط معنادارشان با وسائل تولید صرفاً به عنوان یک سری «مصرفکننده» در نظر گرفته میشوند؛ بیهیچ نسبتی با مناسبات تاریخمند اجتماعی. «ارزانترین شیوه برای خدمترسانی به مصرفکنندگان»، حاصل فعل و انفعالاتی در ساحت تولید و تغییرات ترکیب ارگانیک سرمایه است. اگر که سود را نه آنطور که امثال میزس میفهمند به مثابهی ارزش اضافی، یعنی مخلوق ارزش مصرف ذاتی کارگر، در نظر بگیریم «خدمترسانی بیشتر به مصرفکننده» به معنای «استثمار شدیدتر تولیدکننده» (دوقلوی دیالکتیکی-مارکسی آن) خواهد بود. و از آن جایی که اکثریت مصرفکنندگان همان تولیدکنندگان هستند، خدمترسانی بیشتر به آنان به معنای کاهش ارزش کار لازم ایشان خواهد بود. اما این خدمترسانی زمانی به معنای واقعی خودش عمل میکند که عامل سوم در کنار اینهمانی تولیدکنندگان و مصرفکنندگان (در اینجا تنها به معنای اکثریت قاطع ایشان از نظر کیفی و نه کمی)، یعنی سرمایهدار، کسی که صرفاً مالکیت ابزار تولید را در چنبره گرفته، سرکوب شده و از میان برود.
🔻ایدئالیسم جنونآمیز بزرگان مکتب لیبرالیسم، بالیدهترین و تکاملیافتهترین ایدئولوژی شیوهی تولید سرمایهداری، امریست غیرقابلانکار و چشمپوشی. ایشان ادعا میکنند که «بهترین» نوع و شیوهی تدبیر زندگی انسانها را در مغز متفکر خود جای دادهاند، بیآنکه نسبت به واقعیت و «زندگی واقعی»، آنطور که مارکس بحث مقولی خود را از آن میآغازد، وقعی نهند.[*] لیبرالیسم برای ایشان بهترین شیوه است چراکه ادعا میکنند شیوهی بهتری سراغ ندارند. احتمالا همانطور که تمدنهای پیشاسرمایهداری جز شیوهی خویش، سراغی از شیوههای دیگر نداشتند. ایشان همچون یونانیان که به زئوس، بابلیان که به مردوک، یهودیان که به یهوه و مسلمانان که به الله اعتقاد دارند و از خدای دیگری جز آنان سراغی نمیگیرند، به راستی که بندگان وارستهای برای خدای قهار «سرمایه»اند.
[*] سخنان میزس مقایسه شود با مارکس در ابتدای «ایدئولوژی آلمانی» که میگوید: «پیشگزارههایی که ما از آنها آغاز میکنیم، نه دلخواهانه و نه جزمیات است، بلکه پیشگزارههایی واقعیاند که تجرید از آنها تنها به مدد ذهن صورت میگیرد. این پیشگزارهها عبارتند از افراد واقعی، فعالیت آنان و شرایط مادی زیستشان که یا از پیش موجود بوده یا با فعالیت خودشان تولید شده است. بنابراین این پیشگزارهها را میتوان به شیوهای کاملاً پراتیک مورد بررسی قرار داد.»
⭐️ @fanni_lib
👍3👎1👏1
🔴 معرفی کتاب
📚 سرمایهداری، خانواده و زندگی شخصی
✍️الی زارتسکی
🔻کتاب سرمایهداری، خانواده و زندگی شخصی نوشتهی الی زارتسکی یکی از آثار مهم دربارهی تأثیر سرمایهداری بر جنبههای شخصی زندگی انسان است. این کتاب که نخستینبار در دههی ۱۹۷۰ منتشر شد، تحلیلی ژرف از چگونگی دگرگونی ساختارهای خانوادگی، نقشهای جنسیتی و هویت فردی در اثر توسعهی سرمایهداری ارائه میدهد. زارتسکی با ترکیب ماتریالیسم تاریخی و نظریهی روانکاوی، نشان میدهد که چگونه سرمایهداری نهتنها اقتصاد، بلکه روابط شخصی و زندگی عاطفی را نیز دگرگون کرده است.
🔻در هستهی اصلی بحث زارتسکی، تفکیک تاریخی میان عرصهی عمومی و خصوصی قرار دارد؛ شکافی که با ظهور سرمایهداری صنعتی پدید آمد. در جوامع پیشاسرمایهداری، خانواده و کار درهمتنیده بودند و تولید درون خانه انجام میشد. اما صنعتیشدن و شکلگیری کارمزدی بیرون از خانه، سبب شد که عرصهی کار (حوزهی عمومی) از خانواده (حوزهی خصوصی) جدا شود.
🔻با افزایش اشتغال مردان در مشاغل مزدی، خانواده بهعنوان پناهگاهی در برابر "سختی"های نظام سرمایهداری ایدئالسازی شد. خانه دیگر محل تولید اقتصادی نبود، بلکه به مکانی برای حمایت عاطفی، عشق و ارزشهای اخلاقی تبدیل شد. در این میان، نقش زنان عمدتاً به مراقبت و مدیریت این فضای داخلی محدود شد. اما زارتسکی استدلال میکند که این خصوصیسازی خانواده، تضادهایی را پنهان میکرد. خانوادهای که بهظاهر مملو از عشق و امنیت بود، در واقع مبتنی بر وابستگیهای اقتصادی شکل گرفته بود.
🔻یکی از مهمترین نقدهای زارتسکی، بررسی این است که سرمایهداری چگونه همزمان از نقشهای جنسیتی سنتی بهرهکشی کرده و آنها را تقویت نموده است. کار خانگی بدون دستمزد زنان—شامل خانهداری، مراقبت از فرزندان و تأمین نیازهای عاطفی خانواده—بهشدت برای حفظ نیروی کار ضروری بود، اما در چارچوب اقتصادی سرمایهداری، بیارزش تلقی میشد. برخلاف کار مزدی، کار خانگی در زمرهی فعالیتهای "مولد" اقتصادی قرار نمیگرفت، هرچند که نیروی کار را برای بازار آماده میکرد. این مسئله به "بار دوگانه" زنان انجامید؛ بهگونهای که حتی پس از ورود به بازار کار، همچنان مسئولیتهای خانگی نیز بر دوش آنها باقی ماند.
🔻زارتسکی استدلال میکند که سرمایهداری خود را بهعنوان سیستمی معرفی میکند که موجب استقلال فردی میشود، اما در واقع، اشکال جدیدی از بیگانگی را ایجاد میکند. کار مزدی این امکان را برای افراد فراهم کرد که مستقل از خانوادهی خود کسب درآمد کنند، اما همزمان، روابط انسانی را به کالا تبدیل کرده و از معنا تهی ساخت.
🔻با وجود تناقضات موجود، زارتسکی خانواده را صرفاً نهادی سرکوبگر نمیداند. بلکه او نشان میدهد که خانواده در طول تاریخ، محلی برای مقاومت در برابر سرمایهداری بوده است. خانواده بهعنوان فضایی برای جستجوی معنا، همبستگی و رضایت عاطفی، میتواند در برابر منطق سرمایهداری که همهچیز را به سود و زیان تقلیل میدهد، ایستادگی کند. زارتسکی خانواده را نه یک ساختار ثابت، بلکه عرصهای برای تغییرات اجتماعی میداند.
🔻در بخشهای پایانی کتاب، زارتسکی به این موضوع میپردازد که تناقضات موجود در نظام سرمایهداری چگونه میتوانند به دگرگونیهای اجتماعی منجر شوند. اگرچه سرمایهداری همواره سعی دارد خود را با تغییرات اجتماعی تطبیق دهد و مدلهای خانوادگی را برای نیازهای خود تغییر داده است، اما رسیدن به حقيقتهای عینی ساختار اجتماعی-سیاسی، نیازمند بازنگری در اقتصاد، سیاست و زندگی شخصی فراتر از منطق بازار است.
🔻با گذشت پنج دهه از انتشار نخستین نسخهی این کتاب، سرمایهداری، خانواده و زندگی شخصی همچنان یکی از منابع کلیدی برای درک پیوندهای میان سرمایهداری، جنسیت و هویت فردی محسوب میشود. در عصری که با بیثباتی اقتصادی و تغییر الگوهای خانوادگی مواجه هستیم، تحلیلهای زارتسکی همچنان کاربرد دارند. ظهور نئولیبرالیسم و کالاییسازی زندگی شخصی و روابط انسانی نشان میدهند که سرمایهداری نهتنها از بحرانهای اجتماعی بهرهبرداری میکند، بلکه خود نیز عامل ایجاد آنهاست.
⭐️ @fanni_lib
📚 سرمایهداری، خانواده و زندگی شخصی
✍️الی زارتسکی
🔻کتاب سرمایهداری، خانواده و زندگی شخصی نوشتهی الی زارتسکی یکی از آثار مهم دربارهی تأثیر سرمایهداری بر جنبههای شخصی زندگی انسان است. این کتاب که نخستینبار در دههی ۱۹۷۰ منتشر شد، تحلیلی ژرف از چگونگی دگرگونی ساختارهای خانوادگی، نقشهای جنسیتی و هویت فردی در اثر توسعهی سرمایهداری ارائه میدهد. زارتسکی با ترکیب ماتریالیسم تاریخی و نظریهی روانکاوی، نشان میدهد که چگونه سرمایهداری نهتنها اقتصاد، بلکه روابط شخصی و زندگی عاطفی را نیز دگرگون کرده است.
🔻در هستهی اصلی بحث زارتسکی، تفکیک تاریخی میان عرصهی عمومی و خصوصی قرار دارد؛ شکافی که با ظهور سرمایهداری صنعتی پدید آمد. در جوامع پیشاسرمایهداری، خانواده و کار درهمتنیده بودند و تولید درون خانه انجام میشد. اما صنعتیشدن و شکلگیری کارمزدی بیرون از خانه، سبب شد که عرصهی کار (حوزهی عمومی) از خانواده (حوزهی خصوصی) جدا شود.
🔻با افزایش اشتغال مردان در مشاغل مزدی، خانواده بهعنوان پناهگاهی در برابر "سختی"های نظام سرمایهداری ایدئالسازی شد. خانه دیگر محل تولید اقتصادی نبود، بلکه به مکانی برای حمایت عاطفی، عشق و ارزشهای اخلاقی تبدیل شد. در این میان، نقش زنان عمدتاً به مراقبت و مدیریت این فضای داخلی محدود شد. اما زارتسکی استدلال میکند که این خصوصیسازی خانواده، تضادهایی را پنهان میکرد. خانوادهای که بهظاهر مملو از عشق و امنیت بود، در واقع مبتنی بر وابستگیهای اقتصادی شکل گرفته بود.
🔻یکی از مهمترین نقدهای زارتسکی، بررسی این است که سرمایهداری چگونه همزمان از نقشهای جنسیتی سنتی بهرهکشی کرده و آنها را تقویت نموده است. کار خانگی بدون دستمزد زنان—شامل خانهداری، مراقبت از فرزندان و تأمین نیازهای عاطفی خانواده—بهشدت برای حفظ نیروی کار ضروری بود، اما در چارچوب اقتصادی سرمایهداری، بیارزش تلقی میشد. برخلاف کار مزدی، کار خانگی در زمرهی فعالیتهای "مولد" اقتصادی قرار نمیگرفت، هرچند که نیروی کار را برای بازار آماده میکرد. این مسئله به "بار دوگانه" زنان انجامید؛ بهگونهای که حتی پس از ورود به بازار کار، همچنان مسئولیتهای خانگی نیز بر دوش آنها باقی ماند.
🔻زارتسکی استدلال میکند که سرمایهداری خود را بهعنوان سیستمی معرفی میکند که موجب استقلال فردی میشود، اما در واقع، اشکال جدیدی از بیگانگی را ایجاد میکند. کار مزدی این امکان را برای افراد فراهم کرد که مستقل از خانوادهی خود کسب درآمد کنند، اما همزمان، روابط انسانی را به کالا تبدیل کرده و از معنا تهی ساخت.
🔻با وجود تناقضات موجود، زارتسکی خانواده را صرفاً نهادی سرکوبگر نمیداند. بلکه او نشان میدهد که خانواده در طول تاریخ، محلی برای مقاومت در برابر سرمایهداری بوده است. خانواده بهعنوان فضایی برای جستجوی معنا، همبستگی و رضایت عاطفی، میتواند در برابر منطق سرمایهداری که همهچیز را به سود و زیان تقلیل میدهد، ایستادگی کند. زارتسکی خانواده را نه یک ساختار ثابت، بلکه عرصهای برای تغییرات اجتماعی میداند.
🔻در بخشهای پایانی کتاب، زارتسکی به این موضوع میپردازد که تناقضات موجود در نظام سرمایهداری چگونه میتوانند به دگرگونیهای اجتماعی منجر شوند. اگرچه سرمایهداری همواره سعی دارد خود را با تغییرات اجتماعی تطبیق دهد و مدلهای خانوادگی را برای نیازهای خود تغییر داده است، اما رسیدن به حقيقتهای عینی ساختار اجتماعی-سیاسی، نیازمند بازنگری در اقتصاد، سیاست و زندگی شخصی فراتر از منطق بازار است.
🔻با گذشت پنج دهه از انتشار نخستین نسخهی این کتاب، سرمایهداری، خانواده و زندگی شخصی همچنان یکی از منابع کلیدی برای درک پیوندهای میان سرمایهداری، جنسیت و هویت فردی محسوب میشود. در عصری که با بیثباتی اقتصادی و تغییر الگوهای خانوادگی مواجه هستیم، تحلیلهای زارتسکی همچنان کاربرد دارند. ظهور نئولیبرالیسم و کالاییسازی زندگی شخصی و روابط انسانی نشان میدهند که سرمایهداری نهتنها از بحرانهای اجتماعی بهرهبرداری میکند، بلکه خود نیز عامل ایجاد آنهاست.
⭐️ @fanni_lib
❤3👍1👎1
قدرت اجتماعی یعنی نیروی مولد چندین برابر شده که از راه همکاری افراد مختلف و به سبب تقسیم کار به وجود میآید در نظر افراد نه همچون قدرت متحد خودشان، از آنجا که همکاری آنان از روی اراده نبوده و به طور طبیعی فراهم آمده است، بلکه همچون نیروی بیگانهی بیرون از خودشان جلوه میکند که خاستگاه و مقصد آن برایشان روشن نیست و بنابراین نه تنها دیگر قادر به مهار نیستند، که برعکس از مراحل و مراتب تکاملی خاصی عبور میکند که مستقل از اراده و کنش انسان است.🔻چنین نقلقولی تنها کافیست تا به تهیبودگی بخش بزرگی از انتقادات عامیانه علیه مارکس و ابداع او یعنی سوسیالیسم علمی پی بریم. سوسیالیسم قرار نیست «فقر را تقسیم کند»: عبارتی که خیلی قبلتر از سردمداران لیبرالیسم آن را مارکس به کار برده است. اندیشه دیالکتیکی/انقلابی مارکس در طی سالیان زندگانیاش میگفت «هرآنچه سخت و استوار است، دود شده و به هوا میرود»؛ و دقیقاً همین جهانبینی دیالکتیکی/انقلابیاش بود که او را به تدوین نظریهای علمی و دقیق در جهت زوال جامعهی سرمایهداری رهنمون شد. یکی از مهمترین و درخشانترین دستاوردهای مارکس جاییست که گرایش نرخ سود به نزول و افزایش ترکیب ارگانیک سرمایه را به طور مبسوط در کتاب سترگ «سرمایه» توضیح میدهد. گرایشی که هم ادواری و هم غیرادواریست، هم قطعیست و هم غیرقطعی، و مثل روشنایی روز، در دل تاریخِ چند قرن حکمفرمایی بورژوازی، هم پیداست و هم ناپیدا.[*] و آنگاه که «دست آخر آدمیان ناچار می شوند با حواسی جمع با وضعیت واقعی زندگی و روابطشان با همنوعان خویش رودررو گردند» همان دقیقهای حیاتی از هستیِ جهانِ بورژوایی است. دقیقهای که قدرت تلوتلوخوران به دست کارگران میرسد.
... این «بیگانگی (estrangement)» ... البته تنها میتواند با توجه به دو پیششرط عملی ملغا گردد. برای اینکه قدرتی «تحملناپذیر» شود، یعنی قدرتی که مردم علیه آن انقلاب کنند، باید الزاماً تودهی بزرگی از بشریت را «سلب مالکیت» کرده باشد، و افزون بر این باید با جهانی از ثروت و فرهنگ موجود در تضاد باشد؛ این دو پیششرط، مستلزم افزایش هنگفتی در نیروی مولد، درجهی بالایی از توسعهی آن است. و از سوی دیگر، این توسعهی نیروهای مولد، (که در عین حال به معنای موجودیت تجربیِ بالفعلِ انسانها در هستی جهانی-تاریخی به جای هستی محلیشان است) پیششرط عملی مطلقاً لازمی است، زیرا بدون آن، نداری و بیچیزی و کمبود فقط همگانی میشود، و به سبب کمبود، مبارزه بر سر لوازم ضروری دوباره آغاز خواهد شد و همان پلیدیهای کهنه ناگزیر بازخواهد گشت.
ایدئولوژی آلمانی، کارل مارکس و فردریش انگلس
🔻اینجا صحبت دقیقاً از زوال و افول است. تا کهنه زوال نیابد، نو مجال پدید نمییابد. و تا نو مجال پدید نیابد، سخن و روایتی جز سخن و روایتِ حاضر و حاکم بروز نمییابد. و این همان چیزی است که در قرون گذشته از ناسیونالیسم نوظهور ملتها تا فاشیسم را مجال ظهور داده است. و همان چیزی است که از میان تمام پاسخهای کژ بورژوایی، مجال میدهد تا آوای «حکومت به دست شوراها»، «نان و زمین و صلح»، «رهایی از بند استثمار» و «رهایی انسان» سر دهند. البته منظور نه آن «انسان» انتزاعی امروز، بلکه انسان نوینی است که «تاریخ» ادراک میکند و «تاریخ» میسازد و «به پیششرطهای هستی خویش آگاه است.»[**].
📍متن کامل را در instant view بخوانید.
⭐️ @fanni_lib
❤2👏1
Forwarded from کانون کتاب و کتابخوانی فنی
روزهای کمون .pdf
5.5 MB
🔴 معرفی کتاب
📍 به مناسبت سالگرد تشکیل کمون پاریس
📚 روزهای کمون
✍برتولت برشت
نمایشنامهی «روز های کمون» چشماندازی از زندگی در کمون را به ما ارائه میدهد. جهانی که میتوانیم آن را بشناسیم و با آن همذات پنداری کنیم. در این نمایشنامه گروهی از کارگران در همسایگیِ هم در خیابان پیگال، پاپا و کوکو، بابت و ژنویو زندگی میکنند. آنها با هم برای گذراندن زندگی خود تلاش میکنند و یاد میگیرند که چگونه زندگی در جامعهای نوین را یادگیرند. در نهایت اینها کسانی هستند که در خیابانهای پاریس به مبارزه و مرگ خواهند رسید.
برشت همچنین از ما میخواهد که نیروهای سیاسی را که تجربه زیست ما را شکل میدهند، درک و بازشناسی کنیم. او صحنههایی از رهبران سیاسی فرانسه و آلمان و رئیس بانک فرانسه را نشان میدهد، نیروهایی بورژوایی که برای نابودی پرولتاریای پاریس نقشه میکشند. برشت ما را تشویق میکند تا از خودمان در مورد چگونگی تغییر جهان در مواجهه با آنچه ممکن است به نظر غیرممکن برسد، سوالاتی بپرسیم و به آن بیندیشیم.
⭐ @fanni_lib
📍 به مناسبت سالگرد تشکیل کمون پاریس
📚 روزهای کمون
✍برتولت برشت
نمایشنامهی «روز های کمون» چشماندازی از زندگی در کمون را به ما ارائه میدهد. جهانی که میتوانیم آن را بشناسیم و با آن همذات پنداری کنیم. در این نمایشنامه گروهی از کارگران در همسایگیِ هم در خیابان پیگال، پاپا و کوکو، بابت و ژنویو زندگی میکنند. آنها با هم برای گذراندن زندگی خود تلاش میکنند و یاد میگیرند که چگونه زندگی در جامعهای نوین را یادگیرند. در نهایت اینها کسانی هستند که در خیابانهای پاریس به مبارزه و مرگ خواهند رسید.
برشت همچنین از ما میخواهد که نیروهای سیاسی را که تجربه زیست ما را شکل میدهند، درک و بازشناسی کنیم. او صحنههایی از رهبران سیاسی فرانسه و آلمان و رئیس بانک فرانسه را نشان میدهد، نیروهایی بورژوایی که برای نابودی پرولتاریای پاریس نقشه میکشند. برشت ما را تشویق میکند تا از خودمان در مورد چگونگی تغییر جهان در مواجهه با آنچه ممکن است به نظر غیرممکن برسد، سوالاتی بپرسیم و به آن بیندیشیم.
⭐ @fanni_lib
❤6👏1
پیش از سرنگونی دولت بنگلادش در سال 2023، بلندگوهای بورژوازی مانند اکوایران و دنیای اقتصاد از «معجزه اقتصادی در بنگلادش» سخن میگفتند و به کسبوکارهای ایرانی توصیه میکردند تا از درسهای اقتصادی بنگلادش بیاموزند. کمی آنطرفتر، در حالی که ایراناینترنشنال تیتر میزند: «آرژانتین از کاهش موفقیتآمیز نرخ تورم در دولت راستگرای خاویر میلی خبر داد»، تودههای کار و زحمت در اعتراض به سیاستهای ضدکارگری خاویرمیلی در شهرهای آرژانتین درگیر اعتراضاتی خونین هستند. تظاهرات در صربستان نیز در حالی پیش میرود که اقتصاددانان وضعیت اقتصادی صربستان را در حال رشد میبینند. ایدئولوگهای بورژوازی به هرکسی که به «علم» اقتصاد ایشان نقد وارد کند و آن را در خدمت طبقه سرمایهدار بفهمد، سخره میگیرند که «عدد نمیفهمید» مسئله اما این است که ذهن مسخشده ایشان دیگر «واقعیت» را درک نمیکند و غرضورزانه اعتراضات زحمتکشان به شرایط زندگی خود را ناعقلانیت درک میکند. شاید مشکل از آمار و متغیرها و پارامترهای شماست که نمیتواند واقعیت طبقاتی را نشان دهد.
⭐️ @fanni_lib
⭐️ @fanni_lib
👍5👏1🥱1
🔴 افول هژمونی و جابهجایی مرکز صنعتی جهان به روایت معاون رئیس جمهور امریکا:
🔻"کارگران ما، پوپولیستها از یک سو و خوشبینان فناوری از سوی دیگر، توسط این دولت ناکام ماندهاند. نه فقط دولتِ آخرین ما، بلکه دولتی که — به نوعی — در ۴۰ سال گذشته بر سر کار بوده است، زیرا رهبران ما در مورد جهانیشدن دو باور نادرست داشتند.
ایده جهانیشدن این بود که کشورهای ثروتمند در زنجیره ارزش بالاتر بروند، در حالی که کشورهای فقیر چیزهای سادهتر را تولید کنند. [علم و مالکیت طراحی از ما بود و آنان تنها کارگران سادهای بودند که زحمت تولید کالاهایمان را برایمان میکشیدند.] اما فکر میکنم ما اشتباه کردیم. در واقع، مناطقی که تولید را انجام میدهند، در طراحی چیزها هم بسیار ماهر میشوند. ما فرض میکردیم که دیگر کشورها همیشه در زنجیره ارزش از ما عقب خواهند ماند. اما مشخص شد که هرچه آنها در بخشهای پایینتر زنجیره ارزش بهتر شدند، در بخشهای بالاتر نیز شروع به پیشرفت کردند. ما از هر دو سمت تحت فشار قرار گرفتیم.
🔻کارگر ارزان، در اصل یک تکیهگاه موقتی است، و تکیهگاهی که مانع نوآوری میشود. حتی میتوانم بگویم که این یک نوع مخدر است که شرکتهای آمریکایی زیادی به آن وابسته شدهاند. [بله موقتی اما به مدت سه دهه! و توام با نوآوریهایی همچون کامپیوترهای خانگی، هوش مصنوعی، پردازندههای فوقالعاده قدرتمند پردازشی و گرافیکی و انقلابات بزرگ در مکانیزاسیون و اتوماسیون تولید!]
🔻هدف ما ایجاد مشوقهایی برای سرمایهگذاری در داخل مرزهای خود، در کسبوکارهای خود، کارگران خود و نوآوریهای خودمان است. ما نمیخواهیم مردم به دنبال نیروی کار ارزان باشند، بلکه میخواهیم آنها درست همینجا، در ایالات متحده آمریکا، سرمایهگذاری و ساختوساز کنند. [که ساختوساز بدون نیروی کار ارزان، حفظ برچسبهای قیمتی سابق و سود مطلوب سرمایهداران در صورت عملی شدن تنها به معنای مایه گذاشتن از جیب طبقهی کارگر است.]
🔻این موضوع مهم است، زیرا بر هر دو جنبه تأثیر میگذارد و نتیجه نهایی آن برای بسیاری از افراد در این کشور، محروم شدن از هرگونه نقش در فرایند تولید است. و زمانی که کارخانههای ما ناپدید میشوند و مشاغل آنها به خارج از کشور منتقل میشوند، کارگران آمریکایی نهتنها با ناامنی مالی مواجه میشوند، بلکه با از دست دادن عمیق هویت فردی و اجتماعی خود نیز روبهرو میشوند. [و این تراژدی افول امپریالیسم است. تلاش برای احیای صنعت تولیدی، بازیابی سود سرمایهداران در وهلهی اول و ارزش دستمزد نیروی کار داخلی در وهلهی دوم هم چون تیغی دولبه است. پرسش اینجاست که سیاستهای جدید تحت عنوان شعار پرطمطراق "دوباره آمریکا را بزرگ سازیم" آیا اساسا عملیست و به چه بهایی؟]"
* جملات داخل براکت از ماست.
منبع:
https://thehill.com/policy/technology/5200621-vance-trump-administration-tech/
⭐️ @fanni_lib
🔻"کارگران ما، پوپولیستها از یک سو و خوشبینان فناوری از سوی دیگر، توسط این دولت ناکام ماندهاند. نه فقط دولتِ آخرین ما، بلکه دولتی که — به نوعی — در ۴۰ سال گذشته بر سر کار بوده است، زیرا رهبران ما در مورد جهانیشدن دو باور نادرست داشتند.
ایده جهانیشدن این بود که کشورهای ثروتمند در زنجیره ارزش بالاتر بروند، در حالی که کشورهای فقیر چیزهای سادهتر را تولید کنند. [علم و مالکیت طراحی از ما بود و آنان تنها کارگران سادهای بودند که زحمت تولید کالاهایمان را برایمان میکشیدند.] اما فکر میکنم ما اشتباه کردیم. در واقع، مناطقی که تولید را انجام میدهند، در طراحی چیزها هم بسیار ماهر میشوند. ما فرض میکردیم که دیگر کشورها همیشه در زنجیره ارزش از ما عقب خواهند ماند. اما مشخص شد که هرچه آنها در بخشهای پایینتر زنجیره ارزش بهتر شدند، در بخشهای بالاتر نیز شروع به پیشرفت کردند. ما از هر دو سمت تحت فشار قرار گرفتیم.
🔻کارگر ارزان، در اصل یک تکیهگاه موقتی است، و تکیهگاهی که مانع نوآوری میشود. حتی میتوانم بگویم که این یک نوع مخدر است که شرکتهای آمریکایی زیادی به آن وابسته شدهاند. [بله موقتی اما به مدت سه دهه! و توام با نوآوریهایی همچون کامپیوترهای خانگی، هوش مصنوعی، پردازندههای فوقالعاده قدرتمند پردازشی و گرافیکی و انقلابات بزرگ در مکانیزاسیون و اتوماسیون تولید!]
🔻هدف ما ایجاد مشوقهایی برای سرمایهگذاری در داخل مرزهای خود، در کسبوکارهای خود، کارگران خود و نوآوریهای خودمان است. ما نمیخواهیم مردم به دنبال نیروی کار ارزان باشند، بلکه میخواهیم آنها درست همینجا، در ایالات متحده آمریکا، سرمایهگذاری و ساختوساز کنند. [که ساختوساز بدون نیروی کار ارزان، حفظ برچسبهای قیمتی سابق و سود مطلوب سرمایهداران در صورت عملی شدن تنها به معنای مایه گذاشتن از جیب طبقهی کارگر است.]
🔻این موضوع مهم است، زیرا بر هر دو جنبه تأثیر میگذارد و نتیجه نهایی آن برای بسیاری از افراد در این کشور، محروم شدن از هرگونه نقش در فرایند تولید است. و زمانی که کارخانههای ما ناپدید میشوند و مشاغل آنها به خارج از کشور منتقل میشوند، کارگران آمریکایی نهتنها با ناامنی مالی مواجه میشوند، بلکه با از دست دادن عمیق هویت فردی و اجتماعی خود نیز روبهرو میشوند. [و این تراژدی افول امپریالیسم است. تلاش برای احیای صنعت تولیدی، بازیابی سود سرمایهداران در وهلهی اول و ارزش دستمزد نیروی کار داخلی در وهلهی دوم هم چون تیغی دولبه است. پرسش اینجاست که سیاستهای جدید تحت عنوان شعار پرطمطراق "دوباره آمریکا را بزرگ سازیم" آیا اساسا عملیست و به چه بهایی؟]"
* جملات داخل براکت از ماست.
منبع:
https://thehill.com/policy/technology/5200621-vance-trump-administration-tech/
⭐️ @fanni_lib
The Hill
Vance slams globalization for hampering American innovation
Vice President Vance defended the Trump administration’s push for technology innovation despite any risks in a Tuesday speech to entrepreneurs and venture capitalists, arguing globalization h…
👍2❤1😢1😐1
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
Photo
🔻ایدئولوگهای بورژوازی که از دور افتادگی بورژوازی ملی ایران از آغوش امپریالیسم آمریکایی دچار عقدههای بیپایان شدهاند، برای پنهان داشتن ذات کارگرستیز خود، خشم و نفرت از انقلاب طبقاتی 57 را با دشنامگویی به چپها آرام میکنند. ایشان که در تلاشند ذات کارگرستیز خود را پنهان دارند انقلاب طبقاتی 57 را حرکتی ناعقلانی جلوه میدهند که علتش رخنهی ایدئولوژی مارکسیستی میان زحمتکشان بود. آقای تدینی، کمی تاریخ، اندکی خرد و بسیاری شرافتِ طبقاتی نیاز است تا بفهمید چرا پیش از انقلاب آمریکاستیزی میان تودههای کار و زحمت رواج پیدا کرد.
🔻در سالهای 1320 تا 1332 بالا رفتن هزینۀ زندگی راه حل دیگری به جز پیوستن به اعتراضات را برای کارگران باقی نگذاشته بود. در این سالها نارضایتیهای طبقات پایین، ضرورت شکلگیری نظم نوین اجتماعی در جامعەی ایران را بیان میکرد. اعتصابات کارگران نساجی اصفهان در سال 1321، اعتصاب کارگران ساختمانی در سال 1322، اعتصاب کارگران نفت کرمانشاه در سال 1324، اعتصاب خونین کارگران حوزه نفتی جنوب در سال 1325، اعتصاب کارگران ریسندگی ریسمان در سال1325 برای دستمزدهای معوقه و احتمال تعطیلی کارخانه، زخمی و کشتهشدن کارگران باربری راهآهن تهران در اعتراض به خشونت کارفرما، سرکوب شوراهای کارگری به بهانۀ سوءقصد به شاه، اعتصاب خونین کارگران نساجی شاهی در سال 1328، اعتصاب گستردەی
کارگران نفت در فروردین سال 1330، اعتصاب کارگران دخانیات، کفاشان و کارگران کارخانەی کبریتسازی تبریز و... نمونههایی از دهها مثالی است که میتوان بر شمرد تا شدت جریان مبارزۀ طبقاتی را در آن سالها نشان داد.
🔻 این مبارزات که پتانسیل بلقوهای برای فراروی از سرمایهداری و تحقق سوسیالیسم در خود داشت، در روز 28 مرداد 1332 با سدِّ کودتای امپریالیستی آمریکایی و انگلیسی (کودتای آژاکس) مواجه و سرکوب شد. پس کارگران و زحمت کشان ایرانی که به هزینۀ شکلدهی اعتصابات و اعتراضات خونین موفق به ایجاد احزاب و اتحادیههای کارگری قدرتمند شده بودند پس از این کودتا در عرصۀ سیاسی و اجتماعی شکستی سهمگین را متحمل شدند و با تمام وجود نقش امپریالیسم را در جهان سرمایهداری به عنوان حافظ جهانی منافع سرمایه درک کردند. این چنین بود که آمریکاستیزی تودههای کار و زحمت نه حاصل مسمویت ایدئولوژیک که از واقعیتی تاریخی نشئت میگرفت؛ واقعیتی که تنها زحمتکشان توانایی درک آن را با پوست و گوشت خود دارند.
⭐️ @fanni_lib
🔻در سالهای 1320 تا 1332 بالا رفتن هزینۀ زندگی راه حل دیگری به جز پیوستن به اعتراضات را برای کارگران باقی نگذاشته بود. در این سالها نارضایتیهای طبقات پایین، ضرورت شکلگیری نظم نوین اجتماعی در جامعەی ایران را بیان میکرد. اعتصابات کارگران نساجی اصفهان در سال 1321، اعتصاب کارگران ساختمانی در سال 1322، اعتصاب کارگران نفت کرمانشاه در سال 1324، اعتصاب خونین کارگران حوزه نفتی جنوب در سال 1325، اعتصاب کارگران ریسندگی ریسمان در سال1325 برای دستمزدهای معوقه و احتمال تعطیلی کارخانه، زخمی و کشتهشدن کارگران باربری راهآهن تهران در اعتراض به خشونت کارفرما، سرکوب شوراهای کارگری به بهانۀ سوءقصد به شاه، اعتصاب خونین کارگران نساجی شاهی در سال 1328، اعتصاب گستردەی
کارگران نفت در فروردین سال 1330، اعتصاب کارگران دخانیات، کفاشان و کارگران کارخانەی کبریتسازی تبریز و... نمونههایی از دهها مثالی است که میتوان بر شمرد تا شدت جریان مبارزۀ طبقاتی را در آن سالها نشان داد.
🔻 این مبارزات که پتانسیل بلقوهای برای فراروی از سرمایهداری و تحقق سوسیالیسم در خود داشت، در روز 28 مرداد 1332 با سدِّ کودتای امپریالیستی آمریکایی و انگلیسی (کودتای آژاکس) مواجه و سرکوب شد. پس کارگران و زحمت کشان ایرانی که به هزینۀ شکلدهی اعتصابات و اعتراضات خونین موفق به ایجاد احزاب و اتحادیههای کارگری قدرتمند شده بودند پس از این کودتا در عرصۀ سیاسی و اجتماعی شکستی سهمگین را متحمل شدند و با تمام وجود نقش امپریالیسم را در جهان سرمایهداری به عنوان حافظ جهانی منافع سرمایه درک کردند. این چنین بود که آمریکاستیزی تودههای کار و زحمت نه حاصل مسمویت ایدئولوژیک که از واقعیتی تاریخی نشئت میگرفت؛ واقعیتی که تنها زحمتکشان توانایی درک آن را با پوست و گوشت خود دارند.
⭐️ @fanni_lib
👍5👎2👏1
ما از زمین و آسمان آمدهایم
از دل رودخانهها و از دمنوش درختان
ما از دوردستها و از شکوه زمین
آمدهایم، با دستانی که کار کردهاند.
در دل شب، ما را نمیبینید
وقتی که به خانههای بینور برمیگردیم
با لباسهای کثیف و خونین،
اما هنوز ایستادهایم.
آری، ما کارگرانیم
با ارادهای آهنین و دستهایی که نمیشکنند،
حتی اگر دنیا از هم بپاشد
ما باز هم ایستادهایم.
دستهای ما را در خستگی نگاه کنید،
اینها دستهای زمیناند،
که میسازند، میسازند و همچنان میسازند
تا فردا، فردای شما را.
✍ پابلو نرودا
⭐ @fanni_lib
از دل رودخانهها و از دمنوش درختان
ما از دوردستها و از شکوه زمین
آمدهایم، با دستانی که کار کردهاند.
در دل شب، ما را نمیبینید
وقتی که به خانههای بینور برمیگردیم
با لباسهای کثیف و خونین،
اما هنوز ایستادهایم.
آری، ما کارگرانیم
با ارادهای آهنین و دستهایی که نمیشکنند،
حتی اگر دنیا از هم بپاشد
ما باز هم ایستادهایم.
دستهای ما را در خستگی نگاه کنید،
اینها دستهای زمیناند،
که میسازند، میسازند و همچنان میسازند
تا فردا، فردای شما را.
✍ پابلو نرودا
⭐ @fanni_lib
❤1👍1
🔴 به مناسبت روز کارگر
🔻امسال نیز روز کارگر از راه میرسد، اما نه با طنین فریادهای پیروزمندانه، که با نجواهای خستهی کارگرانی که زیر باران تورم افسارگسیخته، سفرههایشان هر روز کوچکتر میشوند. افزایش دستمزدها - آن هم اگر پرداخت شود- تنها مُسکّن بر زخمی مرگبار است که عمق آن از خط فقر، سالیان درازیست فراتر رفته. از سویی نیز سایهی جنگ و تحریم بر زندگی کارگران سنگینی میکند. نظام سرمایهداری با استثمار و تحقیر کارگران، خون زحمتکشان را در شیشه کرده و هر دم موجب فربهتر شدن طبقهی سرمایهدار میشود و واژههایی چون "خط فقر" را به تمسخری بر رنج آنان تبدیل کرده است.
🔻اما این رنج، تازه نیست. خون کارگران از شیکاگوی 1886 تا اودسای 2014، از سال 1310 تا آبان 1398، تاریخ را رنگین کرده است. وقتی کارگران آمریکا برای هشت ساعت کار روزانه اعتصاب کردند، پاسخ سرمایهداری، باران گلوله بود. وقتی کارگران اوکراین در اتحادیههای خود گرد آمدند، فاشیستهای اوکراینی، آنها را زندهزنده در آتش سوزاندند. خشونت و سرکوب روزمرهی سرمایه، جهانی و همیشگی است. نه خاطرهای درگذشتههای دور، که واقعیتی جاریست.
🔻روزی بود که کارگران شوروی با راهپیماییهایی عظیم، همبستگی خود را با مبارزات جهانی طبقهی کارگر فریاد میزدند. اما حال سرمایهداری، اول ماه مه را از روز مبارزه به "روز تشکر از زحمات کارگران" تقلیل داده، تشکری که در عمل چیزی جز تحقیر نیست.
🔻 تاریخ نشان داده است که هر بار گلولهها باریدند، هر بار که آتش افروخته شد، کارگران دوباره برخاستهاند. اول ماه مه، تنها یک خاطره نیست، یادآوری است که مبارزه ادامه دارد. حتی وقتی فریادها به زمزمه تبدیل میشوند، حتی وقتی دستها در زنجیرند، این شعله هرگز خاموش نمیشود.
⭐️ @fanni_lib
🔻امسال نیز روز کارگر از راه میرسد، اما نه با طنین فریادهای پیروزمندانه، که با نجواهای خستهی کارگرانی که زیر باران تورم افسارگسیخته، سفرههایشان هر روز کوچکتر میشوند. افزایش دستمزدها - آن هم اگر پرداخت شود- تنها مُسکّن بر زخمی مرگبار است که عمق آن از خط فقر، سالیان درازیست فراتر رفته. از سویی نیز سایهی جنگ و تحریم بر زندگی کارگران سنگینی میکند. نظام سرمایهداری با استثمار و تحقیر کارگران، خون زحمتکشان را در شیشه کرده و هر دم موجب فربهتر شدن طبقهی سرمایهدار میشود و واژههایی چون "خط فقر" را به تمسخری بر رنج آنان تبدیل کرده است.
🔻اما این رنج، تازه نیست. خون کارگران از شیکاگوی 1886 تا اودسای 2014، از سال 1310 تا آبان 1398، تاریخ را رنگین کرده است. وقتی کارگران آمریکا برای هشت ساعت کار روزانه اعتصاب کردند، پاسخ سرمایهداری، باران گلوله بود. وقتی کارگران اوکراین در اتحادیههای خود گرد آمدند، فاشیستهای اوکراینی، آنها را زندهزنده در آتش سوزاندند. خشونت و سرکوب روزمرهی سرمایه، جهانی و همیشگی است. نه خاطرهای درگذشتههای دور، که واقعیتی جاریست.
🔻روزی بود که کارگران شوروی با راهپیماییهایی عظیم، همبستگی خود را با مبارزات جهانی طبقهی کارگر فریاد میزدند. اما حال سرمایهداری، اول ماه مه را از روز مبارزه به "روز تشکر از زحمات کارگران" تقلیل داده، تشکری که در عمل چیزی جز تحقیر نیست.
🔻 تاریخ نشان داده است که هر بار گلولهها باریدند، هر بار که آتش افروخته شد، کارگران دوباره برخاستهاند. اول ماه مه، تنها یک خاطره نیست، یادآوری است که مبارزه ادامه دارد. حتی وقتی فریادها به زمزمه تبدیل میشوند، حتی وقتی دستها در زنجیرند، این شعله هرگز خاموش نمیشود.
⭐️ @fanni_lib
❤4👎1🤔1
🛑 نشستهای بحث و مطالعهی کانون کتاب و کتابخوانی دانشکده فنی
جلسه اول: چهارشنبه، ۲۸ آبان
حضور برای تمام دانشجویان از تمام دانشکدهها آزاد است‼️
🛑 برای اطلاعات بیشتر به آیدی:
@ketab_khane_fani
پیام دهید
جلسه اول: چهارشنبه، ۲۸ آبان
حضور برای تمام دانشجویان از تمام دانشکدهها آزاد است‼️
🛑 برای اطلاعات بیشتر به آیدی:
@ketab_khane_fani
پیام دهید
❤2👎1
🔴 به اطلاع میرساند که نخستین نشست کتابخوانی ما، فردا چهارشنبه ۲۸ آبان، رأس ساعت ۱۳:۳۰ برگزار خواهد شد.
برای دریافت اطلاعات تکمیلی و هماهنگی، لطفاً به آیدی زیر مراجعه فرمایید:
@ketab_khane_fani
برای دریافت اطلاعات تکمیلی و هماهنگی، لطفاً به آیدی زیر مراجعه فرمایید:
@ketab_khane_fani
❤4