کانون کتاب و کتابخوانی فنی
255 subscribers
51 photos
11 videos
5 files
27 links
Download Telegram
© Leaving of the Mine, 1923. by Diego Rivera
👏2
🔴 از ترانه‌های محلی معدن‌کاران ناروائز- بولیوی:

● من زنی معدن‌زادم
روی کُپه‌ای زغال
دنیا آمدم
بند نافم را
با تیشه بریدند.
توی خاکه‌ها و نخاله‌ها
لولیدم
با پتک و مته و دیلم
بازی کردم
و با انفجار و دینامیت
بزرگ شدم
مردی از تبار معدن‌کاران
جفتم شد
کودکی از جنس معدن زاییدم
سی سال آزگار
زغال‌شویی کردم
و زخم معدن
تنها پس‌اندازی‌ست که دارم.
***
● من زنی معدن‌زادم
پدرم
زیر آواری مدفون شد
مادرم
توی غربالش خون بالا آورد
برادرم
از روی نقاله پرت شد
و شوهرم را سم زغال
خانه‌نشین کرده
یک عمر
لقمه‌لقمه از دهنم زدم
و پشیزپشیز پس اندوختم
تا شاید
یکتا پسرم
وقتی بزرگ شد
کاره‌ای بشود.
اما، حالا
یک‌هفته‌ای‌ست که او
هر کله‌ی سحر
شن‌کِش به‌دوش می‌گیرد
و پابه‌پای هم‌سالان
راه «دهانه‌ی شیطان» [«دهانه‌ی شیطان» کنایه از تونل اصلی معدن است] را
امیدوار می‌رود و غم‌گین می‌آید.
این کوله‌بار فقر
تنها میراثی‌ست که به او رسید.
***
● من زنی معدن‌زادم
با باروت و دینامیت
بزرگ شدم
لهجه‌های سکوت را
می‌فهمم
رگه‌های عصیان را
می‌شناسم
خوب می‌دانم انفجاری در پیش است
بگذار موسمش برسد
وقتی که زمزمه‌ها فریادی شد
خواهی دید
که چگونه از گیس‌هایم
صدها فتیله می‌سازم
و ز قلبم
چخماق
***
● من زنی معدن‌زادم
گهواره‌ام، کوچه‌ام، وطنم معدن بود
و بی‌شک
گورم نیز.

مترجم: حسین درفکی

@fanni_lib
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 تنها در سیستم سرمایه‌داری ممکن است در حالی‌که فوج‌فوج کارگرانی در راه دستمزدهای اندکی که حتی کفاف حداقل زندگی‌شان را نمی‌دهد جان عزیزشان را می‌بازند، انبازندگان ثروت، انگلان برده‌ی پول، بهره‌کشان بی‌خاصیت و فرومایگانی که به نظرشان کارگر افغانستانی که هیچ نمی‌کند جز خلق ثروت و در نتیجه فربه‌تر شدن این خون‌آشامان، عنصری نامطلوب در جامعه است و فکر می‌کنند اگر که کارگر معدن‌جوی طبس در زیر خروارها خاک جان می‌دهد لابد خود این مسیر را انتخاب کرده و شرم‌آور‌تر این‌که گویی "عُرضه" نداشته تا برای خودش کسی باشد و خون کسانی را بمکد تا نان و نوایی برای خویش مهیا سازد، روز به روز بی‌پرواتر "موفقیت"ها و لذات دون خود را جار زده و هویتی مهوع‌تر برای خود برسازند.

🔻 پاسخ ما به این وضعیت اسفناک تنها سوسیالیسم است. سوسیالیسمی که نتیجه‌ی ناگزیرش به خاک و خون کشیدن و فرستادن این دافی‌ها و یاپی‌ها به اردوگاه کار اجباری است. جایی که حداقل بتوانند اندکی مفت‌خوری‌های دیروزی خود را جبران کرده و کمتر برای جامعه مضر باشند.

@fanni_lib
👍4👎1👏1
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
Photo
🔴 ایدئولوگ‌های بورژوازی سخت در کارند!

📌 به گواه تاریخ - البته نه تاریخی که کودتاچیان، سازمان‌های اطّلاعاتی‌ای هم‌چون CIA و MI6، قاتلان بدنام و جلّادان اجیرشده‌ی بورژوازی یعنی فاشیست‌ها تا به اکنون به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند - جنگ‌جهانی دوم نبردی بود میان سوسیالیسم اتّحاد جماهیر قهرمان شوروی و فاشیسمی که اروپا را در نوردیده بود. این مبارزه‌ی تاریخی آن‌چنان روشن و صریح خصلت‌نمای خویشتن بود که بنا بر تحقیقات موسسه‌ای در سال ۱۹۴۵ نزدیک به ۶۰ درصد پاسخ‌دهندگان فرانسوی بر این حقیقت اذعان داشتند و آن‌را امری روشن می‌دانستند. اما هم‌اکنون اگر سوالی طرح کنیم مبنی بر این‌که «چه کسی فاشیسم را در هم شکست» چه پاسخی می‌گیریم؟ بنابر نظرسنجی‌ای در سال ۲۰۲۴، «۶۰٪ از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی، آمریکا را مؤثرترین کشور در شکست آلمان می‌دانستند.» [منبع]

📌 این وارونگیِ واقعیت در اذهان شهروندان آن‌چنان رخ می‌دهد که ایدئولوگ‌های بورژوازی با در کنار هم قرار دادن سوسیالیسم و فاشیسم با مفاهیم کذایی، غیرتاریخی و گمراه‌کننده‌ای هم‌چون «توتالیتاریسم»، سعی در یکی جلوه دادن این‌دو دارند؛ بی‌اینکه به نقاط اشتراک تاریخیِ تمدّن پرزرق‌وبرق سرمایه‌داری غرب در دوران استعمار با مفاهیم اولیه‌ی فاشیسم اشاره‌ای کنند. البته که بهتر است توقّعی بیش از اندازه از این دون‌مایگان نداشته باشیم. در واقع تنها توانایی ایشان این است ابتدائاً اعداد و ارقام (آن‌هم عموماً تعداد نفرات کشته‌شده به دستان آغشته به خونِ استالین، مائو، پل‌پوت و ...) را جعل کرده و سپس با آن‌ها بازی ایدئولوژیک کنند.

⭐️ @fanni_lib
👍9🥱3
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
🔴 ایدئولوگ‌های بورژوازی سخت در کارند! 📌 به گواه تاریخ - البته نه تاریخی که کودتاچیان، سازمان‌های اطّلاعاتی‌ای هم‌چون CIA و MI6، قاتلان بدنام و جلّادان اجیرشده‌ی بورژوازی یعنی فاشیست‌ها تا به اکنون به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند - جنگ‌جهانی دوم نبردی بود میان…
📌 کم نیستند لیبرال‌های متوهمی که با رو کردن آس خیالی خود یعنی پیمان "مولوتوف-ریبنتروپ" ادعا می‌کنند فاشیست‌ها و سوسیالیست‌ها به خوبی و خوشی در کنار یک‌دیگر در حال فتح و تقسیم کشورهای اروپایی بین خود بودند، که ناگهان هیتلر از روی ناچاری‌ای تاریخی و یا حماقتی محض فرمان حمله به شوروی را صادر کرد. اما باز تاریخ چیز دیگری می‌گوید.

📌 این دول سرمایه‌داری اروپایی بودند که با نادیده انگاشتن هشدارهای شوروی و تهدید فاشیسم، منابع عظیم فولادی، سوختی و ... را در اختیار نازی‌ها برای ساخت ماشین عظیم جنگی ایشان قرار دادند. پیمان مذکور تنها پس از چنین اتفاقی و به‌منظور خریدن وقت از جانب رهبران شوروی، تجهیز کشور و آمادگی برای جنگی طاقت‌فرسا با فاشیسم به وقوع پیوست.

📌 برتولت برشت نویسنده و فیلسوف بزرگ آلمانی در نمایش‌نامه‌ی "آهن چند است؟" این داستان را به روشنی روایت می‌کند.

⭐️ @fanni_lib
👏8👍2👎1
🔴معرفی فیلم The Organizer

🔻 «خواهش می‌کنم رفقا، آروم باشید... نه رفقا، اونا بزدل نیستن، اونا اکثریتن و اکثریته که میگه چی عاقلانه ا‌ست. این شمایید که دیوونه‌اید... شمایی که فکر می‌کنید روزی 14 ساعت کار زیاده. شمایی که یک ذره مزد بیشتری می‌خواید. شمایی که دلتون نمی‌خواد کارتون به بیمارستان بکشه. این اکثریتن که عاقلن، به حقوقی که می‌گیرن قانع هستن، دلیلش هم که واضحه، چون تا حالا هیچ‌کس از گرسنگی نمرده و آمار نشون میدن که فقط 20% شما به خاطر حوادث دچار نقص عضو می‌شید... چند نفر آدم الان اینجاست؟ 500 نفر؟ پس فقط 100 نفرتون چلاق می‌شید...»

🔻 از خلال فعالیت‌های صبح‌گاهی نوجوانی کارگر، به اواخر قرن 19 در تورین ایتالیا کوچ می‌کنیم. با دریافت جزئیاتی اندک، ظریف و کافی، متوجه مختصات کلی خانواده و اوضاع آن‌ شده و سپس تصویری کلی‌تر از جامعه‌ و دیگر کارگران کارخانه‌ی نساجی منطقه می‌بینیم؛ با مجادلات جزئی آن‌ها آشنا می‌شویم، با میزان ساعت کار روزانه و فعالیت‌های آن‌ها، با نحوه‌ی گذران اندک زمان فراغت‌شان برای صرف ناهار، با خستگی و ملال ساعت‌های پایانی کار و نهایتاً حادثه‌ای که حین کار برای یکی از کارگران اتفاق افتاده و آسیب شدیدی به دستش وارد می‌شود. اگرچه که به نظر می‌رسد برای بیننده، چنین اتفاقی حائز اهمیت بیشتری است، اتفاقی است خارج از روزمرگی معمول و احتمالاً موتور داستان قرار است از این‌جا روشن شود، اما فیلم بارها و به اشکال گوناگون این حقیقت تلخ را یادآور می‌شود که همین حادثه و تمام اتفاقات پس از آن هم جزوی از این روزمرگی است. استفاده‌ی موتیف‌واری که فیلم از نوجوان در حال جمع‌آوری پول برای کمک به کارگران از کار افتاده یا مشکل‌دار می‌کند، به خوبی اتحاد و هم‌بستگی ابتدایی جوانه زده در آن‌ها را نشان داده و هم‌چنین نشانه‌ای است از تعدد و روزمرگی حوادث و اتفاقاتی که حتی زندگی محقر معمول کارگران را نیز مختل می‌کنند. در بخشی از فیلم، از زبان سرکارگر چانه‌زن کارخانه می‌شنویم که «دوست من، حادثه حادثه است دیگه. فقط باید مواظب باشی و امیدوار باشی که پیش نیاد». دیالوگ و وضعیت بسیار آشنایی است؛ با این که تصویر، بازنمایی موقعیتی است در یک فیلم ساخت دهه‌ی 60 میلادی درباره‌ی شرایط کار در اواخر قرن 19 در ایتالیا.

📍 ادامه‌ی بررسی فیلم را در instant view بخوانید.

📥 برای دانلود یا تماشای آنلاین فیلم اینجا کلیک کنید.

@fanni_lib
6👎1
© Sisyphus, 1548 - 1549. By Titian (Tiziano Vecellio)
🔴«توسعۀ فردی» و «موفقیت» چگونه موجب پوشش تضادهای اجتماعی می‌شوند؟

🔻 برای فهم آنکه شدت و حدت تبلیغات «پکیج‌های موفقیت» را بفهمیم لازم نیست راه دوری برویم. هنگام پیاده‌روی در خیابان انواع کتاب‌های موفقیت نظیر«تلاش کن، طلاش کن»، «تخت‌خوابت را مرتب کن» و «48 قانون قدرت» را می‌توان دید. با نگاه به کتابفروشی‌های مجازی نیز کثرت این کتب به وضوح قابل مشاهده است. در فضای مجازی روان‌شناسی انگیزشی و مباحث مربوط به «توسعۀ فردی» به سرعت گسترش یافته و شامل مجموعه‌ای از آموزش‌های «انگیزشی»، «مهارت‌های زندگی» و «موفقیت» در قالب فیلم‌ها، کتاب‌ها، سخنرانی‌ها، جلسات عمومی و انواع سمینارها است و«جردن پیترسون»هایی که در بازار جای باز می‌کنند.

🔻 همواره از افراد ثروتمند و موفق تقدیر می‌شود و آنها بدل به قهرمانان بشریت می‌گردند. باقیِ افراد نیز باید شبیه به آنان باشند، تصاویر و فیلم‌های زیادی از عیاشی‌ها و خوش‌گذرانی‌های این افراد «موفق» منتشر و دست‌ به دست می‌شود. شما باید همانند آنان لباس بر تن کنید، راه بروید، سفر کنید، غذا بخورید، حرف بزنید، بخوابید، تحصیل ثروت کنید و... چرا که اگر اینگونه نباشد شما از «چیزی» عقبید، مضطرب خواهید شد که چرا هنوز زندگیِ شما تفاوت زیادی با این افراد ثروتمند دارد؟ هرچقدر به لحاظ سبک زندگی و طرز تفکر از این افراد دورتر باشید، گویی انسان پست‌تری هستید، در واقع شاید اصلاً انسان نباشید. چرا که این افرادِ موفق هستند که انسان‌هایی کامل‌اند. از سویی پیگیری منافع شخصی در جامعۀ سرمایه‌داری در رقابت و ضدیت با سایرین ممکن می‌شود. سرمایه برای پایش خود بایستی بتواند تمام جوانب زندگی و هویت افراد را در بربگیرد. در ادامه سرمایه با حد زدن به تمامیِ اعمال روزمره و حتی اوقات فراغت، آن‌ها را به چیزی شبیه به خود می‌سازد و شکل مصرفی به خود می‌گیرند. مصرف در مناسبات سرمایه‌داری به افراد شأن، شخصیت و جایگاه اجتماعی می‌بخشد. در نتیجه خودنمایی بدل به تلاشی اغراق‌آمیز می‌گردد که در جهت کسب جایگاه و مقام بالاتری در سلسله مراتب اجتماعی مبتنی بر ارزش‌های امروزین خواهد بود. ارزش‌هایی که خود ساختارِ سرمایه‌داری وضع کرده است. در این گفتمان‌ها، منطق سرمایه به‌گونه‌ای ارائه می‌شود که نه‌تنها پنهان بلکه مقدس و همیشگی به نظر برسد. این امر باعث می‌شود که ذهن مخاطبان بر اساس نیازهای سرمایه شکل بگیرد، تا جایی که در افکار و قوانینی گرفتار می‌شوند که نمی‌توانند از آن‌ها فرار کنند. این آموزه‌ها به سوژه‌های سرمایه‌داری می‌گویند اگر در جامعه و اقتصاد فعلی شاد و موفق نیستید، تنها مشکل خودتان هستید.

📍 متنِ کامل را در instant view بخوانید.

@fanni_lib
👏3
🔴 ۷ آبان، مراسم نوورودی‌ها

🔻 حضور دانشجویان کانون کتاب و کتابخوانی فنی در صحن دانشگاه


@fanni_lib
8
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
Photo
🔴 کارگرانِ در مسلخ و طبقه‌متوسطی‌های شاکی!

🔻 طبقه‌متوسط دون‌مایه‌ای که حاصل پرواری شدن در طول چند دهه‌ی گذشته به دستان حارسان سرمایه در جغرافیای ایران بوده‌است، شرم و حیا را به کناری نهاده و دیگر طلب‌کارانه زیست شریف کارگران و زحمت‌کشان را "وقیحانه" می‌داند.
اینان خود نمی‌دانند اگرکه می‌خورند و می‌خسبند، ول می‌گردند و بدون هیچ منفعتی برای جامعه، زیست انگل‌وار خود را امتداد می‌بخشند، تنها به این دلیل است که طبقات پایین‌دست، توانایی خرید "کیک تولدی" ناچیز برای فرزندان خود را نداشته باشند.

🔻 مگامال‌ها، پنت‌هاوس‌ها و ویلاهای آخرهفته‌ی‌شان سر به آسمان می‌کشند، درحالی‌که ده‌ها میلیون نفر به گرداب فقر مبتلا می‌شوند. کارگران و زحمت‌کشان با عرق شرم بر جبین، خجالت‌زده از ناتوانی خویش در پاسخ به "گوشت" تقاضا کردن فرزندان  دلبندشان (چه برسد به "کیک تولد"؛ چه کوتاه‌نظرند اینان)، ناتوان از گذران زندگی عزیزشان حتی گاه دست به خودکشی می‌زنند. [برای مثال نگاه کنید به این لینک]

🔻 بگذارید این طبقه‌متوسطی‌ها اشک شوقشان را برای آزاد شدن واردات گوشی آیفون با دل خوش بریزند. در نهایت این طبقه‌ی کارگر است که اندوخته‌هایشان را به چاه فاضلاب میفکند.

@fanni_lib
👍6👏4😨1
🔴 دعوت به گفت‌وگو پیرامون مسائل اجتماعی-سیاسی

🔴 راه ارتباطی با ادمین:
@Fannilib_Admin

@fanni_lib
👍71
🔴 اسطوره‌های اقتصاد لیبرال؛ در باب تصویب تعرفه‌های اضافی بر خودروی چینی توسط کمیسیون اروپا

🔻 بار‌ها به ما گفته شده راز رشد و پیشرفت کشور‌ها   اقتصاد باز و آزاد‌سازی تجاری است و ریشه تمام بدبختی‌ها را می‌بایست در نبود آزادی اقتصادی و مداخله بی‌حد و حصر دولت جست‌وجو کرد.  یکی از اشکال مداخله دولت در فعالیت‌های اقتصادی وضع موانع تعرفه‌ای است که معمولا هدف آن ایجاد درآمد برای دولت و حمایت از بنگاه‌ها و تامین‌کنندگان منابع اولیه برای صنایع داخلی عنوان می‌شود. به تعبیر دیگر دلیل تعرفه‌گذاری دولت لزوم مداخله دولت و حمایت از صنایع داخلی است. درمقابل اما ایدئولوژی متعارف اقتصاد لیبرال، مداخله دولت را همواره مسبب عدم تخصیص کارآمد و انحراف منابع می‌داند.

🔻 در اقتصاد مبتنی بر مکانیسم بازار، دولت‌ها نباید با تعرفه‌گذاری مانع حرکت آزاد جریان سرمایه و کالاها شوند. از سوی دیگر وضع تعرفه منجر به کاهش سطح رفاه مصرف کنندگان می‌شود، زیرا حق انتخاب آنها را محدود می‌کند و مصرف‌کنندگان ناچارند کالای نه‌چندان با کیفیت داخلی را به قیمت بیشتری بخرند. با وجود این، گویا این اصول انکارناپذیر اقتصادی همواره توسط واقعیت‌ نقض می‌شوند. برای مثال می‌توان به وضع تعرفه‌های اضافی اخیرِ اتحادیه اروپا بر واردات خودروهای برقی از چین اشاره کرد. طبق استانداردهای اتحادیه اروپا، تعرفه واردات خودروهای الکتریکی ۱۰ درصد است اما کمیسیون اروپا با وضع ۳۵.۳ درصد تعرفه بیشتر آن را به ۴۵.۳ درصد رسانده است. کمیسیون اروپا با توجه به یارانه‌هایی که چین برای شرکت‌های سازنده خودروهای الکتریکی، از جمله ارائه کمک‌هایی برای تامین باتری و مواد خام در نظر گرفته، وضع این تعرفه‌های اضافی را امری ضروری عنوان کرده است.

🔻 حال پرسش اینجا است، اگر آزاد‌ی اقتصادی و تجارتی را از اصول اساسی و مقدس اقتصاد لیبرال بدانیم، پس چرا کشور‌های غربی که خود شارع این اصول ازلی و مدعی پایبندی به آن هستند نیز در تجاوزی آشکار به ساحت ملکوتی بازار، آن را نقض کرده‌اند؟

@fanni_lib
4👍3👎1👏1