کتابخانهی دانشجویی دانشکدهی فنی، کانونی فرهنگی و کاملاً مستقل از تشکلهای دانشجویی است که در دو دهه فعالیت خود علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی و مباحث علوم انسانی را گرد هم آورده و با برگزاری حلقههای مطالعاتی گوناگون در زمینههای فلسفی، اقتصاد سیاسی، تاریخی و هنری محفلی بوده برای دانشجویان دغدغهمند. بسیاری از دانشجویانی که وارد رشتههای فنی میشوند علیرغم علاقهی زیادی که نسبت به علوم انسانی داشتهاند زیر فشار خانواده و یا به دلیل دوراندیشیهای شغلی به سمت دانشکدگان فنی کشانده شدهاند. کتابخانهی دانشجویی فنی با محفلهای گرم و محیط دوستانهاش فرصت مناسبی را برای این دسته از دانشجویان علاقهمند فراهم میکند. اگر از سروکله زدن با معادلات دیفرانسیل و فرمولهای ریاضی کمی خسته شدهاید و میخواهید زندگیتان را از حالت تکبعدی ماقبل کنکوری خارج کنید شاید خوب باشد سری به کتابخانه فنی بزنید. قطعاً مرحلهی دانشگاه باید تغییری کیفی در زندگی همهمان ایجاد کند و صرفاً حضور و غیاب روزمره در کلاسها و شرکت در جمعهای پیش پا افتاده و اکیپهای سطحی شما را از تجربههای غنی در مقام یک دانشجوی دانشگاه تهران محروم خواهد کرد. همهی ما برآمده از جامعهمان هستیم و قطعاً دانشجو بودن خود سطحی از حساس بودن نسبت به جامعه را از ما طلب میکند. محفلهای کتابخانهی فنی میتواند با بحثهای داغش شاخکهایمان را نسبت به جامعه تیزتر و زندگیمان را معنادارتر کند و از بلاتکلیفی و نداشتن افق مشخص در زندگی خارجمان کند.
اما دو نکته:
* کتابخانهی فنی تنها مختص به دانشجویان فنی نیست و پذیرای تمام دانشجویان از تمام رشتهها است.
* زمان برگزاری حلقهها بر اساس توافق علاقهمندان تعیین میشود.
منتظرتان هستیم.
سردبیر کتابخانه دانشجویی دانشکده فنی
@fanni_lib
راه ارتباط با ادمین جهت هماهنگی:
@Fannilib_Admin
اما دو نکته:
* کتابخانهی فنی تنها مختص به دانشجویان فنی نیست و پذیرای تمام دانشجویان از تمام رشتهها است.
* زمان برگزاری حلقهها بر اساس توافق علاقهمندان تعیین میشود.
منتظرتان هستیم.
سردبیر کتابخانه دانشجویی دانشکده فنی
@fanni_lib
راه ارتباط با ادمین جهت هماهنگی:
@Fannilib_Admin
Telegram
attach 📎
👍3
کانون کتاب و کتابخوانی فنی pinned «راه ارتباط با ادمین جهت هماهنگی: @Fannilib_Admin»
Forwarded from آرشیو فیلم
The.Act.Of.Killing.2012.BRrip.720p.Ganool.mkv
850.4 MB
The Act of Killing 2012
(عملِ کشتن)
(عملِ کشتن)
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
Photo
معرفی مستند «The Act of Killing»
مستند «عمل کشتن» به کشتارهایی که پس از کودتا علیه دولت سوکارنو، رئیس جمهور سوسیالیست اندونزی، به دست ژنرال سوهارتو صورت گرفت میپردازد. کشتاری که کشتههای آن را تا ۳ میلیون نفر هم تخمین زدهاند. در این مستند خاطرات یکی از افرادی (انور) که در این کشتارها شرکت داشته است بازگو میشود. در طی یادآوری خاطرات کارگردان مستند سعی میکند تا بعضی از صحنههای قتل را بازسازی کند. صحنههایی که در جایی سبب میشود تا حتی فردی که به تنهایی ۱۰۰۰ نفر را در آن زمان سر بریده، دچار تهوع شود.
بورژوازی در طول تاریخ مبارزهی طبقاتی با به خطر افتادن منافعاش هیچگاه از هرگونه سبعیتی دریغ نکرده است. از کشتار ۲۰ هزار کارگر انقلابی در طول یک روز بعد از فروپاشی کمون پاریس تا کودتای خونین ژنرال پینوشه با کمک امپریالیسم امریکا در شیلی. رسانههای بورژوازی و جریان اصلی با تبلیغات دروغین پیدرپی و رجوع به آمارهای جعلی دربارهی شوروی و تاریخ آن، قصد دارند تا نهتنها سرپوشی بر جنایتهای خود بگذارند بلکه از این باب پروپاگاندای همه جانبهی خود را علیه سوسیالیسم گستردهتر سازند.
البته مسئله صرفا تنها بر سر جان انسانها نیست. ایدئولوژی بورژوازی قصد دارد تا با تجرید انسان از شرایط اجتماعی خود و جایگاه طبقاتیاش، وی را انسانی درخود و جدا افتاده از شیوهی زیستش تلقی کند. قطعا جان انگلهای بورژا و طبقات حامی آنها که از شیرهٔ جان پرولتاریا تغذیه میکند نه تنها واجد ارزش نیست بلکه پرولتاریا برای پیشبرد مبارزهاش و تاریخ بشری، گاه ناگزیر به از میان برداشتناش میشود.
بورژوازی با دستچین کردن فاکتها طبق میل خود اگر که حتی «ارزش جان زیبا» را در بوق و کرنا کند، بیاصولی خویش را هرچه بیشتر برای ما عیان میسازد. همین ایدئولوژی «جان زیبا» هنگامی که به جان سوسیالیستهای اندونزی میرسد لال میشود.
جان آن ۳ میلیون سوسیالیست اندونزی (و تمام کشتهشدگان در راه سوسیالیسم) برای ما عزیز است چرا که ایشان در راه پیشبرد تاریخ و رهایی بشریت قدم گذاشتند.
🔗 @fanni_lib
مستند «عمل کشتن» به کشتارهایی که پس از کودتا علیه دولت سوکارنو، رئیس جمهور سوسیالیست اندونزی، به دست ژنرال سوهارتو صورت گرفت میپردازد. کشتاری که کشتههای آن را تا ۳ میلیون نفر هم تخمین زدهاند. در این مستند خاطرات یکی از افرادی (انور) که در این کشتارها شرکت داشته است بازگو میشود. در طی یادآوری خاطرات کارگردان مستند سعی میکند تا بعضی از صحنههای قتل را بازسازی کند. صحنههایی که در جایی سبب میشود تا حتی فردی که به تنهایی ۱۰۰۰ نفر را در آن زمان سر بریده، دچار تهوع شود.
بورژوازی در طول تاریخ مبارزهی طبقاتی با به خطر افتادن منافعاش هیچگاه از هرگونه سبعیتی دریغ نکرده است. از کشتار ۲۰ هزار کارگر انقلابی در طول یک روز بعد از فروپاشی کمون پاریس تا کودتای خونین ژنرال پینوشه با کمک امپریالیسم امریکا در شیلی. رسانههای بورژوازی و جریان اصلی با تبلیغات دروغین پیدرپی و رجوع به آمارهای جعلی دربارهی شوروی و تاریخ آن، قصد دارند تا نهتنها سرپوشی بر جنایتهای خود بگذارند بلکه از این باب پروپاگاندای همه جانبهی خود را علیه سوسیالیسم گستردهتر سازند.
البته مسئله صرفا تنها بر سر جان انسانها نیست. ایدئولوژی بورژوازی قصد دارد تا با تجرید انسان از شرایط اجتماعی خود و جایگاه طبقاتیاش، وی را انسانی درخود و جدا افتاده از شیوهی زیستش تلقی کند. قطعا جان انگلهای بورژا و طبقات حامی آنها که از شیرهٔ جان پرولتاریا تغذیه میکند نه تنها واجد ارزش نیست بلکه پرولتاریا برای پیشبرد مبارزهاش و تاریخ بشری، گاه ناگزیر به از میان برداشتناش میشود.
بورژوازی با دستچین کردن فاکتها طبق میل خود اگر که حتی «ارزش جان زیبا» را در بوق و کرنا کند، بیاصولی خویش را هرچه بیشتر برای ما عیان میسازد. همین ایدئولوژی «جان زیبا» هنگامی که به جان سوسیالیستهای اندونزی میرسد لال میشود.
جان آن ۳ میلیون سوسیالیست اندونزی (و تمام کشتهشدگان در راه سوسیالیسم) برای ما عزیز است چرا که ایشان در راه پیشبرد تاریخ و رهایی بشریت قدم گذاشتند.
🔗 @fanni_lib
🔸طبقهی کارگر چگونه شکل گرفت؟
🔺شیوهی تولید سرمایهداری یا منطق تولید برای کسب سود نه یک امر فراتاریخی بلکه خصوصیتی است که در دورهای از تاریخ و به واسطه رویدادهای طبیعی و اجتماعی مشخص شکل گرفته است. بسیاری از اموری که در نظر انسان مدرن طبیعی جلوه میکند خود حاصل سالها تکامل شیوهی تولید سرمایهداری در جوامع گوناگون بوده است. نحوه شکلگیری طبقات کارگر و سرمایهدار امری است که تاریخ پرفراز و فرود مختص خود را دارد و اشاره به آن میتواند درکی از مناسبات تولیدی در جامعه سرمایهداری به خوانندگان بدهد.
🔺میدانیم نظامهای اقتصادی، تلاش انسان را برای بهرهوری از طبیعت سامان میدهند و در عصر پیش از سرمایهداری که همان دورهی فئودالی (ارباب-رعیت/دهقان) بود فرآیند تولید بهواسطه غیرجمعی بودن کار بسیار کم بازدهتر از نظام پس از خود بود. در این دوره شکل فردی تولید در کشت محصول کشاورزی امکان گردآوری حجم بالایی از مواد موردنیاز بشر را ناممکن میساخت. بورژوازی انقلابی که در رقابت با اشراف و در فرایند صنعتیسازی جامعه توانسته بود بخشی از ابزار تولید را در اختیار بگیرد با جمعی کردن شکل تولید و قرار دادن تعداد زیادی کارگر در مکانی محدود تولید منابع موردنیاز بشر را بهصورت بهینهتر از قبل سامان بخشید.
🔺متن کامل را در اینجا بخوانید.
🔗 @fanni_lib
🔺شیوهی تولید سرمایهداری یا منطق تولید برای کسب سود نه یک امر فراتاریخی بلکه خصوصیتی است که در دورهای از تاریخ و به واسطه رویدادهای طبیعی و اجتماعی مشخص شکل گرفته است. بسیاری از اموری که در نظر انسان مدرن طبیعی جلوه میکند خود حاصل سالها تکامل شیوهی تولید سرمایهداری در جوامع گوناگون بوده است. نحوه شکلگیری طبقات کارگر و سرمایهدار امری است که تاریخ پرفراز و فرود مختص خود را دارد و اشاره به آن میتواند درکی از مناسبات تولیدی در جامعه سرمایهداری به خوانندگان بدهد.
🔺میدانیم نظامهای اقتصادی، تلاش انسان را برای بهرهوری از طبیعت سامان میدهند و در عصر پیش از سرمایهداری که همان دورهی فئودالی (ارباب-رعیت/دهقان) بود فرآیند تولید بهواسطه غیرجمعی بودن کار بسیار کم بازدهتر از نظام پس از خود بود. در این دوره شکل فردی تولید در کشت محصول کشاورزی امکان گردآوری حجم بالایی از مواد موردنیاز بشر را ناممکن میساخت. بورژوازی انقلابی که در رقابت با اشراف و در فرایند صنعتیسازی جامعه توانسته بود بخشی از ابزار تولید را در اختیار بگیرد با جمعی کردن شکل تولید و قرار دادن تعداد زیادی کارگر در مکانی محدود تولید منابع موردنیاز بشر را بهصورت بهینهتر از قبل سامان بخشید.
🔺متن کامل را در اینجا بخوانید.
🔗 @fanni_lib
Telegraph
طبقهی کارگر چگونه شکل گرفت؟
شیوهی تولید سرمایهداری یا منطق تولید برای کسب سود نه یک امر فراتاریخی بلکه خصوصیتی است که در دورهای از تاریخ و به واسطه رویدادهای طبیعی و اجتماعی مشخص شکل گرفته است. بسیاری از اموری که در نظر انسان مدرن طبیعی جلوه میکند خود حاصل سالها تکامل شیوهی تولید…
🔴 دربارهی کتاب "زندگی گالیله" اثر برتولت برشت
🔻 گالیلهی برشت دانشمند عجیبیست؛ مستحیل در ساختار و روند تاریخ. برشت سه طرح از گالیله به دست داد. طرح اول قبل از جنگ جهانی دوم و در نسبت با آلمان فاشیستی نوشته شد. گالیلهی طرح اول حقیقت را انکار میکند چون به قول شاگردش قصد داشت "حقیقت را از گزند دشمن مخفی کند"؛ چون "در زمینهی اخلاق قرنها از دیگران جلوتر بود". اما چرخش برشت در طرح دوم که بعد از فاجعهی هیروشیما ریخته شد، چرخش سهمگینیست. گالیله حقیقت را انکار میکند صرفا بهدلیل "وحشت از درد جسمانی". وقتی آندرهآ، شاگرد سابق گالیله با تعجب از او میپرسد "پس در انکار شما هدفی نبود" گالیله به سادگی پاسخ میدهد "نبود". گویی برشت با نظر به فاجعهی اتمی دیگر اهل علم را افرادی بر فراز جامعه درک نمیکند. علم اسیر زمانهاش است.
🔻علم نمیتواند در خود واجد هیچگونه استقلالی باشد. نتیجه آنکه علم در خود نهتنها ارزش نیست که حتی میتواند "هولناک" باشد؛ برای بشریت و برای انسانیت:
"[گالیله:] میدونی به اعتقاد من تنها هدف علم در چیه، سارتی؟ سبکبار کردن زندگی انسان. اگر دانشمندان مرعوب قدرتمندان زورگوی اجتماع خودشون بشن و تنها به این بسنده کنن که دانش رو فقط به خاطر لذت بردن از دانش روی هم تلنبار کنن، اونوقت علم اونا بسیار بیمصرف و انگل و درمونده میشه. اونوقت با هر ماشین جدیدی که بسازید، عذاب جدیدی برای بشر ساختید. شما دانشمندان میتونید درطول زمان هرچه کشف شدنیه کشف کنید، و با این همه پیشرفت شما، لحظهبهلحظه از اجتماع بشری بیشتر دورتون کنه. درهی بین شما و مردم ممکنه یهو چنان هولناک بشه، که هروقت شما دانشمندان به خاطر یک کشف و پیروزی فریاد شادی میکشید، در جواب فریاد وحشت مردم دنیا رو بشنوید."
🔻در دنیای همگن و بههمپیوستهی امروز هیچ فردی نمیتواند ادعای استقلال کند. زیستن (از نوع بشریاش) خود مستلزم آن است که فرد در ساختار یک نظام اجتماعی بالیده باشد؛ و همچنین ادامهی حیات فرد نیز در گروی درونی کردن این نظم است. اگر موفقیت و کسب علم باعث مباهات است به سبب رابطهی دو سویهی فرد و ساختاریست که فرد در درون آن زیست میکند. ادعای داشتن استقلال در چنین رابطهای توهمی بیش نیست. در نظام سرمایهداری درنهایت علم در جهت بازتولید خود نظم است. چه میخواهد در قالب تشدید استثمار باشد و چه در قالب سرکوب. منتهای منطقی این موفقیت و کسب علم میشود تقدیس شدن به واسطهی جزو خدمهی ناسا شدن فردی چون "یاسمین مقبلی". اما رسانهها ریختن بمب بر سر مردم بیگناه افغانستان به واسطهی خدمت در ارتش امریکا را جار نمیزنند. منتهای منطقیاش میشود "مریم میرزاخانی" شدن. و اما چه سود از ریاضیات فوقپیشرفتهای که تنها در صنایع نظامی امریکا برای بمباران مردم خاورمیانه استفاده میشود؟ مسئله برای دیگر اهلعلمانِ دیگر نقاط دنیا فرقی نمیکند. در نهایت علم امروز در خدمت ساختار و حرکت سرمایه است.
اینجاست که سخن برشت از زبان گالیله برایمان تداعی میشود: "درهی بین شما و مردم ممکنه یهو چنان هولناک بشه، که هروقت شما دانشمندان به خاطر یک کشف و پیروزی فریاد شادی میکشید، در جواب فریاد وحشت مردم دنیا رو بشنوید."
🔻منطق ویرانگر سود در جهان امروز علم را علاوهبرآنکه در انقیاد خویش درآورده، حتی با هستیشناسی پارهپاره و مکانیکیاش اجازهی پیشرفت حقیقی را به آن نمیدهد. تنها جامعهی سوسیالیستی است که با جهتدهی آگاهانه امور خود براساس نیازهای حقیقی انسانی و اشراف کامل بر حرکت راستین تاریخ، توانایی رهانیدن علم را داراست.
🔗 @fanni_lib
🔻 گالیلهی برشت دانشمند عجیبیست؛ مستحیل در ساختار و روند تاریخ. برشت سه طرح از گالیله به دست داد. طرح اول قبل از جنگ جهانی دوم و در نسبت با آلمان فاشیستی نوشته شد. گالیلهی طرح اول حقیقت را انکار میکند چون به قول شاگردش قصد داشت "حقیقت را از گزند دشمن مخفی کند"؛ چون "در زمینهی اخلاق قرنها از دیگران جلوتر بود". اما چرخش برشت در طرح دوم که بعد از فاجعهی هیروشیما ریخته شد، چرخش سهمگینیست. گالیله حقیقت را انکار میکند صرفا بهدلیل "وحشت از درد جسمانی". وقتی آندرهآ، شاگرد سابق گالیله با تعجب از او میپرسد "پس در انکار شما هدفی نبود" گالیله به سادگی پاسخ میدهد "نبود". گویی برشت با نظر به فاجعهی اتمی دیگر اهل علم را افرادی بر فراز جامعه درک نمیکند. علم اسیر زمانهاش است.
🔻علم نمیتواند در خود واجد هیچگونه استقلالی باشد. نتیجه آنکه علم در خود نهتنها ارزش نیست که حتی میتواند "هولناک" باشد؛ برای بشریت و برای انسانیت:
"[گالیله:] میدونی به اعتقاد من تنها هدف علم در چیه، سارتی؟ سبکبار کردن زندگی انسان. اگر دانشمندان مرعوب قدرتمندان زورگوی اجتماع خودشون بشن و تنها به این بسنده کنن که دانش رو فقط به خاطر لذت بردن از دانش روی هم تلنبار کنن، اونوقت علم اونا بسیار بیمصرف و انگل و درمونده میشه. اونوقت با هر ماشین جدیدی که بسازید، عذاب جدیدی برای بشر ساختید. شما دانشمندان میتونید درطول زمان هرچه کشف شدنیه کشف کنید، و با این همه پیشرفت شما، لحظهبهلحظه از اجتماع بشری بیشتر دورتون کنه. درهی بین شما و مردم ممکنه یهو چنان هولناک بشه، که هروقت شما دانشمندان به خاطر یک کشف و پیروزی فریاد شادی میکشید، در جواب فریاد وحشت مردم دنیا رو بشنوید."
🔻در دنیای همگن و بههمپیوستهی امروز هیچ فردی نمیتواند ادعای استقلال کند. زیستن (از نوع بشریاش) خود مستلزم آن است که فرد در ساختار یک نظام اجتماعی بالیده باشد؛ و همچنین ادامهی حیات فرد نیز در گروی درونی کردن این نظم است. اگر موفقیت و کسب علم باعث مباهات است به سبب رابطهی دو سویهی فرد و ساختاریست که فرد در درون آن زیست میکند. ادعای داشتن استقلال در چنین رابطهای توهمی بیش نیست. در نظام سرمایهداری درنهایت علم در جهت بازتولید خود نظم است. چه میخواهد در قالب تشدید استثمار باشد و چه در قالب سرکوب. منتهای منطقی این موفقیت و کسب علم میشود تقدیس شدن به واسطهی جزو خدمهی ناسا شدن فردی چون "یاسمین مقبلی". اما رسانهها ریختن بمب بر سر مردم بیگناه افغانستان به واسطهی خدمت در ارتش امریکا را جار نمیزنند. منتهای منطقیاش میشود "مریم میرزاخانی" شدن. و اما چه سود از ریاضیات فوقپیشرفتهای که تنها در صنایع نظامی امریکا برای بمباران مردم خاورمیانه استفاده میشود؟ مسئله برای دیگر اهلعلمانِ دیگر نقاط دنیا فرقی نمیکند. در نهایت علم امروز در خدمت ساختار و حرکت سرمایه است.
اینجاست که سخن برشت از زبان گالیله برایمان تداعی میشود: "درهی بین شما و مردم ممکنه یهو چنان هولناک بشه، که هروقت شما دانشمندان به خاطر یک کشف و پیروزی فریاد شادی میکشید، در جواب فریاد وحشت مردم دنیا رو بشنوید."
🔻منطق ویرانگر سود در جهان امروز علم را علاوهبرآنکه در انقیاد خویش درآورده، حتی با هستیشناسی پارهپاره و مکانیکیاش اجازهی پیشرفت حقیقی را به آن نمیدهد. تنها جامعهی سوسیالیستی است که با جهتدهی آگاهانه امور خود براساس نیازهای حقیقی انسانی و اشراف کامل بر حرکت راستین تاریخ، توانایی رهانیدن علم را داراست.
🔗 @fanni_lib
این گلایه که «سوسیالیسم همه ما را مثل هم خواهد ساخت» هیچ پایه و اساسی ندارد. مارکس چنین قصدی نداشت، او دشمن قسمخوردهٔ یکدستسازی بود. راستش او برابری را ارزشی بورژوایی میدانست و آن را در حوزهٔ سیاستْ بازتابی از آنچه خود ارزش مبادله مینامید میدید، چون ارزش مبادلهْ ارزش یک کالا را با کالایی دیگر مساوی میزد. او جایی گفته است کالا همان «برابری تحقق یافته» است.
او یک بار از قسمی کمونیسم سخن میگوید که همهٔ جامعه را یکدست میخواهد، و آن را در دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی به مثابه «نفی انتزاعی کل عالم فرهنگ و تمدن» محکوم میسازد. مارکس همچنین مفهوم مجرد برابری را با برابری انتزاعی متداول در دموکراسیِ طبقه متوسط پیوند میزند، نظامی که در آن برابری صوری ما در مقام رایدهندگان و شهروندان، نابرابریهای واقعی ما از نظر ثروت و طبقه را میپوشاند.
مارکس در نقد برنامه گوتا فکر برابری درآمدها را هم رد کرد، زیرا آدمیان نیازهای متفاوت و منحصر به فرد دارند: بعضیها بیشتر از دیگران کارهای کثیف یا خطرناک انجام میدهند، بعضیها عیالوارترند و قسعلیهذا.
تری ایگلتون / پرسشهایی از مارکس
او یک بار از قسمی کمونیسم سخن میگوید که همهٔ جامعه را یکدست میخواهد، و آن را در دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی به مثابه «نفی انتزاعی کل عالم فرهنگ و تمدن» محکوم میسازد. مارکس همچنین مفهوم مجرد برابری را با برابری انتزاعی متداول در دموکراسیِ طبقه متوسط پیوند میزند، نظامی که در آن برابری صوری ما در مقام رایدهندگان و شهروندان، نابرابریهای واقعی ما از نظر ثروت و طبقه را میپوشاند.
مارکس در نقد برنامه گوتا فکر برابری درآمدها را هم رد کرد، زیرا آدمیان نیازهای متفاوت و منحصر به فرد دارند: بعضیها بیشتر از دیگران کارهای کثیف یا خطرناک انجام میدهند، بعضیها عیالوارترند و قسعلیهذا.
تری ایگلتون / پرسشهایی از مارکس
🔴 «برگزاری حلقههای کانون کتاب و کتابخوانی»
🔻 قطعاً شرایط خاص جامعهی امروز ایران و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که گریبانگیر آن است هر انسان دغدغهمندی را با سوالهای بسیاری مواجه میکند. شرایط مشخص و ویژهی امروز ما نتیجهی اتفاقاتی است که در گذشته رخ داده است. این تاریخ ماست که جایگاه کنونی ما را رقم زده است و اگر قصد داریم تا به سوالاتمان پاسخ دهیم نیازمند آنیم که تاریخ و علل بنیادین اتفاقات و حوادث این تاریخ را مطالعه کنیم.
🔻 اگر بخواهیم پاسخی درخور، منطقی و سازنده به علل و ریشههای اجتماعی جنبشها و شورشهای یک دهۀ اخیر در ایران، و شکست و سرخوردگی متعاقب آن بدهیم، ناچاریم تا به درک عمیقی از ابعاد گوناگون تاریخ جامعه دست یابیم. یا اگر قصد داشته باشیم چرایی شکل کنونی اقتصاد سیاسی ایران و قوارهی کج و ناقص آن را مورد فهم و تدقیق قرار دهیم، ناگزیر به بررسی تاریخ معاصر ایران در قالب یک دستگاه نظری منسجم هستیم. نتیجه آنکه حساسیت نسبت به موضوعات اجتماعی-سیاسی، خوانش تاریخ، اقتصاد سیاسی و حتی ادبیات را ایجاب میکند.
بیتفاوتی نسبت به وضعیت و شرایط بغرنج جامعه چیزی جز مثل کبک سر در برف فرو کردن نخواهد بود اگر که دانشجو بودن، رسالتی جز درس خواندن بر عهدهمان گذاشته باشد. خوشبختانه شریعترضویهایی بودهاند که کنشگری و عدمانفعال را در ساحت تاریخ پیش چشمانمان قرار داده و به یادمان بیاورند که اگر چند صباحی است دانشجو بودن به معنای توانایی اپلایکردن و پیگرفتن «موفقیتِ» فردی است، بوده و خواهد بود جنبش دانشجوییای که وابستگی و تعهد هردمافزونش را نسبت به جامعهی خود حس کند.
🔻 پس از اتفاقات چند سال گذشته شاید نیاز باشد تا علاوه بر به فکر افتادنمان، سعی کنیم تا سر از جریانهای سیاسی اجتماعی دوران خود درآورده و با فهم درست آنها راهی برای دخالت دادن آگاهی و عاملیت خود در این واقعیت اجتماعی بیابیم.
🔻 عدهای از دانشجویانی که نسبت به مسائل مزبور حساس بوده و در قبال آن احساس مسئولیت میکنند و همچنین هیچگونه وابستگی به تشکلهای سیاسی دانشگاه ندارند، در کانون کتاب و کتابخوانی فنی جمع شده و گروههای مطالعاتی دوستانهای شکل دادهاند. اگر فکر میکنید بحثهای اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی در قالب حلقههای کتابخوانی برایتان جذابیت دارد، خوشحال میشویم تا ملاقاتتان کنیم.
⭐ برای شرکت در حلقهها به ادمین کانال پیام بدهید:
👉 @fannilib_admin
👉 @fanni_lib
🔻 قطعاً شرایط خاص جامعهی امروز ایران و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که گریبانگیر آن است هر انسان دغدغهمندی را با سوالهای بسیاری مواجه میکند. شرایط مشخص و ویژهی امروز ما نتیجهی اتفاقاتی است که در گذشته رخ داده است. این تاریخ ماست که جایگاه کنونی ما را رقم زده است و اگر قصد داریم تا به سوالاتمان پاسخ دهیم نیازمند آنیم که تاریخ و علل بنیادین اتفاقات و حوادث این تاریخ را مطالعه کنیم.
🔻 اگر بخواهیم پاسخی درخور، منطقی و سازنده به علل و ریشههای اجتماعی جنبشها و شورشهای یک دهۀ اخیر در ایران، و شکست و سرخوردگی متعاقب آن بدهیم، ناچاریم تا به درک عمیقی از ابعاد گوناگون تاریخ جامعه دست یابیم. یا اگر قصد داشته باشیم چرایی شکل کنونی اقتصاد سیاسی ایران و قوارهی کج و ناقص آن را مورد فهم و تدقیق قرار دهیم، ناگزیر به بررسی تاریخ معاصر ایران در قالب یک دستگاه نظری منسجم هستیم. نتیجه آنکه حساسیت نسبت به موضوعات اجتماعی-سیاسی، خوانش تاریخ، اقتصاد سیاسی و حتی ادبیات را ایجاب میکند.
بیتفاوتی نسبت به وضعیت و شرایط بغرنج جامعه چیزی جز مثل کبک سر در برف فرو کردن نخواهد بود اگر که دانشجو بودن، رسالتی جز درس خواندن بر عهدهمان گذاشته باشد. خوشبختانه شریعترضویهایی بودهاند که کنشگری و عدمانفعال را در ساحت تاریخ پیش چشمانمان قرار داده و به یادمان بیاورند که اگر چند صباحی است دانشجو بودن به معنای توانایی اپلایکردن و پیگرفتن «موفقیتِ» فردی است، بوده و خواهد بود جنبش دانشجوییای که وابستگی و تعهد هردمافزونش را نسبت به جامعهی خود حس کند.
🔻 پس از اتفاقات چند سال گذشته شاید نیاز باشد تا علاوه بر به فکر افتادنمان، سعی کنیم تا سر از جریانهای سیاسی اجتماعی دوران خود درآورده و با فهم درست آنها راهی برای دخالت دادن آگاهی و عاملیت خود در این واقعیت اجتماعی بیابیم.
🔻 عدهای از دانشجویانی که نسبت به مسائل مزبور حساس بوده و در قبال آن احساس مسئولیت میکنند و همچنین هیچگونه وابستگی به تشکلهای سیاسی دانشگاه ندارند، در کانون کتاب و کتابخوانی فنی جمع شده و گروههای مطالعاتی دوستانهای شکل دادهاند. اگر فکر میکنید بحثهای اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی در قالب حلقههای کتابخوانی برایتان جذابیت دارد، خوشحال میشویم تا ملاقاتتان کنیم.
⭐ برای شرکت در حلقهها به ادمین کانال پیام بدهید:
👉 @fannilib_admin
👉 @fanni_lib
کانون کتاب و کتابخوانی فنی pinned «🔴 «برگزاری حلقههای کانون کتاب و کتابخوانی» 🔻 قطعاً شرایط خاص جامعهی امروز ایران و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که گریبانگیر آن است هر انسان دغدغهمندی را با سوالهای بسیاری مواجه میکند. شرایط مشخص و ویژهی امروز ما نتیجهی اتفاقاتی است که در گذشته رخ…»
