🔻 نقش مهمی که خرد عمومی به واسطهی دانش و همکاری اجتماعی در تولید ثروت ایفا میکند موجب میشود که شکلهای مختلف ثروت بیش از پیش تناسب خود را با ساعات کاری که مستقیماً برای تولید آن صرف شده از دست بدهند. با این حال، نتیجه برخلاف پیش بینی مارکس انحلال سرمایهداری به دست خودش نیست، بلکه تبدیل تدریجی و نسبی سودی است که از طریق استثمار نیروی کار حاصل شده است - یعنی تبدیل شدن آن به رانتی که از طریق خصوصی سازی خرد عمومی تولید میشود. بیایید نظری بیندازیم به مورد بیل گیتس، چه شد که بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان شد؟ ثروتش ربطی به هزینهی تولید محصولاتی که مایکروسافت میفروشد ندارد، راستش حتی میتوان گفت مایکروسافت به کارگران فکری خود حقوق نسبتاً بالایی هم میپردازد؛ یعنی ثروت گیتس ناشی از آن است که در قیاس با رقبا نرمافزهایی بهتر با قیمت کمتر تولید میکند، نه ناشی از اینکه گیتس کارگران فکری تحت استخدام خود را بیرحمانهتر استثمار میکند. اگر قضیه این بود یکروسافت خیلی زودتر از اینها ورشکست میشد: مردم همگی نرمافزهایی نظیر لینوکس را انتخاب میکردند که هم رایگاناند و هم از نظر اهل فن نسبت به مایکروسافت کیفیت بهتری دارند. پس چرا هنوز که هنوز است میلیونها نفر محصولات مایکروسافت را میخرند؟ به این دلیل که مایکروسافت خود را به عنوان معیاری شبهجهانی جا زده است که تقریباً کل این عرصه را به انحصار خود درآورده و بدل شده به صورت مجسم خرد عمومی. گیتس طی دو سه دهه ثروتمندترین فرد جهان شد، آن هم با مال خود کردن "رانتی" که به او اجازه میداد میلیونها کارگر فکری را در شکل جدیدی از خرد عمومی، که زمانی خصوصی کرده بود و هنوز در اختیار خود دارد، سهیم کند. در این صورت آیا درست است بگوییم کارگران فکری امروزه دیگر از شرایط عینی کار خود جدا نیستند (مثلاً صاحب لپ تاپ خود هستند) و توصیف مارکس از بیگانگی مولود سرمایهداری بیوجه شده؟ در ظاهر بله؛ ولی از اساس نه؛ کارگران فکری از عرصهی اجتماعی کارشان واقعاً جدا شدهاند، از نوعی خرد عمومی که سرمایه خصوصی دیگر میانجی آن نیست.
📚ما و مانیفست کمونیست
✍ اسلاوی ژیژک
⭐ @fanni_lib
📚ما و مانیفست کمونیست
✍ اسلاوی ژیژک
⭐ @fanni_lib
❤2👏1
🔻 متن سرود:
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
De pie, cantar
برپا خیز و سرود بخوان
Que vamos a triunfar
ما پیروز خواهیم شد
Avanzan ya
در حال اهتزاز هستند
Banderas de unidad
پرچمهای همبستگی
Y tú vendrás
و تو در راهپیمایی
Marchando junto a mí
به من میپیوندی
Y así verás
پس خواهی دید
Tu canto y tu bandera florecer
سرودت و پرچمهایی از شکوفه را
La luz
روشنایی
De un rojo amanecer
سرخ سپیدهدم
Anuncia ya
خبرِ آمدنِ
La vida que vendrá
زندگی را میدهند
De pie, luchar
برپا خیز و مبارزه کن
El pueblo va a triunfar
مردم پیروز خواهند شد
Será mejor
بهتر خواهد بود
La vida que vendrá
زندگی که میآید در آینده
A conquistar
برای تسخیر
Nuestra felicidad
خوشبختیمان
Y en un clamor
و در یک فریاد
Mil voces de combate se alzarán
بانگ هزاران جنگجو بر خواهد خواست
Dirán
بخوان
Canción de libertad
سرود آزادی را
Con decisión
با اراده
La patria vencerá
وطن پیروز خواهد شد
Y ahora el pueblo
و اکنون مردم
Que se alza en la lucha
بهپاخواسته
Con voz de gigante
با صدای مهیب
Gritando: ¡adelante!
بانگ میزنند: به پیش، به پیش
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
La patria está
این وطن است
Forjando la unidad
که اتحاد را شکل میدهد
De norte a sur
از شمال تا جنوب
Se movilizará
آنان بهپا میخیزند
Desde el salar
از سالاردو
Ardiente y mineral
از معدنهای نمک
Al bosque austral
تا جنگلهای جنوب
Unidos en la lucha y el trabajo
متحد در مبارزه و کار
Irán
وطن را
La patria cubrirán
دربرمیگیرند
Su paso ya
گامهایشان
Anuncia el porvenir
از آینده خبر میدهد
De pie, cantar
برپا خیز و سرود بخوان
El pueblo va a triunfar
مردم پیروز خواهند شد
Millones ya
اکنون میلیونها نفر
Imponen la verdad
حقیقت را تحمیل میکنند
De acero son
گُردانهای پولادینشان
Ardiente batallón
در حال آتشاند
Sus manos van
و در دستانشان است
Llevando la justicia y la razón
عدالت و خِرَد
Mujer
زنان
Con fuego y con valor
با آتش و بیباکی
Ya estás aquí
اینجایند
Junto al trabajador
همراه کارگران
Y ahora el pueblo
و اکنون مردم
Que se alza en la lucha
بهپاخواسته
Con voz de gigante
با صدای مهیب
Gritando: ¡adelante!
بانگ میزنند: به پیش، به پیش
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
⭐ @fanni_lib
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
De pie, cantar
برپا خیز و سرود بخوان
Que vamos a triunfar
ما پیروز خواهیم شد
Avanzan ya
در حال اهتزاز هستند
Banderas de unidad
پرچمهای همبستگی
Y tú vendrás
و تو در راهپیمایی
Marchando junto a mí
به من میپیوندی
Y así verás
پس خواهی دید
Tu canto y tu bandera florecer
سرودت و پرچمهایی از شکوفه را
La luz
روشنایی
De un rojo amanecer
سرخ سپیدهدم
Anuncia ya
خبرِ آمدنِ
La vida que vendrá
زندگی را میدهند
De pie, luchar
برپا خیز و مبارزه کن
El pueblo va a triunfar
مردم پیروز خواهند شد
Será mejor
بهتر خواهد بود
La vida que vendrá
زندگی که میآید در آینده
A conquistar
برای تسخیر
Nuestra felicidad
خوشبختیمان
Y en un clamor
و در یک فریاد
Mil voces de combate se alzarán
بانگ هزاران جنگجو بر خواهد خواست
Dirán
بخوان
Canción de libertad
سرود آزادی را
Con decisión
با اراده
La patria vencerá
وطن پیروز خواهد شد
Y ahora el pueblo
و اکنون مردم
Que se alza en la lucha
بهپاخواسته
Con voz de gigante
با صدای مهیب
Gritando: ¡adelante!
بانگ میزنند: به پیش، به پیش
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
La patria está
این وطن است
Forjando la unidad
که اتحاد را شکل میدهد
De norte a sur
از شمال تا جنوب
Se movilizará
آنان بهپا میخیزند
Desde el salar
از سالاردو
Ardiente y mineral
از معدنهای نمک
Al bosque austral
تا جنگلهای جنوب
Unidos en la lucha y el trabajo
متحد در مبارزه و کار
Irán
وطن را
La patria cubrirán
دربرمیگیرند
Su paso ya
گامهایشان
Anuncia el porvenir
از آینده خبر میدهد
De pie, cantar
برپا خیز و سرود بخوان
El pueblo va a triunfar
مردم پیروز خواهند شد
Millones ya
اکنون میلیونها نفر
Imponen la verdad
حقیقت را تحمیل میکنند
De acero son
گُردانهای پولادینشان
Ardiente batallón
در حال آتشاند
Sus manos van
و در دستانشان است
Llevando la justicia y la razón
عدالت و خِرَد
Mujer
زنان
Con fuego y con valor
با آتش و بیباکی
Ya estás aquí
اینجایند
Junto al trabajador
همراه کارگران
Y ahora el pueblo
و اکنون مردم
Que se alza en la lucha
بهپاخواسته
Con voz de gigante
با صدای مهیب
Gritando: ¡adelante!
بانگ میزنند: به پیش، به پیش
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
El pueblo unido, jamás será vencido
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
⭐ @fanni_lib
❤2👎1
🔴 در باب اومانیسم و کودتای خونین پینوشه
🔻 یازده سپتامبر برای جهانیان یادآور حمله به برجهای دوقلو در سال 2001 در نیویورک است. اما در این تاریخ در سال 1973 اتفاق مهم دیگری نیز رخ داده، کودتا در دولت سالوادور آلنده به دست آگوستو پینوشه با کمک CIA و روی کار آمدن یک حکومت دیکتاتورِ همسو با امپریالیسمِ آمریکا. چگونه ممکن است هنگامی که ارکان اصلیِ برسازندهی امپریالیسمِ آمریکاییْ دموکراسی، حقوق بشر و اومانیسم هستند اما در عین حال امکان به وجود آمدن دولتی دیکتاتور، برآمده از یک کودتای خونین در این مدار همچنان فراهم باشد؟ مگر نه آن است که در منظومهی اومانیسم کشتار و سرکوب به شکلی فینفسه امری باطل و جنایتکارانه تلقی میشوند و بلا استثناء تمامی سینهچاکانِ سرمایهداری، کمونیستهای معتقد به دیکتاتوری پرولتاریا را همارز جنایتکاران و قاتلانی مجنون میپندارند اما همان دولت‑ملتهای مدرن بورژوایی که مدعی حراست از جانِ زیبای انسانها هستند در کارنامهی خودْ سابقهی درخشانی در بخشیدنِ رضایتمندانهی قدرت به نیروهای دیکتاتوری نظیر پینوشه، فرانکو و سوهارتو یا بمببارانهای متعدد در هیروشیما و ناکازاکی ،ویتنام ،افغانستان ،عراق و... دارند و ستایش نیز میشوند؟
📍 متنِ کامل را در instant view بخوانید.
⭐ @fanni_lib
🔻 یازده سپتامبر برای جهانیان یادآور حمله به برجهای دوقلو در سال 2001 در نیویورک است. اما در این تاریخ در سال 1973 اتفاق مهم دیگری نیز رخ داده، کودتا در دولت سالوادور آلنده به دست آگوستو پینوشه با کمک CIA و روی کار آمدن یک حکومت دیکتاتورِ همسو با امپریالیسمِ آمریکا. چگونه ممکن است هنگامی که ارکان اصلیِ برسازندهی امپریالیسمِ آمریکاییْ دموکراسی، حقوق بشر و اومانیسم هستند اما در عین حال امکان به وجود آمدن دولتی دیکتاتور، برآمده از یک کودتای خونین در این مدار همچنان فراهم باشد؟ مگر نه آن است که در منظومهی اومانیسم کشتار و سرکوب به شکلی فینفسه امری باطل و جنایتکارانه تلقی میشوند و بلا استثناء تمامی سینهچاکانِ سرمایهداری، کمونیستهای معتقد به دیکتاتوری پرولتاریا را همارز جنایتکاران و قاتلانی مجنون میپندارند اما همان دولت‑ملتهای مدرن بورژوایی که مدعی حراست از جانِ زیبای انسانها هستند در کارنامهی خودْ سابقهی درخشانی در بخشیدنِ رضایتمندانهی قدرت به نیروهای دیکتاتوری نظیر پینوشه، فرانکو و سوهارتو یا بمببارانهای متعدد در هیروشیما و ناکازاکی ،ویتنام ،افغانستان ،عراق و... دارند و ستایش نیز میشوند؟
📍 متنِ کامل را در instant view بخوانید.
⭐ @fanni_lib
Telegraph
در باب اومانیسم به مناسبت کودتای خونین پینوشه
یازده سپتامبر برای جهانیان یادآور حمله به برجهای دوقلو در سال 2001 در نیویورک است. اما در این تاریخ در سال 1973 اتفاق مهم دیگری نیز رخ داده، کودتا در دولت سالوادور آلنده به دست آگوستو پینوشه با کمک CIA و روی کار آمدن یک حکومت دیکتاتورِ همسو با امپریالیسمِ…
❤3
🔴 از ترانههای محلی معدنکاران ناروائز- بولیوی:
● من زنی معدنزادم
روی کُپهای زغال
دنیا آمدم
بند نافم را
با تیشه بریدند.
توی خاکهها و نخالهها
لولیدم
با پتک و مته و دیلم
بازی کردم
و با انفجار و دینامیت
بزرگ شدم
مردی از تبار معدنکاران
جفتم شد
کودکی از جنس معدن زاییدم
سی سال آزگار
زغالشویی کردم
و زخم معدن
تنها پساندازیست که دارم.
***
● من زنی معدنزادم
پدرم
زیر آواری مدفون شد
مادرم
توی غربالش خون بالا آورد
برادرم
از روی نقاله پرت شد
و شوهرم را سم زغال
خانهنشین کرده
یک عمر
لقمهلقمه از دهنم زدم
و پشیزپشیز پس اندوختم
تا شاید
یکتا پسرم
وقتی بزرگ شد
کارهای بشود.
اما، حالا
یکهفتهایست که او
هر کلهی سحر
شنکِش بهدوش میگیرد
و پابهپای همسالان
راه «دهانهی شیطان» [«دهانهی شیطان» کنایه از تونل اصلی معدن است] را
امیدوار میرود و غمگین میآید.
این کولهبار فقر
تنها میراثیست که به او رسید.
***
● من زنی معدنزادم
با باروت و دینامیت
بزرگ شدم
لهجههای سکوت را
میفهمم
رگههای عصیان را
میشناسم
خوب میدانم انفجاری در پیش است
بگذار موسمش برسد
وقتی که زمزمهها فریادی شد
خواهی دید
که چگونه از گیسهایم
صدها فتیله میسازم
و ز قلبم
چخماق
***
● من زنی معدنزادم
گهوارهام، کوچهام، وطنم معدن بود
و بیشک
گورم نیز.
✍ مترجم: حسین درفکی
⭐ @fanni_lib
● من زنی معدنزادم
روی کُپهای زغال
دنیا آمدم
بند نافم را
با تیشه بریدند.
توی خاکهها و نخالهها
لولیدم
با پتک و مته و دیلم
بازی کردم
و با انفجار و دینامیت
بزرگ شدم
مردی از تبار معدنکاران
جفتم شد
کودکی از جنس معدن زاییدم
سی سال آزگار
زغالشویی کردم
و زخم معدن
تنها پساندازیست که دارم.
***
● من زنی معدنزادم
پدرم
زیر آواری مدفون شد
مادرم
توی غربالش خون بالا آورد
برادرم
از روی نقاله پرت شد
و شوهرم را سم زغال
خانهنشین کرده
یک عمر
لقمهلقمه از دهنم زدم
و پشیزپشیز پس اندوختم
تا شاید
یکتا پسرم
وقتی بزرگ شد
کارهای بشود.
اما، حالا
یکهفتهایست که او
هر کلهی سحر
شنکِش بهدوش میگیرد
و پابهپای همسالان
راه «دهانهی شیطان» [«دهانهی شیطان» کنایه از تونل اصلی معدن است] را
امیدوار میرود و غمگین میآید.
این کولهبار فقر
تنها میراثیست که به او رسید.
***
● من زنی معدنزادم
با باروت و دینامیت
بزرگ شدم
لهجههای سکوت را
میفهمم
رگههای عصیان را
میشناسم
خوب میدانم انفجاری در پیش است
بگذار موسمش برسد
وقتی که زمزمهها فریادی شد
خواهی دید
که چگونه از گیسهایم
صدها فتیله میسازم
و ز قلبم
چخماق
***
● من زنی معدنزادم
گهوارهام، کوچهام، وطنم معدن بود
و بیشک
گورم نیز.
✍ مترجم: حسین درفکی
⭐ @fanni_lib
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 تنها در سیستم سرمایهداری ممکن است در حالیکه فوجفوج کارگرانی در راه دستمزدهای اندکی که حتی کفاف حداقل زندگیشان را نمیدهد جان عزیزشان را میبازند، انبازندگان ثروت، انگلان بردهی پول، بهرهکشان بیخاصیت و فرومایگانی که به نظرشان کارگر افغانستانی که هیچ نمیکند جز خلق ثروت و در نتیجه فربهتر شدن این خونآشامان، عنصری نامطلوب در جامعه است و فکر میکنند اگر که کارگر معدنجوی طبس در زیر خروارها خاک جان میدهد لابد خود این مسیر را انتخاب کرده و شرمآورتر اینکه گویی "عُرضه" نداشته تا برای خودش کسی باشد و خون کسانی را بمکد تا نان و نوایی برای خویش مهیا سازد، روز به روز بیپرواتر "موفقیت"ها و لذات دون خود را جار زده و هویتی مهوعتر برای خود برسازند.
🔻 پاسخ ما به این وضعیت اسفناک تنها سوسیالیسم است. سوسیالیسمی که نتیجهی ناگزیرش به خاک و خون کشیدن و فرستادن این دافیها و یاپیها به اردوگاه کار اجباری است. جایی که حداقل بتوانند اندکی مفتخوریهای دیروزی خود را جبران کرده و کمتر برای جامعه مضر باشند.
⭐ @fanni_lib
🔻 پاسخ ما به این وضعیت اسفناک تنها سوسیالیسم است. سوسیالیسمی که نتیجهی ناگزیرش به خاک و خون کشیدن و فرستادن این دافیها و یاپیها به اردوگاه کار اجباری است. جایی که حداقل بتوانند اندکی مفتخوریهای دیروزی خود را جبران کرده و کمتر برای جامعه مضر باشند.
⭐ @fanni_lib
👍4👎1👏1
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
Photo
🔴 ایدئولوگهای بورژوازی سخت در کارند!
📌 به گواه تاریخ - البته نه تاریخی که کودتاچیان، سازمانهای اطّلاعاتیای همچون CIA و MI6، قاتلان بدنام و جلّادان اجیرشدهی بورژوازی یعنی فاشیستها تا به اکنون به رشتهی تحریر درآوردهاند - جنگجهانی دوم نبردی بود میان سوسیالیسم اتّحاد جماهیر قهرمان شوروی و فاشیسمی که اروپا را در نوردیده بود. این مبارزهی تاریخی آنچنان روشن و صریح خصلتنمای خویشتن بود که بنا بر تحقیقات موسسهای در سال ۱۹۴۵ نزدیک به ۶۰ درصد پاسخدهندگان فرانسوی بر این حقیقت اذعان داشتند و آنرا امری روشن میدانستند. اما هماکنون اگر سوالی طرح کنیم مبنی بر اینکه «چه کسی فاشیسم را در هم شکست» چه پاسخی میگیریم؟ بنابر نظرسنجیای در سال ۲۰۲۴، «۶۰٪ از شرکتکنندگان در نظرسنجی، آمریکا را مؤثرترین کشور در شکست آلمان میدانستند.» [منبع]
📌 این وارونگیِ واقعیت در اذهان شهروندان آنچنان رخ میدهد که ایدئولوگهای بورژوازی با در کنار هم قرار دادن سوسیالیسم و فاشیسم با مفاهیم کذایی، غیرتاریخی و گمراهکنندهای همچون «توتالیتاریسم»، سعی در یکی جلوه دادن ایندو دارند؛ بیاینکه به نقاط اشتراک تاریخیِ تمدّن پرزرقوبرق سرمایهداری غرب در دوران استعمار با مفاهیم اولیهی فاشیسم اشارهای کنند. البته که بهتر است توقّعی بیش از اندازه از این دونمایگان نداشته باشیم. در واقع تنها توانایی ایشان این است ابتدائاً اعداد و ارقام (آنهم عموماً تعداد نفرات کشتهشده به دستان آغشته به خونِ استالین، مائو، پلپوت و ...) را جعل کرده و سپس با آنها بازی ایدئولوژیک کنند.
⭐️ @fanni_lib
📌 به گواه تاریخ - البته نه تاریخی که کودتاچیان، سازمانهای اطّلاعاتیای همچون CIA و MI6، قاتلان بدنام و جلّادان اجیرشدهی بورژوازی یعنی فاشیستها تا به اکنون به رشتهی تحریر درآوردهاند - جنگجهانی دوم نبردی بود میان سوسیالیسم اتّحاد جماهیر قهرمان شوروی و فاشیسمی که اروپا را در نوردیده بود. این مبارزهی تاریخی آنچنان روشن و صریح خصلتنمای خویشتن بود که بنا بر تحقیقات موسسهای در سال ۱۹۴۵ نزدیک به ۶۰ درصد پاسخدهندگان فرانسوی بر این حقیقت اذعان داشتند و آنرا امری روشن میدانستند. اما هماکنون اگر سوالی طرح کنیم مبنی بر اینکه «چه کسی فاشیسم را در هم شکست» چه پاسخی میگیریم؟ بنابر نظرسنجیای در سال ۲۰۲۴، «۶۰٪ از شرکتکنندگان در نظرسنجی، آمریکا را مؤثرترین کشور در شکست آلمان میدانستند.» [منبع]
📌 این وارونگیِ واقعیت در اذهان شهروندان آنچنان رخ میدهد که ایدئولوگهای بورژوازی با در کنار هم قرار دادن سوسیالیسم و فاشیسم با مفاهیم کذایی، غیرتاریخی و گمراهکنندهای همچون «توتالیتاریسم»، سعی در یکی جلوه دادن ایندو دارند؛ بیاینکه به نقاط اشتراک تاریخیِ تمدّن پرزرقوبرق سرمایهداری غرب در دوران استعمار با مفاهیم اولیهی فاشیسم اشارهای کنند. البته که بهتر است توقّعی بیش از اندازه از این دونمایگان نداشته باشیم. در واقع تنها توانایی ایشان این است ابتدائاً اعداد و ارقام (آنهم عموماً تعداد نفرات کشتهشده به دستان آغشته به خونِ استالین، مائو، پلپوت و ...) را جعل کرده و سپس با آنها بازی ایدئولوژیک کنند.
⭐️ @fanni_lib
👍9🥱3
کانون کتاب و کتابخوانی فنی
🔴 ایدئولوگهای بورژوازی سخت در کارند! 📌 به گواه تاریخ - البته نه تاریخی که کودتاچیان، سازمانهای اطّلاعاتیای همچون CIA و MI6، قاتلان بدنام و جلّادان اجیرشدهی بورژوازی یعنی فاشیستها تا به اکنون به رشتهی تحریر درآوردهاند - جنگجهانی دوم نبردی بود میان…
📌 کم نیستند لیبرالهای متوهمی که با رو کردن آس خیالی خود یعنی پیمان "مولوتوف-ریبنتروپ" ادعا میکنند فاشیستها و سوسیالیستها به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر در حال فتح و تقسیم کشورهای اروپایی بین خود بودند، که ناگهان هیتلر از روی ناچاریای تاریخی و یا حماقتی محض فرمان حمله به شوروی را صادر کرد. اما باز تاریخ چیز دیگری میگوید.
📌 این دول سرمایهداری اروپایی بودند که با نادیده انگاشتن هشدارهای شوروی و تهدید فاشیسم، منابع عظیم فولادی، سوختی و ... را در اختیار نازیها برای ساخت ماشین عظیم جنگی ایشان قرار دادند. پیمان مذکور تنها پس از چنین اتفاقی و بهمنظور خریدن وقت از جانب رهبران شوروی، تجهیز کشور و آمادگی برای جنگی طاقتفرسا با فاشیسم به وقوع پیوست.
📌 برتولت برشت نویسنده و فیلسوف بزرگ آلمانی در نمایشنامهی "آهن چند است؟" این داستان را به روشنی روایت میکند.
⭐️ @fanni_lib
📌 این دول سرمایهداری اروپایی بودند که با نادیده انگاشتن هشدارهای شوروی و تهدید فاشیسم، منابع عظیم فولادی، سوختی و ... را در اختیار نازیها برای ساخت ماشین عظیم جنگی ایشان قرار دادند. پیمان مذکور تنها پس از چنین اتفاقی و بهمنظور خریدن وقت از جانب رهبران شوروی، تجهیز کشور و آمادگی برای جنگی طاقتفرسا با فاشیسم به وقوع پیوست.
📌 برتولت برشت نویسنده و فیلسوف بزرگ آلمانی در نمایشنامهی "آهن چند است؟" این داستان را به روشنی روایت میکند.
⭐️ @fanni_lib
👏8👍2👎1
Forwarded from کانون کتاب و کتابخوانی فنی
🔴معرفی فیلم The Organizer
🔻 «خواهش میکنم رفقا، آروم باشید... نه رفقا، اونا بزدل نیستن، اونا اکثریتن و اکثریته که میگه چی عاقلانه است. این شمایید که دیوونهاید... شمایی که فکر میکنید روزی 14 ساعت کار زیاده. شمایی که یک ذره مزد بیشتری میخواید. شمایی که دلتون نمیخواد کارتون به بیمارستان بکشه. این اکثریتن که عاقلن، به حقوقی که میگیرن قانع هستن، دلیلش هم که واضحه، چون تا حالا هیچکس از گرسنگی نمرده و آمار نشون میدن که فقط 20% شما به خاطر حوادث دچار نقص عضو میشید... چند نفر آدم الان اینجاست؟ 500 نفر؟ پس فقط 100 نفرتون چلاق میشید...»
🔻 از خلال فعالیتهای صبحگاهی نوجوانی کارگر، به اواخر قرن 19 در تورین ایتالیا کوچ میکنیم. با دریافت جزئیاتی اندک، ظریف و کافی، متوجه مختصات کلی خانواده و اوضاع آن شده و سپس تصویری کلیتر از جامعه و دیگر کارگران کارخانهی نساجی منطقه میبینیم؛ با مجادلات جزئی آنها آشنا میشویم، با میزان ساعت کار روزانه و فعالیتهای آنها، با نحوهی گذران اندک زمان فراغتشان برای صرف ناهار، با خستگی و ملال ساعتهای پایانی کار و نهایتاً حادثهای که حین کار برای یکی از کارگران اتفاق افتاده و آسیب شدیدی به دستش وارد میشود. اگرچه که به نظر میرسد برای بیننده، چنین اتفاقی حائز اهمیت بیشتری است، اتفاقی است خارج از روزمرگی معمول و احتمالاً موتور داستان قرار است از اینجا روشن شود، اما فیلم بارها و به اشکال گوناگون این حقیقت تلخ را یادآور میشود که همین حادثه و تمام اتفاقات پس از آن هم جزوی از این روزمرگی است. استفادهی موتیفواری که فیلم از نوجوان در حال جمعآوری پول برای کمک به کارگران از کار افتاده یا مشکلدار میکند، به خوبی اتحاد و همبستگی ابتدایی جوانه زده در آنها را نشان داده و همچنین نشانهای است از تعدد و روزمرگی حوادث و اتفاقاتی که حتی زندگی محقر معمول کارگران را نیز مختل میکنند. در بخشی از فیلم، از زبان سرکارگر چانهزن کارخانه میشنویم که «دوست من، حادثه حادثه است دیگه. فقط باید مواظب باشی و امیدوار باشی که پیش نیاد». دیالوگ و وضعیت بسیار آشنایی است؛ با این که تصویر، بازنمایی موقعیتی است در یک فیلم ساخت دههی 60 میلادی دربارهی شرایط کار در اواخر قرن 19 در ایتالیا.
📍 ادامهی بررسی فیلم را در instant view بخوانید.
📥 برای دانلود یا تماشای آنلاین فیلم اینجا کلیک کنید.
⭐ @fanni_lib
🔻 «خواهش میکنم رفقا، آروم باشید... نه رفقا، اونا بزدل نیستن، اونا اکثریتن و اکثریته که میگه چی عاقلانه است. این شمایید که دیوونهاید... شمایی که فکر میکنید روزی 14 ساعت کار زیاده. شمایی که یک ذره مزد بیشتری میخواید. شمایی که دلتون نمیخواد کارتون به بیمارستان بکشه. این اکثریتن که عاقلن، به حقوقی که میگیرن قانع هستن، دلیلش هم که واضحه، چون تا حالا هیچکس از گرسنگی نمرده و آمار نشون میدن که فقط 20% شما به خاطر حوادث دچار نقص عضو میشید... چند نفر آدم الان اینجاست؟ 500 نفر؟ پس فقط 100 نفرتون چلاق میشید...»
🔻 از خلال فعالیتهای صبحگاهی نوجوانی کارگر، به اواخر قرن 19 در تورین ایتالیا کوچ میکنیم. با دریافت جزئیاتی اندک، ظریف و کافی، متوجه مختصات کلی خانواده و اوضاع آن شده و سپس تصویری کلیتر از جامعه و دیگر کارگران کارخانهی نساجی منطقه میبینیم؛ با مجادلات جزئی آنها آشنا میشویم، با میزان ساعت کار روزانه و فعالیتهای آنها، با نحوهی گذران اندک زمان فراغتشان برای صرف ناهار، با خستگی و ملال ساعتهای پایانی کار و نهایتاً حادثهای که حین کار برای یکی از کارگران اتفاق افتاده و آسیب شدیدی به دستش وارد میشود. اگرچه که به نظر میرسد برای بیننده، چنین اتفاقی حائز اهمیت بیشتری است، اتفاقی است خارج از روزمرگی معمول و احتمالاً موتور داستان قرار است از اینجا روشن شود، اما فیلم بارها و به اشکال گوناگون این حقیقت تلخ را یادآور میشود که همین حادثه و تمام اتفاقات پس از آن هم جزوی از این روزمرگی است. استفادهی موتیفواری که فیلم از نوجوان در حال جمعآوری پول برای کمک به کارگران از کار افتاده یا مشکلدار میکند، به خوبی اتحاد و همبستگی ابتدایی جوانه زده در آنها را نشان داده و همچنین نشانهای است از تعدد و روزمرگی حوادث و اتفاقاتی که حتی زندگی محقر معمول کارگران را نیز مختل میکنند. در بخشی از فیلم، از زبان سرکارگر چانهزن کارخانه میشنویم که «دوست من، حادثه حادثه است دیگه. فقط باید مواظب باشی و امیدوار باشی که پیش نیاد». دیالوگ و وضعیت بسیار آشنایی است؛ با این که تصویر، بازنمایی موقعیتی است در یک فیلم ساخت دههی 60 میلادی دربارهی شرایط کار در اواخر قرن 19 در ایتالیا.
📍 ادامهی بررسی فیلم را در instant view بخوانید.
📥 برای دانلود یا تماشای آنلاین فیلم اینجا کلیک کنید.
⭐ @fanni_lib
Telegraph
🔴 «معرفی فیلم The Organizer»
«خواهش میکنم رفقا، آروم باشید... نه رفقا، اونا بزدل نیستن، اونا اکثریتن و اکثریته که میگه چی عاقلانه است. این شمایید که دیوونهاید... شمایی که فکر میکنید روزی 14 ساعت کار زیاده. شمایی که یک ذره مزد بیشتری میخواید. شمایی که دلتون نمیخواد کارتون به بیمارستان…
❤6👎1
🔴«توسعۀ فردی» و «موفقیت» چگونه موجب پوشش تضادهای اجتماعی میشوند؟
🔻 برای فهم آنکه شدت و حدت تبلیغات «پکیجهای موفقیت» را بفهمیم لازم نیست راه دوری برویم. هنگام پیادهروی در خیابان انواع کتابهای موفقیت نظیر«تلاش کن، طلاش کن»، «تختخوابت را مرتب کن» و «48 قانون قدرت» را میتوان دید. با نگاه به کتابفروشیهای مجازی نیز کثرت این کتب به وضوح قابل مشاهده است. در فضای مجازی روانشناسی انگیزشی و مباحث مربوط به «توسعۀ فردی» به سرعت گسترش یافته و شامل مجموعهای از آموزشهای «انگیزشی»، «مهارتهای زندگی» و «موفقیت» در قالب فیلمها، کتابها، سخنرانیها، جلسات عمومی و انواع سمینارها است و«جردن پیترسون»هایی که در بازار جای باز میکنند.
🔻 همواره از افراد ثروتمند و موفق تقدیر میشود و آنها بدل به قهرمانان بشریت میگردند. باقیِ افراد نیز باید شبیه به آنان باشند، تصاویر و فیلمهای زیادی از عیاشیها و خوشگذرانیهای این افراد «موفق» منتشر و دست به دست میشود. شما باید همانند آنان لباس بر تن کنید، راه بروید، سفر کنید، غذا بخورید، حرف بزنید، بخوابید، تحصیل ثروت کنید و... چرا که اگر اینگونه نباشد شما از «چیزی» عقبید، مضطرب خواهید شد که چرا هنوز زندگیِ شما تفاوت زیادی با این افراد ثروتمند دارد؟ هرچقدر به لحاظ سبک زندگی و طرز تفکر از این افراد دورتر باشید، گویی انسان پستتری هستید، در واقع شاید اصلاً انسان نباشید. چرا که این افرادِ موفق هستند که انسانهایی کاملاند. از سویی پیگیری منافع شخصی در جامعۀ سرمایهداری در رقابت و ضدیت با سایرین ممکن میشود. سرمایه برای پایش خود بایستی بتواند تمام جوانب زندگی و هویت افراد را در بربگیرد. در ادامه سرمایه با حد زدن به تمامیِ اعمال روزمره و حتی اوقات فراغت، آنها را به چیزی شبیه به خود میسازد و شکل مصرفی به خود میگیرند. مصرف در مناسبات سرمایهداری به افراد شأن، شخصیت و جایگاه اجتماعی میبخشد. در نتیجه خودنمایی بدل به تلاشی اغراقآمیز میگردد که در جهت کسب جایگاه و مقام بالاتری در سلسله مراتب اجتماعی مبتنی بر ارزشهای امروزین خواهد بود. ارزشهایی که خود ساختارِ سرمایهداری وضع کرده است. در این گفتمانها، منطق سرمایه بهگونهای ارائه میشود که نهتنها پنهان بلکه مقدس و همیشگی به نظر برسد. این امر باعث میشود که ذهن مخاطبان بر اساس نیازهای سرمایه شکل بگیرد، تا جایی که در افکار و قوانینی گرفتار میشوند که نمیتوانند از آنها فرار کنند. این آموزهها به سوژههای سرمایهداری میگویند اگر در جامعه و اقتصاد فعلی شاد و موفق نیستید، تنها مشکل خودتان هستید.
📍 متنِ کامل را در instant view بخوانید.
⭐ @fanni_lib
🔻 برای فهم آنکه شدت و حدت تبلیغات «پکیجهای موفقیت» را بفهمیم لازم نیست راه دوری برویم. هنگام پیادهروی در خیابان انواع کتابهای موفقیت نظیر«تلاش کن، طلاش کن»، «تختخوابت را مرتب کن» و «48 قانون قدرت» را میتوان دید. با نگاه به کتابفروشیهای مجازی نیز کثرت این کتب به وضوح قابل مشاهده است. در فضای مجازی روانشناسی انگیزشی و مباحث مربوط به «توسعۀ فردی» به سرعت گسترش یافته و شامل مجموعهای از آموزشهای «انگیزشی»، «مهارتهای زندگی» و «موفقیت» در قالب فیلمها، کتابها، سخنرانیها، جلسات عمومی و انواع سمینارها است و«جردن پیترسون»هایی که در بازار جای باز میکنند.
🔻 همواره از افراد ثروتمند و موفق تقدیر میشود و آنها بدل به قهرمانان بشریت میگردند. باقیِ افراد نیز باید شبیه به آنان باشند، تصاویر و فیلمهای زیادی از عیاشیها و خوشگذرانیهای این افراد «موفق» منتشر و دست به دست میشود. شما باید همانند آنان لباس بر تن کنید، راه بروید، سفر کنید، غذا بخورید، حرف بزنید، بخوابید، تحصیل ثروت کنید و... چرا که اگر اینگونه نباشد شما از «چیزی» عقبید، مضطرب خواهید شد که چرا هنوز زندگیِ شما تفاوت زیادی با این افراد ثروتمند دارد؟ هرچقدر به لحاظ سبک زندگی و طرز تفکر از این افراد دورتر باشید، گویی انسان پستتری هستید، در واقع شاید اصلاً انسان نباشید. چرا که این افرادِ موفق هستند که انسانهایی کاملاند. از سویی پیگیری منافع شخصی در جامعۀ سرمایهداری در رقابت و ضدیت با سایرین ممکن میشود. سرمایه برای پایش خود بایستی بتواند تمام جوانب زندگی و هویت افراد را در بربگیرد. در ادامه سرمایه با حد زدن به تمامیِ اعمال روزمره و حتی اوقات فراغت، آنها را به چیزی شبیه به خود میسازد و شکل مصرفی به خود میگیرند. مصرف در مناسبات سرمایهداری به افراد شأن، شخصیت و جایگاه اجتماعی میبخشد. در نتیجه خودنمایی بدل به تلاشی اغراقآمیز میگردد که در جهت کسب جایگاه و مقام بالاتری در سلسله مراتب اجتماعی مبتنی بر ارزشهای امروزین خواهد بود. ارزشهایی که خود ساختارِ سرمایهداری وضع کرده است. در این گفتمانها، منطق سرمایه بهگونهای ارائه میشود که نهتنها پنهان بلکه مقدس و همیشگی به نظر برسد. این امر باعث میشود که ذهن مخاطبان بر اساس نیازهای سرمایه شکل بگیرد، تا جایی که در افکار و قوانینی گرفتار میشوند که نمیتوانند از آنها فرار کنند. این آموزهها به سوژههای سرمایهداری میگویند اگر در جامعه و اقتصاد فعلی شاد و موفق نیستید، تنها مشکل خودتان هستید.
📍 متنِ کامل را در instant view بخوانید.
⭐ @fanni_lib
Telegraph
«توسعۀ فردی» و «موفقیت» چگونه موجب پوشش تضادهای اجتماعی میشوند؟
برای فهم آنکه شدت و حدت تبلیغات «پکیجهای موفقیت» را بفهمیم لازم نیست راه دوری برویم. هنگام پیادهروی در خیابان انواع کتابهای موفقیت نظیر«تلاش کن، طلاش کن»، «تختخوابت را مرتب کن» و «48 قانون قدرت» را میتوان دید. با نگاه به کتابفروشیهای مجازی نیز کثرت…
👏3
❤8