خبر و ویدیو رقص ugly گاتسون در مقابل ساختمان JYP در صفحه اصلی سایت naver 😂😂
دلیل این رقص این بود که اونها هفته ی قبل در برنامه ویکلی آیدل بازی سنگ کاغذ قیچی رو باختن
@fancafe
دلیل این رقص این بود که اونها هفته ی قبل در برنامه ویکلی آیدل بازی سنگ کاغذ قیچی رو باختن
@fancafe
𝑭𝒂𝒏𝒄𝒂𝒇𝒆 𝑮𝑶𝑻𝟕🕊
اپدیت اینستا جکسون #update #jackson @fancafe ترجمه👇
پروسیلی ان "به من نگاه کن"👀
یوگیوم بعد از چند مدت قهر بودن با بم بم اشتی میکنه و از مارک به خاطره کمکه بزرگی که بهش کرده متشکره!
بم بم تمام سعیش رو روی این قضیه گذاشته تا جکسون رو از قلبش بیرون کنه..
توی اتاق تمرین رئیس پارک برای معرفیه فرد جدیده گروه میاد و جی بی متوجه میشه که اون فرد یونگجس..رئیس از جی بی که لیدره گروهه میخواد به یونگجه کمک کنه و ...
قسمت بعد👇👇
یوگیوم بعد از چند مدت قهر بودن با بم بم اشتی میکنه و از مارک به خاطره کمکه بزرگی که بهش کرده متشکره!
بم بم تمام سعیش رو روی این قضیه گذاشته تا جکسون رو از قلبش بیرون کنه..
توی اتاق تمرین رئیس پارک برای معرفیه فرد جدیده گروه میاد و جی بی متوجه میشه که اون فرد یونگجس..رئیس از جی بی که لیدره گروهه میخواد به یونگجه کمک کنه و ...
قسمت بعد👇👇
یونگجه:
با استرس قدم برمیداشتم، جرئت اینکه سرم رو بالا بگیرم نداشتم! شیش تا پسر غریبه که قرار بود ازاین به بعد کل زندگیم رو باهاشوم بگذرونم و هیچ شناختی ازشون نداشتم!
رئیس پشت هم حرف میزد و از خصوصیات من برای اعضا میگفت و من هنوز نتونسته بودم درست و حسابی چهره هاشون رو ببینم!
سنگینیه نگاه هاشون داشت ذوبم میکرد!
رئیس دستش رو گذاشت روی شونم:
جی بی...لیدر گروه تویی..ازت میخوام حواست بهش باشه!
اسمش رو توی ذهنم تحلیل کردم چه اشنا بود...
با شنیدن صدای یک فرد اشنا سرم و به سرعت اوردم بالا:
بله رئیس..حتما!
نزدیک بود از تعجب شاخ در بیارم..جه بوم!اینجا!!تو گروهی که قرار بود من باشم!! اون هم لیدر! تنها کاری که میتونستم بکنم تعجب کردن بود!
رئیس رفت و من و جه بوم همچنان بهم خیره شده بودیم!
هیچ کس حرفی نمیزد!دهنم باز کردم تا ازش بپرسم قضیه چیه، اما نگاه های خیره ی بقیه دهنم رو بسته بود!
همون طور که بهم زل زده بود اومد سمتم،توی یک قدمیم وایساد،انگار نه انگار که منو میشناسه خیلی خشک و رسمی دستش رو به سمتم دراز کرد:
من جه بومم..یا همون جی بی! لیدر گروه گات سون و عضو گروه جی جی پروجکت..
دستم رو نبردم سمتش!خشک شده بودم!چی داشت میگفت؟! برای یک لحظه حس کردم دارم اشتباه میبینم..این جه بوم نیست!
سوالی نگام کرد:
نمیخوای باهام دست بدی؟!
به ناچار دستش رو گرفتم،با یه لبخند تمسخر امیز نگام کرد و اروم دستم رو فشرد:
از اشناییت خوشبختم..
اب دهنم رو قورت دادم،سعی کردم خودم رو کنترل کنم،خیلی مصمم گفتم:
همچنین..
دستم رو ول کرد...بقیشون دونه دونه اومدن سمتم و خودشون رو معرفی کردن اما من واقعا نمیفهمیدم!
هر چی بیشتر میگذشت،بهتر میفهمیدم که چه دروغ هایی بهم گفته..
هر ثانیه به عصبانیتم اضافه میشد...
چه قدر احمق بودم..چه قدر!
با استرس قدم برمیداشتم، جرئت اینکه سرم رو بالا بگیرم نداشتم! شیش تا پسر غریبه که قرار بود ازاین به بعد کل زندگیم رو باهاشوم بگذرونم و هیچ شناختی ازشون نداشتم!
رئیس پشت هم حرف میزد و از خصوصیات من برای اعضا میگفت و من هنوز نتونسته بودم درست و حسابی چهره هاشون رو ببینم!
سنگینیه نگاه هاشون داشت ذوبم میکرد!
رئیس دستش رو گذاشت روی شونم:
جی بی...لیدر گروه تویی..ازت میخوام حواست بهش باشه!
اسمش رو توی ذهنم تحلیل کردم چه اشنا بود...
با شنیدن صدای یک فرد اشنا سرم و به سرعت اوردم بالا:
بله رئیس..حتما!
نزدیک بود از تعجب شاخ در بیارم..جه بوم!اینجا!!تو گروهی که قرار بود من باشم!! اون هم لیدر! تنها کاری که میتونستم بکنم تعجب کردن بود!
رئیس رفت و من و جه بوم همچنان بهم خیره شده بودیم!
هیچ کس حرفی نمیزد!دهنم باز کردم تا ازش بپرسم قضیه چیه، اما نگاه های خیره ی بقیه دهنم رو بسته بود!
همون طور که بهم زل زده بود اومد سمتم،توی یک قدمیم وایساد،انگار نه انگار که منو میشناسه خیلی خشک و رسمی دستش رو به سمتم دراز کرد:
من جه بومم..یا همون جی بی! لیدر گروه گات سون و عضو گروه جی جی پروجکت..
دستم رو نبردم سمتش!خشک شده بودم!چی داشت میگفت؟! برای یک لحظه حس کردم دارم اشتباه میبینم..این جه بوم نیست!
سوالی نگام کرد:
نمیخوای باهام دست بدی؟!
به ناچار دستش رو گرفتم،با یه لبخند تمسخر امیز نگام کرد و اروم دستم رو فشرد:
از اشناییت خوشبختم..
اب دهنم رو قورت دادم،سعی کردم خودم رو کنترل کنم،خیلی مصمم گفتم:
همچنین..
دستم رو ول کرد...بقیشون دونه دونه اومدن سمتم و خودشون رو معرفی کردن اما من واقعا نمیفهمیدم!
هر چی بیشتر میگذشت،بهتر میفهمیدم که چه دروغ هایی بهم گفته..
هر ثانیه به عصبانیتم اضافه میشد...
چه قدر احمق بودم..چه قدر!