جی بی:
از کمپانی زدیم بیرون..میخواستم انقدر دیوونه بازی دربیارم و بخندم تا همه ی غم و خستگی ای که دارم از بین بره!
بی هیچ حرفی دنبالم می اومد، کلاهم و روی سرم کمی پایین تر کشیدم و زیپ شویی شرتم رو تا اخر کشیدم بالا..سعی کردم صورتم رو بپوشونم!
یه تاکسی گرفتم،نشستیم توش.. خیلی خلاصه گفتم:
پارک مرکزی!
چرخیدم سمت یونگجه:
تا حالا رفتی پارک مرکزی؟!
یه لبخند بی رمق زد:
نه..هیچ جای سئول رو نگشتم!
هر وقت مظلوم میشد قلبم درد میگرفت..میخواستم از این حالت درش بیارم!
یه مشت کوبیدم به بازوش:
خب حالا ناراحتی نداره خودم همه جا رو نشونت میدم رفیق!
خندید:رفیق؟!
دستم رو اوردم بالا،منتظر موندم تا بزنه به کف دستم،یه لبخند زدم:
اره...رفیق!
صدای خنده ی ارامش بخشش وجودمو پر کرد..کف دستش رو کوبید به دستم..
به بیرون اشاره کردم و هر جایی که با ماشین ازش رد میشدیم براش توضیح میدادم تا رسیدیم به پارک مرکزی..
جلوی پارک از ماشین پیاده شدیم، هوا تاریک بود..چراغ های پارک نمی خیلی قشنگی درست کرده بود!
هدف من خوده پارک نبود..باره بزرگی که وسط پارک بود هدف اصلیم بود!یه جایی برای تخلیه کردن انرژیم..
دستش رو گرفتم و کشیدم:
بزن بریم..
با هیرت نگاه میکرد:
چه قدر قشنگه...
خندیدم:قشنگ ترم میشه!
با دقت همه جار و نگاه میکرد و بدون اینکه چیزی بگه دنبالم می اومد!
در بار رو باز کردم..من بیست سالم بود و یونگجه نوزدهه..
نگهبان بار دستم رو گرفت:
هی..نمیتونین برین داخل!اول کارت شناسایی!
میشناختمش...از هفده سالگی اینجا پاتوقم بود!چرخیدم سمتش و کلاهم رو از سرم در اوردم،با یه لبخند نگاش کردم،از دیدنم جا خورد!با همون لبخندم گفتم:
اجازه هست بریم؟!
خودشو کشید عقب:
بله..بفرمایین!
در بار رو باز کردم!مثل همیشه بوی الکل و دود دماغم رو پر کرد..برای یک لحظه سر درد میگرفتم اما بعد از چند ثانیه عادی میشد..
چرخیدم سمت یونگجه که بدون حرف دنبالم می اومد!از چهرش فهمیدم نگرانه..سعی کردم یه لبخند ارامش بخش بزنم:
نترس..هواسم هست!تاحالا مشروب نخوردی؟!
حس کردم از اینکه بگه نه خجالت کشید!
اعصابمو خورد میکرد وقتی اینجوری میشد!با کلافکی موهاش رو بهم ریختم..میخواستم بخنده!
از همون خنده هایی که رنگ واقعیت داشت..
از کمپانی زدیم بیرون..میخواستم انقدر دیوونه بازی دربیارم و بخندم تا همه ی غم و خستگی ای که دارم از بین بره!
بی هیچ حرفی دنبالم می اومد، کلاهم و روی سرم کمی پایین تر کشیدم و زیپ شویی شرتم رو تا اخر کشیدم بالا..سعی کردم صورتم رو بپوشونم!
یه تاکسی گرفتم،نشستیم توش.. خیلی خلاصه گفتم:
پارک مرکزی!
چرخیدم سمت یونگجه:
تا حالا رفتی پارک مرکزی؟!
یه لبخند بی رمق زد:
نه..هیچ جای سئول رو نگشتم!
هر وقت مظلوم میشد قلبم درد میگرفت..میخواستم از این حالت درش بیارم!
یه مشت کوبیدم به بازوش:
خب حالا ناراحتی نداره خودم همه جا رو نشونت میدم رفیق!
خندید:رفیق؟!
دستم رو اوردم بالا،منتظر موندم تا بزنه به کف دستم،یه لبخند زدم:
اره...رفیق!
صدای خنده ی ارامش بخشش وجودمو پر کرد..کف دستش رو کوبید به دستم..
به بیرون اشاره کردم و هر جایی که با ماشین ازش رد میشدیم براش توضیح میدادم تا رسیدیم به پارک مرکزی..
جلوی پارک از ماشین پیاده شدیم، هوا تاریک بود..چراغ های پارک نمی خیلی قشنگی درست کرده بود!
هدف من خوده پارک نبود..باره بزرگی که وسط پارک بود هدف اصلیم بود!یه جایی برای تخلیه کردن انرژیم..
دستش رو گرفتم و کشیدم:
بزن بریم..
با هیرت نگاه میکرد:
چه قدر قشنگه...
خندیدم:قشنگ ترم میشه!
با دقت همه جار و نگاه میکرد و بدون اینکه چیزی بگه دنبالم می اومد!
در بار رو باز کردم..من بیست سالم بود و یونگجه نوزدهه..
نگهبان بار دستم رو گرفت:
هی..نمیتونین برین داخل!اول کارت شناسایی!
میشناختمش...از هفده سالگی اینجا پاتوقم بود!چرخیدم سمتش و کلاهم رو از سرم در اوردم،با یه لبخند نگاش کردم،از دیدنم جا خورد!با همون لبخندم گفتم:
اجازه هست بریم؟!
خودشو کشید عقب:
بله..بفرمایین!
در بار رو باز کردم!مثل همیشه بوی الکل و دود دماغم رو پر کرد..برای یک لحظه سر درد میگرفتم اما بعد از چند ثانیه عادی میشد..
چرخیدم سمت یونگجه که بدون حرف دنبالم می اومد!از چهرش فهمیدم نگرانه..سعی کردم یه لبخند ارامش بخش بزنم:
نترس..هواسم هست!تاحالا مشروب نخوردی؟!
حس کردم از اینکه بگه نه خجالت کشید!
اعصابمو خورد میکرد وقتی اینجوری میشد!با کلافکی موهاش رو بهم ریختم..میخواستم بخنده!
از همون خنده هایی که رنگ واقعیت داشت..
اروم خندید و سرش رو عقب کشید..میدونستم از این کار خوشش میاد!
رفتیم سمت پیشخوان..چون میدونستم تاحالا نخورده گفتم سبک ترین مشروبشون رو برای یونگجه بیارن و برای خودم وودکا سفارش دادم!
یه نگاه به جمعیت انداختم،انقدر تاریک بود و همه مست بودن که کسی منو نمیشناخت!برای همین از اینجا خوشم می اومد!میتونستم خودم باشم..
پیک هارو پر کردیم و زدیم به هم، با خنده گفتم:
به سلامتیت رفیق..
خندید و حرفم رو تکرار کرد،بدونه اینکه به چیزی فکر کنم سر کشیدم!
نمیدونم چه قدر گذشت..چه قدر خوردم! میدونستم نباید توی خوردنه وودکا زیاده روی کنم ولی دست خودم نبود!انقدر خوردم تا دیگه چیزی نفهمیدم!
یونگجه:
هر چه قدر بهش میگفتم گوش نمیداد!بدون اینکه حتی یک لحظه فکر کنه پشت سر هم پیک ها رو پر میکرد و سر میکشید!
عصبیم کرده بود!خنده های هیستریک میکرد..کم کم داشتم میترسیدم،شیشه رو از دستش کشیدم و داد زدم:
بسه دیگه!
نگام و کرد و فقط خندید..خودم حالم از اون بهتر نبود!بدنم داغ شده بود..دلم میخواست انقدر بخورم تا بترکم!!
نمیدونستم باید چیکار کنم..دستم رو گرفت و کشوندم وسط بار..همه داشتن توی هم وول میخوردن..شروع کرد به رقصیدن..با خنده دستام گرفت:
برقص..خودتو خالی کن!
یه دختره دستش رو کشید..نگاش کردم!همه دورش جمع شده بودن و خودشونو میچسبوندن بهش!
حالم داشت بهم میخورد..عصبی بودن با دیدن این صحنه عصبی تر شدم!
هوای ازاد میخواستم!!ناخوداگاه رفتم سمتش،کسایی که دورش بودن رو زدم کنار دستش رو گرفتم..
دنبال خودم کشیدمش..غر میزد اما انقدر خورده بود که نمیتونست مقاوت کنه!
رفتیم سمت پیشخوان..چون میدونستم تاحالا نخورده گفتم سبک ترین مشروبشون رو برای یونگجه بیارن و برای خودم وودکا سفارش دادم!
یه نگاه به جمعیت انداختم،انقدر تاریک بود و همه مست بودن که کسی منو نمیشناخت!برای همین از اینجا خوشم می اومد!میتونستم خودم باشم..
پیک هارو پر کردیم و زدیم به هم، با خنده گفتم:
به سلامتیت رفیق..
خندید و حرفم رو تکرار کرد،بدونه اینکه به چیزی فکر کنم سر کشیدم!
نمیدونم چه قدر گذشت..چه قدر خوردم! میدونستم نباید توی خوردنه وودکا زیاده روی کنم ولی دست خودم نبود!انقدر خوردم تا دیگه چیزی نفهمیدم!
یونگجه:
هر چه قدر بهش میگفتم گوش نمیداد!بدون اینکه حتی یک لحظه فکر کنه پشت سر هم پیک ها رو پر میکرد و سر میکشید!
عصبیم کرده بود!خنده های هیستریک میکرد..کم کم داشتم میترسیدم،شیشه رو از دستش کشیدم و داد زدم:
بسه دیگه!
نگام و کرد و فقط خندید..خودم حالم از اون بهتر نبود!بدنم داغ شده بود..دلم میخواست انقدر بخورم تا بترکم!!
نمیدونستم باید چیکار کنم..دستم رو گرفت و کشوندم وسط بار..همه داشتن توی هم وول میخوردن..شروع کرد به رقصیدن..با خنده دستام گرفت:
برقص..خودتو خالی کن!
یه دختره دستش رو کشید..نگاش کردم!همه دورش جمع شده بودن و خودشونو میچسبوندن بهش!
حالم داشت بهم میخورد..عصبی بودن با دیدن این صحنه عصبی تر شدم!
هوای ازاد میخواستم!!ناخوداگاه رفتم سمتش،کسایی که دورش بودن رو زدم کنار دستش رو گرفتم..
دنبال خودم کشیدمش..غر میزد اما انقدر خورده بود که نمیتونست مقاوت کنه!
رفتیم بیرون..باد سردی می اومد!
ارامش بخش بود.. بدنم گر گرفته بود و این باد باعث میشد اروم شم..
با صدای خنده ی جه بوم چرخیدم سمتش..چیزی نمیگفت!فقط میخندید..با اخم گفتم:
چرا انقدر میخوری اخه!
خودشو انداخت روم..نفسم رو با صدا دادم بیرون!من یکیو میخواستم خودم رو ببره حالا باید اینو بکشم..
شروع کردم راه رفتن..تمام وزن بدنش رو انداخته بود روی من و میخندید!
نمیدونم کجای این پارک بزرگ بودیم چرا هر چه قدر میرفتم تموم نمیشد!
یه دفعه از زیر پام اب زد بیرون.. چندتا فواره کنارمون شروع کردن به اب پاشیدن!
جه بوم جون گرفت..ازم جدا شد و شروع کرد به بالا پایین پریدن.. اینجا رو قبلا توی تلویزیون دیده بودم..اگر از روشون راه میرفتی اب میدادن بیرون و کل هیکلت رو خیس میکردن!
به جه بوم نگاه کردم..این که الان غش کرده بود رو من چرا یک دفعه اینجوری شد!!واقعا حالش بد بود..از حرکاتش خندم گرفت.. هر کاری میکردم نمیتونستم ارومش کنم.. تنها کاری که تونستم انجام بدم همراهی کردنش بود!مثل خودش تبدیل شدم به یک دیوونه و شروع کردم بالا پایین پریدن و خندیدن...
ارامش بخش بود.. بدنم گر گرفته بود و این باد باعث میشد اروم شم..
با صدای خنده ی جه بوم چرخیدم سمتش..چیزی نمیگفت!فقط میخندید..با اخم گفتم:
چرا انقدر میخوری اخه!
خودشو انداخت روم..نفسم رو با صدا دادم بیرون!من یکیو میخواستم خودم رو ببره حالا باید اینو بکشم..
شروع کردم راه رفتن..تمام وزن بدنش رو انداخته بود روی من و میخندید!
نمیدونم کجای این پارک بزرگ بودیم چرا هر چه قدر میرفتم تموم نمیشد!
یه دفعه از زیر پام اب زد بیرون.. چندتا فواره کنارمون شروع کردن به اب پاشیدن!
جه بوم جون گرفت..ازم جدا شد و شروع کرد به بالا پایین پریدن.. اینجا رو قبلا توی تلویزیون دیده بودم..اگر از روشون راه میرفتی اب میدادن بیرون و کل هیکلت رو خیس میکردن!
به جه بوم نگاه کردم..این که الان غش کرده بود رو من چرا یک دفعه اینجوری شد!!واقعا حالش بد بود..از حرکاتش خندم گرفت.. هر کاری میکردم نمیتونستم ارومش کنم.. تنها کاری که تونستم انجام بدم همراهی کردنش بود!مثل خودش تبدیل شدم به یک دیوونه و شروع کردم بالا پایین پریدن و خندیدن...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
دوستای گلم ادمین درخواستی های سایت شادان جون مسافرت هستش به خاطر همین رسیدگی به درخواست ها یکم عقب میفته..
دوستای گلم ادمین درخواستی های سایت شادان جون مسافرت هستش به خاطر همین رسیدگی به درخواست ها یکم عقب میفته..
آهنگ شب بخیر امشبمون نوستالوژیه😍
مطمعنم خیلیاتون فیلم پرپرواز رو دیدین ...زمانی که این فیلم ساخته شد خیلیامون از جمله خودم به دنیا هم نیومده بودیم اما با این فیلم و آهنگ زیباش خاطره داریم...
آهنگ《آتیش بازی》 از شادمهر عقیلی عزیز😍
پیشنهاد ویژه میشه حتما گوش بدین بهش...جزو آهنگهایی هستش که هنوز هم بعد از چندین سال از گوش دادنش لذت میبرم...
#شب_بخیر😪💙
👇👇👇👇
مطمعنم خیلیاتون فیلم پرپرواز رو دیدین ...زمانی که این فیلم ساخته شد خیلیامون از جمله خودم به دنیا هم نیومده بودیم اما با این فیلم و آهنگ زیباش خاطره داریم...
آهنگ《آتیش بازی》 از شادمهر عقیلی عزیز😍
پیشنهاد ویژه میشه حتما گوش بدین بهش...جزو آهنگهایی هستش که هنوز هم بعد از چندین سال از گوش دادنش لذت میبرم...
#شب_بخیر😪💙
👇👇👇👇
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#درخواستی
ورژن انگلیسی《Just Right》که آگاسه های آمریکایی کاور کردن و فوق العاده دوست داشتنی و قشنگه❤️
#Cover
#Justright
🌸🌸
Telegram.me/fancafe
🌸🌸
ورژن انگلیسی《Just Right》که آگاسه های آمریکایی کاور کردن و فوق العاده دوست داشتنی و قشنگه❤️
#Cover
#Justright
🌸🌸
Telegram.me/fancafe
🌸🌸
#اجرای_یهویی
✅اهنگ 🔅10 out of 10🔅 از گروه 2pm که بچه ها خیــــــلی قشنگ اجرا میکنن😍
❎اگر ندیدین حتما دانلود کنید
⚜ @fancafe ⚜
👇👇👇
✅اهنگ 🔅10 out of 10🔅 از گروه 2pm که بچه ها خیــــــلی قشنگ اجرا میکنن😍
❎اگر ندیدین حتما دانلود کنید
⚜ @fancafe ⚜
👇👇👇
انقدرعاشقانه میپرستمت،که گاهی یادم میرودتو!فرسنگ ها..از من!دوری..
یادم میرودساعات شب وروزت بامن تفاوت دارد..
یادم میرود!خیلی چیزهارایادم میرود.
راستی
صبحت ب خیرنزدیک ترین رویای من
🌞
@fancafe
یادم میرودساعات شب وروزت بامن تفاوت دارد..
یادم میرود!خیلی چیزهارایادم میرود.
راستی
صبحت ب خیرنزدیک ترین رویای من
🌞
@fancafe
𝑭𝒂𝒏𝒄𝒂𝒇𝒆 𝑮𝑶𝑻𝟕🕊
Photo
دانلود برنامه NHK One Point Korean Lesson
✅هارد ساب اینگیلیسی
✳️قسمت ۱۵ اضافه شد
👇👇
http://fancafe1.ir/post/573
@fancafe
🌺🌺 http://Telegram.me/fancafe 🌺 🌺
✅هارد ساب اینگیلیسی
✳️قسمت ۱۵ اضافه شد
👇👇
http://fancafe1.ir/post/573
@fancafe
🌺🌺 http://Telegram.me/fancafe 🌺 🌺
www.fancafe1.ir
فنکافه Got7
اولین و کاملترین فنکلاب Got7 در ایران,فنکافه Got7, فنکافه Got7