تا به حال شده به خودتون در قدیم، پیامای قدیمی و... نگاه کنید و بگید "چیشد که اینطوری شد" ؟
🤝5🕊1
یا با خودتون بگید «چرا انقدر احمق بودم؟ چی باعث شده بود در این حد کودکانه باشم؟»
🤝7🕊1
من همیشه میگم ذهن انسان خیلی گسترده و باهوشه! ولی گاهی اوقات، ما خیلی احمق تر از چیزی هستیم که فکرشو میکنیم. خیلی سطحی نگاه میکنیم و به موقعش متوجه نمیشیم کدوم کارمون اشتباهه.
😭5🕊1🤝1
همهامون تا به حال تحت کنترل اون بخش احمقانه، کودکانه و سطحی نگر مغزمون بودیم
🕊1🤝1
مرا دوست بدار بی آنکه خون بریزم، مرا صدا بزن بی آنکه وحشت کنم، مرا ببوس بی آنکه احساس کنم بخشی از وجودم کنده و بلعیده شده است.
میخواهی بخشی از مرا نابود کنی، بسوزانی، به درد آوری و خاکستر کنی، فقط انجامش بده. اما قول بده که خود جای خالی آن را پر خواهی کرد.
برای تن سردم پتویی گرم باش، برای نگاه سردم شعله ای رقصان باش و برای دل سردم، یک ترانهٔ عاشقانه باش.
دنیا به اندازهٔ کافی با من بی رحم بوده است. شمشیر فلاکت را درون قلبم بار ها و بار ها فرو کرده است. وای بر من که از زهر همان شمشیر عاشقم. دنیا مرا در هاویهٔ وجودم غرق کرد و در آتش های سوزان وجودم را یخ زد. ای کاش من گرم بودم و میسوختم، عزیزم، ای کاش برای عشق میسوختم و سرمای انزوا تنم را نمیلرزاند.
میخواهی بخشی از مرا نابود کنی، بسوزانی، به درد آوری و خاکستر کنی، فقط انجامش بده. اما قول بده که خود جای خالی آن را پر خواهی کرد.
برای تن سردم پتویی گرم باش، برای نگاه سردم شعله ای رقصان باش و برای دل سردم، یک ترانهٔ عاشقانه باش.
دنیا به اندازهٔ کافی با من بی رحم بوده است. شمشیر فلاکت را درون قلبم بار ها و بار ها فرو کرده است. وای بر من که از زهر همان شمشیر عاشقم. دنیا مرا در هاویهٔ وجودم غرق کرد و در آتش های سوزان وجودم را یخ زد. ای کاش من گرم بودم و میسوختم، عزیزم، ای کاش برای عشق میسوختم و سرمای انزوا تنم را نمیلرزاند.
1❤4🕊4
دقیقا نمیدانم روز هایم چطور سپری میشوند. مطمئن نیستم واقعا گذشته را رها کردهام یا خیر. واقعا گذر کردهام، بخشیدهام و فراموش کردهام یا خیر. نمیدانم به پاسخ خود رسیدهام یا که هنوز بلاتکلیف نشستهام و به پنجره چشم دوختهام، چشم انتظار کبوتری که نامه ای از آینده به دست من برساند.
هنوز نمیدانم دقیقا چه چیزی تمام شده است. به کدام یک از پایان ها رسیدهام و کدام یک از آغاز ها فرا رسیده است.
هیچ چیز نمیدانم و این یعنی میدانم که دارم روزگار خود را با "نمیدانم" میگذرانم. افسوس، ای کاش این یکی را هم نمیدانستم.
هنوز نمیدانم دقیقا چه چیزی تمام شده است. به کدام یک از پایان ها رسیدهام و کدام یک از آغاز ها فرا رسیده است.
هیچ چیز نمیدانم و این یعنی میدانم که دارم روزگار خود را با "نمیدانم" میگذرانم. افسوس، ای کاش این یکی را هم نمیدانستم.
😭2🕊1
یک فکت جالب
مارک گیتیس (شاید به عنوان فیلمنامه نویس سریال شرلوک ۲۰۱۰ و بازیگر برادر بزرگهٔ شرلوک بشناسیدش) گرایشش گیه و یک شوهر خیلی ناز داره که ۱۸ ساله باهمدیگهان (از سال ۲۰۰۸ توی رابطه بودن و سال ۲۰۱۸ ازدواج کردن) به محض اینکه ازدواج همجنسگرایان داخل بریتانیا مجاز شد این دوتا ازدواج کردن، ولی تا قبل از این مجوز، ۱۰ سال باهم توی رابطه بودن. اما چطوری آشنا شدن؟ مجازی.
داخل سوشیال مدیا آشنا شدن و حالا ۱۸ ساله که ازدواج کردن و اصلا درباره رابطشون داخل مصاحبه ها چیز زیادی نمیگن و خیلی رابطه صمیمانه و امنی دارن.
پس بله، یک آشنایی داخل سوشیال مدیا میتونه به ازدواج و یک رابطه خیلی خوب تا سال ها بعد برسه.
مارک گیتیس (شاید به عنوان فیلمنامه نویس سریال شرلوک ۲۰۱۰ و بازیگر برادر بزرگهٔ شرلوک بشناسیدش) گرایشش گیه و یک شوهر خیلی ناز داره که ۱۸ ساله باهمدیگهان (از سال ۲۰۰۸ توی رابطه بودن و سال ۲۰۱۸ ازدواج کردن) به محض اینکه ازدواج همجنسگرایان داخل بریتانیا مجاز شد این دوتا ازدواج کردن، ولی تا قبل از این مجوز، ۱۰ سال باهم توی رابطه بودن. اما چطوری آشنا شدن؟ مجازی.
داخل سوشیال مدیا آشنا شدن و حالا ۱۸ ساله که ازدواج کردن و اصلا درباره رابطشون داخل مصاحبه ها چیز زیادی نمیگن و خیلی رابطه صمیمانه و امنی دارن.
پس بله، یک آشنایی داخل سوشیال مدیا میتونه به ازدواج و یک رابطه خیلی خوب تا سال ها بعد برسه.
😭4🍓2💊1
چیزیه که بامزش میکنه اینه که اینا ۱۰ سال یواشکی توی رابطه بودن و فقط منتظر بودن ازدواج همجنسگرایان آزاد شه تا سریع حلقه بذارن تو دست هم.
😭3🍓2
امشب داخل مهمانیای بودم که به مناسبت زادروز دوست عزیزم برگزار شده بود. دوست دلبندم، از عزیزترین هایم، آگاتا.
آگاتا بانوییست خوش خنده، خوش صدا، خوش سلیقه، خوشصحبت و دارای تمام صفات خوب دنیا. این را یک بار هم به خودش گفتم، اما میدانم که نیاز است بار ها و بار ها تکرارش کنم.
در سه سالی که گذشت، هر سال من جشن تولد او دعوت شدم و شاهد بزرگ شدن و پیشرفت این دختر فوق العاده هنرمند بودم. هرآنچه که از او به خاطر دارم، زیباست، انگار که یک نقاشی رنسانس به جا مانده از دوران قدیم اروپا باشد.
امیدوارم که سال ها بعد ما باز کنار یکدیگر باشیم، بخندیم و من باز خوشحالی او را ببینم. این یکی از مهم ترین آرزو های بنده است. لیاقت اوست، که همیشه بخندد و خوشی ها را تجربه کند.
حال برای تو، آگاتای عزیزم، اینگونه مینویسم؛
به محض اینکه تو را شناختم، چیز هایی داخل زندگیام تغییر یافت. به این پی بردم که چقدر برخی دیدگاه ها به دنیا میتوانند قشنگ تر باشند. از یک سری عادات کودکانهام دست کشیدم و به لطف تو، پیشرفت شخصیتی چشمگیری داشتم. با اطرافیان تو دوستی کردم و به این پی بردم که چقدر آدم جالب و دوست داشتنی هستی.
هیچوقت به هیچکس، نه حتی خودت، اجازه نده که اذیتت کند. تو لایق بهترین ها هستی. اصلا و ابدا دلم نمیخواهد حتی یک قطره اشک جاری از چشمان زیبایت ببینم.
دوستت دارم عزیزترینم، زادروزت خجسته باد.
آگاتا بانوییست خوش خنده، خوش صدا، خوش سلیقه، خوشصحبت و دارای تمام صفات خوب دنیا. این را یک بار هم به خودش گفتم، اما میدانم که نیاز است بار ها و بار ها تکرارش کنم.
در سه سالی که گذشت، هر سال من جشن تولد او دعوت شدم و شاهد بزرگ شدن و پیشرفت این دختر فوق العاده هنرمند بودم. هرآنچه که از او به خاطر دارم، زیباست، انگار که یک نقاشی رنسانس به جا مانده از دوران قدیم اروپا باشد.
امیدوارم که سال ها بعد ما باز کنار یکدیگر باشیم، بخندیم و من باز خوشحالی او را ببینم. این یکی از مهم ترین آرزو های بنده است. لیاقت اوست، که همیشه بخندد و خوشی ها را تجربه کند.
حال برای تو، آگاتای عزیزم، اینگونه مینویسم؛
به محض اینکه تو را شناختم، چیز هایی داخل زندگیام تغییر یافت. به این پی بردم که چقدر برخی دیدگاه ها به دنیا میتوانند قشنگ تر باشند. از یک سری عادات کودکانهام دست کشیدم و به لطف تو، پیشرفت شخصیتی چشمگیری داشتم. با اطرافیان تو دوستی کردم و به این پی بردم که چقدر آدم جالب و دوست داشتنی هستی.
هیچوقت به هیچکس، نه حتی خودت، اجازه نده که اذیتت کند. تو لایق بهترین ها هستی. اصلا و ابدا دلم نمیخواهد حتی یک قطره اشک جاری از چشمان زیبایت ببینم.
دوستت دارم عزیزترینم، زادروزت خجسته باد.
💘7🍓3💋2🍾1
امروز یکی از قشنگترین چیز هارو داخل یکی از کتاب ها خوندم، دربارهٔ اینکه سن جسمی ما، دقیقا طول عمری نیست که ما زنده هستیم. ما باید درواقع بسیار شگفتزده باشیم از اینکه الان زندهایم و داریم نفس میکشیم. حالا چرا؟
دقت کنید، گوشت، پوست و خونی که الان باهاش زندگی میکنید همهاشون ریشه در هزاران سال قبل دارن. درواقع شماها یک نفر از زنجیره ای بسیاااااار طولانی هستید که میرسه به انسان های اولیه. چیزی که جالب ترش میکنه اینه که شما بچهٔ چند تا پدر و مادر نیستید، درواقع شما بچهٔ شاید نصف افراد جهان در دوران قبل هستید. بگذارید واضح تر بگم
الان شما دو پدر و مادر دارید، پدر و مادرتون دو پدر و مادر دارن که یعنی شما ۴ پدربزرگ و مادربزرگ دارید. اگر حساب کنید، ۸ تا جد دارید و اگر همینجور تا هزاران سال قبل ادامه بدید، به هزاران شخص مختلف میرسید. و خب اون اوایل زندگی انسان ها، تعداد ما زیاد نبوده درسته؟ پس شاید ۵۰٪ درصد جمعیت انسان ها به نحوی پدر و مادر و از نسل شما باشن. وقتی عمیق تر بهش نگاه میکنید، متوجه میشید شما الان صرفا چند سال نیست که زنده موندید، بلکه هزاران سال نسل شما از جنگ های جهانی، بیماری های خطرناک، قحطی، نبود غذا، نبودِ علم و آگاهی، سیل ها، طوفان ها، زلزله ها و... جان سالم به در برده و این یعنی شما، یکی از آخرین بازمانده ها هستید
اگر شما الان بدون اینکه بچه ای به دنیا بیارید از دنیا برید، یک زنجیر هزاران ساله رو شکستید. نمیگم چیز بدیه اصلا منظور خاصی ندارم، ولی به نظرم دیدمون نسبت بهش خیلیی سطحیه. اینکه بین اجداد ما، طی این همه سالی که انسان پیشرفت کرده و موانع بزرگی رو پشت سر گذشته، حتی یک نفر هم پیش از اینکه بچه ای به دنیا بیاره "اوخ" نشده خیلی حیرت انگیزه مگه نه؟
اسم کتاب راز فال ورقه. حتما پیشنهادش میکنم، یک رمان بامزهٔ فلسفیه. سطح ادبیاتش هم خیلی بالا نیست
پاییز آن گاه که نقش تنش نمایان میشود و برگ هایش که هرکدام برای خود شعری برای سرودن در دل دارند بر روی زمین میریزند موسیقی دلانگیز من و تو را به گوش عاشقان این فصل میرساند، ای یار نازنینم
🕊1💘1
موسیقی باطراوت ما پر از عشق است و پر از کلماتی که هرکدام با نجوایی نوشته شدهاند که نسیم سرد عصر به هنگام غروب در گوشمان زمزمه میکند، موسیقی ما هر لحظه ای که برگ های نارنجی رنگ به خود دیدهاند را ثبت میکند و میگذارد هرکس که از این خیابان پر درخت عبور میکند این لحظات را حس کند و بذر عشق به فصل عاشقان در دلش کاشته شود
🕊2💘1