LUNEVA"GOLD"
373 subscribers
1.82K photos
786 videos
16 files
600 links
Download Telegram
خواب‌هایم بوی تن تو را می‌دهد؛
نکند آن دورترها،
نیمه‌شب،
در آغوشم می‌گیری؟
🍓2
❤‍🔥2
+ تو همینطوریشم قدت بلنده کفش پاشنه بلند می‌پوشی شاستیتو بالا می‌بری
🔥3
+ بغلت خیلی حس خوبی میده
🔥3
+ بزار زندگی بگذره انقدر روی یک چیز تمرکز نکن اگر اتفاقی بخواد بیوفته میوفته
🔥3
+ خوشحالم دوستی مثل تو دارم که میتونم بهش تکیه کنم و خیالم راحت باشه یکی میفهمه پشت سکوتم چه کلماتی زبونم رو میبرن
🔥2
+ تو خیلی عجیبی خیلی رویایی ای خوشحالم که اون روز تو اتوبوس دنبالم اومدی
🔥2
اواز خواندن بین مردم تو خیابان و نگاه های متعجب رهگذران برای ما عادت شده
❤‍🔥1🍓1
+ تو خیلی خانومانه ای
❤‍🔥2
- فکر میکنم ... به اینکه اگر از این شهر برم شماهایی که روزهامو باهاتون میگذرونم چطور رها کنم؟
🍓2
+ میشه نری؟
- اما من عشقم اونجاست خانوادم اونجاست اگر اونجا باشم بیشتر احساس میکنم توی خونه ام من از اینجا نمیتونم از عزیزترینم مراقبت کنم باید برم
🍓2
+ چرا میخوای بری؟ رفتن تو چه فایده ای داره؟
- میخوام برم. فایده اش اینه که برمیگردم خونه. و خونه من حالا امروز و این لحظه جاییه که اون هست. هواییه که اون نفس میکشه. خاکیه که اون روش قدم می‌ذاره. باید برم. باید برم که وقتی برمیگرده پشت سرشو نگاه میکنه و دنبال کسی میگرده که حمایتش کنه بهش لبخند بزنم نه اینکه پشت گوشی و پیامهای تبلیغاتی گم بشم
+ نگران ما نباش. تو که بری ما هم میایم. ما هم میخواستیم بریم ازینجا. فقط بهانه ای نداشتیم. کسی نبود که اونجا منتظرمون باشه. اگر تو اونجا باشی ما هم به دیدنت میایم. تو به دیدن ما میایی؟
- صد البته که میام شماها چندین سال خاطره و امنیت برام ساختید معلومه که میام با همه قلبم میام
+ چرا انقدر بوی رفتن میدی؟ چرا انقدر حرفات خداحافظی دارن؟ چرا انقدر مصممی که موفق میشی و میری؟
- چون میخوام که اونجا باشم. اینبار کاملا محکم سر خواستم میمونم. میدونی بهم چی میگفت؟ میگفت تو استواری. و من اینبار برای رفتن پای برج میلاد استوارم. تصمیمم جدیه. تو میدونی وقتی جدیم اوضاع چطور پیش میره
+ با من خداحافظی نکن. من نمیتونم منتظر سلام دوباره بمونم. اگر تو بری من دوست عزیزی رو از دست میدم
- نه از دست نمیدی من توی تمام اغوش هایی که بهت دادم توی تمام خنده هایی که باهم داشتیم توی تمام اواز هایی که خوندیم و توی تمام خیابون هایی که قدم زدیم هستم تو میتونی منو توی نقاشی هات و فیلم هایی که دیدیم و داستان هایی که گفتیم پیدا کنی. گذشته از این ها فاصله منو تو یک زنگ تلفنه
+ گفتی آبانی ای؟
- اره
+ به ابانیا نمیخوری
- به چی میخورم؟
+ مهر... مهربون... نگهبان مهر... مهربانو
- مهر؟
+ نه اونم نه اما خورشید تو خورشیدی گرم و امن

🍓2
الماس کوچک؛ حالا تورا جان می‌دانم و جانان می‌خوانم. جان دلم جانان من.
🤣2🍓1
❤‍🔥4
- هیچوقت فکرشم نمیکردم یادم بیاد ما سر چه چیزهای کوچیکی باهم بحث میکردیم و حالا بهش دست بندازم که بخوام حضور خودمو اثبات کنم اینو باور کنم که من مهمم من طرد نشدم
+ خاصیت این روابط همینه وقتی عاشق کسی هستی چیزهای بزرگ نیستن که رد پای شما میشن چیزهای خیلی خیلی کوچیک و مسخره ان مثل عادت های ریزی که توی تنتون میمونه و شخصیتی که از هم میگیرید و همش میتونه توی ذره لهجه شیرازی که توی حرفای تو نشسته یا نعنا ها و گشنیز هایی که توی کت اون جا مونده خلاصه بشه
🍓2