«دلم میخواهد بنویسم. شاید حتی بیشتر از تمام چیزهایی که تا اینجا نوشتهام.
اما بعضی خاطرهها را اگر زیادی زیر نور بگیری، دیگر شبیه همان چیزی نیستند که در تاریکی اتفاق افتادهاند. بعضی لحظهها هم جای عجیبی میان حافظه آدم پیدا میکنند؛ جایی که دست هیچ خوانندهای به آن نمیرسد.
پس بگذار این یکی همانجا بماند؛ لای چند ساعت از یک شب در تهران، چند وجب فرش قرمز و حافظهی دو نفری که خودشان خوب میدانند چه گذشته.
نه چون چیزی برای گفتن ندارم؛ اتفاقاً چون بیش از اندازه برای گفتن دارم.»
- حاشیهنویسیهای بانوی سرخ