در جنگ هاگوارتس بالاخره معنای قوی سفید مشخص میشد. چند دانشآموز کمسن در برابر دیوانه سازها گیر افتادهاند و همان اسلیترینیای که بخش بزرگی از مدرسه هنوز به او اعتماد ندارد، مقابلشان میایستد. چوبدستی بالا میرود و قوی عظیم و نقرهای ظاهر میشود؛ اما این بار قرار نیست آرام روی آب شناور باشد. بالهایش را باز میکند و مستقیم به سمت دیوانه ساز ها میرود. تمام تضاد شخصیت در همان تصویر خلاصه میشد: چیزی زیبا که برای تزئین ساخته نشده؛ برای دفاع ساخته شده است.
اما توانایی محافظتکردن قرار نبود به معنی توانایی نجات همه باشد. فرد در همان نبرد میمرد و من نمیتوانستم نجاتش بدهم. برای شخصیتی که بخش بزرگی از هویتش را بر این تصور ساخته که اگر بهاندازهی کافی حواسش جمع باشد، اگر یک حرکت جلوتر فکر کند و اگر اطلاعات کافی داشته باشد میتواند آدمهای خودش را حفظ کند، این بزرگترین شکست ممکن بود. حتی پاترونوس هم بعد از مرگ فرد تغییر نمیکرد؛ همچنان همان قوی سفید باقی میماند، چون آن عشق قرار نبود من را به آدم دیگری تبدیل کند، فقط بخشی از همان آدمی میشد که از قبل بودم.
بعد از جنگ هم دراکو لزوماً برنمیگشت تا جای فرد را بگیرد و داستان برای کاملکردن یک پایان عاشقانه، شخصیت دیگری را کنارم نمیگذاشت. شاید در اپیلوگ میفهمیدیم بعدها زندگی کردهام، عاشق شدهام یا حتی خانوادهای ساختهام، اما هیچوقت دقیقاً گفته نمیشد با چه کسی. در نتیجه Draco/Malishka، Fred/Malishka و احتمالاً چند شیپ عجیب دیگر تا سالها سرنوشتشان این بود که فندوم را به جان هم بیندازند.
و اینکه خوانندهها دوستم داشتند یا ازم متنفر میشدند؟ احتمالاً هر دو، بهشدت. یک بخش فندوم عاشق اسلیترینی morally grey با پاترونوس قوی سفید میشد که هیچوقت لازم نمیبیند ثابت کند آدم خوبی است؛ بخش دیگری از اینکه همیشه فکر میکند خودش بهتر میداند چه تصمیمی باید گرفته شود متنفر میشد. بزرگترین بحث هم احتمالاً همین بود: «آیا مالیشکا واقعاً آدم خوبی بود؟»
فکر نمیکنم خود داستان هیچوقت جواب قطعی میداد.
آخرین تصویر مناسب برایش بعد از جنگ هاگوارتس بود؛ سرسرا پر از آدم است، جنگ تمام شده و هری از آن سوی سالن برای لحظهای چشمش به من میافتد. نه تشکری در کار است، نه اعترافی، نه مدالی و نه توضیحی دربارهی تمام چیزهایی که در آن سال اتفاق افتاده. هری فقط خیلی مختصر سرش را پایین میآورد و من هم همان حرکت را تکرار میکنم.
چون در نهایت داستان این شخصیت دربارهی اثبات خوببودنش به دیگران نبود؛ دربارهی این بود که وقتی هیچکس قرار نیست بفهمد چه انتخابی کردی، باز هم باید تصمیم بگیری چه کسی میخواهی باشی.
خدایا.
این بار ادم اشتباه بفرستی تو زندگیم
مرجوعش میکنم برسه به دستت
شاید بفهمی محصولت مشکل داره جنس خراب نفرستی برام
این بار ادم اشتباه بفرستی تو زندگیم
مرجوعش میکنم برسه به دستت
شاید بفهمی محصولت مشکل داره جنس خراب نفرستی برام
واقعا جذابه واقعا خوشحالم میکنه واقعا لذت میبرم ببینم داری هرروز بهتر از دیروزت میشی
You
are like a snowflake
Snowflakes are captivating
and sweet and desirable
even if they are cold
ㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤˑ ﹒╌╌ ๑ ․ ˆ ˑ ⋆ ╌╌ ․
ما توی روزمرگی الان یک عالمه ادم داریم که متالهد/گاث/الترناتیو/پانک و... هستن یا دوست دارن که باشن
همونطور که میدونید این استایل ها و موسیقی ها قبل از هرچیز عقیده و تفکر و خرده فرهنگ هستن پس
شما فوروارد میکنید و میگید چه سبکی و من بهتون یکی از توضیحات مناسب اون رو بهتون + پلی لیست پیشنهادی میدم
... لازم نیست حتما فن اون سبک باشید
... میتونه سبک استایل و یا موسیقی باشه
... اگر شک دارید ذکر کنید انتخاب نمیکنید و فقط سه اهنگ مورد علاقه خودتونو برام بزارید / عکس از استایل مورد علاقه بزارید
قانون: اگر صبور نیستید فور نکنید چون قراره طول بکشه اخرین چالشم سه ماه طول کشید
داخل چنل جوین نشید اگر فکر میکنید از مطالب چنل خوشتون نمیاد در غیر اون صورت بیاید دوست بشیم
پارتی بازی نداریم لطفا بعد خط خوردن فوروارد نکنید ( همیشه میگم همیشه هم پارتی بازی میکنم )