سلام خواستم بگم این روزا خط خطی که میشم میرم پیش برف با حوصله خطامو از هم باز میکنه مرتب و تمیز میشم دوباره میرم دنبال زندگی
#katrin #oc
نام: کاترین لوناوولک
قد: ۱۷۵
ملیت: روس
نژاد: روس-اسپانیایی
سن: ۲۷
وضعیت: بیوه
شغل: مافیا سفید / مدیر کازینو
۱- دوسال بعد از مرگ راسکاگوف ( همسر مرده کاترین )
۲- کارولین خواهر کوچیک کاترین ( از بچگی باهم ارتباط نداشتن تو دو عمارت جدا بزرگ شدن و دو مادر متفاوت دارن کارولین امریکایی روسیه و یه راک استاره و زندگی نرمال داره و خودشو از شغل خانوادگیشون و دردسرای مافیای خواهرش جدا کرده )
۳- روسیه
۴- چون به کمکشون نیاز داشت جون معشوقش در خطر بود و برای اولین بار اهمیت نمیداد چه بلایی سر اینده اش میاد
۵- اکشن و ماجراجویی و شاید ملودرام
بک استوری کوتاه و خلاصه:
کاترین دختر بزرگ خانواده لوناوولک از یه خاندان مافیا میاد پدرش کارخونه دار و مادرش مدل اسپانیایی بود توی یک عمارت توی روسیه بزرگ شد عاشق یه مافیای مواد مخدر میشه و یه کازینو تاسیس میکنه تا پولشویی و درامد غیرقانونیشونو توجیح کنه اما همسرش بهش خیانت میکنه و کاترین شوهرش و معشوقش رو میکشه و باند مافیای شوهرش که اون زمان خیلی قدرتمند شده بود رو بدست میگیره و یک مافیای سفید میشه و...
نام: کاترین لوناوولک
قد: ۱۷۵
ملیت: روس
نژاد: روس-اسپانیایی
سن: ۲۷
وضعیت: بیوه
شغل: مافیا سفید / مدیر کازینو
۱- دوسال بعد از مرگ راسکاگوف ( همسر مرده کاترین )
۲- کارولین خواهر کوچیک کاترین ( از بچگی باهم ارتباط نداشتن تو دو عمارت جدا بزرگ شدن و دو مادر متفاوت دارن کارولین امریکایی روسیه و یه راک استاره و زندگی نرمال داره و خودشو از شغل خانوادگیشون و دردسرای مافیای خواهرش جدا کرده )
۳- روسیه
۴- چون به کمکشون نیاز داشت جون معشوقش در خطر بود و برای اولین بار اهمیت نمیداد چه بلایی سر اینده اش میاد
۵- اکشن و ماجراجویی و شاید ملودرام
بک استوری کوتاه و خلاصه:
کاترین دختر بزرگ خانواده لوناوولک از یه خاندان مافیا میاد پدرش کارخونه دار و مادرش مدل اسپانیایی بود توی یک عمارت توی روسیه بزرگ شد عاشق یه مافیای مواد مخدر میشه و یه کازینو تاسیس میکنه تا پولشویی و درامد غیرقانونیشونو توجیح کنه اما همسرش بهش خیانت میکنه و کاترین شوهرش و معشوقش رو میکشه و باند مافیای شوهرش که اون زمان خیلی قدرتمند شده بود رو بدست میگیره و یک مافیای سفید میشه و...
قاصدک برام فرستاده بودی عزیزترین؟ چی توی گوشش زمزمه کرده بودی؟ قاصدک اومد پشت دستم رو بوسید، جلوی چشمام رقصید و رفت.
👻2
Forwarded from رُگآ.
گاهی فکر میکنم بعضی از آدمها را نباید فقط دید، باید آنها را مثل یک قطعه موسیقی ناب یا یک تابلوی نقاشی پر از رنگ، با تمام وجود حس کرد. تو برای من دقیقا همینقدر جانداری، ترکیبی عجیبی از غرور، اصالت و یک شورِ بیپایان برای زندگی. حتی وقتی روحت از دویدنهای مدام کلافه میشود و موقتا به خلوتت پناه میبری، باز هم آن درخشش نابت جوری از پس دیوارهای سکوت بیرون میزند که نمیشود تماشایت نکرد. تو بلد قشنگیهای این دنیایی. آدم سرزندهای مثل تو، با یک ماچای داغ، با ذوق بیحدش برای دستبافت خانگی یک رفیق، یا با غرق شدن لای صفحاتِ یک رمان کلاسیک، به جهانِ دوروبرش روح میبخشد. تو انگار تعریف زندهای از خود معماری هستی. بااصالت، مستحکم و بینهایت زیبا.. شاید خودت ندانی، اما حضور تو، با تمام آن سلیقهی منحصربهفرد و نگاهِ عمیقت به هنر و آدمها، یک امنیتِ قشنگ با خودش میآورد. وقتی آدم به تو نگاه میکند، دلش میخواهد پنجره را باز کند، بگذارد بارانِ نمنم روی سرش ببارد و پا به پای تو تمامِ جهان را آرزو کند. تو لایقِ بهترین و وسیعترین آسمانهایی،جایی که ریههایت پر شود از رهایی و هیچچیز، سد اینهمه انرژی و زنانگی باوقارت نشود!
- برای بانوی زیبا رو و زیبا قلب. 🤍
https://t.me/fallingForLuneva
- برای بانوی زیبا رو و زیبا قلب. 🤍
https://t.me/fallingForLuneva
فقدان فقط چیزی نیست که از دست رفته؛ فقدان، چیزی است که هرگز اتفاق نیفتاده اما میتوانست اتفاق بیفتد.- سرخ نوشت؛