فال ورق اتفاق های زود تر ، وعده های دقیق ترو میگه 🃏 و نهایتن تا ۹ ماه اینده رو دقیق میگه . سوال خیلی از دوستان وعده ها به جز ماه ها با ورق گفته می شود .
قیمت فال ورق 35000 تومان می باشد 🙏
☕☕☕☕
https://t.me/Fallfall
راه ارتباط 👈🏻 @A_o_fll
قیمت فال ورق 35000 تومان می باشد 🙏
☕☕☕☕
https://t.me/Fallfall
راه ارتباط 👈🏻 @A_o_fll
ســـــــلام 🌸🍃
صبح زیبـای یکشنبه تون بخیر 🌸🍃
امروزتـون پـراز لطف خــدا 🌸🍃
الهی بـهترینها نصیبتون🌸🍃
روزتــون قـشنـگـــــ🌸🍃
https://t.me/Fallfall
صبح زیبـای یکشنبه تون بخیر 🌸🍃
امروزتـون پـراز لطف خــدا 🌸🍃
الهی بـهترینها نصیبتون🌸🍃
روزتــون قـشنـگـــــ🌸🍃
https://t.me/Fallfall
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱صبح قشنگتون بخیر
🪴و لحظه هاتون
🌱بـه زیبـایی گـل
🪴امیدوارم امروز
🌱سـرشـار از
🪴عشق و مهربانی باشید
🌱الهی امـروز
🪴خوشبختی بالاترین
🌱حس زیبـای زندگیتون باشه
https://t.me/Fallfall
🪴و لحظه هاتون
🌱بـه زیبـایی گـل
🪴امیدوارم امروز
🌱سـرشـار از
🪴عشق و مهربانی باشید
🌱الهی امـروز
🪴خوشبختی بالاترین
🌱حس زیبـای زندگیتون باشه
https://t.me/Fallfall
🌹
انسانیت
🔹مرد جوانی پدر پیرش مریض شد. چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد.
🔹پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید. رهگذران از ترس واگیرداشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند.
🔹شخصی از آن جاده عبور می کرد. به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به بینارستان ببرد و درمانش کند.
🔹یکی از رهگذران به طعنه به او گفت: این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک، نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود. حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است. تو برای چی به او کمک می کنی؟
🔹آن شخص به رهگذر گفت: من به او کمک نمی کنم، من دارم به خودم کمک می کنم!! اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و در محضر خالق هستی حاضر شوم. من دارم به خودم کمک می کنم.
🌸آنچنان که فکر میکنیم انسانیت سخت نیست
https://t.me/Fallfall
انسانیت
🔹مرد جوانی پدر پیرش مریض شد. چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد.
🔹پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید. رهگذران از ترس واگیرداشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند.
🔹شخصی از آن جاده عبور می کرد. به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به بینارستان ببرد و درمانش کند.
🔹یکی از رهگذران به طعنه به او گفت: این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک، نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود. حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است. تو برای چی به او کمک می کنی؟
🔹آن شخص به رهگذر گفت: من به او کمک نمی کنم، من دارم به خودم کمک می کنم!! اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و در محضر خالق هستی حاضر شوم. من دارم به خودم کمک می کنم.
🌸آنچنان که فکر میکنیم انسانیت سخت نیست
https://t.me/Fallfall
Telegram
♥️ فال قهوه ♥️
@A_o_fll
سلام روزتون بخیر
دوستان بنده خیلی مشکل اینترنت داشتم و امروز تونستم وصل بشم .
دوستان بنده خیلی مشکل اینترنت داشتم و امروز تونستم وصل بشم .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸روی خوش زندگی همین است
🌸همین که کسی باشد
🌸صبح را بخیر کند
🌸کسی باشد که تو در کنارش
🌸قدر نفسهایت
🌸و زنـده بودنت را بـدانی
🌸دوستان عزیز آدینتون پـراز عـشق
🌸همین که کسی باشد
🌸صبح را بخیر کند
🌸کسی باشد که تو در کنارش
🌸قدر نفسهایت
🌸و زنـده بودنت را بـدانی
🌸دوستان عزیز آدینتون پـراز عـشق