اشکهایش زمانی فرو ریخت که دیگر
نه دلیلی برای قویبودن مانده بود،
نه کسی برای دیدنِ فروپاشیاش.
سالها بغض را
جایی میان عقل و غرورش دفن کرده بود
جایی که درد اجازهی صدا نداشت
و تحمل، تنها راه بقا به نظر میرسید.
اما وقتی فهمید هیچچیز
با انکار دوام نمیآورد،
وقتی فهمید قویبودن هم
حدی دارد، سکوت شکست...
و اشکها آمدند—
نه از ضعف، بلکه از رهاییِ دیرهنگامِ روحی
که مدتها منتظرِ همین لحظه بود.
🍾27
میدونی سونگهون...
بعضی روزا اتفاق خاصی نمیفته، هیچکس ناراحتت نمیکنه، هیچ خبری هم نیست... اما یهو وسط یه لحظهی معمولی، دلت میخواد سرتو روی شونهی یکی بذاری و فقط چند دقیقه هیچی نگی.
امروز یکی از همون روزا بود.
ناخودآگاه گوشیمو برداشتم که بهت پیام بدم. نه برای حرف مهمی، نه برای درد دل کردن... فقط چون همیشه اولین نفری بودی که دلم میخواست سراغش برم.
بعد یادم اومد که مدتهاست دیگه نمیتونم. و عجیب بود که هنوزم فکر کردن به این حقیقت، به همون اندازهی روز اول درد داره.
🍾29
https://splus.ir/Darnil
چنل سروشم محظ احتیاط
برای اینکه دلم براتون تنگ میشه پس دوس دارم اگه شد اونجا با هم حرف بزنیم
چنل سروشم محظ احتیاط
برای اینکه دلم براتون تنگ میشه پس دوس دارم اگه شد اونجا با هم حرف بزنیم
splus.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
بچه ها میشه بایکوت کنید؟ لایکاتونو از زیر پستاشون بردارید خواهش میکنم باید هیسونگو برگردونیم من اینجوری تسلیم نمیشم
👍5
میدونم گفتنش...
ولی لطفا مراقب خودتون باشید بچه های جنوب
از اینجا دل ما با شماست
ولی لطفا مراقب خودتون باشید بچه های جنوب
از اینجا دل ما با شماست
💘4
بچه ها کسی لینک اولین ویدیو مراد ویسی که اولین جاوید نام رو خوند نداره؟
Forwarded from 𝒟𝖺𝗋𝖼𝖾𝗅𝗅𝖾
عـزیز مـن؛
مدت زیادی گذشته، اما ردِ حضورت هنوز از دلم پاک نشده است. هنوز هم به اندازهی روز اول دوستت دارم؛ شاید حتی بیشتر. با این حال، یاد گرفتهام بدون تو زندگی کنم.
پذیرفتن این حقیقت که هیچگاه واقعاً به من تعلق نداشتی و نخواهی داشت، تلخترین درسی بود که زندگی به من داد. کنار آمدن با آن آسان نبود، اما سرانجام آن را پذیرفتم.
یاد گرفتهام دوستت داشته باشم و در عین حال، رهایت کنم؛ به زندگیام ادامه بدهم و تو را فقط در گوشهای از قلبم نگه دارم؛ جایی که خاطرهات در سکوت نفس میکشد.
با تو، عشق را برای اولین بار شناختم؛ و همین تلخترین زیباییِ زندگیام بود. هنوز هم گاهی افسوس میخورم که آن عشق، سرنوشتِ من نبود.
حرفهای زیادی برای گفتن دارم، اما کلمات آنقدر ناتواناند که نمیتوانند عمق احساساتم را بیان کنند. پس فقط یک چیز میگویم:
هیچکس هرگز تو را آنگونه که من دوستت داشتم، دوست نخواهد داشت؛ و این، تنها حقیقتیست که همیشه با تمام وجود به آن باور خواهم داشت.