𝖥𝖺𝖽𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝖾𝖼︎𝗁︎𝗈⁷
637 subscribers
114 photos
8 videos
3 files
25 links
Download Telegram
میـدونے چے دردنـاک تـر از خیانتـہ وونے!
آدمے رو رهـا کنے کـہ تیکـہ اے از وجودتـہ امـا بایـد ازش دست بکشے، چـون اون کنـارت حالـش خـوب نیسـت ...
درسـت مثـل مـن و تـو:)))
💘46
اُمیـدم را هَـلاک کردے
‌بـا لبخنـدے مهـربان و خـداحافـظےِ دلسـوزانـہ
و مـن در گوشـہ اے از آن خیـابان شلـوغ، لرزیـدم، اشـک ریختـم و آرزوے خوشبختے حَوالـہ ات کـردم!
آن گاـہ بـود کـہ فهمیـدم رهـا کـردن از عشـق اسـت
و من با تمـام وجـود بـہ تـو عشـق ورزیـدم
🍾32
نیمه شبی در کوچه و پس کوچه های تاریک شهر، دل باخته ای را دیدم!
که غوطه میخورد در خاطراتش و قاب عکسی را در آغوش کشیده بود، گویی کسی را در آن تصویر میدید که روزی بخشی از وجودش را پر می کرد.
ساعت ها بعد همهمه ای در آن مکان به گوشم رسید.
خود را به آنجا رساندم و میان آن شلوغی جنازه خونین پسرک را دیدم
صورتی رنگ پریده، لبهایی خشک و شیشه خورده های فرو رفته در شاهرگش آه از نهادم بلند کرد
تلو تلو می خوردم، صدای مردم بم و غیر قابل فهم شده بود
فقط یک چیز می شنویدم!
صدای قدم های خانم مسنی که دوان دوان به بالین پسرکش آمد و در آغوشش گرفت
آرام اشک می‌ریخت، نوازشش می کرد و زیر لب لالایی می‌خواند .

سیاهی....
💘27
@darlllu
@eralilin
@Octaviusyk
@filcuio
@s33xmorq
@Swyllla
@Sttaaa_rr
@Santas_deero
@Darralo
تو شیپ پارتیا باهم شیپ نشیم🫶🏻
💘16
میدونی جیکی...
اونجایی میفهمی وبال گردن بقیه ای که عزیز ترین ادم زندگیت با خونسردی تو چشات نگاه کنه و بگه: ما چه گناهی کردیم که تو بچه ما شدی
وقتی مادرم این حرفو زد، انگار دنیا رو سرم خراب شد
اکسیژن کم شد و درد سینه زیاد
گیج و منگ دنبال یه راه فرار گشتم، راهی که کسی اشکامو نبینه، شکست و بغض توی چشمامو نبینه
و جایی نبود جز آغوش تو...
اما تو خیلی وقت بود رفته بودی
حالا من به ملاقاتت میام، برای آخرین بار، حتی اگه بخاطرم زیر خاک خوابیده باشی...
🕊32