•🌵
خدایا دست من که به آسمون نمیرسه
ولی تـو دستت به هر جایی که من باشم میرسه،
پس قربونت دست منو ول نکن
خدایا دست من که به آسمون نمیرسه
ولی تـو دستت به هر جایی که من باشم میرسه،
پس قربونت دست منو ول نکن
❤20
•🌵
ابوبکر ربابی اکثر شبها به دزدی میرفت. شبی چندان که سعی کرد، چیزی نیافت. دستار خود را بدزدید و در بغل نهاد، چون به خانه رفت، زنش گفت: چه آوردهای؟
گفت: این دستار آوردهام.
زن گفت: این که دستار خود توست.
گفت: خاموش، تو ندانی، از بهر آن دزدیدهام تا آرمان دزدیام باطل نشود
#حکایات
ابوبکر ربابی اکثر شبها به دزدی میرفت. شبی چندان که سعی کرد، چیزی نیافت. دستار خود را بدزدید و در بغل نهاد، چون به خانه رفت، زنش گفت: چه آوردهای؟
گفت: این دستار آوردهام.
زن گفت: این که دستار خود توست.
گفت: خاموش، تو ندانی، از بهر آن دزدیدهام تا آرمان دزدیام باطل نشود
#حکایات
❤11
•🌵
بعضی وقتها فکر میکنم هر احساسی که قرار بوده تجربه کنم، تموم شده…
-دیالوگ فیلم Her
بعضی وقتها فکر میکنم هر احساسی که قرار بوده تجربه کنم، تموم شده…
-دیالوگ فیلم Her
❤10