•🌵
بهترین نصیحت پدرانه رو صادق کامیاب میکنه که میگه:
«هرکس به اندازه ای که برای ما ارزش قائل است
باید ذهن و دلمان را اشغال کند نه به اندازه ای که ما دوستش داریم»
بهترین نصیحت پدرانه رو صادق کامیاب میکنه که میگه:
«هرکس به اندازه ای که برای ما ارزش قائل است
باید ذهن و دلمان را اشغال کند نه به اندازه ای که ما دوستش داریم»
❤14
•🌵
راز خوشبختی و امروز تو کتاب آشپزی خوندم؛
نوشته بود :
" هَمِش نَزَن "
راز خوشبختی و امروز تو کتاب آشپزی خوندم؛
نوشته بود :
" هَمِش نَزَن "
❤15
•🌵
روزی چارلی چاپلین، جوکی را برای تماشاگران تعریف کرد همه خندیدند!
سپس برای بار دوم آن جوک را تعریف کرد، این بار فقط تعدادی خندیدند وقتی برای بار سوم آن جوک را تعریف کردهیچ کس نخندید! سپس چارلی چاپلین جمله زیبایی گفت: اگر یک جوک نمی تواند چند بار تو را بخنداند، چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند؟
روزی چارلی چاپلین، جوکی را برای تماشاگران تعریف کرد همه خندیدند!
سپس برای بار دوم آن جوک را تعریف کرد، این بار فقط تعدادی خندیدند وقتی برای بار سوم آن جوک را تعریف کردهیچ کس نخندید! سپس چارلی چاپلین جمله زیبایی گفت: اگر یک جوک نمی تواند چند بار تو را بخنداند، چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند؟
❤16
•🌵
هر آنچه از اوج خود سقوط کرده باشد
به شکوه سابق خود باز خواهد کشت...
هر آنچه از اوج خود سقوط کرده باشد
به شکوه سابق خود باز خواهد کشت...
❤10
•🌵
خدایا دست من که به آسمون نمیرسه
ولی تـو دستت به هر جایی که من باشم میرسه،
پس قربونت دست منو ول نکن
خدایا دست من که به آسمون نمیرسه
ولی تـو دستت به هر جایی که من باشم میرسه،
پس قربونت دست منو ول نکن
❤20
•🌵
ابوبکر ربابی اکثر شبها به دزدی میرفت. شبی چندان که سعی کرد، چیزی نیافت. دستار خود را بدزدید و در بغل نهاد، چون به خانه رفت، زنش گفت: چه آوردهای؟
گفت: این دستار آوردهام.
زن گفت: این که دستار خود توست.
گفت: خاموش، تو ندانی، از بهر آن دزدیدهام تا آرمان دزدیام باطل نشود
#حکایات
ابوبکر ربابی اکثر شبها به دزدی میرفت. شبی چندان که سعی کرد، چیزی نیافت. دستار خود را بدزدید و در بغل نهاد، چون به خانه رفت، زنش گفت: چه آوردهای؟
گفت: این دستار آوردهام.
زن گفت: این که دستار خود توست.
گفت: خاموش، تو ندانی، از بهر آن دزدیدهام تا آرمان دزدیام باطل نشود
#حکایات
❤11