◀️با آینده روبه رو شوید
الان مشغول هر کاری باشید، اوضاع به هر حال تغییر میکند. به طور حتم آینده از راه خواهد رسید و اوضاع تغییر خواهد کرد و باید هم تغییر کند.
افرادی که اکنون با شما مشغول کار هستند، تیم شما را ترک خواهند کرد. ارقام فروش شما بهبود می یابد یا افت خواهد کرد. رئيس شما بازنشسته می شود یا جابه جا خواهد شد. همکاران شما تغییر خواهند کرد، شما هم تغییر خواهید کرد.
به هر ترتیب همه ی این تغییرات رخ می دهند و مدیر هوشمند کسی است که نه تنها از آنها استقبال می کند، بلکه خود را برای رویارویی با آنها آماده میکند. این کار، توجه به بحرانی خاص نیست، بلکه داشتن انعطاف کافی برای جلوتر بودن از بازی است. منظور این است که وقتی تغییری ایجاد می شود ، می توانید آن را به نفع خود تغییر دهید و بر اثر آن از میدان به در نشوید./دکامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
الان مشغول هر کاری باشید، اوضاع به هر حال تغییر میکند. به طور حتم آینده از راه خواهد رسید و اوضاع تغییر خواهد کرد و باید هم تغییر کند.
افرادی که اکنون با شما مشغول کار هستند، تیم شما را ترک خواهند کرد. ارقام فروش شما بهبود می یابد یا افت خواهد کرد. رئيس شما بازنشسته می شود یا جابه جا خواهد شد. همکاران شما تغییر خواهند کرد، شما هم تغییر خواهید کرد.
به هر ترتیب همه ی این تغییرات رخ می دهند و مدیر هوشمند کسی است که نه تنها از آنها استقبال می کند، بلکه خود را برای رویارویی با آنها آماده میکند. این کار، توجه به بحرانی خاص نیست، بلکه داشتن انعطاف کافی برای جلوتر بودن از بازی است. منظور این است که وقتی تغییری ایجاد می شود ، می توانید آن را به نفع خود تغییر دهید و بر اثر آن از میدان به در نشوید./دکامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Forwarded from جمع مدیران نامدار ایران
✅با سلام
ضمن خوش آمدگویی به اعضای جدید کانال مجمع مدیران نامدارایران امیدوار هستیم بتوانیم از طریق این رسانه ارتباط جوانان ایران را با موفق ترین و مشهور ترین مدیران ایران فراهم کنیم
جمع مدیران نامدار ایران از طریق برگزاری برنامه های متنوع و خلاقانه و همچنین از طریق ارایه اطلاعات بروز و ناب ،تجارب ذی قیمت مدیران نامدار ایران را به شما منتقل خواهد نمود
جمع مدیران نامدار ایران پل ارتباطی بین مدیران با تجربه کشور و جوانان جویای تجربه است
عضویت رسمی در جمع مدیران نامدار ایران بعد از تعطیلات نوروز آغاز خواهد شد
اطلاعات تکمیلی بزودی از طریق لینک زیر
با ما همراه باشید
telegram.me/excellentmanagers
ضمن خوش آمدگویی به اعضای جدید کانال مجمع مدیران نامدارایران امیدوار هستیم بتوانیم از طریق این رسانه ارتباط جوانان ایران را با موفق ترین و مشهور ترین مدیران ایران فراهم کنیم
جمع مدیران نامدار ایران از طریق برگزاری برنامه های متنوع و خلاقانه و همچنین از طریق ارایه اطلاعات بروز و ناب ،تجارب ذی قیمت مدیران نامدار ایران را به شما منتقل خواهد نمود
جمع مدیران نامدار ایران پل ارتباطی بین مدیران با تجربه کشور و جوانان جویای تجربه است
عضویت رسمی در جمع مدیران نامدار ایران بعد از تعطیلات نوروز آغاز خواهد شد
اطلاعات تکمیلی بزودی از طریق لینک زیر
با ما همراه باشید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
◀️تفکر دلفینی
چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطافپذیری میدانند.
به طور کلی، انسانها را همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم ميشوند:
ماهیهای کپور
کوسهها
دلفینها
⭕️دسته اول :
ماهیهای کپور
که همیشه ماهیهای قربانیاند؛ زیرا توسط دیگر ماهیها خورده میشوند.
برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند
⭕️دسته دوم :
کوسه ماهیها
با روش (برنده – بازنده)
برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی
برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است.
شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل با انسانهای کوسه مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند.
⭕️دسته سوم :
دلفین ها
نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در سان دیه گو پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند.
دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله می کردند.
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند.
به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است...
نتیجه گیری :
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسان ها نیز دارای چنین تفکر زیبایی می بودیم:
تفکر دلفینی یعنی اینکه ؛
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
با دیگران در زمان بروز مشکلات همذات پنداری کنیم؛
از خوشحالی دیگران مشعوف شویم؛
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
دست در دست برای موفقیت هم تلاش کنیم:
به جای اینکه برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد.
همکاری، همدلی، همراهی، همفکری و ... تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده ایم هم به دیگران
پس کمی تأمل کنیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطافپذیری میدانند.
به طور کلی، انسانها را همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم ميشوند:
ماهیهای کپور
کوسهها
دلفینها
⭕️دسته اول :
ماهیهای کپور
که همیشه ماهیهای قربانیاند؛ زیرا توسط دیگر ماهیها خورده میشوند.
برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند
⭕️دسته دوم :
کوسه ماهیها
با روش (برنده – بازنده)
برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی
برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است.
شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل با انسانهای کوسه مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند.
⭕️دسته سوم :
دلفین ها
نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در سان دیه گو پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند.
دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله می کردند.
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند.
به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است...
نتیجه گیری :
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسان ها نیز دارای چنین تفکر زیبایی می بودیم:
تفکر دلفینی یعنی اینکه ؛
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
با دیگران در زمان بروز مشکلات همذات پنداری کنیم؛
از خوشحالی دیگران مشعوف شویم؛
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
دست در دست برای موفقیت هم تلاش کنیم:
به جای اینکه برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد.
همکاری، همدلی، همراهی، همفکری و ... تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کرده ایم هم به دیگران
پس کمی تأمل کنیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
برای ایجاد بیشترین انگیزه در کارکنان، در جمع از نقاط قوتشان بگویید و در خلوت از نقاط ضعفشان.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از روی هدف بر میدارید، به نظرتان میرسند./ هنری فورد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️توسعه در ایران !
🔴تجربه ربع قرن برنامهریزی برای توسعه در سالهای پس از انقلاب اسلامی بسیار گرانبها است و باید از آن برای ترسیم نقشه راه آینده درس گرفت. برنامههای پنجساله توسعه از پیش از انقلاب اسلامی در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه دیگر رواج داشت و پس از وقفه یک دههای ناشی از انقلاب اسلامی و دوران جنگ هشت ساله، دوباره از سال 1368 با مضمون گستردهتری از سر گرفته شد. این برنامهها را میتوان استراتژیهای درازمدت برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی دانست. صرفنظر از این بحث که آیا برنامهریزی دولت برای تمام جوانب زندگی اقتصادی کشور کار درستی است یا نه، جای تردید نیست که این برنامهها حتی در چارچوبهای تعریف شده خود به دلایلی رفته رفته کارآیی خود را از دست دادند.
🔴اگر از برنامه اول تا سوم هدف اصلی بازسازی خرابیهای پس از جنگ و نیز بیرون آوردن اقتصاد ملی از بختک دولتزدگی بود و تا حدود قابل قبولی، بهویژه در برنامه سوم، به این اهداف نزدیک شد؛ اما برنامههای چهارم و پنجم سرنوشت اسفناکی پیدا کردند و عملا کنار گذاشته شدند. البته روی کار آمدن دولت پوپولیستی که حاضر به تمکین از قواعدی خارج از اراده خود نبود و اساسا اعتقادی به کار کارشناسان و متخصصان نداشت در این قضیه بیتاثیر نبود. با این همه، گذشته از این بدبیاری تاریخی برای اقتصاد کشور در دوران وفور درآمدهای نفتی، مساله دیگری از همان آغاز برنامه اول گریبانگیر فرآیند تصویب برنامههای کشور بود که با گذشت زمان شدت پیدا کرد و به تدریج برنامه یکپارچهای را که قاعدتا هدف نهایی آن خدمت به منافع عمومی بود، به مجموعه وصله پینه شده و نامتجانس منافع خاص منطقهای و جناحی تبدیل کرد. دولت و فراتر از آن کشور منابع محدودی دارد که برنامهریز با نگاه استراتژیک درازمدت باید تخصیص آنها را در جهت منافع عمومی سوق دهد. متولی برنامهریزی در کشور کارشناسان متخصص سازمان برنامه بودند که متاسفانه در دوران سیطره پوپولیسم بخش عمدهای از آنها ناگزیر کنار رفتند؛ اما منصفانه باید گفت مستقل از این مساله و در همان دوران هم وقتی برنامه با هر کیفیتی به مجلس برای تصویب ارائه میشد با دستکاریهایی که نمایندگان نواحی متفاوت کشور با طرز فکرهای متفاوت و با پافشاری بر منافع حوزههای انتخابیه خود در برنامه به عمل میآوردند، چیزی از یکپارچگی و جهتگیری آن برای تامین منافع ملی باقی نمیگذاشتند.
🔴با توجه به این واقعیات بهنظر میرسد اکتفای دولت در لایحه برنامه ششم به کلیات و امتناع از ارائه جزئیات برای تصویب در مجلس بهمنظور حفظ یکپارچگی و دورنگری آن صورت میگیرد. در هر صورت هر راهحلی که برای این مورد خاص برنامه ششم پیدا شود باید فکری اساسی برای سیاستگذاری اقتصادی منطقی و منطبق با استانداردهای امروزی دنیا اندیشید. اکنون دوران برنامهریزیهای جامع درازمدات با هدفگذاریهای کمّی گذشته است. اینگونه برنامهریزیها که در گذشتههای دور و در زمان سیطره سوسیالیسم «واقعا موجود» طرفداران زیادی حتی در کشورهای سرمایهداری داشت دیگر به تاریخ پیوسته و ما از معدود کشورهایی هستیم که هنوز بر آن اصرار داریم. بهتر است از هماکنون با اندیشیدن تمهیدات قانونی در جهت تهیه نقشه راه استراتژیک حرکت کنیم که با ترسیم چارچوبهای کلی و منسجم سیاستی، جایگزین سیستم فعلی برنامههای پنجساله بیخاصیت و بیهوده شود.
🔴آنچه برای پیشرفت کشور و بهویژه توسعه بخش خصوصی در کشور مورد نیاز است، ترسیم چارچوبهای روشن درازمدت برای سیاستهای مالی، پولی و رژیم تجاری کشور است. بهنظر میرسد در ابلاغیه بودجه سال 1396، برخی تصمیمات مهم از قبیل یکسانسازی نرخ ارز، توسعه بازار بدهی، تعیین سقف برای کسری بودجه و امتناع از توسل به منابع بانک مرکزی برای تامین مالی دولت حکایت از وجود نوعی تفکر استراتژیک درازمدت منسجم و منطقی دارد. زمان آن فرا رسیده که همه ابعاد این تفکر استراتژیک بهصورت چارچوب یا سیاست کلی منسجم برای پیشرفت اقتصادی در قالب یک سند قانونی الزامآور درآید و در آینده جایگزین برنامههای پرهزینه و بیفایده پنجساله کنونی شود./دکتر موسی غنی نژاد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
🔴تجربه ربع قرن برنامهریزی برای توسعه در سالهای پس از انقلاب اسلامی بسیار گرانبها است و باید از آن برای ترسیم نقشه راه آینده درس گرفت. برنامههای پنجساله توسعه از پیش از انقلاب اسلامی در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه دیگر رواج داشت و پس از وقفه یک دههای ناشی از انقلاب اسلامی و دوران جنگ هشت ساله، دوباره از سال 1368 با مضمون گستردهتری از سر گرفته شد. این برنامهها را میتوان استراتژیهای درازمدت برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی دانست. صرفنظر از این بحث که آیا برنامهریزی دولت برای تمام جوانب زندگی اقتصادی کشور کار درستی است یا نه، جای تردید نیست که این برنامهها حتی در چارچوبهای تعریف شده خود به دلایلی رفته رفته کارآیی خود را از دست دادند.
🔴اگر از برنامه اول تا سوم هدف اصلی بازسازی خرابیهای پس از جنگ و نیز بیرون آوردن اقتصاد ملی از بختک دولتزدگی بود و تا حدود قابل قبولی، بهویژه در برنامه سوم، به این اهداف نزدیک شد؛ اما برنامههای چهارم و پنجم سرنوشت اسفناکی پیدا کردند و عملا کنار گذاشته شدند. البته روی کار آمدن دولت پوپولیستی که حاضر به تمکین از قواعدی خارج از اراده خود نبود و اساسا اعتقادی به کار کارشناسان و متخصصان نداشت در این قضیه بیتاثیر نبود. با این همه، گذشته از این بدبیاری تاریخی برای اقتصاد کشور در دوران وفور درآمدهای نفتی، مساله دیگری از همان آغاز برنامه اول گریبانگیر فرآیند تصویب برنامههای کشور بود که با گذشت زمان شدت پیدا کرد و به تدریج برنامه یکپارچهای را که قاعدتا هدف نهایی آن خدمت به منافع عمومی بود، به مجموعه وصله پینه شده و نامتجانس منافع خاص منطقهای و جناحی تبدیل کرد. دولت و فراتر از آن کشور منابع محدودی دارد که برنامهریز با نگاه استراتژیک درازمدت باید تخصیص آنها را در جهت منافع عمومی سوق دهد. متولی برنامهریزی در کشور کارشناسان متخصص سازمان برنامه بودند که متاسفانه در دوران سیطره پوپولیسم بخش عمدهای از آنها ناگزیر کنار رفتند؛ اما منصفانه باید گفت مستقل از این مساله و در همان دوران هم وقتی برنامه با هر کیفیتی به مجلس برای تصویب ارائه میشد با دستکاریهایی که نمایندگان نواحی متفاوت کشور با طرز فکرهای متفاوت و با پافشاری بر منافع حوزههای انتخابیه خود در برنامه به عمل میآوردند، چیزی از یکپارچگی و جهتگیری آن برای تامین منافع ملی باقی نمیگذاشتند.
🔴با توجه به این واقعیات بهنظر میرسد اکتفای دولت در لایحه برنامه ششم به کلیات و امتناع از ارائه جزئیات برای تصویب در مجلس بهمنظور حفظ یکپارچگی و دورنگری آن صورت میگیرد. در هر صورت هر راهحلی که برای این مورد خاص برنامه ششم پیدا شود باید فکری اساسی برای سیاستگذاری اقتصادی منطقی و منطبق با استانداردهای امروزی دنیا اندیشید. اکنون دوران برنامهریزیهای جامع درازمدات با هدفگذاریهای کمّی گذشته است. اینگونه برنامهریزیها که در گذشتههای دور و در زمان سیطره سوسیالیسم «واقعا موجود» طرفداران زیادی حتی در کشورهای سرمایهداری داشت دیگر به تاریخ پیوسته و ما از معدود کشورهایی هستیم که هنوز بر آن اصرار داریم. بهتر است از هماکنون با اندیشیدن تمهیدات قانونی در جهت تهیه نقشه راه استراتژیک حرکت کنیم که با ترسیم چارچوبهای کلی و منسجم سیاستی، جایگزین سیستم فعلی برنامههای پنجساله بیخاصیت و بیهوده شود.
🔴آنچه برای پیشرفت کشور و بهویژه توسعه بخش خصوصی در کشور مورد نیاز است، ترسیم چارچوبهای روشن درازمدت برای سیاستهای مالی، پولی و رژیم تجاری کشور است. بهنظر میرسد در ابلاغیه بودجه سال 1396، برخی تصمیمات مهم از قبیل یکسانسازی نرخ ارز، توسعه بازار بدهی، تعیین سقف برای کسری بودجه و امتناع از توسل به منابع بانک مرکزی برای تامین مالی دولت حکایت از وجود نوعی تفکر استراتژیک درازمدت منسجم و منطقی دارد. زمان آن فرا رسیده که همه ابعاد این تفکر استراتژیک بهصورت چارچوب یا سیاست کلی منسجم برای پیشرفت اقتصادی در قالب یک سند قانونی الزامآور درآید و در آینده جایگزین برنامههای پرهزینه و بیفایده پنجساله کنونی شود./دکتر موسی غنی نژاد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
کارمندها را مشارکت بدهید، به ویژه در تصمیم گیری هایی که بر خودشان تاثير خواهد گذاشت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️ اینهمه رنج و سختی بخاطر نبود سیستم مدیریت استعدادها!
✳️ اینجاست که به اهمیت و ضرورت وجود سیستم مدیریت استعدادها، شناسایی و بهره مندی از استعدادها در راستای اهداف مجموعه، پی می بریم، بالخصوص در عرصه هایی که نیروی انسانی در فرآیند خلق ارزش، نقش حیاتی دارد.
✅علیرضا بیرانوند که این سالها با قراردادهای میلیاردی در تیم پرسپولیس تهران و تیم ملی بازی میکند، از آن دسته افرادی است که از خانوادهای بسیار فقیر و بدون داشتن هیچ امکاناتی خود را به این مرحله رسانده است. به گفته خودش بیش از 10 بار داستان زندگی خود را برای همتیمیهایش تعریف کرده ولی هیچکس از شنیدن این ماجراها خسته نمیشود و همیشه همه گوش شنوای ماجراهای تلخ و سخت زندگی او هستند.
📌او که متولد سال 71 در خرمآباد است، از بچگی علاقه بسیار زیادی به فوتبال داشته و این علاقه بهشدت مورد نارضایتی پدرش بوده است. علیرضا در اینباره میگوید: «پدرم اصرار داشت به جای اینکه وقت خود را برای بازی فوتبال بگذرانم کارگری کنم و بتوانم پول دربیاورم.»
📌اینطور که دروازهبان تیم ملی میگوید پدر او هیچوقت او را کتک نزده و همیشه توپ، لباس فوتبال یا وسایل فوتبالی او را پاره میکرده که دیگر نتواند بازی کند زیرا میدانسته علیرضا چه علاقهای به این ورزش دارد اما او هیچوقت خسته نشده و بالاخره با کار کردن در نانوایی بربری در خرمآباد توانسته پدرش را راضی کند که فوتبال هم بازی کند.
📌این دروازهبان میگوید: «بالاخره پولهایم را جمع کردم و بلیت اتوبوس خریدم و به تهران آمدم. در راه با حسین فیض که مربی تیم وحدت تهران بود همسفر شدم و او به من گفت اگر 250 هزار تومان بدهم من را به تیم میبرد.» او ادامه میدهد: «من هیچ پولی نداشتم و همین را به فیض گفتم و او با این حال من را به تیم برد. در بازی تدارکاتی درخشیدم ولی این تیم خوابگاه نداشت و در میدان آزادی میخوابیدم.» او با بیان اینکه همه دستفروشهای آنجا او را میشناختند، ادامه داد: «بعدا قرار شد در ازای شستن ظروف یک پیتزافروشی شبها را آنجا بخوابم. در آن روزها به تیم جوانان هما رفتم و در آنجا هم بازی میکردم.»
📌 او بهعنوان تلخترین خاطرهاش در آن روزها میگوید: «یک بار سعید ریاضی مربیمان ساعت یک و نیم شب به رستوران آمد. نمیخواستم مرا ببیند اما تصادفا دید و برایم گریه کرد و گفت چرا تا به حال درباره کار به او نگفتهام. بعد از آن به یک کارواش رفتم و مدتی در آنجا کار میکردم. بعد معرفی شدم به شهرداری و هر روز از ساعت 5 در خزانه در حوالی مترو رفتگری کردم. در همه این مدت پدر و مادرم نمیدانستند من در تهران کار میکنم.»
📌 اولین قرارداد این بازیکن با تیم نوجوانان نفت بود. 900 هزار تومان به او پول دادند که آن را به خانوادهاش داد و به آنها گفت در تهران فوتبال بازی میکند. وقتی از نوجوانان به امید رفت رقم قرارداد او به دو میلیون و 500 هزار تومان رسید. پس از آنکه نفت به لیگ برتر آمد، قراردادش 85 میلیون تومان شد و حالا با قرارداد خوب که قراردادی دوساله با پرسپولیس است برای این تیم بازی میکند. شهرت بیرانوند به بلند پرتاب کردن توپ و دستهای بلندش است. خودش در اینباره میگوید: «دستهای بلند من جان میداد برای شستن ماشینهای شاسیبلند.😊😀
با مدیران نامرار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
✳️ اینجاست که به اهمیت و ضرورت وجود سیستم مدیریت استعدادها، شناسایی و بهره مندی از استعدادها در راستای اهداف مجموعه، پی می بریم، بالخصوص در عرصه هایی که نیروی انسانی در فرآیند خلق ارزش، نقش حیاتی دارد.
✅علیرضا بیرانوند که این سالها با قراردادهای میلیاردی در تیم پرسپولیس تهران و تیم ملی بازی میکند، از آن دسته افرادی است که از خانوادهای بسیار فقیر و بدون داشتن هیچ امکاناتی خود را به این مرحله رسانده است. به گفته خودش بیش از 10 بار داستان زندگی خود را برای همتیمیهایش تعریف کرده ولی هیچکس از شنیدن این ماجراها خسته نمیشود و همیشه همه گوش شنوای ماجراهای تلخ و سخت زندگی او هستند.
📌او که متولد سال 71 در خرمآباد است، از بچگی علاقه بسیار زیادی به فوتبال داشته و این علاقه بهشدت مورد نارضایتی پدرش بوده است. علیرضا در اینباره میگوید: «پدرم اصرار داشت به جای اینکه وقت خود را برای بازی فوتبال بگذرانم کارگری کنم و بتوانم پول دربیاورم.»
📌اینطور که دروازهبان تیم ملی میگوید پدر او هیچوقت او را کتک نزده و همیشه توپ، لباس فوتبال یا وسایل فوتبالی او را پاره میکرده که دیگر نتواند بازی کند زیرا میدانسته علیرضا چه علاقهای به این ورزش دارد اما او هیچوقت خسته نشده و بالاخره با کار کردن در نانوایی بربری در خرمآباد توانسته پدرش را راضی کند که فوتبال هم بازی کند.
📌این دروازهبان میگوید: «بالاخره پولهایم را جمع کردم و بلیت اتوبوس خریدم و به تهران آمدم. در راه با حسین فیض که مربی تیم وحدت تهران بود همسفر شدم و او به من گفت اگر 250 هزار تومان بدهم من را به تیم میبرد.» او ادامه میدهد: «من هیچ پولی نداشتم و همین را به فیض گفتم و او با این حال من را به تیم برد. در بازی تدارکاتی درخشیدم ولی این تیم خوابگاه نداشت و در میدان آزادی میخوابیدم.» او با بیان اینکه همه دستفروشهای آنجا او را میشناختند، ادامه داد: «بعدا قرار شد در ازای شستن ظروف یک پیتزافروشی شبها را آنجا بخوابم. در آن روزها به تیم جوانان هما رفتم و در آنجا هم بازی میکردم.»
📌 او بهعنوان تلخترین خاطرهاش در آن روزها میگوید: «یک بار سعید ریاضی مربیمان ساعت یک و نیم شب به رستوران آمد. نمیخواستم مرا ببیند اما تصادفا دید و برایم گریه کرد و گفت چرا تا به حال درباره کار به او نگفتهام. بعد از آن به یک کارواش رفتم و مدتی در آنجا کار میکردم. بعد معرفی شدم به شهرداری و هر روز از ساعت 5 در خزانه در حوالی مترو رفتگری کردم. در همه این مدت پدر و مادرم نمیدانستند من در تهران کار میکنم.»
📌 اولین قرارداد این بازیکن با تیم نوجوانان نفت بود. 900 هزار تومان به او پول دادند که آن را به خانوادهاش داد و به آنها گفت در تهران فوتبال بازی میکند. وقتی از نوجوانان به امید رفت رقم قرارداد او به دو میلیون و 500 هزار تومان رسید. پس از آنکه نفت به لیگ برتر آمد، قراردادش 85 میلیون تومان شد و حالا با قرارداد خوب که قراردادی دوساله با پرسپولیس است برای این تیم بازی میکند. شهرت بیرانوند به بلند پرتاب کردن توپ و دستهای بلندش است. خودش در اینباره میگوید: «دستهای بلند من جان میداد برای شستن ماشینهای شاسیبلند.😊😀
با مدیران نامرار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
◀️حرف های چسفیلی، اداره کشور و سه آزمون رهایی بخش
میگویند اولین مدل ذرت بو داده که وارد ایران شد متعلق به کمپانی انگلیسی چسترفیلد بود و مردم با سادهسازی، «چسفیل» را برای ذرت بو داده انتخاب کردند. پاپکورن یا چسفیل، چند خاصیت جالب دارد. آن را میشود برای سرگرمی خورد، حتی سیری مصنوعی هم ایجاد میکند و میشود حجم زیادی از آنرا هم خورد، اما چسفیل هیچ وقت یک وعده غذا نمیشود؛ هیچ عاقلی را نمیبینید که قوت و غذایش را با بر اساس چسفیل تنظیم کند، بالاخص اگر کسی قصد داشته باشد کوهنوردی کند یا خود را برای انجام یک روز سخت کاری آماده نماید، کولهپشتیای خود را از چسفیل پر نمیکند.
مردم برای کوهنوردی تفریحی هم به چسفیل اعتماد نمیکنند، اما سیاسمتدارانی هستند که برای اداره کشوری 80 میلیونی با صدها مساله پیچیده، حرفهایی میزنند که میتوان آنها را «گفتارهای چسفیلی» نامید. منظورم جملاتی است که در نگاه اول جذاب به نظر میرسند و حتی شنونده درست مثل آدمی که چسفیل میخورد، لذت میبرد و اشتیاق دارد که شمار بیشتری از این چسفیلها را ببلعد، اما این حرف های چسفیلی هیچ مسألهای را حل نمی کند.
چسفیل را میشود دور همی خورد، گپ زد، فیلم دید و زمین و زمان را به هم بافت، اما دست آخر یکی میپرسد: «خُب شام چی داریم؟»
به نمونه ای از این حرف های چسفیلی توجه کنید:
بهرهوری پایین در صنایع، یکی از زمینه های معضلات اقتصادی است. باید برای بهبود بهرهوری فکر اساسی شود.
اکتفا به فروش نفت برای حل معضل رکود اشتباه است. حل معضل رکود، نیازمند زنجیرهای از اقدامات است که برطرف کردن موانع کسب و کار یکی از حلقه های آن است.
قطعاً یکی از اولویتها و محورهای کلیدی در طرح اصلاح اقتصادی در کشور، اصلاح عملکرد نظام بانکی است.
دولت با سیستم خسته خود مزاحمتی ایجاد نکند، ما مردم میدانیم چگونه در عرصه اقتصاد عمل کنیم.
نرمافزار فکری برخی از مدیران ارشد متناسب با اداره یک کشور وابسته و مستعمره هم نیست چه برسد به یک کشوری چون ایران که دارای توانمندیهای خیرهکننده در فناوریهای پیشرفته است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از نوشته درخشان دکتر فاضلی، جامعه پژوه معاصرست. نکته اینجاست که ما همواره در معرض حرف های چسفیلی هستیم و ممکن است به همین دلیل فریب بخوریم و به فردی تمایل پیدا کنیم که بیشتر از همه چسفیل تحویل ما می دهد اما در آخر شام و ناهار هیچ! چه می توان کرد؟ من از سه تست استفاده می کنم تا بفهمم که آیا این حرف چسفیلی هست یا نه؟
1- تست معکوس کردن مساله: آیا این حرف بازی با واژه هاست یا خیر؟ مثلا خیلی ها به جای آن که راه حل بدهند همان مشکل را واژه آرایی می کنند (برعکس می کنند) و تحویل ما می دهند: مثلا می گویند رسیدگی ويژه به مشکلات خورستان! دقت کنید در این جمله راه حلی ارایه نشده است فقط مشکل معکوس شده است.
2- تست شنبه صبح: حرف های چسفیلی ما را برمی انگیزانند، لذت می بریم، اما چیزی کف دست ما نمی گذارند. یعنی شنبه صبح وقتی می خواهیم که به آن مساله بپردازیم هیچ (تاکید می کنم هیچ) کمکی به حل مساله نمی کند. از خودمان بپرسیم آیا گوینده «راه حل مشخص و با تراز مثبت» ارایه می کند. مشخص یعنی خیلی واضح بدانیم که شنبه صبح چه کنیم؟ و تراز مثبت یعنی اینکه منافعش بیش از هزینه هایش باشد.
به عنوان مثال مثلا ممکن است بگویند دولت باید به عنوان بزرگ ترین بدهکار، بدهی خود را تسویه کند. اما این حرف در برابر تست شنبه صبح رفوزه است. یا مثالی دیگر مثلا چون می دانند ما از حضور زنان و جوانان در سمت های مدیریتی استقبال می کنیم، صحبت از استفاده از زنان و جوانان خوشفکر و متخصص در سمت های مدیریتی می کنند و می گویند که مدیران فعلی خسته و بی انگیزه اند. خوب باید پرسید شما دقیقا چه سازوکاری برای گذاشتن جوانان در سمت های مدیریتی دارید؟ اگر سازوکار عملی دارید آیا در گذشته آن را اجرا کرده اید؟
3- تست همه راضی اند؟ اگر راه حل شما همه را خوشحال می کند اما کسی ناراحت نمی شود این یعنی اینکه ما داریم حرف های پوپولیستی می زنیم صرفا برای معرکه گیری. مثلا بسیاری می دانند که اینگونه توزیع یارانه ها، اصلا به صلاح کشور نیست اما چون ترس از ریزش رای دارند از سیصد کیلومتری آن رد هم نمی شوند و اگر هم صحبت کنند فقط خواهند گفت که آن را دو الی سه برابر خواهند کرد.
حرف های چسفیلی برای تئاتر مردمدوستی بازی کردن خوب اند. اما نتیجه اش ویرانی کشور است. حواسمان باشد اصولگرا و اصلاحطلب، دلواپس و امیدوار به ما چسفیل تحویل ندهند و اگر دادند ما تحویل نگیریم. ما باید کشورداری را از «رویکرد چسفیلی» به سمت «مدیریت راهبردی نظام مند و پاسخگو» حرکت دهیم. /دکتر مجتبی لشکربلوکی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
میگویند اولین مدل ذرت بو داده که وارد ایران شد متعلق به کمپانی انگلیسی چسترفیلد بود و مردم با سادهسازی، «چسفیل» را برای ذرت بو داده انتخاب کردند. پاپکورن یا چسفیل، چند خاصیت جالب دارد. آن را میشود برای سرگرمی خورد، حتی سیری مصنوعی هم ایجاد میکند و میشود حجم زیادی از آنرا هم خورد، اما چسفیل هیچ وقت یک وعده غذا نمیشود؛ هیچ عاقلی را نمیبینید که قوت و غذایش را با بر اساس چسفیل تنظیم کند، بالاخص اگر کسی قصد داشته باشد کوهنوردی کند یا خود را برای انجام یک روز سخت کاری آماده نماید، کولهپشتیای خود را از چسفیل پر نمیکند.
مردم برای کوهنوردی تفریحی هم به چسفیل اعتماد نمیکنند، اما سیاسمتدارانی هستند که برای اداره کشوری 80 میلیونی با صدها مساله پیچیده، حرفهایی میزنند که میتوان آنها را «گفتارهای چسفیلی» نامید. منظورم جملاتی است که در نگاه اول جذاب به نظر میرسند و حتی شنونده درست مثل آدمی که چسفیل میخورد، لذت میبرد و اشتیاق دارد که شمار بیشتری از این چسفیلها را ببلعد، اما این حرف های چسفیلی هیچ مسألهای را حل نمی کند.
چسفیل را میشود دور همی خورد، گپ زد، فیلم دید و زمین و زمان را به هم بافت، اما دست آخر یکی میپرسد: «خُب شام چی داریم؟»
به نمونه ای از این حرف های چسفیلی توجه کنید:
بهرهوری پایین در صنایع، یکی از زمینه های معضلات اقتصادی است. باید برای بهبود بهرهوری فکر اساسی شود.
اکتفا به فروش نفت برای حل معضل رکود اشتباه است. حل معضل رکود، نیازمند زنجیرهای از اقدامات است که برطرف کردن موانع کسب و کار یکی از حلقه های آن است.
قطعاً یکی از اولویتها و محورهای کلیدی در طرح اصلاح اقتصادی در کشور، اصلاح عملکرد نظام بانکی است.
دولت با سیستم خسته خود مزاحمتی ایجاد نکند، ما مردم میدانیم چگونه در عرصه اقتصاد عمل کنیم.
نرمافزار فکری برخی از مدیران ارشد متناسب با اداره یک کشور وابسته و مستعمره هم نیست چه برسد به یک کشوری چون ایران که دارای توانمندیهای خیرهکننده در فناوریهای پیشرفته است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از نوشته درخشان دکتر فاضلی، جامعه پژوه معاصرست. نکته اینجاست که ما همواره در معرض حرف های چسفیلی هستیم و ممکن است به همین دلیل فریب بخوریم و به فردی تمایل پیدا کنیم که بیشتر از همه چسفیل تحویل ما می دهد اما در آخر شام و ناهار هیچ! چه می توان کرد؟ من از سه تست استفاده می کنم تا بفهمم که آیا این حرف چسفیلی هست یا نه؟
1- تست معکوس کردن مساله: آیا این حرف بازی با واژه هاست یا خیر؟ مثلا خیلی ها به جای آن که راه حل بدهند همان مشکل را واژه آرایی می کنند (برعکس می کنند) و تحویل ما می دهند: مثلا می گویند رسیدگی ويژه به مشکلات خورستان! دقت کنید در این جمله راه حلی ارایه نشده است فقط مشکل معکوس شده است.
2- تست شنبه صبح: حرف های چسفیلی ما را برمی انگیزانند، لذت می بریم، اما چیزی کف دست ما نمی گذارند. یعنی شنبه صبح وقتی می خواهیم که به آن مساله بپردازیم هیچ (تاکید می کنم هیچ) کمکی به حل مساله نمی کند. از خودمان بپرسیم آیا گوینده «راه حل مشخص و با تراز مثبت» ارایه می کند. مشخص یعنی خیلی واضح بدانیم که شنبه صبح چه کنیم؟ و تراز مثبت یعنی اینکه منافعش بیش از هزینه هایش باشد.
به عنوان مثال مثلا ممکن است بگویند دولت باید به عنوان بزرگ ترین بدهکار، بدهی خود را تسویه کند. اما این حرف در برابر تست شنبه صبح رفوزه است. یا مثالی دیگر مثلا چون می دانند ما از حضور زنان و جوانان در سمت های مدیریتی استقبال می کنیم، صحبت از استفاده از زنان و جوانان خوشفکر و متخصص در سمت های مدیریتی می کنند و می گویند که مدیران فعلی خسته و بی انگیزه اند. خوب باید پرسید شما دقیقا چه سازوکاری برای گذاشتن جوانان در سمت های مدیریتی دارید؟ اگر سازوکار عملی دارید آیا در گذشته آن را اجرا کرده اید؟
3- تست همه راضی اند؟ اگر راه حل شما همه را خوشحال می کند اما کسی ناراحت نمی شود این یعنی اینکه ما داریم حرف های پوپولیستی می زنیم صرفا برای معرکه گیری. مثلا بسیاری می دانند که اینگونه توزیع یارانه ها، اصلا به صلاح کشور نیست اما چون ترس از ریزش رای دارند از سیصد کیلومتری آن رد هم نمی شوند و اگر هم صحبت کنند فقط خواهند گفت که آن را دو الی سه برابر خواهند کرد.
حرف های چسفیلی برای تئاتر مردمدوستی بازی کردن خوب اند. اما نتیجه اش ویرانی کشور است. حواسمان باشد اصولگرا و اصلاحطلب، دلواپس و امیدوار به ما چسفیل تحویل ندهند و اگر دادند ما تحویل نگیریم. ما باید کشورداری را از «رویکرد چسفیلی» به سمت «مدیریت راهبردی نظام مند و پاسخگو» حرکت دهیم. /دکتر مجتبی لشکربلوکی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
تا وقتی بانکها قراردادها را یکطرفه به نفع خودشان
و تا وقتی برخی مسئولان از تولید هیچ نمیدانند
شهرکهای صنعتی به قبرستان ماشین الات تبدیل
و والله تولید و اشتغال محقق نمی شود.
@excellentmanagers
و تا وقتی برخی مسئولان از تولید هیچ نمیدانند
شهرکهای صنعتی به قبرستان ماشین الات تبدیل
و والله تولید و اشتغال محقق نمی شود.
@excellentmanagers
⭕️▪️شش ضربالمثل چینی که دانستن آن برای هر مدیری ضروری است:
1️⃣ “کارگر بیمهارت، ابزار کارش را مقصر میداند”
👈 زمانی که با شکست مواجه میشوید بجای بهانه آوردن و سرزنش کردنِ دیگران، مسئولیت کارتان را بعهده بگیرید و از تجربیات پند بگیرید.
2️⃣ "اگر یک سال موفقیت میخواهی دانه بکار. اگر ده سال موفقیت میخواهی درخت بکار. اگر صدسال موفقیت میخواهی مردم را پرورش بده“
👈 کسبوکار پایدار از طریق سرمایهگذاری و صرف کردن زمان و انرژی در ایجاد یک اجتماع حاصل میشود.
3️⃣ “همصحبتی با یک فرد دانا به اندازهی ۱۰ سال مطالعه ارزش دارد”
👈پند گرفتن و آموختن از اساتید با تجربه به شما کمک میکند تا بر چالشهای کارتان غلبه کنید، بسوی استراتژی بازاریابیتان پیش روید و هدفتان را بهتر بشناسید.
4️⃣ “چیزهای ارزان خوب نیستند؛ چیزهای خوب ارزان نیستند”
👈روی موارد باکیفیت سرمایهگذاری کنید تا کسبوکارتان رونق یابد.
5️⃣ “معلم فقط در را باز میکند، تو خودت باید وارد شوی”
👈هر چقدر که صرف یادگیری میکنید، به همان میزان بکار گرفتن آن آموختهها بشکل عملی هم دارای اهمیت است.
6️⃣ “امپراطور ثروتمند است اما قادر به خریدن یک سال عمرِ بیشتر نیست”
👈 چیزی که همهی افراد موفق را به سمت ساخت کمپانیهای چند میلیارد دلاری سوق داد زمان بود، منبعی که در دسترس همهی ماست.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
1️⃣ “کارگر بیمهارت، ابزار کارش را مقصر میداند”
👈 زمانی که با شکست مواجه میشوید بجای بهانه آوردن و سرزنش کردنِ دیگران، مسئولیت کارتان را بعهده بگیرید و از تجربیات پند بگیرید.
2️⃣ "اگر یک سال موفقیت میخواهی دانه بکار. اگر ده سال موفقیت میخواهی درخت بکار. اگر صدسال موفقیت میخواهی مردم را پرورش بده“
👈 کسبوکار پایدار از طریق سرمایهگذاری و صرف کردن زمان و انرژی در ایجاد یک اجتماع حاصل میشود.
3️⃣ “همصحبتی با یک فرد دانا به اندازهی ۱۰ سال مطالعه ارزش دارد”
👈پند گرفتن و آموختن از اساتید با تجربه به شما کمک میکند تا بر چالشهای کارتان غلبه کنید، بسوی استراتژی بازاریابیتان پیش روید و هدفتان را بهتر بشناسید.
4️⃣ “چیزهای ارزان خوب نیستند؛ چیزهای خوب ارزان نیستند”
👈روی موارد باکیفیت سرمایهگذاری کنید تا کسبوکارتان رونق یابد.
5️⃣ “معلم فقط در را باز میکند، تو خودت باید وارد شوی”
👈هر چقدر که صرف یادگیری میکنید، به همان میزان بکار گرفتن آن آموختهها بشکل عملی هم دارای اهمیت است.
6️⃣ “امپراطور ثروتمند است اما قادر به خریدن یک سال عمرِ بیشتر نیست”
👈 چیزی که همهی افراد موفق را به سمت ساخت کمپانیهای چند میلیارد دلاری سوق داد زمان بود، منبعی که در دسترس همهی ماست.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
@excellentmanagers
⭕️مدیر عروسک باز
این مدیر شدیدا علاقمند است که همه چیز در سازمان او یکنواخت و متحدالشکل باشد و همه ی کارمندان متحدالفکر و متحدالسلیقه باشند. او در حقیقت می خواهد افراد بشری را تبدیل به عروسکهای هم شکل و هم صدا سازد که هیچ گونه اراده ای از خود نداشته باشند.
گرایش به ساخت عروسک از نیروی انسانی در بسیاری از سازمانها متاسفانه دیده می شود و غالبا استدلال می شود که تمدن ماشینی سازمانها نیاز به نیروی انسانی دارد که فقط کار کنند. اما در واقع اینطور نیست و در دنیای امروز نیروی انسانی یک عنصر موثر و پویاست که پویایی او یکی از عوامل مهم موفقیت است.
مسلم است که بر قراری نظم آهنین و وحدت نظر کامل به کمک زور امکان پذیر است اما چنین وحدت نظری نه تنها بی دوام و زودگذر است بلکه در همان دوران برقراری نیز نمی تواند سرمایه و تکیه گاهی برای یک سازمان محسوب شود، چون غیرطبیعی و ساختگی است.
🔬طرز تشخیص
ایا سازمان شما چنان اداره می شود که صاحبان نظريات مخالف و سلیقه های متفاوت فرصتی برای اظهار وجود ندارند؟ ایا محیط و سنت اداری چنان است که موافقان تشویق می شوند و مخالفان تنبیه؟ ایا موافقان از مقربان مدیر هستند و مخالفان از مغضوبان؟ اگر پاسخ تان بلی است باید فکری برای بیماری عروسک بازی شما کرد...
💊طرز درمان
متاسفانه درمانش خیلی ساده نیست، چون برخلاف بیشتر بیماریهای مدیریتی این بیماری محل مشخصی ندارد تا به مداوای آن بپردازیم. این بیماری در فضای سازمان شما موج می زند و مداوای آن نیازمند تغییر جو حاکم سازمان است. بدانید هر جا خفقان فکری رواج دارد، مخالفت کردن بیشتر از موافقت کردن شهامت می خواهد، به خصوص آنکه در چنین محیطی کمتر از شخص میپرسند "چرا موافق هستی؟"
شما باید از این پس اجازه ی مخالفت دهید و از موافقان علت موافقت را بپرسید، از تنبیه مخالفان دست بردارید و به صدای مخالفان گوش کنید. شاید لازم باشد برخی تصمیمات را آنطور که مخالفان می گویند تغییر دهید. به هر حال به یاد داشته باشید، که مدیریت سازمان با اصول نظامي فرق دارد و سازمان شما پادگان نیست. نیروی انسانی شما حق تفکر و مخالفت و موافقت را دارد.مدیریت کاریردی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
این مدیر شدیدا علاقمند است که همه چیز در سازمان او یکنواخت و متحدالشکل باشد و همه ی کارمندان متحدالفکر و متحدالسلیقه باشند. او در حقیقت می خواهد افراد بشری را تبدیل به عروسکهای هم شکل و هم صدا سازد که هیچ گونه اراده ای از خود نداشته باشند.
گرایش به ساخت عروسک از نیروی انسانی در بسیاری از سازمانها متاسفانه دیده می شود و غالبا استدلال می شود که تمدن ماشینی سازمانها نیاز به نیروی انسانی دارد که فقط کار کنند. اما در واقع اینطور نیست و در دنیای امروز نیروی انسانی یک عنصر موثر و پویاست که پویایی او یکی از عوامل مهم موفقیت است.
مسلم است که بر قراری نظم آهنین و وحدت نظر کامل به کمک زور امکان پذیر است اما چنین وحدت نظری نه تنها بی دوام و زودگذر است بلکه در همان دوران برقراری نیز نمی تواند سرمایه و تکیه گاهی برای یک سازمان محسوب شود، چون غیرطبیعی و ساختگی است.
🔬طرز تشخیص
ایا سازمان شما چنان اداره می شود که صاحبان نظريات مخالف و سلیقه های متفاوت فرصتی برای اظهار وجود ندارند؟ ایا محیط و سنت اداری چنان است که موافقان تشویق می شوند و مخالفان تنبیه؟ ایا موافقان از مقربان مدیر هستند و مخالفان از مغضوبان؟ اگر پاسخ تان بلی است باید فکری برای بیماری عروسک بازی شما کرد...
💊طرز درمان
متاسفانه درمانش خیلی ساده نیست، چون برخلاف بیشتر بیماریهای مدیریتی این بیماری محل مشخصی ندارد تا به مداوای آن بپردازیم. این بیماری در فضای سازمان شما موج می زند و مداوای آن نیازمند تغییر جو حاکم سازمان است. بدانید هر جا خفقان فکری رواج دارد، مخالفت کردن بیشتر از موافقت کردن شهامت می خواهد، به خصوص آنکه در چنین محیطی کمتر از شخص میپرسند "چرا موافق هستی؟"
شما باید از این پس اجازه ی مخالفت دهید و از موافقان علت موافقت را بپرسید، از تنبیه مخالفان دست بردارید و به صدای مخالفان گوش کنید. شاید لازم باشد برخی تصمیمات را آنطور که مخالفان می گویند تغییر دهید. به هر حال به یاد داشته باشید، که مدیریت سازمان با اصول نظامي فرق دارد و سازمان شما پادگان نیست. نیروی انسانی شما حق تفکر و مخالفت و موافقت را دارد.مدیریت کاریردی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
به فرزندانتان فقط شمردن یاد ندهید.
به آنها یاد دهید چه چیزهایی ارزش شمردن دارند !
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
به آنها یاد دهید چه چیزهایی ارزش شمردن دارند !
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️پول چاي و كارواشي شدن جامعه
✍محسن جلال پور
📌روايت اول: كارواشي شدن جامعه
ماشينت را به كارواش مي بٓري،،بايد به چند كارگر كارواش انعام بدهي. پيك، بسته اي را به خانه ات مي آورد. بايد عيدي و انعام بدهي. دنبال ثبت اسناد اداري ات هستي، قبل ازهرپاسخ گويي از تو طلب عيدي مي كنند.
براي پي گيري امور روزانه ات به هرجاكه مي روي،كارمند و كارگر، عيدي و انعام مي خواهند. كارگر پمپ بنزين، راننده آژانس،آرايشگر،كارگر نظافت و ... همه و همه از تو طلب انعام و عيدي مي كنند.
از سال ها قبل در كارواش ها رسم بر اين بوده كه به كارگران حقوق كافي ندهند و در عوض، كارگر اجازه دارد انعام طلب كند. قديم ها، دادن انعام اختياري بود. فردي كه خدمات مي خريد، وقتي مي ديد فروشنده خدمات، كارش را به خوبي انجام مي دهد، سعي مي كرد با پرداخت انعام او را خوشحال كند. اما اين روزها حتي بابت كاري كه به درستي انجام نشده، بايد انعام داد و اگر پرداخت نكني، رسما به چالش كشيده مي شوي.
اكنون رويه كارواش ها در حال تكثير در جامعه است و تقريبا همه فروشندگان خدمات در دولت و بخش خصوصي، پرداخت انعام را وظيفه مي دانند.
كارواشي شدن جامعه يك عارضه است. انعام به هرشكلش، يك اختيار است و زماني كه حالت اجبار بگيرد،انعام نيست و براي خريدار خدمات، هزينه اجباري است.البته نمي توان گفت كارگر كارواش يا كارگر نظافت ساختمان به خاطر زياده خواهي،انعام طلب مي كنند. شرايط آنها هم مساعد نيست.
اما سؤال اين است كه چرا اين پديده به اين سرعت در جامعه ما رو به گسترش است؟ پيش از اين، انعام اجباري،در كسب وكارهاي كوچك مثل كارواش رايج بوده اما اكنون در حال تعميم به نهادهاي دولتي و بنگاه هاي بزرگ است.بايد اين پرسش را مطرح كرد كه چرا اين پديده رو به گسترش است و اين كه عوارض كارواشي شدن جامعه چيست؟
📌روايت دوم: پول چاي
مِلكت قرار است به عنوان وثيقه مورد استفاده قرار گيرد. كسي را فرستاده اند تا ملك را ارزيابي كند.ارزياب ملك را نه مي شناسي و نه لازم است بشناسي. كارش كه تمام مي شود، شماره موبايلت را مي خواهد.مي رود و ساعتي بعد زنگ مي زند. انتظار دارد، چيزي بگذاري كف دستش. "حق حساب "مي خواهد.
سروكارت به سازمان مالياتي مي افتد.همه افرادي كه با تو سروكار دارند، آدم هاي موجهي به نظر مي رسند.اما پرونده مالياتي ات در مسير درست پيش نمي رود.گير كار كجاست؟ يك نفر مي گويد؛ "پول چاي" نداده اي.
در شهرداري دنبال مجوزي براي ساخت و ساز هستي.تقريبا همه چيز قانوني است .مجوزت را نمي دهند. پي گير مي شوي. يك نفر مي گويد وظيفه ات را درست انجام نداده اي.مي پرسم وظيفه ام چيست؟ مي گويد:بايد "دمشان را ببيني". قاضي،مديركل،مميز،حسابرس، فرمانده، كارشناس ... همه و همه آدم هاي موجهي به نظر مي رسند اما كارت پيش آنها گير است و حتي اگر مي خواهي كار قانوني ات درمسيرخودش پيش برود، بايد پول چاي همه را بدهي.
جامعه ما در مسير خوبي حركت نمي كند. اخلاق و اخلاقيات پشت سياست گذاري هاي نادرست و تغيير نظام تمايلات مردم و فشارهاي سنگين زندگي گم شده است.
ديگر گرفتن رشوه مذموم نيست.ندادن رشوه و پول چاي، بد و ناهنجار است.اين ناهنجاري و بلبشو در نهادهاي توليد كننده خدمات دولتي و غير دولتي،قبل از هرچيز نشانه اي بر سياست گذاري هاي نادرست در قيمت گذاري و تعيين حقوق و دستمزد است.در ساختاري كه بازار به درستي كار نكند و قيمت سركوب شود، اخلاق كسب و كار مي ميرد.
پس از آن، نشانه اي بر ريشه دواندن تفكر مسموم و خطرناك تيول داري در نظام اداري كشور است. فردي كه در مسند مسئوليتي قرار مي گيرد، پيش خود فكر مي كند عمر حضورش در اين مسئوليت كوتاه است و زود گذر.پس بايد از فرصت به وجود آمده بهره كافي برد و بار خويش را بست.
سومين نشانه اين عارضه،مرگ اخلاق و نظام اخلاقي در جامعه است. جامعه ما نسبت به بي اخلاقي در نظام اداري، نه تنها حساس نيست كه متأسفانه مدام با اين گزينه مواجه مي شود كه "گور باباي اخلاق،كارت را پيش ببر". در اين ميان اگر فردي به رعايت قانون و اخلاق توصيه كند،از چنين جامعه اي طرد ميشود.
گويي ميان جامعه اي كه اخلاق در آن رنگ باخته و نظام اداري ناكارآمدي كه در حال فرو رفتن در چاه فساد است، نوعي توافق بد شكل گرفته و برداشت همه اين شده كه در نظام اداري فاسد، كارها بهتر پيش مي رود.
در اين صورت، امكان اصلاح امور نيز دشوار مي شود.
واقعا مشكل كجاست؟ چرا در ساختاري كه اين قدر بر اخلاق تأكيد مي شود،بي اخلاقي به اين شكل تكثير مي شود؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
✍محسن جلال پور
📌روايت اول: كارواشي شدن جامعه
ماشينت را به كارواش مي بٓري،،بايد به چند كارگر كارواش انعام بدهي. پيك، بسته اي را به خانه ات مي آورد. بايد عيدي و انعام بدهي. دنبال ثبت اسناد اداري ات هستي، قبل ازهرپاسخ گويي از تو طلب عيدي مي كنند.
براي پي گيري امور روزانه ات به هرجاكه مي روي،كارمند و كارگر، عيدي و انعام مي خواهند. كارگر پمپ بنزين، راننده آژانس،آرايشگر،كارگر نظافت و ... همه و همه از تو طلب انعام و عيدي مي كنند.
از سال ها قبل در كارواش ها رسم بر اين بوده كه به كارگران حقوق كافي ندهند و در عوض، كارگر اجازه دارد انعام طلب كند. قديم ها، دادن انعام اختياري بود. فردي كه خدمات مي خريد، وقتي مي ديد فروشنده خدمات، كارش را به خوبي انجام مي دهد، سعي مي كرد با پرداخت انعام او را خوشحال كند. اما اين روزها حتي بابت كاري كه به درستي انجام نشده، بايد انعام داد و اگر پرداخت نكني، رسما به چالش كشيده مي شوي.
اكنون رويه كارواش ها در حال تكثير در جامعه است و تقريبا همه فروشندگان خدمات در دولت و بخش خصوصي، پرداخت انعام را وظيفه مي دانند.
كارواشي شدن جامعه يك عارضه است. انعام به هرشكلش، يك اختيار است و زماني كه حالت اجبار بگيرد،انعام نيست و براي خريدار خدمات، هزينه اجباري است.البته نمي توان گفت كارگر كارواش يا كارگر نظافت ساختمان به خاطر زياده خواهي،انعام طلب مي كنند. شرايط آنها هم مساعد نيست.
اما سؤال اين است كه چرا اين پديده به اين سرعت در جامعه ما رو به گسترش است؟ پيش از اين، انعام اجباري،در كسب وكارهاي كوچك مثل كارواش رايج بوده اما اكنون در حال تعميم به نهادهاي دولتي و بنگاه هاي بزرگ است.بايد اين پرسش را مطرح كرد كه چرا اين پديده رو به گسترش است و اين كه عوارض كارواشي شدن جامعه چيست؟
📌روايت دوم: پول چاي
مِلكت قرار است به عنوان وثيقه مورد استفاده قرار گيرد. كسي را فرستاده اند تا ملك را ارزيابي كند.ارزياب ملك را نه مي شناسي و نه لازم است بشناسي. كارش كه تمام مي شود، شماره موبايلت را مي خواهد.مي رود و ساعتي بعد زنگ مي زند. انتظار دارد، چيزي بگذاري كف دستش. "حق حساب "مي خواهد.
سروكارت به سازمان مالياتي مي افتد.همه افرادي كه با تو سروكار دارند، آدم هاي موجهي به نظر مي رسند.اما پرونده مالياتي ات در مسير درست پيش نمي رود.گير كار كجاست؟ يك نفر مي گويد؛ "پول چاي" نداده اي.
در شهرداري دنبال مجوزي براي ساخت و ساز هستي.تقريبا همه چيز قانوني است .مجوزت را نمي دهند. پي گير مي شوي. يك نفر مي گويد وظيفه ات را درست انجام نداده اي.مي پرسم وظيفه ام چيست؟ مي گويد:بايد "دمشان را ببيني". قاضي،مديركل،مميز،حسابرس، فرمانده، كارشناس ... همه و همه آدم هاي موجهي به نظر مي رسند اما كارت پيش آنها گير است و حتي اگر مي خواهي كار قانوني ات درمسيرخودش پيش برود، بايد پول چاي همه را بدهي.
جامعه ما در مسير خوبي حركت نمي كند. اخلاق و اخلاقيات پشت سياست گذاري هاي نادرست و تغيير نظام تمايلات مردم و فشارهاي سنگين زندگي گم شده است.
ديگر گرفتن رشوه مذموم نيست.ندادن رشوه و پول چاي، بد و ناهنجار است.اين ناهنجاري و بلبشو در نهادهاي توليد كننده خدمات دولتي و غير دولتي،قبل از هرچيز نشانه اي بر سياست گذاري هاي نادرست در قيمت گذاري و تعيين حقوق و دستمزد است.در ساختاري كه بازار به درستي كار نكند و قيمت سركوب شود، اخلاق كسب و كار مي ميرد.
پس از آن، نشانه اي بر ريشه دواندن تفكر مسموم و خطرناك تيول داري در نظام اداري كشور است. فردي كه در مسند مسئوليتي قرار مي گيرد، پيش خود فكر مي كند عمر حضورش در اين مسئوليت كوتاه است و زود گذر.پس بايد از فرصت به وجود آمده بهره كافي برد و بار خويش را بست.
سومين نشانه اين عارضه،مرگ اخلاق و نظام اخلاقي در جامعه است. جامعه ما نسبت به بي اخلاقي در نظام اداري، نه تنها حساس نيست كه متأسفانه مدام با اين گزينه مواجه مي شود كه "گور باباي اخلاق،كارت را پيش ببر". در اين ميان اگر فردي به رعايت قانون و اخلاق توصيه كند،از چنين جامعه اي طرد ميشود.
گويي ميان جامعه اي كه اخلاق در آن رنگ باخته و نظام اداري ناكارآمدي كه در حال فرو رفتن در چاه فساد است، نوعي توافق بد شكل گرفته و برداشت همه اين شده كه در نظام اداري فاسد، كارها بهتر پيش مي رود.
در اين صورت، امكان اصلاح امور نيز دشوار مي شود.
واقعا مشكل كجاست؟ چرا در ساختاري كه اين قدر بر اخلاق تأكيد مي شود،بي اخلاقي به اين شكل تكثير مي شود؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
در باب فساد
رتبه ایران در شاخص برداشت از فساد از سال 2004 (حدود سال 1383) از گزارش دیوان محاسبات کشور
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
رتبه ایران در شاخص برداشت از فساد از سال 2004 (حدود سال 1383) از گزارش دیوان محاسبات کشور
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️بهار اقتصاد ایران کی میآید؟
شکوفایی اقتصادی شباهت جالبی با دگرگونی طبیعت در بهار دارد. به تعبیر جوزف شومپتر، اقتصاددان نامدار، رونق پایدار اقتصادی در پی فرآیندی موسوم به «تخریب خلاق» چهره مینمایاند که از این حیث میتوان آن را همانند بهاری دانست که از دل زمستان متولد میشود.
آنچه بهار اقتصاد ایران را مرتبا به تعویق انداخته است مقاومت ذینفعان وضعیت موجود اقتصاد ایران است که بازنده فرآیند «تخریب خلاق» خواهند بود. این ذینفعان (رجوع کنید به یادداشت قبلی در همین کانال) عبور از اقتصاد تیولداری را به معنی پایان امتیازات انحصاری اقتصادیشان میدانند و به همین دلیل همراه با حامیان و شرکای بوروکرات خود در سیستم سیاستگذاری دولتی، مخالف تغییر قواعد بازی هستند. ورود به فاز رشد اقتصادی پایدار به مفهوم آن است که کارآمدها جای ناکارآمدها و کهنهها را که با انواع رانتها به حیات گلخانهای خود ادامه میدهند بگیرند و این همان پیامد «تخریب خلاق» است که ذینفعان وضعیت موجود را از صحنه خارج میکند و به همین دلیل در برابر آن مقاومت میشود.
یکی از مصائب بزرگ اقتصاد ایران آن است که ذینفعان وضعیت موجود توانستهاند با شگردهای مختلف، نوعی «اینهمانی» بین منافع خود و منافع عمومی به اکثریت ایرانیان القا کنند و به همین دلیل در عرصه محافظت از رانتها و امتیازات انحصاری خود، چندان تنها نیستند. به اعتقاد عجماوغلو، اقتصاددان شهیر معاصر، چنانچه توزیع رانت و امتیازات انحصاری در اقتصادی نهادینه شود و قواعد بازی بر اساس آن شکل بگیرد امکان عبور به فاز توسعه غیرممکن خواهد بود. وی در مطالعه مفصلی که درباره علل ناکامی اقتصادی کشورها انجام داده ضمن رد فرضیههای غالبی همچون اثرگذاری جغرافیا و فرهنگ، به این نتیجه رسیده است که فاز توسعه با تغییر این قواعد (نهادها) به نهادهای فراگیر (قواعد بازی همهشمول) آغاز میشود اگرچه این تغییر قواعد چندان آسان هم نیست؛ چرا که با منافع ذینفعانی که در معرض «تخریب خلاق» قرار میگیرند در تضاد است. اما غیرممکن هم نیست چرا که این ذینفعان در کشورهای بسیاری هم نتوانستهاند سد راه این تغییر قواعد و آمدن بهار اقتصادی شوند که منافع عمومی در گرو آن است. /علی میرزاخانی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
شکوفایی اقتصادی شباهت جالبی با دگرگونی طبیعت در بهار دارد. به تعبیر جوزف شومپتر، اقتصاددان نامدار، رونق پایدار اقتصادی در پی فرآیندی موسوم به «تخریب خلاق» چهره مینمایاند که از این حیث میتوان آن را همانند بهاری دانست که از دل زمستان متولد میشود.
آنچه بهار اقتصاد ایران را مرتبا به تعویق انداخته است مقاومت ذینفعان وضعیت موجود اقتصاد ایران است که بازنده فرآیند «تخریب خلاق» خواهند بود. این ذینفعان (رجوع کنید به یادداشت قبلی در همین کانال) عبور از اقتصاد تیولداری را به معنی پایان امتیازات انحصاری اقتصادیشان میدانند و به همین دلیل همراه با حامیان و شرکای بوروکرات خود در سیستم سیاستگذاری دولتی، مخالف تغییر قواعد بازی هستند. ورود به فاز رشد اقتصادی پایدار به مفهوم آن است که کارآمدها جای ناکارآمدها و کهنهها را که با انواع رانتها به حیات گلخانهای خود ادامه میدهند بگیرند و این همان پیامد «تخریب خلاق» است که ذینفعان وضعیت موجود را از صحنه خارج میکند و به همین دلیل در برابر آن مقاومت میشود.
یکی از مصائب بزرگ اقتصاد ایران آن است که ذینفعان وضعیت موجود توانستهاند با شگردهای مختلف، نوعی «اینهمانی» بین منافع خود و منافع عمومی به اکثریت ایرانیان القا کنند و به همین دلیل در عرصه محافظت از رانتها و امتیازات انحصاری خود، چندان تنها نیستند. به اعتقاد عجماوغلو، اقتصاددان شهیر معاصر، چنانچه توزیع رانت و امتیازات انحصاری در اقتصادی نهادینه شود و قواعد بازی بر اساس آن شکل بگیرد امکان عبور به فاز توسعه غیرممکن خواهد بود. وی در مطالعه مفصلی که درباره علل ناکامی اقتصادی کشورها انجام داده ضمن رد فرضیههای غالبی همچون اثرگذاری جغرافیا و فرهنگ، به این نتیجه رسیده است که فاز توسعه با تغییر این قواعد (نهادها) به نهادهای فراگیر (قواعد بازی همهشمول) آغاز میشود اگرچه این تغییر قواعد چندان آسان هم نیست؛ چرا که با منافع ذینفعانی که در معرض «تخریب خلاق» قرار میگیرند در تضاد است. اما غیرممکن هم نیست چرا که این ذینفعان در کشورهای بسیاری هم نتوانستهاند سد راه این تغییر قواعد و آمدن بهار اقتصادی شوند که منافع عمومی در گرو آن است. /علی میرزاخانی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat