🔴رقابت پذیری اتفاقی نیست /قسمت اول
برای پرداختن به یک مقوله مهم که به نوعی با اقتصاد، صنعت، کارآفرینی و ایجاد اشتغالی پایدار و به اعتباری سرنوشت و آینده یک کشور گره خورده است پیش از آنکه سعی کنیم پاسخهای کلیشهای و از پیش آماده کلی به مسائل بدهیم باید بتوانیم طرح پرسش کنیم، به عبارتی باید جرات طرح پرسشهای جدی و کلیدی متفاوت را داشته باشیم.
چه بخواهیم یا نه، امروز جهان در حال ورود به انقلاب چهارم صنعتی و تجربه فضایی متفاوت از فناوریهای جدید است. در چنین هنگامهای باید ببینیم ما در کجای داستان قرار داریم؟ جایگاه واقعی ما کجاست؟ و صداقت در تحلیل این جایگاه بسیار حائز اهمیت است. شاید برای رسیدن به پرسشهای درست ابتدا لازم است یک پرسش دیگر مطرح کنیم که آن مادر همه پرسشهاست و آن این است که چرا در حالی که بیش از یک قرن از ورود صنعت به معنای مدرن کلمه میگذرد هنوز کشور ما به معنای واقعی کلمه کشوری توسعهیافته در عرصه صنعت و اقتصاد نیست؟
چرا کشور ما امروز هم با بحران اشتغال و معضل بیکاری روبهروست؟ و به راستی ما را چه شده است؟
در حالی که به قول معروف: «اسباب بزرگی همه فراهم است.»
■ وجود منابع نفت و گاز فراوان و بیبدیل و آفتاب و بستر انرژیهای نو
■ منابع غنی سنگآهن، مس، روی و…
■ طیف گسترده سرمایههای انسانی تحصیلکرده و بهزعم بسیاری هوشمند و خلاق
■ مردم نجیب، بافرهنگ و علاقهمند به سرزمین و کشور خود
■ و...
در پاسخ پرسش طرحشده اصلاً قصد ندارم خود را در تله راه میانبر قرار دهم تا نسخهای حاضر و آماده ارائه کنم، اما به عنوان یک فعال بخش خصوصی در عرصه صنعت، تلاش خواهم کرد به طرح نکاتی بپردازم که به عنوان پیشنیاز و بستر بحثی تعاملی و موثر بین بازیگران صنعت و صاحبنظران این عرصه میتواند حائز اهمیت باشد. با این امید که همین مباحث بتواند راهگشای برقراری دیالوگی موثر در زمینه آسیبشناسی جدی، موانع و دشواریهای پیش روی صنعت و اقتصاد میان دلسوزان واقع شود و به یاری خداوند صنعت کشور ما نیز آنچنان که شایسته و بایسته است در مسیر و جایگاه واقعی خود با پویایی و توانمندی هرچه بیشتر به حرکت دربیاید.
قرار داشتن در آستانه سال نو به طور طبیعی ذهنمان را به سمت نوعی خانهتکانی فکری هدایت میکند. یک جامعه پویا همیشه به این خانهتکانیها نیازمند است و امروز بیش از همیشه همه ما نیازمند یک خانهتکانی و نهضت فکری هستیم، یک نگاه تازه، یک پارادایم جدید، پرده گرداندن و «آوازی نو» که در شعر مطلع این مقاله از حضرت مولانا نقل شد و آن تاکید عارفانه بر دستیابی به «صنعت نو» و انگارههای نو است./محمد رضا ظهیر امامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
برای پرداختن به یک مقوله مهم که به نوعی با اقتصاد، صنعت، کارآفرینی و ایجاد اشتغالی پایدار و به اعتباری سرنوشت و آینده یک کشور گره خورده است پیش از آنکه سعی کنیم پاسخهای کلیشهای و از پیش آماده کلی به مسائل بدهیم باید بتوانیم طرح پرسش کنیم، به عبارتی باید جرات طرح پرسشهای جدی و کلیدی متفاوت را داشته باشیم.
چه بخواهیم یا نه، امروز جهان در حال ورود به انقلاب چهارم صنعتی و تجربه فضایی متفاوت از فناوریهای جدید است. در چنین هنگامهای باید ببینیم ما در کجای داستان قرار داریم؟ جایگاه واقعی ما کجاست؟ و صداقت در تحلیل این جایگاه بسیار حائز اهمیت است. شاید برای رسیدن به پرسشهای درست ابتدا لازم است یک پرسش دیگر مطرح کنیم که آن مادر همه پرسشهاست و آن این است که چرا در حالی که بیش از یک قرن از ورود صنعت به معنای مدرن کلمه میگذرد هنوز کشور ما به معنای واقعی کلمه کشوری توسعهیافته در عرصه صنعت و اقتصاد نیست؟
چرا کشور ما امروز هم با بحران اشتغال و معضل بیکاری روبهروست؟ و به راستی ما را چه شده است؟
در حالی که به قول معروف: «اسباب بزرگی همه فراهم است.»
■ وجود منابع نفت و گاز فراوان و بیبدیل و آفتاب و بستر انرژیهای نو
■ منابع غنی سنگآهن، مس، روی و…
■ طیف گسترده سرمایههای انسانی تحصیلکرده و بهزعم بسیاری هوشمند و خلاق
■ مردم نجیب، بافرهنگ و علاقهمند به سرزمین و کشور خود
■ و...
در پاسخ پرسش طرحشده اصلاً قصد ندارم خود را در تله راه میانبر قرار دهم تا نسخهای حاضر و آماده ارائه کنم، اما به عنوان یک فعال بخش خصوصی در عرصه صنعت، تلاش خواهم کرد به طرح نکاتی بپردازم که به عنوان پیشنیاز و بستر بحثی تعاملی و موثر بین بازیگران صنعت و صاحبنظران این عرصه میتواند حائز اهمیت باشد. با این امید که همین مباحث بتواند راهگشای برقراری دیالوگی موثر در زمینه آسیبشناسی جدی، موانع و دشواریهای پیش روی صنعت و اقتصاد میان دلسوزان واقع شود و به یاری خداوند صنعت کشور ما نیز آنچنان که شایسته و بایسته است در مسیر و جایگاه واقعی خود با پویایی و توانمندی هرچه بیشتر به حرکت دربیاید.
قرار داشتن در آستانه سال نو به طور طبیعی ذهنمان را به سمت نوعی خانهتکانی فکری هدایت میکند. یک جامعه پویا همیشه به این خانهتکانیها نیازمند است و امروز بیش از همیشه همه ما نیازمند یک خانهتکانی و نهضت فکری هستیم، یک نگاه تازه، یک پارادایم جدید، پرده گرداندن و «آوازی نو» که در شعر مطلع این مقاله از حضرت مولانا نقل شد و آن تاکید عارفانه بر دستیابی به «صنعت نو» و انگارههای نو است./محمد رضا ظهیر امامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔴 تغییر گفتمان و چرخش استراتژیک /قسمت دوم
به باور اینجانب اولین دامنه خانهتکانی میتواند در بازنگری استراتژیهای کلان در حوزه صنعت از جمله نحوه پوشش دادن و گستردن چتر حمایتی بر صنایع کشور اتفاق بیفتد، به این معنا که سعی شود در تعریف صنعت کشور از صنایع بخش شبهخصوصی فراتر برویم و بخش خصوصی را هم به نوعی در این تعریف گنجانده و واقعاً به حساب بیاوریم. به یاد بیاوریم که یکی از موفقیتهای دولت پیادهسازی گفتمان اعتدال در حوزه سیاست خارجی بود، انتظار این است این گفتمان را از حوزه سیاست به عرصه اقتصاد هم بیاوریم و با چرخش اندک استراتژیک بخشی از چتر حمایتی خود را از اقتصاد شبهخصوصی و دولتی به سمت بخش خصوصی واقعی متمایل کنیم.
1- ساختاربخشی و هدفمندسازی صدور مجوزها
الف: در این زمینه گام اول شاید تقویت ساختارهای اطلاعات صنعتی است، بهروزآوری و یکپارچهسازی اطلاعات دقیق و قابل استناد به منظور کمک به فرآیند تصمیمگیریهای منطقی در عرصه صنعت از جمله بحث موافقتها و صدور مجوزها با ضریب توجیهپذیری منطقی بالا.
ب: تقویت نگرش فرآیندی از جمله تمرکز بر ایجاد زنجیره تامین و مصرف که صنایع یا خدماتی که مجوز ورود به عرصه را پیدا میکنند به گونهای یک جای این چرخه یا شبکه نیاز سنجیده تعریف شده و نیاز به ایجاد آن محرز باشد.
ج: بحت توجیهپذیر بودن طرح هم به لحاظ زنجیره تامین، هم به لحاظ نیاز بازار بر اساس طرح توجیهی جامع و هم به لحاظ ایجاد ارزش افزوده واقعی برای ذینفعان و در کلان قضیه برای جامعه. واقعاً این مطلب مهمی است که سرمایهگذاری که اجازه مییابد به گردونه صنعت وارد شود افزون بر داشتن تجربه، تخصص و دانش کاربردی در عرصه فناوری و در اختیار داشتن بخش قابل ملاحظهای از سرمایه لازم بتواند ارزش افزوده ایجاد کند و از این طریق ریسک تخصیص نقدینگی توسط بانک عامل را پایین بیاورد.
2- توزیع منطقیتر نقدینگی در قالب تسهیلات بانکی و غیره
تزریق نقدینگی به صنعت نیازمند داشتن توجیه است. صرفاً فکر ایجاد یک صنعت بدون توجه کافی و وافی به سایر جنبهها، به نوعی شاید هدر دادن سرمایههاست. به همین خاطر در این زمینه نیازمند شفافیت بیشتر در قوانین، ضوابط و آییننامههای اجرایی هستیم، باید توجه داشته باشیم که درآمدهای نفتی سرمایه آحاد جامعه خصوصاً نسل جوان جامعه، در آینده کشور است، بنابراین مهم است که در تخصیص آن حتی در قالب سرمایهگذاری حداکثر دقت، شفافیت و برخورد مسوولانه و توام با پاسخگویی را داشته باشیم.
خصوصاً اینکه بحث شایستهسالاری در این زمینه هم کاملاً موضوعیت دارد و امروز که بحث رقابتپذیری در راس مقولههای مهم صنعت قرار دارد بایستی مجوزها و اعتبارات و تسهیلات به گونهای مدیریت شود که حاصلش ایجاد پویایی و رونق هرچه بیشتر صنایع باشد تا خدای ناکرده سکون و بیحرکتی و بلوکه شدن سرمایههای کشور و ماحصل آن کارآفرینی واقعی و ایجاد اشتغال پایدار باشد تا احیاناً سرمایهها، منابع و زیرساختها معطل و راکد و... نماند.
البته پرداختن مفصلتر به مقوله رقابتپذیری فرازهای مهم دیگری از جمله بحث بهرهوری منابع، ساختاربخشی دانشگاهها متناسب با نیاز صنایع کشور، بهرهگیری از توانمندیهای نوآورانه دانشگاهیان به منظور استمرار بخشیدن به فرآیند تجاریسازی ایدهها، همینطور ترمیم و پر کردن گسست و خلأ ارتباطی صنعت با فناوریهای نوین، در راستای ارتقای سطح رقابتپذیری و کیفیت، مجهز شدن به دانش و فناوریهای نوین، توسعه سبد محصولات و... را دربر میگیرد که با توجه به طولانی شدن بحث پرداختن به آن را به فرصتهای آتی موکول میکنیم.
ذکر این نکته ضروری است که تحول در امر صنعت در راستای محقق شدن چشمانداز ترسیمشده کشور در بازارهای رقابتی امروز نیازمند اتخاذ تدابیر واقعبینانه متکی بر آسیبشناسی و پژوهشهای علمی به جای برخی فعالیتهای نمایشی در این عرصه است.
امید است این نوشتار بتواند تلنگر و جرقهای در خصوص ترغیب مخاطبان مسوول به بازنگری روشها، رفتارها و نگرشهای تاثیرگذار آنان خصوصاً برای کسانی باشد که در سطح گستردهتری امانتدار منابع، سرمایهها و امکانات مادی و معنوی این کشور هستند و هر تصمیم آنها میتواند در اقتصاد کشور برای امروز و نسلهای آینده بسیار تعیینکننده باشد. /محمد رضا ظهیر امامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
به باور اینجانب اولین دامنه خانهتکانی میتواند در بازنگری استراتژیهای کلان در حوزه صنعت از جمله نحوه پوشش دادن و گستردن چتر حمایتی بر صنایع کشور اتفاق بیفتد، به این معنا که سعی شود در تعریف صنعت کشور از صنایع بخش شبهخصوصی فراتر برویم و بخش خصوصی را هم به نوعی در این تعریف گنجانده و واقعاً به حساب بیاوریم. به یاد بیاوریم که یکی از موفقیتهای دولت پیادهسازی گفتمان اعتدال در حوزه سیاست خارجی بود، انتظار این است این گفتمان را از حوزه سیاست به عرصه اقتصاد هم بیاوریم و با چرخش اندک استراتژیک بخشی از چتر حمایتی خود را از اقتصاد شبهخصوصی و دولتی به سمت بخش خصوصی واقعی متمایل کنیم.
1- ساختاربخشی و هدفمندسازی صدور مجوزها
الف: در این زمینه گام اول شاید تقویت ساختارهای اطلاعات صنعتی است، بهروزآوری و یکپارچهسازی اطلاعات دقیق و قابل استناد به منظور کمک به فرآیند تصمیمگیریهای منطقی در عرصه صنعت از جمله بحث موافقتها و صدور مجوزها با ضریب توجیهپذیری منطقی بالا.
ب: تقویت نگرش فرآیندی از جمله تمرکز بر ایجاد زنجیره تامین و مصرف که صنایع یا خدماتی که مجوز ورود به عرصه را پیدا میکنند به گونهای یک جای این چرخه یا شبکه نیاز سنجیده تعریف شده و نیاز به ایجاد آن محرز باشد.
ج: بحت توجیهپذیر بودن طرح هم به لحاظ زنجیره تامین، هم به لحاظ نیاز بازار بر اساس طرح توجیهی جامع و هم به لحاظ ایجاد ارزش افزوده واقعی برای ذینفعان و در کلان قضیه برای جامعه. واقعاً این مطلب مهمی است که سرمایهگذاری که اجازه مییابد به گردونه صنعت وارد شود افزون بر داشتن تجربه، تخصص و دانش کاربردی در عرصه فناوری و در اختیار داشتن بخش قابل ملاحظهای از سرمایه لازم بتواند ارزش افزوده ایجاد کند و از این طریق ریسک تخصیص نقدینگی توسط بانک عامل را پایین بیاورد.
2- توزیع منطقیتر نقدینگی در قالب تسهیلات بانکی و غیره
تزریق نقدینگی به صنعت نیازمند داشتن توجیه است. صرفاً فکر ایجاد یک صنعت بدون توجه کافی و وافی به سایر جنبهها، به نوعی شاید هدر دادن سرمایههاست. به همین خاطر در این زمینه نیازمند شفافیت بیشتر در قوانین، ضوابط و آییننامههای اجرایی هستیم، باید توجه داشته باشیم که درآمدهای نفتی سرمایه آحاد جامعه خصوصاً نسل جوان جامعه، در آینده کشور است، بنابراین مهم است که در تخصیص آن حتی در قالب سرمایهگذاری حداکثر دقت، شفافیت و برخورد مسوولانه و توام با پاسخگویی را داشته باشیم.
خصوصاً اینکه بحث شایستهسالاری در این زمینه هم کاملاً موضوعیت دارد و امروز که بحث رقابتپذیری در راس مقولههای مهم صنعت قرار دارد بایستی مجوزها و اعتبارات و تسهیلات به گونهای مدیریت شود که حاصلش ایجاد پویایی و رونق هرچه بیشتر صنایع باشد تا خدای ناکرده سکون و بیحرکتی و بلوکه شدن سرمایههای کشور و ماحصل آن کارآفرینی واقعی و ایجاد اشتغال پایدار باشد تا احیاناً سرمایهها، منابع و زیرساختها معطل و راکد و... نماند.
البته پرداختن مفصلتر به مقوله رقابتپذیری فرازهای مهم دیگری از جمله بحث بهرهوری منابع، ساختاربخشی دانشگاهها متناسب با نیاز صنایع کشور، بهرهگیری از توانمندیهای نوآورانه دانشگاهیان به منظور استمرار بخشیدن به فرآیند تجاریسازی ایدهها، همینطور ترمیم و پر کردن گسست و خلأ ارتباطی صنعت با فناوریهای نوین، در راستای ارتقای سطح رقابتپذیری و کیفیت، مجهز شدن به دانش و فناوریهای نوین، توسعه سبد محصولات و... را دربر میگیرد که با توجه به طولانی شدن بحث پرداختن به آن را به فرصتهای آتی موکول میکنیم.
ذکر این نکته ضروری است که تحول در امر صنعت در راستای محقق شدن چشمانداز ترسیمشده کشور در بازارهای رقابتی امروز نیازمند اتخاذ تدابیر واقعبینانه متکی بر آسیبشناسی و پژوهشهای علمی به جای برخی فعالیتهای نمایشی در این عرصه است.
امید است این نوشتار بتواند تلنگر و جرقهای در خصوص ترغیب مخاطبان مسوول به بازنگری روشها، رفتارها و نگرشهای تاثیرگذار آنان خصوصاً برای کسانی باشد که در سطح گستردهتری امانتدار منابع، سرمایهها و امکانات مادی و معنوی این کشور هستند و هر تصمیم آنها میتواند در اقتصاد کشور برای امروز و نسلهای آینده بسیار تعیینکننده باشد. /محمد رضا ظهیر امامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔴انحراف مدیران !
این شرایط را تصور کنید: یک مدیر موفق هستید، درآمد خوبی دارید، محبوبید و به چیزهایی که به دست آوردهاید واقعا افتخار میکنید. بعد ناگهان همه چیز بههم میریزد؛ ارتقایی که انتظارش را داشتید نمیگیرید و منابعی که لازم داشتید به شما اختصاص نمییابد. لزوما شما را اخراج نکردهاند، اما دیگر انگیزه ندارید و همه استعدادهای درخشانی که داشتید، از حرکت میایستند. این یک انحراف از مسیر مدیریتی است. انحراف مسیر مدیریتی جنبهای از پستهای مدیریتی بالا است که بیشتر افراد توجهی به آن ندارند؛ یا به این خاطر که چیز زیادی در موردش نمیدانند یا به این خاطر که ترجیح میدهند در مورد آن بحث نکنند. برای کسانی که انحراف مدیریتی را شخصا تجربه میکنند، یعنی در کار مدیریتی خود دچار شکست میشوند، این تجربه هم ناامیدکننده است و هم چشمشان را به روی خیلی از مسائل باز میکند. انحراف مدیریتی هم میتواند ناشی از اشتباه شخصی باشد و هم ناشی از مشکلات خارجی (مثلا مشکلات اقتصادی).
بسیاری از مدیران ناکارآمدی خود را در حوزههای مشخصی نشان میدهند؛ از جمله مشکلاتی که با روابط شخصی میان کارکنان دارند، دشواری در هدایت یک تیم، دشواری ایجاد تغییر یا سازگاری با شرایط، شکست در برآورده کردن اهداف کسبوکار یا یک جهتگیری کاربردی بسیار محدود. اگر مدیری در این حوزهها ناکارآمد باشد، آیا به این معنی است که از مسیر مدیریتی خود منحرف شده و به سوی شکست میرود؟ در برخی موارد این گونه است. تحقیقات نشان میدهد برخی ویژگیهای شخصیتی مختص این گونه مدیران وجود دارد. از آنجایی که شخصیت افراد تا بزرگسالی آنها شکل گرفته و تکمیل شده، احتمال تغییر آن در بهترین حالت خیلی کم است و بنابراین برخی مدیران بیشتر به خاطر ویژگیهای شخصیتی که دارند شکست میخورند. این موضوع شرایط را سختتر میکند. ویژگیهایی مثل خودشیفتگی از جمله آنها است. در واقع، این نوع ویژگیهای شخصیتی ممکن است به افراد در رسیدن به پستهای ارشد مدیریتی کمک کند، اما همزمان میتواند به سقوط راحت آنها نیز منجر شود.
برخلاف شخصیت، رفتار افراد با توجه به شرایط قابل تغییر است. به عنوان مثال، نشانههای انحراف مدیریتی را خیلی زود میتوان کشف کرد. همچنین رفتارهایی که مدیران باید تغییر دهند باید واضح و روشن باشد. به علاوه، مدیر مورد نظر باید انگیزه و تمرکز کافی برای ایجاد تغییر را داشته باشد و از سوی سازمان خود حمایت شود. چطور میتوان از این انحراف جلوگیری کرد؟ ابتدا، باید بدانید این اتفاقات یک شبه رخ ندادهاند. خوب بررسی کنید و یکی از عوامل هشداردهنده زیر را شناسایی کنید:
1) اخیرا متوجه اتفاقات عجیبی در اطرافتان در سازمان شدهاید؛ اینکه هیچکس نظرتان را در مورد استخدامهای جدید، اقدامات جدید یا استراتژی جدید جویا نمیشود.
2) نسبت به گذشته، کمتر بازخورد دریافت میکنید. همه به طرزی غیرعادی در سکوت هستند و نه افراد بالادستی شما و نه زیردستانتان چیزی در مورد امور به شما نمیگویند.
3) بدون هیچ دلیل مشخصی، نفوذتان در سازمان نسبت به گذشته کمتر شده و انرژیتان به تدریج تحلیل میرود، اما نمیتوانید انگشتتان را روی دلیل مشخصی بگذارید.
نترسید! این اتفاق برای حداقل 50 درصد مدیران در مرحلهای از زندگی کاریشان رخ میدهد. در اینجا اقداماتی را که میتوانید انجام دهید تا در چنین شرایطی احساس گرفتار شدن و تنهایی نکنید، معرفی میکنیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
این شرایط را تصور کنید: یک مدیر موفق هستید، درآمد خوبی دارید، محبوبید و به چیزهایی که به دست آوردهاید واقعا افتخار میکنید. بعد ناگهان همه چیز بههم میریزد؛ ارتقایی که انتظارش را داشتید نمیگیرید و منابعی که لازم داشتید به شما اختصاص نمییابد. لزوما شما را اخراج نکردهاند، اما دیگر انگیزه ندارید و همه استعدادهای درخشانی که داشتید، از حرکت میایستند. این یک انحراف از مسیر مدیریتی است. انحراف مسیر مدیریتی جنبهای از پستهای مدیریتی بالا است که بیشتر افراد توجهی به آن ندارند؛ یا به این خاطر که چیز زیادی در موردش نمیدانند یا به این خاطر که ترجیح میدهند در مورد آن بحث نکنند. برای کسانی که انحراف مدیریتی را شخصا تجربه میکنند، یعنی در کار مدیریتی خود دچار شکست میشوند، این تجربه هم ناامیدکننده است و هم چشمشان را به روی خیلی از مسائل باز میکند. انحراف مدیریتی هم میتواند ناشی از اشتباه شخصی باشد و هم ناشی از مشکلات خارجی (مثلا مشکلات اقتصادی).
بسیاری از مدیران ناکارآمدی خود را در حوزههای مشخصی نشان میدهند؛ از جمله مشکلاتی که با روابط شخصی میان کارکنان دارند، دشواری در هدایت یک تیم، دشواری ایجاد تغییر یا سازگاری با شرایط، شکست در برآورده کردن اهداف کسبوکار یا یک جهتگیری کاربردی بسیار محدود. اگر مدیری در این حوزهها ناکارآمد باشد، آیا به این معنی است که از مسیر مدیریتی خود منحرف شده و به سوی شکست میرود؟ در برخی موارد این گونه است. تحقیقات نشان میدهد برخی ویژگیهای شخصیتی مختص این گونه مدیران وجود دارد. از آنجایی که شخصیت افراد تا بزرگسالی آنها شکل گرفته و تکمیل شده، احتمال تغییر آن در بهترین حالت خیلی کم است و بنابراین برخی مدیران بیشتر به خاطر ویژگیهای شخصیتی که دارند شکست میخورند. این موضوع شرایط را سختتر میکند. ویژگیهایی مثل خودشیفتگی از جمله آنها است. در واقع، این نوع ویژگیهای شخصیتی ممکن است به افراد در رسیدن به پستهای ارشد مدیریتی کمک کند، اما همزمان میتواند به سقوط راحت آنها نیز منجر شود.
برخلاف شخصیت، رفتار افراد با توجه به شرایط قابل تغییر است. به عنوان مثال، نشانههای انحراف مدیریتی را خیلی زود میتوان کشف کرد. همچنین رفتارهایی که مدیران باید تغییر دهند باید واضح و روشن باشد. به علاوه، مدیر مورد نظر باید انگیزه و تمرکز کافی برای ایجاد تغییر را داشته باشد و از سوی سازمان خود حمایت شود. چطور میتوان از این انحراف جلوگیری کرد؟ ابتدا، باید بدانید این اتفاقات یک شبه رخ ندادهاند. خوب بررسی کنید و یکی از عوامل هشداردهنده زیر را شناسایی کنید:
1) اخیرا متوجه اتفاقات عجیبی در اطرافتان در سازمان شدهاید؛ اینکه هیچکس نظرتان را در مورد استخدامهای جدید، اقدامات جدید یا استراتژی جدید جویا نمیشود.
2) نسبت به گذشته، کمتر بازخورد دریافت میکنید. همه به طرزی غیرعادی در سکوت هستند و نه افراد بالادستی شما و نه زیردستانتان چیزی در مورد امور به شما نمیگویند.
3) بدون هیچ دلیل مشخصی، نفوذتان در سازمان نسبت به گذشته کمتر شده و انرژیتان به تدریج تحلیل میرود، اما نمیتوانید انگشتتان را روی دلیل مشخصی بگذارید.
نترسید! این اتفاق برای حداقل 50 درصد مدیران در مرحلهای از زندگی کاریشان رخ میدهد. در اینجا اقداماتی را که میتوانید انجام دهید تا در چنین شرایطی احساس گرفتار شدن و تنهایی نکنید، معرفی میکنیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔴سه مهارتی که باید سریع یاد بگیرید
مایکل لومباردو و رابرت ایشینگر در کتاب خود با عنوان «اجتناب از انحراف: چه کنیم پیش از آنکه خیلی دیر شود» عنوان میکنند که مدیران باید بازخوردهای توسعهای سازنده و صادقانه را با آغوش باز بپذیرند. آنها با استفاده از این بازخورد که از منابع داخلی و خارجی مختلف، چه به صورت رسمی و چه غیررسمی به دست میآورند، میتوانند با ایجاد نقاط قوت تازه و تمرکز کمتر روی مسائل فنی (که پیشتر باعث ارتقای آنها شده، اما اکنون لازم است بیشتر بر نقشهای مدیریتی تاکید کنند) از هرگونه انحرافی جلوگیری کنند. این باعث میشود ابهامات را بهتر بپذیرند، کمتر بر محوریت ارتقای شغلی تکیه کنند، به حل مشکل روی بیاورند، تزلزل احساسی کمتری داشته باشند و نسبت به تاثیر شخصی خودشان روی دیگران آگاهی بیشتری داشته باشند.
اولین سنگ بنا و مهارت هستهای که باید بر آن غلبه داشته باشید تا به بلندترین قلههای شخصی صعود کنید، همان است که 40 سال پیش دانشگاهیان ابتدا در مورد انحراف مدیریتی در مورد آن صحبت کرده بودند. به عنوان یک مدیر ارشد بسیار ضروری است که از طریق گرفتن بازخورد به خودآگاهی برسید. باید بدانید نقاط قوت و ضعف شخصی شما کدام است و دیگران چه نگاهی نسبت به شما دارند. رهبران سازمانی همیشه متوجه نمیشوند که در حال بروز رفتارهای انحرافی هستند. این موضوع بهخصوص در مورد مدیرانی که در بالاترین سطوح مدیریتی هستند صدق میکند؛ مدیرانی که معمولا متکبر هستند و اطراف خود را با افرادی پر میکنند که تمایلی به ارائه بازخوردهای صادقانه و مستقیم ندارند.
بنابراین، برای توسعه و پیشرفت خودتان بر سه حوزه زیر متمرکز شوید. این سه حوزه مدیرانی را که از مسیر شغلی بسیار موفق خود لذت میبرند و به پتانسیل مورد انتظار خود دست مییابند، از آنهایی که وارد همین مسیر شدهاند، اما در ادامه متوقف میشوند، جدا میکند.
1) یاد بگیرید که از تغییر استقبال کنید. دنیای کسبوکار بیش از پیش پیچیده و پرابهام شده و نیاز به چابک بودن و استقبال کردن از تغییرات یک مهارت اساسی است. تغییر به صورت طبیعی رخ نمیدهد. همه ما چه شخصا و چه بهصورت سازمانی دارای عادتهایی هستیم. انعطاف ایجاد کنید و ظرفیت مقابله با نیازهای محیطتان را توسعه دهید. ممکن است نیاز باشد در این راه یکسری تجربیات سخت و بحرانهای دردناک را پشت سر بگذارید، چون باید همه چیز را زیر سوال ببرید و در ضمن با درک مطمئنتری از اینکه که هستید و کجا میروید ظاهر شوید.
2) یاد بگیرید چگونه بر دیگران تاثیر بگذارید. در اینجا منظور یک نفوذ تمام و کمال است. باید بتوانید برای ذینفعان خود برنامهریزی و کشف کنید منافع کلیدی آنها کدام است. کسبوکارها به تدریج از قالب سلسله مراتبهای سنتی بیرون میآیند. در سازمانی که مملو از وابستگیهای متقابل پیچیده است، باید بتوانید با طیف گستردهای از افراد روابط ایجاد کنید؛ چه داخل سازمان و چه با ذینفعان خارجی. بهطور کلی، نیازهای این ذینفعان باید با آنچه شما تلاش میکنید به دست آورید همراستا باشد.
3) یاد بگیرید بهطور موثری ارتباط برقرار کنید. در اینجا منظور فقط آنچه انتقال میدهید نیست، بلکه پیامی که دریافت میکنید هم مهم است. باید بدانید چگونه با طیف گستردهای از افراد به شیوههای مختلف ارتباط برقرار کنید. صبر کنید! فکر میکنید تا به حال در این کار خیلی خوب بودهاید؟ از اینکه ناامیدتان میکنم متاسفم، اما باید بدانید که این گونه نیست. بیشتر مدیران ارشد فکر میکنند در برقراری ارتباط خیلی خوب عمل میکنند، اما طبق یافتههای یک نظرسنجی جدید، 95 درصد کارمندان شرکتها هیچ اطلاعی از استراتژی شرکتشان ندارند یا آن را درک نمیکنند. وقتی در حال برقراری ارتباط هستید، دیگران چه چیزی از شما میشنوند؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
مایکل لومباردو و رابرت ایشینگر در کتاب خود با عنوان «اجتناب از انحراف: چه کنیم پیش از آنکه خیلی دیر شود» عنوان میکنند که مدیران باید بازخوردهای توسعهای سازنده و صادقانه را با آغوش باز بپذیرند. آنها با استفاده از این بازخورد که از منابع داخلی و خارجی مختلف، چه به صورت رسمی و چه غیررسمی به دست میآورند، میتوانند با ایجاد نقاط قوت تازه و تمرکز کمتر روی مسائل فنی (که پیشتر باعث ارتقای آنها شده، اما اکنون لازم است بیشتر بر نقشهای مدیریتی تاکید کنند) از هرگونه انحرافی جلوگیری کنند. این باعث میشود ابهامات را بهتر بپذیرند، کمتر بر محوریت ارتقای شغلی تکیه کنند، به حل مشکل روی بیاورند، تزلزل احساسی کمتری داشته باشند و نسبت به تاثیر شخصی خودشان روی دیگران آگاهی بیشتری داشته باشند.
اولین سنگ بنا و مهارت هستهای که باید بر آن غلبه داشته باشید تا به بلندترین قلههای شخصی صعود کنید، همان است که 40 سال پیش دانشگاهیان ابتدا در مورد انحراف مدیریتی در مورد آن صحبت کرده بودند. به عنوان یک مدیر ارشد بسیار ضروری است که از طریق گرفتن بازخورد به خودآگاهی برسید. باید بدانید نقاط قوت و ضعف شخصی شما کدام است و دیگران چه نگاهی نسبت به شما دارند. رهبران سازمانی همیشه متوجه نمیشوند که در حال بروز رفتارهای انحرافی هستند. این موضوع بهخصوص در مورد مدیرانی که در بالاترین سطوح مدیریتی هستند صدق میکند؛ مدیرانی که معمولا متکبر هستند و اطراف خود را با افرادی پر میکنند که تمایلی به ارائه بازخوردهای صادقانه و مستقیم ندارند.
بنابراین، برای توسعه و پیشرفت خودتان بر سه حوزه زیر متمرکز شوید. این سه حوزه مدیرانی را که از مسیر شغلی بسیار موفق خود لذت میبرند و به پتانسیل مورد انتظار خود دست مییابند، از آنهایی که وارد همین مسیر شدهاند، اما در ادامه متوقف میشوند، جدا میکند.
1) یاد بگیرید که از تغییر استقبال کنید. دنیای کسبوکار بیش از پیش پیچیده و پرابهام شده و نیاز به چابک بودن و استقبال کردن از تغییرات یک مهارت اساسی است. تغییر به صورت طبیعی رخ نمیدهد. همه ما چه شخصا و چه بهصورت سازمانی دارای عادتهایی هستیم. انعطاف ایجاد کنید و ظرفیت مقابله با نیازهای محیطتان را توسعه دهید. ممکن است نیاز باشد در این راه یکسری تجربیات سخت و بحرانهای دردناک را پشت سر بگذارید، چون باید همه چیز را زیر سوال ببرید و در ضمن با درک مطمئنتری از اینکه که هستید و کجا میروید ظاهر شوید.
2) یاد بگیرید چگونه بر دیگران تاثیر بگذارید. در اینجا منظور یک نفوذ تمام و کمال است. باید بتوانید برای ذینفعان خود برنامهریزی و کشف کنید منافع کلیدی آنها کدام است. کسبوکارها به تدریج از قالب سلسله مراتبهای سنتی بیرون میآیند. در سازمانی که مملو از وابستگیهای متقابل پیچیده است، باید بتوانید با طیف گستردهای از افراد روابط ایجاد کنید؛ چه داخل سازمان و چه با ذینفعان خارجی. بهطور کلی، نیازهای این ذینفعان باید با آنچه شما تلاش میکنید به دست آورید همراستا باشد.
3) یاد بگیرید بهطور موثری ارتباط برقرار کنید. در اینجا منظور فقط آنچه انتقال میدهید نیست، بلکه پیامی که دریافت میکنید هم مهم است. باید بدانید چگونه با طیف گستردهای از افراد به شیوههای مختلف ارتباط برقرار کنید. صبر کنید! فکر میکنید تا به حال در این کار خیلی خوب بودهاید؟ از اینکه ناامیدتان میکنم متاسفم، اما باید بدانید که این گونه نیست. بیشتر مدیران ارشد فکر میکنند در برقراری ارتباط خیلی خوب عمل میکنند، اما طبق یافتههای یک نظرسنجی جدید، 95 درصد کارمندان شرکتها هیچ اطلاعی از استراتژی شرکتشان ندارند یا آن را درک نمیکنند. وقتی در حال برقراری ارتباط هستید، دیگران چه چیزی از شما میشنوند؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔴چه میشود وقتی از مسیر مدیریتی منحرف میشوم؟
اگر از مسیر مدیریتی منحرف شدید، بدانید که نتوانستهاید بر اجزای کلیدی کاری که تلاش میکنید انجام دهید تاثیر بگذارید. مشکل اینجا است که آنقدر متوجه این تغییر نمیشوید، تا وقتی که دیگر خیلی دیر شود. شاید دلیل این دیر فهمیدن آن باشد که نقاط کور زیادی پیش روی شما است. به ندرت پیش میآید که بازخوردهای لازم را در وقت مناسب دریافت کنید و افراد برای ارائه این بازخوردها به خوبی مدیریت نمیشوند. اگر این تغییرات را نپذیرید و با آنها همگام نشوید، احتمال انحراف از مسیر شما بالا میرود.این تنها مانع بر سر راه موفقیت نیست. بیشتر مدیران حسی قوی نسبت به ارزشهای خودشان دارند. این میتواند یک دارایی واقعی برای مدیران باشد، اما ریسکی که وجود دارد این است که وقتی به موفقیت میرسید، نسبت به هر چیزی که این حس قوی را به چالش میکشد، حالت تدافعی پیدا میکنید. بنابراین، خیلی دیر میفهمید که از هیچ چیز اطلاعی ندارید و حتی اگر هم اطلاع داشته باشید، هیچکس دیگر به شما گوش نمیدهد.
حفظ شتاب کاری چالشی برای همه مدیران ارشد است، چون دنیای کسبوکار تغییر کرده است. شما مسوول اعتباری هستید که برای خودتان ایجاد میکنید. مشاغل دیگر صرفا به بالا رفتن از نردبان پیشرفت محدود نمیشوند، بلکه پیچیدهتر شدهاند؛ بهخصوص درون ماتریس سازمان. در ساختارهای سازمانی پیچیده، سرمایه اجتماعی (توانایی شما برای پیش بردن کارها به واسطه دیگران) اکنون ارزشمندتر از سرمایه انسانی (دانش و تخصص) شده است.همچنین با بالاتر رفتن سمت مدیریتی، افراد نمیتوانند تغییرات شغلی را درک کنند. مسلما به خاطر ویژگیها و اقدامات خاص باید پاداشهایی دریافت کنید، اما چیزی که شما را به این نقطه کشانده، همانی نیست که شما را به سوی نقش بعدی سوق خواهد داد. بنابراین تصور نکنید صرفا به این خاطر که یک کار فوقالعاده انجام میدهید ارتقا خواهید یافت، بلکه باید برای نقش بعدی آماده باشید.
ارتقا یافتن ربط چندانی به عملکرد واقعی شما ندارد، بلکه باید بتوانید نشان دهید که میدانید فعالیت کردن در محافل مدیریتی ارشد نیازمند یکسری مهارتهای سیاسی است؛ اینکه بتوانید روابطی را شکل دهید و خودتان را سازگار کنید. این کافی نیست که بتوانید بگویید: «تیم من توانسته پولسازی زیادی برای شرکت داشته باشد.» آیا مهارتهای سیاسی لازم برای پیشرفت کردن را دارید؟عامل دیگری که کمک میکند در این مسیر به خوبی پیش بروید، خودباوری است. آیا باور دارید که میتوانید تفاوت ایجاد کنید یا کاری که انجام میدهید مهم است؟ پیشرفت کردن در شغلتان مستلزم آن است که این حس مهم بودن را ادامه دهید. وقتی چنین حسی سرکوب شود و احساس سرگردانی کنید، یعنی به دردسر افتادهاید. تغییر چارچوب، دیدن نقاط مثبت و بازسازی امکانپذیر اما پرچالش است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
اگر از مسیر مدیریتی منحرف شدید، بدانید که نتوانستهاید بر اجزای کلیدی کاری که تلاش میکنید انجام دهید تاثیر بگذارید. مشکل اینجا است که آنقدر متوجه این تغییر نمیشوید، تا وقتی که دیگر خیلی دیر شود. شاید دلیل این دیر فهمیدن آن باشد که نقاط کور زیادی پیش روی شما است. به ندرت پیش میآید که بازخوردهای لازم را در وقت مناسب دریافت کنید و افراد برای ارائه این بازخوردها به خوبی مدیریت نمیشوند. اگر این تغییرات را نپذیرید و با آنها همگام نشوید، احتمال انحراف از مسیر شما بالا میرود.این تنها مانع بر سر راه موفقیت نیست. بیشتر مدیران حسی قوی نسبت به ارزشهای خودشان دارند. این میتواند یک دارایی واقعی برای مدیران باشد، اما ریسکی که وجود دارد این است که وقتی به موفقیت میرسید، نسبت به هر چیزی که این حس قوی را به چالش میکشد، حالت تدافعی پیدا میکنید. بنابراین، خیلی دیر میفهمید که از هیچ چیز اطلاعی ندارید و حتی اگر هم اطلاع داشته باشید، هیچکس دیگر به شما گوش نمیدهد.
حفظ شتاب کاری چالشی برای همه مدیران ارشد است، چون دنیای کسبوکار تغییر کرده است. شما مسوول اعتباری هستید که برای خودتان ایجاد میکنید. مشاغل دیگر صرفا به بالا رفتن از نردبان پیشرفت محدود نمیشوند، بلکه پیچیدهتر شدهاند؛ بهخصوص درون ماتریس سازمان. در ساختارهای سازمانی پیچیده، سرمایه اجتماعی (توانایی شما برای پیش بردن کارها به واسطه دیگران) اکنون ارزشمندتر از سرمایه انسانی (دانش و تخصص) شده است.همچنین با بالاتر رفتن سمت مدیریتی، افراد نمیتوانند تغییرات شغلی را درک کنند. مسلما به خاطر ویژگیها و اقدامات خاص باید پاداشهایی دریافت کنید، اما چیزی که شما را به این نقطه کشانده، همانی نیست که شما را به سوی نقش بعدی سوق خواهد داد. بنابراین تصور نکنید صرفا به این خاطر که یک کار فوقالعاده انجام میدهید ارتقا خواهید یافت، بلکه باید برای نقش بعدی آماده باشید.
ارتقا یافتن ربط چندانی به عملکرد واقعی شما ندارد، بلکه باید بتوانید نشان دهید که میدانید فعالیت کردن در محافل مدیریتی ارشد نیازمند یکسری مهارتهای سیاسی است؛ اینکه بتوانید روابطی را شکل دهید و خودتان را سازگار کنید. این کافی نیست که بتوانید بگویید: «تیم من توانسته پولسازی زیادی برای شرکت داشته باشد.» آیا مهارتهای سیاسی لازم برای پیشرفت کردن را دارید؟عامل دیگری که کمک میکند در این مسیر به خوبی پیش بروید، خودباوری است. آیا باور دارید که میتوانید تفاوت ایجاد کنید یا کاری که انجام میدهید مهم است؟ پیشرفت کردن در شغلتان مستلزم آن است که این حس مهم بودن را ادامه دهید. وقتی چنین حسی سرکوب شود و احساس سرگردانی کنید، یعنی به دردسر افتادهاید. تغییر چارچوب، دیدن نقاط مثبت و بازسازی امکانپذیر اما پرچالش است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔴 انحراف از مسیر و یک فرصت
آیا دارای یک ذهنیت ثابت هستید یا ذهنیت رشد؟ وقتی شکست میخورید، آیا پیش خود فکر میکنید هر کاری لازم بوده انجام ندادهاید؟ یا فکر میکنید وقت آن است که سختتر تلاش کنید و راههای متفاوتتر را امتحان کنید؟ بیشتر ما تمایل داریم یک مسیر مستقیم را طی کنیم و اگر به مانعی برخورد کردیم، دیگر ادامه نمیدهیم. اما پیشرفتکنندگان واقعی در کنار این مانع یک مسیر دیگر پیدا میکنند. اولین قدم برای دور شدن از لحظه انحراف این است که بفهمیم چه اتفاقی رخ داده است. وقتی شوک اولیه کمرنگ شد، به جای اینکه صرفا احساس شکست کنید و نسبت به دیگران حالت تدافعی و عصبی بگیرید، فکر کنید: «این اتفاق در مورد خودم و نیاز به پیشرفتم چه چیزی به من میگوید؟» مشاغل فرآیندهایی در حال ظهور هستند. باید مسیری را که میپیمایید کشف کنید. که هستید؟ کجا میروید؟ باید بر چه چیزهایی غلبه کنید تا به نقطهای که میخواهید برسید؟ پیشرفت شما باید جایی بین نقاط ضعف و قوتتان باشد. این مهارتها را میتوانید با تمرین زیاد به دست آورید. بنابراین گستردهترین مجموعه مهارتها در اختیارتان است.
با کار کردن روی بدترین نقاط ضعفتان وقتتان را هدر ندهید؛ بهتر است از موقعیتهایی که فقط به مهارتهای خاص نیاز دارد یا ایجاد تیمی که به چیزهایی علاقهمند است که شما از آن متنفرید، اجتناب کنید. همچنین تنها بر آنچه در آن شاخص و برجسته عمل میکنید متمرکز نشوید، مگر اینکه بخواهید یک حوزه کاملا تخصصی برای خودتان ایجاد کنید.فقط کارهایی را که مطمئنید از پس آن برمیآیید انجام ندهید. این تکبعدی شدن مهمترین مانع بر سر پیشرفت شما است. چیزهای کمی جدیدتر و متفاوتتر را بر اساس مجموعه مهارتهایی که دارید امتحان کنید. به خودتان اجازه دهید که مسیر شغلیتان را زیر سوال ببرید. شاید مسیر شغلی که میپیمایید اشتباه باشد. دیگر چه حدسی میزنید؟ شاید در مورد حداقل نیمی از افرادی که میشناسید هم اینگونه باشد. جرات مقابله با این پرسشهای سخت را داشته باشید. در این صورت میتوانید ریسک انحراف از مسیر را تا حد چشمگیری کاهش دهید
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
آیا دارای یک ذهنیت ثابت هستید یا ذهنیت رشد؟ وقتی شکست میخورید، آیا پیش خود فکر میکنید هر کاری لازم بوده انجام ندادهاید؟ یا فکر میکنید وقت آن است که سختتر تلاش کنید و راههای متفاوتتر را امتحان کنید؟ بیشتر ما تمایل داریم یک مسیر مستقیم را طی کنیم و اگر به مانعی برخورد کردیم، دیگر ادامه نمیدهیم. اما پیشرفتکنندگان واقعی در کنار این مانع یک مسیر دیگر پیدا میکنند. اولین قدم برای دور شدن از لحظه انحراف این است که بفهمیم چه اتفاقی رخ داده است. وقتی شوک اولیه کمرنگ شد، به جای اینکه صرفا احساس شکست کنید و نسبت به دیگران حالت تدافعی و عصبی بگیرید، فکر کنید: «این اتفاق در مورد خودم و نیاز به پیشرفتم چه چیزی به من میگوید؟» مشاغل فرآیندهایی در حال ظهور هستند. باید مسیری را که میپیمایید کشف کنید. که هستید؟ کجا میروید؟ باید بر چه چیزهایی غلبه کنید تا به نقطهای که میخواهید برسید؟ پیشرفت شما باید جایی بین نقاط ضعف و قوتتان باشد. این مهارتها را میتوانید با تمرین زیاد به دست آورید. بنابراین گستردهترین مجموعه مهارتها در اختیارتان است.
با کار کردن روی بدترین نقاط ضعفتان وقتتان را هدر ندهید؛ بهتر است از موقعیتهایی که فقط به مهارتهای خاص نیاز دارد یا ایجاد تیمی که به چیزهایی علاقهمند است که شما از آن متنفرید، اجتناب کنید. همچنین تنها بر آنچه در آن شاخص و برجسته عمل میکنید متمرکز نشوید، مگر اینکه بخواهید یک حوزه کاملا تخصصی برای خودتان ایجاد کنید.فقط کارهایی را که مطمئنید از پس آن برمیآیید انجام ندهید. این تکبعدی شدن مهمترین مانع بر سر پیشرفت شما است. چیزهای کمی جدیدتر و متفاوتتر را بر اساس مجموعه مهارتهایی که دارید امتحان کنید. به خودتان اجازه دهید که مسیر شغلیتان را زیر سوال ببرید. شاید مسیر شغلی که میپیمایید اشتباه باشد. دیگر چه حدسی میزنید؟ شاید در مورد حداقل نیمی از افرادی که میشناسید هم اینگونه باشد. جرات مقابله با این پرسشهای سخت را داشته باشید. در این صورت میتوانید ریسک انحراف از مسیر را تا حد چشمگیری کاهش دهید
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
همراهی "مهدی سلامت" پایه گذار گروه صنعتی پویا چوب بزرگترین تولیدکننده چوب ایران را با جمع مدیران نامدار ایران ارج می نهیم
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
براي كشف اقیانوس های جدید
باید شهامت ترک ساحل آرام خود
را داشته باشید
این جهان، جهان تغییر است
نه تقدیر!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
باید شهامت ترک ساحل آرام خود
را داشته باشید
این جهان، جهان تغییر است
نه تقدیر!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴 مدیریت از نگاه مشاهیر جهان
1- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانهنویس یونانی)
۲- برنامههای توسعه مدیریتی ما در محل کار صورت میگیرد نه در کلاسهای مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)
۳- ترجیح میدهم که ملتم به سیاستهای اقتصادی من بخندند تا اینکه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)
۴- برای آنکه مدیر شوید باید از پایین شروع کنید هیچ استثناءی هم وجود ندارد. (هنری بلاک)
۵- با هشت ساعت کار صادقانه در روز میتوانید به ریاست برسید و روزی ۱۲ ساعت کار کنید. (رابرت فراست)
۶- برای بهبود ارتباطات کامپیوتری باید کمر بوروکراسی ایجاد شده را شکست. (مایکل آلبرشت)
۷- یک مدیر نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین کسی که با او صحبت مینماید گوش میکند. (وارن بنیس)
۸- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد که گاهی طبق نیاز برخلاف رأی متخصصان عمل کند. (جیمز کالاگان)
۹- هیچ چیز برای کارمندان ارزشمندتر از سهیم کردن آنها در چرخه تصمیمگیری نیست. (جودیت باردویک)
۱۰- مدیریت مشارکتی این است که افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیمگیری وارد کنیم. (واین بارلو)
۱۱- با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل کنید. (چارلز کالب کلتن)
۱۲- دیگران را عفو کنید. (بابیلیوس سایروس)
۱۳- سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذکرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر)
۱۴- تجربه را نمیتوان خلق کرد باید آن را تجربه کرد. (آلبرت کامو)
۱۵- تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی)
۱۶- رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی)
۱۷- اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر)
۱۸- هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاکسلی)
۱۹- تجربه خوب است اما به شرطی که برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، کتاب هزار ضربالمثل)
۲۰- از خشم انسانهای صبور برحذر باشید. (جان درایدن)
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
1- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانهنویس یونانی)
۲- برنامههای توسعه مدیریتی ما در محل کار صورت میگیرد نه در کلاسهای مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)
۳- ترجیح میدهم که ملتم به سیاستهای اقتصادی من بخندند تا اینکه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)
۴- برای آنکه مدیر شوید باید از پایین شروع کنید هیچ استثناءی هم وجود ندارد. (هنری بلاک)
۵- با هشت ساعت کار صادقانه در روز میتوانید به ریاست برسید و روزی ۱۲ ساعت کار کنید. (رابرت فراست)
۶- برای بهبود ارتباطات کامپیوتری باید کمر بوروکراسی ایجاد شده را شکست. (مایکل آلبرشت)
۷- یک مدیر نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین کسی که با او صحبت مینماید گوش میکند. (وارن بنیس)
۸- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد که گاهی طبق نیاز برخلاف رأی متخصصان عمل کند. (جیمز کالاگان)
۹- هیچ چیز برای کارمندان ارزشمندتر از سهیم کردن آنها در چرخه تصمیمگیری نیست. (جودیت باردویک)
۱۰- مدیریت مشارکتی این است که افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیمگیری وارد کنیم. (واین بارلو)
۱۱- با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل کنید. (چارلز کالب کلتن)
۱۲- دیگران را عفو کنید. (بابیلیوس سایروس)
۱۳- سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذکرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر)
۱۴- تجربه را نمیتوان خلق کرد باید آن را تجربه کرد. (آلبرت کامو)
۱۵- تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی)
۱۶- رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی)
۱۷- اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر)
۱۸- هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاکسلی)
۱۹- تجربه خوب است اما به شرطی که برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، کتاب هزار ضربالمثل)
۲۰- از خشم انسانهای صبور برحذر باشید. (جان درایدن)
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
همراهی "دکتر غلامعلی رئیسی" پایه گذار دانشگاه صنایع دفاع را با جمع مدیران نامدار ایران ارج می نهیم
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴پیامهای مدیریت منابع انسانی از پروفسور پیتر دراکر؛ پدر مدیریت نوین.
📌مرتبه بعد که کسی را استخدام می کنید، از خودتان بپرسید که آیا دوست داشتید پسر یا دخترتان با او کار کند؟
📌مشخص کنید که نقاط قوت هر یک از کارکنانتان کدامند و این نقاط قوت را برای کمک به عملکرد بهتر آنها به کار گیرید.
📌پر قابلیت ترین فرد را در سازمان خود، و نه ضرورتا کاریزماتیک آنها را، پیدا کنید.
📌با اطمینان از اینکه کارکنان، برای انجام کار خود آموزش دیده اند، به آنها قدرت دهید و مسئولیت انجام کارها را به آنها واگذار کنید؛ مجالی را هم برای شکست قائل شوید.
📌 به کارکنان بگویید که میزان مشارکت آنها را ارزیابی می کنید و از آنها بخواهید که در تصمیم گیری هایی که به تخصص آنها نیاز هست مشارکت نمایند. کاری کنید که احساس مالکیت کنند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
📌مرتبه بعد که کسی را استخدام می کنید، از خودتان بپرسید که آیا دوست داشتید پسر یا دخترتان با او کار کند؟
📌مشخص کنید که نقاط قوت هر یک از کارکنانتان کدامند و این نقاط قوت را برای کمک به عملکرد بهتر آنها به کار گیرید.
📌پر قابلیت ترین فرد را در سازمان خود، و نه ضرورتا کاریزماتیک آنها را، پیدا کنید.
📌با اطمینان از اینکه کارکنان، برای انجام کار خود آموزش دیده اند، به آنها قدرت دهید و مسئولیت انجام کارها را به آنها واگذار کنید؛ مجالی را هم برای شکست قائل شوید.
📌 به کارکنان بگویید که میزان مشارکت آنها را ارزیابی می کنید و از آنها بخواهید که در تصمیم گیری هایی که به تخصص آنها نیاز هست مشارکت نمایند. کاری کنید که احساس مالکیت کنند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویر برداری چند خارجی از وضعیت رانندگی در ایران
این ویدئو میلیونها بار در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده!
شاید خود ما هم در این فیلم باشیم. متاسفم
مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
این ویدئو میلیونها بار در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده!
شاید خود ما هم در این فیلم باشیم. متاسفم
مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی در ۵ تا ۱۵ سال آینده چگونه خواهد بود؟
🔹پاسخ کارمندان شرکت اریکسون به این پرسش را ببینید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔹پاسخ کارمندان شرکت اریکسون به این پرسش را ببینید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
Forwarded from مجمع فعالان اقتصادی
✅تجربه اصلاحات در هند: عقلانیت و امید
گزیدهای از مصاحبه با «مان موهان سینگ» معمار اصلاحات اقتصادی در هند (تاریخ مصاحبه: 2001)
🔹سینگ: من یک ماه پس از روی کارآمدنم خطاب به نمایندگان مجلس هند این جمله مشهور ویکتور هوگو را گفتم که «هیچ قدرتی بر روی زمین نمیتواند ایدهای را که وقت به واقعیت پیوستن آن رسیده باشد متوقف کند.» ظهور هند به عنوان یک قدرت جهانی، یک قدرت اقتصادی، ایدهای است که امروز زمان تحقق آن فرارسیده است.
🔹سینگ: اگر به 30 سال اخیر نگاه کنید (1960-1990) پیشرفت کشورهای آسیای شرقی شگفتآور بوده است. ... هند و کره جنوبی در سال 1960 درآمد سرانه یکسانی داشتند. اما در سال 1990 درآمد سرانه هند 450 دلار و کره جنوبی 12000 دلار بود. (توضیح: آیا ایرانیان بارها از خود نپرسیدهاند ایران و کره جنوبی از وضعیت یکسانی آغاز کردند و امروز وضع اقتصادشان به کلی متفاوت است؟)
🔹سینگ: وقتی در سال 1991 وزیر دارایی شدم هند دچار کسر بودجهای شده بود که از توان و تحمل آن بیرون بود. کسری بودجه به رقمی بالا یعنی 8.5 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده بود. هند کسری تراز پرداختهای خارج از تحمل داشت. هیچ وامدهنده خارجی وجود نداشت که مایل به تأمین مالی برای جبران این کسری باشد. ذخائر ارزی ما تقریباً تمام شده بود بنابراین در آستانه ورشکستگی قرار گرفته بودیم و مردم با سقوط کامل اقتصاد روبهرو شده بودند. ... ذخایر ارزی ما به یک میلیارد دلار نمیرسید و به سختی برای دو هفته واردات ما کافی بود. (توضیح: هند در آن زمان بیش از یک میلیارد نفر جمعیت داشت و این بدان معناست که ذخیره ارزی هر هند کمتر از 1 دلار بوده است.)
🔹سینگ: به راجیو گاندی گفتم در آستانه فروپاشی اقتصادی هستیم، به سمت سقوط پیش میرویم اما هنوز شانس داریم که اقدامات جسورانه بهکار بگیریم و بحران را به فرصت تبدیل کنیم و هند جدیدی بسازیم. باید کارهایی انجام دهیم که بسیاری از مردم پیش از ما دربارهاش فکر کرده بودند و میگفتند باید انجام شود اما به هر دلیلی هرگز انجام نشده بود.
🔹سینگ: وقتی وزیر دارایی شدم به مردم کشورم گفتم که اقتصاد در چنان شرایط بدی قرار دارد که شما نباید انتظار پاداش زیادی در 3 سال آینده داشته باشید. و گفتم هر آنچه من میتوانم قول بدهم غیرت، تلاش و خستگیناپذیری است. ... صنعت هند به سرعت توسعه یافت. تمام نمادهای صنعت هند به سرعت رشد کرد ... توانسته بودیم تورم را کنترل کنیم و اقتصاد تا سطح 7 درصد در سال رشد کرد.
🔹سینگ: راجیو گاندی بیانیه انتخاباتی سال 1991 حزب را تنظیم کرد و در آن بیانیه به روشنی به نیاز کشور به اصلاحات اقتصادی از آن نوعی که ما تعهد انجامش را داده بودیم اشاره کرده بود. ... ما در دل یک بحران پیشبینینشده بودیم و اکنون وقت آن رسیده بود که بزرگ و گسترده فکر کنیم نه کوچک و محدود. ما میتوانستیم به شیوه گذشته کمربندهای خود را محکم ببندیم کاری که در گذشته کرده بودیم و ما این کار را کردیم، اما پافشاری بر این مسیر، بدبختی بیشتر، و بیکاری بیشتر به همراه میآورد و من گفتم یک راه دیگر نیز هست ... راهی که میتوانست روحیه ابتکار و نوآوری را آزاد کند، روحیه کارآفرینی و مشارکت را که همیشه در هند وجود داشت بین مردم اشاعه دهد. ... این درست همان چیزی بود که اتفاق افتاد.
🔹سینگ: ما دخالت مستقیم دولت در امور مردم بهویژه از گرده کارآفرینان هندی را برداشتیم. ما رقابت داخلی و خارجی و به کلی بحث رقابت را وارد اقتصاد کردیم. نظام مالیاتی را ساده و منطقی کردیم. ما ریسکپذیری را به امری جذاب و پرسود بدل کردیم. ما محیطی مساعد برای کسب و کار بهوجود آوردیم.
🔹سینگ: بازی اقتصاد بینالمللی بازی قدرتمندان است. ... هند هنوز آن قدر قوی نیست که قوانین این بازی جهانی را به دلخواه خود بنویسد. اما فرصتهایی وجود دارد ... امتیاز گرفتن از این فرصتها در مسیر تحقق یافتن سرنوشت و در فرایند امید به آینده، زمانی که آنقدر قوی باشیم که خود در بازنویسی قواعد بازی اثرگذار شویم.
🔹سینگ: ما اگر به فناوری درجه یک دست یابیم، دیگر به دنبال اختراع دوباره چرخ نخواهیم رفت. ما میتوانیم مسیر نوسازی اقتصاد خود را کوتاه کنیم.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
telegram.me/esfahaneconomy
گزیدهای از مصاحبه با «مان موهان سینگ» معمار اصلاحات اقتصادی در هند (تاریخ مصاحبه: 2001)
🔹سینگ: من یک ماه پس از روی کارآمدنم خطاب به نمایندگان مجلس هند این جمله مشهور ویکتور هوگو را گفتم که «هیچ قدرتی بر روی زمین نمیتواند ایدهای را که وقت به واقعیت پیوستن آن رسیده باشد متوقف کند.» ظهور هند به عنوان یک قدرت جهانی، یک قدرت اقتصادی، ایدهای است که امروز زمان تحقق آن فرارسیده است.
🔹سینگ: اگر به 30 سال اخیر نگاه کنید (1960-1990) پیشرفت کشورهای آسیای شرقی شگفتآور بوده است. ... هند و کره جنوبی در سال 1960 درآمد سرانه یکسانی داشتند. اما در سال 1990 درآمد سرانه هند 450 دلار و کره جنوبی 12000 دلار بود. (توضیح: آیا ایرانیان بارها از خود نپرسیدهاند ایران و کره جنوبی از وضعیت یکسانی آغاز کردند و امروز وضع اقتصادشان به کلی متفاوت است؟)
🔹سینگ: وقتی در سال 1991 وزیر دارایی شدم هند دچار کسر بودجهای شده بود که از توان و تحمل آن بیرون بود. کسری بودجه به رقمی بالا یعنی 8.5 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده بود. هند کسری تراز پرداختهای خارج از تحمل داشت. هیچ وامدهنده خارجی وجود نداشت که مایل به تأمین مالی برای جبران این کسری باشد. ذخائر ارزی ما تقریباً تمام شده بود بنابراین در آستانه ورشکستگی قرار گرفته بودیم و مردم با سقوط کامل اقتصاد روبهرو شده بودند. ... ذخایر ارزی ما به یک میلیارد دلار نمیرسید و به سختی برای دو هفته واردات ما کافی بود. (توضیح: هند در آن زمان بیش از یک میلیارد نفر جمعیت داشت و این بدان معناست که ذخیره ارزی هر هند کمتر از 1 دلار بوده است.)
🔹سینگ: به راجیو گاندی گفتم در آستانه فروپاشی اقتصادی هستیم، به سمت سقوط پیش میرویم اما هنوز شانس داریم که اقدامات جسورانه بهکار بگیریم و بحران را به فرصت تبدیل کنیم و هند جدیدی بسازیم. باید کارهایی انجام دهیم که بسیاری از مردم پیش از ما دربارهاش فکر کرده بودند و میگفتند باید انجام شود اما به هر دلیلی هرگز انجام نشده بود.
🔹سینگ: وقتی وزیر دارایی شدم به مردم کشورم گفتم که اقتصاد در چنان شرایط بدی قرار دارد که شما نباید انتظار پاداش زیادی در 3 سال آینده داشته باشید. و گفتم هر آنچه من میتوانم قول بدهم غیرت، تلاش و خستگیناپذیری است. ... صنعت هند به سرعت توسعه یافت. تمام نمادهای صنعت هند به سرعت رشد کرد ... توانسته بودیم تورم را کنترل کنیم و اقتصاد تا سطح 7 درصد در سال رشد کرد.
🔹سینگ: راجیو گاندی بیانیه انتخاباتی سال 1991 حزب را تنظیم کرد و در آن بیانیه به روشنی به نیاز کشور به اصلاحات اقتصادی از آن نوعی که ما تعهد انجامش را داده بودیم اشاره کرده بود. ... ما در دل یک بحران پیشبینینشده بودیم و اکنون وقت آن رسیده بود که بزرگ و گسترده فکر کنیم نه کوچک و محدود. ما میتوانستیم به شیوه گذشته کمربندهای خود را محکم ببندیم کاری که در گذشته کرده بودیم و ما این کار را کردیم، اما پافشاری بر این مسیر، بدبختی بیشتر، و بیکاری بیشتر به همراه میآورد و من گفتم یک راه دیگر نیز هست ... راهی که میتوانست روحیه ابتکار و نوآوری را آزاد کند، روحیه کارآفرینی و مشارکت را که همیشه در هند وجود داشت بین مردم اشاعه دهد. ... این درست همان چیزی بود که اتفاق افتاد.
🔹سینگ: ما دخالت مستقیم دولت در امور مردم بهویژه از گرده کارآفرینان هندی را برداشتیم. ما رقابت داخلی و خارجی و به کلی بحث رقابت را وارد اقتصاد کردیم. نظام مالیاتی را ساده و منطقی کردیم. ما ریسکپذیری را به امری جذاب و پرسود بدل کردیم. ما محیطی مساعد برای کسب و کار بهوجود آوردیم.
🔹سینگ: بازی اقتصاد بینالمللی بازی قدرتمندان است. ... هند هنوز آن قدر قوی نیست که قوانین این بازی جهانی را به دلخواه خود بنویسد. اما فرصتهایی وجود دارد ... امتیاز گرفتن از این فرصتها در مسیر تحقق یافتن سرنوشت و در فرایند امید به آینده، زمانی که آنقدر قوی باشیم که خود در بازنویسی قواعد بازی اثرگذار شویم.
🔹سینگ: ما اگر به فناوری درجه یک دست یابیم، دیگر به دنبال اختراع دوباره چرخ نخواهیم رفت. ما میتوانیم مسیر نوسازی اقتصاد خود را کوتاه کنیم.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
telegram.me/esfahaneconomy
🔴درس عبرتی از تعطیلی داروگر
شرکت داروگر هم به ارج و هم قطارهایش پیوست!
متاسفانه گویا مدیران این شرکت اعتقاد چندانی به تغییر سبک تولید و حتی به تبلیغ و بازاریابی نداشته اند!
ما که هیچ تبلیغی را از داروگر در این سال ها به یاد نداریم! شاید هم حافظه ما ضعیف شده!
مدیران داروگر فکر می کردند که مردم باید عاشق شامپوهای خمره ای شان بمانند و به شامپوهای خوش رنگ و لعاب خارجی و حتی داخلی ، پشت کنند!
با این اوصاف شرکت هایی مثل کوکاکولا که میلیاردها دلار برای بازاریابی و تبلیغاتشان هزینه می کنند، مدیران کاربلدی ندارند....
یا شرکت فولکس باید همان فولکس قورباغه ای های معروفش را همچنان تولید کند، چرا زحمت بکشند و بیتل های جدید طراحی کنند؟
متاسفانه یکی دیگر از نوستالوژی های ما ایرانی ها هم رفت لای آلبوم خاطرات...
باشد که دیگر برندهای ایرانی از این اتفاق ناخوشایند ولی قابل پیش بینی درس عبرت بگیرند
روش های قدیمی بازاریابی برای برندهایی مانند داروگر مناسب بودند، اما ادامه دادن آنها نتیجه ای جز سرنوشت داروگر نخواهد داشت...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
شرکت داروگر هم به ارج و هم قطارهایش پیوست!
متاسفانه گویا مدیران این شرکت اعتقاد چندانی به تغییر سبک تولید و حتی به تبلیغ و بازاریابی نداشته اند!
ما که هیچ تبلیغی را از داروگر در این سال ها به یاد نداریم! شاید هم حافظه ما ضعیف شده!
مدیران داروگر فکر می کردند که مردم باید عاشق شامپوهای خمره ای شان بمانند و به شامپوهای خوش رنگ و لعاب خارجی و حتی داخلی ، پشت کنند!
با این اوصاف شرکت هایی مثل کوکاکولا که میلیاردها دلار برای بازاریابی و تبلیغاتشان هزینه می کنند، مدیران کاربلدی ندارند....
یا شرکت فولکس باید همان فولکس قورباغه ای های معروفش را همچنان تولید کند، چرا زحمت بکشند و بیتل های جدید طراحی کنند؟
متاسفانه یکی دیگر از نوستالوژی های ما ایرانی ها هم رفت لای آلبوم خاطرات...
باشد که دیگر برندهای ایرانی از این اتفاق ناخوشایند ولی قابل پیش بینی درس عبرت بگیرند
روش های قدیمی بازاریابی برای برندهایی مانند داروگر مناسب بودند، اما ادامه دادن آنها نتیجه ای جز سرنوشت داروگر نخواهد داشت...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
در 75% مواقع ، کارمند در واقع مدیرش را رها می کند نه شغلش را...
ارتباط موثر داشتن با کارمند و تکریم او را جدی بگیرید
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
ارتباط موثر داشتن با کارمند و تکریم او را جدی بگیرید
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴 معمای عقب ماندگی آموزش عالی در خاورمیانه
خاورمیانه خاستگاه آموزش عالی بوده است. ایران، مراکش و مصر سه تا از قدیمی ترین دانشگاه های جهان را داشته اند. با این حال از کل دانشگاه های کشورهای عربی تنها سه دانشگاه در لیست 500 دانشگاه برتر هستند و تقریبا هیچ دانشگاهی از این منطقه در لیست 200 دانشگاه برتر نیست.
🗝کارفرمایان این منطقه پیوسته شکایت می کنندکه فارغ التحصیلان فاقد مهارت های لازم برای کار در شرکتها هستند. رشته های مهندسی و ریاضیات کمتر آموزش داده می شود و مهارت های نرم نظیر خلاقیت، کار تیمی و اموری از این دست در فارغ التحصیلان ترویج نمی شود. 40 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی در این منطقه بیکارند و نرخ مشارکت زنان با اینکه تحصیلات بیشتری از مردان دارند کمتر است. در مصر با اینکه نرخ بیکاری 10 درصد است اما هنوز 600 هزار موقعیت خالی شغلی وجود دارد که فرد مناسب برای آن یافت نمی شود.
♦️به نظر دوعامل موجب بروز این وضع شده است:
1️⃣در این منطقه بخش دولتی و عمومی مهمترین نهاد استخدام کننده فارغ التحصیلان دانشگاهی است نه بخش خصوصی . بخش دولتی نیز نیازی به تخصص های مهندسی یا مهارت های نرم نظیر خلاقیت و کار تیمی ندارد. کافی است تاریخ یا ادبیات بخوانید و دروس دانشگاهی نیز روی حفظ کردن و تکرار تاکید دارند نه مباحثه و تفکر.
2️⃣ تقریبا همه دانشگاه های این منطقه رایگان هستند زیرا انتظار می رفته تا با رایگان کردن آن اقشار فقیر به آموزش عالی و تغییر وضعیت اقتصاد دسترسی خواهند داشت. اما عملکرد این وضع این شده که عمدتا طبقات بالا به آموزش عالی دست پیدا کرده اند زیرا هر وقت چیزی رایگان است مازاد تقاضا ایجاد می شود و دانشگاه ها برای مواجهه با مازاد تقاضا، ناچار به برگزاری آزمون ورودی هستند و فرزندان اغنیا که به مدارس خصوصی می روند در این آزمونها بهتر عمل می کنند. لذا آموزش عالی رانتی را متوجه طبقات بالای این جوامع کرده است. تا وقتی که درآمد دانشگاه ها از دولت است دانشگاه ها انگیزه ای برای بهبود کیفیت ندارند و دانشجویان نیز چون پولی نمی دهند انگیزه ای برای تقاضای بهبود کیفیت ندارند. در این کشورها باید به جای ارائه آموزش عالی رایگان به همه، رایگان بودن صرفاً به افرادی که اثبات شوند فقیر هستند منحصر گردد. روشن است که این کار با مقاومت سیاسی مواجه خواهد شد.
خلاصه سخنرانی شانتا دوارجان- اقتصاددان دفتر خاورمیانه بانک جهانی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
خاورمیانه خاستگاه آموزش عالی بوده است. ایران، مراکش و مصر سه تا از قدیمی ترین دانشگاه های جهان را داشته اند. با این حال از کل دانشگاه های کشورهای عربی تنها سه دانشگاه در لیست 500 دانشگاه برتر هستند و تقریبا هیچ دانشگاهی از این منطقه در لیست 200 دانشگاه برتر نیست.
🗝کارفرمایان این منطقه پیوسته شکایت می کنندکه فارغ التحصیلان فاقد مهارت های لازم برای کار در شرکتها هستند. رشته های مهندسی و ریاضیات کمتر آموزش داده می شود و مهارت های نرم نظیر خلاقیت، کار تیمی و اموری از این دست در فارغ التحصیلان ترویج نمی شود. 40 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی در این منطقه بیکارند و نرخ مشارکت زنان با اینکه تحصیلات بیشتری از مردان دارند کمتر است. در مصر با اینکه نرخ بیکاری 10 درصد است اما هنوز 600 هزار موقعیت خالی شغلی وجود دارد که فرد مناسب برای آن یافت نمی شود.
♦️به نظر دوعامل موجب بروز این وضع شده است:
1️⃣در این منطقه بخش دولتی و عمومی مهمترین نهاد استخدام کننده فارغ التحصیلان دانشگاهی است نه بخش خصوصی . بخش دولتی نیز نیازی به تخصص های مهندسی یا مهارت های نرم نظیر خلاقیت و کار تیمی ندارد. کافی است تاریخ یا ادبیات بخوانید و دروس دانشگاهی نیز روی حفظ کردن و تکرار تاکید دارند نه مباحثه و تفکر.
2️⃣ تقریبا همه دانشگاه های این منطقه رایگان هستند زیرا انتظار می رفته تا با رایگان کردن آن اقشار فقیر به آموزش عالی و تغییر وضعیت اقتصاد دسترسی خواهند داشت. اما عملکرد این وضع این شده که عمدتا طبقات بالا به آموزش عالی دست پیدا کرده اند زیرا هر وقت چیزی رایگان است مازاد تقاضا ایجاد می شود و دانشگاه ها برای مواجهه با مازاد تقاضا، ناچار به برگزاری آزمون ورودی هستند و فرزندان اغنیا که به مدارس خصوصی می روند در این آزمونها بهتر عمل می کنند. لذا آموزش عالی رانتی را متوجه طبقات بالای این جوامع کرده است. تا وقتی که درآمد دانشگاه ها از دولت است دانشگاه ها انگیزه ای برای بهبود کیفیت ندارند و دانشجویان نیز چون پولی نمی دهند انگیزه ای برای تقاضای بهبود کیفیت ندارند. در این کشورها باید به جای ارائه آموزش عالی رایگان به همه، رایگان بودن صرفاً به افرادی که اثبات شوند فقیر هستند منحصر گردد. روشن است که این کار با مقاومت سیاسی مواجه خواهد شد.
خلاصه سخنرانی شانتا دوارجان- اقتصاددان دفتر خاورمیانه بانک جهانی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
آدمها نادان به دنیامی آیندنه احمق
آنهابا آموزش اشتباه احمق میشوند
مراقب باشیم احمق ازدانشگاه فارغ التحصیل نشویم باهوشهای تحصیل کرده احمق خطرناکترند.
پرسشگر باش
مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
آنهابا آموزش اشتباه احمق میشوند
مراقب باشیم احمق ازدانشگاه فارغ التحصیل نشویم باهوشهای تحصیل کرده احمق خطرناکترند.
پرسشگر باش
مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers