جمع مدیران نامدار ایران
28K subscribers
778 photos
253 videos
10 files
2.41K links
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید







حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Download Telegram
🔴 چرا باید با مدیران درونگرا کار کنید؟

بیل گیتس، مارک زاکربرگ، آلبرت اینشتین، مایکل جوردن، مهاتما گاندی، آبراهام لینکلن، وارن بافت، لری پیج و من همگی یک ویژگی مشترک داریم و آن این است که همه ما درونگرا هستیم.ما معمولا ویژگی‏هایی همچون جسارت، معاشرتی بودن، پویایی و سلطه‏طلبی را به فردی که در جایگاه رهبری قرار دارد نسبت می‏دهیم، اما حقیقت آن است که این‏ها تنها صفاتی نیستند که از یک فرد، رهبری بزرگ می‏سازند. نکته مهم در موفقیت یک رهبر آن است که مخاطبان او چه کسانی هستند.

بیایید به چند باور رایج نادرست راجع به درونگراها نگاهی بیندازیم:

۱) درونگراها تک‏رو یا ضداجتماع نیستند، بلکه صرفا از خلوت خودشان و نه از بودن در جمع‏ها انرژی‏ می‏گیرند. این به آن معنی نیست که ما درونگراها از بودن با دوستان‏مان در فضای بیرون لذت نمی‏بریم، بلکه به آن معنی است که نحوه انرژی گرفتن ما با برونگراها متفاوت است.

۲) درونگراها اهل درون‏نگری و تأمل در خویشتن هستند که اغلب با انزوا اشتباه گرفته می‏شود.

۳) درونگراها لزوما کم حرف‏تر از برونگراها نیستند، بلکه ترجیح‏شان آن است که در موقعیت‏های مختلف به جای صحبت کردن بیشتر گوش کنند.

۴) درونگرایی مترادف با خجالتی‏ بودن نیست، بلکه در واقع ما ترجیح می‏دهیم به جای گفت‌وگوهای گروهی، گفت‌وگوهای فردی (یک به یک) داشته باشیم.

۵) درونگراها ترجیح می‏دهند مشاهده‏کننده رویدادهای اجتماعی باشند، اما این به معنی نیست که ما از حضور در آنها واهمه داریم.

باید توجه داشت موفقیت رهبران مختلف به تیمی که در آن فعالیت می‏کنند بستگی دارد. پژوهشی که توسط آدام گرنت در مدرسه کسب‌وکار وارتون انجام شد، تیم تحقیقاتی دریافتند که حضور یک رهبر برونگرا در تیمی که اعضای آن خودانگیخته هستند و صریح صحبت می‏کنند، اغلب به بروز تنش بین رهبر و اعضای آن تیم منجر می‏شود، درحالی‌که همان تیم با حضور یک رهبر درونگرا عملکرد بهتر و کم‏تنش‏تری داشتند. به بیان دیگر، این پژوهش نشان می‏دهد تیم‏هایی که اعضای آن فرمانبری بالایی دارند با رهبران برونگرا عملکرد بهتری نشان می‏دهند و در نقطه مقابل تیم‏هایی که اعضای آن خودانگیخته هستند با رهبران درونگرا عملکرد بهتری را تجربه می‏کنند.

۱) آنها شنوندگانی عالی هستند

۲) درونگراها قبل از اقدام، تفکر می‏کنند

۳) درونگراها اغلب در همدلی توانمند هستند

۴) درونگراها مشاهده‏گرانی دقیق هستند

۵) درونگراها متواضع هستند

منبع: Officevibe
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
همراهی "محمد حسن عرفانیان" پایه گذار مجتمع فولاد مبارکه و "پدر فولاد ایران" را با جمع مدیران نامدار ایران ارج می نهیم
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴 « تمدن اسلامی»
✍️محمد حسن عرفانیان
قسمت اول

تمدن اسلامی، یادآوری که همه یاد آدم « و علم الاسماء الحسنی» در آن جای دارد که « فذکر انما انت مذکر»
رهبر انقلاب یاد نهفته در درون جان را از دوران پیامبر که خواب گرفتگی جسم مانع آن بود یادآوری کرد. گوئی سوره « المدثر» این بار دولت و ملت ایران را مخاطب نموده است.
پس لازم است مخاطب اعم از دولت و ملت به لایحه نوزده گانه سوره المدثر که شرط لازم است توجه دقیق نمایند.
1- به پا خواستن و قیام است و توجه به هشدارها (قُمْ فَأَنذِرْ)
2- پاک نگه داشتن از هر عیب (وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ)
3- دکترین سبز را رعایت کن (وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ)
4- منت و افزون طلبی را کنار بگذار (وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُا)
5- با ساختار کائنات هم آواز شو (وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ)
6- سبک زندگی قرآنی مسئولیت تک تک افراد است (فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ)
7- روزگار سخت را نپذیری به آرامش نمی رسی (فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ)
8- کتمان لزوم ساختار یعنی عدم دستیابی به هدف (عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ)
9- تک تک بشر مسئول و پاسخگوست. کائنات پاسخ او را می دهد (ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا)
10- تنها به بشر قدرت و ثروت بی حد و حصر داده شده، مسئول مراقبت از آن است (وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا وَبَنِينَ شُهُودًا)
11- تدارکات که ضامن فرآیند آدمیت و تمدن اسلامی باشد تدارک دیده شده است (وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا)
12- افزون طلبی خارج از زمان قاعده و سنجش خروج از خصائص انسان و آدمیت است و در تمهیدات نیست (ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ)
13- ای بشر در جنگ با تدارکات تضمینی آدمیت به مقصد نمی رسی (كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا)
14- ای بشر در این جنگ نابرابر با کائنات شکست از آن توست (سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا)
15- ای بشر در فرآیند غیر انسانی به مقصد نمی رسی (إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ)
16- با کشتن خوی انسانی راه بازگشت را از دست داده ای (فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ)
17- با انتخاب خوی حیوانی مثل حیوان کشته خواهی شد (ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ)
18- انتخاب خوی غیر انسانی علاوه بر عوارض درونی چهره هم حیوان خواهد شد (ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ)
19- از عوراض انتخاب خوی غیر انسانی لجاجت و کبر است. با وجود گرفتاری در لجن زار (فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ)
فرآیند پنج گانه دستیابی به تمدن اسلامی چنانکه رهبر انقلاب تبین نموده اند بشرح ذیل است.
الف- شکل گیری انقلاب اسلامی
ب- تشکیل نظام اسلامی
پ- تشکیل دولت اسلامی
ج- تشکیل جامعه اسلامی
د- تمدن اسلامی
هر کدام از موارد فوق الذکر مستلزم ساختاری است متشکل از سخت افزار، نرم افزار و نیروی انسانی یا مغز افزار که الگو گرفته از ساختار خداوند است (کائنات، جن، انس). اگرچه مدعی هستیم که بندهای الف و ب را به اجرا در آورده ایم و اکنون در تدارک تشکیل دولت اسلامی هستیم.
اما عدم رعایت هشدارهای لوایح نوزده گانه فوق الذکر که اکنون اثر وضعی خود را در جامعه موجود نشان داده است اگر مورد بازخوانی قرار نگیرد، دولت اسلامی را به جاده ای ناخواسته خواهد برد.
در شکل گیری انقلاب اسلامی ما در انقلابش موفقیت کامل به دست آورده ایم. و زمین ایران را از لوث ساختار کهن شاهنشاهی اعم از سخت افزار و نرم افزار و نیروی انسانی پاک کرده ایم. اما در جایگزین اسلامی آن دچار مشکل شدیم و هنوز هم این مشکل حل نشده است. مواردی فقط بعنوان مثال که محدود بدان نیست طرح می گردد.
اسلام فرهنگ است و باید جایگزین فرهنگ شاهنشاهی شود.
فرهنگ ترکیبی از جغرافیا و مذهب است، یعنی علم الابدان و علم الادیان، فعلاً این دو در هم استحاله نشده و نیز گاهاً در تعارض هستند. درست مثل جسم و جان که تا یکی نشود به نفس مطمئنه دست نمی یابیم.
ساختار موجود در حاکمیت و دولت باید به گونه ای باشد که هدف را تعقیب کند. هدف اسلام است که فرهنگ است.
صنعت ابزار اعتلای فرهنگ است. پس صنعت موجود یا پاگرفته در ایران باید اعتلای فرهنگ را تعقیب کند.
وزارت خانه های صنعتی ما چه تعاملی با وزارت ارشاد، دانشگاه، 75000 روستا، عشایر و کشاورزی دارند.
به نظر می رسد حکومت موجود دچار نقص ساختاری است و باید ساختار وزارتخانه های ما هشدارهای نوزده گانه را تعقیب کند و نیز ساختار باید حماسی باشد چنانکه گوئی بر دوچرخه ای با میلیون ها رکاب و فرمانی واحد بسوی فرهنگ اسلامی در حرکت است.
تا حوزه و دانشگاه یکی نشود و الگوی زیست جامعه اسلامی تعریف واحدی پیدا نکند، شرایطی که بتوان مدعی شد شکل گیری انقلاب اسلامی تحقق پیدا نموده است فراهم نیامده است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
معرفی کتاب
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴تمدن اسلامی
✍️محمد حسن عرفانیان
قسمت دوم

تشکیل نظام اسلامی محتاج ساختار است. ساختار برایند سخت افزار، نرم افزار و مغز افزار (نیروی انسانی) است. ساختار موجود در کشور یکپارچه نیست. به گونه ای که حتی اگر هدف (الگوی زیست) یکی باشد، ساختارهای گوناگون نمی تواند کمکی در تعقیب هدف نماید. ساختار حوزه، ساختار دانشگاه، ساختار دولت، ساختار دستگاه قضائی، ساختار سپاه، ساختار نیروی نظامی، اهداف (الگوی زیست) متفاوتی را تعقیب و ترغیب می نمایند.
دولت، نیروی انسانی ساختار است. اگر اهداف (الگوی زیست تعریف شده) اسلامی باشد و اگر برایند ساختار، هدف را که اسلام است تعقیب کند دولت اسلامی است.
اگر اهداف (الگوی زیست) اسلامی نباشد و یا برایند ساختار، هدف را تعقیب نکند دولت (مجموعه کارکنان دولت) حتی اگر متشکل از مجتهدین اعلم باشند باز خروجی ساختار ضامن اسلامی بودن ندارد. مثال:
37 سال از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی می گذرد. در رأس همه اهداف استراتژیک اعم از قانون اساسی، مجلس، شورای خبرگان، شورای مصلحت، شورای نگهبان، شورای فرهنگ، شورای عالی قضائی، دانشگاه، بانک مرکزی، مجتهدین جامع الشرایط حضور داشته و دارند ولی امروز پس از 37 سال هنوز اقتصاد ما ربوی است و اعتراض مجتهدین هم کارساز نشده است. چرا ؟!!
رأس دولت مجتهد است و نیز بر علم حقوق مسلط. مسئله خروج از داستان رکود تورمی از الویت های برنامه است، نزدیک به 3 سال از موضوع می گذرد. اما هر چه از تورم می کاهد به رکود اضافه می شود. چرا که در الگوی زیست اسلامی تورم و رکود همان زقوم و حمیم قرآن است که حاصل زندگی ربوی و جنگ با خداست که حاصلی جز جهنم خود ساخته نیست، چرا چنین است؟!
زیرا الگوی زیست تعریف نشده است و ساختار اهداف جزائر و سلائق را که بعضاً نشأت گرفته از نظام و بعضاً سلائق نیروی انسانی و بعضاً فساد است تعقیب می نماید.
فلسفه انقلاب، انقلابیون خود را می خورد. در مکاتب انقلاب های غیر اسلامی در ایران پذیرفتنی بود اما در انقلاب اسلامی جزء باور عمومی قرار نمی گیرد ولی تجربه 37 ساله نشان می دهد که چنین شده است.
به نظر می رسد اطاق های فکر در کنار حاکمیت باید به آسیب شناسی در ساختار موجود بپردازد.
به نظر می رسد باید آسیب های وارد شده در تشکیل انقلاب اسلامی و نظام اسلامی شناسائی شود و گرنه این دولت و دولت های دیگر هم با کمی فاصله از یکدیگر به دلیل نتایج حاصله مغضوب خواهند شد.
باور ما این است که سبک زندگی قرآنی (الگوی زیست اسلامی) به دلیل حق بودن در صورت اقامه پایداری دارد و یقیناً کفر و شرک و نفاق نمی تواند او را ناپایدار کند. باور ما این است که هزینه تجربه اقامه آن کمتر از مجالست و هم آوازی و یا باج دادن به کفر و شرک و نفاق باشد.
تا امروز هم به نسبت آنان که برای دستیابی به آرامش با آنها به مجالست و هم آوازی و یا باج دادن پرداخته اند هزینه کمتری کرده ایم.
مشکل ما این است که پیاده سازی سبک زندگی قرآنی (الگوی زیست اسلامی) را به توافق جهانی و مستلزم رفع تحریم ها گره زده ایم.
این نظر حاکمیت نیست و نظر دولت هم نیست و نظر ملت هم نیست، اما پیام خروجی ساختاری است که حاکمیت و دولت و ملت در درون آن نقش بی تفاوتی و سکوت، مخالف و موافق ایفا می کنند.
همه اپراتور خط تولیدی شده ایم که نمی دانیم کدامش را از کی گرفته ایم. اقتصاد مالی در سبک زندگی قرآن همان اقتصاد ربوی و جنگ با خدا است. پس ما ناخواسته در آن گرفتاریم.
ریال در سبک زندگی قرآنی ارزش ذاتی ندارد. ارزش آن اعتباری است محصول کاری نیست بلکه تعیین کننده ارزش کار است. پس ناخواسته بدان ارزش داده ایم.
دلار کالاست مثل طلا و هر کالای دیگر با ریال قابل مقایسه نیست. نمی تواند جایگزین ریال که تعیین کننده ارزش بازوی ایران است قرار گیرد. کالائی است که می توان معادل آن کمبود کالاهای جامعه را تأمین کرد.
انفال در سبک زندگی قرآن (الگوی زیست اسلام) قرض خدا به بشر است. تصرف در آن جایز نیست. دستبرد به جیب خداوند است که برای راه اندازی بساط کسب و کار بشر، به او قرض الحسنه می دهد.
همه این موارد ناخواسته بر ما تحمیل شده است و کارخانه ای شده است که می ترسیم پیچی از آن را دست بزنیم مبادا از کار بیافتد و همه بیکار و گشنه بشویم.
اما همه می دانیم با این رویه به جائی نمی رسیم باید ساختار را آسیب شناسی و اصلاح کنیم و یک ساختار اصلاح شده حماسی جایگزین ساختار موجود نمائیم که سبک زندگی قرآن (الگوی زیست) را تعقیب نماید.
حماسی از آن جهت که بتواند جهشی و با راندمان بالا عمل کند که جبران عقب ماندگی گذشته را بنماید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
🔴تمدن اسلامی
✍️محمد حسن عرفانیان
قسمت سوم


ساختار حماسی چیست؟!
عاشورا را از آن جهت حماسی گویند که ساختاری 72 نفره در مقابل ساختاری صد هزار نفره ایستاد و پیروز شد.
امروز اندیشه حسین ابن علی (ع) بعنوان اندیشه برتر حاکم و زنده است و اندیشه یزید شکست خورده و مرده است. پس ساختار 72 نفره پیروز میدان است و به هدف رسیده است.

ساختار یزید یک ساختار مشابه شرکتی صد هزار نفری با مسئولیت محدود بود. هر کس محدوده ای کوچک از مسئولیت را در مقابل وجهی که دریافت میکرد داشت اطلاعات محرمانه و سلسله مراتبی بود. شبکه اطلاعات سانسوری و سلسله مراتبی بود. آزادی عملکرد نیز محدود.
در ساختار حماسی حسین ابن علی (ع) یک شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود و اطلاعات شبکه ای گسترده، سخت افزار جایگزین نرم افزار و جایگزین نیروی انسانی می شد. در برپائی نماز عده ای نماز گزار و عده ای نقش سپر تیرها شدند. حفظ پرچم بر عهده همه بود. دست به دست گشت و آخر الامر ذوالجنان که پرچم را از قتلگاه تا خیمه حمل و به دست زینب (علیه السلام) سپرد.
ذوالجنان خبرنگار شد، سپر تیرها شد، در جنگ شرکت کرد.
ساختار عاشورا حماسی است و مسئولیت را مشترکاً بثمر رساندند.
لازمه پیاده سازی سبک زندگی قرآن ساختار حماسی است، در این ساختار حاکمیت و دولت و ملت در یک جهت و ایجاد سی نرژی می کنند.
با وجود استقرار این ساختار انشاء الله دولت اسلامی می تواند به تشکیل جامعه اسلامی که منجر به تمدن اسلامی شود گام بردارد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
نه ژاپنی ها نابغه اند و نه ما کند ذهنیم،تنها تفاوت ما و آنها در این است که آنها فرد شکست خورده را تشویق میکنند تا موفق شود ولی ما با فرد موفق می جنگیم تا شکست بخورد
@excellentmanagers
دنيا با عملكرد توست كه تغيير ميكنه، نه با نظراتت!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴 مدیریت نیاز به شجاعت دارد


♦️يک مدیر واقعى بايد نحوه مديريت شکست‌ها و ناکامى‌ها را بلد باشد.

اين جمله از عبدالکلام، رئيس جمهور
ى کشور هند است که در ٢٢ مارچ ٢٠٠٨ در يک کنفرانس اقتصادى در فيلادلفيا بيان کرد.
از او پرسيده شد:
آيا مى‌توانيد از بين تجربيات خودتان، مثالى بزنيد در مورد اين که مدیران و رهبران چگونه بايد شکست‌ها را مديريت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنين بود:

در سال ١٩٧٣ من به عنوان مدير پروژه پرتاب نخستين ماهواره هند برگزيده شدم. هدف ما قرار دادن نخستين ماهواره هند به نام «روهينى» در جوّ زمين تا سال ١٩٨٠بود. بودجه و نيروى انسانى کافى در اختيار من قرار داده شد و در عين حال، به طور شفاف و صريح به من گفته شد که بايد حتماً تا سال ١٩٨٠ ماهواره به فضا ارسال شود. هزاران نفر در قالب سيستم‌هاى علمى و فنى براى رسيدن به اين هدف همکارى مى‌کردند.

در سال ١٩٧٩- فکر مى‌کنم ماه آگوست بود- که ما فکر کرديم براى انجام کار آماده شده‌ايم. من به عنوان مدير پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم. چهار دقيقه قبل از پرتاب ماهواره، کامپيوتر شروع به کنترل کردن تمام مواردى که پيش‌بينى شده بود کرد. يک دقيقه بعد، کامپيوتر برنامه پرتاب را متوقف کرد و اعلام کرد که بعضى از مولفه‌هاى کنترلى درست کار نمى‌کنند. کارشناسان و خبرگان فن به من گفتند که نگران نباشم. آن‌ها همه محاسبات لازم را کرده‌اند و مشکلى نيست.
من با توجه به حرف آن‌ها، کنترل سيستم را از «کامپيوترى» به حالت «دستى» تغيير دادم و دکمه پرتاب موشک را فشار دادم. در مرحله اول، همه چيز روبراه بود. امّا در مرحله دوم، مشکلى پيش آمد و به جاى آن که ماهواره در جوّ زمين قرار گيرد کل سيستم موشکى در خليج بنگال سقوط کرد. اين يک شکست بزرگ بود.

آن روز، پروفسور داوان رئيس سازمان فضايى هند از قبل ترتيب يک کنفرانس مطبوعاتى را داده بود. پرتاب در ساعت ٧ صبح بود و کنفرانس مطبوعاتى که روزنامه‌نگارانى از سراسر جهان در آن حضور داشتند در ساعت ٧ و ٤٥ دقيقه برگزار شد. پروفسور داوان، خودش در کنفرانس مطبوعاتى شرکت کرد و مسئوليت شکست را به عهده گرفت. او گفت تيم پروژه بسيار سخت کار کرده‌اند امّا هنوز از نظر فناورى به پشتيبانى بيشترى نياز دارند. او به نماينده‌هاى رسانه‌هاى گروهى اطمينان داد که سال بعد، تيم پروژه حتماً موفق خواهند شد. در واقع، من مدير پروژه بودم و اين شکست، تقصير من بود امّا او به عنوان رئيس سازمان مسئوليتش را به عهده گرفت.

سال بعد، در جولاى ١٩٨٠، دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمايش کرديم. اين بار همه چيز موفقيت آميز بود و تمام ملّت هند غرق در افتخار شدند. دوباره، کنفرانس مطبوعاتى ترتيب يافته بود. پروفسور داوان مرا کنارى کشيد و به من گفت: «امروز تو بايد کنفرانس مطبوعاتى را برگزار کنى.»

آن روز من درس بزرگى آموختم. هنگامى که شکست پيش آمد، رئيس سازمان مسئوليت شکست را بر عهده گرفت و هنگامى که موفقيت حاصل شد، او افتخار آن را به تيم پروژه بخشيد. /مدیریت کاربردی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
جدیدترین شماره ازهفته نامه معتبر #خبری #تایم
فایل مجله را در پست بعدی می توانید دونلود کنید

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
Time USA - April 10, 2017@world_kiosk.pdf
14.2 MB
آخرین شماره مجله تایم آمریکا
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
همراهی "بهروز فروتن" پایه گذار صنایع غذایی بهروز و "پدر صنعت غذای ایران" را با جمع مدیران نامدار ایران ارج می نهیم
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رمز یک زندگی شاد !
مطالعه دانشگاه هاروارد با زیرنویس فارسی /TED
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
مشکل ساختاری همه دولتها
دکتر فاطمی

نظام اداری ما چابکی خود را از دست داده است. گرفتاری کشور دخالت بیش از اندازه دولت است. فضای کسب و کار بسته است.
پارادایم مسلط سیاستگذاری اقتصادی در کشور ما نیاز به یک تغییر اساسی دارد. دولت در همه امور دخالت می کند. قیمت ها بالا می رود. سریع ستاد کنترل قیمت تشکیل می دهد. برای پرتقال شب عید چاره اندیشی می کند، نرخ ارز را پایین نگه می دارد و کارهای فراوان دیگر از این دست. دولتی که به همه این کارها فکر می کند، دیگر نمی تواند کارحکمرانی خود را انجام دهد. چون نگرانی هایی دارد که مانع عمل به وظایف اصلی اش می شود. دولت ها و حاکمیت ما وظیفه خودش را که حکمرانی خوب و تنظیم خوب قواعد بازی است فراموش کرده و دارد به جزئیاتی می پردازد که شاید نتایج کوتاه مدتی برایش داشته باشد اما قطعاً نتیجه بلندمدت ندارد، نه برای کشور و نه برای خود دولت.
حتی با ایجاد تورم و سیاست های انبساطی امکان نداشت اقتصاد از رکود خارج شود و نرخ رشد اقتصادی ما بهبود چندانی نمی یافت. واقعیت این است که ریشه رکود ما در سیاست های پولی دولت نیست. چون حجم نقدینگی مدام در حال افزایش است. دکتر فرهاد نیلی تعبیری به کار می برد که اقتصاد ما شبیه یک آدم تشنه است که در یک دریاچه یخ زده زندگی می کند مشکل ما نبود نقدینگی نیست. مشکل این است که این نقدینگی سیال نیست و منجمد شده است. دولت اگر می خواهد کاری برای خروج از رکود انجام دهد قرار نیست به تورم دامن بزند بلکه باید تلاش کند نقدینگی منجمد جامعه را سیال کند و مشکلات اقتصادی از جمله مشکلات نظام بانکی را حل کند.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
Telegram.me/esfahaneconomy
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
هشت ویژگی فراموش نشدنی رییس های خوب
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴 مولفه های هوش مدیریتی:
MQ=IQ+EQ+PQ+PQ+SQ

هوش مدیریتی(MQ): به ما يادآور مي‌شود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كاروكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين دارايي‌مان است سرمايه‌گذاري كنيم، و براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيت‌نگري به‌كار گيريم تا با هم‌توان‌افزايي بين آنها انساني موفق باشيم.



هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن مي‌سنجيدند. اما همه‌ي ما شواهد بسياري از انسانهايي را مي‌توانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در به‌كارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات سعادت نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.



هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما مي‌توانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كم‌كاري در اين زمينه فقط و فقط نشان‌دهنده‌ي تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيين‌شده، انگيزه‌بخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيه‌ي مثبت‌انديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و در نهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.



هوش سیاسی(PQ): هوش سياسي است كه بهتر است آن را به هوش تدبيري ترجمه كنيم، و معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر مشتري بهترين نوع رفتار چه بايد باشد.‌ تشخيص تفاوت مشتريان و به‌كارگيري بهترين شيوه‌ي عملكرد براي نزديك شدن به مشتري، هوش تدبيري يعني هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.

هوش تدبيري يعني اينكه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنم و از به‌كار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنم. هوش تدبيري توان درك طرف مقابل را در ما افزايش مي‌دهد. هوش تدبيري همان كياست داشتن در كار است. به ما ياد مي‌دهد كه با مشتري بحث نكنيم، ياد مي‌دهد كه در بازار رفته‌ايم تا معامله كنيم نه مقابله. اينكه همه جا جايز نيست اسم كوچك مشتري را به‌كار ببريم و اينكه درك فرهنگها و خرده‌فرهنگها را داشته باشيم.



هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما مي‌گويد كه براي موفقيت در بازار، و نزد مشتري مي‌بايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نمي‌شود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما مي‌گويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبت‌كننده‌ي ورزش و سلامتي خود باشيم.



هوش معنوی(SQ): نهايتاً هوش معنوي به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما مي‌پردازد. هوش معنوي يعني خودمان را نانوايي فرض كنيم كه قرار نيست نان سوخته دست مردم بدهيم. ابتدا باور كنيم كه با فروش بيمه به مشتري براي او امنيت خاطر و اطمينان را فراهم مي‌كنيم، پس من در حال خدمت كردن به مشتري هستم، پس بايد مشاور صديق و راستگوي او باشم تا او با خشنودي كه به دست مي‌آورد من را به ساير دوستان و افرادي كه مي‌شناسد ارجاع دهد؛ چون ما مي‌دانيم تنها در اين حالت است كه فروش مؤثر يا فروش تكرارشونده به همان مشتري صورت مي‌گيرد و حتي او را به سفير برند و خوشنامي اعتبار ما تبديل مي‌كند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
همراهی "محمد رضا ظهیرامامی" پایه گذار گروه صنعتی فراسان با سه هزار نفر پرسنل را با جمع مدیران نامدار ایران ارج می نهیم
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔴رقابت پذیری اتفاقی نیست /قسمت اول

برای پرداختن به یک مقوله مهم که به نوعی با اقتصاد، صنعت، کارآفرینی و ایجاد اشتغالی پایدار و به اعتباری سرنوشت و آینده یک کشور گره خورده است پیش از آنکه سعی کنیم پاسخ‌های کلیشه‌ای و از پیش آماده کلی به مسائل بدهیم باید بتوانیم طرح پرسش کنیم، به عبارتی باید جرات طرح پرسش‌های جدی و کلیدی متفاوت را داشته باشیم.
چه بخواهیم یا نه، امروز جهان در حال ورود به انقلاب چهارم صنعتی و تجربه فضایی متفاوت از فناوری‌های جدید است. در چنین هنگامه‌ای باید ببینیم ما در کجای داستان قرار داریم؟ جایگاه واقعی ما کجاست؟ و صداقت در تحلیل این جایگاه بسیار حائز اهمیت است. شاید برای رسیدن به پرسش‌های درست ابتدا لازم است یک پرسش دیگر مطرح کنیم که آن مادر همه پرسش‌هاست و آن این است که چرا در حالی که بیش از یک قرن از ورود صنعت به معنای مدرن کلمه می‌گذرد هنوز کشور ما به معنای واقعی کلمه کشوری توسعه‌یافته در عرصه صنعت و اقتصاد نیست؟
چرا کشور ما امروز هم با بحران اشتغال و معضل بیکاری روبه‌روست؟ و به راستی ما را چه شده است؟
در حالی که به قول معروف: «اسباب بزرگی همه فراهم است.»

■ وجود منابع نفت و گاز فراوان و بی‌بدیل و آفتاب و بستر انرژی‌های نو
■ منابع غنی سنگ‌آهن، مس، روی و…
■ طیف گسترده سرمایه‌های انسانی تحصیل‌کرده و به‌زعم بسیاری هوشمند و خلاق
■ مردم نجیب، بافرهنگ و علاقه‌مند به سرزمین و کشور خود
■ و...

در پاسخ پرسش طرح‌شده اصلاً قصد ندارم خود را در تله راه میان‌بر قرار دهم تا نسخه‌ای حاضر و آماده ارائه کنم، اما به ‌عنوان یک فعال بخش خصوصی در عرصه صنعت، تلاش خواهم کرد به طرح نکاتی بپردازم که به ‌عنوان پیش‌نیاز و بستر بحثی تعاملی و موثر بین بازیگران صنعت و صاحب‌نظران این عرصه می‌تواند حائز اهمیت باشد. با این امید که همین مباحث بتواند راهگشای برقراری دیالوگی موثر در زمینه آسیب‌شناسی جدی، موانع و دشواری‌های پیش روی صنعت و اقتصاد میان دلسوزان واقع شود و به یاری خداوند صنعت کشور ما نیز آنچنان که شایسته و بایسته است در مسیر و جایگاه واقعی خود با پویایی و توانمندی هر‌چه بیشتر به حرکت در‌بیاید.
قرار داشتن در آستانه سال نو به ‌طور طبیعی ذهن‌مان را به سمت نوعی خانه‌تکانی فکری هدایت می‌کند. یک جامعه پویا همیشه به این خانه‌تکانی‌ها نیازمند است و امروز بیش از همیشه همه ما نیازمند یک خانه‌تکانی و نهضت فکری هستیم، یک نگاه تازه، یک پارادایم جدید، پرده گرداندن و «آوازی نو» که در شعر مطلع این مقاله از حضرت مولانا نقل شد و آن تاکید عارفانه بر دستیابی به «صنعت نو» و انگاره‌های نو است./محمد رضا ظهیر امامی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
https://t.me/excellentmanagers