جمع مدیران نامدار ایران
28K subscribers
778 photos
253 videos
10 files
2.41K links
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید







حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Download Telegram
معرفی کتاب
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️ اینهمه رنج و سختی بخاطر نبود سیستم مدیریت استعدادها!

✳️ اینجاست که به اهمیت و ضرورت وجود سیستم مدیریت استعدادها، شناسایی و بهره مندی از استعدادها در راستای اهداف مجموعه، پی می بریم، بالخصوص در عرصه هایی که نیروی انسانی در فرآیند خلق ارزش، نقش حیاتی دارد.


علیرضا بیرانوند که این سال‌ها با قراردادهای میلیاردی در تیم پرسپولیس تهران و تیم ملی بازی می‌کند، از آن دسته افرادی است که از خانواده‌ای بسیار فقیر و بدون داشتن هیچ امکاناتی خود را به این مرحله رسانده است. به گفته خودش بیش از 10 بار داستان زندگی خود را برای هم‌تیمی‌هایش تعریف کرده ولی هیچ‌کس از شنیدن این ماجراها خسته نمی‌شود و همیشه همه گوش شنوای ماجراهای تلخ و سخت زندگی او هستند.
📌او که متولد سال 71 در خرم‌آباد است، از بچگی علاقه بسیار زیادی به فوتبال داشته و این علاقه به‌شدت مورد نارضایتی پدرش بوده است. علیرضا در این‌باره می‌گوید: «پدرم اصرار داشت به جای اینکه وقت خود را برای بازی فوتبال بگذرانم کارگری کنم و بتوانم پول دربیاورم.»

📌این‌طور که دروازه‌بان تیم ملی می‌گوید پدر او هیچ‌وقت او را کتک نزده و همیشه توپ، لباس فوتبال یا وسایل فوتبالی او را پاره می‌کرده که دیگر نتواند بازی کند زیرا می‌دانسته علیرضا چه علاقه‌ای به این ورزش دارد اما او هیچ‌وقت خسته نشده و بالاخره با کار کردن در نانوایی بربری در خرم‌آباد توانسته پدرش را راضی کند که فوتبال هم بازی کند.

📌این دروازه‌بان می‌گوید: «بالاخره پول‌هایم را جمع کردم و بلیت اتوبوس خریدم و به تهران آمدم. در راه با حسین فیض که مربی تیم وحدت تهران بود همسفر شدم و او به من گفت اگر 250 هزار تومان بدهم من را به تیم می‌برد.» او ادامه می‌دهد: «من هیچ پولی نداشتم و همین را به فیض گفتم و او با این حال من را به تیم برد. در بازی تدارکاتی درخشیدم ولی این تیم خوابگاه نداشت و در میدان آزادی می‌خوابیدم.» او با بیان اینکه همه دستفروش‌های آنجا او را می‌شناختند، ادامه داد: «بعدا قرار شد در ازای شستن ظروف یک پیتزا‌فروشی شب‌ها را آنجا بخوابم. در آن روزها به تیم جوانان هما رفتم و در آنجا هم بازی می‌کردم.»

📌 او به‌عنوان تلخ‌ترین خاطره‌اش در آن روزها می‌گوید: «یک بار سعید ریاضی مربی‌مان ساعت یک و نیم شب به رستوران آمد. نمی‌خواستم مرا ببیند اما تصادفا دید و برایم گریه کرد و گفت چرا تا به حال درباره کار به او نگفته‌ام. بعد از آن به یک کارواش رفتم و مدتی در آنجا کار می‌کردم. بعد معرفی شدم به شهرداری و هر روز از ساعت 5 در خزانه در حوالی مترو رفتگری کردم. در همه این مدت پدر و مادرم نمی‌دانستند من در تهران کار می‌کنم.»

📌 اولین قرارداد این بازیکن با تیم نوجوانان نفت بود. 900 هزار تومان به او پول دادند که آن را به خانواده‌اش داد و به آنها گفت در تهران فوتبال بازی می‌کند. وقتی از نوجوانان به امید رفت رقم قرارداد او به دو میلیون و 500 هزار تومان رسید. پس از ‌آنکه نفت به لیگ برتر آمد، قراردادش 85 میلیون تومان شد و حالا با قرارداد خوب که قراردادی دوساله با پرسپولیس است برای این تیم بازی می‌کند. شهرت بیرانوند به بلند پرتاب کردن توپ و دست‌های بلندش است. خودش در این‌باره می‌گوید: «دست‌های بلند من جان می‌داد برای شستن ماشین‌های شاسی‌بلند.😊😀
با مدیران نامرار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
با مدیران نامدارایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️حرف های چسفیلی، اداره کشور و سه آزمون رهایی بخش

می‌گویند اولین مدل ذرت‌ بو داده که وارد ایران شد متعلق به کمپانی انگلیسی چسترفیلد بود و مردم با ساده‌سازی، «چسفیل» را برای ذرت بو داده انتخاب کردند. پاپ‌کورن یا چسفیل، چند خاصیت جالب دارد. آن را می‌شود برای سرگرمی خورد، حتی سیری مصنوعی هم ایجاد می‌کند و می‌شود حجم زیادی از آن‌را هم خورد، اما چسفیل هیچ وقت یک وعده غذا نمی‌شود؛ هیچ عاقلی را نمی‌بینید که قوت و غذایش را با بر اساس چسفیل تنظیم کند، بالاخص اگر کسی قصد داشته باشد کوهنوردی کند یا خود را برای انجام یک روز سخت کاری آماده نماید، کوله‌پشتی‌ای خود را از چسفیل پر نمی‌کند.

مردم برای کوهنوردی تفریحی هم به چسفیل اعتماد نمی‌کنند، اما سیاسمتدارانی هستند که برای اداره کشوری 80 میلیونی با صدها مساله پیچیده، حرف‌هایی می‌زنند که می‌توان آن‌ها را «گفتارهای چسفیلی» نامید. منظورم جملاتی است که در نگاه اول جذاب به نظر میرسند و حتی شنونده درست مثل آدمی که چسفیل می‌خورد، لذت می‌برد و اشتیاق دارد که شمار بیشتری از این چسفیل‌ها را ببلعد، اما این حرف های چسفیلی هیچ مسأله‌ای را حل نمی کند.
چسفیل را می‌شود دور همی خورد، گپ زد، فیلم دید و زمین و زمان را به هم بافت، اما دست آخر یکی می‌پرسد: «خُب شام چی داریم؟»

به نمونه ای از این حرف های چسفیلی توجه کنید:
بهره‌وری پایین در صنایع، یکی از زمینه های معضلات اقتصادی است. باید برای بهبود بهره‌وری فکر اساسی شود.
اکتفا به فروش نفت برای حل معضل رکود اشتباه است. حل معضل رکود، نیازمند زنجیره‌ای از اقدامات است که برطرف کردن موانع کسب و کار یکی از حلقه های آن است.
قطعاً یکی از اولویت‌ها و محورهای کلیدی در طرح اصلاح اقتصادی در کشور، اصلاح عملکرد نظام بانکی است.
دولت با سیستم خسته خود مزاحمتی ایجاد نکند، ما مردم می‌دانیم چگونه در عرصه اقتصاد عمل کنیم.
نرم‌افزار فکری برخی از مدیران ارشد متناسب با اداره یک کشور وابسته و مستعمره هم نیست چه برسد به یک کشوری چون ایران که دارای توانمندی‌های خیره‌کننده در فناوری‌های پیشرفته است.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از نوشته درخشان دکتر فاضلی، جامعه پژوه معاصرست. نکته اینجاست که ما همواره در معرض حرف های چسفیلی هستیم و ممکن است به همین دلیل فریب بخوریم و به فردی تمایل پیدا کنیم که بیشتر از همه چسفیل تحویل ما می دهد اما در آخر شام و ناهار هیچ! چه می توان کرد؟ من از سه تست استفاده می کنم تا بفهمم که آیا این حرف چسفیلی هست یا نه؟

1- تست معکوس کردن مساله: آیا این حرف بازی با واژه هاست یا خیر؟ مثلا خیلی ها به جای آن که راه حل بدهند همان مشکل را واژه آرایی می کنند (برعکس می کنند) و تحویل ما می دهند: مثلا می گویند رسیدگی ويژه به مشکلات خورستان! دقت کنید در این جمله راه حلی ارایه نشده است فقط مشکل معکوس شده است.

2- تست شنبه صبح: حرف های چسفیلی ما را برمی انگیزانند، لذت می بریم، اما چیزی کف دست ما نمی گذارند. یعنی شنبه صبح وقتی می خواهیم که به آن مساله بپردازیم هیچ (تاکید می کنم هیچ) کمکی به حل مساله نمی کند. از خودمان بپرسیم آیا گوینده «راه حل مشخص و با تراز مثبت» ارایه می کند. مشخص یعنی خیلی واضح بدانیم که شنبه صبح چه کنیم؟ و تراز مثبت یعنی اینکه منافعش بیش از هزینه هایش باشد.
به عنوان مثال مثلا ممکن است بگویند دولت باید به عنوان بزرگ ترین بدهکار، بدهی خود را تسویه کند. اما این حرف در برابر تست شنبه صبح رفوزه است. یا مثالی دیگر مثلا چون می دانند ما از حضور زنان و جوانان در سمت های مدیریتی استقبال می کنیم، صحبت از استفاده از زنان و جوانان خوشفکر و متخصص در سمت های مدیریتی می کنند و می گویند که مدیران فعلی خسته و بی انگیزه اند. خوب باید پرسید شما دقیقا چه سازوکاری برای گذاشتن جوانان در سمت های مدیریتی دارید؟ اگر سازوکار عملی دارید آیا در گذشته آن را اجرا کرده اید؟


3- تست همه راضی اند؟ اگر راه حل شما همه را خوشحال می کند اما کسی ناراحت نمی شود این یعنی اینکه ما داریم حرف های پوپولیستی می زنیم صرفا برای معرکه گیری. مثلا بسیاری می دانند که اینگونه توزیع یارانه ها، اصلا به صلاح کشور نیست اما چون ترس از ریزش رای دارند از سیصد کیلومتری آن رد هم نمی شوند و اگر هم صحبت کنند فقط خواهند گفت که آن را دو الی سه برابر خواهند کرد.

حرف های چسفیلی برای تئاتر مردم‌دوستی بازی کردن خوب اند. اما نتیجه اش ویرانی کشور است. حواسمان باشد اصولگرا و اصلاح‌طلب، دلواپس و امیدوار به ما چسفیل تحویل ندهند و اگر دادند ما تحویل نگیریم. ما باید کشورداری را از «رویکرد چسفیلی» به سمت «مدیریت راهبردی نظام مند و پاسخگو» حرکت دهیم. /دکتر مجتبی لشکربلوکی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
تا وقتی بانکها قراردادها را یکطرفه به نفع خودشان
و تا وقتی برخی مسئولان از تولید هیچ نمیدانند
شهرکهای صنعتی به قبرستان ماشین الات تبدیل
و والله تولید و اشتغال محقق نمی شود.

@excellentmanagers
⭕️▪️شش ضرب‌المثل چینی که دانستن آن برای هر مدیری ضروری است:

1️⃣ “کارگر بی‌مهارت، ابزار کارش را مقصر می‌داند”

👈 زمانی که با شکست مواجه می‌شوید بجای بهانه آوردن و سرزنش کردنِ دیگران، مسئولیت کارتان را بعهده بگیرید و از تجربیات پند بگیرید.

2️⃣ "اگر یک سال موفقیت می‌خواهی دانه بکار. اگر ده سال موفقیت می‌خواهی درخت بکار. اگر صدسال موفقیت میخواهی مردم را پرورش بده“

👈 کسب‌و‌کار پایدار از طریق سرمایه‌گذاری و صرف کردن زمان و انرژی در ایجاد یک اجتماع حاصل می‌شود.

3️⃣ “هم‌صحبتی با یک فرد دانا به اندازه‌ی ۱۰ سال مطالعه‌ ارزش دارد”

👈پند گرفتن و آموختن از اساتید با تجربه به شما کمک می‌کند تا بر چالش‌های کار‌تان غلبه کنید، بسوی استراتژی بازاریابی‌تان پیش روید و هدفتان را بهتر بشناسید.

4️⃣ “چیزهای ارزان خوب نیستند؛ چیزهای خوب ارزان نیستند”

👈روی موارد باکیفیت‌ سرمایه‌گذاری کنید تا کسب‌وکارتان رونق یابد.

5️⃣ “معلم فقط در را باز می‌کند، تو خودت باید وارد شوی”

👈هر چقدر که صرف یادگیری می‌کنید، به همان میزان بکار گرفتن آن آموخته‌ها بشکل عملی هم دارای اهمیت است.

6️⃣ “امپراطور ثروتمند است اما قادر به خریدن یک سال عمرِ بیشتر نیست”

👈 چیزی که همه‌ی افراد موفق را به سمت ساخت کمپانی‌های چند میلیارد دلاری سوق داد زمان بود، منبعی که در دسترس همه‌ی ماست.

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
⭕️مدیر عروسک باز

این مدیر شدیدا علاقمند است که همه چیز در سازمان او یکنواخت و متحدالشکل باشد و همه ی کارمندان متحدالفکر و متحدالسلیقه باشند. او در حقیقت می خواهد افراد بشری را تبدیل به عروسکهای هم شکل و هم صدا سازد که هیچ گونه اراده ای از خود نداشته باشند.
گرایش به ساخت عروسک از نیروی انسانی در بسیاری از سازمانها متاسفانه دیده می شود و غالبا استدلال می شود که تمدن ماشینی سازمانها نیاز به نیروی انسانی دارد که فقط کار کنند. اما در واقع اینطور نیست و در دنیای امروز نیروی انسانی یک عنصر موثر و پویاست که پویایی او یکی از عوامل مهم موفقیت است.
مسلم است که بر قراری نظم آهنین و وحدت نظر کامل به کمک زور امکان پذیر است اما چنین وحدت نظری نه تنها بی دوام و زودگذر است بلکه در همان دوران برقراری نیز نمی تواند سرمایه و تکیه گاهی برای یک سازمان محسوب شود، چون غیرطبیعی و ساختگی است.

🔬طرز تشخیص
ایا سازمان شما چنان اداره می شود که صاحبان نظريات مخالف و سلیقه های متفاوت فرصتی برای اظهار وجود ندارند؟ ایا محیط و سنت اداری چنان است که موافقان تشویق می شوند و مخالفان تنبیه؟ ایا موافقان از مقربان مدیر هستند و مخالفان از مغضوبان؟ اگر پاسخ تان بلی است باید فکری برای بیماری عروسک بازی شما کرد...

💊طرز درمان
متاسفانه درمانش خیلی ساده نیست، چون برخلاف بیشتر بیماریهای مدیریتی این بیماری محل مشخصی ندارد تا به مداوای آن بپردازیم. این بیماری در فضای سازمان شما موج می زند و مداوای آن نیازمند تغییر جو حاکم سازمان است. بدانید هر جا خفقان فکری رواج دارد، مخالفت کردن بیشتر از موافقت کردن شهامت می خواهد، به خصوص آنکه در چنین محیطی کمتر از شخص میپرسند "چرا موافق هستی؟"
شما باید از این پس اجازه ی مخالفت دهید و از موافقان علت موافقت را بپرسید، از تنبیه مخالفان دست بردارید و به صدای مخالفان گوش کنید. شاید لازم باشد برخی تصمیمات را آنطور که مخالفان می گویند تغییر دهید. به هر حال به یاد داشته باشید، که مدیریت سازمان با اصول نظامي فرق دارد و سازمان شما پادگان نیست. نیروی انسانی شما حق تفکر و مخالفت و موافقت را دارد.مدیریت کاریردی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
به فرزندانتان فقط شمردن یاد ندهید.
به آنها یاد دهید چه چیزهایی ارزش شمردن دارند !

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️پول چاي و كارواشي شدن جامعه
محسن جلال پور


📌روايت اول: كارواشي شدن جامعه

ماشينت را به كارواش مي بٓري،،بايد به چند كارگر كارواش انعام بدهي. پيك، بسته اي را به خانه ات مي آورد. بايد عيدي و انعام بدهي. دنبال ثبت اسناد اداري ات هستي، قبل ازهرپاسخ گويي از تو طلب عيدي مي كنند.
براي پي گيري امور روزانه ات به هرجاكه مي روي،كارمند و كارگر، عيدي و انعام مي خواهند. كارگر پمپ بنزين، راننده آژانس،آرايشگر،كارگر نظافت و ... همه و همه از تو طلب انعام و عيدي مي كنند.
از سال ها قبل در كارواش ها رسم بر اين بوده كه به كارگران حقوق كافي ندهند و در عوض، كارگر اجازه دارد انعام طلب كند. قديم ها، دادن انعام اختياري بود. فردي كه خدمات مي خريد، وقتي مي ديد فروشنده خدمات، كارش را به خوبي انجام مي دهد، سعي مي كرد با پرداخت انعام او را خوشحال كند. اما اين روزها حتي بابت كاري كه به درستي انجام نشده، بايد انعام داد و اگر پرداخت نكني، رسما به چالش كشيده مي شوي.
اكنون رويه كارواش ها در حال تكثير در جامعه است و تقريبا همه فروشندگان خدمات در دولت و بخش خصوصي، پرداخت انعام را وظيفه مي دانند.
كارواشي شدن جامعه يك عارضه است. انعام به هرشكلش، يك اختيار است و زماني كه حالت اجبار بگيرد،انعام نيست و براي خريدار خدمات، هزينه اجباري است.البته نمي توان گفت كارگر كارواش يا كارگر نظافت ساختمان به خاطر زياده خواهي،انعام طلب مي كنند. شرايط آنها هم مساعد نيست.
اما سؤال اين است كه چرا اين پديده به اين سرعت در جامعه ما رو به گسترش است؟ پيش از اين، انعام اجباري،در كسب وكارهاي كوچك مثل كارواش رايج بوده اما اكنون در حال تعميم به نهادهاي دولتي و بنگاه هاي بزرگ است.بايد اين پرسش را مطرح كرد كه چرا اين پديده رو به گسترش است و اين كه عوارض كارواشي شدن جامعه چيست؟

📌روايت دوم: پول چاي

مِلكت قرار است به عنوان وثيقه مورد استفاده قرار گيرد. كسي را فرستاده اند تا ملك را ارزيابي كند.ارزياب ملك را نه مي شناسي و نه لازم است بشناسي. كارش كه تمام مي شود، شماره موبايلت را مي خواهد.مي رود و ساعتي بعد زنگ مي زند. انتظار دارد، چيزي بگذاري كف دستش. "حق حساب "مي خواهد.
سروكارت به سازمان مالياتي مي افتد.همه افرادي كه با تو سروكار دارند، آدم هاي موجهي به نظر مي رسند.اما پرونده مالياتي ات در مسير درست پيش نمي رود.گير كار كجاست؟ يك نفر مي گويد؛ "پول چاي" نداده اي.
در شهرداري دنبال مجوزي براي ساخت و ساز هستي.تقريبا همه چيز قانوني است .مجوزت را نمي دهند. پي گير مي شوي. يك نفر مي گويد وظيفه ات را درست انجام نداده اي.مي پرسم وظيفه ام چيست؟ مي گويد:بايد "دمشان را ببيني". قاضي،مديركل،مميز،حسابرس، فرمانده، كارشناس ... همه و همه آدم هاي موجهي به نظر مي رسند اما كارت پيش آنها گير است و حتي اگر مي خواهي كار قانوني ات درمسيرخودش پيش برود، بايد پول چاي همه را بدهي.

جامعه ما در مسير خوبي حركت نمي كند. اخلاق و اخلاقيات پشت سياست گذاري هاي نادرست و تغيير نظام تمايلات مردم و فشارهاي سنگين زندگي گم شده است.
ديگر گرفتن رشوه مذموم نيست.ندادن رشوه و پول چاي، بد و ناهنجار است.اين ناهنجاري و بلبشو در نهادهاي توليد كننده خدمات دولتي و غير دولتي،قبل از هرچيز نشانه اي بر سياست گذاري هاي نادرست در قيمت گذاري و تعيين حقوق و دستمزد است.در ساختاري كه بازار به درستي كار نكند و قيمت سركوب شود، اخلاق كسب و كار مي ميرد.
پس از آن، نشانه اي بر ريشه دواندن تفكر مسموم و خطرناك تيول داري در نظام اداري كشور است. فردي كه در مسند مسئوليتي قرار مي گيرد، پيش خود فكر مي كند عمر حضورش در اين مسئوليت كوتاه است و زود گذر.پس بايد از فرصت به وجود آمده بهره كافي برد و بار خويش را بست.
سومين نشانه اين عارضه،مرگ اخلاق و نظام اخلاقي در جامعه است. جامعه ما نسبت به بي اخلاقي در نظام اداري، نه تنها حساس نيست كه متأسفانه مدام با اين گزينه مواجه مي شود كه "گور باباي اخلاق،كارت را پيش ببر". در اين ميان اگر فردي به رعايت قانون و اخلاق توصيه كند،از چنين جامعه اي طرد ميشود.
گويي ميان جامعه اي كه اخلاق در آن رنگ باخته و نظام اداري ناكارآمدي كه در حال فرو رفتن در چاه فساد است، نوعي توافق بد شكل گرفته و برداشت همه اين شده كه در نظام اداري فاسد، كارها بهتر پيش مي رود.
در اين صورت، امكان اصلاح امور نيز دشوار مي شود.
واقعا مشكل كجاست؟ چرا در ساختاري كه اين قدر بر اخلاق تأكيد مي شود،بي اخلاقي به اين شكل تكثير مي شود؟

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
Telegram.me/excellentmanagers
در باب فساد

رتبه ایران در شاخص برداشت از فساد از سال 2004 (حدود سال 1383) از گزارش دیوان محاسبات کشور

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
◀️بهار اقتصاد ایران کی می‌آید؟

شکوفایی اقتصادی شباهت جالبی با دگرگونی طبیعت در بهار دارد‌. به تعبیر جوزف شومپتر، اقتصاددان نامدار، رونق پایدار اقتصادی در پی فرآیندی موسوم به «تخریب خلاق» چهره می‌نمایاند که از این حیث می‌توان آن را همانند بهاری دانست که از دل زمستان متولد می‌شود.

آنچه بهار اقتصاد ایران را مرتبا به تعویق انداخته است مقاومت ذینفعان وضعیت موجود اقتصاد ایران است که بازنده فرآیند «تخریب خلاق» خواهند بود. این ذینفعان (رجوع کنید به یادداشت قبلی در همین کانال) عبور از اقتصاد تیول‌داری را به معنی پایان امتیازات انحصاری اقتصادی‌شان می‌دانند و به همین دلیل همراه با حامیان و شرکای بوروکرات خود در سیستم سیاستگذاری دولتی، مخالف تغییر قواعد بازی هستند. ورود به فاز رشد اقتصادی پایدار به مفهوم آن است که کارآمدها جای ناکارآمدها و کهنه‌ها را که با انواع رانت‌ها به حیات گلخانه‌ای خود ادامه می‌دهند بگیرند و این همان پیامد «تخریب خلاق» است که ذینفعان وضعیت موجود را از صحنه خارج می‌کند و به همین دلیل در برابر آن مقاومت می‌شود.

یکی از مصائب بزرگ اقتصاد ایران آن است که ذینفعان وضعیت موجود توانسته‌اند با شگردهای مختلف، نوعی «این‌همانی» بین منافع خود و منافع عمومی به اکثریت ایرانیان القا کنند و به همین دلیل در عرصه محافظت از رانت‌ها و امتیازات انحصاری خود، چندان تنها نیستند. به اعتقاد عجم‌اوغلو، اقتصاددان شهیر معاصر، چنانچه توزیع رانت و امتیازات انحصاری در اقتصادی نهادینه شود و قواعد بازی بر اساس آن شکل بگیرد امکان عبور به فاز توسعه غیرممکن خواهد بود. وی در مطالعه مفصلی که درباره علل ناکامی اقتصادی کشورها انجام داده ضمن رد فرضیه‌های غالبی همچون اثرگذاری جغرافیا و فرهنگ، به این نتیجه رسیده است که فاز توسعه با تغییر این قواعد (نهادها) به نهادهای فراگیر (قواعد بازی همه‌شمول) آغاز می‌شود اگرچه این تغییر قواعد چندان آسان هم نیست؛ چرا که با منافع ذینفعانی که در معرض «تخریب خلاق» قرار می‌گیرند در تضاد است. اما غیرممکن هم نیست چرا که این ذینفعان در کشورهای بسیاری هم نتوانسته‌اند سد راه این تغییر قواعد و آمدن بهار اقتصادی شوند که منافع عمومی در گرو آن است. /علی میرزاخانی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
تقریبا همه آدم‎ها می‎توانند در برابر سختی‎ و دشواری تاب بیاورند؛
اما اگر خواستید شخصیت کسی را بیازمایید، به او قدرت بدهید./آبراهام لینکلن
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
⭕️ آيا اقتصاد ايران در مسير ميرا شدن قرار دارد ؟

اقتصاد ايران در حالى سال ١٣٩٥ را با نرخ رشد قابل توجه نزديك به ٧ درصد پشت سر مى گذارد كه اكثر پيش بينى ها درباره نرخ رشد اقتصاد ايران براى سال ١٣٩٦، نرخ رشد اقتصاد كشور در سال آينده به نسبت به امسال را كاهنده پيش بينى مى كنند و مراكز مختلف پيش بينى از جمله موسسه بامداد نرخ رشد اقتصادى سال آينده را بين ٣.٨ تا ٥ درصد پيش بينى كرده اند. اما سوال اساسي در اين باره اين است كه چرا ايران نرخ رشد اقتصادى پايدار را تجربه نمى كند و چرا كماكان در يك اقتصاد نوسانى و واكنشي گرفتار هستيم ؟

واقعيت اين است كه همانطور كه پيش تر در تحليل هاى مختلفى بيان شده است نرخ رشد اقتصادى ايران در سال ١٣٩٥ نرخ رشدى برون زا و سياسي بود و واكنشي بود به برداشته شدن تحريم هاى هسته اى بويژه تحريم هاى نفتى و تلاش در جهت استفاده از ظرفيت هاى خالى اقتصاد ايران . بررسى ها نشان مى دهد با آنكه اقتصاد ايران در سال آينده يك شيفت در موتور نرخ رشد اقتصادى از بخش نفتى به بخش غيرنفتى خواهد داشت اما كماكان نرخ رشد اقتصادى ايران ناشي از تلاش در جهت پركردن ظرفيت هاى خالى ايجاد شده در سالهاى گذشته است و به همين دليل است كه به مرور و با پر شدن اين ظرفيت هاى خالى، مى توان نرخ رشد اقتصاد ايران را در سالهاى ١٣٩٦ و ١٣٩٧ را كاهشي پيش بينى كرد . شاهد قوى اقتصادى براى اين ادعا نيز نرخ رشد تشكيل سرمايه ثابت ناخالص در طى نه ماه امسال است كه در حالى كه كشور ٧.٢ درصد نرخ رشد را تجربه كرده است ، نرخ رشد تشكيل سرمايه ثابت در كشور منفى ٤ درصد بوده است .

به بيان ساده اقتصاد ايران در حالى نرخ رشد بالاى ٧ درصد را در سال ١٣٩٥ تجربه كرده است كه نرخ رشد سرمايه گذارى در كشور منفى ٤ درصد بوده است و اين نكته پراهميت بيانگر اين نكته است كه با پر شد ظرفيت هاى خالى اقتصاد ايران در صورت شكل نگرفتن موج گسترده سرمايه گذارى داخلى و عمدتا خارجى در طى سالهاى آينده، دوباره شاهد كاهش تدريجى نرخ رشد و ميرا شدن اقتصاد ايران خواهيم بود .

درباره مهمترين موانع سرمايه گذارى هاى گسترده در كشور مى توان گفت كه اصولا سرمايه گذارى ها از ٤ طريق در كشور ايجاد مى شود كه هر ٤ طريق سرمايه گذارى كلان اقتصادى در ايران در شرايط فعلى با موانع جدى رو به رو هستند :

📌 سرمايه گذارى خانوار : آمارها نشان مى دهد كه درآمد حقيقى - تورم در رفته -خانوارهاى ايرانى از سال ١٣٨٦ به بعد مرتبا كاهش يافته است و اين امر در مرتبه بعد منجر به كاهش پس اندازهاى خانوار ايران شده است . كاهش مرتب پس اندازهاى خانوار، امكان انباشت پس انداز كل و افزايش سرمايه گذارى ها از اين طريق را سلب كرده است .

📌 سرمايه گذارى هاى دولتى : كاهش شديد قيمت جهانى نفت و بزرگ شدن هزينه هاى جارى كشور و ساختار بيمار بودجه نويسي دولتها در سالهاى گذشته و كسرى بودجه هاى گسترده ، چندين سال است كه توان دولت در ايجاد موج تازه سرمايه گذارى را كاسته است . كاهش شديد درآمدهاى نفتى دولت و بدهى سنگين دولت به بخش هاى مختلف اقتصاد ايران و هزينه هاى بالاى دولت ، عملا دولت را از گزينه هاى ممكن براى ايجاد موج تازه سرمايه گذارى در كشور خارج كرده است .

📌 سرمايه گذارى خارجى : واقعيت اين است كه پارادايم سياسي حاكم بر كشور بصورت بنيادين با سرمايه گذارى خارجى در تضاد است . اصولا اگر كشورى به دنبال جذب سرمايه گذارى خارجى و بويژه سرمايه گذارى مستقيم خارجى باشد، مدل تعاملش با جهان بايد به گونه ديگرى باشد . نمى شد شما نظم حاكم بر اقتصاد و سياست جهان را قبول نداشته باشيد و با جهان و منطقه خود در تنش باشيد و همزمان اميد به جذب سرمايه گذارى قابل قبول و واقعى و نه شعارى خارجى داشته باشيد .

📌 سرمايه گذارى بانك ها : بحران شبكه بانكى كه ريشه در نارسايي پارادايم حكمرانى اقتصادى كشور دارد، ديگر توانى براى ايجاد موج سرمايه گذارى تازه در اقتصاد ندارد و در اقتصادى كه نزديك به ٩٠ درصد تامين مالى بنگاه هاى آن از طريق شبكه بانكى تامين مى شود، شبكه بانكى بيمار به جاى ايجاد موج سرمايه گذارى تازه ، تنها مى تواند همانند سياهچاله اى همه اقتصاد را با خود به زير بكشد .

در پايان مى توان گفت در صورت عدم تغيير پارادايم حكمرانى سياسي و اقتصادى كشور در طى سالهاى آينده، عليرغم انتخاب هر رييس جمهورى در انتخابات رياست جمهورى سال آينده و با وجود رشد اقتصادى بالاى سال ١٣٩٥، اقتصاد ايران در مسير كاهشى و ميرا شدن قرار دارد و اين واقعيت تلخى است كه ديگر تغيير و برنامه هاى اصلاح اقتصادى نمى تواند از ميرا شدن اقتصاد ايران جلوگيري كند و اقتصاد ايران براى رسيدن به رشد اقتصادى پايدار در طى سالهاى آينده، در سطح حكمرانى نياز به يك تحول و پارادايم شيفت و تغيير نگاه بنيادين به جهان و اقتصاد دارد. /سيامك قاسمى
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
نامه اداره امور مالیاتی در مورد تراکنشهای مشکوک بانکی و ثبت مکالمات تلفنی مودی -منبع فضای مجازی

مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
طرح روی جلد اکونومیست درباره ریاست‌جمهوری ترامپ

🔹 طراح آن می‌گوید: «ریاست‌جمهوری ترامپ داخل گودال افتاده است.
مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
◀️ آموزش



⭕️▪️داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد می‌گوید:

اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید.

اینها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد.
.
برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیش‌بینی کنید،
بروید در دبستان‌ها؛
💡ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛

👈ببینید چگونه آموزش می‌دهند.

🔍اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند،

🏳مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.
با مدیران نامدارایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
بزرگ فكر كن،
بزرگ آرزو کن ،
بزرگ باور كن،

نتيجه هم بزرگ خواهد بود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
🔘🔸انسان توسعه یافته کیست؟

🔘⭕️ این توافق عمومی در بین همه ما وجود دارد که شهرهای ما آنطور که شایسته است انتظارات ما را برای یک زندگی سالم ، امن و شاداب فراهم نکرده اند. همه ما نسبت به این وضعیت معترضیم. این شرایط باید تغییر کند. حتی همین لحظه هم دیر است. اما چه کسی باید شروع کند؟ ما همه می خواهیم که در این تغییر شریک باشیم ولی عموما نمی دانیم که باید چکار کنیم؟

متاسفانه یک حس ریسک گریزی و عافیت طلبی در وجود اکثر ما ایرانیان نهادینه شده و بدتر از آن یک حس ناامیدی به صورت تاریخی در همه ما وجود دارد، چنانچه دائما بیاد دیروز هستیم و فکر می کنیم که حتما فردا هم بدتر از امروز خواهد بود. اما واقعیت این است شرایط نابسامان امروز ما نتیجه همان گذشته ایست که در انفعال و بی عملی گذرانده ایم و فردا می تواند بهتر از امروز باشد به شرط آنکه امروز فعال تر و آگاه تر از دیروز عمل کنیم.

شهرهای ما، مثل خود ما، همواره واجد یک قدرت بالقوه برای تحول هستند و این قدرت بالقوه با تنها با آگاهی عمومی بالفعل می شود. از این جهت است که امروزه اندیشمندان، "انسان توسعه یافته" را محور توسعه می دانند. اگر میخواهیم تغییری در وضعیت شهر خود شاهد باشیم، باید از تغییر خودمان شروع کنیم.
👈اما انسان توسعه یافته کیست؟

🔺 " انسان توسعه یافته" انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. وظایف خود را عمل می کند و حقوق خود را مطالبه می کند.

🔺 "انسان توسعه یافته" اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگی اش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،حل و فصل کند

🔺 "انسان توسعه یافته" مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند

🔺 "انسان توسعه یافته" از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود

🔺 "انسان توسعه یافته" روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست

🔺 "انسان توسعه یافته" جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد

🔺 "انسان توسعه یافته" روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و با محیط زندگی اش هماهنگ است ، محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد

🔺 "انسان توسعه یافته" به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.

🔺 "انسان توسعه یافته" اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند. بیشتر بشنود تا بگوید.

🔺 "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند. "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند. "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند.

🔺 "انسان توسعه یافته" برای کل جامعه و آینده آن تلاش کند و نه صرفا برای گروه و اطرافیان یا قوم خود

🔺 "انسان توسعه یافته" مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند

🔺 "انسان توسعه یافته" با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می دهد

🔺 "انسان توسعه یافته" بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حکومتی را ترک می کند.

🔅یادمان باشد شهرهای ما تنها زمانی می تواند شهرهای بهتری باشد که ما سزاوار آن باشیم🔅
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
◀️ 11 نکته در مورد اشتغال و تولید
✍️امرالله امینی

۱- برخی به اشتباه تصور می‌کنند که اجرای اقتصاد مقاومتی تنها وظیفه قوه مجریه است درحالی که اقتصاد مقاومتی یک دیدگاه است که به تمام نهادها و قوا مربوط می‌شود .

۲- وقتی می‌گوییم تولید باید نهادینه شود به این معناست که تولید به عنوان مسأله اصلی کشور تمام سیاست‌ها، برنامه‌ها و نگاه‌ها را به سمت خود جلب کند. تمام نهادها و بخش‌های حاکمیت و همچنین مردم باید در جهت نهادینه کردن فرهنگ تولید ملی و مصرف کالاهای داخلی تلاش کنند و این موضوع به یک فرهنگ تبدیل شود.

۳- مسأله پایین بودن بازدهی تولید یکی دیگر از مواردی است که مانع جذب سرمایه کافی به این بخش شده است.با وجود تلاش‌های صورت گرفته هنوز بازدهی تولید نسبت به سایر بخش‌های اقتصادی پایین‌تر است و همین موضوع باعث شده است تا سرمایه‌گذاران به این بخش توجه نکنند. بنابراین باید در ابتدا بازدهی بخش تولید در مقایسه با سایر بخش‌ها قابل رقابت شود.

۴- مشکلاتی که از سال‌های قبل ایجاد شده نیز یکی از نکاتی است که تأثیر زیادی بر بخش تولید و اشتغال داشته است. در دوره قبل شوک‌هایی به اقتصاد ایران وارد شد که همچنان اثرات آن قابل مشاهده است. دراین سال‌ها شوک خارجی تحریم آثار منفی زیادی بر اقتصاد ایران داشت ولی تنها عامل منفی نبود چرا که در کنار آن شوک‌های داخلی نیز وجود داشت.برای مثال یکی از این شوک‌های داخلی افزایش چند برابری نرخ ارز بود. در سایر کشورها زمانی که نرخ ارز به یکباره ۱۰ درصد افزایش می‌یابد اقتصاد آن کشور فلج می‌شود. درحالی که در کشور ما نرخ ارز به یک باره با رشد ۳۰۰ درصدی مواجه شد و آثار زیانباری بر اقتصاد ملی برجای گذاشت که همچنان این آثار منفی ادامه دارد. علاوه براین رشد چند برابری قیمت انرژی در سال‌های گذشته یکی دیگر از شوک‌های داخلی بود که تولید را با مشکل مواجه کرد.

۵- از مشکلات دیگری که رابطه مستقیمی با تولید دارد، ساختار بانکداری ایران است. در دنیا به صورت عمده بانک‌ها ضمن حفظ منافع خود در خدمت تولید هستند. ولی در ایران نظام بانکی این گونه نیست. وقتی که نرخ تورم در سال‌های اخیر کاهش یافته و تک رقمی شده، همچنان برخی از بانک‌ها در پشت پرده نرخ‌های سود بسیار بالاتری نسبت به تورم جاری به سپرده‌گذاران می‌پردازند و همین عامل موجب شده تا سرمایه‌گذاران به جای ورود به عرصه تولید دارایی خود را در بانک‌ها سپرده‌گذاری کنند. برهمین اساس برای رونق تولید نیازمند یک جراحی بزرگ در نظام بانکی کشور هستیم.

۶- پدیده قاچاق که رابطه مستقیمی با تولید ملی دارد باید با ریشه‌یابی و رهگیری کالاهای قاچاق، مبادی ورودی و عاملان آن از بین برود تا تولیدکننده با خیال آسوده به تولید بپردازد. درکنار آن سیستم مالیاتی کشور نیز باید به طور کامل در خدمت تولید باشد و در زمانی که با رکود مواجه هستیم تولیدکنندگان مشمول معافیت‌های مالیاتی شوند.

۷- برای رونق تولید و اشتغال نظام تأمین اجتماعی کشور نیز باید اصلاح شود.

۸- توجه ویژه به مزیت‌های اقتصادی کشور از دیگر مواردی است که باید در رونق تولید و اشتغال مد نظر قرارگیرد.

۹- رونق تولید و اشتغال به یک بخش خصوصی توانمند نیاز دارد. اما در حال حاضر عمده ترکیب اتاق‌های بازرگانی ایران دربخش تجارت متمرکز شده و توجه زیادی به تولید ندارند. در اتاق‌های بازرگانی گروه‌های تولیدکننده قوی وجود ندارد. باید شرکت‌های کشت و صنعت، شیلات و... خصوصی قدرتمندی شکل بگیرد.

۱۰- درکنار شرکت‌های بزرگ باید به شرکت‌های کوچک نیز توجه شود. هم اکنون برخی از شرکت‌های بزرگ سود خود را در واردات می‌بینند و کمتر به تولید توجه می‌کنند و به همین دلیل به جای خرید قطعات و کالاهای واسطه‌ای از تولیدکننده داخل به واردات روی آورده‌اند.

۱۱- آخرین نکته‌ای که باید مدنظر قرارگیرد آموزش است. درکشورما آموزش سمت و سوی تولید ندارد و دانشگاه‌ها براساس نیاز بازار کار حرکت نمی‌کنند. کشورهای صنعتی زمانی رشد کرده‌اند که دبیرستان‌های آنها به سمت هنرستان پیش رفته‌اند و مهارت و حرفه بر آموزش نظری اولویت یافت.

با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers