My channel
3 subscribers
706 photos
58 videos
31 files
11 links
Download Telegram
عقل کامل بود
عقل فاخر بود
عقل حرف تازه داشت...

دل پریشان بود
دل خون بود
دل فرسوده بود...

👤 فاضل نظری
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی

آخر ای بدعهد سنگین دل چرا برداشتی

خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو

چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی

#سعدی
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل درقفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب


#شهريار
سیری ز دیدن تو


ندارد نگاه من


#صائب_تبریزی
ساقی مستیم و جام می به دست
می خورند از جام ما رندان مست

ملک میخانه سبیل ما بود
آید اینجا هر که او ما را بود

هر کجا رندیست ما را محرم است
هرکجا جامیست با ما همدم است

صورت او مظهر معنی ماست
این و آن دو شاهد دعوی ماست

علم وحدانیست علم عارفان
علم اگر خوانی چنین علمی بخوان

قول ما صدیق تصدیقش کند
او محقق نیست تحقیقش کند

تا ننوشی می ندانی ذوق می
تا نگردی وی نیابی حال وی

مستم و خوردم شراب بی حساب
هرکه بیند گویدم خورده شراب


شاه نعمت‌الله ولی
سَرم
بر شانه ات باشد
کمرمَحصورِ بازویت
نَفَس
درسینه می میرد
چه غوغائی کُنَد قلبم
سايه حق بر سر بنده بود
عاقبت جوينده يابنده بود

گفت پيغمبر كه چون كوبى درى
عاقبت زان در برون آيد سرى

چون نشينى بر سر كوى كسى
عاقبت بينى تو هم روى كسى
#مولانا
Forwarded from کیمیا
سلام
بزن رو ای لینک بیا داخلش کارت دارم

http://yon.ir/eyd2
ه
Forwarded from Deleted Account
A.reza Hadad:
🔱🔱🔱🔱🔱🔱🔱

با سلام وعرض ادب حضورشما دوستان وسروران گرامی

احتراما به اطلاع شما میرسانیم
🌸🌸🌸🌸
هر هفته در یکشنبه ها و چهار شنبه ها

راس ساعت 22.30 الی 24

آیین " معرفی و بزرگداشت شاعران کشور " عزیزمان برگزار میشود.

این برنامه اختصاص دارد به ارسال؛
اشعار
مقالات
بیوگرافی
نقد اشعار
کلیپ تصویری
عکس
آثار خوشنویسی
دل نوشته های شما دوستان عزیز درمورد شاعر
دکلمه های شاعر
دکلمه های شما دوستان عزیز
آثار موسیقایی اجرا شده با شعر شاعر
و
هر آنچه مرتبط با شاعر باشد...

نام شاعر مورد نظر در روزهای قبل به آگاهی دوستان خواهد رسید...

مشارکت شما در این برنامه ضمن نکوداشت بزرگان فرهنگ و هنر ایران زمین ، موجب همگرایی و همدلی و ایجاد فضایی سرشار از زیبایی خواهد بود...

پیداست با این گوی و میدان چه باید کرد...

امید است با پیشنهادات و یاری شما خوبان ،بتوانیم برنامه ای در خور لیاقت شما
سروران گرامی ارائه دهیم...

سپاس از همکاری وهمراهی شما

سلامت وپیروز باشید.🌸🌸🌸🌸

💠 مدیریت گروه عشاق شعرو موسیقی 💠


🔱🔱🔱🔱🔱🔱🔱

این پیام رو همیشه نگه دارید چون احتمالابدردتون میخوره
---------------------
حروف اختصاصی در هر آزمایش:

FBS --------- قند خون ناشتا
MCHC ------ غلظت متوسط همو گلوبين
WBC ------- شمارش گلبول هاي سفيد...
RBC -------- شمارش گلبول هاي قرمز
HB --------- همو گلوبين
HC --------- هماتو كریت) درصد گلبول های قرمز در خون (
HCV ------- حجم متوسط گلبول هاي قرمز
HCH ------- مقدار متوسط همو گلوبين در گلبول هاي قرمز
R.D.W ----- ضريب تغييرات اندازه گيري گلبول هاي قرمز
PLT -------- شمارش پلاكت ها
PTE -------- در صد پلاكت ها
MPV ------- حجم متوسط پلاكت ها
MCH ------- وزن متوسط هموگلوبین
MCV ------- حجم متوسط هموگلوبین
M/E -------- نسبت سلول های زاینده گلبول سفید به قرمز
RDW ------ پهنای گلبول قرمز در منحنی
UA --------- تجزیه کامل ادرار ) PH،رنگ ،بو،توده های متراکم (
TGs--------- تری گلیسیرید)چربی که باعث رسوب در رگها و عروق میشود
----------------------

@Ajibvalivaghaei
🟦🟨🟦🟨🟦🟨🟦
🟨🟦🟨🟦🟨🟦🟨

🔴بیمه ی تکمیلی👇👇

♨️ خلاصه قرارداد بیمه تکمیلی درمان صندوق بازنشستگی کشوری از اول خرداد ۹۹ تا ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

🔻خدمات جدید که در این قرارداد برای بازنشستگان و موظفین پیش بینی شده است:

هزینه ویزیت تا سقف 200 هزار تومان

کمک هزینه عینک هر سه سال یکبار تا سقف 120 هزار تومان

کمک هزینه عصا و واکر فقط یکبار هر یک تا سقف 100 هزار تومان

کمک هزینه خرید ویلچر فقط یکبار تا سقف 1 میلیون تومان

کمک هزینه خرید سمعک هر پنج سال یکبار تا سقف 500 هزار تومان

کمک هزینه یک دست دندان هر سه سال یکبار تا سقف 300 هزار تومان

🔻تعهدات اصلی قرارداد بیمه تکمیلی:
📌 افزایش تعهدات بیماران خاص از ۴۵ میلیون تومان به ۶۰ میلیون تومان
📌 سقف بستری فوق تخصصی ۴۴ میلیون تومان
📌 سقف بستری عمومی ۲۲ میلیون تومان
📌 سقف خدمات تشخیصی درمانی سرپایی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان
📌سقف خدمات آزمایشگاهی ۸۰۰ هزار تومان
📌سقف رادیوگرافی ۴۰۰ هزار تومان
📌سقف اعمال مجاز سرپایی ۹۲۰ هزار تومان

🟦🟨🟦🟨🟦🟨🟦

🟢 با ما باشید در رسانہ مرجع
#پیک_پیام_رسان_بازنشستگان

عضویت👇👇👇

🆔 https://t.me/peik_e_payamresan

#من_ماسک_میزنم
#کرونا_تمام_نشده
#کادر_درمان_خداقوت
#برگی_از_تاریخ

شاهان قاجار :

ما جز با رعیت خود با کسی جنگ نداریم .. .

روابط بین حکومت و مردم تنها در این خلاصه می‌شد که مردم به حکومت مالیات می‌دادند و هر چه شاه می‌گفت باید اطاعت می‌کردند و در پی آن آزادی و امنیتی هم نبود . در روزگار فروغ‌الدوله نیز وضعیت به همین صورت بود .
نصیحت #آقا_محمد_خان_قاجار به ولیعهد :
در کتاب «روضةالصفای ناصری» به نصیحتی که آقا محمدخان قاجار مؤسس این حکومت به ولیعهدش فتحلیشاه کرده است ، اشاره شده که قابل تأمل است :

«رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس. چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند، این گروه فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند ؛ و الا کار زراعت و فلاحت نقصان یابد و توفیر در غله و حاصل ضعیف شود و قحط پدیدار آید و لشکری از کار بیفتد و فسادهای عظیم روی دهد و ملک از میان برود . ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند.»
در گزارش‌های قبلی به برخورد این طبقه با نوکرها نیز اشاره‌هایی داشتیم. نوکر یا رعیت فرقی نمی‌کرد همه معنای زیردست را داشتند و تقریباً یک نوع برخورد را می‌طلبیدند . فروغ‌الدوله که بزرگ شده دربار شاه ناصری بود در یکی از نامه‌ها از رو ندادن به نوکری نوشته است و حتی حاجی‌خان که پیشکارش بوده است را مورد سرزنش قرار می‌دهد که چرا به نوکر جماعت رو داده است. در این نامه می‌توان اندکی از نگاهی که ملکه ایران دربار ناصری به زیردست و به‌قولی نوکرها دارد پی برد.
نوکرهای نانجیب پدرسوخته !
در این نامه این‌طور فروغ‌الدوله نوشته‌ است : «وقتی می‌نویسم این نوکرهای نانجیب پدرسوخته را آنقدر رو نده از برای این روزهاست. چرا باید محمد جعفر فرصت کند این‌طور تا با شما یکی به دو کند که صداش اندرون بیاید. حکماً باید امروز محمد جعفر را تنبیه سختی بکنی تا نوکرهای دیگر حساب خودشان را بکنند. اینها باید صدای تو را می‌شنوند زهره‌شان بترکد .. . در کدام خانه نوکر جرأت دارد به بزرگ‌تر این‌طور جواب سؤال کند. اگر امروز محمد جعفر را ندادی تنبیه کنند بعد از این همه نوکرها جری می‌شوند.»
 
نقد خواهر ناتنی فروغ‌الدوله
جالب اینجاست در میان دختران ناصرالدین شاه خواهر ناتنی همین فروغ‌الدوله، دختری است که به جرأت به نقد و رفتار نادرست پدر و آن طبقه با رعیت و نوکر و زیردست پرداخته است و آن زنی نیست جز تاج‌السلطنه که در گذشته مفصل به زندگی او پرداخته‌ایم. این دختر جسور با اینکه خودش نوکر و کنیز داشته است اما در خاطراتش آنجایی که به خاطر ازدواج ناخواسته غمگین است به موضوعاتی می‌پردازد که به قول خودش نشان از وسعت یافتن مغز و رشد فکرهای عالی دارد .
"قسمت اول"

کانال ادب و آواز پارسی
@Adabvaavayparsi
#برگی_از_تاریخ

شاهان قاجار :

این ها فرقی دارند؟
نکته مهم این قسمت از نوشته‌های تاج‌السطنه این است که می‌توان متوجه نوع رفتار و برخورد زنان اندرونی و حرمسرا با زیردستان شد. او این‌طور به قول خودش نوشتن فکرهای عالی را آغاز کرده است: «مثلاً در مواقعی که هوا سرد و بارانی بود این خدمتکارها را می‌دیدم که با لباس‌های بسیار خفیف مشغول رنج و زحمت و خدمت هستند. و در مقابل از خانم‌های خود همیشه بد شنیده، بی‌جهت مورد سرزنش واقع می‌شدند. غرق غصه و پریشانی گشته، بی‌اندازه ملول می‌شدم و می‌گفتم: اینها چه فرقی با این خانم‌ها دارند جز اینکه آنها لباس‌های اطلس دیبا پوشیده و خداوند در نعمات دنیایی با آنها همراهی نموده. پس چرا باید اینها محکوم، آنها حاکم باشند!»
چه امتیازی؟ چه افتخاری؟
جالب‌تر این است که این دختر منتقد ناصرالدین شاه پا را فراتر از نقد برداشته و حتی خودشان و آن خانم‌های اندرونی را به‌گونه‌ای نیازمند این طبقه می‌داند و می‌نویسد : «در صورت حکومت، چرا نباید رعایت نوع نکرده، درباره آنها خیرخواه نباشند. اگر بواسطه احتیاج به این بیچاره‌ها به نظر تحقیر می‌نگرند؛ همانطوری که اینها محتاج لباس و غذا و خانه هستند، آنها هم محتاج به خدمت و همراهی و معاونت اینها هستند. انسان در عالم لازم و ملزوم یکدیگرند. یکی از حیث پول، دیگری از حیث زحمت. پس چه امتیازی؟ چه افتخاری؟ تمام این سختی‌ها، تمام این درشتی‌ها برای چیست، نمی‌فهمم!»
 
روایتی از ترس شاه از رعیت !
اما همین ناصرالدین شاه  که به پیشنهاد صدراعظمش امیرکبیر یک وعده از غذای آنها یعنی ماست و خیار البته به‌شیوه درباری را خورد، ترسی از رعیت داشت که از این روایت می‌توان فهمید. ناظم‌الاسلام کرمانی در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» آورده است: «آقا شیخ علی متولد 1242 قمری از قزوین به عتبات عالیات رفت و در حوزه درس صاحب جواهر الکلام وارد شد تا فارغ‌التحصیل شد...(او) به طهران معاودت نمود(برگشت)...اغلب اوقات مشغول تصنیف و تألیف بود...تا (اینکه) به خیال کسب (کسب و کار) افتاد. (درست کردن و اختراع) تفنگ سرپر و ساعتی که به اسم شب کوک بود...»
 
من خواستم خدمتی به اسلام کنم
بعد از مدتی آقا شیخ علی تفنگ ته پری را (که انگار خودش درست کرده بود) برای ناصرالدین شاه می‌فرستد و شاه وقتی تفنگ ته پر را می‌بیند خوشحال شده و می‌گوید این آقا از ابوعلی سینا گذرانیده است! شاه تفنگ را گرفته به خارجه می‌فرستد. پس از یک سال دو تفنگ مثل آن از خارجه آوردند. شاه یکی از آنها را برای شیخ فرستاد. وقتی شیخ آن تفنگ را دید از روی تأسف به گریه افتاد که‌ ای وای من خواستم خدمتی به اسلام کنم حالا معلوم شد چوب به دست دشمن دادم.»
 
تنها جنگ با رعیت خود!
در ادامه این روایت آمده است که:«... شیخ به شاه گفت می‌توانم کالسکه‌ای اختراع کنم...از هر طرف چند گلوله توپ خالی کند...(به شرط آنکه) پادشاه تهیه قشون خود را دیده و متقبل شود که با یکی از دول دشمن جنگ کند، لااقل شهرهای ایران را پس بگیرد. ناصرالدین شاه گفت : ما جز با رعیت خود با کسی جنگ نداریم و به اندازه آنها هم توپ داریم ...»

کانال ادب و آواز پارسی
@Adabvaavayparsi