🍃🌸🍃
دوستَـش دارَم
هــر چند
دوستَـش
را
مَـــن دارم
و
داشتَنَـــــــــش را دیگــــری!!!
#داشتنش_را_دیگری 😔✌️
🍃🌸🍃
دوستَـش دارَم
هــر چند
دوستَـش
را
مَـــن دارم
و
داشتَنَـــــــــش را دیگــــری!!!
#داشتنش_را_دیگری 😔✌️
🍃🌸🍃
🌺🍃 حضرت مولانا
دل مرنجان ؛ که ز هر دل به خدا راهی هست
هر که را هیچ به کف نیست ؛ به دل آهی هست
دل مرنجان ؛ که ز هر دل به خدا راهی هست
هر که را هیچ به کف نیست ؛ به دل آهی هست
ديدى آرام،آرام آرام..
دلمان به بى كسى،
صدايمان به سكوت
چشمهايمان به تاريكى، عادت كرده اند..
#سيد_على_صالحى
...
دلمان به بى كسى،
صدايمان به سكوت
چشمهايمان به تاريكى، عادت كرده اند..
#سيد_على_صالحى
...
دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـایی
با خود به سفر بردم یاد تو و تنـهایی
رفتم که سفر شاید درمان دلم گـردد
رفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجایی
#فاطمه_صالحی
با خود به سفر بردم یاد تو و تنـهایی
رفتم که سفر شاید درمان دلم گـردد
رفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجایی
#فاطمه_صالحی
دوست دارم با تو باشم عیب این خواهش کجاست؟
باتو بودن ، شعر خواندن، کس نگفته نا بجاست
از تو گفتن یا شنیدن ازلبت ، تا خواب صبح
حرف های عاشقانه با تو گفتن کی خطاست؟
لب به لب، لبریزعشقت ،گرشود احساس من
بازیِ شب زنده داری با لبانت ، دلرباست
مست ومدهوشم کنی با غمزه ای حتی به چشم
دل به اعجازدو چشمت بس به می، بی اشتهاست
دوست دارم با تو گویم از کلامی با سه حرف
عین وشین وقاف ودیگرهیچ حرفی.،کین رواست
قصدم ای یار این نبود کزتو، سراید این غزل
عشق پاکت بی محابا زد به دل این حرف راست
#امیر_شهبازی
باتو بودن ، شعر خواندن، کس نگفته نا بجاست
از تو گفتن یا شنیدن ازلبت ، تا خواب صبح
حرف های عاشقانه با تو گفتن کی خطاست؟
لب به لب، لبریزعشقت ،گرشود احساس من
بازیِ شب زنده داری با لبانت ، دلرباست
مست ومدهوشم کنی با غمزه ای حتی به چشم
دل به اعجازدو چشمت بس به می، بی اشتهاست
دوست دارم با تو گویم از کلامی با سه حرف
عین وشین وقاف ودیگرهیچ حرفی.،کین رواست
قصدم ای یار این نبود کزتو، سراید این غزل
عشق پاکت بی محابا زد به دل این حرف راست
#امیر_شهبازی
در بین غزل نام تو را داد زدم ، داااد!
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟
#محمد_سلمانی
🍃
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟
#محمد_سلمانی
🍃
عـــاشق مفلس اگر قــلـبِ دلش کرد نثار
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دســت بدآن ســرو بلنـدش برسد
هر که را در طلبت همت او قاصر نیست
#حافظ
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دســت بدآن ســرو بلنـدش برسد
هر که را در طلبت همت او قاصر نیست
#حافظ
عهد و پیــمان تو بـــا مــا و وفــا با دگران
ساده دل ، من که قسم های تو باور کردم
بـــه خـدا کافر اگـر بود به رحم آمده بود
زآن همــه ناله که من پیش تو کافر کردم
#شهریار
ساده دل ، من که قسم های تو باور کردم
بـــه خـدا کافر اگـر بود به رحم آمده بود
زآن همــه ناله که من پیش تو کافر کردم
#شهریار
عارفان که جام حق نوشیدهاند
رازها دانسته و پوشیدهاند
هر که را اسرار کار آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
مولانا
رازها دانسته و پوشیدهاند
هر که را اسرار کار آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
مولانا
عاشقم...
اهل همین کوچهی بن بست کناری،
که تو از پنجرهاش پای به قلب منِ دیوانه نهادی،
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجرهی باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی،
منِ دلداده به آهی،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی...
گُنه از کیست؟
از آن پنجرهی باز؟
از آن لحظهی آغاز؟
از آن چشمِ گنهکار؟
از آن لحظهی دیدار؟
کاش میشد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،
همه بر دوش بگیرم...
👤 فریدون مشیری
اهل همین کوچهی بن بست کناری،
که تو از پنجرهاش پای به قلب منِ دیوانه نهادی،
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجرهی باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی،
منِ دلداده به آهی،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی...
گُنه از کیست؟
از آن پنجرهی باز؟
از آن لحظهی آغاز؟
از آن چشمِ گنهکار؟
از آن لحظهی دیدار؟
کاش میشد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،
همه بر دوش بگیرم...
👤 فریدون مشیری
عاشقان مستند و ما دیوانه ایم
عارفان شمعند و ما پروانه ایم
چون ندارم با خلایق الفتی
خلق پندارند ما دیو انه ایم
در ازل دادند چون جام الست
تا ابد ما مست آن پیما نه ایم
ظاهر سستی مارا خود مبین
درشکست نفس خود مردانه ایم
کس نگردد واقف اسرار ما
زانکه هچون گنج در ویرانه ایم
عارفان شمعند و ما پروانه ایم
چون ندارم با خلایق الفتی
خلق پندارند ما دیو انه ایم
در ازل دادند چون جام الست
تا ابد ما مست آن پیما نه ایم
ظاهر سستی مارا خود مبین
درشکست نفس خود مردانه ایم
کس نگردد واقف اسرار ما
زانکه هچون گنج در ویرانه ایم
عقل کامل بود
عقل فاخر بود
عقل حرف تازه داشت...
دل پریشان بود
دل خون بود
دل فرسوده بود...
👤 فاضل نظری
عقل فاخر بود
عقل حرف تازه داشت...
دل پریشان بود
دل خون بود
دل فرسوده بود...
👤 فاضل نظری
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی
آخر ای بدعهد سنگین دل چرا برداشتی
خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو
چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی
#سعدی
آخر ای بدعهد سنگین دل چرا برداشتی
خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو
چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی
#سعدی
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
مرغ دل درقفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
#شهريار
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
مرغ دل درقفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
#شهريار
ساقی مستیم و جام می به دست
می خورند از جام ما رندان مست
ملک میخانه سبیل ما بود
آید اینجا هر که او ما را بود
هر کجا رندیست ما را محرم است
هرکجا جامیست با ما همدم است
صورت او مظهر معنی ماست
این و آن دو شاهد دعوی ماست
علم وحدانیست علم عارفان
علم اگر خوانی چنین علمی بخوان
قول ما صدیق تصدیقش کند
او محقق نیست تحقیقش کند
تا ننوشی می ندانی ذوق می
تا نگردی وی نیابی حال وی
مستم و خوردم شراب بی حساب
هرکه بیند گویدم خورده شراب
شاه نعمتالله ولی
می خورند از جام ما رندان مست
ملک میخانه سبیل ما بود
آید اینجا هر که او ما را بود
هر کجا رندیست ما را محرم است
هرکجا جامیست با ما همدم است
صورت او مظهر معنی ماست
این و آن دو شاهد دعوی ماست
علم وحدانیست علم عارفان
علم اگر خوانی چنین علمی بخوان
قول ما صدیق تصدیقش کند
او محقق نیست تحقیقش کند
تا ننوشی می ندانی ذوق می
تا نگردی وی نیابی حال وی
مستم و خوردم شراب بی حساب
هرکه بیند گویدم خورده شراب
شاه نعمتالله ولی