Audio
«آواز ماهور »
#غلامحسین_بنان
آهنگ #علینقی_وزیری
پیانو #مرتضی_محجوبی
شعر #سعدی
من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم. تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم. ....
#غلامحسین_بنان
آهنگ #علینقی_وزیری
پیانو #مرتضی_محجوبی
شعر #سعدی
من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم. تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم. ....
Audio
«دستگاه شور»
#غلامحسین_بنان
شعر #همای_شیرازی
اهنگ #نصرالله_زرین_پنجه
بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست...
#غلامحسین_بنان
شعر #همای_شیرازی
اهنگ #نصرالله_زرین_پنجه
بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست...
Audio
«آواز افشاری»
#غلامحسین_بنان
شعر #منصوره_اتابکی
سه تار #احمد_عبادی
ای ساقی آتش رو مست از می نابم کن
با یک دو سه پیمانه ، مستم کن و خوابم کن..
#غلامحسین_بنان
شعر #منصوره_اتابکی
سه تار #احمد_عبادی
ای ساقی آتش رو مست از می نابم کن
با یک دو سه پیمانه ، مستم کن و خوابم کن..
Avaz-E Segah
«آواز سه گاه»
#غلامحسین_بنان
شعر #شیدا
می دهی خاکسترم را گر بباد نامرادی
سایه گردم زیر پای شمع رخشانت نشینم...
#غلامحسین_بنان
شعر #شیدا
می دهی خاکسترم را گر بباد نامرادی
سایه گردم زیر پای شمع رخشانت نشینم...
Masnavi-Mokhalef
«مثنوی مخالف»
#غلامحسین_بنان
شعر #مولانا
ویولن #علی_تجویدی
ای که ما در میان مجلس انس
بیخود از شربت لقای توییم ...
#غلامحسین_بنان
شعر #مولانا
ویولن #علی_تجویدی
ای که ما در میان مجلس انس
بیخود از شربت لقای توییم ...
Khavaran
« خاوران»
#غلامحسین_بنان
کار عمل در مایه بیات ترک
شعر #مولانا
تار #لطف_الله_مجد
تنبک #حسین_تهرانی
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشو
#غلامحسین_بنان
کار عمل در مایه بیات ترک
شعر #مولانا
تار #لطف_الله_مجد
تنبک #حسین_تهرانی
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشو
Aragh-E Afshari (feat. Javad Maroufi)
«عراق افشاری»
#غلامحسین_بنان
شعر #سعدی
آهنگ #روح_الله_خالقی
پیانو #مرتضی_محجوبی
مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی
که روی چون قمر از دوستان بپوشیدی....
#غلامحسین_بنان
شعر #سعدی
آهنگ #روح_الله_خالقی
پیانو #مرتضی_محجوبی
مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی
که روی چون قمر از دوستان بپوشیدی....
Forwarded from آذر دهقایدی
👇👇👇👇👇👇👇👇
اطلاعات مورد نیاز برای ثبت اطلاعات در صندوق ذخیره
بازنشستگان ۹۵ به بعد:
کدپرسنلی
کدملی
کد بورسی
بازنشستگان ۹۵ به قبل:
شماره تماس
کد ملی
کدبورسی
کد پرسنلی
شماره شناسنامه
سریال شناسنامه
تاریخ تولد (روز ماه سال)
محل تولد و صدور شناسنامه
سمت اموزشی
ادرس محل سکونت
کدپستی
تلفن ثابت
تاریخ استخدامی (روز ماه سال)
تاریخ بازنشستگی (روز ماه سال)
اطلاعات مورد نیاز برای ثبت اطلاعات در صندوق ذخیره
بازنشستگان ۹۵ به بعد:
کدپرسنلی
کدملی
کد بورسی
بازنشستگان ۹۵ به قبل:
شماره تماس
کد ملی
کدبورسی
کد پرسنلی
شماره شناسنامه
سریال شناسنامه
تاریخ تولد (روز ماه سال)
محل تولد و صدور شناسنامه
سمت اموزشی
ادرس محل سکونت
کدپستی
تلفن ثابت
تاریخ استخدامی (روز ماه سال)
تاریخ بازنشستگی (روز ماه سال)
Forwarded from انجمن مبارزه با نشر جعلیات
اهمیّت و ارج زندگی در همین است که موقّت است؛ تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی ، و آنجا انسانیّت است!
#جعلی
از #فریدون_مشیری نیست.
@jaliyat
@jaliyat
#جعلی
از #فریدون_مشیری نیست.
@jaliyat
@jaliyat
✅ *حسین علیزاده:*
ایننامه، بدون هیچ کموکاستی برای خانهی فرهنگ تهران، مرکز موسیقی ایران، خانهی هنرمندان و انجمنهای موسیقی و شعر و آواز ایران ارسالشد. لطفا در اشتراک آن همتفرمایید.
*🎵گلایهای از استاد ایرج (حسین خواجهامیری) و اکبر گلپایگانی*
*شمع وجود استاد شجریان خاموششد و صدای بعضیها بلند.*
در این مدت شاهد توئیتها و ویدئوها و نامههایی بودیم در شبکههای مجازی؛ در جهت تخریب استاد، زهی خیال باطل.
یکی گفت:《 ربنای مرحوم ذبیحی را شجریان مصادره کرد》؛
دیگری گفت: 《مانع ورود ما بهصداوسیما شد》؛
یکی فرمود: 《مافیای موسیقی ایران بود》؛
... در سالهای خیلی دورتر توسط قاریان مصری، "ربنا" اجرا میشد، اما نه اینربنا، *محمدرضا شجریان ربنایی اجراکرد که شناسنامهی ماه رمضان شد، ربنایی که نهتنها در ایران بلکه در مصر و عربستان هم همه را بهشگفتی واداشت!*
همانگونه که قبل از او مرغسحر توسط بسیاری ازجمله قمر، ملوکضرابی، و تاج اصفهانی اجرا شدهبود، اما اجرای ایشان بهگونهای شد که در ردیف سرود "ایایران" جایگرفت و سرود سوم کشور شد.
*کسانی عیار شجریان را با خود محکمیزنند که بخشی از کارنامهی هنریشان خوانندگی در کابارههایی مانند "کاباره ساقی" و "شبهای تهران" و "کاباره کارون لالهزار" بوده،* و در بهترینحالت اجرای دو الی سه برنامهی گلهای رادیو و یا خوانندگی در فیلمهای سینمایی بهجای هنرپیشگان. *بلی دو تن از معترضان، جناب ایرج خواجهامیری و اکبرخان گلپایگانی هستند.* وقتی از این دواستاد عزیز حرفمیزنیم علیرغم تمام احترامی که برایشان قائلم، اما واقعیتِ امر غیر از این نیست، *آوازخوانی در چندجلسهی بزمی.*
*در واقع از کسانی میگوییم که فقط پنج-شش دانگ صدا دارند بدون هیچ تحصیل هنری. حداکثر تکنیک آوازی آنها فقط در تحریر است، آنهم روی یکنت ثابت.*
و اما وقتی از شجریان میگوییم، یعنی از قهرمانِ دو دوره دو و میدانی کشور، عضو تیم کوهنوردی، مدرس موسیقی، سازندهی چندینساز ارزشمند، از یک ترانهساز، از یک خوانندهی تمامعیار، از یکحافظ و سعدی و خیام و مولاناشناس، از یک محقق و پژوهشگر، از یکقاری قرآن، که آیات قرآن را در پنج دستگاه موسیقی اجرا نمود؛ بهطوریکه هیچقاریای در جهان موفق بهآن نشده؛
از کسی صحبتمیکنیم که جایزهای در عرصهی هنر نبود که دریافتنکردهباشد.
از نشان افتخار آکادمی موسیقی ونکوور گرفته تا نشان سفیر صلح. ربنای او ثبت میراث فرهنگی کشور شد، و وجود نازنینش ثبت میراث جهانی.
انجمن موسیقیدانان آسیا اورا پرآوازهترین خواننده شناخت و رادیو npr آلمان او را یکی از پنجاهصدای برترِ جهان معرفینمود.
دریافت جایزهی "خداوندگار صدا" از طرف موسسهی آقاخان لیسبون پُرتغال باعثشد تا در جشنوارهی هنری اروپا "لوح عالی هنر" دریافتنماید.
در پی آن، دریافت نشان عالی فرهنگی فرانسه بهنام "شوالیهی آواز" و متعاقب آن دریافت "جایزهی بیتا" از دانشگاه استنفورد امریکا.
اینجوایز و افتخارات در کنار جوایز یونسکو، ازجمله گرمی و پیکاسو و همچنین موتزارت و دیپلم افتخار از یونسکو بر افتخارات او افزود.
*همهی اینها یکطرف، جایزهی اصلی او را مردم کشور بهپاس قدردانی از استاد بهاو دادند.*
*استاد ایرج عزیز! زمانیکه شما داشتید "پیرهنصورتی دلِ منو بردی" میخواندید، و جناب گلپایگانی نگران موی سپیدشان در آینه بودند و از ایندست ترانهها میخواندید؛* شجریان داشت شعر سرتاسر سیاسیِ «داروگ» نیمایوشیج را میخواند.
"قاصد روزان ابری، داروگ، کی میرسد باران؟"
میخواندند.
وقتی شما *"آخ برم رانندهرو، اونکلاچ و دندهرو"* میخواندید، استاد مشغول اجرای شعر زیبای هوشنگ ابتهاج بودند: سرودهای سراسر سیاسی.
"فتنهی چشم تو چندان پی بیداد گرفت
که شکیب دل من دامن فرهاد گرفت
آنکه آیینهی صبح و قدح باده شکست
خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت"
او "شب و سکوت و کویر" خواند و نامزد جایزهی گرمی هاروارد شد.
*شما در کابارهها خواندید و او هرگز پایش بهکاباره بازنشد.* علیرغم اینکه دستمزدی دهبرابر بیش از حقوق معلمی بهایشان پیشنهادشد.
*هیچگاه پشت مردم را خالینکرد، در دوران محمدرضاشاه بهنشانهی اعتراض، بهاتفاقات میدان ژاله و سینما رکس آبادان، از کار خود استعفاداد و دریافت حقوق از آنسیستم را برای خود حرامدانست.* همواره حامی مردم بود. اینواقعیت در زلزلههای رودبار و بم بارها دیدهشد.
*در اتفاقات سال ۸۸ تاوان را بهجان خرید و دست از حمایت خود برنداشت.*
تفاوت شما با ایشان همین بس که او نامه نوشت بهریاست صداوسیما، که صدایش پخشنشود و شما اصراردارید بروید آنجا و آواز بخوانید!
شما جرئت اعتراض نداشتید، ولی او "قاصدک" اخوان ثالث خواند:
ایننامه، بدون هیچ کموکاستی برای خانهی فرهنگ تهران، مرکز موسیقی ایران، خانهی هنرمندان و انجمنهای موسیقی و شعر و آواز ایران ارسالشد. لطفا در اشتراک آن همتفرمایید.
*🎵گلایهای از استاد ایرج (حسین خواجهامیری) و اکبر گلپایگانی*
*شمع وجود استاد شجریان خاموششد و صدای بعضیها بلند.*
در این مدت شاهد توئیتها و ویدئوها و نامههایی بودیم در شبکههای مجازی؛ در جهت تخریب استاد، زهی خیال باطل.
یکی گفت:《 ربنای مرحوم ذبیحی را شجریان مصادره کرد》؛
دیگری گفت: 《مانع ورود ما بهصداوسیما شد》؛
یکی فرمود: 《مافیای موسیقی ایران بود》؛
... در سالهای خیلی دورتر توسط قاریان مصری، "ربنا" اجرا میشد، اما نه اینربنا، *محمدرضا شجریان ربنایی اجراکرد که شناسنامهی ماه رمضان شد، ربنایی که نهتنها در ایران بلکه در مصر و عربستان هم همه را بهشگفتی واداشت!*
همانگونه که قبل از او مرغسحر توسط بسیاری ازجمله قمر، ملوکضرابی، و تاج اصفهانی اجرا شدهبود، اما اجرای ایشان بهگونهای شد که در ردیف سرود "ایایران" جایگرفت و سرود سوم کشور شد.
*کسانی عیار شجریان را با خود محکمیزنند که بخشی از کارنامهی هنریشان خوانندگی در کابارههایی مانند "کاباره ساقی" و "شبهای تهران" و "کاباره کارون لالهزار" بوده،* و در بهترینحالت اجرای دو الی سه برنامهی گلهای رادیو و یا خوانندگی در فیلمهای سینمایی بهجای هنرپیشگان. *بلی دو تن از معترضان، جناب ایرج خواجهامیری و اکبرخان گلپایگانی هستند.* وقتی از این دواستاد عزیز حرفمیزنیم علیرغم تمام احترامی که برایشان قائلم، اما واقعیتِ امر غیر از این نیست، *آوازخوانی در چندجلسهی بزمی.*
*در واقع از کسانی میگوییم که فقط پنج-شش دانگ صدا دارند بدون هیچ تحصیل هنری. حداکثر تکنیک آوازی آنها فقط در تحریر است، آنهم روی یکنت ثابت.*
و اما وقتی از شجریان میگوییم، یعنی از قهرمانِ دو دوره دو و میدانی کشور، عضو تیم کوهنوردی، مدرس موسیقی، سازندهی چندینساز ارزشمند، از یک ترانهساز، از یک خوانندهی تمامعیار، از یکحافظ و سعدی و خیام و مولاناشناس، از یک محقق و پژوهشگر، از یکقاری قرآن، که آیات قرآن را در پنج دستگاه موسیقی اجرا نمود؛ بهطوریکه هیچقاریای در جهان موفق بهآن نشده؛
از کسی صحبتمیکنیم که جایزهای در عرصهی هنر نبود که دریافتنکردهباشد.
از نشان افتخار آکادمی موسیقی ونکوور گرفته تا نشان سفیر صلح. ربنای او ثبت میراث فرهنگی کشور شد، و وجود نازنینش ثبت میراث جهانی.
انجمن موسیقیدانان آسیا اورا پرآوازهترین خواننده شناخت و رادیو npr آلمان او را یکی از پنجاهصدای برترِ جهان معرفینمود.
دریافت جایزهی "خداوندگار صدا" از طرف موسسهی آقاخان لیسبون پُرتغال باعثشد تا در جشنوارهی هنری اروپا "لوح عالی هنر" دریافتنماید.
در پی آن، دریافت نشان عالی فرهنگی فرانسه بهنام "شوالیهی آواز" و متعاقب آن دریافت "جایزهی بیتا" از دانشگاه استنفورد امریکا.
اینجوایز و افتخارات در کنار جوایز یونسکو، ازجمله گرمی و پیکاسو و همچنین موتزارت و دیپلم افتخار از یونسکو بر افتخارات او افزود.
*همهی اینها یکطرف، جایزهی اصلی او را مردم کشور بهپاس قدردانی از استاد بهاو دادند.*
*استاد ایرج عزیز! زمانیکه شما داشتید "پیرهنصورتی دلِ منو بردی" میخواندید، و جناب گلپایگانی نگران موی سپیدشان در آینه بودند و از ایندست ترانهها میخواندید؛* شجریان داشت شعر سرتاسر سیاسیِ «داروگ» نیمایوشیج را میخواند.
"قاصد روزان ابری، داروگ، کی میرسد باران؟"
میخواندند.
وقتی شما *"آخ برم رانندهرو، اونکلاچ و دندهرو"* میخواندید، استاد مشغول اجرای شعر زیبای هوشنگ ابتهاج بودند: سرودهای سراسر سیاسی.
"فتنهی چشم تو چندان پی بیداد گرفت
که شکیب دل من دامن فرهاد گرفت
آنکه آیینهی صبح و قدح باده شکست
خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت"
او "شب و سکوت و کویر" خواند و نامزد جایزهی گرمی هاروارد شد.
*شما در کابارهها خواندید و او هرگز پایش بهکاباره بازنشد.* علیرغم اینکه دستمزدی دهبرابر بیش از حقوق معلمی بهایشان پیشنهادشد.
*هیچگاه پشت مردم را خالینکرد، در دوران محمدرضاشاه بهنشانهی اعتراض، بهاتفاقات میدان ژاله و سینما رکس آبادان، از کار خود استعفاداد و دریافت حقوق از آنسیستم را برای خود حرامدانست.* همواره حامی مردم بود. اینواقعیت در زلزلههای رودبار و بم بارها دیدهشد.
*در اتفاقات سال ۸۸ تاوان را بهجان خرید و دست از حمایت خود برنداشت.*
تفاوت شما با ایشان همین بس که او نامه نوشت بهریاست صداوسیما، که صدایش پخشنشود و شما اصراردارید بروید آنجا و آواز بخوانید!
شما جرئت اعتراض نداشتید، ولی او "قاصدک" اخوان ثالث خواند:
"برو آنجا که بوَد چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که تو را منتظرند؛
قاصدک،
در دل من، همه کورند و کرند.
دستبردار از اين در وطنِ خويش غريب"
استاد، همچنان میخواند:
“شهرِ یاران بود و خاک مهربانی ایندیار،
مهربانی کی سرآمد، شهریاران را چهشد؟
خواند و تاوانش را داد! اما همچنان پای مردم ایستاد و خواند:
«تفنگت را زمین بگذار،
که من بیزارم از اینخونریز نافرجام"
وقتی استاد بنان، در حق او میگوید:
"بعد از من، کسی نیست که بهاندازهی شجریان تکنیک وُ سواد موسیقیایی داشتهباشد." ، پس بهتر است سکوتکنیم.
هموطن! دستهایی پنهانوُآشکار وجوددارد برای خرابکردن اسطورههای ایرانزمین.
غافل از اینکه در کرهی زمین، همتای شجریان وجودندارد. او توانست موسیقی ایران را بهجهانیان معرفیکند و آوازهی فرهنگ ایران را بهآنسوی جغرافیای زمین برساند.
شجریان، بتِ اندیشه وُ مهر است و کوتهفکران، هرگز دستشان بهدامنش نخواهدرسید.
*عقل حکممیکند بهاحترامش کلاه ازسر برداریم وُ تعظیمکنیم.*
ارادتمندِ شما ایرانیانِ اندیشمند: حسین علیزاده
برو آنجا که تو را منتظرند؛
قاصدک،
در دل من، همه کورند و کرند.
دستبردار از اين در وطنِ خويش غريب"
استاد، همچنان میخواند:
“شهرِ یاران بود و خاک مهربانی ایندیار،
مهربانی کی سرآمد، شهریاران را چهشد؟
خواند و تاوانش را داد! اما همچنان پای مردم ایستاد و خواند:
«تفنگت را زمین بگذار،
که من بیزارم از اینخونریز نافرجام"
وقتی استاد بنان، در حق او میگوید:
"بعد از من، کسی نیست که بهاندازهی شجریان تکنیک وُ سواد موسیقیایی داشتهباشد." ، پس بهتر است سکوتکنیم.
هموطن! دستهایی پنهانوُآشکار وجوددارد برای خرابکردن اسطورههای ایرانزمین.
غافل از اینکه در کرهی زمین، همتای شجریان وجودندارد. او توانست موسیقی ایران را بهجهانیان معرفیکند و آوازهی فرهنگ ایران را بهآنسوی جغرافیای زمین برساند.
شجریان، بتِ اندیشه وُ مهر است و کوتهفکران، هرگز دستشان بهدامنش نخواهدرسید.
*عقل حکممیکند بهاحترامش کلاه ازسر برداریم وُ تعظیمکنیم.*
ارادتمندِ شما ایرانیانِ اندیشمند: حسین علیزاده