برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
به کجاها بَرَد این امید ما را؟
نشد این عاشقِ سرگشته صَبور
نشد این مُرغک پَر بسته رها
به کُجا می روم یارا؟
به کُجا می برد مارا؟
رهِ این چاره ندانم به خدا
نشود دل نفسی از تو جدا به خدا
به هوایت همه جا در همه حال
به امیدی بگشایم شب و روز، پَر و بال
غمِ عشقت دلِ ما را,به کُجا می برد ما را؟
#فریدون_مشیری
نشد این عاشقِ سرگشته صَبور
نشد این مُرغک پَر بسته رها
به کُجا می روم یارا؟
به کُجا می برد مارا؟
رهِ این چاره ندانم به خدا
نشود دل نفسی از تو جدا به خدا
به هوایت همه جا در همه حال
به امیدی بگشایم شب و روز، پَر و بال
غمِ عشقت دلِ ما را,به کُجا می برد ما را؟
#فریدون_مشیری
یاد داری که زمن خنده کنان پرسیدی
چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز ؟
چهره ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید
اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز
چه ره آورد سفر دارم ای مایهٔ عمر؟
سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پردهٔ رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال
چه ره آورد سفر دارم ... ای مایهٔ عمر ؟
دیدگانی همه از شوق درون پر آشوب
لب گرمی که بر آن خفته به امید نیاز
بوسه ای داغتر از بوسهٔ خورشید جنوب
فروغ_فرخزاد
یاد داری که زمن خنده کنان پرسیدی
چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز ؟
چهره ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید
اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز
چه ره آورد سفر دارم ای مایهٔ عمر؟
سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پردهٔ رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال
چه ره آورد سفر دارم ... ای مایهٔ عمر ؟
دیدگانی همه از شوق درون پر آشوب
لب گرمی که بر آن خفته به امید نیاز
بوسه ای داغتر از بوسهٔ خورشید جنوب
فروغ_فرخزاد
ای در دل من اصل تمنا همه تو
وی در سر من مایهی سودا همه تو
هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو
#ابوسعید_ابوالخیر
وی در سر من مایهی سودا همه تو
هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو
#ابوسعید_ابوالخیر
❣🍃
امشب زده ام فالی مستانه تراز هرشب
دیوانه شدم امشب دیوانه تراز هرشب
در این صدف عشقم گوهرشده ای جانا
دردانه شدی امشب دردانه تراز هرشب
#مولانا
🍁
امشب زده ام فالی مستانه تراز هرشب
دیوانه شدم امشب دیوانه تراز هرشب
در این صدف عشقم گوهرشده ای جانا
دردانه شدی امشب دردانه تراز هرشب
#مولانا
🍁
عهد و پیــمان تو بـــا مــا و وفــا با دگران
ساده دل ، من که قسم های تو باور کردم
بـــه خـدا کافر اگـر بود به رحم آمده بود
زآن همــه ناله که من پیش تو کافر کردم
#شهریار
ساده دل ، من که قسم های تو باور کردم
بـــه خـدا کافر اگـر بود به رحم آمده بود
زآن همــه ناله که من پیش تو کافر کردم
#شهریار
عـــاشق مفلس اگر قــلـبِ دلش کرد نثار
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دســت بدآن ســرو بلنـدش برسد
هر که را در طلبت همت او قاصر نیست
#حافظ
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دســت بدآن ســرو بلنـدش برسد
هر که را در طلبت همت او قاصر نیست
#حافظ
❤️❤️
تو را که عــشــق نداری تو را رواست بخسب
برو که عــشق و غم او نصیب ماست بخسب
ز آفـــتــــابِ غـــــم یـــــار ، ذره ذره شـــدیـــم
تو را که این هوس اندر جگر نخاست بخسب
❤️مولانا❤️
تو را که عــشــق نداری تو را رواست بخسب
برو که عــشق و غم او نصیب ماست بخسب
ز آفـــتــــابِ غـــــم یـــــار ، ذره ذره شـــدیـــم
تو را که این هوس اندر جگر نخاست بخسب
❤️مولانا❤️
هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد
هر تشنهلب به چشمهٔ حیوان نمیرسد
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق
این کشتی شکسته به طوفان نمیرسد
وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار
دایم نسیم مصر به کنعان نمیرسد
کوتاهی از من است نه از سرو ناز من
دست ز کار رفته به دامان نمیرسد
آه من است در دل شبهای انتظار
طومار شکوهای که به پایان نمیرسد
هر چند صبح عید ز دل زنگ میبرد
صائب به فیض چاک گریبان نمیرسد
#صائب
هر تشنهلب به چشمهٔ حیوان نمیرسد
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق
این کشتی شکسته به طوفان نمیرسد
وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار
دایم نسیم مصر به کنعان نمیرسد
کوتاهی از من است نه از سرو ناز من
دست ز کار رفته به دامان نمیرسد
آه من است در دل شبهای انتظار
طومار شکوهای که به پایان نمیرسد
هر چند صبح عید ز دل زنگ میبرد
صائب به فیض چاک گریبان نمیرسد
#صائب
هرچه کردم به خودم کردم و وجدان ِخودم
پسـر نوحــم و قربانـی طوفـــان خودم
تک و تنهــاتر از آنــم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم
موی تو ریخته بر شانه ی تو، امّــا من
شانه ام ریخته بر موی پریشان ِ خودم!
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
مـی روم سر بگذارم به بیــابان خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخـــوانــم کـــه رسیدم بــــه زمستان خودم
تو گرفتـار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
×
شب میلاد من ِ بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم...
یاسر_قنبرلو
پسـر نوحــم و قربانـی طوفـــان خودم
تک و تنهــاتر از آنــم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم
موی تو ریخته بر شانه ی تو، امّــا من
شانه ام ریخته بر موی پریشان ِ خودم!
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
مـی روم سر بگذارم به بیــابان خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخـــوانــم کـــه رسیدم بــــه زمستان خودم
تو گرفتـار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
×
شب میلاد من ِ بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم...
یاسر_قنبرلو
دزدیده چون جان میروی اندر میان جان من —---- سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون میروی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو —---- و از چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
هفت آسمان را بر درم و از هفت دریا بگذرم —---- چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
#مولانا
چون میروی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو —---- و از چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
هفت آسمان را بر درم و از هفت دریا بگذرم —---- چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
#مولانا
🌺🍃 حضرت مولانا
دل مرنجان ؛ که ز هر دل به خدا راهی هست
هر که را هیچ به کف نیست ؛ به دل آهی هست
دل مرنجان ؛ که ز هر دل به خدا راهی هست
هر که را هیچ به کف نیست ؛ به دل آهی هست
🍃🌸🍃
دوستَـش دارَم
هــر چند
دوستَـش
را
مَـــن دارم
و
داشتَنَـــــــــش را دیگــــری!!!
#داشتنش_را_دیگری 😔✌️
🍃🌸🍃
دوستَـش دارَم
هــر چند
دوستَـش
را
مَـــن دارم
و
داشتَنَـــــــــش را دیگــــری!!!
#داشتنش_را_دیگری 😔✌️
🍃🌸🍃
* #درس_معلم *
در کلاس روزگار،
درسهای گونه گونه هست:
درس دست یافتن به آب و نان!
درس زیستن کنار این و آن.
درس مهر،
درس قهر،
درس آشنا شدن.
#فریدون_مشیری
در کلاس روزگار،
درسهای گونه گونه هست:
درس دست یافتن به آب و نان!
درس زیستن کنار این و آن.
درس مهر،
درس قهر،
درس آشنا شدن.
#فریدون_مشیری
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی
آخر ای بدعهد سنگین دل چرا برداشتی
خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو
چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی
#سعدی
آخر ای بدعهد سنگین دل چرا برداشتی
خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو
چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی
#سعدی
گدای کوی تو از هشت خُلد مستغنی ست
اسیر عــشـق تو از هـر دو عالَم آزاد است
اگـرچه مــستیِ عـشـــقم خراب کرد ولی
اساسِ هـــستیِ مـــن زان خراب آبادست
#حافظ
اسیر عــشـق تو از هـر دو عالَم آزاد است
اگـرچه مــستیِ عـشـــقم خراب کرد ولی
اساسِ هـــستیِ مـــن زان خراب آبادست
#حافظ