‌ ‌ ✶ WINTERDAHLIA FANFIC IN 1 DAYS.
125 subscribers
8.76K photos
1.42K videos
16 files
1.16K links
@everythingoesbot
https://t.me/evrythingchanges/53040 (DNI!)

08 ࿐ ur local dottore kinnie 花樣年華
⁷ 𖧵 ꒰ majoring in haterology.
Bucky Barnes my true love (♡ˊ͈ ꒳ ˋ͈)
◠ megumi fushiguros 1&only ୨୧ helpol
Download Telegram
Watch TikTok make it flop on purpose
😭3
‌ ‌ ✶ WINTERDAHLIA FANFIC IN 1 DAYS.
Happiest of birthdays to Tamashiro Mikage <3 she would’ve turned 20 (let’s pretend she’s still alive)
Honestly feel like Mikage would never actually celebrate her birthday seriously at all because she believes she’s something disgusting on this earth, so she’d never actually tell anyone about her birthday at all. But in an alternate universe, maybe she’s celebrated.
🍓2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I'M SORRY I JUST LIKE TALKING TO A WALL😭😭😭😭😭
پریا یک روز میکاگه انگست نگفت کچل شد
Angst is her she is angst
😨1
خدایا ایران چرا وجود داره اخه
جدی چطور تا اینجا اومدیم
چطور دووم آوردیم
“ایران آزاد بشه اولین کاری که میکنی چیه؟”

خب اول از همه برمیگردم برای حداقل دو ماه میمونم خونه و از برقی که دیگه هر روز برای یه ساعت قطع نمیشه استفاده میکنم. صبحش بلند میشم با بابام میرم سنگک بخرم بعد میام خونه با خانواده‌ام‌‌ صبحونه میخوریم و حتماااا چایی نباتی باید باشه. بعدش برنامه میریزم با همه دوستام میرم بیرون. میرم پیش دوستم میبرمش دوربر شهر. با ال میرم لوازم التحریر فروشی و با هم با نت پر سرعت گنشین بازی میکنیم. با هدی میریم لباس میخریم برای همدیگه. به بقیه بچهای گروه میریم کافه که دیگه نمیگن حجابمونو رعایت کنیم چون میترسم پلمپ‌ بشن.

بعدش میریم تبریز، لباس میخرم چون دیگه قیمت یه لباس ۵ میلیون تومن نمیشه. میریم شیرینی بخریم چون دیگه قیمت یه جعبه بالای دو میلیون نمیشه. میرم شهر کوچیکی که مامان و بابابزرگم توش هستن و بلاخره یه شب راحتر اونجا میخوابم که کولر دیگه بسته نمیشه و تا صبح روشن میمونه. موهامو باز نگه میدارم بیرون رفتنی، چون دیگه قانونی نیست موهامو پنهان نگه داره. لباسایی که ارزوشونو داشتم توی کشور خودم بپوشم رو میپوشم و آرایشی که آرزو داشتم توی کشور خودم داشته باشمو قراره داشته باشم. میرم تهران. ارنیکا رو میبینم، پانپانم‌ میبینم. با هم میریم بیرون بدون هیچ ترسی چون چه کسی قراره دیگه مزاحممون باشه؟ چه کسی حق داره بگه اسلام در خطره فقط چون وجود داریم؟ دیگه خیابونی خونی نمیمونه. آرزو های یه ملت هم داخل هم خارج برآورده میشه. برای رفته‌گانمون احترام میزاریم، و دیگه نمیزاریم بیشرفی چیزی مثل اینو تکرار بکنه.

شاید این آرزو ها برای غیر-ایرانی ها خیلی ساده باشن. بیرون رفتن با لباس مورد علاقه؟ نشون دادن موهات؟گرفتن کالا هایی که میخوای بدون هیچ عذاب و وجدانی؟ خیلی ساده بنظر میرسه.

ولی برای ماها، از رویا هم بیشتره.
💘5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فقط و فقط دغدغه چیزای کوچیک