مردم سراسر دنیا برای توضیح اتفاقات اطرافشان، گاهی به دلایل ماورالطبیعی متوسل میشوند. از آغاز تمدنهای بشری، انسانها برای رمزگشایی از اسرار دنیای پیچیده اطرافشان به نیروهای ماوراءطبیعی پناه بردهاند. چرا طوفانها خشمگین میشوند؟ چرا بیماری ناگهان جان میگیرد؟ یا چرا جنگ و جنایت جوامع را به آشوب میکشد؟
نتایج این مطالعه نشان می دهد:
گویی ذهن بشر ابتدا برای رمزگشایی از اسرار طبیعت به داستانهای ماوراءطبیعی روی آورده و سپس این ابزار را به دنیای اجتماعی برده است. در جوامع پیچیدهتر، با شهرهای شلوغ، اقتصاد پولی و فناوریهای پیشرفته، توضیحات ماوراءطبیعی برای مسائل اجتماعی مثل قتل و جنگ پررنگتر میشوند، شاید به این دلیل که در این جوامع، علل رفتارهای اجتماعی مبهمتر است یا نیاز به خدایان نگهبان هنجارها برای حفظ نظم بیشتر احساس میشود.
این مطالعه با روشی دقیق و علمی انجام شد. دادهها از مجموعهای از جوامع متنوع با تماس فرهنگی محدود گردآوری شدند تا تأثیر انتقال فرهنگی به حداقل برسد. فرآیند کدگذاری با دقت طراحی شد، با نقلقولهای مستقیم برای توجیه تصمیمات، نظارت متخصصان خارجی، و ثبت سطح اطمینان پژوهشگران برای تضمین شفافیت. با این حال، دادههای مشاهدهای نمیتوانند رابطه علّی را اثبات کنند و گزارشهای قومنگاری ممکن است تحت تأثیر دیدگاههای غربی قومنگاران باشند. پیشنهاد میشود تحقیقات آینده با کاوش در دادههای تاریخی یا منابع جدید، این یافتهها را تأیید کنند و بهویژه نقش باورهای ماوراءطبیعی مجازاتکننده در جوامع پیچیده را بررسی کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نورنزایان همچنین نویسنده کتاب بسیار تحسینشده :
خدایان بزرگ: چگونه دین همکاری و .... نیز هست.
➕ مقالات nature
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوارک چیست
یکی از آجرهای بنیادین جهان است ، کوچکتر از تصور ،اما نقشی بزرگ در ساختار ماده دارد.
🔺 مجله تخصصی فیزیک ذرات
™️کاری از گروه تکامل➕ Majia
🎙 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
یکی از آجرهای بنیادین جهان است ، کوچکتر از تصور ،اما نقشی بزرگ در ساختار ماده دارد.
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Scientists just found a surprising twist in Earth’s extinction story
New research finds extinction rates have been declining for a century, challenging assumptions of an ongoing mass extinction.اما تحقیق جدید کریستن سابان و جان وینز از دانشگاه آریزونا تصویر متفاوتی نشان میدهد: انقراض در گیاهان، بندپایان و مهرهداران خشکی حدود یک قرن پیش به اوج رسید و از آن زمان کاهش یافته. امواج اولیه انقراض عمدتاً ناشی از گونههای مهاجم در جزایر بود، اما امروز بزرگترین تهدید، نابودی زیستگاههاست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوربیتال اتم
اوربیتالهای اتمی توابع موجی سهبعدی که توصیفکننده احتمال یافتن یک الکترون در فضای اطراف هسته هستند. این توابع با حل معادله شرودینگر به دست میآیند و عددهای کوانتومی n, l, ml شکل و انرژی آنها را تعیین میکنند. از اوربیتال s کروی گرفته تا اوربیتالهای پیچیده d و f، این ساختارهای ریاضی پایه و اساس پیوندهای شیمیایی و رفتار ماده هستند.
™️کاری از گروه تکامل
🎙 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
اوربیتالهای اتمی توابع موجی سهبعدی که توصیفکننده احتمال یافتن یک الکترون در فضای اطراف هسته هستند. این توابع با حل معادله شرودینگر به دست میآیند و عددهای کوانتومی n, l, ml شکل و انرژی آنها را تعیین میکنند. از اوربیتال s کروی گرفته تا اوربیتالهای پیچیده d و f، این ساختارهای ریاضی پایه و اساس پیوندهای شیمیایی و رفتار ماده هستند.
شبیه ساز مدار الکترون✅ برای استفاده در موبایل حالت دسکتاپ رو فعال کنید.🪐 http://electronorbitalsimulator.com/
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خودآگاهی آینهای
توانایی تشخیص بازتاب خود در آینه به عنوان تصویری از بدن خویش یکی از معدود شاخصهای تجربی معتبر برای ارزیابی سطوح بالای شناخت در گونههای غیرانسانی است.
➕ این پدیده نخستین بار توسط گوردون گالوپ جونیور در سال ۱۹۷۰ در شامپانزه (Pan troglodytes) گزارش شد و از آن زمان در اورانگوتان، بونوبو، دلفین، زاغ و بهتازگی در برخی ماهیها تأیید شده است.
انسان و شامپانزه حدود ۹۸٫۸ درصد از توالیهای DNA خود را مشترک دارند و جدایی این دو گونه حدود شش تا هفت میلیون سال پیش رخ داده است.
این همپوشانی ژنتیکی گسترده، بستری مشترک برای ساختارهای مغزی کلیدی مانند قشر پیشپیشانی و اینسولا فراهم میآورد که هر دو در پردازش خودارجاعی نقش دارند.
1️⃣ نظریه ذهن در انسان تا مرتبههای چهارم و پنجم درک باورهای پیچیده گسترش مییابد، اما در شامپانزه به مرتبههای اول و دوم محدود میشود؛
2️⃣ برنامهریزی بلندمدت در انسان چندساله است، در حالی که در شامپانزه حداکثر چندساعته؛
3️⃣ و انتقال فرهنگی تجمعی در انسان به تمدن و فناوری منجر شده، اما در شامپانزه به ابزارسازی ابتدایی و انتقال نسلی محدود بسنده میکند.
در آزمایش استاندارد آینه، پس از عادت حیوان به بازتاب، علامتی رنگی و نامحسوس بر بدن او قرار داده میشود. شامپانزههای موفق، مانند فرد معروف آیوما در مرکز تحقیقات یرکس، بهجای لمس آینه، مستقیماً به محل علامت روی بدن خود دست میزنند؛ این رفتار نشانهای قاطع از درک بازتاب به عنوان خود است.
خودآگاهی آینهای احتمالاً در پاسخ به فشارهای اجتماعی پیچیده نظیر اتحادهای سیاسی، فریب عمدی، همکاری استراتژیک و آشتی پس از درگیری تکامل یافته و با سلسلهمراتب پویا، سوگواری برای مردگان و رفتارهای سیاسی در شامپانزه همبستگی دارد.
این پدیده نشان میدهد که تکامل شناخت یک گرادیان یا طیف پیوسته است، نه یک جهش ناگهانی. شامپانزه نه نسخهای ابتدایی از انسان، بلکه گونهای کاملاً سازگار با نیچ اکولوژیک خود است؛ ذهنی پیچیده دارد که در جنگل به همان اندازه کارآمد است که ذهن انسان در محیطهای شهری. پرسش پژوهشی بازمانده این است که آیا گسترش قشر پیشپیشانی در خط انسانی، تنها بهینهسازی کمی از ساختاری است که پیشتر در شامپانزه وجود داشته، یا نیازمند مکانیسمهای ژنتیکی و عصبی کاملاً نوینی بوده است؟
🦖 @Evolution_iran
توانایی تشخیص بازتاب خود در آینه به عنوان تصویری از بدن خویش یکی از معدود شاخصهای تجربی معتبر برای ارزیابی سطوح بالای شناخت در گونههای غیرانسانی است.
انسان و شامپانزه حدود ۹۸٫۸ درصد از توالیهای DNA خود را مشترک دارند و جدایی این دو گونه حدود شش تا هفت میلیون سال پیش رخ داده است.
این همپوشانی ژنتیکی گسترده، بستری مشترک برای ساختارهای مغزی کلیدی مانند قشر پیشپیشانی و اینسولا فراهم میآورد که هر دو در پردازش خودارجاعی نقش دارند.
🗣️ با وجود این اشتراک عمیق، تفاوتهای شناختی چشمگیری وجود دارد:🧠 انسان از زبان نمادین با ساختار نحوی بازگشتی و واژگان نامحدود برخوردار است، در حالی که شامپانزه به پروتوزبان،( پروتوزبان مثل پیامک بدون ایموجی و گرامر است معنا دارد، قصد دارد، اما هنوز زبان نیست.) ژستها و صداهای محدود اکتفا میکند.
در آزمایش استاندارد آینه، پس از عادت حیوان به بازتاب، علامتی رنگی و نامحسوس بر بدن او قرار داده میشود. شامپانزههای موفق، مانند فرد معروف آیوما در مرکز تحقیقات یرکس، بهجای لمس آینه، مستقیماً به محل علامت روی بدن خود دست میزنند؛ این رفتار نشانهای قاطع از درک بازتاب به عنوان خود است.
خودآگاهی آینهای احتمالاً در پاسخ به فشارهای اجتماعی پیچیده نظیر اتحادهای سیاسی، فریب عمدی، همکاری استراتژیک و آشتی پس از درگیری تکامل یافته و با سلسلهمراتب پویا، سوگواری برای مردگان و رفتارهای سیاسی در شامپانزه همبستگی دارد.
این پدیده نشان میدهد که تکامل شناخت یک گرادیان یا طیف پیوسته است، نه یک جهش ناگهانی. شامپانزه نه نسخهای ابتدایی از انسان، بلکه گونهای کاملاً سازگار با نیچ اکولوژیک خود است؛ ذهنی پیچیده دارد که در جنگل به همان اندازه کارآمد است که ذهن انسان در محیطهای شهری. پرسش پژوهشی بازمانده این است که آیا گسترش قشر پیشپیشانی در خط انسانی، تنها بهینهسازی کمی از ساختاری است که پیشتر در شامپانزه وجود داشته، یا نیازمند مکانیسمهای ژنتیکی و عصبی کاملاً نوینی بوده است؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دلایل بسیاری وجود دارد که چرا ممکن است توضیح یک نظریه علمی را درک نکنید.
✅ در نهایت، این احتمال نیز مطرح است: پس از آنکه مطلبی را برایتان بیان میکنم،
✅ نمیتوانید آن را باور کنید،
✅ نمیپذیرید یا حتی آن را
✅ دوست ندارید.
در این حالت، پردهای فرو میافتد و دیگر گوش نمیدهید.
🔴 من میخواهم برایتان توصیف کنم که طبیعت چگونه است؛ و اگر آن را دوست نداشته باشید، همین ناخوشایندبودن مانع درک شما خواهد شد.
این مشکلی است که دانشمندان یاد گرفتهاند با آن کنار بیایند آنها آموختهاند که دوست داشتن یا نداشتن یک نظریه، پرسش اساسی نیست. آنچه اهمیت دارد، این است که آیا نظریه، پیشبینیهایی ارائه میدهد که با آزمایشها مطابقت داشته باشد یا نه.
مسئله این نیست که آیا نظریه از نظر فلسفی دلپذیر است، به راحتی قابل درک است، یا از دیدگاه عقل سلیم کاملاً منطقی به نظر میرسد.
یک نظریه علمی طبیعت را از نگاه عقل سلیم، کاملاً پوچ توصیف میکند و در عین حال، کاملاً با نتایج آزمایشها سازگار است.
✔ بنابراین، امیدوارم بتوانید طبیعت را آنگونه که هست بپذیرید: پوچ.
من از تعریف این چیز عجیب برای شما لذت میبرم، چون خودم آن را شگفتانگیز میدانم. لطفاً بهخاطر اینکه نمیتوانید باور کنید طبیعت تا چه اندازه عجیب است، دلسرد نشوید. فقط به سخنانم گوش دهید و امیدوارم وقتی به پایان برسیم، شما نیز به اندازهٔ من از آن شادمان شوید.
📎 ریچارد پی. فاینمن (۱۹۱۸–۱۹۸۸)
برگرفته از سخنرانی مقدماتی در باب مکانیک کوانتومی،
بازنشرشده در کتاب «QED: نظریهٔ عجیب نور و ماده» (۱۹۸۵)
🦖 @Evolution_iran
در این حالت، پردهای فرو میافتد و دیگر گوش نمیدهید.
این مشکلی است که دانشمندان یاد گرفتهاند با آن کنار بیایند آنها آموختهاند که دوست داشتن یا نداشتن یک نظریه، پرسش اساسی نیست. آنچه اهمیت دارد، این است که آیا نظریه، پیشبینیهایی ارائه میدهد که با آزمایشها مطابقت داشته باشد یا نه.
مسئله این نیست که آیا نظریه از نظر فلسفی دلپذیر است، به راحتی قابل درک است، یا از دیدگاه عقل سلیم کاملاً منطقی به نظر میرسد.
یک نظریه علمی طبیعت را از نگاه عقل سلیم، کاملاً پوچ توصیف میکند و در عین حال، کاملاً با نتایج آزمایشها سازگار است.
من از تعریف این چیز عجیب برای شما لذت میبرم، چون خودم آن را شگفتانگیز میدانم. لطفاً بهخاطر اینکه نمیتوانید باور کنید طبیعت تا چه اندازه عجیب است، دلسرد نشوید. فقط به سخنانم گوش دهید و امیدوارم وقتی به پایان برسیم، شما نیز به اندازهٔ من از آن شادمان شوید.
برگرفته از سخنرانی مقدماتی در باب مکانیک کوانتومی،
بازنشرشده در کتاب «QED: نظریهٔ عجیب نور و ماده» (۱۹۸۵)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخچه سیبزمینی: از کوههای آند و طلای اینکاها تا سفرههای جهان
آیا سیبزمینی یکی از مهمترین دلایل انفجار جمعیت جهان بود؟
™️کاری از گروه تکامل➕ Majia
🎙دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
آیا سیبزمینی یکی از مهمترین دلایل انفجار جمعیت جهان بود؟
™️کاری از گروه تکامل
🎙دوبله فارسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Scientists stunned as island spider loses half its genome
An island spider rewrites evolution’s rules by shrinking its genome while growing its genetic complexity.
مقایسه ژنومها با استفاده از توالییابی پیشرفته DNA، تحلیل فیلوژنتیک، اندازهگیری فلو سایتومتری و شمارش کروموزومها انجام شد.
گونه قارهای: ۴ اتوزوم + کروموزوم X
گونه جزیرهای: ۶ اتوزوم + کروموزوم X
این پدیده میتواند توضیحدهنده وجود ژنومهای کوچکتر و فشردهتر در برخی گونههای جزیرهای باشد و به درک بهتر مکانیسمهای تنوع ژنومی در تکامل بهویژه در حفظ پایداری جمعیتها با حذف DNA غیرضروری کمک کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کاریکاتور: سیدنی هریس، دانشمند آمریکایی - ۱۹۷۷
میان این دو مجموعه محاسبات، فلشی به سمت عبارت «یک معجزه رخ میدهد» کشیده شده است. یکی از دانشمندان خطاب به دیگری میگوید: «به نظر من باید مرحله دوم را شفاف تر بیان کنید.»
اشکال اصلی چنین طرز فکری (یعنی پرکردن شکافهای دانش با مفاهیمی مثل معجزه) چند جنبه مهم و خطرناک دارد:🟤 این طرز فکر، مانند فشار دادن دکمه توقف بر روی تحقیق است. وقتی یک پدیده را به عنوان معجزه یا امری غیرقابل توضیح میپذیریم، دیگر انگیزهای برای بررسی علل و مکانیسمهای آن وجود ندارد در حالی که علم دقیقاً با پر کردن همین شکافها پیشرفت میکند.🟤 این روش، ذهن را به پذیرش سادهلوحانه وا می دارد، نه به پرسشگری و تحلیل. فرد به جای یادگیری روشهای صحیح حل مسئله یعنی شکستن مسئله به بخشهای کوچکتر، آزمایش فرضیهها، استدلال زنجیرهای، به یک پاسخ جادویی و سریع عادت میکند.🟤 وقتی جامعهای به توضیحات ساده و معجزهآسا برای مسائل پیچیده عادت کند، زمینه برای گسترش شبه علم، خرافات و حتی عوامفریبی فراهم میشود. رهبران فکری یا سیاسی ممکن از این شکافهای شناختی برای ترویج ادعاهای بیاساس استفاده کنند.
🟤 مسائل واقعی جهان مانند تغییرات اقلیمی، بیماریهای همهگیر، فقر دارای علل پیچیده و درهمتنیده هستند. رویکرد معجزهمحور ما را از درک این علل و یافتن راهحلهای عملی و مؤثر بازمیدارد. شما نمیتوانید با انتظار برای یک معجزه، یک بیماری را درمان کنید یا یک فناوری جدید اختراع کنید.
این امر باعث میشود دانش به جای انباشته شدن و ساختن بر پایه دانستههای قبلی، مجموعهای از ادعاهای مجزا و بیارتباط باقی بماند.
#Sidney_Harris
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Black Rifle
King 810
و محتوی بزرگسالان ؛
💔 آهنگ حول محور یه تثلیث شوم ،الهههای جدید بقا ،تفنگ سیاه، معشوقهام و کتاب مقدسام می چرخد.
این سه، یک تثلیث مقدس وارونه را تشکیل میدهند.
اینها دیگر نمادهای ایمان و امید نیستند، بلکه ابزارهای یک آیین شوم برای گذران شبانه روزهای بیپایان هستند.
کتاب مقدس این، کتاب امید و رستگاری نیست. این، یک طلسم حفاظتی است، منشوری از قوانین کهن که راوی بیآنکه دیگر به آن اعتقاد داشته باشد، به آن میچسبد، گویی که آخرین تکه از یک هویت از-دسترفته است. این کتاب، نماد آن ایمان سنتی است که در برخورد با واقعیت خشن زندگی، خرد شده است.🪓 تفنگ سیاه این، تنها خدایی است که واقعاً پاسخ میدهد در دنیایی که کلمات حرف عمیق و وعدههای نجات دروغ از آب درآمدهاند، تفنگ، زبانِ قطعیِ قدرت و کنترل است.
این، تجسم همان فرهنگی است که فرد را به میهنپرست بودن تشویق میکند، اما در نهایت، او را به یک سرباز پارانوید و تنها در جنگ با دشمنان نامرئی تبدیل میکند.
معشوقه ام این رابطه، عشق نیست؛ یک وابستگی بیمارگونه است. او به معشوقهاش نه به چشم یک شریک زندگی، که به عنوان یک ماورای موقت یه مأمن از جهان بیرون مینگرد. این رابطه، بازتابی از خود اوست: زخمی، وابسته و احتمالاً مخرب.🤩 اسطورهزدایی از ناجیان خیانت نهادهای امید دهنده
ترانه با دو وعدهی نجات آغاز میشود: یکی از سوی یک مرد و دیگری از سوی یک زن. این دو، نمادهای کهن پدر (قدرت، مذهب، قانون) و مادر (عشق، زمین، بخشش) هستند.
مرد او را خانواده خطاب میکند، اما این خانواده، یک فرقهی مخرب یا نهادی مذهبی است که در ازای دادن حس تعلق، از او سوءاستفاده میکند. دستهای روی بدن او، نه برای محافظت، که برای تصاحب است.
زن او را به پای یک درخت خاکستر میبرد. درخت خاکستر در اساطیر، نماد درختی است که جهانها را به هم پیوند میزند. این زن، او را در پای نماد پیوند و جهان رها میکند. این یک خیانت است. او نه برای بخشش وعده شده که برای رها کردن آورده بود. این عمل، آخرین قطع امید راوی از نجاتیافتن از طریق عشق یا وعده همه کس است.☣️ اینجا رو باید عمیقأ زندگی کرده باشیم ؛ژرفای زخم فراسوی خِرَد
راوی با افتخاری تلخ اعلام میکنه زخمهایم عمیقتر است. این جمله، یک انقلاب فلسفی از نظرم در سطح فردی. او میگوید:👻 شما فیلسوفان و واعظان با کلمات سروکار دارید، اما من با جسم و درد خود زندگی میکنم. این ترانه خداست پیشا زبانی و فرا فلسفی است.این، نقد نهایی به هرگونه سیستم فکری است که ادعا میکند میتواند رنج انسان را به طور کامل درک یا التیام بخشد و.....
جایی که هنوز در این سطح بهش نرسیدم یا شاید نرسیدیم، دعای وارونه است امید به بیعدالتی کیهانی
این قلب تاریک و نا امید ترانه است میگویند هرچه کنی به خود کنی، اما من دعا میکنم که اصلاً حقیقت نداشته باشد. راوی از عدالت کیهانی نمیترسد، بلکه از حقیقت داشتنِ آن به لرزه میافتد. زیرا اگر حقیقت داشته باشد، با توجه به جنایتهایی که برای بقا مرتکب شده قاچاق مواد، دزدی معشوق، کشتن معشوقهها، سقوط او در ورطهای از عذاب بیشتر و ابدی قطعی است.
عشق به خویشاوندان او به برادران، خواهران و پسر عموهایش عشق میورزد. این، نشان میدهد که جرقهه ای از انسانیت هنوز در او زنده است.
و در نهایت خشم سیاسی، اعتراف به شکست نسلی
می گوید؛ بچه دار میشویم، اما نمیدانیم چگونه بزرگشان کنیم.
این، تسلیم شدن در برابر یک چرخهی معیوب است. آنها خود را چنان گمگشته میبینند که توانایی هدایت نسل بعد را ندارند.
به داورت بگو: مرگ، پیش از بیآبرویی.
این، شعار یک فرهنگ جنگ افزار خصمانه است در اینجا او هویت خود را کاملاً در قالب یک سرباز باز تعریف کرده است. بیآبرویی در نزد داور که نماد قانون و جامعه است برایش هیچ معنایی ندارد. مرگ او، نه یک تسلیم، که آخرین عمل کنترل بر سرنوشتاش خواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی قدرت، در نرمترین رنگها خود را نشان میدهد.
چطور بانوی اول آمریکا با یک انتخاب، ذائقه یک ملت را تغییر داد و صورتی را به نماد زنانه ای بدل کرد، که امروز می شناسیم.🎀
™️کاری از گروه تکامل
🔹 دوبله فارسی
#قدرت_نرم
#تاریخ_مد
🦖 @Evolution_iran
چطور بانوی اول آمریکا با یک انتخاب، ذائقه یک ملت را تغییر داد و صورتی را به نماد زنانه ای بدل کرد، که امروز می شناسیم.
™️کاری از گروه تکامل
#قدرت_نرم
#تاریخ_مد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اجداد انسان در حدود ۹۰۰٬۰۰۰ سال پیش با یک تنگنای جمعیتی شدید مواجه شدند این گلوگاه جمعیتی که همزمان با دورۀ گذار از اوایل به اواسط پلیستوسن و مهاجرت از آفریقا رخ داد، تأثیرات عمیق و پایداری بر مسیر تکامل انسان گذاشت.
این کاهش شدید جمعیت در گذشته، که به عنوان اثر تنگنا شناخته می شود، تأثیر مستقیمی بر تنوع ژنتیکی انسانهای امروزی گذاشته است.
بر اساس مطالعات ژنتیکی، اجداد ما حدود ۹۳۰ هزار تا ۸۱۳ هزار سال پیش یک تنگنای جمعیتی را تجربه کردند، جایی که اندازه جمعیت مؤثر یعنی تعداد افرادی که ژن هایشان به نسل های بعد منتقل شده به حدود ۱۲۸۰ فرد بارور کاهش یافت.
همه ما ۸ میلیارد نفر نوادگان آن گروه کوچک هستیم. این رویداد باعث شده تنوع ژنتیکی انسانها حتی کمتر از گونه هایی مانند شامپانزه و گوریل باشد، که جمعیت کمتری دارند اما تنوع ژنتیکی بیشتری نشان میدهند.
رانش ژنتیکی غالب می شود و مکانیسم انتخاب طبیعی در حذف آلل مضر ضعیف تر عمل میکند.
در جمعیت های بزرگ، آلل مضر معمولاً به مرور زمان حذف می شوند، اما در جمعیت های کوچک، این آلل ها می توانند به صورت تصادفی حفظ شوند، فرکانس شان افزایش یابد و به نسل های بعد منتقل گردند.
این پدیده بخشی از میراث ژنتیکی ما از آن تنگنای باستانی است، جایی که خصوصیات ژنتیکی گروه کوچک اولیه چه مفید و چه مضر به نوادگانشان منتقل شده است.😢 به همین دلیل، انسانهای امروزی ممکن است استعداد ژنتیکی بیشتری برای ابتلا به بیماریهایی مانند آلزایمر، بیماریهای قلبی عروقی، دیابت نوع ۲ و برخی انواع سرطان داشته باشند هرچند این بیماری ها چند عاملی هستند و تحت تأثیر عوامل محیطی، سبک زندگی و تعاملات ژنتیکی-محیطی نیز قرار میگیرند.
با این حال، این بحران جمعیتی که به عنوان اثر تنگنا شناخته میشود تأثیرات منفی بلندمدتی بر تنوع ژنتیکی بر جای گذاشت، اما پدیدهای منحصر به فرد نیست و در گونههای دیگر نیز مشاهده شده است.
این کاهش تنوع، یوزپلنگها را در برابر بیماریها و تغییرات محیطی آسیبپذیرتر کرده، هرچند جمعیتشان تا حدی بهبود یافته است.
به طور کلی، تنگنای جمعیتی انسان یک رویداد دو وجهی بود:
از یک سو میراث ژنتیکی آسیبپذیری بر جای گذاشت و از سوی دیگر، نشاندهنده این است که چگونه چنین رویدادهایی میتوانند سرنوشت ژنتیکی یک گونه را برای هزاران سال شکل دهند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق رمانتیک یک انتخاب یا یک احساس گذرا مانند شادی یا غم نیست. بلکه یک نیروی غریزی و غیرقابل کنترل در وجود موجودات است، درست مانند میل به غذا خوردن یا نوشیدن آب. این غریزه برای این تکامل یافته تا ما را وادار به جفتیابی، تولیدمثل و تشکیل پیوند کند. این دیدگاه، توضیح میدهد که چرا عشق میتواند اینقدر شدید، وسواسی و گاهی غیرمنطقی باشد.™️کاری از گروه تکامل
هلن فیشر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حدود ۹۸٪ از ژنوم انسان و شامپانزه یکسان است؛ در میان ۳.۲ میلیارد جفتباز فقط حدود ۳۵ میلیون تفاوت وجود دارد.
این عدد به این معناست که اگر دو رشتهٔ کامل DNA این دو گونه را کنار هم بگذاریم و فقط جاهایی را مقایسه کنیم که قابل همتراز کردن هستند یعنی بخشهای هممکان در ژنوم، در ۹۸٫۸ درصد جایگاهها نوکلئوتید دقیقاً یکسان است (A با A، T با T و غیره).
🩸 این شباهت بهویژه در بخشهای مهم ژنوم بسیار بالاست:
ژنهای کدکنندهٔ پروتئین تقریباً یکساناند، مناطق تنظیمکنندهٔ روشن و خاموش شدن ژنها بسیار شبیهاند و حتی بخشهای غیر کدکنندهٔ مشخص مثل بقایای ویروسهای باستانی در هر دو گونه در مکانهای یکسان و با توالی تقریباً یکسان وجود دارند.
👁🗨 اما ۱٫۲ درصد تفاوت در یک ژنوم ۳٫۲ میلیارد جفتبازی یعنی:
🔤 حدود ۳۵ میلیون تغییر تکحرفی (SNP)
🔤 حدود ۵ میلیون درج و حذف کوچک (indel)
🔤 صدها هزار تغییر ساختاری بزرگتر (حذف، تکثیر، وارونگی و جابهجایی قطعات چند صد هزار تا چند میلیونی)
این تفاوتها تصادفی پخش نشدهاند؛ بیشترشان دقیقاً در جاهایی افتاده که بیشترین تأثیر را میگذارند ، تأثیرات بسیار بزرگی روی فنوتیپ .
☝ چند مثال :
حتی وقتی ژن دقیقاً یکسان است، مقدار و زمان فعال شدنش فرق میکند. در مغز انسان حدود ۱۰–۱۵ هزار ژن در مقایسه با شامپانزه شدت بیان متفاوتی دارند، بهخصوص در قشر پیشپیشانی که مسئول برنامهریزی، تصمیمگیری و زبان.
به بیان سادهتر، انسان و شامپانزه تقریباً همان ژنها را دارند، اما این ژنها در انسان کمی متفاوت نوشته شدهاند، در زمانها و مکانهای متفاوتی روشن و خاموش میشوند و بعضی از آنها تعداد کپی متفاوتی دارند. همین تغییرات کوچک طی حدود ۶–۷ میلیون سال، مغز سه برابر بزرگتر، گفتار پیچیده، فک کوچکتر، توانایی هضم غذاهای پخته و نشاستهای، بدن کممو و فرهنگ انباشتی را به وجود آوردهاند؛ در حالی که شامپانزه همچنان بسیار نزدیکترین خویشاوند زندهٔ ما باقی مانده است.
🦖 @Evolution_iran
این عدد به این معناست که اگر دو رشتهٔ کامل DNA این دو گونه را کنار هم بگذاریم و فقط جاهایی را مقایسه کنیم که قابل همتراز کردن هستند یعنی بخشهای هممکان در ژنوم، در ۹۸٫۸ درصد جایگاهها نوکلئوتید دقیقاً یکسان است (A با A، T با T و غیره).
ژنهای کدکنندهٔ پروتئین تقریباً یکساناند، مناطق تنظیمکنندهٔ روشن و خاموش شدن ژنها بسیار شبیهاند و حتی بخشهای غیر کدکنندهٔ مشخص مثل بقایای ویروسهای باستانی در هر دو گونه در مکانهای یکسان و با توالی تقریباً یکسان وجود دارند.
این تفاوتها تصادفی پخش نشدهاند؛ بیشترشان دقیقاً در جاهایی افتاده که بیشترین تأثیر را میگذارند ، تأثیرات بسیار بزرگی روی فنوتیپ .
ژن MYH16 عضلهٔ فکتفاوت در بیان ژن و مهمترین بخش
در شامپانزه سالم و فعال است. در انسان یک حذف دو جفتبازی در حدود ۲٫۴ میلیون سال پیش این ژن را کاملاً خراب کرد. نتیجه: عضلات فک ۶۰–۷۰ درصد ضعیفتر شد جمجمه فضای بیشتری پیدا کرد مغز توانست بزرگتر شود.
ژن FOXP2 گفتار و زبان
بین انسان و شامپانزه فقط دو اسیدآمینه فرق دارد (موقعیت ۳۲۵ و ۳۰۳). همین دو تغییر باعث شده پروتئین FOXP2 در انسان بهتر با پروتئینهای دیگر ارتباط برقرار کند و کنترل دقیق حرکات زبان، لب، حنجره و تنفس در گفتار ممکن شود. افراد دارای جهش در همین دو نقطه دقیقاً مشکل گفتار دارند.
ژنهای کنترل اندازهٔ مغز ASPM، MCPH1، CDK5RAP2، CENPJ
در انسان جهشهای تنظیمی باعث شده دورهٔ تقسیم سلولهای پیشساز عصبی طولانیتر شود. نتیجه: تعداد نورونهای قشر مغز انسان حدود ۱۶ میلیارد است، شامپانزه حدود ۶–۷ میلیارد.
منطقه HAR1 (Human Accelerated Region 1)
یک تکهٔ کوچک ۱۱۸ جفتبازی از RNA غیرکدکننده. بین مرغ و شامپانزه فقط ۲ حرف فرق دارد، اما بین شامپانزه و انسان ۱۸ حرف فرق داردو بیشترین سرعت جهش در کل ژنوم. این RNA در رشد چینخوردگیهای قشر مغز نقش دارد.
ژن AMY1 آمیلاز بزاقی
شامپانزه معمولاً ۲ کپی دارد. انسانهای امروزی بهطور متوسط ۶ کپی دارند در جمعیتهای کشاورز تا ۱۵ کپی هم دیده شده. هر کپی بیشتر یعنی نشاستهٔ برنج، گندم و سیبزمینی راحتتر هضم میشود.
ژن CMAH
در انسان حدود ۲–۳ میلیون سال پیش یک حذف ۹۲ جفتبازی این ژن را غیرفعال کرد. نتیجه:
سطح سلولهای انسان قند Neu5Gc ندارد، بدن کممو شد.
مقاومت به مالاریا بالا رفت.
متأسفانه راه ورود HIV هم راحتتر شد.
حتی وقتی ژن دقیقاً یکسان است، مقدار و زمان فعال شدنش فرق میکند. در مغز انسان حدود ۱۰–۱۵ هزار ژن در مقایسه با شامپانزه شدت بیان متفاوتی دارند، بهخصوص در قشر پیشپیشانی که مسئول برنامهریزی، تصمیمگیری و زبان.
به بیان سادهتر، انسان و شامپانزه تقریباً همان ژنها را دارند، اما این ژنها در انسان کمی متفاوت نوشته شدهاند، در زمانها و مکانهای متفاوتی روشن و خاموش میشوند و بعضی از آنها تعداد کپی متفاوتی دارند. همین تغییرات کوچک طی حدود ۶–۷ میلیون سال، مغز سه برابر بزرگتر، گفتار پیچیده، فک کوچکتر، توانایی هضم غذاهای پخته و نشاستهای، بدن کممو و فرهنگ انباشتی را به وجود آوردهاند؛ در حالی که شامپانزه همچنان بسیار نزدیکترین خویشاوند زندهٔ ما باقی مانده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چه تعداد انسان روی زمین زندگی کردنند؟
🔑 محاسبه تعداد افرادی که تا به حال زندگی کردهاند، بخشی علم و بخشی هنر است. هیچ داده جمعیتشناختی برای بیش از ۹۹٪ از طول عمر بشر وجود ندارد. با این حال، با برخی فرضیات در مورد اندازه جمعیت در طول تاریخ بشر، میتوانیم تصوری تقریبی از این عدد داشته باشیم: حدود ۱۱۷ میلیارد نفر از گونه ما تاکنون روی زمین متولد شدهاند .
🐍 چه چیزی را میتوانیم در مورد جمعیت در دوران پیش از تاریخ و تاریخ تخمین بزنیم؟
هرگونه تخمینی از تعداد کل افرادی که تاکنون زندگی کردهاند اساساً به سه عامل بستگی دارد: مدت زمانی که تصور میشود انسانها روی زمین بودهاند، میانگین اندازه جمعیت در دورههای مختلف و تعداد تولدها به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت در هر یک از این دورهها.
با این حال، این تخمین به تعداد مرگ و میر در هر دوره زمانی بستگی ندارد.
تعیین زمان پیدایش بشر کار سادهای نیست.
تصور میشود قدیمیترین انسانتباران حدود ۷ میلیون سال قبل از میلاد مسیح ظاهر شدهاند. اولین گونههای سرده هومو حدود ۲ تا ۱.۵ میلیون سال قبل از میلاد مسیح پدیدار شدند. شواهد فعلی از ظهور هومو ساپینسهای مدرن حدود ۱۹۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح پشتیبانی میکند.
✅ هومو ساپینسهای مدرن از آفریقا سرچشمه گرفتهاند، اگرچه مکان دقیق آن مدتهاست مورد بحث بوده است. تصور میشود گروههای متنوعی در دو سوم اول تاریخ بشر در مکانهای مختلف در سراسر آفریقا زندگی میکردهاند.
حدود ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد، جمعیت جهان تقریباً ۵ میلیون نفر بود.
رشد آهسته جمعیت در طول دوره ۸۰۰۰ ساله از حدود ۵ میلیون نفر در ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد تا ۳۰۰ میلیون نفر در سال اول میلادی منجر به نرخ رشد بسیار پایین تنها ۰.۰۵٪ در سال میشود. ارائه یک میانگین از اندازه جمعیت جهان برای این دوره دشوار است. به احتمال زیاد، جمعیتهای انسانی در مناطق مختلف در پاسخ به در دسترس بودن غذا، تنوع گلههای حیوانات، دورههای صلح یا خصومت و تغییر آب و هوا و شرایط اقلیمی افزایش یا کاهش یافتهاند.
💬 تخمین از جمعیت امپراتوری روم، از اسپانیا تا آسیای صغیر، در سال ۱۴ میلادی، ۴۵ میلیون نفر است. با این حال، مورخان دیگر این رقم را دو برابر بیشتر میدانند که نشان میدهد تخمینهای جمعیتی از دورههای اولیه تاریخی چقدر میتواند نادرست باشد.
💬 تا سال ۱۶۵۰، جمعیت جهان به حدود ۵۰۰ میلیون نفر افزایش یافت - که افزایش زیادی نسبت به تخمین ۳۰۰ میلیون نفر در سال اول میلادی نبود. میانگین نرخ رشد سالانه در این دوره در واقع کمتر از نرخی بود که برای ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد تا سال اول میلادی پیشنهاد شده بود. یکی از دلایل رشد غیرمعمول و کندتر، مرگ سیاه بود. این طاعون وحشتناک محدود به اروپای قرن چهاردهم نبود، بلکه ممکن است در حدود سال ۵۴۲ میلادی در غرب آسیا آغاز شده و از آنجا گسترش یافته باشد. کارشناسان معتقدند که نیمی از امپراتوری بیزانس در قرن ششم توسط طاعون نابود شد، که در مجموع ۱۰۰ میلیون مرگ را به همراه داشت. چنین نوسانات بزرگی در اندازه جمعیت در دورههای طولانی، دشواری تخمین تعداد افرادی را که تا به حال زندگی کردهاند، به شدت افزایش میدهد.
📝 با این حال، تا سال ۱۸۰۰، جمعیت جهان از مرز ۱ میلیارد نفر گذشت و از آن زمان تاکنون به رشد خود ادامه داده و به ۸ میلیارد نفر فعلی رسیده است (آخرین تخمین ما تا سال ۲۰۲۲). این رشد تا حد زیادی ناشی از پیشرفت در بهداشت عمومی، پزشکی و تغذیه است که میزان مرگ و میر را کاهش داده و به افراد بیشتری اجازه داده تا در سنین باروری خود زندگی کنند.
ادامه...
🔗 https://www.prb.org/articles/how-many-people-have-ever-lived-on-earth/
🦖 @Evolution_iran
هرگونه تخمینی از تعداد کل افرادی که تاکنون زندگی کردهاند اساساً به سه عامل بستگی دارد: مدت زمانی که تصور میشود انسانها روی زمین بودهاند، میانگین اندازه جمعیت در دورههای مختلف و تعداد تولدها به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت در هر یک از این دورهها.
با این حال، این تخمین به تعداد مرگ و میر در هر دوره زمانی بستگی ندارد.
تعیین زمان پیدایش بشر کار سادهای نیست.
تصور میشود قدیمیترین انسانتباران حدود ۷ میلیون سال قبل از میلاد مسیح ظاهر شدهاند. اولین گونههای سرده هومو حدود ۲ تا ۱.۵ میلیون سال قبل از میلاد مسیح پدیدار شدند. شواهد فعلی از ظهور هومو ساپینسهای مدرن حدود ۱۹۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح پشتیبانی میکند.
حدود ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد، جمعیت جهان تقریباً ۵ میلیون نفر بود.
رشد آهسته جمعیت در طول دوره ۸۰۰۰ ساله از حدود ۵ میلیون نفر در ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد تا ۳۰۰ میلیون نفر در سال اول میلادی منجر به نرخ رشد بسیار پایین تنها ۰.۰۵٪ در سال میشود. ارائه یک میانگین از اندازه جمعیت جهان برای این دوره دشوار است. به احتمال زیاد، جمعیتهای انسانی در مناطق مختلف در پاسخ به در دسترس بودن غذا، تنوع گلههای حیوانات، دورههای صلح یا خصومت و تغییر آب و هوا و شرایط اقلیمی افزایش یا کاهش یافتهاند.
ادامه...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Evolution
چه تعداد انسان روی زمین زندگی کردنند؟ 🔑 محاسبه تعداد افرادی که تا به حال زندگی کردهاند، بخشی علم و بخشی هنر است. هیچ داده جمعیتشناختی برای بیش از ۹۹٪ از طول عمر بشر وجود ندارد. با این حال، با برخی فرضیات در مورد اندازه جمعیت در طول تاریخ بشر، میتوانیم تصوری…
تا امروز حدود ۱۱۷ میلیارد انسان روی زمین متولد شدهاند.
در همین لحظه فقط ۸٫۲ میلیارد نفر از ما زندهایم.
یعنی فقط ۷٪ از کل بشری که تا به حال وجود داشته، همین الان نفس میکشد.
۹۳٪ باقیمانده یا مردهاند یا .....
این عدد فقط یک آمار نیست؛ یکی از تکان دهندهترین دستاوردهای علم مدرن است.
بدون باستانشناسی مولکولی، ژنتیک ، تاریخگذاری رادیوکربن، مدلهای جمعیتشناسی، سوابق مالیاتی روم و چین باستان، ثبت احوال و آمار حیاتی ووووو ما حتی نمیدانستیم چنین عددی وجود دارد.
و دقیقاً همین علم بود که ما را از آن ۹۳٪ جدا کرد و گذاشت در این ۷٪ استثنایی زندگی کنیم:
اما ما اولین مسافرانی هستیم که به لطف علم، بلیطمان خیلی طولانیتر شده و صندلیمان راحتتر.
این طولانی شدن، بزرگترین بدهی اخلاقی تاریخ را روی شانههایمان گذاشته
در این سفر کوتاه و استثنایی که علم به ما هدیه داده،
تا جایی که میتوانیم رنج را کم کنیم،
دانش را زیاد کنیم،
و میراثی بسازیم که وقتی نوبت ما رسید که پیاده شویم،
کسی که روی صندلیمان مینشیند بگوید:
«این ۷٪ واقعاً ارزشمند بودن.»
این نه فقط اخلاق است این تنها پاسخ شایسته به ۱۱۷ میلیارد انسانی است که قبل از ما بودند و دیگر برنمیگردند.
میراث واقعی ما چیست؟
وقتی ۹۳٪ انسانها حتی نامی از خود به جا نگذاشتهاند، دنبال جاودانگی شخصی پوچ است.
اثری که روی زندگی دیگران گذاشتهایم
بچههایی که بزرگ کردیم یا کمک کردیم بزرگ شوند.
دانش، هنر، فناوری یا مهربانیای که به جهان اضافه کردیم حتی با یک لبخند
یعنی ارزش زندگی ما نه در «شهرت» بلکه در «تأثیر مفید» است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جمعیت اجداد انسان از زمان جدایی از شامپانزه (حدود ۵–۸ میلیون سال پیش) تا امروز، همواره کوچک و پراکنده بوده و تنها در ۱۰ هزار سال اخیر رشد انفجاری کرده است.
توجه❌
تمام اعداد زیر برآوردیاند و معمولاً از ترکیب فسیل، ژنتیک و مدلهای محیطی بهدست میآیند.
😀 ۷–۴ میلیون سال پیش: جدایی از شامپانزه
اجداد اولیهٔ هومینینها (مانند Sahelanthropus و Orrorin) احتمالاً جمعیتهای کوچک و محلی داشتند؛ در حد «چند هزار تا شاید دهها هزار فرد» در زیستبومهای جنگلی آفریقا.
دادهٔ مستقیم نداریم؛ این برآورد مبتنی بر چگالی زیستگاه و پراکندگی اندک فسیلهاست.
😀 ۴–۲ میلیون سال پیش: استرالوپیتکوسها
گونههایی مانند Australopithecus در شرق و جنوب آفریقا پراکنده بودند؛ جمعیتها کوچک، گروهی و محلی (گروههای ۲۰–۱۰۰ نفره).
اندازهٔ کل قارهای نامطمئن است، اما احتمالاً در حد دهها هزار با پراکندگی وسیع و گسسته.
😀 ۲ میلیون–۳۰۰ هزار سال پیش: هومو erectus و خویشاوندان
ا Homo erectus از آفریقا به اوراسیا گسترش یافت و چند گونهٔ همزمان (مانند H. heidelbergensis) حضور داشتند.
برآوردهای جمعیتی بسیار بازهدارند، اما کل جمعیت هومینینها احتمالاً در حد دهها هزار تا چند صد هزار بوده است.
جمعیت نئاندرتالها نیز بهاحتمال زیاد کوچک و پراکنده بوده چند هزار تا چند ده هزار نفر.
😀 ۳۰۰ هزار تا ۱۰ هزار سال پیش: ظهور انسان مدرن
و Homo sapiens حدود ۲۰۰–۳۰۰ هزار سال پیش در آفریقا پدید آمد.
جمعیت مؤثر ژنتیکی (Ne) اجداد ما معمولاً در حدود ۱۰–۳۰ هزار برآورد میشود؛ این عدد با جمعیت واقعی برابر نیست بلکه اندازهٔ یک جمعیت ایدئالِ ژنتیکی است.
گلوگاههای جمعیتی ممکن است رخ داده باشند، اما نقش فوران توبا در ایجاد یک گلوگاه مناقشهبرانگیز است.
😀 ۱۰ هزار سال پیش تا امروز: رشد انفجاری
با انقلاب کشاورزی، جمعیت جهانی از چند میلیون به حدود ۵–۱۰ میلیون رسید.
😀 سال ۱ میلادی: حدود ۱۷۰–۳۰۰ میلیون (بازهٔ تاریخی معتبر).
😀 ۱۸۰۰ میلادی: حدود ۱ میلیارد.
😀 امروز: بیش از ۸ میلیارد نفر.
🦖 @Evolution_iran
توجه
تمام اعداد زیر برآوردیاند و معمولاً از ترکیب فسیل، ژنتیک و مدلهای محیطی بهدست میآیند.
اجداد اولیهٔ هومینینها (مانند Sahelanthropus و Orrorin) احتمالاً جمعیتهای کوچک و محلی داشتند؛ در حد «چند هزار تا شاید دهها هزار فرد» در زیستبومهای جنگلی آفریقا.
دادهٔ مستقیم نداریم؛ این برآورد مبتنی بر چگالی زیستگاه و پراکندگی اندک فسیلهاست.
گونههایی مانند Australopithecus در شرق و جنوب آفریقا پراکنده بودند؛ جمعیتها کوچک، گروهی و محلی (گروههای ۲۰–۱۰۰ نفره).
اندازهٔ کل قارهای نامطمئن است، اما احتمالاً در حد دهها هزار با پراکندگی وسیع و گسسته.
ا Homo erectus از آفریقا به اوراسیا گسترش یافت و چند گونهٔ همزمان (مانند H. heidelbergensis) حضور داشتند.
برآوردهای جمعیتی بسیار بازهدارند، اما کل جمعیت هومینینها احتمالاً در حد دهها هزار تا چند صد هزار بوده است.
جمعیت نئاندرتالها نیز بهاحتمال زیاد کوچک و پراکنده بوده چند هزار تا چند ده هزار نفر.
و Homo sapiens حدود ۲۰۰–۳۰۰ هزار سال پیش در آفریقا پدید آمد.
جمعیت مؤثر ژنتیکی (Ne) اجداد ما معمولاً در حدود ۱۰–۳۰ هزار برآورد میشود؛ این عدد با جمعیت واقعی برابر نیست بلکه اندازهٔ یک جمعیت ایدئالِ ژنتیکی است.
گلوگاههای جمعیتی ممکن است رخ داده باشند، اما نقش فوران توبا در ایجاد یک گلوگاه مناقشهبرانگیز است.
با انقلاب کشاورزی، جمعیت جهانی از چند میلیون به حدود ۵–۱۰ میلیون رسید.
تقریباً تمام رشد جمعیتی بشر در کمتر از ۱٪ تاریخ تکاملیاش رخ داده است.
تنگناهای جمعیتی و تکامل انسان در پلیستوسن🔗 https://academic.oup.com/mbe/article/17/1/2/975516
برآوردهای تاریخی جمعیت🔗 https://www.census.gov/data/tables/time-series/demo/international-programs/historical-est-worldpop.html?utm_source=chatgpt.com
برآوردهای جمعیتی نئاندرتالها🔗 https://www.journals.uchicago.edu/doi/full/10.1086/673725?utm_source=chatgpt.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM