Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرخه قاعدگی
™️کاری از گروه تکامل➕ ماندانا نور
🔹 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
از تخمکگذاری تا قاعدگی، نوسانات هورمونی بر انرژی بدن، خلقوخو و سلامت کلی تأثیر میگذارند.
شناخت این چرخه، کلید درک زبان بدن است.
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کف روی تاریخ
😀
آبجو به عنوان یکی از قدیمیترین نوشیدنیهای تخمیری بشر، ریشه در دوران پیش از تاریخ دارد.
🟣 شواهد باستانشناسی نشان میدهد که تولید آن احتمالاً از حدود ۱۳۰۰۰ سال پیش در میان شکارچی-گردآورندگان ناتوفیان در غار راقفت در اسرائیل امروزی آغاز شده، جایی که بقایای آبجویی غلیظ برای مراسم تدفین استفاده میشد.
🟣 بر پایه مطالعات باقیماندههای نشاسته و فیتولیتها از جمله بقایای غلات وحشی مانند جو و گندم، به نظر میرسد که تولید آبجو ممکن است حتی مقدم بر اهلیسازی غلات بوده و محرکی برای پیدایش کشاورزی اولیه به شمار رفته باشد. اگرچه این فرضیه مطرح است، اما هنوز اجماع علمی روشنی در باب تقدم تاریخی آبجو بر نان یا بالعکس وجود ندارد.
🟣 شواهد باستانشناسی از محوطههایی مانند گودین تپه در ایران نشان میدهد که در میانرودان خاستگاه تمدنهایی مانند سومر تولید آبجو دستکم از ۵۰۰۰ سال پیش و بر پایهٔ تخمیر جو رواج داشته. این استنباط بر اساس شناسایی بقایای شیمیایی مانند اگزالات کلسیم در دیوارهٔ کوزههای باستانی امکانپذیر شده است.
▶️ سومریان آبجو را از مواد اولیهای مانند جو مالتشده، گندم و گاهی شربت خرما تهیه میکردند، و یک ماده ای به نام bappir که احتمالاً نانی دوبار پختهشده از جو با ادویهها بود نقش کلیدی در این فرآیند داشته است.
😀 آبجوسازان در این تمدن عمدتاً زنان بودند که تحت حمایت الهههایی مانند نینکاسی الهه آبجو فعالیت میکردند، و تولید اغلب در مقیاس بزرگ و تحت کنترل دولت انجام میشد، هرچند مکانهای دقیق کارخانهها هنوز شناسایی نشده، اما شواهد از کوزههای بزرگ و ابزارهای آسیاب غلات در خانهها حاکی از تولید خانگی و مرکزی است.
😀 مصرفکنندگان آبجو در میانرودان شامل کارگران، که روزانه چهار تا پنج لیتر به عنوان جیره غذایی دریافت میکردند مانند کارگران اوروک حدود ۵۰۰۰ سال پیش و همچنین شرکتکنندگان در مراسم مذهبی و سیاسی بودند، جایی که آبجو نماد باروری و هویت فرهنگی به شمار میرفت و از طریق توزیع آن، دولتها قدرت خود را اعمال میکردند.
😀 شیوههای نوشیدن اغلب گروهی بود، با استفاده از کاسههای بزرگ و نیهای بلند از جنس نی یا فلز برای اجتناب از رسوبات تلخ، همانطور که در هنر سومری و حماسه گیلگمش توصیف شده، جایی که انکیدو پس از نوشیدن هفت کوزه، احساس شادی و سبکی میکند، که این تجربه حسی را به عنوان بخشی از مراسم شادیآور برجسته میسازد.
🟣 در تمدنهای دیگر، مانند چین باستان، شواهدی از سایتهای باستان شناسی نشان می دهد حدود ۵۰۰۰ سال پیش آبجویی از جو، برنج و غلات دیگر فرآوری می شده است .
در مصر، کارخانهای ۵۰۰۰ ساله در ابیدوس کشف شده که تولید انبوه آبجو از نان جو را برای مراسم و پرداخت کارگران هرمها تأیید میکند، با تکنیکهایی مانند: خیساندن نان در آب و تخمیر با میوههایی مانند خرما.(خیساندن در آب بهش نقد وارده )
تحلیلهای شیمیایی مدرن، مانند طیفسنجی مادون قرمز و کروماتوگرافی مایع، ترکیباتی مانند اسید تارتاریک و اگزالات را شناسایی کرده که وجود آبجو را در کوزههای باستانی اثبات میکند،( در اینجا هم نقد وارد است چون این شواهد به تنهایی نمیتواند به عنوان مدرک قطعی برای استفاده از آبجو در نظر گرفته شود.)
😀 این شواهد باستانشناسی نه تنها تولید آبجو را به عنوان محرکی برای پیچیدگی اجتماعی و اقتصادی توصیف میکند، بلکه تجربه نوشیدن آن را به عنوان عنصری لذت بخش، مذهبی و شادیآور در جوامع باستانی برجسته میسازد، با تمرکز بر میانرودان به عنوان مرکزی کلیدی در این تاریخ.
🦖 @Evolution_iran
آبجو به عنوان یکی از قدیمیترین نوشیدنیهای تخمیری بشر، ریشه در دوران پیش از تاریخ دارد.
🟣 بر پایهٔ متون میخی و آزمایشهای باستانشناسی تجربی، شیوهٔ تولید آبجو در میانرودان به این ترتیب بوده است:1️⃣ ابتدا جو را خیس میکردند تا جوانه بزند و مالت (Malt) تولید شود.2️⃣ سپس مالت را آسیاب کرده و با آب مخلوط میکردند تا خمیری غلیظ به نام «مَش» (Mash) به دست آید.3️⃣ این مخلوط را حرارت میدادند تا قندها آزاد شوند. در متون کهن از واژهای مانند «تیتاب» برای توصیف این فرآیند یا محصول حاصل از آن استفاده شده است.4️⃣ سپس مایع بهدستآمده را در کوزههای سرامیکی به همراه مخمرهای طبیعی موجود در محیط تخمیر میکردند که عموماً از نوع مخمرهای وحشی بودند.
شواهد باستانشناختی از محوطههایی مانند تل ابیض در سوریه حدود ۱۳۰۰ پ.م نشان میدهد که در این فرآیند از صاف کردن مایع از طریق ظروف سوراخدار و نگهداری آن در خمرههای بزرگ نیمهزیرزمینی استفاده میشد.
تحلیل بقایای شیمیایی نشان داده که آبجوی تولیدی الکل پایینی (کمتر از ۱٪) داشته و به دلیل تخمیر لاکتیک، طعمی ترش داشته است.
در مصر، کارخانهای ۵۰۰۰ ساله در ابیدوس کشف شده که تولید انبوه آبجو از نان جو را برای مراسم و پرداخت کارگران هرمها تأیید میکند، با تکنیکهایی مانند: خیساندن نان در آب و تخمیر با میوههایی مانند خرما.(خیساندن در آب بهش نقد وارده )
تحلیلهای شیمیایی مدرن، مانند طیفسنجی مادون قرمز و کروماتوگرافی مایع، ترکیباتی مانند اسید تارتاریک و اگزالات را شناسایی کرده که وجود آبجو را در کوزههای باستانی اثبات میکند،( در اینجا هم نقد وارد است چون این شواهد به تنهایی نمیتواند به عنوان مدرک قطعی برای استفاده از آبجو در نظر گرفته شود.)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تاریخچه پنیر: یک انقلاب غذایی در عصر نوسنگی!
™️کاری از گروه تکامل
🔹 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
شواهد باستانشناسی:
از لهستان نشان میدهد تولید پنیر به ۵۵۰۰ سال پیش بازمیگردد.
این فناوری با استفاده از رَنِت (آنزیم معده جانوران) یا اسیدهای طبیعی، پروتئین شیر را به شکلی ماندگار و مغذی تبدیل میکرد.😀
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رفتارهای معنادار در هومو نالدی: بسترهای رفتاری و پیامدهای تکاملی یک هومینین با مغز کوچک در پلیستوسن متأخر
کشف اخیر رفتارهای احتمالیِ معنادار در هومو نالدی گونهای با حجم مغزی بسیار کوچک حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ سانتیمتر مکعب پرسشهای بنیادینی را دربارهٔ منشأ و تکامل رفتارهای نمادین و آیینی در سردهٔ انسان مطرح کرده است. بقایای یافتشده در غار ستاره (Rising Star) در آفریقای جنوبی متعلق به دورۀ پلیستوسن متأخر (بین ۳۳۶ تا ۲۳۶ هزار سال پیش) شامل نشانههایی از تدفین عمدی، حکاکیهای هندسی و استفاده هدفمند از آتش است. این مشاهدات، فرضیات کلاسیک مبنی بر لزومِ افزایش حجم مغز برای ظهور رفتارهای پیچیده را به چالش کشیده و گویای امکان شکلگیری کنشهای معنادار در گونههایی با ویژگیهای آناتومیک کاملاً متفاوت است.
😀 تغییر پارادایم در باستانشناسی رفتاری
تا چند دههٔ پیش، اجماع علمی بر این بود که رفتارهای نمادین مانند تدفین آگاهانه، تولید زیورآلات یا خلق نشانههای تجریدی منحصراً به انسان مدرن و شاید نئاندرتالها تعلق دارد. اما یافتههای جدید از محوطههایی مانند غار بلومبوس با زیورآلات صدفی، ~۷۵ هزار سال پیش و حکاکیهای هندسی ~۱۰۰ هزار سال پیش، همچنین استفاده از رنگدانهها در آفریقای جنوبی در ~۷۰۰ هزار سال پیش، نشان میدهند که رفتارهای معنادار بسیار قدیمیتر و پراکندهتر از تصور گذشته هستند.
😀 هومو نالدی: معمای شناختی
هومو نالدی با ترکیبی غیرمنتظره از ویژگیهای بدوی مغز کوچک، ساختاری مشابه استرالوپیتوکس و رفتارهای پیچیده، الگوهای رایج در تفسیر تکامل شناختی را نقض میکند:
😀 تدفین عمدی؟
قرارگیری بقایای دست کم ۲۴ فرد در اتاقکهای عمیق و دور از دسترس غار ستاره بدون نشانههای حملۀ درندگان یا جریانهای آبی به عنوان شاهدی احتمالی بر رفتار تدفینی تفسیر شده است. با این حال، برخی پژوهشگران پیشنهاد میکنند که قرارگیری غیرطبیعی بقایا ممکن است تحت تأثیر عوامل زمینشناختی یا رفتاری دیگر مانند استفاده از غار به عنوان تلهٔ طبیعی شکل گرفته باشد.
🔹 حکاکیهای نمادین؟
روی دیوارهای نزدیک به بقایا، الگوهای هندسی شامل خطوط متقاطع و اشکال عمدی حکاکی شدهاند. اگرچه این نشانهها یادآور نمادپردازی در انسان مدرن هستند، اما تفسیر کارکردی آنها آیا بازنمایی نمادین است یا صرفاً نتیجهٔ فعالیتی عملی؟ همچنان مورد بحث است.
🔹 استفاده از آتش برای نورپردازی؟
وجود لایههای زغال و بقایای سوختگی در بخشهای عمیق غار که فاقد نور طبیعی هستند ممکن است نشاندهندهٔ استفاده از مشعل برای حرکت و فعالیت در غار باشد. با این حال، ارتباط مستقیم این شواهد با فعالیتهای هومو نالدی نیازمند تأیید بیشتر است.
😀 پرسشهای باز
🔸 آیا قرارگیری استخوانها واقعاً نتیجۀ تدفین عمدی است یا میتوان آن را با فرآیندهای طبیعی (مانند حرکت خاک یا فعالیت جانوران) توضیح داد؟
🔸 آیا حکاکیهای دیواری را میتوان به عنوان نماد تفسیر کرد، یا صرفاً نشانههایی برای راهیابی یا آزمون سنگ هستند؟
🔸 آیا هومو نالدی این رفتارها را مستقل ابداع کرد، یا تحت تأثیر تماس با گونههای دیگر مانند انسان مدرن قرار داشت؟
📎 منبع:
Meaning-making behavior in Homo naledi (https://elifesciences.org/reviewed-preprints/89125)
*eLife*, 2024 (Reviewed Preprint)
🦖 @Evolution_iran
کشف اخیر رفتارهای احتمالیِ معنادار در هومو نالدی گونهای با حجم مغزی بسیار کوچک حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ سانتیمتر مکعب پرسشهای بنیادینی را دربارهٔ منشأ و تکامل رفتارهای نمادین و آیینی در سردهٔ انسان مطرح کرده است. بقایای یافتشده در غار ستاره (Rising Star) در آفریقای جنوبی متعلق به دورۀ پلیستوسن متأخر (بین ۳۳۶ تا ۲۳۶ هزار سال پیش) شامل نشانههایی از تدفین عمدی، حکاکیهای هندسی و استفاده هدفمند از آتش است. این مشاهدات، فرضیات کلاسیک مبنی بر لزومِ افزایش حجم مغز برای ظهور رفتارهای پیچیده را به چالش کشیده و گویای امکان شکلگیری کنشهای معنادار در گونههایی با ویژگیهای آناتومیک کاملاً متفاوت است.
تا چند دههٔ پیش، اجماع علمی بر این بود که رفتارهای نمادین مانند تدفین آگاهانه، تولید زیورآلات یا خلق نشانههای تجریدی منحصراً به انسان مدرن و شاید نئاندرتالها تعلق دارد. اما یافتههای جدید از محوطههایی مانند غار بلومبوس با زیورآلات صدفی، ~۷۵ هزار سال پیش و حکاکیهای هندسی ~۱۰۰ هزار سال پیش، همچنین استفاده از رنگدانهها در آفریقای جنوبی در ~۷۰۰ هزار سال پیش، نشان میدهند که رفتارهای معنادار بسیار قدیمیتر و پراکندهتر از تصور گذشته هستند.
هومو نالدی با ترکیبی غیرمنتظره از ویژگیهای بدوی مغز کوچک، ساختاری مشابه استرالوپیتوکس و رفتارهای پیچیده، الگوهای رایج در تفسیر تکامل شناختی را نقض میکند:
قرارگیری بقایای دست کم ۲۴ فرد در اتاقکهای عمیق و دور از دسترس غار ستاره بدون نشانههای حملۀ درندگان یا جریانهای آبی به عنوان شاهدی احتمالی بر رفتار تدفینی تفسیر شده است. با این حال، برخی پژوهشگران پیشنهاد میکنند که قرارگیری غیرطبیعی بقایا ممکن است تحت تأثیر عوامل زمینشناختی یا رفتاری دیگر مانند استفاده از غار به عنوان تلهٔ طبیعی شکل گرفته باشد.
روی دیوارهای نزدیک به بقایا، الگوهای هندسی شامل خطوط متقاطع و اشکال عمدی حکاکی شدهاند. اگرچه این نشانهها یادآور نمادپردازی در انسان مدرن هستند، اما تفسیر کارکردی آنها آیا بازنمایی نمادین است یا صرفاً نتیجهٔ فعالیتی عملی؟ همچنان مورد بحث است.
وجود لایههای زغال و بقایای سوختگی در بخشهای عمیق غار که فاقد نور طبیعی هستند ممکن است نشاندهندهٔ استفاده از مشعل برای حرکت و فعالیت در غار باشد. با این حال، ارتباط مستقیم این شواهد با فعالیتهای هومو نالدی نیازمند تأیید بیشتر است.
کشف رفتارهای احتمالیِ معنادار در هومو نالدی دیدگاههای سنتی دربارۀ تکامل شناختی انسان را به چالش کشیده است. اگرچه تفسیر این مشاهدات هنوز مورد مناقشه است، اما به وضوح نشان میدهد که درک ما از منشأ رفتارهای نمادین ناقص است و باید فرضیات گذشته را در پروندههای فسیلی جدید و با روشهای بینرشتهای بازبینی کنیم.🔻 این یافتهها نشان میدهند که:
- پیچیدگی رفتاری لزوماً تابع حجم مغز نیست.
- رفتارهای معنادار ممکن است در چندین خط تکاملی و به صورت مستقل ظهور کرده باشند.
- عوامل اجتماعی-فرهنگی مانند پیچیدگی گروههای اجتماعی یا ضرورتهای بقا میتوانند محرک اصلی توسعهٔ تواناییهای شناختی باشند، حتی در گونههایی با مغز کوچک.
Meaning-making behavior in Homo naledi (https://elifesciences.org/reviewed-preprints/89125)
*eLife*, 2024 (Reviewed Preprint)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تکامل رفتار اجتماعی: از تئوری تا واقعیت
چرا برخی جانوران به جای رقابت، همکاری میکنند؟ سه دانشمند پیشرو پاسخ می دهند.
از منظر مایکل تابورسکی، مایکل ای. کانت و یان کامدور، که از برجستهترین پژوهشگران حوزه تکامل رفتار اجتماعی هستند، درک چگونگی تکامل این رفتارها نیازمند تلفیقی از نظریههای پایهای و شواهد تجربی دقیق است.
دیدگاه آنها را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد:
1⃣ تابورسکی با تأکید بر تنوع استراتژیهای رفتاری، نشان میدهد که انتخاب طبیعی میتواند چندین الگوی رفتاری را حتی درون یک جمعیت حفظ کند.
🤔 به عنوان مثال، در ماهیها، نرهای حاکم که قلمرو دارند، در کنار نرهایی که به طور مخفیانه تخمها را بارور میکنند، میتوانند همزیستی وجود داشته باشند. این امر نشان میدهد که رفتار اجتماعی لزوماً ثابت نیست، بلکه به عنوان یک استراتژی انعطافپذیر در پاسخ به شرایط محیطی و اجتماعی تکامل یافته است.
2⃣ کانت بر نقش تضاد و همکاری به عنوان دو نیروی متعادلکننده در جوامع حیوانی تمرکز دارد. از دید او، رفتارهای اجتماعی تنها در صورتی تکامل مییابند که مزایای آنها بر هزینههایشان غلبه کند، حتی اگر این مزایا غیرمستقیم باشند.
🤔 برای مثال، در گونههایی مانند خدنگ، افراد زیردست ممکن است از تولیدمثل صرفنظر کنند و به پرورش فرزندان فرد مسلط کمک نمایند، زیرا ترک گروه هزینهای بسیار بالا دارد و ماندن در گروه دسترسی به منابع و حمایت را تضمین میکند. این الگوها از طریق مدلهای ریاضی و نظریه بازیها قابل تبیین هستند.
3⃣ کامدور با ارائه شواهد تجربی قوی از طبیعت، به تست پیشبینیهای نظری میپردازد. مطالعات طولانیمدت او روی پرندهی سسک سیشل نشان میدهد که کمک کردن به پرورش فرزندان دیگران زمانی تکامل مییابد که شرایط محیطی مانند کمبود قلمروی مناسب، فرصت تولیدمثل مستقل را محدود کند. در چنین شرایطی، کمک به خویشاوندان در یک قلمرو با کیفیت بالا، میتواند بازده نهایی فرد را افزایش دهد.
🔵 این یافتهها به وضوح از قانون هامیلتون حمایت میکنند و نشان میدهند که فشارهای بومشناختی شکلدهندهی اصلی رفتارهای اجتماعی هستند.
➕ در جمعبندی نگاه این سه دانشمند، تکامل رفتار اجتماعی نه بر اساس یک سازوکار واحد، بلکه از طریق تعامل پویای بین انعطافپذیری رفتاری موازنهی هزینه-فایده و تضاد و محدودیتهای محیطی قابل توضیح است. آنها نشان میدهند که رفتار اجتماعی یک راهحل بهینهشده در پاسخ به شرایط خاص هر گونه است، که از طریق انتخاب طبیعی و به منظور حداکثر کردن موفقیت تکاملی شکل گرفته است.
🦖 @Evolution_iran
چرا برخی جانوران به جای رقابت، همکاری میکنند؟ سه دانشمند پیشرو پاسخ می دهند.
از منظر مایکل تابورسکی، مایکل ای. کانت و یان کامدور، که از برجستهترین پژوهشگران حوزه تکامل رفتار اجتماعی هستند، درک چگونگی تکامل این رفتارها نیازمند تلفیقی از نظریههای پایهای و شواهد تجربی دقیق است.
دیدگاه آنها را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Our Time Is Now
Gojira
این آهنگ برای همه مبارزانی است که نوری را در دنیای تاریک روشن میکنند. نشان دهید که بخشی از یک دگرگونی هستید!
Now
حالا
Our time is now
اینک زمان ماست
To conquer!
برای غالب شدن!
Our time is now
اینک زمان ماست
Forever!
برای همیشه!
We’ll never fall down
ما هرگز سقوط نمیکنیم
Artist : #Gojira
Song : #Our_Time_Is_Now
Genre : #Progressive_Death_Metal
🦖 @Evolution_iran
Now
حالا
Our time is now
اینک زمان ماست
To conquer!
برای غالب شدن!
Our time is now
اینک زمان ماست
Forever!
برای همیشه!
We’ll never fall down
ما هرگز سقوط نمیکنیم
Artist : #Gojira
Song : #Our_Time_Is_Now
Genre : #Progressive_Death_Metal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Leviathan
VALOR
زیر هزار سال جزر و مد،
سایهای عظیم و ناپیدا میپیچد.
لویاتانی که تاجش از خارهای فریب است،
آروارههایش قربانگاه و نفسش آیینی مرگبار.
از پرتگاه، آیینی بیچهره زاده میشود،
زادهی ترس، که با تسلیم حفظ میشود
بنای فریب را فرو ریز،
شعلهی سرکشی را علیه خدایان برافروز!
Artist : #VALOR
Song : #Leviathan
Genre : #Symphonic_Metal
#Blackened_Death_Metal
🦖 @Evolution_iran
سایهای عظیم و ناپیدا میپیچد.
لویاتانی که تاجش از خارهای فریب است،
آروارههایش قربانگاه و نفسش آیینی مرگبار.
از پرتگاه، آیینی بیچهره زاده میشود،
زادهی ترس، که با تسلیم حفظ میشود
بنای فریب را فرو ریز،
شعلهی سرکشی را علیه خدایان برافروز!
Artist : #VALOR
Song : #Leviathan
Genre : #Symphonic_Metal
#Blackened_Death_Metal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
همجنسگرایایی و هویت های جنسی
بخش اول: پیش از قرن نوزدهم - هویتهای جنسی در جوامع باستانی و سنتی
بخش دوم: قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم - پیدایش مفهوم همجنسگرایی
پزشکیسازی: روانپزشکان و پزشکانی مانند ریچارد فون کرافت-ابینگ، همجنسگرایی را به عنوان یک انحراف یا بیماری روانی طبقهبندی کردند. این دیدگاه، اگرچه در ابتدا برای جامعه +LGBTQ مضر بود، اما باعث شد افراد به جای گناهکار یا جنایتکار بودن، بیمار شناخته شوند که راه را برای درمان و در نهایت پذیرش اجتماعی هموار کرد.
واژههایی مانند همجنسگرا (Homosexual) و دگرجنسگرا (Heterosexual) در این دوره ابداع شدند و به تدریج وارد زبان و فرهنگ شدند.
نخستین فعالان حقوق همجنسگرایان، مانند کارل هاینریش اولریشس در آلمان، برای جرمزدایی از روابط همجنسخواهانه تلاش کردند.
بخش سوم: اواسط قرن بیستم - شکلگیری جنبش حقوق دگرباشان
بخش چهارم: اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم - جنبش مدرن و گسترش هویتها
بحران ایدز: در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، بحران ایدز جامعه +LGBTQ را به شدت تحت تأثیر قرار داد، اما همزمان باعث شد فعالان این جامعه سازماندهی بهتری پیدا کنند و برای کسب حقوق خود در حوزه سلامت و درمان تلاش کنند.
بخش پنجم: عصر حاضر - چالشها و دستاوردها
قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان: در بسیاری از کشورهای غربی، قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای حقوقی جنبش شناخته میشود
افزایش آگاهی در مورد تراجنسیتی: توجه به حقوق افراد تراجنسیتی و غیردودویی Non-binary و چالشهای آنها به شدت افزایش یافته است.
مقاومتهای جهانی: با وجود پیشرفتها در برخی کشورها، هنوز در بسیاری از نقاط جهان، به خصوص در خاورمیانه و آفریقا، افراد +LGBTQ با تبعیض، خشونت، و قوانین مجازاتکننده مواجه هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رفتارهای همجنسگرایانه و به طور کلی گرایش های مختلف در دنیای جانوران به وفور مشاهده و ثبت علمی شده است. این موضوع یکی از قویترین شواهد علمی است که نشان میدهد تنوع در گرایش و رفتار جنسی، پدیدهای کاملاً طبیعی و ذاتی است و ریشه در زیستشناسی دارد.
این رفتارها محدود به چند گونه نیست؛ بلکه در حدود ۱۵۰۰ گونه جانوری از پستانداران و پرندگان گرفته تا خزندگان، دوزیستان، حشرات و حتی کرمها مشاهده شده است. تنها در بین پستانداران، این رفتار در بیش از ۳۰۰ گونه دیده شده است.
✔ نمونههای برجسته و مشهور در دنیای حیوانات:
✔️ دلفینها: هم نرها و هم مادهها روابط همجنسگرایانه دارند. این روابط برای ایجاد و تقویت پیوندهای اجتماعی در گله بسیار مهم است.
✔️ پنگوئنها: جفتهای نر-نر در باغوحشها و طبیعت بسیار شناختهشدهاند. آنها اغلب برای تمام عمر با هم جفت میشوند، لانه میسازند و حتی با سنگهای شبیه تخم یا گاهی تخمهای رهاشده، رفتار والدینی نشان میدهند و به نوبت روی آنها مینشینند.
✔️ زرافهها: مشاهده شده که بیش از ۹۰٪ از فعالیتهای جنسی زرافههای نر، با دیگر نرها است.
✔️ بونوبو: این نخستیسانان نزدیک به انسان، بسیار صلحطلب هستند و از رفتارهای جنسی (همجنس و دگرجنس) برای حل تعارضات، ایجاد پیوند اجتماعی و تقویت همبستگی گروه استفاده میکنند. رفتارهای همجنسگرایانه در میان مادهها بسیار رایج است.
✔️ قوهای سیاه: درصد قابل توجهی از جفتها (تا یک چهارم در برخی جمعیتها) از دو نر تشکیل میشوند. آنها برای خود لانه میسازند و معمولاً یک تخم از یک ماده تنها دزدیده یا آن را برای خود برمیدارند و با موفقیت جوجه را بزرگ میکنند. جوجههای پرورشیافته توسط جفتهای نر، اغلب شانس بقای بالاتری دارند!
✔️ کبوترها، گوسفندها، فیلها، شیرها و... این لیست بسیار طولانی است.
این سؤال بزرگی در زیستشناسی تکاملی است: اگر تولیدمثل هدف نهایی است، چرا رفتارهای غیرتولیدمثلی وجود دارند؟ دانشمندان چندین توضیح برای آن ارائه دادهاند:
1. ایجاد پیوند اجتماعی
این رفتارها به کاهش تنش در گروه، ایجاد اتحاد و همکاری کمک میکنند. یک گروه منسجم شانس بقا و موفقیت بیشتری دارد مثل دلفینها و بونوبوها
2. تمرین و آموزش
جوانترها ممکن است با انجام این رفتارها، برای جفتگیری موفق با جنس مخالف در آینده تمرین کنند.
3. سازگاری و کمک به خویشاوندان
یک حیوان که مستقیماً تولیدمثل نمیکند، ممکن است با کمک به بزرگ کردن فرزندان خویشاوندان خود که بخشی از ژنهای مشترک را دارند، به بقای ژنهایش کمک کند مثل دایی یا عمه شدن.
4. احتمالا مدیریت جمعیت
ممکن است این رفتارها به تنظیم طبیعی جمعیت و جلوگیری از افزایش بیش از حد کمک کند.
5. صرفاً یک رفتار ذاتی و طبیعی: مهمتر از همه، این دیدگاه وجود دارد که این رفتارها لزوماً نیاز به یک دلیل تکاملی خاص ندارند. آنها به سادگی بخشی از طبیعت و طیف طبیعی رفتارهای جنسی هستند که در یک گونه وجود دارد.
✅ مشاهدهٔ این همه تنوع در رفتار جنسی در قلمرو جانوران، به وضوح نشان میدهد که همجنسگرایی و دگرباشی پدیدهای غیرطبیعی یا برخلاف طبیعت نیست. برعکس، بخشی طبیعی و رایج از جهان زیستشناسی است.
❌ رد ادعاهای ضدعلمی:
این مشاهدات علمی، ادعاهای افرادی که همجنسگرایی را برخلاف طبیعت جانور یا ناشی از تربیت نادرست انسان میدانند، به طور کامل رد میکند.
همانطور که در حیوانات تنوع گستردهای در رنگ، اندازه، رفتار و رژیم غذایی وجود دارد، در گرایش و رفتار جنسی نیز این تنوع ذاتی و طبیعی مشاهده میشود.
✅ بنابراین نه تنها در انسان، بلکه در سراسر قلمرو جانوران، گرایشها و رفتارهای جنسی متنوع و مختلفی به صورت ذاتی وجود دارد و این موضوع کاملاً عادی است.
🦖 @Evolution_iran
این رفتارها محدود به چند گونه نیست؛ بلکه در حدود ۱۵۰۰ گونه جانوری از پستانداران و پرندگان گرفته تا خزندگان، دوزیستان، حشرات و حتی کرمها مشاهده شده است. تنها در بین پستانداران، این رفتار در بیش از ۳۰۰ گونه دیده شده است.
🔵 چرا این رفتارها از نظر تکاملی توجیه میشوند؟
این سؤال بزرگی در زیستشناسی تکاملی است: اگر تولیدمثل هدف نهایی است، چرا رفتارهای غیرتولیدمثلی وجود دارند؟ دانشمندان چندین توضیح برای آن ارائه دادهاند:
1. ایجاد پیوند اجتماعی
این رفتارها به کاهش تنش در گروه، ایجاد اتحاد و همکاری کمک میکنند. یک گروه منسجم شانس بقا و موفقیت بیشتری دارد مثل دلفینها و بونوبوها
2. تمرین و آموزش
جوانترها ممکن است با انجام این رفتارها، برای جفتگیری موفق با جنس مخالف در آینده تمرین کنند.
3. سازگاری و کمک به خویشاوندان
یک حیوان که مستقیماً تولیدمثل نمیکند، ممکن است با کمک به بزرگ کردن فرزندان خویشاوندان خود که بخشی از ژنهای مشترک را دارند، به بقای ژنهایش کمک کند مثل دایی یا عمه شدن.
4. احتمالا مدیریت جمعیت
ممکن است این رفتارها به تنظیم طبیعی جمعیت و جلوگیری از افزایش بیش از حد کمک کند.
5. صرفاً یک رفتار ذاتی و طبیعی: مهمتر از همه، این دیدگاه وجود دارد که این رفتارها لزوماً نیاز به یک دلیل تکاملی خاص ندارند. آنها به سادگی بخشی از طبیعت و طیف طبیعی رفتارهای جنسی هستند که در یک گونه وجود دارد.
این مشاهدات علمی، ادعاهای افرادی که همجنسگرایی را برخلاف طبیعت جانور یا ناشی از تربیت نادرست انسان میدانند، به طور کامل رد میکند.
همانطور که در حیوانات تنوع گستردهای در رنگ، اندازه، رفتار و رژیم غذایی وجود دارد، در گرایش و رفتار جنسی نیز این تنوع ذاتی و طبیعی مشاهده میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ قطعا یک «نه»است.
دیدگاهها در ادیان مختلف بسیار متنوع است و بسته به فرقه، فرهنگ و تفسیر متون مقدس تغییر میکند.
اما در مسیحیت، برخی فرقههای مدرن نه تنها آن را میپذیرند، بلکه ازدواج همجنس را به رسمیت می شناسند و افراد +LGBTQ را برای کشیشی یا رهبری مذهبی واجد شرایط میدانند.
این محکومیتها معمولاً برای حفظ نظم اجتماعی، ساختار خانواده و بقای گروهی شکل گرفتهاند.
♾ این توضیحات بر اساس توزیع منابع علمی است و نشان میدهد که محکومیت بیشتر یک سازگاری اجتماعی-فرهنگی بوده تا یک اصل جهانی مذهبی. تحقیقات مدرن تأکید میکند که تنوع جنسی طبیعی و ژنتیکی است، و نگرشهای مذهبی در حال تکامل هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر هرگز نتوانید حتی یک خاطره جدید بسازید، زندگیتان چگونه میشود؟
™️کاری از گروه تکامل😀 Majia
🎙 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
⌛ https://www.brainfacts.org/3d-brain#intro=true
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه شکلگیری سوختهای فسیلی و میزان مصرف آن
ما هر روز در حال سوزاندن کربنی هستیم که میلیونها سال است در دل زمین و به شکل زغال یا نفت و سایر سوختهای فسیلی ذخیره شده است.
ما برای تامین برق مصرفی فقط یک خانه معمولی در سال، چیزی معادل یک جنگل کوچک از درختان دوره کربونیفر را میسوزانیم!
نفت و مشتقات آن نیز در واقع فسیل فیتوپلانکتونهایی هستند که میلیونها سال قبل در اقیانوسها زندگی میکردند.
در این مورد هم، ما برای هر سانتیمتر حرکت یک اتومبیل معمولی، حدود ۲۰ میلیارد پلانکتون باستانی را میسوزانیم.
در ویدئو حاضر، بطور خلاصه نحوه شکلگیری سوختهای فسیلی و میزان مصرف آن را خواهید دید.
™️کاری از گروه تکامل
😀 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
ما هر روز در حال سوزاندن کربنی هستیم که میلیونها سال است در دل زمین و به شکل زغال یا نفت و سایر سوختهای فسیلی ذخیره شده است.
سال ۲۰۱۸، ما معادل صد برابر تمام موجودات زنده امروزی سوخت فسیلی سوزانده ایم!زغالسنگ یکی از انواع سوختهای فسیلی است که محصول بقایای درختان جنگلهای دوران کربونیفر در حوالی ۴۰۰میلیون سال قبل میباشد.
این یعنی هر سال ۱۰۰ برابر جرم تمام موجودات زنده امروزی را سوزانده و به صورت دیاکسیدکربن وارد اتمسفر میکنیم!
ما برای تامین برق مصرفی فقط یک خانه معمولی در سال، چیزی معادل یک جنگل کوچک از درختان دوره کربونیفر را میسوزانیم!
نفت و مشتقات آن نیز در واقع فسیل فیتوپلانکتونهایی هستند که میلیونها سال قبل در اقیانوسها زندگی میکردند.
در این مورد هم، ما برای هر سانتیمتر حرکت یک اتومبیل معمولی، حدود ۲۰ میلیارد پلانکتون باستانی را میسوزانیم.
در ویدئو حاضر، بطور خلاصه نحوه شکلگیری سوختهای فسیلی و میزان مصرف آن را خواهید دید.
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صداهای پنهان گذشته: اسکیزوفرنی یا الهام خدایان.
👁 حدود صد تا صد و پنجاه هزار سال پیش، زمانی که انسانهای اولیه از آفریقا به سرزمینهای ناشناخته مهاجرت میکردند، نشانههای اولیه اسکیزوفرنی در میان آنها پدیدار شد. مغز انسان پیچیدهتر میشد و تواناییهایی مانند زبان و خلاقیت شکل میگرفت. ژنهایی مانند NPAS3 و ZNF804A به ارتباطات عصبی پیچیدهتر کمک کردند که برای تفکر اجتماعی و خلاقیت مفید بود، اما در برخی افراد، به توهم و باورهای غیرواقعی منجر شد.
این ژنها به خویشاوندان سالم امکان خلاقیت بیشتر یا مقاومت در برابر بیماریهای عفونی را میدادند و در جمعیت ماندگار شدند.
🔴 شواهد تاریخی برای این نقشها محدود اما معنادار است. مطالعات انسانشناسی، مانند کارهایی که در مقاله American Journal of Psychiatry سال ۲۰۲۰ ذکر شده، نشان میدهد که در جوامع اولیه، رفتارهای شبیه اسکیزوفرنی گاهی با نقشهای معنوی مرتبط بود.
🔴 همچنین، بررسیهای قومنگاری از قبایل بومی مدرن، مانند قبیلههای آفریقایی یا بومیان استرالیا، نشان میدهد که شمنها اغلب علائم خفیف روانپریشی مانند توهم داشتند.
🟢 در مصر باستان، حدود سه هزار و پانصد سال پیش، پاپیروسی ایبِرس( پزشکی) از حالاتی شبیه جنون سخن میگوید که به علائم اسکیزوفرنی شباهت دارد.
🟢 در یونان باستان، حدود چهارصد سال پیش از میلاد، از بیمارانی نوشته اند که صداهای غیرواقعی میشنیدند.
🟢 در قرون وسطی، در سال ۱۶۷۷ در انگلستان، مردی به نام جان گزارش شد که صداهای شیطانی میشنید و فکر میکرد شیطان او را تعقیب میکند، یکی از قدیمیترین توصیفهای دقیق اسکیزوفرنی.
🟢 در قرن نوزدهم، امیل کرپلین این علائم را از دیگر بیماریهای روانی جدا کرد و در سال ۱۹۱۱،اویگِن بلولر اصطلاح اسکیزوفرنی را ابداع کرد.
مطالعات ژنتیکی، مانند مقاله Nature Mental Health سال ۲۰۲۵ نشان میدهد این ژنها به تنظیم سیناپسهای مغزی کمک میکنند که برای خلاقیت ضروریاند، اما در برخی افراد به اختلال منجر میشوند.
اسکیزوفرنی بخشی از داستان تکامل ماست، نشانهای از پیچیدگی ذهن انسان که از انسانهای اولیه تا امروز همراه ما بوده است.
🦖 @Evolution_iran
این ژنها به خویشاوندان سالم امکان خلاقیت بیشتر یا مقاومت در برابر بیماریهای عفونی را میدادند و در جمعیت ماندگار شدند.
👻 در جوامع شکارچی-گردآورنده، افرادی که توهم داشتند گاهی نقش ویژهای به عنوان شمن یا واسطه با دنیای ارواح پیدا میکردند.
آنها صداهایی میشنیدند یا تصاویری میدیدند که دیگران نمیدیدند، و این تجربیات را به عنوان پیامهایی از ارواح یا خدایان تفسیر میکردند. این افراد داستانهایی تعریف میکردند که قبیله را متحد میکرد، آیینهایی برای شکار موفق یا درمان بیماریها برگزار میکردند و به حفظ فرهنگ و هویت گروه کمک میکردند. مثلاً، شمن ممکن بود ادعا کند که روح حیوان راهنمایی برای یافتن شکار به او داده، یا با داستانهایش ترس قبیله از بلایای طبیعی را کاهش دهد. این نقشها، بهویژه در جوامع کوچک ارزش اجتماعی بالایی داشت و افراد مبتلا را از طرد شدن نجات میداد و جایگاه رهبری پیدا میکردند.
مطالعات ژنتیکی، مانند مقاله Nature Mental Health سال ۲۰۲۵ نشان میدهد این ژنها به تنظیم سیناپسهای مغزی کمک میکنند که برای خلاقیت ضروریاند، اما در برخی افراد به اختلال منجر میشوند.
اسکیزوفرنی بخشی از داستان تکامل ماست، نشانهای از پیچیدگی ذهن انسان که از انسانهای اولیه تا امروز همراه ما بوده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱. قهوه و طول عمر: علم میگوید قهوه بنوشید تا بیشتر عمر کنید!
[مطالعه دانشگاه هاروارد- ارتباط قهوه با کاهش مرگ و میر]
۲. قهوه و ژنتیک: چرا بعضی ها با یک فنجان قهوه، ۳ روز بیدار میمانند!
[مطالعه ژنتیکی روی متابولیسم کافئین ]
این پژوهش تأکید میکند که واکنش شما به قهوه یک امضای ژنتیکی منحصربهفرد است و نه ضعف اراده اگر شما هم بعد از یک لاته عصرگاهی تا صبح به سقف خیره میشوید، تقصیر شما نیست، تقصیر اجداد شماست!
۳. قهوه و محیط زیست: آینده قهوه در گرمایش جهانی
[ به گزارش نشنال جئوگرافیک تغییرات آب و هوایی - تأثیر گرمایش بر کشت قهوه]
۴. فناوریهای جدید قهوه: از دانه تا فنجان
[گزارش از روندهای فناوری در صنعت قهوه]
🕦 زمان و مقدار مصرف
پیشنهاد می شود بهترین زمان مصرف قهوه اواسط تا اواخر صبح باشد، یعنی زمانی که سطح هورمون کورتیزول که طبیعی بدن را در حالت هوشیاری نگه میدارد از اوجش در صبحگاه پایین آمده است. این زمان تقریباً بین ۹:۳۰ تا ۱۱:۳۰ صبح است.
اگر قهوه را خیلی نزدیک به زمان خواب مصرف کنیم، میتواند باعث اختلال در خواب شود. بنابراین باید مصرف قهوه را در ساعات بعدازظهر دیر یا عصر محدود کرد.
مقدار کافیین روزانه که در مطالعات ایمن شناخته شده حدود ۴۰۰ میلیگرم برای بزرگسالان سالم است معادل تقریباً ۳ تا ۴ فنجان قهوهی دمکرده، بسته به نوع قهوه و اندازه فنجان.
روز جهانی قهوه مبارک!
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جِین گودال، زنی که زندگیاش را وقف شناخت طبیعت، حیوانات و آموزشِ نسل جوان کرد، در سن ۹۱ سالگی درگذشت 🖤
او شصت سال از زندگیاش را صرف زندگی در طبیعت و مطالعهٔ شامپانزهها کرد. مشاهدات و کشفیات بیشمار او در طول زندگی پربارش مرزهای علم را شکستند و درک ما را از طبیعت، حیات و انسان، واقعیتر و شفافتر کردند.
او در سال ۱۹۷۷، مؤسسهی جین گودال را بنیان گذاشت تا تحقیقاتی که سالها قبل خودش آغاز کرده بود ادامه پیدا کند و حفاظت از زیستبومها و حیوانات در سطح جهان تقویت شود.
او برنامهی Roots & Shoots را کلید زد تا حرکتی جهانی برای تشویق جوانان به فعالیتهای زیستمحیطی و آگاهیبخشی در این زمینه باشد.
جِین گودال نه تنها دانشمند، بلکه معلمی بود که باور داشت «هر کاری، هر چقدر کوچک، اگر با اشتیاق باشد، میتواند تغییر ایجاد کند.»
او بارها با صدایی آرام، اما جدی، با جهان سخن گفت: دربارهی مسئولیت ما نسبت به زمین، دربارهی نقشِ انسانها در حفظ حیات متنوع سیاره و دربارهی امید.
امروز، زمین یکی از بزرگترین حامیان همزیستی انسان با طبیعت را از دست داد، اما میراث او همواره زنده خواهد ماند.
🦖 @Evolution_iran
او شصت سال از زندگیاش را صرف زندگی در طبیعت و مطالعهٔ شامپانزهها کرد. مشاهدات و کشفیات بیشمار او در طول زندگی پربارش مرزهای علم را شکستند و درک ما را از طبیعت، حیات و انسان، واقعیتر و شفافتر کردند.
او در سال ۱۹۷۷، مؤسسهی جین گودال را بنیان گذاشت تا تحقیقاتی که سالها قبل خودش آغاز کرده بود ادامه پیدا کند و حفاظت از زیستبومها و حیوانات در سطح جهان تقویت شود.
او برنامهی Roots & Shoots را کلید زد تا حرکتی جهانی برای تشویق جوانان به فعالیتهای زیستمحیطی و آگاهیبخشی در این زمینه باشد.
جِین گودال نه تنها دانشمند، بلکه معلمی بود که باور داشت «هر کاری، هر چقدر کوچک، اگر با اشتیاق باشد، میتواند تغییر ایجاد کند.»
او بارها با صدایی آرام، اما جدی، با جهان سخن گفت: دربارهی مسئولیت ما نسبت به زمین، دربارهی نقشِ انسانها در حفظ حیات متنوع سیاره و دربارهی امید.
امروز، زمین یکی از بزرگترین حامیان همزیستی انسان با طبیعت را از دست داد، اما میراث او همواره زنده خواهد ماند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روزی که رونی از زندان آزاد شد و فعالیتش را شروع کرد ،فکر می کردم بهتر از این نمی شود تا چهار ماه پیش شاهکارش را رو کرد .
💪 این موزیک به این واقعیت می پردازد که اگر عمیقأ وارد دین شوید خواهید فهمید خدا سلاحی است که بسیاری از مردم برای جنگ و شروع درگیری از آن استفاده می کنند و در نهایت رفته رفته هاله نورانی محو می شود و حقیقت آشکار.
همان طور که در اول موزیک ویدیو می بینید رونی مظهر مسیحیت و خود کلیسا( گوشواره صلیب به گوش دارد) است و به خدا که معشوقه اش است میگوید ؛
«هر چه بیشتر در من فرو روی من بیشتر فرو می ریزم .»
🤬 داستان از اینجا شروع می شود که رونی میگوید ؛
نمی تونم جلوی کنجکاوی خودم را در سوراخ خرگوش بگیرم مثل آلیس در سرزمین عجایب (اشاره به هزار توی ذهن پیچیده و هذیان گوی انسان دارد ) درون آن سوراخ خرگوش، اغواگری می بیند و می گوید خدا یک زن است پس خدا یک سلاح است و من او را می پرستم و سپس تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که به گفتن بیهوده نام تو (معشوقه اش که خداست) که ذکر گفتن در ادیان است، فکر کنم،
پس بهتره با من ازدواج کنی .
👼 خدا هم که اصلا صحبت نمیکند.
💀 💀 از اواسط ویدیو مرلین مانسون وارد می شود،نماد شیطان (که مظهر طغیان و سرکشی است ) و می گوید؛
من نمی توانم جلوی گناه را بگیرم
هالهام فقط یک حفره است
«هر چه عمیقتر به درونت بروم، تو بیشتر سقوط میکنی»
میگویند خدا یک سلاح است،
خب که چی! من یک نارنجک دستی هستم.
سعی کن این حلقه را از من بگیری( اشاره به ضامن نارنجک)
تماشا کن که چگونه منفجر میشوم
پس میتوانی همین حالا مرا دفن کنی.
🖕 منسون نه تنها یک سلاح در دست دارد ،بلکه خود را یک سلاح می بیند که توان رویارویی با خدا را دارد .
در نهایت وقتی کلیسا در حال معاشقه با خداست مردم می میرند.
و در پایان این شیطان است که بر سر اجساد از درد نعره می کشد ، در حالی که با ورود منسون در ابتدا می بینید بر سر اجساد نشسته و بنظر می رسد قربانیانش هستند.
🏆 این ویدئو و ترانه اش به جنبه های مختلفی از ابعاد زیست بشر اشاره دارد که منتظر هستم شما بنویسید از جمله بر ساخت های اجتماعی ، مرد سالاری و قدرت زنانگی .
بعد از این پست به قول رونی:
می خوام چمن ها رو حرص کنم تا مار رو ببینید.
#Falling_In_Reverse
#Alternative_Metal
God Is A Weapon (feat. Marilyn Manson)
🦖 @Evolution_iran
🚫 توجه برخی مخاطبان عنوان می کنند این ویدئو بسیار تحریک کننده است
همان طور که در اول موزیک ویدیو می بینید رونی مظهر مسیحیت و خود کلیسا( گوشواره صلیب به گوش دارد) است و به خدا که معشوقه اش است میگوید ؛
«هر چه بیشتر در من فرو روی من بیشتر فرو می ریزم .»
نمی تونم جلوی کنجکاوی خودم را در سوراخ خرگوش بگیرم مثل آلیس در سرزمین عجایب (اشاره به هزار توی ذهن پیچیده و هذیان گوی انسان دارد ) درون آن سوراخ خرگوش، اغواگری می بیند و می گوید خدا یک زن است پس خدا یک سلاح است و من او را می پرستم و سپس تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که به گفتن بیهوده نام تو (معشوقه اش که خداست) که ذکر گفتن در ادیان است، فکر کنم،
پس بهتره با من ازدواج کنی .
من نمی توانم جلوی گناه را بگیرم
هالهام فقط یک حفره است
«هر چه عمیقتر به درونت بروم، تو بیشتر سقوط میکنی»
میگویند خدا یک سلاح است،
خب که چی! من یک نارنجک دستی هستم.
سعی کن این حلقه را از من بگیری( اشاره به ضامن نارنجک)
تماشا کن که چگونه منفجر میشوم
پس میتوانی همین حالا مرا دفن کنی.
در نهایت وقتی کلیسا در حال معاشقه با خداست مردم می میرند.
و در پایان این شیطان است که بر سر اجساد از درد نعره می کشد ، در حالی که با ورود منسون در ابتدا می بینید بر سر اجساد نشسته و بنظر می رسد قربانیانش هستند.
بعد از این پست به قول رونی:
می خوام چمن ها رو حرص کنم تا مار رو ببینید.
#Falling_In_Reverse
#Alternative_Metal
God Is A Weapon (feat. Marilyn Manson)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهاجرت پرندگان ،سفری به افسانه ها
در قرون وسطی مردم باور داشتند پرندگان در زمستان تبدیل به گونه های دیگر می شوند یا در گل لای دریاچه ها به خواب زمستانی می روند، اما یک گلوله باورها را تغییر داد...
™️کاری از گروه تکامل
🔹 دوبله فارسی
🦖 @Evolution_iran
در قرون وسطی مردم باور داشتند پرندگان در زمستان تبدیل به گونه های دیگر می شوند یا در گل لای دریاچه ها به خواب زمستانی می روند، اما یک گلوله باورها را تغییر داد...
یک دایرةالمعارف آنلاین و بینظیر که تمام گونههای پرندگان جهان را پوشش میدهد.📌 https://birdsoftheworld.org/bow/home
™️کاری از گروه تکامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حدود ۹۰٪ دانش روانشناسی ما از مطالعه تنها ۱۲٪ مردم جهان، یعنی جوامع WEIRD، شکل گرفته است!
اغلب ادعاهای عمومی روانشناسی دربارهٔ انسان، بر پایهای محدود از دادههایی استوار شده که تنها نمایندهٔ بخش کوچکی از تنوع فرهنگی و اجتماعی انسانها است.
😀 مفهوم WEIRD:
این اصطلاح، که از حروف آغازین Western (غربی)، Educated (تحصیلکرده)، Industrialized (صنعتی)، Rich (ثروتمند) و Democratic (دموکراتیک) ساخته شده، به گروهی از جوامع اشاره دارد که تنها حدود ۱۲٪ از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما نزدیک به ۹۰٪ شرکتکنندگان در پژوهشهای روانشناسی و علوم رفتاری از این گروهاند. در نتیجه، علمی که ادعای جهانی بودن دارد، در حقیقت بیشتر بازتابدهنده ویژگیهای یک فرهنگ خاص و محدود است که به کل جهان تعمیم داده شده.(البته به ناچار نه از روی غرض ورزی)
🔗 نشانههای ناکارآمدی پارادایم کنونی: ادارک بصری ، هوش و احساسات
▪️ آزمونهای هوش: آیا یک کشاورز اندونزیایی که با مهارت اکوسیستم جنگل را تحلیل و پیشبینی میکند، واقعاً از دانشجویی نیویورکی که در حل مسائل انتزاعی چابک است، کمهوشتر است؟ خیر! آزمونهای استاندارد هوش، مانند WAIS، که بر پایه نمونههای جمعیت WEIRD طراحی شدهاند، هوش را نه بهعنوان یک ظرفیت جهانشمول، بلکه به صورت مهارتهای شناختی خاص (استدلال انتزاعی، پردازش کلامی) میسنجند که در فرهنگهای غربی ارزشمندند. این سوگیری، به نتایج نامعتبر و تبعیضآمیز منجر میشود، زیرا مهارتهای عملی، اجتماعی یا زیستمحیطی جوامع غیر-WEIRD مانند جهتیابی یا حل تعارض گروهی و... نادیده گرفته میشوند. این انحصار شناختی معیارهای غربی را بهعنوان هنجار جهانی تحمیل میکند و گوناگونی هوش انسانی را به حاشیه میراند، در حالی که نیاز به ابزارهای فراگیرتر برای ارزیابی عادلانه هوش آشکار است.
▪️ احساسات: لیزا فلدمن بارت در نظریه احساسات ساختهشده میگوید که احساسات، برخلاف دیدگاه سنتی مثلا پل اکمن واکنشهای زیستی ثابت و جهانشمول نیستند. مغز با تکیه بر پیشبینیهایش، که از تجربههای پیشین، زبان فرهنگی و زمینههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، احساسات را در لحظه میسازد. آیا یک فرد در قبیله هادزای آفریقا، که یک حالت چهره را بر پایه پیوندهای گروهی میفهمد، همان احساسی را تجربه میکند که فردی در لندن با نگاهی فردگرایانه؟ باز هم خیر! فرهنگهای گوناگون واژهنامه عاطفی متفاوتی دارند؛ یک ضربان قلب تند در یک فرهنگ ممکن است شور و شوق و در دیگری تهدید جمعی خوانده شود.
▪️ ادراک بصری: آیا افراد در جوامع صنعتی و شهری که به محیطهایی با خطوط مستقیم و ساختارهای زاویهدار عادت دارند، جهان را همانگونه میبینند که مردمان قبایل بومی ساکن در محیطهای طبیعی؟ خیر! برای نمونه، در توهم مولر-لایر، که در آن خطوطی با طول یکسان به دلیل فلشهای انتهایی، کوتاهتر یا بلندتر به نظر میرسند،به شدت تحت تأثیر این توهم قرار میگیرند. اما افرادی که قبیله ای در آفریقا، زندگی می کنند به دلیل ادراک کلنگرتر و کمتر تحلیلی خود، کمتر هم فریب این توهم را میخورند. این سوگیری نشاندهنده آن است که حتی ادراک بصری، بهعنوان یکی از بنیادیترین کارکردهای شناختی، جهانشمول نیست و به شدت تحت تأثیر فرهنگ و محیط شکل میگیرد.
این سوگیریها، تنها خطاهای روششناختی نیستند؛ آنها چارچوبی را پدید آوردهاند که یک دیدگاه خاص را بهعنوان معیار جهانشمول برمینشاند و فرمان میدهد:
- ذهن سالم چگونه است؟
- رفتار عاطفی منطقی چیست؟
- زندگی بهنجار چه شکلی دارد؟
از اینرو، ما به انقلابی در علوم انسانی نیاز داریم که علم را از رویکردهای آمرانه و یکسویه به سوی توصیفی ژرف و فراگیر رهنمون شود، گوناگونی شگفتانگیز تجربههای انسانی را پاس بدارد و با بازاندیشی در روشهای علمی، به فهمی عادلانهتر و همهجانبهتر از انسان دست یابد.
🔻 به گفته توماس کوهن:
دگرگونی پارادایم، نیازمند بحرانی است که ناکارآمدی چارچوب کنونی را برملا کند یا انبوهی از شواهد که این کاستی را نمایان سازد.
✍️ R.j
#جمعیت_WEIRD
#احساسات_ساختهشده
#لیزا_فلدمن_بارت
#تست_هوش
🦖 @Evolution_iran
اغلب ادعاهای عمومی روانشناسی دربارهٔ انسان، بر پایهای محدود از دادههایی استوار شده که تنها نمایندهٔ بخش کوچکی از تنوع فرهنگی و اجتماعی انسانها است.
این اصطلاح، که از حروف آغازین Western (غربی)، Educated (تحصیلکرده)، Industrialized (صنعتی)، Rich (ثروتمند) و Democratic (دموکراتیک) ساخته شده، به گروهی از جوامع اشاره دارد که تنها حدود ۱۲٪ از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما نزدیک به ۹۰٪ شرکتکنندگان در پژوهشهای روانشناسی و علوم رفتاری از این گروهاند. در نتیجه، علمی که ادعای جهانی بودن دارد، در حقیقت بیشتر بازتابدهنده ویژگیهای یک فرهنگ خاص و محدود است که به کل جهان تعمیم داده شده.(البته به ناچار نه از روی غرض ورزی)
▪️ آزمونهای هوش: آیا یک کشاورز اندونزیایی که با مهارت اکوسیستم جنگل را تحلیل و پیشبینی میکند، واقعاً از دانشجویی نیویورکی که در حل مسائل انتزاعی چابک است، کمهوشتر است؟ خیر! آزمونهای استاندارد هوش، مانند WAIS، که بر پایه نمونههای جمعیت WEIRD طراحی شدهاند، هوش را نه بهعنوان یک ظرفیت جهانشمول، بلکه به صورت مهارتهای شناختی خاص (استدلال انتزاعی، پردازش کلامی) میسنجند که در فرهنگهای غربی ارزشمندند. این سوگیری، به نتایج نامعتبر و تبعیضآمیز منجر میشود، زیرا مهارتهای عملی، اجتماعی یا زیستمحیطی جوامع غیر-WEIRD مانند جهتیابی یا حل تعارض گروهی و... نادیده گرفته میشوند. این انحصار شناختی معیارهای غربی را بهعنوان هنجار جهانی تحمیل میکند و گوناگونی هوش انسانی را به حاشیه میراند، در حالی که نیاز به ابزارهای فراگیرتر برای ارزیابی عادلانه هوش آشکار است.
▪️ احساسات: لیزا فلدمن بارت در نظریه احساسات ساختهشده میگوید که احساسات، برخلاف دیدگاه سنتی مثلا پل اکمن واکنشهای زیستی ثابت و جهانشمول نیستند. مغز با تکیه بر پیشبینیهایش، که از تجربههای پیشین، زبان فرهنگی و زمینههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، احساسات را در لحظه میسازد. آیا یک فرد در قبیله هادزای آفریقا، که یک حالت چهره را بر پایه پیوندهای گروهی میفهمد، همان احساسی را تجربه میکند که فردی در لندن با نگاهی فردگرایانه؟ باز هم خیر! فرهنگهای گوناگون واژهنامه عاطفی متفاوتی دارند؛ یک ضربان قلب تند در یک فرهنگ ممکن است شور و شوق و در دیگری تهدید جمعی خوانده شود.
▪️ ادراک بصری: آیا افراد در جوامع صنعتی و شهری که به محیطهایی با خطوط مستقیم و ساختارهای زاویهدار عادت دارند، جهان را همانگونه میبینند که مردمان قبایل بومی ساکن در محیطهای طبیعی؟ خیر! برای نمونه، در توهم مولر-لایر، که در آن خطوطی با طول یکسان به دلیل فلشهای انتهایی، کوتاهتر یا بلندتر به نظر میرسند،به شدت تحت تأثیر این توهم قرار میگیرند. اما افرادی که قبیله ای در آفریقا، زندگی می کنند به دلیل ادراک کلنگرتر و کمتر تحلیلی خود، کمتر هم فریب این توهم را میخورند. این سوگیری نشاندهنده آن است که حتی ادراک بصری، بهعنوان یکی از بنیادیترین کارکردهای شناختی، جهانشمول نیست و به شدت تحت تأثیر فرهنگ و محیط شکل میگیرد.
این سوگیریها، تنها خطاهای روششناختی نیستند؛ آنها چارچوبی را پدید آوردهاند که یک دیدگاه خاص را بهعنوان معیار جهانشمول برمینشاند و فرمان میدهد:
- ذهن سالم چگونه است؟
- رفتار عاطفی منطقی چیست؟
- زندگی بهنجار چه شکلی دارد؟
از اینرو، ما به انقلابی در علوم انسانی نیاز داریم که علم را از رویکردهای آمرانه و یکسویه به سوی توصیفی ژرف و فراگیر رهنمون شود، گوناگونی شگفتانگیز تجربههای انسانی را پاس بدارد و با بازاندیشی در روشهای علمی، به فهمی عادلانهتر و همهجانبهتر از انسان دست یابد.
دگرگونی پارادایم، نیازمند بحرانی است که ناکارآمدی چارچوب کنونی را برملا کند یا انبوهی از شواهد که این کاستی را نمایان سازد.
#جمعیت_WEIRD
#احساسات_ساختهشده
#لیزا_فلدمن_بارت
#تست_هوش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چگونگی آشکارسازی مهاجرت انسان از طریق DNA شپشها
شپشها به عنوان انگلهای وابسته به انسان، با مهاجرتهای میزبان خود جابهجا میشوند و DNA آنها الگوهای ژنتیکی را حفظ میکند که میتواند با تاریخ بشر مقایسه شود.
فرآیند تحلیل به شرح زیر است:
🔤 جمعآوری DNA: دانشمندان DNA را از شپشها یا تخمهای آنها نیتها استخراج میکنند که از بقایای باستانی مانند مومیاییها یا مجموعههای تاریخی به دست میآید. برای مثال، در مطالعه ۲۰۱۵ از نمونههای ۴۰۰۰ ساله اسرائیلی استفاده شد، و در مطالعه ۲۰۲۵ از نمونههای قرن گذشته سورینامی.
🔤 شناسایی کلادها و هپلوتیپها: DNA میتوکندریایی یا هستهای شپشها برای تعیین گروههای ژنتیکی کلادها بررسی میشود:
🧡 کلاد A: جهانی و عمدتاً از آفریقا و آسیا منشأ گرفته است.
🧡 کلاد B: بیشتر در اروپا و آمریکا مشاهده میشود و با مهاجرتهای اخیر مرتبط است.
🧡 کلاد C: عمدتاً آفریقایی، که در خاورمیانه نشاندهنده تجارت برده بود.
🆕 یافته ۲۰۲۳: شناسایی دو کلاد اصلی، یکی آسیایی مرتبط با مهاجرت باستانی از تنگه برینگ و دیگری اروپایی مرتبط با استعمار. در آمریکای جنوبی، شپشهای هیبریدی نشاندهنده تماس فرهنگی است.
🆕 یافته ۲۰۲۵: هپلوتیپ A17 از کلاد A در سورینام، که پیشینه آفریقایی دارد و با مهاجرتهای استعماری مرتبط است.
🔤 ساخت درخت فیلوژنتیک: با مقایسه DNA قدیمی و مدرن، درخت تکاملی ساخته میشود که جدایی کلادها را نشان میدهد، مانند جدایی حدود ۱۰۰۰۰۰ سال پیش که با خروج انسان از آفریقا همخوانی دارد.
🔤 مقایسه با دادههای انسانی: DNA شپشها با DNA انسان، یافتههای باستانشناسب مانند ابزارها و فسیلها و رویدادهای تاریخی مقایسه میشود.
برای نمونه:
🔤 کلاد A با مهاجرتهای بزرگ از آفریقا به آسیا و اروپا ۵۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ سال پیش مطابقت دارد.
🔤 در آرژانتین، DNA شپشها مهاجرت از جنگلهای آمازون به کوههای آند ۵۰۰۰ تا ۶۵۰۰ کیلومتر را نشان داد.
🔤 مطالعه ۲۰۲۳: حفظ امضای ژنتیکی آسیایی در آمریکای مرکزی و اختلاط در جنوب، که با تاریخ استعمار همخوانی دارد.
🔤 مطالعه ۲۰۲۵: حضور هپلوتیپ A17 در سورینام، نشاندهنده تأثیرات مهاجرتهای ناشی از فعالیتهای استعماری و جنگ جهانی دوم.
🔤 استنتاج مهاجرتها: این تحلیلها الگوهای مهاجرتی را آشکار میسازند و با سایر شواهد علمی سازگار هستند، مانند مهاجرت دوگانه به آمریکا.
📎 Studies of Ancient Lice Reveal Unsuspected Past Migrations of Vector
این مطالعه با تحلیل DNA شپشهای ۴۰۰۰ ساله از اسرائیل، مهاجرت انسان از آفریقا به خاورمیانه را نشان داد و بیش از ۱۵۰ ارجاع دریافت کرده است.
📎 Nuclear genetic diversity of head lice sheds light on human dispersal around the world
این پژوهش DNA هستهای ۲۷۴ شپش از ۲۵ مکان جغرافیایی را بررسی کرد و نشان داد که شپشها دو بار به قاره آمریکا وارد شدند: بار اول با مهاجرتهای اولیه از آسیا (از طریق تنگه برینگ، هزاران سال پیش) و بار دوم با استعمار اروپایی. یافتههای آن شامل شناسایی کلادهای ژنتیکی آسیایی در آمریکای مرکزی و هیبریدهای اروپایی-آسیایی در آمریکای جنوبی است که تماس بومیان و اروپاییان را حدود ۵۰۰ سال پیش تأیید میکند.
📎 Genotyping specimens of human lice from a centenary entomological collectio
این پژوهش DNA شپشهای جمعآوریشده در سال ۱۹۴۱ از سورینام را تحلیل کرد و هپلوتیپ A17 از کلاد A را شناسایی کرد که پیش از این عمدتاً در آفریقا مشاهده شده بود. این یافته، نخستین گزارش از این هپلوتیپ در آمریکای جنوبی است و با مهاجرتهای استعماری و تأثیرات جنگ جهانی دوم همخوانی دارد.
#مهاجرت_انسان
🦖 @Evolution_iran
شپشها به عنوان انگلهای وابسته به انسان، با مهاجرتهای میزبان خود جابهجا میشوند و DNA آنها الگوهای ژنتیکی را حفظ میکند که میتواند با تاریخ بشر مقایسه شود.
فرآیند تحلیل به شرح زیر است:
برای نمونه:
این مطالعه با تحلیل DNA شپشهای ۴۰۰۰ ساله از اسرائیل، مهاجرت انسان از آفریقا به خاورمیانه را نشان داد و بیش از ۱۵۰ ارجاع دریافت کرده است.
این پژوهش DNA هستهای ۲۷۴ شپش از ۲۵ مکان جغرافیایی را بررسی کرد و نشان داد که شپشها دو بار به قاره آمریکا وارد شدند: بار اول با مهاجرتهای اولیه از آسیا (از طریق تنگه برینگ، هزاران سال پیش) و بار دوم با استعمار اروپایی. یافتههای آن شامل شناسایی کلادهای ژنتیکی آسیایی در آمریکای مرکزی و هیبریدهای اروپایی-آسیایی در آمریکای جنوبی است که تماس بومیان و اروپاییان را حدود ۵۰۰ سال پیش تأیید میکند.
این پژوهش DNA شپشهای جمعآوریشده در سال ۱۹۴۱ از سورینام را تحلیل کرد و هپلوتیپ A17 از کلاد A را شناسایی کرد که پیش از این عمدتاً در آفریقا مشاهده شده بود. این یافته، نخستین گزارش از این هپلوتیپ در آمریکای جنوبی است و با مهاجرتهای استعماری و تأثیرات جنگ جهانی دوم همخوانی دارد.
#مهاجرت_انسان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM