Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ اسرار نهنگ ها
☑️ مستندی جذاب از زندگی نهنگ ها
☑️ دوبله و پخش : شبکه مستند
3⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
@evolution_iran
☑️ مستندی جذاب از زندگی نهنگ ها
☑️ دوبله و پخش : شبکه مستند
3⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
@evolution_iran
◀️ انشعاب سازشی چیست ؟
انشعاب سازشی عبارت است از واگرایی تکاملی شماری از گونههای خویشاوند ، از یک یا شمار اندکی از گونههای اجدادی طی گذر از یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه .
برای کمک به توضیح علت وقوع انشعاب سازشی مفهومی را تحت عنوان مناطق سازشی مطرح میکنیم . مناطق سازشی فرصتهای بوم شناختی جدیدی هستند که ارگانیسم اجدادی از آنها بهره نگرفته است . در سطح گونه ، یک منطقه سازشی اساساً همسان با یک یا چند کنج یا کنام بوم شناختیِ مشابه است . برای مثال ، پروازهای شبانه برای شکار حشرات ، چریدن علفها ضمن مهاجرت و عبور از علفزارها و یا شنا کردن در سطح اقیانوسها برای شکار پلانکتونها میتوانند نمونه هایی از مناطق سازشی باشند .
هنگامی که بسیاری از مناطق سازشی خالی میشوند ، گونه های در دسترس میتوانند سریعاً اشتقاق یابند و این مناطق را مورد بهره برداری خود قرار دهند .
به دلیل آنکه جزایر نسبت به نواحی سرزمینهای اصلی هم اندازه با عرض و موقعیت جغرافیایی مشابه شمار کمتری از گونه ها را در خود جای میدهند ، در آنها مناطق سازشی خالی بیشتری یافت میشود . برای مثال ، گروه پرندگان عسل خوار موجود در جزایر هاوایی را در نظر بگیرید . هنگامی که اجداد پرندگان نامبرده به این جزایر رسیدند ، پرندگان معدودی در آنجا وجود داشتند . نسلهای موفق این پرندگان به سرعت تنوع یافتند و گونههای جدیدی را ایجاد کردند و طی چنین فرایندی مناطق سازشی بسیاری را که در حالت عادی توسط سهره ها و خزندگان و دارکوبها اشغال میشدند به تصرف خود در آوردند . تنوع منقار آنها میتواند مثال خوبی برای پدیده تشعشع سازشی باشد . در بعضی از آنها منقار به گونهای خمیده شده است تا بتوانند شهد را از گلهای لوله ای خارج کنند ، در حالی که منقار برخی دیگر کوتاه و ضخیم شده است تا به کمک آن بتوانند پوست درختان را بشکافند و حشراتی را که زیر آنها یافت میشوند شکار کنند .
در نمونه دیگری ، مناطق سازشی خالی جزایر هاوایی به وسیله گیاهانی به نام سیلورزورد شامل ۲۸ گونه گیاهی که با هم خویشاوندی بسیار نزدیک دارند و فقط در جزایر هاوایی یافت میشوند اشغال شده است . هنگامی که اجداد اين گیاه کالیفرنیایی متعلق به تیره مرکبان (گل مینا) به جزایر هاوایی که در آنها محیطهای متفاوت بسیاری مانند محیطهای آتشفشانی ، جنگلی ، خشک ، مرطوب و باتلاقی وجود داشتند رسیدند ، نسلهای سازش پذیر و موفق این گیاه به سرعت اشتقاق یافته ، گوناگونی حاصل کردند و مناطق سازشی در دسترس بسیاری را تصرف کردند . پدیده واگرایی در برگهایشان که تحت تأثیر فرایند گزینش طبیعی دستخوش تغییر شدند ، جمعیتهای گوناگون این گیاه را قادر ساخت تا از نور و رطوبت به مقادیر متفاوتی استفاده کنند . این مثال گواه خوبی برای تشعشع سازشی است . برگهای نوعی از این گیاه که با جنگلهای تاریک و مرطوب سازش یافته اند بزرگ اند ، در حالیکه برگهای گیاهان سـاكن مناطق خشک کوچک اند . در مناطق آتشفشانی برگهای این گیاه با لایه ای از کرکهای نقره ای متراکم پوشیده شده اند تا بتوانند بخشی از پرتو فرابنفش شدید را بازتاب دهند .
انقراض ، مناطق سازشی خالی ایجاد میکند که برای گونه های باقی مانده فرصتهای مناسبی را فراهم میسازد . مثلا میلیونها سال پیش از اینکه پستانداران دستخوش تشعشع سازشی شوند و گروههای جدیدی را ایجاد کنند ، بـه شکل حـشره خواران شبگرد کوچکی می زیستند . انشعاب پستانداران احتمالا با انقراض دایناسورها آغاز شده است . پس از مرگ دایناسورها ، پستانداران به سرعت گوناگونی حاصـل کردند و مناطق سازشی متنوعی را به تصرف در آوردند . خفاشهای پرنده ، غزالهای دونده ، موشهای کور نقب زن و والهای شناگر همگی از پستانداران اجدادی ، یعنی حشره خواران کوچک منشأ گرفته اند .
@evolution_iran
انشعاب سازشی عبارت است از واگرایی تکاملی شماری از گونههای خویشاوند ، از یک یا شمار اندکی از گونههای اجدادی طی گذر از یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه .
برای کمک به توضیح علت وقوع انشعاب سازشی مفهومی را تحت عنوان مناطق سازشی مطرح میکنیم . مناطق سازشی فرصتهای بوم شناختی جدیدی هستند که ارگانیسم اجدادی از آنها بهره نگرفته است . در سطح گونه ، یک منطقه سازشی اساساً همسان با یک یا چند کنج یا کنام بوم شناختیِ مشابه است . برای مثال ، پروازهای شبانه برای شکار حشرات ، چریدن علفها ضمن مهاجرت و عبور از علفزارها و یا شنا کردن در سطح اقیانوسها برای شکار پلانکتونها میتوانند نمونه هایی از مناطق سازشی باشند .
هنگامی که بسیاری از مناطق سازشی خالی میشوند ، گونه های در دسترس میتوانند سریعاً اشتقاق یابند و این مناطق را مورد بهره برداری خود قرار دهند .
به دلیل آنکه جزایر نسبت به نواحی سرزمینهای اصلی هم اندازه با عرض و موقعیت جغرافیایی مشابه شمار کمتری از گونه ها را در خود جای میدهند ، در آنها مناطق سازشی خالی بیشتری یافت میشود . برای مثال ، گروه پرندگان عسل خوار موجود در جزایر هاوایی را در نظر بگیرید . هنگامی که اجداد پرندگان نامبرده به این جزایر رسیدند ، پرندگان معدودی در آنجا وجود داشتند . نسلهای موفق این پرندگان به سرعت تنوع یافتند و گونههای جدیدی را ایجاد کردند و طی چنین فرایندی مناطق سازشی بسیاری را که در حالت عادی توسط سهره ها و خزندگان و دارکوبها اشغال میشدند به تصرف خود در آوردند . تنوع منقار آنها میتواند مثال خوبی برای پدیده تشعشع سازشی باشد . در بعضی از آنها منقار به گونهای خمیده شده است تا بتوانند شهد را از گلهای لوله ای خارج کنند ، در حالی که منقار برخی دیگر کوتاه و ضخیم شده است تا به کمک آن بتوانند پوست درختان را بشکافند و حشراتی را که زیر آنها یافت میشوند شکار کنند .
در نمونه دیگری ، مناطق سازشی خالی جزایر هاوایی به وسیله گیاهانی به نام سیلورزورد شامل ۲۸ گونه گیاهی که با هم خویشاوندی بسیار نزدیک دارند و فقط در جزایر هاوایی یافت میشوند اشغال شده است . هنگامی که اجداد اين گیاه کالیفرنیایی متعلق به تیره مرکبان (گل مینا) به جزایر هاوایی که در آنها محیطهای متفاوت بسیاری مانند محیطهای آتشفشانی ، جنگلی ، خشک ، مرطوب و باتلاقی وجود داشتند رسیدند ، نسلهای سازش پذیر و موفق این گیاه به سرعت اشتقاق یافته ، گوناگونی حاصل کردند و مناطق سازشی در دسترس بسیاری را تصرف کردند . پدیده واگرایی در برگهایشان که تحت تأثیر فرایند گزینش طبیعی دستخوش تغییر شدند ، جمعیتهای گوناگون این گیاه را قادر ساخت تا از نور و رطوبت به مقادیر متفاوتی استفاده کنند . این مثال گواه خوبی برای تشعشع سازشی است . برگهای نوعی از این گیاه که با جنگلهای تاریک و مرطوب سازش یافته اند بزرگ اند ، در حالیکه برگهای گیاهان سـاكن مناطق خشک کوچک اند . در مناطق آتشفشانی برگهای این گیاه با لایه ای از کرکهای نقره ای متراکم پوشیده شده اند تا بتوانند بخشی از پرتو فرابنفش شدید را بازتاب دهند .
انقراض ، مناطق سازشی خالی ایجاد میکند که برای گونه های باقی مانده فرصتهای مناسبی را فراهم میسازد . مثلا میلیونها سال پیش از اینکه پستانداران دستخوش تشعشع سازشی شوند و گروههای جدیدی را ایجاد کنند ، بـه شکل حـشره خواران شبگرد کوچکی می زیستند . انشعاب پستانداران احتمالا با انقراض دایناسورها آغاز شده است . پس از مرگ دایناسورها ، پستانداران به سرعت گوناگونی حاصـل کردند و مناطق سازشی متنوعی را به تصرف در آوردند . خفاشهای پرنده ، غزالهای دونده ، موشهای کور نقب زن و والهای شناگر همگی از پستانداران اجدادی ، یعنی حشره خواران کوچک منشأ گرفته اند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیر زمانی تکامل انسان
■ تکامل چگونه کار میکند ؟!
طی ۴ میلیارد سال ، حیات زمینی از یک موجود اولیه به میلیونها نوع جاندار تحول یافت و آنچه که این تحول عظیم را ممکن ساخت ساختار حیات و مولکول شگفت انگیز DNA بود .
موجودات زنده دائما در حال تولیدمثل و کپیبرداری از DNA خود بوده و هستند . طی همانندسازیهای متعدد DNA ، خطاهای فراوانی نیز رخ میدهد که باعث تغییر صفات و خصوصیات زادهها میشوند . اکثر این تغییرات کشنده و مخرب هستند ، اما برخی نیز تصادفا ویژگیهای مطلوبی برای حامل خود به همراه دارند .
این تغییرات و تفاوتهای حاصل از کپیبرداری DNA که کاملا تصادفی و بدون هدف رخ میدهند ، ماده خام تحول موجودات هستند .
انتخاب طبیعی ، عاملی است که روی این ماده خام کار میکند و آن را به سمت هدفی خاص هدایت میکند ، به سمت سازگاری .
در طول زمان طولانی ، انباشت ویژگیها و تفاوتهای کوچک و مطلوبی که توسط انتخاب طبیعی حفظ شده اند ، سبب ظهور انواع متنوعی از جانداران میشود که خصوصیات متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند .
✅ و منبع ویدئو در یوتیوب
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
■ تکامل چگونه کار میکند ؟!
طی ۴ میلیارد سال ، حیات زمینی از یک موجود اولیه به میلیونها نوع جاندار تحول یافت و آنچه که این تحول عظیم را ممکن ساخت ساختار حیات و مولکول شگفت انگیز DNA بود .
موجودات زنده دائما در حال تولیدمثل و کپیبرداری از DNA خود بوده و هستند . طی همانندسازیهای متعدد DNA ، خطاهای فراوانی نیز رخ میدهد که باعث تغییر صفات و خصوصیات زادهها میشوند . اکثر این تغییرات کشنده و مخرب هستند ، اما برخی نیز تصادفا ویژگیهای مطلوبی برای حامل خود به همراه دارند .
این تغییرات و تفاوتهای حاصل از کپیبرداری DNA که کاملا تصادفی و بدون هدف رخ میدهند ، ماده خام تحول موجودات هستند .
انتخاب طبیعی ، عاملی است که روی این ماده خام کار میکند و آن را به سمت هدفی خاص هدایت میکند ، به سمت سازگاری .
در طول زمان طولانی ، انباشت ویژگیها و تفاوتهای کوچک و مطلوبی که توسط انتخاب طبیعی حفظ شده اند ، سبب ظهور انواع متنوعی از جانداران میشود که خصوصیات متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند .
✅ و منبع ویدئو در یوتیوب
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ اسرار نهنگ ها
☑️ مستندی جذاب از زندگی نهنگ ها
☑️ دوبله و پخش : شبکه مستند
4⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
@evolution_iran
☑️ مستندی جذاب از زندگی نهنگ ها
☑️ دوبله و پخش : شبکه مستند
4⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیارهای امروز ما فقط تصویر لحظهای در زمان است! در گذشته زمین بیشمار شکل دیگر داشته و در آینده هم خواهد داشت
پوسته زمین از صفحاتی تشکیل شده که هر یک شامل اقیانوس، قاره و یا هر دو هستند. این صفحات نسبت به هم حرکت میکنند و علت حرکت، جریان همرفتی زیر پوسته است که موجب گسترش بستر دریا در پشتههای تارپ و نابودی نهایی آنها درون ترانشههای ژرف اقیانوسی میشود
سال ۱۹۸۴ ناسا نخستین سنجشهای مستقیم رانش قاره ای را منتشر کرد. بیست ایستگاه در سرتاسر جهان برپا شدند که هر یک میتوانستند پرتوهای لیزر را به سوی ماهوارههای مجهز به بازتاب دهنده ارسال کنند. تلسکوپی نزدیک سرچشمی لیزر روی زمین بازتابهای رسیده از ماهواره ها را دریافت میکرد.
با سنجش زمان رفت و برگشت پرتو لیزر بین ماهواره و ایستگاه، ناسا فاصله تا ماهواره ها را محاسبه کرد. اگر صفحه ها حرکت کنند فاصله تا ماهواره ها باید طی زمان تغییر کند. با این روش نشان دادند که آمریکای شمالی و اروپا سالی ۱٫۵ سانتیمتر از هم دور میشوند و استرالیا با سرعت حدود ۷ سانتیمتر در سال به سوی هاوایی در حرکت است
سرعت حرکت صفحات سیاره ما تقريباً معادل سرعت رشد مو بر سر ماست
@evolution_iran
پوسته زمین از صفحاتی تشکیل شده که هر یک شامل اقیانوس، قاره و یا هر دو هستند. این صفحات نسبت به هم حرکت میکنند و علت حرکت، جریان همرفتی زیر پوسته است که موجب گسترش بستر دریا در پشتههای تارپ و نابودی نهایی آنها درون ترانشههای ژرف اقیانوسی میشود
سال ۱۹۸۴ ناسا نخستین سنجشهای مستقیم رانش قاره ای را منتشر کرد. بیست ایستگاه در سرتاسر جهان برپا شدند که هر یک میتوانستند پرتوهای لیزر را به سوی ماهوارههای مجهز به بازتاب دهنده ارسال کنند. تلسکوپی نزدیک سرچشمی لیزر روی زمین بازتابهای رسیده از ماهواره ها را دریافت میکرد.
با سنجش زمان رفت و برگشت پرتو لیزر بین ماهواره و ایستگاه، ناسا فاصله تا ماهواره ها را محاسبه کرد. اگر صفحه ها حرکت کنند فاصله تا ماهواره ها باید طی زمان تغییر کند. با این روش نشان دادند که آمریکای شمالی و اروپا سالی ۱٫۵ سانتیمتر از هم دور میشوند و استرالیا با سرعت حدود ۷ سانتیمتر در سال به سوی هاوایی در حرکت است
سرعت حرکت صفحات سیاره ما تقريباً معادل سرعت رشد مو بر سر ماست
@evolution_iran
◀️ مولکولهای حیات
با توجه به پیچیدگیهای حیات بر روی زمين انتظار میرود جانداران تنوع مولکولی بسیار زیادی داشته باشند . با این وجود تمامی مولکولهای مهم بدن جانداران ، از فیل گرفته تا باکتریها ، در چهار دسته قرار میگیرند که شامل کربوهیدرات ها ، لیپیدها ، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک میشود .
در مقیاس مولکولی ، مولکولهای موجود در سه دسته از این تركيبات (کربوهیدراتها ، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک) بسیار بزرگ هستند و درشت مولکول خوانده میشوند . برای مثال یک پروتئین ممکن است از هزاران اتم تشکیل شده باشد و حتی وزن مولکولی بیشتر از ۱۰۰,۰۰۰ دالتون داشته باشد .
شکل ساختاری یک مولکول زیستی بزرگ ، به توجیه عملکرد آن بسیار میکند . مانند ترکیبات سادهای مثل آب ، مولکولهای بزرگ زیستی نیز دارای ویژگیهای خاص خود هستند که معلول طرز قرارگیری اتمهای آنهاست .
حیات بطور کامل متشکل از عناصر معمول است و هیچ عنصر یکتا و ویژهای در ساختار بدن موجودات زنده وجود ندارد !
آنچه که باعث تفاوت میان موجود زنده و موجود غیر زنده میشود ، چینش اتمها و پیوندهای بین عناصر سازنده است .
✅ بیشتر بخوانید
@evolution_iran
با توجه به پیچیدگیهای حیات بر روی زمين انتظار میرود جانداران تنوع مولکولی بسیار زیادی داشته باشند . با این وجود تمامی مولکولهای مهم بدن جانداران ، از فیل گرفته تا باکتریها ، در چهار دسته قرار میگیرند که شامل کربوهیدرات ها ، لیپیدها ، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک میشود .
در مقیاس مولکولی ، مولکولهای موجود در سه دسته از این تركيبات (کربوهیدراتها ، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک) بسیار بزرگ هستند و درشت مولکول خوانده میشوند . برای مثال یک پروتئین ممکن است از هزاران اتم تشکیل شده باشد و حتی وزن مولکولی بیشتر از ۱۰۰,۰۰۰ دالتون داشته باشد .
شکل ساختاری یک مولکول زیستی بزرگ ، به توجیه عملکرد آن بسیار میکند . مانند ترکیبات سادهای مثل آب ، مولکولهای بزرگ زیستی نیز دارای ویژگیهای خاص خود هستند که معلول طرز قرارگیری اتمهای آنهاست .
حیات بطور کامل متشکل از عناصر معمول است و هیچ عنصر یکتا و ویژهای در ساختار بدن موجودات زنده وجود ندارد !
آنچه که باعث تفاوت میان موجود زنده و موجود غیر زنده میشود ، چینش اتمها و پیوندهای بین عناصر سازنده است .
✅ بیشتر بخوانید
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیر زمانی تکامل انسان
■ دو میلیارد سال ابتدایی حیات
پس از شکل گیری حیات ، برای حداقل ۳ میلیارد زمین در انحصار تک سلولیها بود . آنها تنها ساکنان زمین بودند و خصوصیات بیشماری را برای سازگاری و بقا در زمینِ خشن تکامل دادند .
فتوسنتز از بزرگترین تحولاتی بود که در این دوره توسط باکتریها کشف شد و آینده حیات زمینی را به کلی دگرگون کرد . این قابلیت بزرگ را تنها گروهی از باکتریها تکامل داده و انجام میدادند ، اما تاثیر آن بر تمام حیات زمینی بسیار عمیق بود . طوری که بارها حیات را به مرز نابودی کشاند و پس از آن باعث شکوفایی حیات شد !
صرف نظر از قابلیت عظیم فتوسنتز که حیات به شدت وابسته به آن است ، بسیاری از بزرگترین تحولات حیات نیز در همین دوره و توسط پروکاریوتها تکامل پیدا کردند . مسیر تکاملی یوکاریوتها در این دوران در حال طی شدن است . سلولها قابلیت هایی برای ارتباطات سلولی تکامل میدهند که نقطه آغازیست بر تشکیل بدنهای پرسلولی . قابلیت تبادل ژن که بوسیله پروکاریوتها تکامل پیدا میکنند ، سرمنشا ظهور تولیدمثل جنسی که یکی دیگر از تحولات عظیم حیات است میشود .
✅ بیشتر بخوانید
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
■ دو میلیارد سال ابتدایی حیات
پس از شکل گیری حیات ، برای حداقل ۳ میلیارد زمین در انحصار تک سلولیها بود . آنها تنها ساکنان زمین بودند و خصوصیات بیشماری را برای سازگاری و بقا در زمینِ خشن تکامل دادند .
فتوسنتز از بزرگترین تحولاتی بود که در این دوره توسط باکتریها کشف شد و آینده حیات زمینی را به کلی دگرگون کرد . این قابلیت بزرگ را تنها گروهی از باکتریها تکامل داده و انجام میدادند ، اما تاثیر آن بر تمام حیات زمینی بسیار عمیق بود . طوری که بارها حیات را به مرز نابودی کشاند و پس از آن باعث شکوفایی حیات شد !
صرف نظر از قابلیت عظیم فتوسنتز که حیات به شدت وابسته به آن است ، بسیاری از بزرگترین تحولات حیات نیز در همین دوره و توسط پروکاریوتها تکامل پیدا کردند . مسیر تکاملی یوکاریوتها در این دوران در حال طی شدن است . سلولها قابلیت هایی برای ارتباطات سلولی تکامل میدهند که نقطه آغازیست بر تشکیل بدنهای پرسلولی . قابلیت تبادل ژن که بوسیله پروکاریوتها تکامل پیدا میکنند ، سرمنشا ظهور تولیدمثل جنسی که یکی دیگر از تحولات عظیم حیات است میشود .
✅ بیشتر بخوانید
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
سیر تکامل انسان
Evolution_ir
◀️ سیر تکامل انسان
🔗 دو میلیارد سال ابتدایی حیات
▪︎ فایل صوتی یازدهم
▪︎ فایل قبلی
▪︎ فایل بعدی
@evolution_iran
🔗 دو میلیارد سال ابتدایی حیات
▪︎ فایل صوتی یازدهم
▪︎ فایل قبلی
▪︎ فایل بعدی
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیاره ماقبل تاریخ
☑️ مستند جدید و زیبا از شگفت انگیزترین جانوران زمین در تاریخ حیات
☑️ با سِر دیوید اتنبرو
1⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
🔗قسمت پنجم (آخر)
@evolution_iran
☑️ مستند جدید و زیبا از شگفت انگیزترین جانوران زمین در تاریخ حیات
☑️ با سِر دیوید اتنبرو
1⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
🔗قسمت پنجم (آخر)
@evolution_iran
◀️ مسئله واحد انتخاب !
بنظر عجیب میآید که به رغم شناخت قابل ملاحظه ما از ساختار DNA و فرایندهای حیاتی ، هنوز پرسشهای بنیادی درباره اینکه دقیقاً چه چیزی تکامل می یابد و انتخاب میشود وجود دارد ! این بحث اغلب مسئله واحد انتخاب خوانده میشود .
ریچارد داوکینز بر این نظر است که وقتی به دنبال واحد انتخاب هستیم ، باید آن ماهیت تقلیل ناپذیر را بجوییم که در طول زمان ثابت بماند ، از روی خود نسخههای عیناً مشابهی بسازد و انتخاب طبیعی بتواند برروی تغییرات خفیف آن نیز اعمال اثر کند که در این صورت جانداران به تنهایی نمیتوانند یک واحد انتخاب باشند ، چرا که جانداران از خود رونوشت تهیه نمیکنند . در تولیدمثل جنسی ، زاده ها آشکارا با والدین خود تفاوت دارند . فرایند میوز و نوترکیبی موجود در تولیدمثل جنسی ، در طی هر نسل ، آرایش ژنها را بر میزند . مثل این میماند که تیم فوتبال لیگ برتر پیش از هر مسابقه جدید مجبور باشد کاملاً منحل شده و با یک تیم دیگر بازیکن معاوضه کند . علاوه بر این ، تغییرات تصادفی که در یک جاندار روی میدهند (شاخصههای اکتسابی) در فرزندان به ارث نمیرسند . ما به دنبال واحدی هستیم که در آن تغییراتی که بر تولیدمثل اثر میگذارند به ارث برسند .
حتی جاندارانی که تولیدمثل غیر جنسی دارند نیز همانندساز به حساب نمی آیند . شته ای که قسمتی از پای خود را از دست داده ، با بکرزایی نسخه کاملی از خود را که بخشی از پای آن کوتاه شده باشد تولید نمیکند . او آشکارا تلاش میکند تا از ژنوم خود نسخهای تهیه کند .
در نتیجه ، واحد انتخاب طبیعی نه گروه است و نه فرد ، بلکه خود ژن است .
سؤال بالا را تا اندازهای میتوان با ایجاد تمایزی در میان واحدهایی که تولیدمثل میکنند و آنهایی که خود را در معرض انتخاب طبیعی قرار میدهند روشن ساخت . این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که ژنها مستقیماً در معرض نیروهای انتخابی قرار نمیگیرند . محیط خود ژنها را نمیبیند ، بلکه تنها بیان فنوتیپی ژنهای بسیاری را که در برهمکنشی با یکدیگر کار میکنند میبیند . بدین منظور داوکینز عبارت همانندسازها و حمالها را مطرح مینماید . در این دیدگاه ، جانداران برای همانندسازها حمال محسوب میشوند . خصوصیات این جانداران از سوی ژنها (با همکاری تأثیرات محیطی) به آنها اعطا میشود و این خصوصیات بقای جاندار و نهایتاً همانندساز را تحت تأثیر قرار میدهند .
از یک نظر اصولا فرقی نمیکند که خصلتهای سازگار در کجا آشکار شوند . آنها میتوانند در فرد ، گروه یا جمعیت باشند . وقتی زنبورها در زمستان دور هم جمع میشوند تا توپی متراکم را بسازند ، در واقع بر آنند تا نسبت سطح به حجم کلنی و لذا اتلاف گرما را کاهش دهند که این رفتار ارزش بقایی آشکاری دارد . این خصوصیت هندسی محصولی از کلنی حیوان است ، هر چند که ژن مسئول توسط افراد حمل میشود و احتمالا چیزی مثل چند فرمان ساده درباره نزدیک شدن به همسایهها را حکم میکند . در اکثر موارد احتمال اینکه این خصوصیات در سطح افراد بروز یابند بسیار بیشتر است . این تا حد زیادی از آن روست که راه ورودی همه ژنهای متفاوت موجود در یک بدن به نسلهای آینده یک مسیر یکسان است و ژنهای همپیکر باید برای نیل به مقصد مشترک با یکدیگر همکاری کنند . البته این مسئله منجر به این میشود که هر تضادی میان علائق ژنهای موجود در یک پیکر کنار گذارده شود . جالب اینجاست که از آنجا که ژنها اهداف تولیدمثلی خود را دنبال میکنند ، این احتمال افزایش مییابد که آنها به خود اهمیت بیشتری خواهند داد تا پیکری که آنها را پناه میدهد . اگر DNA بتواند بدون بروز یک فنوتیپ بقا یافته و همانندسازی کند ، در این صورت همین کار را خواهد کرد . این میتواند توضیح دهد که چرا بسیاری از جانداران DNA تکراری یا بنجل دارند که کارکرد آنها ، البته اگر کارکردی داشته باشند ، هنوز ناشناخته است . این موضوع تا زمانی که دیدگاه ژن گرایانه اتخاذ نکنیم به نظرمان غیر سازشی و سر در گم کننده می آید . این DNA انگلی (با فرض اینکه هیچ سودی برای حامل خود نداشته و پیامد نهایی همانندسازی آن تهی شدن منابع باشد) برای خودش بسیار سازشی است . با این همه این بحث هنوز کاملاً مرتفع نشده است .
اگر بپذیریم ژن واحد انتخاب است (که با توجه به دلایلی که در بالا ذکر شد قانع کننده به نظر میرسد) هنوز هم با مسئله به اصطلاح عدم تعادل پیوستگی روبرو هستیم . برخی ژنها در طول تولیدمثل به صورت واحدهای مستقل رفتار نمیکنند ، بلکه با ژنهای دیگر پیوسته باقی میمانند . در این صورت چه اندازه از یک قطعه ژنومی را باید واحد بنیادین پنداشت ؟
@evolution_iran
بنظر عجیب میآید که به رغم شناخت قابل ملاحظه ما از ساختار DNA و فرایندهای حیاتی ، هنوز پرسشهای بنیادی درباره اینکه دقیقاً چه چیزی تکامل می یابد و انتخاب میشود وجود دارد ! این بحث اغلب مسئله واحد انتخاب خوانده میشود .
ریچارد داوکینز بر این نظر است که وقتی به دنبال واحد انتخاب هستیم ، باید آن ماهیت تقلیل ناپذیر را بجوییم که در طول زمان ثابت بماند ، از روی خود نسخههای عیناً مشابهی بسازد و انتخاب طبیعی بتواند برروی تغییرات خفیف آن نیز اعمال اثر کند که در این صورت جانداران به تنهایی نمیتوانند یک واحد انتخاب باشند ، چرا که جانداران از خود رونوشت تهیه نمیکنند . در تولیدمثل جنسی ، زاده ها آشکارا با والدین خود تفاوت دارند . فرایند میوز و نوترکیبی موجود در تولیدمثل جنسی ، در طی هر نسل ، آرایش ژنها را بر میزند . مثل این میماند که تیم فوتبال لیگ برتر پیش از هر مسابقه جدید مجبور باشد کاملاً منحل شده و با یک تیم دیگر بازیکن معاوضه کند . علاوه بر این ، تغییرات تصادفی که در یک جاندار روی میدهند (شاخصههای اکتسابی) در فرزندان به ارث نمیرسند . ما به دنبال واحدی هستیم که در آن تغییراتی که بر تولیدمثل اثر میگذارند به ارث برسند .
حتی جاندارانی که تولیدمثل غیر جنسی دارند نیز همانندساز به حساب نمی آیند . شته ای که قسمتی از پای خود را از دست داده ، با بکرزایی نسخه کاملی از خود را که بخشی از پای آن کوتاه شده باشد تولید نمیکند . او آشکارا تلاش میکند تا از ژنوم خود نسخهای تهیه کند .
در نتیجه ، واحد انتخاب طبیعی نه گروه است و نه فرد ، بلکه خود ژن است .
سؤال بالا را تا اندازهای میتوان با ایجاد تمایزی در میان واحدهایی که تولیدمثل میکنند و آنهایی که خود را در معرض انتخاب طبیعی قرار میدهند روشن ساخت . این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که ژنها مستقیماً در معرض نیروهای انتخابی قرار نمیگیرند . محیط خود ژنها را نمیبیند ، بلکه تنها بیان فنوتیپی ژنهای بسیاری را که در برهمکنشی با یکدیگر کار میکنند میبیند . بدین منظور داوکینز عبارت همانندسازها و حمالها را مطرح مینماید . در این دیدگاه ، جانداران برای همانندسازها حمال محسوب میشوند . خصوصیات این جانداران از سوی ژنها (با همکاری تأثیرات محیطی) به آنها اعطا میشود و این خصوصیات بقای جاندار و نهایتاً همانندساز را تحت تأثیر قرار میدهند .
از یک نظر اصولا فرقی نمیکند که خصلتهای سازگار در کجا آشکار شوند . آنها میتوانند در فرد ، گروه یا جمعیت باشند . وقتی زنبورها در زمستان دور هم جمع میشوند تا توپی متراکم را بسازند ، در واقع بر آنند تا نسبت سطح به حجم کلنی و لذا اتلاف گرما را کاهش دهند که این رفتار ارزش بقایی آشکاری دارد . این خصوصیت هندسی محصولی از کلنی حیوان است ، هر چند که ژن مسئول توسط افراد حمل میشود و احتمالا چیزی مثل چند فرمان ساده درباره نزدیک شدن به همسایهها را حکم میکند . در اکثر موارد احتمال اینکه این خصوصیات در سطح افراد بروز یابند بسیار بیشتر است . این تا حد زیادی از آن روست که راه ورودی همه ژنهای متفاوت موجود در یک بدن به نسلهای آینده یک مسیر یکسان است و ژنهای همپیکر باید برای نیل به مقصد مشترک با یکدیگر همکاری کنند . البته این مسئله منجر به این میشود که هر تضادی میان علائق ژنهای موجود در یک پیکر کنار گذارده شود . جالب اینجاست که از آنجا که ژنها اهداف تولیدمثلی خود را دنبال میکنند ، این احتمال افزایش مییابد که آنها به خود اهمیت بیشتری خواهند داد تا پیکری که آنها را پناه میدهد . اگر DNA بتواند بدون بروز یک فنوتیپ بقا یافته و همانندسازی کند ، در این صورت همین کار را خواهد کرد . این میتواند توضیح دهد که چرا بسیاری از جانداران DNA تکراری یا بنجل دارند که کارکرد آنها ، البته اگر کارکردی داشته باشند ، هنوز ناشناخته است . این موضوع تا زمانی که دیدگاه ژن گرایانه اتخاذ نکنیم به نظرمان غیر سازشی و سر در گم کننده می آید . این DNA انگلی (با فرض اینکه هیچ سودی برای حامل خود نداشته و پیامد نهایی همانندسازی آن تهی شدن منابع باشد) برای خودش بسیار سازشی است . با این همه این بحث هنوز کاملاً مرتفع نشده است .
اگر بپذیریم ژن واحد انتخاب است (که با توجه به دلایلی که در بالا ذکر شد قانع کننده به نظر میرسد) هنوز هم با مسئله به اصطلاح عدم تعادل پیوستگی روبرو هستیم . برخی ژنها در طول تولیدمثل به صورت واحدهای مستقل رفتار نمیکنند ، بلکه با ژنهای دیگر پیوسته باقی میمانند . در این صورت چه اندازه از یک قطعه ژنومی را باید واحد بنیادین پنداشت ؟
@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ مقاومت آنتیبیوتیکی
یکی از ناراحت کنندهترین اثرات تكامل، پیدایش سریع مقاومت به آنتیبیوتیک در باکتریهاست.
باکتریها سریعتر از همه موجودات تولیدمثل میکنند، در نتیجه جمعیت آنها میتواند ظرف چند روز صفات جدید تولید کند!
پنی سیلین در سال ۱۹۴۵ کشف شد و پس از آن آنتیبیوتیکهای جدید بسیاری ساخته شده اند. با وجود این، آنتی بیوتیکهای جدید هم خیلی زود در فرایند تکامل توسط دودمانهایی از باکتریها خنثی میشوند
علت این پدیده آن است که خود آنتیبیوتیک یک فشار انتخابی بر روی باکتریها ایجاد میکند، در نتیجه انتخاب طبیعی وارد عمل شده و در جهت مقاومت نسبت به آنتیبیوتیک عمل میکند .
این کار با از بین بردن همه باکتریها، جز آنها که با جهشهای ژنتیکی میتوانند اثر آنتی بیوتیک را خنثی کنند انجام میگیرد.
آنتی بیوتیک اصطلاحا صحنه رقابت را آماده میکند
از سوی دیگر، گر چه باکتریها به روش جنسی تولیدمثل نمیکنند، اما راههایی برای تبادل اطلاعات ژنتیکی دارند. آنها میتوانند ژن مبادله کنند، حتی با انواع دیگر باکتریها .
این قابلیت به باکتریها این امکان را میدهد که نه تنها به یک، بلکه به چند دارو مقاوم شوند!
@evolution_iran
یکی از ناراحت کنندهترین اثرات تكامل، پیدایش سریع مقاومت به آنتیبیوتیک در باکتریهاست.
باکتریها سریعتر از همه موجودات تولیدمثل میکنند، در نتیجه جمعیت آنها میتواند ظرف چند روز صفات جدید تولید کند!
پنی سیلین در سال ۱۹۴۵ کشف شد و پس از آن آنتیبیوتیکهای جدید بسیاری ساخته شده اند. با وجود این، آنتی بیوتیکهای جدید هم خیلی زود در فرایند تکامل توسط دودمانهایی از باکتریها خنثی میشوند
علت این پدیده آن است که خود آنتیبیوتیک یک فشار انتخابی بر روی باکتریها ایجاد میکند، در نتیجه انتخاب طبیعی وارد عمل شده و در جهت مقاومت نسبت به آنتیبیوتیک عمل میکند .
این کار با از بین بردن همه باکتریها، جز آنها که با جهشهای ژنتیکی میتوانند اثر آنتی بیوتیک را خنثی کنند انجام میگیرد.
آنتی بیوتیک اصطلاحا صحنه رقابت را آماده میکند
از سوی دیگر، گر چه باکتریها به روش جنسی تولیدمثل نمیکنند، اما راههایی برای تبادل اطلاعات ژنتیکی دارند. آنها میتوانند ژن مبادله کنند، حتی با انواع دیگر باکتریها .
این قابلیت به باکتریها این امکان را میدهد که نه تنها به یک، بلکه به چند دارو مقاوم شوند!
@evolution_iran
◀️ ژنوم
برای اینکه یک ژن فعال شود لازم است که مولکولها اعمال پیچیدهای انجام دهند . نواحی غیرفعال ژنوم به طور محکم روی هم پیچ خورده اند و دور مولکولهای کوچک دیگر جمع شده اند تا داخل هسته جا شوند . این نواحی بسته اند و از این رو نسبتاً غیر فعال اند . برای اینکه یک ناحیه از ژنوم فعال شود ، ابتدا باید حلقههای آن باز شود تا بتواند منجر به ساخت پروتئین شود . اینها تنها گامهای ابتدایی در یک رقص حرکتی دقیق است که ژنها را روشن یا خاموش میکند .
برای اینکه یک ژن فعال شود لازم است که سوئیچ
آن با مولکولهای دیگر تماس برقرار کند و به ناحیه ای در مجاورت خود ژن متصل شود . این اتصالات ژن را تحریک میکنند که یک پروتئین بسازد .
گاهی نیز سوئیچ در فاصله نسبتا زیادی از ژن اصلی قرار دارد و لازم است که سوئیچ در مسافت بسیار زیادی تا بخورد تا فعالیت ژن را آغاز کند . بنابراین، مراحل کامل رقصی که برای فعال شدن ژن انجام میشود به این صورت است که ژنوم باز میشود ، ژن و ناحیه کنترلی آن را آشکار میکند ، قطعات به هم متصل میشوند و یک پروتئین ساخته میشود .
این کار در تمام سلولها برای هر کدام از پروتئینها اتفاق می افتد . یک رشته دو متری DNA به حدی پیچ خورده که اندازه آن کوچکتر از سر سنجاق است . حالا تصور کنید که این مولکول ظرف چند میکروثانیه باز و بسته میشود ، به خود میپیچد و تاب میخورد تا هزاران ژن را در هر ثانیه فعال کند . از لحظه لقاح و در تمام عمر ، ژنهایمان مدام روشن و خاموش میشوند . زندگی ما به صورت یک سلول واحد شروع میشود ، در طول زمان سلولها تکثیر پیدا میکنند و مجموعه ای از ژنها برای کنترل رفتار آنها فعال میشوند تا بافتها و اعضای بدن ما را بسازند . در حالی که این مطلب را میخوانید ژنها در تمام تریلیونها سلول ما فعال میشوند . DNA حاوی قدرت رایانشی در حد چندین ابر رایانه است . با این دستورالعملها ، لیست نسبتاً کوچکی از بیست هزار ژن میتواند بدنهای پیچیده کرمها ، مگسها و انسانها را با استفاده از نواحی کنترلی که در ژنوم پراکنده است بسازد . تغییرات ایجاد شده در این ماشین بسیار پیچیده و پویا ، زیربنای تکامل تمام جانداران کره زمین است . DNA ما که مدام در حال پیچیده شدن ، باز شدن و تا خوردن است ، مانند یک استاد بندباز است ، هدایت کننده تکوین و تکامل .
@evolution_iran
برای اینکه یک ژن فعال شود لازم است که مولکولها اعمال پیچیدهای انجام دهند . نواحی غیرفعال ژنوم به طور محکم روی هم پیچ خورده اند و دور مولکولهای کوچک دیگر جمع شده اند تا داخل هسته جا شوند . این نواحی بسته اند و از این رو نسبتاً غیر فعال اند . برای اینکه یک ناحیه از ژنوم فعال شود ، ابتدا باید حلقههای آن باز شود تا بتواند منجر به ساخت پروتئین شود . اینها تنها گامهای ابتدایی در یک رقص حرکتی دقیق است که ژنها را روشن یا خاموش میکند .
برای اینکه یک ژن فعال شود لازم است که سوئیچ
آن با مولکولهای دیگر تماس برقرار کند و به ناحیه ای در مجاورت خود ژن متصل شود . این اتصالات ژن را تحریک میکنند که یک پروتئین بسازد .
گاهی نیز سوئیچ در فاصله نسبتا زیادی از ژن اصلی قرار دارد و لازم است که سوئیچ در مسافت بسیار زیادی تا بخورد تا فعالیت ژن را آغاز کند . بنابراین، مراحل کامل رقصی که برای فعال شدن ژن انجام میشود به این صورت است که ژنوم باز میشود ، ژن و ناحیه کنترلی آن را آشکار میکند ، قطعات به هم متصل میشوند و یک پروتئین ساخته میشود .
این کار در تمام سلولها برای هر کدام از پروتئینها اتفاق می افتد . یک رشته دو متری DNA به حدی پیچ خورده که اندازه آن کوچکتر از سر سنجاق است . حالا تصور کنید که این مولکول ظرف چند میکروثانیه باز و بسته میشود ، به خود میپیچد و تاب میخورد تا هزاران ژن را در هر ثانیه فعال کند . از لحظه لقاح و در تمام عمر ، ژنهایمان مدام روشن و خاموش میشوند . زندگی ما به صورت یک سلول واحد شروع میشود ، در طول زمان سلولها تکثیر پیدا میکنند و مجموعه ای از ژنها برای کنترل رفتار آنها فعال میشوند تا بافتها و اعضای بدن ما را بسازند . در حالی که این مطلب را میخوانید ژنها در تمام تریلیونها سلول ما فعال میشوند . DNA حاوی قدرت رایانشی در حد چندین ابر رایانه است . با این دستورالعملها ، لیست نسبتاً کوچکی از بیست هزار ژن میتواند بدنهای پیچیده کرمها ، مگسها و انسانها را با استفاده از نواحی کنترلی که در ژنوم پراکنده است بسازد . تغییرات ایجاد شده در این ماشین بسیار پیچیده و پویا ، زیربنای تکامل تمام جانداران کره زمین است . DNA ما که مدام در حال پیچیده شدن ، باز شدن و تا خوردن است ، مانند یک استاد بندباز است ، هدایت کننده تکوین و تکامل .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیاره ماقبل تاریخ
☑️ مستند جدید و زیبا از شگفت انگیزترین جانوران زمین در تاریخ حیات
☑️ با سِر دیوید اتنبرو
2⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
🔗 قسمت پنجم
@evolution_iran
☑️ مستند جدید و زیبا از شگفت انگیزترین جانوران زمین در تاریخ حیات
☑️ با سِر دیوید اتنبرو
2⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
🔗 قسمت پنجم
@evolution_iran
◀️ همنوع خواری در انسان نئاندرتال
آیا نئاندرتالها همنوع خوار بودهاند ؟
پاسخی که در طول سالیان به این سوال داده میشد چندان خالی از پیشداوری به نظر نمیرسد !
به لحاظ علمی ، در همنوع خواری نمیتوان قطعات گوشت و ماهیچه جسد را جدا کرد ، بطوری که استخوانها از هم جدا نشوند و اتصالشان بر هم نخورد . بنابراین آثار برش موجود بر روی استخوانهای نئاندرتالهای کشف شده از برخی مناطق شاید در اثر جدا کردن پوست و ماهیچه ها از استخوانها ایجاد شده باشد ، اما باز هم لزوماً دلیلی بر اثبات هم نوع خواری نیست .
ما میدانیم که در فرهنگهای کهن اعتقاداتی از این دست که قدرت شخص مرده به وسیله خوردن گوشتش به بازماندگان منتقل میشود وجود داشته است ، بنابراین شاید در نتیجه این اعتقادات گوشت مرده را خورده باشند .
با اینحال بقایایی از نئاندرتالها در کشور کرواسی به دست آمده که قائل شدن این تفاوت در مورد آنها بسیار مشکلتر است ، چرا که در آنها علاوه بر اثر برش ، علائمی از خردشدگی و سوختگی نیز بر روی استخوانها وجود دارد که نشان میدهد ظاهراً نئاندرتالها پس از شکستن استخوانها از مغز آن تغذیه کرده اند .
بقایای کشف شده در جنوب فرانسه نیز بدون تردید شاهدی بر همنوع خواری نئاندرتالهاست . کاوشگران در این مورد موفق به کشف استخوانهای انسانی شکسته شده در بین استخوانهای بز و گوزن قرمز شده اند . مطالعات میکروسکوپی انجام شده بر روی این استخوانها علائمی از خراش و بریدگی را نشان میدهد . ظاهراً نئاندرتالها انسان را نیز مانند حیوانات پیش از خوردن آماده میکرده اند !
آثار به دست آمده از تدفین در بین نئاندرتالها نشان میدهد که آنها به شیوههای مختلفی با اجساد همنوعان خود رفتار میکرده اند ، از جمله جدا کردن اجزاء جسد پس از مرگ ، مانند جدا کردن جمجمه ، تدفین چند مرحله ای ، خوردن آئینی بخشهایی از بدن جسد ودهمنوع خواری .
در نهایت برای مطالعه درست رفتارهای مربوط به تدفین در بین نئاندرتالها لازم است هر یافته به شکل مستقل بررسی و با دقت تفسیر شود .
پیشداوری در مورد نئاندرتالها به عنوان موجودات
حیوان صفت و فاقد شعور و تلاش برای تفكيك آنها از انسانهای مدرن میتواند منجر به خطاهایی شود که بارها رخ داده است ، برای مثال جمجمه منفرد به دست آمده از مونته چیرچو که در ابتدا آن را حاصل از همنوع خواری تفسیر کردند ، ولی با مطالعات بیشتر مشخص شد که در نتیجه تغذیه کفتارها به این شکل در آمده است !
@evolution_iran
آیا نئاندرتالها همنوع خوار بودهاند ؟
پاسخی که در طول سالیان به این سوال داده میشد چندان خالی از پیشداوری به نظر نمیرسد !
به لحاظ علمی ، در همنوع خواری نمیتوان قطعات گوشت و ماهیچه جسد را جدا کرد ، بطوری که استخوانها از هم جدا نشوند و اتصالشان بر هم نخورد . بنابراین آثار برش موجود بر روی استخوانهای نئاندرتالهای کشف شده از برخی مناطق شاید در اثر جدا کردن پوست و ماهیچه ها از استخوانها ایجاد شده باشد ، اما باز هم لزوماً دلیلی بر اثبات هم نوع خواری نیست .
ما میدانیم که در فرهنگهای کهن اعتقاداتی از این دست که قدرت شخص مرده به وسیله خوردن گوشتش به بازماندگان منتقل میشود وجود داشته است ، بنابراین شاید در نتیجه این اعتقادات گوشت مرده را خورده باشند .
با اینحال بقایایی از نئاندرتالها در کشور کرواسی به دست آمده که قائل شدن این تفاوت در مورد آنها بسیار مشکلتر است ، چرا که در آنها علاوه بر اثر برش ، علائمی از خردشدگی و سوختگی نیز بر روی استخوانها وجود دارد که نشان میدهد ظاهراً نئاندرتالها پس از شکستن استخوانها از مغز آن تغذیه کرده اند .
بقایای کشف شده در جنوب فرانسه نیز بدون تردید شاهدی بر همنوع خواری نئاندرتالهاست . کاوشگران در این مورد موفق به کشف استخوانهای انسانی شکسته شده در بین استخوانهای بز و گوزن قرمز شده اند . مطالعات میکروسکوپی انجام شده بر روی این استخوانها علائمی از خراش و بریدگی را نشان میدهد . ظاهراً نئاندرتالها انسان را نیز مانند حیوانات پیش از خوردن آماده میکرده اند !
آثار به دست آمده از تدفین در بین نئاندرتالها نشان میدهد که آنها به شیوههای مختلفی با اجساد همنوعان خود رفتار میکرده اند ، از جمله جدا کردن اجزاء جسد پس از مرگ ، مانند جدا کردن جمجمه ، تدفین چند مرحله ای ، خوردن آئینی بخشهایی از بدن جسد ودهمنوع خواری .
در نهایت برای مطالعه درست رفتارهای مربوط به تدفین در بین نئاندرتالها لازم است هر یافته به شکل مستقل بررسی و با دقت تفسیر شود .
پیشداوری در مورد نئاندرتالها به عنوان موجودات
حیوان صفت و فاقد شعور و تلاش برای تفكيك آنها از انسانهای مدرن میتواند منجر به خطاهایی شود که بارها رخ داده است ، برای مثال جمجمه منفرد به دست آمده از مونته چیرچو که در ابتدا آن را حاصل از همنوع خواری تفسیر کردند ، ولی با مطالعات بیشتر مشخص شد که در نتیجه تغذیه کفتارها به این شکل در آمده است !
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیر زمانی تکامل انسان
■ پیدایش سلولهای یوکاریوتی
حدود ۲ میلیارد سال قبل نوع جدیدی از سلولها بر روی زمین ظاهر میشود که داستان حیات زمینی را دگرگون میکند !
سلولهای یوکاریوتی نسبت به پروکاریوتها (باکتریها و آرکی باکتریها) بسیار پیچیدهتر و متفاوت هستند . برخلاف پروکاریوتها ، آنها دارای اندامکهای متعدد سلولی هستند که هر یک وظیفه مشخصی را درون سلول بر عهده دارد . غشای سلولی نیز تفاوت اساسی با پروکاریوتها دارد . DNA آنها بزرگتر و اندازه کلی سلول نیز چندین برابر پروکاریوتهاست .
اولین یوکاریوتها که ساختاری مانند یوکاریوتهای امروزی داشته و جد مستقیم ما و همه گیاهان و جانوران و قارچها محسوب میشوند ، حوالی ۲ میلیارد سال قبل تکامل پیدا کردند و کمتر از یک میلیارد سال بعد از آن ، پیوند آنها با یکدیگر و تقسیم وظایف منجر به ظهور اشکال جدیدی از جانداران شد که امروزه با نام گیاه ، جانور و قارچ میشناسیم .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا
🎤 فایل صوتی
@evolution_ir
■ پیدایش سلولهای یوکاریوتی
حدود ۲ میلیارد سال قبل نوع جدیدی از سلولها بر روی زمین ظاهر میشود که داستان حیات زمینی را دگرگون میکند !
سلولهای یوکاریوتی نسبت به پروکاریوتها (باکتریها و آرکی باکتریها) بسیار پیچیدهتر و متفاوت هستند . برخلاف پروکاریوتها ، آنها دارای اندامکهای متعدد سلولی هستند که هر یک وظیفه مشخصی را درون سلول بر عهده دارد . غشای سلولی نیز تفاوت اساسی با پروکاریوتها دارد . DNA آنها بزرگتر و اندازه کلی سلول نیز چندین برابر پروکاریوتهاست .
اولین یوکاریوتها که ساختاری مانند یوکاریوتهای امروزی داشته و جد مستقیم ما و همه گیاهان و جانوران و قارچها محسوب میشوند ، حوالی ۲ میلیارد سال قبل تکامل پیدا کردند و کمتر از یک میلیارد سال بعد از آن ، پیوند آنها با یکدیگر و تقسیم وظایف منجر به ظهور اشکال جدیدی از جانداران شد که امروزه با نام گیاه ، جانور و قارچ میشناسیم .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا
🎤 فایل صوتی
@evolution_ir
سیر تکامل انسان
Evolution_ir
◀️ سیر تکامل انسان
🔗 پیدایش سلولهای یوکاریوتی
▪︎ فایل صوتی دوازدهم
▪︎ فایل قبلی
▪︎ فایل بعدی
@evolution_iran
🔗 پیدایش سلولهای یوکاریوتی
▪︎ فایل صوتی دوازدهم
▪︎ فایل قبلی
▪︎ فایل بعدی
@evolution_iran
◀️ لقاح تأخیری
بسیاری از پستاندارانی که در محیطهای فصل دار زندگی میکنند مکانیسمهای ویژهای برای بهینه سازی بقا دارند .
خفاشهای خانواده های Vespertilionidae و Rhinolophidae که در مناطق معتدل دنیای جدید و دنیای قدیم زندگی میکنند از یک تاکتیک تولید مثلی بهره میبرند که لقاح تأخیری یا تخمک گذاری تأخیری نامیده میشود .
آمیزش جنسی در سپتامبر یا اکتبر (تقریباً شهریور یا مهر) و پیش از آغاز زمستان خوابی انجام میشود . رشد فولیکولی در تخمدان انجام شده ، اما تخمک گذاری در این زمان روی نمیدهد . اسپرمها غیر متحرک اند و یا در رحم یا در قسمت بالایی واژن ذخیره شده و سپس هر دو جنس به خواب زمستانی میروند . در بهار که خفاش ماده از خواب زمستانی بیدار میشود تخمکها آزاد ، اسپرمها متحرک و لقاح انجام میشود .
قابل ذکر است که بعضی خفاشها و به ویژه جنس های Eptesicus ، Myotis و Plecotus در طول خواب زمستانی (در دورههای کوتاهی که بیدار میشوند) آمیزش جنسی انجام میدهند .
لانه گزینی بلاستوسیست (رویان در مرحله ۷۰ تا ۱۰۰ سلولی) حدود یک هفته پس از لقاح انجام میشود . دوره آبستنی چنانکه در خفاش نقره ای (Lasionycteris noctivagans) و خفاش قهوه ای کوچک (Myotis lucifugus) دیده میشود ممکن است ۵۰ تا ۶۰ روز طول بکشد . نوزادان اوایل تابستان و هنگامی که حشرات فراوانند به دنیا می آیند .
لقاح تأخیری در گونههای شمالی خفاش به دو دلیل سودمند است . اول آنکه زمان بیشتری در اختیار نوزادان میگذارد تا وزن بدنشان را به حدی که برای تحمل دوره طولانی زمستان خوابی لازم
است برسانند و دوم اینکه در فاصله پاییز تا بهار به مادههای بالغ زمان کافی میدهد تا تمام افراد جفتگیری کنند .
دلیل دوم در خفاشها ، با توجه به نرخ تولید مثلی پایینی که دارند (یک نوزاد در سال در بیشتر گونه ها) از اهمیت بسیاری برخوردار است .
لقاح تأخيری در خفاشهای مناطق معتدل که به خواب زمستانی میروند از همه رایج تر است ، اما جانورشناسان دریافته اند که ذخیره اسپرم در خفاشهای مناطق استوایی که ظاهرا به خواب زمستانی حقیقی نمیروند نیز انجام میشود . ذخیره اسپرم در گونه های استوایی ممکن است یک استراتژی سازشی برای همزمانی زایمان و فراوانی غذا باشد .
خفاش قهوه ای کوچک از جمله گونههایی است که در اوایل پاییز و پیش از زمستان خوابی جفتگیری و اسپرم را در طول زمستان در رحم ذخیره میکنند . جفتگیری این خفاشها در زمستان و در طول دوره زمستان خوابی نیز ادامـه دارد . لقاح در بهار و هنگامی که خفاشهای ماده از خواب زمستانی بیدار میشوند روی میدهد . در این زمان مادهها به مکانهای گرمتر همچون ساختمانهایی که زیر شیروانیهای گرم دارند میروند و زایشگاه هایشان را آنجا میسازند . ممکن است چند هزار خفاش ماده چنین مکانهایی را اشغال کنند . نرها پس از دوره زمستان خوابی بیرون میزنند و در طول تابستان مجردی زندگی میکنند . مشخص نیست که نرها تابستان را کجا میگذرانند ، اما احتمالاً در خوابگاههایی از انواع مختلف به تنهایی زندگی میکنند . پس از یک دوره آبستنی ۵۰ تا ۶۰ روزه ، معمولاً در اواخر مه یا اوایل ژوئن (تقریباً اردیبهشت یا خرداد) یک نوزاد سياه ، برهنه و کور متولد میشود . در هنگام زایمان خفاش مادر از شستهایش آویزان میشود ، پرده دمی اش را رو به بالا میگرداند و به شکل یک سبد در می آورد . از این سبد برای گرفتن نوزاد پس از زایمانی نیم ساعته استفاده میشود . نوزاد خفاش هنگام تولد حدود ۱٫۵ گرم وزن دارد . وزن نوزاد حدود ۲۰ تا ۲۵٪ وزن بدن مادر پس از تولد نوزاد است و این تقریباً معادل آن است که یک زن ۶۰ کیلوگرمی نوزادی ۱۵ کیلو گرمی به دنیا بیاورد ! هنگامی که مادر برای خوراک جویی بیرون میرود نوزاد معمولا به حال خود رها میشود تا از سقف خوابگاه آویزان بماند . اما اگر مزاحمی وارد خوابگاه شود ، مادر نوزادش را بر میدارد و پرواز میکند . این کار با حمل نوزاد به صورت ضربدری انجام میشود که در آن نوزاد یکی از پستانهای مادر را به دهان میگیرد و پاهایش را در زیر بغل مقابل مادر جا میکند . نوزادان به سرعت رشد میکنند و در سه هفتگی شروع به پرواز درون خوابگاه میکنند و در حدود چهار هفتگی و هنگامی که کلنی منحل میشود تعقیب حشرات را آغاز میکنند . خفاش قهوه ای کوچک در حدود هشت ماهگی به بلوغ جنسی میرسد . میانگین طول عمرشان ۱۲ تا ۲۰ سال است و حداکثر به ۴۰ سال میرسد .
@evolution_iran
بسیاری از پستاندارانی که در محیطهای فصل دار زندگی میکنند مکانیسمهای ویژهای برای بهینه سازی بقا دارند .
خفاشهای خانواده های Vespertilionidae و Rhinolophidae که در مناطق معتدل دنیای جدید و دنیای قدیم زندگی میکنند از یک تاکتیک تولید مثلی بهره میبرند که لقاح تأخیری یا تخمک گذاری تأخیری نامیده میشود .
آمیزش جنسی در سپتامبر یا اکتبر (تقریباً شهریور یا مهر) و پیش از آغاز زمستان خوابی انجام میشود . رشد فولیکولی در تخمدان انجام شده ، اما تخمک گذاری در این زمان روی نمیدهد . اسپرمها غیر متحرک اند و یا در رحم یا در قسمت بالایی واژن ذخیره شده و سپس هر دو جنس به خواب زمستانی میروند . در بهار که خفاش ماده از خواب زمستانی بیدار میشود تخمکها آزاد ، اسپرمها متحرک و لقاح انجام میشود .
قابل ذکر است که بعضی خفاشها و به ویژه جنس های Eptesicus ، Myotis و Plecotus در طول خواب زمستانی (در دورههای کوتاهی که بیدار میشوند) آمیزش جنسی انجام میدهند .
لانه گزینی بلاستوسیست (رویان در مرحله ۷۰ تا ۱۰۰ سلولی) حدود یک هفته پس از لقاح انجام میشود . دوره آبستنی چنانکه در خفاش نقره ای (Lasionycteris noctivagans) و خفاش قهوه ای کوچک (Myotis lucifugus) دیده میشود ممکن است ۵۰ تا ۶۰ روز طول بکشد . نوزادان اوایل تابستان و هنگامی که حشرات فراوانند به دنیا می آیند .
لقاح تأخیری در گونههای شمالی خفاش به دو دلیل سودمند است . اول آنکه زمان بیشتری در اختیار نوزادان میگذارد تا وزن بدنشان را به حدی که برای تحمل دوره طولانی زمستان خوابی لازم
است برسانند و دوم اینکه در فاصله پاییز تا بهار به مادههای بالغ زمان کافی میدهد تا تمام افراد جفتگیری کنند .
دلیل دوم در خفاشها ، با توجه به نرخ تولید مثلی پایینی که دارند (یک نوزاد در سال در بیشتر گونه ها) از اهمیت بسیاری برخوردار است .
لقاح تأخيری در خفاشهای مناطق معتدل که به خواب زمستانی میروند از همه رایج تر است ، اما جانورشناسان دریافته اند که ذخیره اسپرم در خفاشهای مناطق استوایی که ظاهرا به خواب زمستانی حقیقی نمیروند نیز انجام میشود . ذخیره اسپرم در گونه های استوایی ممکن است یک استراتژی سازشی برای همزمانی زایمان و فراوانی غذا باشد .
خفاش قهوه ای کوچک از جمله گونههایی است که در اوایل پاییز و پیش از زمستان خوابی جفتگیری و اسپرم را در طول زمستان در رحم ذخیره میکنند . جفتگیری این خفاشها در زمستان و در طول دوره زمستان خوابی نیز ادامـه دارد . لقاح در بهار و هنگامی که خفاشهای ماده از خواب زمستانی بیدار میشوند روی میدهد . در این زمان مادهها به مکانهای گرمتر همچون ساختمانهایی که زیر شیروانیهای گرم دارند میروند و زایشگاه هایشان را آنجا میسازند . ممکن است چند هزار خفاش ماده چنین مکانهایی را اشغال کنند . نرها پس از دوره زمستان خوابی بیرون میزنند و در طول تابستان مجردی زندگی میکنند . مشخص نیست که نرها تابستان را کجا میگذرانند ، اما احتمالاً در خوابگاههایی از انواع مختلف به تنهایی زندگی میکنند . پس از یک دوره آبستنی ۵۰ تا ۶۰ روزه ، معمولاً در اواخر مه یا اوایل ژوئن (تقریباً اردیبهشت یا خرداد) یک نوزاد سياه ، برهنه و کور متولد میشود . در هنگام زایمان خفاش مادر از شستهایش آویزان میشود ، پرده دمی اش را رو به بالا میگرداند و به شکل یک سبد در می آورد . از این سبد برای گرفتن نوزاد پس از زایمانی نیم ساعته استفاده میشود . نوزاد خفاش هنگام تولد حدود ۱٫۵ گرم وزن دارد . وزن نوزاد حدود ۲۰ تا ۲۵٪ وزن بدن مادر پس از تولد نوزاد است و این تقریباً معادل آن است که یک زن ۶۰ کیلوگرمی نوزادی ۱۵ کیلو گرمی به دنیا بیاورد ! هنگامی که مادر برای خوراک جویی بیرون میرود نوزاد معمولا به حال خود رها میشود تا از سقف خوابگاه آویزان بماند . اما اگر مزاحمی وارد خوابگاه شود ، مادر نوزادش را بر میدارد و پرواز میکند . این کار با حمل نوزاد به صورت ضربدری انجام میشود که در آن نوزاد یکی از پستانهای مادر را به دهان میگیرد و پاهایش را در زیر بغل مقابل مادر جا میکند . نوزادان به سرعت رشد میکنند و در سه هفتگی شروع به پرواز درون خوابگاه میکنند و در حدود چهار هفتگی و هنگامی که کلنی منحل میشود تعقیب حشرات را آغاز میکنند . خفاش قهوه ای کوچک در حدود هشت ماهگی به بلوغ جنسی میرسد . میانگین طول عمرشان ۱۲ تا ۲۰ سال است و حداکثر به ۴۰ سال میرسد .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیاره ماقبل تاریخ
☑️ مستند جدید و زیبا از شگفت انگیزترین جانوران زمین در تاریخ حیات
☑️ با سِر دیوید اتنبرو
3⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
🔗 قسمت پنجم
@evolution_iran
☑️ مستند جدید و زیبا از شگفت انگیزترین جانوران زمین در تاریخ حیات
☑️ با سِر دیوید اتنبرو
3⃣
🔗 قسمت اول
🔗 قسمت دوم
🔗 قسمت سوم
🔗 قسمت چهارم
🔗 قسمت پنجم
@evolution_iran
◀️ جنگ والدین و فرزندان !
در گونه هایی که به صورت جنسی تولیدمثل میکنند بین فرزندان و والدین جنگی اجتناب ناپذیر وجود دارد!
والدین باید میزان سرمایه گذاری روی فرزندانشان را متعادل نگه دارند تا تعداد و کیفیت نسلشان بیشینه شود. اما فرزندان با این وضعیت مقابله میکنند، چون شانس تولیدمثلشان کم میشود
این پدیده را میتوان با نسبت خویشاوندی توضیح داد. میزان مشابهت ژن والدین با هر یک از بچه ها یکسان است، در نتیجه باید سرمایه گذاری یکسانی روی آنها انجام دهند. اما ژن بچه ها فقط ۵۰ درصد با خواهر و برادرانشان شباهت دارد و در نتیجه از زاویه دید ژن، باید تلاش کنند منابع بیشتری از والدین بگیرند و شانس بقای خودشان را به بهای کاهش شانس بقای خواهر و برادرانشان افزایش دهند
این نکته میتواند توضیح دهد که چرا اکثر بچهها در مقابل قطع شیر مادر مقاومت میکنند.
رقابت بر سر تصاحب منابع والدین ممکن است کار را به برادرکشی بکشاند. این وضعیت در پرنده های شکاری خیلی واضح است چرا که در بسیاری از این گونه ها فرزند ارشد فرزندان کوچکتر و ضعیفتر را میکشد بویژه زمانی که غذا کم باشد
@evolution_iran
در گونه هایی که به صورت جنسی تولیدمثل میکنند بین فرزندان و والدین جنگی اجتناب ناپذیر وجود دارد!
والدین باید میزان سرمایه گذاری روی فرزندانشان را متعادل نگه دارند تا تعداد و کیفیت نسلشان بیشینه شود. اما فرزندان با این وضعیت مقابله میکنند، چون شانس تولیدمثلشان کم میشود
این پدیده را میتوان با نسبت خویشاوندی توضیح داد. میزان مشابهت ژن والدین با هر یک از بچه ها یکسان است، در نتیجه باید سرمایه گذاری یکسانی روی آنها انجام دهند. اما ژن بچه ها فقط ۵۰ درصد با خواهر و برادرانشان شباهت دارد و در نتیجه از زاویه دید ژن، باید تلاش کنند منابع بیشتری از والدین بگیرند و شانس بقای خودشان را به بهای کاهش شانس بقای خواهر و برادرانشان افزایش دهند
این نکته میتواند توضیح دهد که چرا اکثر بچهها در مقابل قطع شیر مادر مقاومت میکنند.
رقابت بر سر تصاحب منابع والدین ممکن است کار را به برادرکشی بکشاند. این وضعیت در پرنده های شکاری خیلی واضح است چرا که در بسیاری از این گونه ها فرزند ارشد فرزندان کوچکتر و ضعیفتر را میکشد بویژه زمانی که غذا کم باشد
@evolution_iran
◀️ گونه مهاجم !
گیاهی از خانواده گندمیان به نام اگروپیروم اسپیکاتوم به صورت گونه غالب در سطح وسیعی از نواحی مرتعی آمریکای شمالی انتشار داشت . در اواخر قرن نوزدهم گیاه دیگری از خانواده گندمیان به نام بروموس تکتوروم از اروپا به آمریکا وارد شده ، به سرعت در این نواحی انتشار یافت و به صورت گونه غالب در آمد . با گسترش این گیاه ، گونه بومی ذکر شده و چند گونه دیگر از گیاهان مرتعی به سرعت حذف شدند .
عوامل اصلی غلبه گونه مهاجر بر گونه بومی و اشغال فضای آن بدین شرح است :
الف) تعداد دانه هایی که هر بوته از گونه مهاجر به طور متوسط تولید میکند برحسب شرایط محیطهای مختلف ۶۵ تا ۲۰۰ برابر گونه بومی است . این تفوق در افزایش توان رقابت گونه مهاجر مؤثر است .
ب) سرعت رشد ریشههای گونه مهاجر ، به ویژه در آغاز فصل رویش ، از سرعت رشد ریشه های گونه بومی بسیار بالاتر است . این مزیت توان گونه مهاجر را در اشغال فضای خاک و نیز بهرهوری از منابع غذایی و آب موجود در خاک بیشتر میکند .
گونهای سار به نام استورنوس ولگاریس که در اروپا انتشار داشت ، در سال ۱۸۹۱ به پارک مرکزی نیویورک برده شد . از آن تاریخ به بعد ، به سرعت در تمام نواحی آمریکای شمالی گسترش یافت و مناطق انتشار دو پرنده بومی آمریکا به نامهای کولاپتس اوراتوس و سیالیا سیالیس را در اختیار خود گرفت و در سطح وسیعی جایگزین آنها شد .
در جزیره انگلیس ، گونه ای سنجاب به نام سیوروس ولگاریس در مناطق وسیعی از جنگلهای برگ ریز و سوزنی برگ (کاجها) انتشار داشت . در اواخر قرن نوزدهم گونه دیگری از همین جنس به نام سیوروس کارولیننسیس از آمریکای شمالی به جزیره انگلیس وارد شد و به سرعت بخشهای جنوبی جزیره ، به ویژه محدوده جنگلهای برگ ریز را به اشغال خود در آورد . حوزه انتشار سنجابهای بومی نیز به مناطق شمالی تر جزیره ، یعنی نواحی استقرار جنگلهای سوزنی برگ محدود شد .
دریاچه گاتون واقع در حوزه کانال پاناما زیستگاه چهارده گونه ماهی بود . یازده گونه از این ماهیها بیشترین توده زنده موجود در دریاچه را تشکیل میدادند . با ورود یک گونه جدید به نام سیکلا اوسلاریس ، از میان یازده گونه اصلی ، نسل هفت گونه به کلی منقرض شد ، تعداد سه گونه دیگر به شدت کاهش یافت و فقط یک گونه به نام سیکلاسوما اس.پی افزایش یافت (این امر به دلیل حذف گونه هایی بود که از گونه مذکور تغذیه میکردند) . ورود و استقرار گونه جدید در جمعیت پرندگانی که منبع غذایی آنها ماهیهای درياچه بود نیز تحول ایجاد کرد و انواع بسیاری از پرندگان مستقر در اکوسیستم حذف شدند و به عنوان پیامد غیر منتظره ، رشد برخی از حشرات از جمله پشه ناقل مالاریا تشدید گردید .
بروز این پیامدها در نتیجه انتقال یک گونه ماهی برای متخصصان نیز شگفت آور بود !
@evolution_iran
گیاهی از خانواده گندمیان به نام اگروپیروم اسپیکاتوم به صورت گونه غالب در سطح وسیعی از نواحی مرتعی آمریکای شمالی انتشار داشت . در اواخر قرن نوزدهم گیاه دیگری از خانواده گندمیان به نام بروموس تکتوروم از اروپا به آمریکا وارد شده ، به سرعت در این نواحی انتشار یافت و به صورت گونه غالب در آمد . با گسترش این گیاه ، گونه بومی ذکر شده و چند گونه دیگر از گیاهان مرتعی به سرعت حذف شدند .
عوامل اصلی غلبه گونه مهاجر بر گونه بومی و اشغال فضای آن بدین شرح است :
الف) تعداد دانه هایی که هر بوته از گونه مهاجر به طور متوسط تولید میکند برحسب شرایط محیطهای مختلف ۶۵ تا ۲۰۰ برابر گونه بومی است . این تفوق در افزایش توان رقابت گونه مهاجر مؤثر است .
ب) سرعت رشد ریشههای گونه مهاجر ، به ویژه در آغاز فصل رویش ، از سرعت رشد ریشه های گونه بومی بسیار بالاتر است . این مزیت توان گونه مهاجر را در اشغال فضای خاک و نیز بهرهوری از منابع غذایی و آب موجود در خاک بیشتر میکند .
گونهای سار به نام استورنوس ولگاریس که در اروپا انتشار داشت ، در سال ۱۸۹۱ به پارک مرکزی نیویورک برده شد . از آن تاریخ به بعد ، به سرعت در تمام نواحی آمریکای شمالی گسترش یافت و مناطق انتشار دو پرنده بومی آمریکا به نامهای کولاپتس اوراتوس و سیالیا سیالیس را در اختیار خود گرفت و در سطح وسیعی جایگزین آنها شد .
در جزیره انگلیس ، گونه ای سنجاب به نام سیوروس ولگاریس در مناطق وسیعی از جنگلهای برگ ریز و سوزنی برگ (کاجها) انتشار داشت . در اواخر قرن نوزدهم گونه دیگری از همین جنس به نام سیوروس کارولیننسیس از آمریکای شمالی به جزیره انگلیس وارد شد و به سرعت بخشهای جنوبی جزیره ، به ویژه محدوده جنگلهای برگ ریز را به اشغال خود در آورد . حوزه انتشار سنجابهای بومی نیز به مناطق شمالی تر جزیره ، یعنی نواحی استقرار جنگلهای سوزنی برگ محدود شد .
دریاچه گاتون واقع در حوزه کانال پاناما زیستگاه چهارده گونه ماهی بود . یازده گونه از این ماهیها بیشترین توده زنده موجود در دریاچه را تشکیل میدادند . با ورود یک گونه جدید به نام سیکلا اوسلاریس ، از میان یازده گونه اصلی ، نسل هفت گونه به کلی منقرض شد ، تعداد سه گونه دیگر به شدت کاهش یافت و فقط یک گونه به نام سیکلاسوما اس.پی افزایش یافت (این امر به دلیل حذف گونه هایی بود که از گونه مذکور تغذیه میکردند) . ورود و استقرار گونه جدید در جمعیت پرندگانی که منبع غذایی آنها ماهیهای درياچه بود نیز تحول ایجاد کرد و انواع بسیاری از پرندگان مستقر در اکوسیستم حذف شدند و به عنوان پیامد غیر منتظره ، رشد برخی از حشرات از جمله پشه ناقل مالاریا تشدید گردید .
بروز این پیامدها در نتیجه انتقال یک گونه ماهی برای متخصصان نیز شگفت آور بود !
@evolution_iran