Forwarded from کلینیک دکتر شکیب
حالا پلنگی هم مرد...
محمدرضا رجبی شکیب @drmrshakib
ویدیوهای پلنگ وحشتزده در قائمشهر را دیدید؟ باورتان شد آدمیزاد از پلنگ هم ترسناکتر است؟ دلتان برایش سوخت؟ من هم. اما تعجب نکردم. سرنوشت این حیوان، چیزی جز مرگ نمیتوانست باشد. ما در ایران زندگی می کنیم. درکشوری که جان قیمتی ندارد. جان انسانها آن قدر مهم نبود که ما واکسن کرونا از بلاد کفر و امپریالیسم غرب وارد کنیم؛ ارزشهایمان مهمتر بود. حالا برای حفظ جان یک پلنگ، این همه دنگ و فنگ؟ محیط بان متخصص؟ دامپزشک؟ تفنگ خاص؟ چند صد هزار آدم کم شد از این جمعیت و اتفاقی نیفتاد. یک پلنگ هم کم شود. چه می شود مگر؟
جایی که ما زندگی میکنیم، ایدئولوژی و ارزشهایش از جان آدمیزاد مهم تر است. اشتباه نکنید. قضیه اصلا سیاسی نیست. کاملا اعتقادی است. وقتی رهبر انقلاب در حکومت نظامی فرمان میداد که مردم به خیابان بریزند، وقتی عراق را از مرزهایمان بیرون رانده بودیم اما همچنان شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و بعد هم «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» سر میدادیم، جان دادیم، خون دادیم، دسته گلهایمان پرپر شدند، اما پای ارزشهایمان ایستادیم؛ حالا هم که تحریم شدیم و اقتصادمان سقوط کرد و باز مردم به فلاکت افتادهاند، باز قرار است بایستیم. پس ما باید مردمی باشیم که حفظ جان خودمان هم برایمان اصالت ندارد؛ پلنگ کیلو چند؟
میگویند جان دادن برای یک ارزش، ارزشمند است. با همین باور، طالبان و داعش و مالک ریگی هم مردمان سادهدل را به عملیات استشهادی میفرستادند. اما آدمیزاد این افسون را از کجا آورد؟
میگویند زندگی یعنی هزینه دادن پای ارزشها. صبح تا شام ما در همین کاریم: عمر گرانمایه را صرف می کنیم تا آنچه نیاز ماست، یا آنچه برایمان مهم و ارزشمند است را به دست بیاوریم. این معنایی است که ما برای زندگی ساختهایم. از کجا؟
همراه با انسان، درد و رنج هم متولد شد؛ و آدمیزاد زود دریافت با معنادادن به رنج و بیماری و مرگ می تواند آنها را برای خود قابل تحمل کند. هنوز که هنوز است راهی بهتر از معنا دادن به درد و رنج برای تسلای آن نیست. رنج می کشم تا مادرم از من راضی باشد. رنج می کشم تا رشد کنم. رنج می کشم تا زندگی اخروی سعادتمندی داشته باشم. هنوز هم با همین هاست که بشر، زمستان درد را سر می کند.
اما از آنجا که آدمیزاد ذهن درخشان پر اشتباهی دارد، زمانی گذشت و فراموش کرد معنای زندگی را برای چه اختراع کرده بود. قرار بود معنویت به بهزیستی ما کمک کند. قرار بود زندگی کردن در مسیر ارزشها سبب شود غنیتر زندگی کنیم. قرار بود معنا دادن به زندگی دردها و رنجهای ما را بکاهد. اما برعکس شد. کسانی آمدند و گفتند باید پای معناها، رنج کشید، خون داد و... خون ریخت.
ما هنوز گرفتار این باوریم که معنای زندگی (آنچه در ذهن می سازیم) از اصل زندگی ارزشمندتر است. به این ترتیب، ایرادی نیست اگر آرمان ما جان مردمان را بگیرد. مگر در طول تاریخ بشر برای همین معانی (برتری مذهبی، نژادی، قومیتی و...) جویهای خون به راه نینداخته؟
و چه عجیب که برای ما این ایدئولوژی را با همان کاغذی کادوپیچ کرده اند که رویش نوشته: مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ.. فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا (هرکس سبب ساز مرگ دیگری باشد، نه از روی قصاص، گویی جان همه ی بشر را گرفته، و اگر سبب ساز زندگی او باشد، گویا بشریت را زنده کرده است).
حالا ما غصه پلنگی را می خوریم که جانش ارزشی نداشت، اما وقتی انسانها همه حقوق خود را برابر بدانند، اصلی بالاتر از پاسداری از حق تفکر و زندگی آزاد برای همگان نباشد، و قانون تنها کسانی را مجازات کند که گفتار و رفتارشان ناقض حقوق انسانهای دیگر است، و در یک کلام، وقتی اصالت با زندگی باشد و دیگر هیچ، آنوقت جان آدمیزاد مهم میشود. و آنوقت پلنگها هم دیگر از آدمها نخواهند ترسید.
محمدرضا رجبی شکیب @drmrshakib
ویدیوهای پلنگ وحشتزده در قائمشهر را دیدید؟ باورتان شد آدمیزاد از پلنگ هم ترسناکتر است؟ دلتان برایش سوخت؟ من هم. اما تعجب نکردم. سرنوشت این حیوان، چیزی جز مرگ نمیتوانست باشد. ما در ایران زندگی می کنیم. درکشوری که جان قیمتی ندارد. جان انسانها آن قدر مهم نبود که ما واکسن کرونا از بلاد کفر و امپریالیسم غرب وارد کنیم؛ ارزشهایمان مهمتر بود. حالا برای حفظ جان یک پلنگ، این همه دنگ و فنگ؟ محیط بان متخصص؟ دامپزشک؟ تفنگ خاص؟ چند صد هزار آدم کم شد از این جمعیت و اتفاقی نیفتاد. یک پلنگ هم کم شود. چه می شود مگر؟
جایی که ما زندگی میکنیم، ایدئولوژی و ارزشهایش از جان آدمیزاد مهم تر است. اشتباه نکنید. قضیه اصلا سیاسی نیست. کاملا اعتقادی است. وقتی رهبر انقلاب در حکومت نظامی فرمان میداد که مردم به خیابان بریزند، وقتی عراق را از مرزهایمان بیرون رانده بودیم اما همچنان شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و بعد هم «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» سر میدادیم، جان دادیم، خون دادیم، دسته گلهایمان پرپر شدند، اما پای ارزشهایمان ایستادیم؛ حالا هم که تحریم شدیم و اقتصادمان سقوط کرد و باز مردم به فلاکت افتادهاند، باز قرار است بایستیم. پس ما باید مردمی باشیم که حفظ جان خودمان هم برایمان اصالت ندارد؛ پلنگ کیلو چند؟
میگویند جان دادن برای یک ارزش، ارزشمند است. با همین باور، طالبان و داعش و مالک ریگی هم مردمان سادهدل را به عملیات استشهادی میفرستادند. اما آدمیزاد این افسون را از کجا آورد؟
میگویند زندگی یعنی هزینه دادن پای ارزشها. صبح تا شام ما در همین کاریم: عمر گرانمایه را صرف می کنیم تا آنچه نیاز ماست، یا آنچه برایمان مهم و ارزشمند است را به دست بیاوریم. این معنایی است که ما برای زندگی ساختهایم. از کجا؟
همراه با انسان، درد و رنج هم متولد شد؛ و آدمیزاد زود دریافت با معنادادن به رنج و بیماری و مرگ می تواند آنها را برای خود قابل تحمل کند. هنوز که هنوز است راهی بهتر از معنا دادن به درد و رنج برای تسلای آن نیست. رنج می کشم تا مادرم از من راضی باشد. رنج می کشم تا رشد کنم. رنج می کشم تا زندگی اخروی سعادتمندی داشته باشم. هنوز هم با همین هاست که بشر، زمستان درد را سر می کند.
اما از آنجا که آدمیزاد ذهن درخشان پر اشتباهی دارد، زمانی گذشت و فراموش کرد معنای زندگی را برای چه اختراع کرده بود. قرار بود معنویت به بهزیستی ما کمک کند. قرار بود زندگی کردن در مسیر ارزشها سبب شود غنیتر زندگی کنیم. قرار بود معنا دادن به زندگی دردها و رنجهای ما را بکاهد. اما برعکس شد. کسانی آمدند و گفتند باید پای معناها، رنج کشید، خون داد و... خون ریخت.
ما هنوز گرفتار این باوریم که معنای زندگی (آنچه در ذهن می سازیم) از اصل زندگی ارزشمندتر است. به این ترتیب، ایرادی نیست اگر آرمان ما جان مردمان را بگیرد. مگر در طول تاریخ بشر برای همین معانی (برتری مذهبی، نژادی، قومیتی و...) جویهای خون به راه نینداخته؟
و چه عجیب که برای ما این ایدئولوژی را با همان کاغذی کادوپیچ کرده اند که رویش نوشته: مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ.. فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا (هرکس سبب ساز مرگ دیگری باشد، نه از روی قصاص، گویی جان همه ی بشر را گرفته، و اگر سبب ساز زندگی او باشد، گویا بشریت را زنده کرده است).
حالا ما غصه پلنگی را می خوریم که جانش ارزشی نداشت، اما وقتی انسانها همه حقوق خود را برابر بدانند، اصلی بالاتر از پاسداری از حق تفکر و زندگی آزاد برای همگان نباشد، و قانون تنها کسانی را مجازات کند که گفتار و رفتارشان ناقض حقوق انسانهای دیگر است، و در یک کلام، وقتی اصالت با زندگی باشد و دیگر هیچ، آنوقت جان آدمیزاد مهم میشود. و آنوقت پلنگها هم دیگر از آدمها نخواهند ترسید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ ماجرای سگها !
☑️ مستند ماجرای سگها
☑️ روایتی از معضل سگهای ولگرد و آسیبهای آن
☑️ کاری از بشیر شریف نیا و پیمان حسینی برزی
❎ مستند کامل را در تیوال ببینید
@evolution_iran
☑️ مستند ماجرای سگها
☑️ روایتی از معضل سگهای ولگرد و آسیبهای آن
☑️ کاری از بشیر شریف نیا و پیمان حسینی برزی
❎ مستند کامل را در تیوال ببینید
@evolution_iran
◀️ مگس تسهتسه
✅ تسهتسه ها مگسهایی نیرومند و نسبت به مگسهای معمولی دارای جثه بزرگتری هستند . آنها خرطومهایی دارند که بوسیله آن پوست حیوانات خونگرم را سوراخ کرده و خون آنها را میمکند .
تسهتسه ها نیز مانند دیگر حشرات خون آشام ، انگلهای خونی بسیار ریز را منتقل میکنند . انگلی که مگسهای تسه تسه انتقال میدهند ، اورگانیزم های تک یاخته ای به نام تریپانوزوم است که در خون حیوانات تکثیر میشوند . یکی از گونه های تریپانوزوم ها در انسان موجب بیماری خواب میشود و انواع دیگر آن در گاوها و اسبها اپیدمی ناگانا را تولید میکند .
✅ نقش مگسهای تسهتسه در تکامل گونه هایی که با آنها همزیستی داشته اند چه بوده است ؟
❇️ بخوانید
@evolution_iran
✅ تسهتسه ها مگسهایی نیرومند و نسبت به مگسهای معمولی دارای جثه بزرگتری هستند . آنها خرطومهایی دارند که بوسیله آن پوست حیوانات خونگرم را سوراخ کرده و خون آنها را میمکند .
تسهتسه ها نیز مانند دیگر حشرات خون آشام ، انگلهای خونی بسیار ریز را منتقل میکنند . انگلی که مگسهای تسه تسه انتقال میدهند ، اورگانیزم های تک یاخته ای به نام تریپانوزوم است که در خون حیوانات تکثیر میشوند . یکی از گونه های تریپانوزوم ها در انسان موجب بیماری خواب میشود و انواع دیگر آن در گاوها و اسبها اپیدمی ناگانا را تولید میکند .
✅ نقش مگسهای تسهتسه در تکامل گونه هایی که با آنها همزیستی داشته اند چه بوده است ؟
❇️ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
مگس تسهتسه
تسه تسه ها ، مگسهایی نیرومند و نسبت به مگسهای معمولی دارای جثه بسیار بزرگتری هستند . آنها خرطومهایی دارند که بوسیله آن پوست حیوانات خونگرم را سوراخ کرده و خون آنها را میمکند . تسه تسه ها پیش از مکیدن خون ، مقداری از بزاق دهان خود را در محل نيش میچکانند که…
the social leap 10
<unknown>
◀️ جهش اجتماعی
📖 خوانش کتاب جهش اجتماعی
✏️ نوشته : ویلیام فون هیپل
📝 ترجمه : میثم محمدامینی
☑️ فصل دهم (آخر)
⬅️ عناوین :
• جستجوی شادکامی در الزامات تکاملی
• یک راهنمای تکاملی برای دستیابی به شادکامی
• شادکامی و بقا
• همکاری و رقابت
• شادکامی و یادگیری
• شادکامی ، شخصیت ، رشد
• دشواریهای یک جهان مدرن
• دستیابی به زندگی خوب در ده گام
☑️ درباره فایل خوانش کتاب
@evolution_iran
📖 خوانش کتاب جهش اجتماعی
✏️ نوشته : ویلیام فون هیپل
📝 ترجمه : میثم محمدامینی
☑️ فصل دهم (آخر)
⬅️ عناوین :
• جستجوی شادکامی در الزامات تکاملی
• یک راهنمای تکاملی برای دستیابی به شادکامی
• شادکامی و بقا
• همکاری و رقابت
• شادکامی و یادگیری
• شادکامی ، شخصیت ، رشد
• دشواریهای یک جهان مدرن
• دستیابی به زندگی خوب در ده گام
☑️ درباره فایل خوانش کتاب
@evolution_iran
◀️ جهش اجتماعی
✳️ همه قسمتهای کتاب جهش اجتماعی :
0⃣ پیشگفتار
1⃣ فصل اول - رانده از بهشت
2⃣ فصل دوم - خروج از آفريقا
3⃣ فصل سوم - کشاورزی ، شهر ، شاه
4⃣ فصل چهارم - انتخاب جنسی و مقایسه اجتماعی
5⃣ فصل پنجم - انسان اجتماعی
6⃣ فصل ششم - انسان نوآور
7⃣ فصل هفتم - فیلها و بابونها
8⃣ فصل هشتم - قبایل و بلایا
9⃣ فصل نهم - چرا تکامل به ما شادکامی داد
🔟 فصل دهم - جستجوی شادکامی در الزامات تکاملی
✅ درباره خوانش کتاب
@evolution_ir
✳️ همه قسمتهای کتاب جهش اجتماعی :
0⃣ پیشگفتار
1⃣ فصل اول - رانده از بهشت
2⃣ فصل دوم - خروج از آفريقا
3⃣ فصل سوم - کشاورزی ، شهر ، شاه
4⃣ فصل چهارم - انتخاب جنسی و مقایسه اجتماعی
5⃣ فصل پنجم - انسان اجتماعی
6⃣ فصل ششم - انسان نوآور
7⃣ فصل هفتم - فیلها و بابونها
8⃣ فصل هشتم - قبایل و بلایا
9⃣ فصل نهم - چرا تکامل به ما شادکامی داد
🔟 فصل دهم - جستجوی شادکامی در الزامات تکاملی
✅ درباره خوانش کتاب
@evolution_ir
❇️ اگر بخواهیم خلقت را به جای تكامل تدریس كنیم ، به جای تولید مثل هم باید این نظریه را تدریس كنیم كه لكلك ها بچه را می آورند .
✅ جودیس هایس
@evolution_iran
✅ جودیس هایس
@evolution_iran
◀️ رام کردن روباه !
روباه نقره ای یک نوع متفاوت از روباه سرخ معمولی است که به خاطر خز زیبایش ارزش دارد . دمیتری بلایف ، ژنتیکدان روسی ، با اینکه میدانست تربیت کردن روباه های وحشی دشوار است ، اما عمدا تصمیم گرفت تا آنها را رام کند !
روش او مانند هر پرورش دهنده گیاهی یا جانوری در زمان خودش این بود که از تفاوتهای طبیعی بهره بگیرد . برای پرورش روباه ، او میبایست روباههای نر یا ماده ای را که صفاتی نزدیک به صفات روباه ایده آل او داشتند انتخاب کند .
بلایف برای رام کردن روباهها میتوانست نر و ماده هایی را انتخاب کند که بیشتر از آنها خوشش می آمد یا با بهترین حالت چهره به او نگاه میکردند . با اینحال وی برای انتخاب روباهها معیاری را که به فاصله فرار معروف است کار برد . به این ترتیب که بلایف و همکارانش (و جانشینانش ، زیرا این برنامه تجربی پس از مرگش هم ادامه یافت) توله روباه ها را در معرض آزمونهای استانداردی قرار دادند که در آن آزمایشگر با دست خود به توله ای غذا میداد ، در حالی که سعی کرد او را لمس و نوازش کند . در این حالت توله ها به سه گروه تقسیم میشدند : گروه اول آنهایی بودند که از شخص فرار میکردند یا او را گاز میگرفتند . گروه دوم اجازه میدادند به آنها دست بزنند ، ولی هیچ پاسخ مثبتی به آزمایشگر نشان نمیدادند و گروه سوم رام ترین آنها بودند ، به طور مثبتی به آزمایشگر نزدیک میشدند ، دمشان را تکان میدادند و زوزه میکشیدند . هنگامی که توله ها بزرگ میشدند ، آزمایشگر به طور منظم فقط این گروه رام شده را انتخاب کرده و پرورش میداد .
پس از گذشت فقط شش نسل از این پرورش انتخابی برای رام شدگی ، روباه ها به اندازه ای تغییر پیدا کرده بودند که آزمایشگر احساس میکرد میتواند گروه جدید را به نام "گروه برگزیده اهلی شده" نام گذاری کند که مشتاق ایجاد تماس با انسان بودند ، برای جلب توجه زوزه میکشیدند و مانند سگها آزمایشگر را می لیسیدند .
در ابتدای آزمایش هیچ کدام از روباه ها در گروه برگزیده قرار نداشتند . پس از گذشت ده نسل از پرورش رام شدگی ، ۱۸ درصد جزو گروه برگزیده بودند ، پس از بیست نسل ، ۳۵ درصد و پس از ۳۰ تا ۳۵ نسل ، روباه های برگزیده اهلی شده ۷۰ تا ۸۰ درصد جمعیت تحت آزمایش را تشکیل میدادند .
وسعت و سرعت تأثيرگذاریِ انتخاب باعث شگفتی محققان شده بود . اما نکته جالب تر عوارض نامنتظره پرورش انتخابی رام شدگی بود . این عوارض واقعا محسور کننده بودند و به هیچ وجه پیش بینی نمیشدند .
روباه های اهلی نه تنها مانند سگهای اهلی رفتار میکردند ، بلکه شبیه آنها نیز بودند . آنها پوست گرگ مانند خود را از دست دادند و مانند سگهای گله سیاه و سفید شدند . گوشهای راست و مستقیمی که پیش از اهلی شدن داشتند ، با گوشهای آویزان مانند سگها جایگزین شد . دم آنان نیز برخلاف دم روباه ها که رو به پایین است ، مانند سگها به سمت بالا رفت . ماده های آنها به جای آنکه مانند روباه ماده هر سال تولید مثل کنند ، مانند ماده سگها هر شش ماه یک بار تولید مثل میکردند . حتی صدای آنها نیز مانند سگها شده بود !
این خصوصیات سگ مانند فقط اثرات جانبی بودند . بلایف و گروهش به طور عمدی آنها را پرورش نداده بودند ، بلکه آنها فقط رام شدگی را پرورش میدادند . خصوصیات سگ مانند ، صرفا به دنبال تکامل ژنهای مربوط به رام شدگی ظاهر شدند .
برای ژنتیک دانان این موضوع چندان هم شگفت آور نیست . آنها پدیده ای به نام پليوتروپی را میشناسند که بنا بر آن ژنها میتوانند دارای اثراتی به ظاهر بی ارتباط با هم باشند . تصور میشود که ژنهای مربوط به گوش آویزان و پوست سیاه و سفید ، بطور پليوتروپی با ژنهای مربوط به رام شدگی متصل باشند ، هم در روباه و هم در سگ .
این نکته میتواند مسئله بسیار مهمی را در مورد تکامل نمایش میدهد . هنگامی که خصوصیات یک جانور را مشاهده میکنید و به دنبال آن مزیت و فایده یک خصوصیت خاص را میپرسید ، ممکن است سوال اشتباهی پرسیده باشید . شاید خصوصیتی که شما انتخاب کردید خصوصیتی باشد که اهمیتی ندارد . ممکن است که به همراه خصوصیات دیگر آمده باشد و طی پدیده پليوتروپی ظاهر شده باشد .
@evolution_iran
روباه نقره ای یک نوع متفاوت از روباه سرخ معمولی است که به خاطر خز زیبایش ارزش دارد . دمیتری بلایف ، ژنتیکدان روسی ، با اینکه میدانست تربیت کردن روباه های وحشی دشوار است ، اما عمدا تصمیم گرفت تا آنها را رام کند !
روش او مانند هر پرورش دهنده گیاهی یا جانوری در زمان خودش این بود که از تفاوتهای طبیعی بهره بگیرد . برای پرورش روباه ، او میبایست روباههای نر یا ماده ای را که صفاتی نزدیک به صفات روباه ایده آل او داشتند انتخاب کند .
بلایف برای رام کردن روباهها میتوانست نر و ماده هایی را انتخاب کند که بیشتر از آنها خوشش می آمد یا با بهترین حالت چهره به او نگاه میکردند . با اینحال وی برای انتخاب روباهها معیاری را که به فاصله فرار معروف است کار برد . به این ترتیب که بلایف و همکارانش (و جانشینانش ، زیرا این برنامه تجربی پس از مرگش هم ادامه یافت) توله روباه ها را در معرض آزمونهای استانداردی قرار دادند که در آن آزمایشگر با دست خود به توله ای غذا میداد ، در حالی که سعی کرد او را لمس و نوازش کند . در این حالت توله ها به سه گروه تقسیم میشدند : گروه اول آنهایی بودند که از شخص فرار میکردند یا او را گاز میگرفتند . گروه دوم اجازه میدادند به آنها دست بزنند ، ولی هیچ پاسخ مثبتی به آزمایشگر نشان نمیدادند و گروه سوم رام ترین آنها بودند ، به طور مثبتی به آزمایشگر نزدیک میشدند ، دمشان را تکان میدادند و زوزه میکشیدند . هنگامی که توله ها بزرگ میشدند ، آزمایشگر به طور منظم فقط این گروه رام شده را انتخاب کرده و پرورش میداد .
پس از گذشت فقط شش نسل از این پرورش انتخابی برای رام شدگی ، روباه ها به اندازه ای تغییر پیدا کرده بودند که آزمایشگر احساس میکرد میتواند گروه جدید را به نام "گروه برگزیده اهلی شده" نام گذاری کند که مشتاق ایجاد تماس با انسان بودند ، برای جلب توجه زوزه میکشیدند و مانند سگها آزمایشگر را می لیسیدند .
در ابتدای آزمایش هیچ کدام از روباه ها در گروه برگزیده قرار نداشتند . پس از گذشت ده نسل از پرورش رام شدگی ، ۱۸ درصد جزو گروه برگزیده بودند ، پس از بیست نسل ، ۳۵ درصد و پس از ۳۰ تا ۳۵ نسل ، روباه های برگزیده اهلی شده ۷۰ تا ۸۰ درصد جمعیت تحت آزمایش را تشکیل میدادند .
وسعت و سرعت تأثيرگذاریِ انتخاب باعث شگفتی محققان شده بود . اما نکته جالب تر عوارض نامنتظره پرورش انتخابی رام شدگی بود . این عوارض واقعا محسور کننده بودند و به هیچ وجه پیش بینی نمیشدند .
روباه های اهلی نه تنها مانند سگهای اهلی رفتار میکردند ، بلکه شبیه آنها نیز بودند . آنها پوست گرگ مانند خود را از دست دادند و مانند سگهای گله سیاه و سفید شدند . گوشهای راست و مستقیمی که پیش از اهلی شدن داشتند ، با گوشهای آویزان مانند سگها جایگزین شد . دم آنان نیز برخلاف دم روباه ها که رو به پایین است ، مانند سگها به سمت بالا رفت . ماده های آنها به جای آنکه مانند روباه ماده هر سال تولید مثل کنند ، مانند ماده سگها هر شش ماه یک بار تولید مثل میکردند . حتی صدای آنها نیز مانند سگها شده بود !
این خصوصیات سگ مانند فقط اثرات جانبی بودند . بلایف و گروهش به طور عمدی آنها را پرورش نداده بودند ، بلکه آنها فقط رام شدگی را پرورش میدادند . خصوصیات سگ مانند ، صرفا به دنبال تکامل ژنهای مربوط به رام شدگی ظاهر شدند .
برای ژنتیک دانان این موضوع چندان هم شگفت آور نیست . آنها پدیده ای به نام پليوتروپی را میشناسند که بنا بر آن ژنها میتوانند دارای اثراتی به ظاهر بی ارتباط با هم باشند . تصور میشود که ژنهای مربوط به گوش آویزان و پوست سیاه و سفید ، بطور پليوتروپی با ژنهای مربوط به رام شدگی متصل باشند ، هم در روباه و هم در سگ .
این نکته میتواند مسئله بسیار مهمی را در مورد تکامل نمایش میدهد . هنگامی که خصوصیات یک جانور را مشاهده میکنید و به دنبال آن مزیت و فایده یک خصوصیت خاص را میپرسید ، ممکن است سوال اشتباهی پرسیده باشید . شاید خصوصیتی که شما انتخاب کردید خصوصیتی باشد که اهمیتی ندارد . ممکن است که به همراه خصوصیات دیگر آمده باشد و طی پدیده پليوتروپی ظاهر شده باشد .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ ماهی درونی شما
☑️ مستندی زیبا از پروفسور نیل شوبین
☑️ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
@evolution_iran
☑️ مستندی زیبا از پروفسور نیل شوبین
☑️ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
@evolution_iran
◀️ پا در پرندگان
✅ پرندگان در طول میلیونها سال تکامل با زیستگاههای متنوعی سازش یافتهاند و بر این اساس به شکلها ، اندازهها و رنگهای متنوعی از پا ، انگشت و ناخن مجهز شدهاند . پای پرندگان حداکثر دارای چهار انگشت بوده و ترتیب قرار گرفتن انگشتان به طریقی است که انگشت شست به طرف عقب و انگشتان دوم تا چهارم به طرف جلو قرار میگیرد . در بعضی از پرندگان به مقتضای محیط زیست آنها تغییراتی در تعداد و فرم انگشتان ایجاد شده است .
❇️ بخوانید
@evolution_iran
✅ پرندگان در طول میلیونها سال تکامل با زیستگاههای متنوعی سازش یافتهاند و بر این اساس به شکلها ، اندازهها و رنگهای متنوعی از پا ، انگشت و ناخن مجهز شدهاند . پای پرندگان حداکثر دارای چهار انگشت بوده و ترتیب قرار گرفتن انگشتان به طریقی است که انگشت شست به طرف عقب و انگشتان دوم تا چهارم به طرف جلو قرار میگیرد . در بعضی از پرندگان به مقتضای محیط زیست آنها تغییراتی در تعداد و فرم انگشتان ایجاد شده است .
❇️ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
پا در پرندگان
پرندگان در طول میلیونها سال تکامل با زیستگاههای متنوعی سازش یافتهاند و بر این اساس به شکلها ، اندازهها و رنگهای متنوعی از پا ، انگشت و ناخن مجهز شدهاند . عدهای از پرندگان نظیر بادخورکها پاهایی بسیار کوتاه و انگشتانی تماماً رو به جلو دارند که برای چسبیدن…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیر زمانی تکامل انسان
▪︎ معرفی
انسان (هومو ساپینس)، همچون تمام موجودات زنده دیگر، پیش از هر چیز فرزند کیهان، عناصر و نیروهای بنیادین آن و سپس نتیجهء میلیاردها سال تحول و دگرگونی در تاریخ حیات است؛ فرآیندی پیوسته و بدون انقطاع که بیش از ۳/۵ میلیارد سال پیش با ظهور نخستین سلولهای زنده در زمین اولیه آغاز و طی میلیاردها سال تولیدمثل و انتخاب، منجر به ظهور گونه ای هوشمند شد که قادر است به کنکاشِ پیشینه تکاملی خویش و اجداد خود از نخستین سلولهای زنده تا هومینین های اولیه بپردازد.
پیش از این اجداد هومینینی انسان از ۷ میلیون سال قبل تا امروز معرفی شدند (اینجا)
اما سابقه پیدایش و آغاز تکامل انسان نیز مانند همه موجودات، به نخستین سلولهای زنده باز میگردد.
طی این سری از مطالب، پا را فراتر نهاده و تحولاتی که طی ۱۳/۸ میلیارد سال تاریخ کیهان رخ داده را دنبال میکنیم تا رخدادهای مهم و بنیادی که در ظهور انسان نقش داشته است را دریابیم.
هر پست شامل یک نوشتار کوتاه، ویدئو پیوست و لینک مقالاتی جهت مطالعه بیشتر، به انضمام یک فایل صوتی خواهد بود.
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
▪︎ معرفی
انسان (هومو ساپینس)، همچون تمام موجودات زنده دیگر، پیش از هر چیز فرزند کیهان، عناصر و نیروهای بنیادین آن و سپس نتیجهء میلیاردها سال تحول و دگرگونی در تاریخ حیات است؛ فرآیندی پیوسته و بدون انقطاع که بیش از ۳/۵ میلیارد سال پیش با ظهور نخستین سلولهای زنده در زمین اولیه آغاز و طی میلیاردها سال تولیدمثل و انتخاب، منجر به ظهور گونه ای هوشمند شد که قادر است به کنکاشِ پیشینه تکاملی خویش و اجداد خود از نخستین سلولهای زنده تا هومینین های اولیه بپردازد.
پیش از این اجداد هومینینی انسان از ۷ میلیون سال قبل تا امروز معرفی شدند (اینجا)
اما سابقه پیدایش و آغاز تکامل انسان نیز مانند همه موجودات، به نخستین سلولهای زنده باز میگردد.
طی این سری از مطالب، پا را فراتر نهاده و تحولاتی که طی ۱۳/۸ میلیارد سال تاریخ کیهان رخ داده را دنبال میکنیم تا رخدادهای مهم و بنیادی که در ظهور انسان نقش داشته است را دریابیم.
هر پست شامل یک نوشتار کوتاه، ویدئو پیوست و لینک مقالاتی جهت مطالعه بیشتر، به انضمام یک فایل صوتی خواهد بود.
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
◀️ َظهور پرسلولیها در تاریخ تکامل
✅ یکی از بزرگترین گامها در مسیر تکامل حیات شکل گیری پرسلولیها و ظهور بدنها است . بیش از ۳ میلیارد سال طول کشید تا نخستین بدنهای واقعی بر روی زمین ظاهر شده و شروع به حرکت کنند .
اما چرا اینقدر دیر ؟! و چرا اساسا پرسلولیها شکل گرفتند ؟
❇️ بخوانید
@evolution_iran
✅ یکی از بزرگترین گامها در مسیر تکامل حیات شکل گیری پرسلولیها و ظهور بدنها است . بیش از ۳ میلیارد سال طول کشید تا نخستین بدنهای واقعی بر روی زمین ظاهر شده و شروع به حرکت کنند .
اما چرا اینقدر دیر ؟! و چرا اساسا پرسلولیها شکل گرفتند ؟
❇️ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
ظهور پرسلولی ها در تاریخ تکامل
زمان مهمترین عامل است . بهترین اندیشه ها ، اختراعات و مفاهیم همیشه برنده نیستند . چه تعداد از موسیقیدانها ، مخترعان و هنرمندان که بسیار فراتر از زمان خودشان بودند ، ناکام ماندند و فراموش شدند و بعدها دوباره کشف شدند ؟ لازم نیست که دورتر از هرون اسکندرانی…
◀️ تاژک باکتریایی
تاژک باکتریایی دارای سه قسمت اصلی (موتور ، قلاب و رشته) است که همگی در مجموع از ۴۲ نوع پروتئین متفاوت تشکیل شده اند .
چنین ساختار پیچیده ای چگونه تکامل یافته است ؟
آنچه که شواهد نشان میدهند بیانگر این حقیقت است که تاژکهای باکتریایی در ابتدا به صورت ساختارهای ساده تری شکل گرفتند و به مرور زمان مرحله به مرحله تغییر پیدا کردند . همان طور که در مورد ساختارهای پیچیده ای مانند چشم انسان نیز این اتفاق رخ داده است .
زیست شناسان میخواهند بدانند که آیا نوع ساده تر تاژک نیز میتوانست برای صاحبش سودمند باشد .
بررسی ژنوم صدها باکتری نشان میدهد که ظاهرا تنها نیمی از پروتئینهای تاژک برای عملکرد آن ضروری اند . سایر پروتئینها ضروری نیستند ، یا توسط ژنوم برخی گونه ها کد نمیشوند . از ۲۱ پروتئین ضروری برای کلیه گونه ها که تاکنون مطالعه شده اند ، ۱۹ پروتئین انواع تغییر یافته پروتئینهایی هستند که عملکردهای دیگری را در باکتریها انجام میدهند . به عنوان مثال ، ۱۰ تا از پروتئینهای موجود در موتور تاژک ، مشابه ۱۰ پروتئین در یک سیستم ترشحی باکتریها هستند .
سیستم ترشحی یک کمپلکس پروتئینی است که سلول را قادر میسازد تا بعضی درشت مولکولها را ترشح کند .
دو پروتئین دیگر موتور مشابه پروتئینهایی هستند که در انتقال یونی نقش دارند . پروتئینهای تشکیل دهنده میله ، قلاب و رشته همگی شبیه به یکدیگر بوده و از یک پروتئین نیایی اشتقاق یافته اند که یک لوله شبیه پیلی تشکیل میداد .
این یافته ها پیشنهاد میکنند که تاژک باکتریایی همچون سایر پروتئینهایی تکامل یافت که به سیستم ترشحی نیایی افزوده شدند . این مثالی از exaptation است ، فرایندی که طی آن ساختارهای موجود از طریق تغییر با توارث عملکردهای جدیدی کسب میکنند .
📖 بیولوژی کمپبل
@evolution_iran
تاژک باکتریایی دارای سه قسمت اصلی (موتور ، قلاب و رشته) است که همگی در مجموع از ۴۲ نوع پروتئین متفاوت تشکیل شده اند .
چنین ساختار پیچیده ای چگونه تکامل یافته است ؟
آنچه که شواهد نشان میدهند بیانگر این حقیقت است که تاژکهای باکتریایی در ابتدا به صورت ساختارهای ساده تری شکل گرفتند و به مرور زمان مرحله به مرحله تغییر پیدا کردند . همان طور که در مورد ساختارهای پیچیده ای مانند چشم انسان نیز این اتفاق رخ داده است .
زیست شناسان میخواهند بدانند که آیا نوع ساده تر تاژک نیز میتوانست برای صاحبش سودمند باشد .
بررسی ژنوم صدها باکتری نشان میدهد که ظاهرا تنها نیمی از پروتئینهای تاژک برای عملکرد آن ضروری اند . سایر پروتئینها ضروری نیستند ، یا توسط ژنوم برخی گونه ها کد نمیشوند . از ۲۱ پروتئین ضروری برای کلیه گونه ها که تاکنون مطالعه شده اند ، ۱۹ پروتئین انواع تغییر یافته پروتئینهایی هستند که عملکردهای دیگری را در باکتریها انجام میدهند . به عنوان مثال ، ۱۰ تا از پروتئینهای موجود در موتور تاژک ، مشابه ۱۰ پروتئین در یک سیستم ترشحی باکتریها هستند .
سیستم ترشحی یک کمپلکس پروتئینی است که سلول را قادر میسازد تا بعضی درشت مولکولها را ترشح کند .
دو پروتئین دیگر موتور مشابه پروتئینهایی هستند که در انتقال یونی نقش دارند . پروتئینهای تشکیل دهنده میله ، قلاب و رشته همگی شبیه به یکدیگر بوده و از یک پروتئین نیایی اشتقاق یافته اند که یک لوله شبیه پیلی تشکیل میداد .
این یافته ها پیشنهاد میکنند که تاژک باکتریایی همچون سایر پروتئینهایی تکامل یافت که به سیستم ترشحی نیایی افزوده شدند . این مثالی از exaptation است ، فرایندی که طی آن ساختارهای موجود از طریق تغییر با توارث عملکردهای جدیدی کسب میکنند .
📖 بیولوژی کمپبل
@evolution_iran
Wikipedia
تاژک
ضمائم سلولی که برای حرکت سلول یا بهعنوان گیرنده حسی عمل میکنند.
◀️ میراث نئاندرتال
پژوهشها نشان داده اند که ژن تجمع کراتین در زیر پوست ، عاملی که باعث سازگاری بیشتر با آب و هوای سرد میگردد ، از نئاندرتالها به مهاجرین نخستین اروپا (انسانهای هوشمند خارج شده از آفریقا) به ارث رسیده است .
همچنین وجود برخی از انواع آلرژی در انسانهای امروزین ناشی از اختلاط ژنتیکی اجداد این انسانها با نئاندرتالها در هزارههای دور بوده است . آلرژی که در اصل واکنش اغراق آمیز سیستم ایمنی بدن به یک تهدید خارجی است در نئاندرتالها نقش مقاومت در برابر آب و هوای سرد اوراسیا را داشته است .
آنچه هم اکنون به طور واضح میتوان از منظر یافته های ژنتیکی عنوان نمود این است که گر چه هنوز نمیتوان نئاندرتالها را در زمره اجداد مستقیم مردمان اوراسیا در نظر گرفت ، ولی فرض دو گونه بودن آنها نیز مردود بوده و آنها توانسته اند در برخی بزنگاه های پیش از تاریخی با یکدیگر مبادله ژنتیکی داشته باشند .
@evolution_iran
پژوهشها نشان داده اند که ژن تجمع کراتین در زیر پوست ، عاملی که باعث سازگاری بیشتر با آب و هوای سرد میگردد ، از نئاندرتالها به مهاجرین نخستین اروپا (انسانهای هوشمند خارج شده از آفریقا) به ارث رسیده است .
همچنین وجود برخی از انواع آلرژی در انسانهای امروزین ناشی از اختلاط ژنتیکی اجداد این انسانها با نئاندرتالها در هزارههای دور بوده است . آلرژی که در اصل واکنش اغراق آمیز سیستم ایمنی بدن به یک تهدید خارجی است در نئاندرتالها نقش مقاومت در برابر آب و هوای سرد اوراسیا را داشته است .
آنچه هم اکنون به طور واضح میتوان از منظر یافته های ژنتیکی عنوان نمود این است که گر چه هنوز نمیتوان نئاندرتالها را در زمره اجداد مستقیم مردمان اوراسیا در نظر گرفت ، ولی فرض دو گونه بودن آنها نیز مردود بوده و آنها توانسته اند در برخی بزنگاه های پیش از تاریخی با یکدیگر مبادله ژنتیکی داشته باشند .
@evolution_iran
حیوان دوستی
<unknown>
◀️ حیوان دوستی
⬅️ آیا غذا دادن به حیوانات کار درستی است ؟
⬅️ چگونه با حیوانات رفتار کنیم ؟
⬅️ سگ و گربه چه جایگاهی در طبیعت دارند ؟
✅ دکتر ایمان معماریان
☑️ در گروه انسان خردمند
@evolution_iran
⬅️ آیا غذا دادن به حیوانات کار درستی است ؟
⬅️ چگونه با حیوانات رفتار کنیم ؟
⬅️ سگ و گربه چه جایگاهی در طبیعت دارند ؟
✅ دکتر ایمان معماریان
☑️ در گروه انسان خردمند
@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیر زمانی تکامل انسان
▪︎ آغاز جهان ما
تا صد سال پیش انسان درک درستی از جهانی که در آن زندگی میکند نداشت و برای مدتها زمین را مرکز عالم میپداشت و خود را محور کائنات !
اما چرایی و چگونگی پیدایش جهان همواره برای انسان یک نادانسته بود . برای اجداد دور ما ، نقاط نورانی در آسمان شب نه فقط ستاره ، بلکه معماهایی رازآلود و عجیب بودند که دستمایهء ساخت افسانه و اسطوره های تخیلی قرار میگرفتند .
با اینحال تمایل شدید ما به یافتن پاسخها و پی بردن به اسرار جهان ، محرکی بی نظیر برای گره گشایی از این معماها بوده است
و سرانجام امروز ، برخلاف گذشته ، میدانیم که
جهانی که در آن زندگی میکنیم ، شامل میلیاردها کهکشان کوچک و بزرگ ، در فضایی منبسط شونده ، دائما در حال گسترش میباشد . خورشید و زمین ما ذرهای کوچک و ناچیز در اقیانوسی از ستارهها هستند ، درون کهکشانی عظیم که خود ذرهای ناچیز است در میان اقیانوسی از کهکشانها .
نقطه آغاز جهان به ۱۳/۷ میلیارد سال قبل بازمیگردد و نقطهای که امروز آن را بیگبنگ مینامیم .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا و اینجا
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
▪︎ آغاز جهان ما
تا صد سال پیش انسان درک درستی از جهانی که در آن زندگی میکند نداشت و برای مدتها زمین را مرکز عالم میپداشت و خود را محور کائنات !
اما چرایی و چگونگی پیدایش جهان همواره برای انسان یک نادانسته بود . برای اجداد دور ما ، نقاط نورانی در آسمان شب نه فقط ستاره ، بلکه معماهایی رازآلود و عجیب بودند که دستمایهء ساخت افسانه و اسطوره های تخیلی قرار میگرفتند .
با اینحال تمایل شدید ما به یافتن پاسخها و پی بردن به اسرار جهان ، محرکی بی نظیر برای گره گشایی از این معماها بوده است
و سرانجام امروز ، برخلاف گذشته ، میدانیم که
جهانی که در آن زندگی میکنیم ، شامل میلیاردها کهکشان کوچک و بزرگ ، در فضایی منبسط شونده ، دائما در حال گسترش میباشد . خورشید و زمین ما ذرهای کوچک و ناچیز در اقیانوسی از ستارهها هستند ، درون کهکشانی عظیم که خود ذرهای ناچیز است در میان اقیانوسی از کهکشانها .
نقطه آغاز جهان به ۱۳/۷ میلیارد سال قبل بازمیگردد و نقطهای که امروز آن را بیگبنگ مینامیم .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا و اینجا
🎤 فایل صوتی
@evolution_iran
◀️ پروژه استیو
سال ۲۰۰۷ انستیتو دیسکاوری با ارائه لیستی از ۷۰۰ دانشمند که حمایت خود را از نظریه طراحی هوشمند اعلام کرده بودند تکامل را نظریه ای در بحران و نادرست خواند .
این کار محرکی برای ایجاد یک بیانه غیررسمی در حمایت از نظریه تکامل به نام پروژه استیو شد .
طی این بیانیه فراخوانی از سوی آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شد که از دانشمندان حامی نظریه تکامل برای امضا این بیانیه دعوت شد .
اما تنها دانشمندانی میتوانستند در امضای این بیانیه شرکت داشته باشند که نام آنها "استیو" (یا موارد مشابه مثل استفان) میبود .
پروژه استیو در واقع یک کار طنز و تبلیغاتی بود در پاسخ به لیستی که موسسات حامی خلقتگرایی از اسامی دانشمندان خلقتگرا تهیه کرده بودند .
این بیانیه نشان میدهد تعداد دانشمندانی که اسم کوچکی شبیه استیو دارند و از تکامل حمایت میکنند (بیش از ۱۳۷۰ نفر) بیشتر از کل دانشمندانی است که طرفدار طراحی هوشمند هستند !
✅ لیست امضا کنندگان استیو
✅ میزان حمایت از نظریه تکامل
@evolution_iran
سال ۲۰۰۷ انستیتو دیسکاوری با ارائه لیستی از ۷۰۰ دانشمند که حمایت خود را از نظریه طراحی هوشمند اعلام کرده بودند تکامل را نظریه ای در بحران و نادرست خواند .
این کار محرکی برای ایجاد یک بیانه غیررسمی در حمایت از نظریه تکامل به نام پروژه استیو شد .
طی این بیانیه فراخوانی از سوی آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شد که از دانشمندان حامی نظریه تکامل برای امضا این بیانیه دعوت شد .
اما تنها دانشمندانی میتوانستند در امضای این بیانیه شرکت داشته باشند که نام آنها "استیو" (یا موارد مشابه مثل استفان) میبود .
پروژه استیو در واقع یک کار طنز و تبلیغاتی بود در پاسخ به لیستی که موسسات حامی خلقتگرایی از اسامی دانشمندان خلقتگرا تهیه کرده بودند .
این بیانیه نشان میدهد تعداد دانشمندانی که اسم کوچکی شبیه استیو دارند و از تکامل حمایت میکنند (بیش از ۱۳۷۰ نفر) بیشتر از کل دانشمندانی است که طرفدار طراحی هوشمند هستند !
✅ لیست امضا کنندگان استیو
✅ میزان حمایت از نظریه تکامل
@evolution_iran