◀️ نابودی صخره های مرجانی
صخره های مرجانی در حکم استحکامات حیات و تنوع آن در آبهای کم عمق استوایی هستند و اکنون در مقابل ترکیبی از صدمات انسانی و عوامل طبیعی در حال نابودی هستند .
صخره های مرجانی در طول تاریخ وجود خود همواره پیشروی و پسرویهایی بر اثر عوامل طبیعی داشته اند . تغییرات اقلیمی شدید ، گردبادها و یا پدیده ال نینو هر از گاهی توده های بزرگی از مرجانها را نابود میکند . اما در شرایط عادی آنها به سرعت ، تنها ظرف یکی دو دهه خود را بازسازی میکنند .
اما در شرایط فعلی فعالیتهای انسانی این تنشهای طبیعی را تشدید کرده و تباهی مرجانها به پیش رفته ، بدون آنکه بهبودی و بازسازی چندانی وجود داشته باشد .
ماهیگیری در ابعاد گسترده ، رشد جلبکهایی که با مرجانها رقابت میکند و زباله های کشاورزی که به رشد این جلبکها کمک میکنند ، نابودی جنگلها که باعث آلودگی آبها میشود و ماهیگیری با دینامیت که قابلیت تخریبی آن آشکار است ، تنها بخش کوچکی از فشارهای وارد شده از سوی بشر به توده های مرجانی است . تمام این فشارها مرجانها را نسبت به پاتوژنها آسیب پذیرتر میکند . بیماری ملقب به نوار سفید ، یک عفونت باکتریایی است و آنطور که از اسمش بر می آید ، نواری سفید از بافت مردگی ایجاد میکند . این بیماری دو گونه از مرجانهای کارائیب را به نامهای اکروپورا پالماتا (یا مرجان شاخ الک) و اکروپورا سرویکورنیس (یا مرجان شاخ گوزنی) مبتلا کرد که تا همین اواخر صخره سازهای مسلط در منطقه بودند . این بیماری طوری این دو گونه مرجانی را تخریب کرده بود که اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت ، اکنون هر دو را در فهرست وضعیت بحرانی رو به انقراض قرار داده است . در همین حال مرجانهایی که کارائیب را پوشانده اند در دهه های اخیر تا حد هشتاد درصد کاهش یافته اند . نهایتا و شاید مهمتر از همه در فهرست این تهدیدها تغییر اقلیمی است که همزاد اهریمنی اسیدی شدن اقیانوسها محسوب میشود . صخره های مناطق استوایی نیاز به گرما دارند ، اما وقتی دما بیش از حد افزایش می یابد اختلال به وجود می آورد . این افزایش دما نوعی زندگی دوگانه را به مرجانهای صخره ساز تحمیل میکند . هر پولیپی بصورت فردی یک حیوان است و همزمان میزبانی برای گیاهان ذره بینی که به زوکسانتلای معروفند . زوکسانتلای با فوتوسنتز کربوهیدرات تولید میکند و پولیپها این کربوهیدرات ها را کشت میکنند ، بسیار شبیه به کشاورزانی که ذرت کشت میکنند . وقتی دمای آب از نقطه معینی عبور کند ، رابطه همزیستی میان مرجانها و مستأجرانش قطع میشود . این دما میتواند بسته به مکان و گونه های زیستی متغیر باشد . زوکسانتلای شروع به تولید تراکمهای خطرناکی از رادیکالهای اکسیژن میکند و پولیپها نومیدانه پاسخ میدهند و اغلب با بیرون راندن آنها سعی در دفاع از خود میکنند . مرجانها بدون زوکسانتلای که منبع رنگهای شگفت انگیزشان است سفیدند . این پدیده ای است که به نام سفید شدن مرجانها شناخته شده است . کولونیهای سفید شده از رشد باز می ایستند و اگر تخریب به اندازه معینی زیاد باشد نابود میشوند . سفیدسازیهای گسترده ای در ۱۹۹۸ ، ۲۰۰۵ و ۲۰۱۰ به وقوع پیوستند و انتظار میرود تناوب و شدت چنین حوادثی با افزایش دمای زمین بیشتر شود . یک بررسی روی بیش از هشتصد گونه مختلف مرجانهای صخره ساز ، منتشر شده در نشریه ساینس در ۲۰۰۸ نشان داد که یک سوم از آنها در معرض خطر انقراضند که عموما نتیجه افزایش دمای اقیانوسهاست . این امر مرجانهای سنگی را در رده گروههایی قرار داده که در معرض بزرگترین خطر هستند . این مطالعه نشان داد که نسبت گونه های مرجانی که در رده در معرض خطر انقراض طبقه بندی شده اند ، بیش از اکثر گروههای حیوانی روی خشکی ، بجز دوزیستان است .
@evolution_iran
صخره های مرجانی در حکم استحکامات حیات و تنوع آن در آبهای کم عمق استوایی هستند و اکنون در مقابل ترکیبی از صدمات انسانی و عوامل طبیعی در حال نابودی هستند .
صخره های مرجانی در طول تاریخ وجود خود همواره پیشروی و پسرویهایی بر اثر عوامل طبیعی داشته اند . تغییرات اقلیمی شدید ، گردبادها و یا پدیده ال نینو هر از گاهی توده های بزرگی از مرجانها را نابود میکند . اما در شرایط عادی آنها به سرعت ، تنها ظرف یکی دو دهه خود را بازسازی میکنند .
اما در شرایط فعلی فعالیتهای انسانی این تنشهای طبیعی را تشدید کرده و تباهی مرجانها به پیش رفته ، بدون آنکه بهبودی و بازسازی چندانی وجود داشته باشد .
ماهیگیری در ابعاد گسترده ، رشد جلبکهایی که با مرجانها رقابت میکند و زباله های کشاورزی که به رشد این جلبکها کمک میکنند ، نابودی جنگلها که باعث آلودگی آبها میشود و ماهیگیری با دینامیت که قابلیت تخریبی آن آشکار است ، تنها بخش کوچکی از فشارهای وارد شده از سوی بشر به توده های مرجانی است . تمام این فشارها مرجانها را نسبت به پاتوژنها آسیب پذیرتر میکند . بیماری ملقب به نوار سفید ، یک عفونت باکتریایی است و آنطور که از اسمش بر می آید ، نواری سفید از بافت مردگی ایجاد میکند . این بیماری دو گونه از مرجانهای کارائیب را به نامهای اکروپورا پالماتا (یا مرجان شاخ الک) و اکروپورا سرویکورنیس (یا مرجان شاخ گوزنی) مبتلا کرد که تا همین اواخر صخره سازهای مسلط در منطقه بودند . این بیماری طوری این دو گونه مرجانی را تخریب کرده بود که اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت ، اکنون هر دو را در فهرست وضعیت بحرانی رو به انقراض قرار داده است . در همین حال مرجانهایی که کارائیب را پوشانده اند در دهه های اخیر تا حد هشتاد درصد کاهش یافته اند . نهایتا و شاید مهمتر از همه در فهرست این تهدیدها تغییر اقلیمی است که همزاد اهریمنی اسیدی شدن اقیانوسها محسوب میشود . صخره های مناطق استوایی نیاز به گرما دارند ، اما وقتی دما بیش از حد افزایش می یابد اختلال به وجود می آورد . این افزایش دما نوعی زندگی دوگانه را به مرجانهای صخره ساز تحمیل میکند . هر پولیپی بصورت فردی یک حیوان است و همزمان میزبانی برای گیاهان ذره بینی که به زوکسانتلای معروفند . زوکسانتلای با فوتوسنتز کربوهیدرات تولید میکند و پولیپها این کربوهیدرات ها را کشت میکنند ، بسیار شبیه به کشاورزانی که ذرت کشت میکنند . وقتی دمای آب از نقطه معینی عبور کند ، رابطه همزیستی میان مرجانها و مستأجرانش قطع میشود . این دما میتواند بسته به مکان و گونه های زیستی متغیر باشد . زوکسانتلای شروع به تولید تراکمهای خطرناکی از رادیکالهای اکسیژن میکند و پولیپها نومیدانه پاسخ میدهند و اغلب با بیرون راندن آنها سعی در دفاع از خود میکنند . مرجانها بدون زوکسانتلای که منبع رنگهای شگفت انگیزشان است سفیدند . این پدیده ای است که به نام سفید شدن مرجانها شناخته شده است . کولونیهای سفید شده از رشد باز می ایستند و اگر تخریب به اندازه معینی زیاد باشد نابود میشوند . سفیدسازیهای گسترده ای در ۱۹۹۸ ، ۲۰۰۵ و ۲۰۱۰ به وقوع پیوستند و انتظار میرود تناوب و شدت چنین حوادثی با افزایش دمای زمین بیشتر شود . یک بررسی روی بیش از هشتصد گونه مختلف مرجانهای صخره ساز ، منتشر شده در نشریه ساینس در ۲۰۰۸ نشان داد که یک سوم از آنها در معرض خطر انقراضند که عموما نتیجه افزایش دمای اقیانوسهاست . این امر مرجانهای سنگی را در رده گروههایی قرار داده که در معرض بزرگترین خطر هستند . این مطالعه نشان داد که نسبت گونه های مرجانی که در رده در معرض خطر انقراض طبقه بندی شده اند ، بیش از اکثر گروههای حیوانی روی خشکی ، بجز دوزیستان است .
@evolution_iran
Wikipedia
سفیدشدگی مرجان
سفیدشدگی مرجانها (انگلیسی: Coral bleaching) فرآیندی است که در آن مرجانها به دلیل عوامل تنشزای گوناگون مانند تغییرات دما، نور یا مواد مغذی سفید میشوند. سفید شدن زمانی اتفاق میافتد که پولیپهای مرجانی جلبکهای همزیست زوگسانتاله (zooxanthellae) را که در…
the social leap 5
<unknown>
◀️ جهش اجتماعی
📖 خوانش کتاب جهش اجتماعی
✏️ نوشته : ویلیام فون هیپل
📝 ترجمه : میثم محمدامینی
☑️ فصل پنجم
⬅️ عناوین :
• انسان اجتماعی
• هوش اجتماعی
• تکامل خویشتن داری
• فراتر از خویشتن داری
• مزایای اجتماعی اعتمادبنفس کاذب
• خودفریبی
• خودفریبی چاره ساز است
☑️ درباره فایل خوانش کتاب
@evolution_iran
📖 خوانش کتاب جهش اجتماعی
✏️ نوشته : ویلیام فون هیپل
📝 ترجمه : میثم محمدامینی
☑️ فصل پنجم
⬅️ عناوین :
• انسان اجتماعی
• هوش اجتماعی
• تکامل خویشتن داری
• فراتر از خویشتن داری
• مزایای اجتماعی اعتمادبنفس کاذب
• خودفریبی
• خودفریبی چاره ساز است
☑️ درباره فایل خوانش کتاب
@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ هوش پرندگان !
کلاغها و برخی از طوطیها قادر به انجام کارهای شناختی مشابه با میمونهای بزرگ هستند . آنها بسیار باهوش هستند ، اما مسئله عجیب آنجاست که مغز بسیار کوچکی دارند !
این موجودات چطور با مغزهایی به اندازه گردو ، چنین قدرت شناختی چشمگیری دارند که حتی با پستانداران بزرگ برابری میکند و در بسیاری موارد از انها پیشی میگیرد ؟
مغز این پرنده ها حاوی تعداد بسیار زیادی نورون ، با تراکم عصبی بسیار بیشتر از آنچه در پستانداران یافت میشود است و از آنجا که این نورونها عمدتاً در مغز جلویی قرار دارند ، پرنده ها تعداد نورونهای جلو مغزی یکسان یا حتی بیشتر از میمونهایی با مغز بسیار بزرگتر دارند .
بنابراین مغز پرندگان این پتانسیل را دارد که در واحد جرم ، قدرت شناختی بسیار بالاتری نسبت به مغز پستانداران ارائه دهد .
بطور متوسط مغز طوطیها و پرندگان آوازخوان ، دو برابر تعداد نورونهای بیشتری نسبت به مغز پستاندارانی با همان جرم مغزی دارد که نشان میدهد مغز پرندگان تراکم نورونهای بیشتری نسبت به پستانداران دارد
@evolution_iran
کلاغها و برخی از طوطیها قادر به انجام کارهای شناختی مشابه با میمونهای بزرگ هستند . آنها بسیار باهوش هستند ، اما مسئله عجیب آنجاست که مغز بسیار کوچکی دارند !
این موجودات چطور با مغزهایی به اندازه گردو ، چنین قدرت شناختی چشمگیری دارند که حتی با پستانداران بزرگ برابری میکند و در بسیاری موارد از انها پیشی میگیرد ؟
مغز این پرنده ها حاوی تعداد بسیار زیادی نورون ، با تراکم عصبی بسیار بیشتر از آنچه در پستانداران یافت میشود است و از آنجا که این نورونها عمدتاً در مغز جلویی قرار دارند ، پرنده ها تعداد نورونهای جلو مغزی یکسان یا حتی بیشتر از میمونهایی با مغز بسیار بزرگتر دارند .
بنابراین مغز پرندگان این پتانسیل را دارد که در واحد جرم ، قدرت شناختی بسیار بالاتری نسبت به مغز پستانداران ارائه دهد .
بطور متوسط مغز طوطیها و پرندگان آوازخوان ، دو برابر تعداد نورونهای بیشتری نسبت به مغز پستاندارانی با همان جرم مغزی دارد که نشان میدهد مغز پرندگان تراکم نورونهای بیشتری نسبت به پستانداران دارد
@evolution_iran
◀️ هوش پرندگان
پرندگان تواناییهای شناختی پیچیدهای دارند ، کلاغهای ابزارساز و پرندگان آوازخوان این واقعیت را به خوبی اثبات میکنند .
حال با توجه به هوش بالا و توان شناختی پرندگان ، این سوال پیش می آید که چگونه این همه سیم کشی عصبی که برای بروز چنین توان شناختی لازم است در چنین بسته کوچکی جاسازی شده است ؟! مغز پرندگان به زحمت بزرگتر از یک گردوی پوست کنده است !
چطور ممکن است مغزی با این اندازه کوچک بتواند چنین تواناییهای بزرگی را بروز دهد ؟!
اکنون با تحقیقات و مطالعات فراوانی که انجام شده است پاسخی برای این سوال مهم داریم . به نظر میرسد مغز پرندگان نسبت به سایر حیوانات بسیار متراکم تر است و در حجم مساوی ، تعداد بسیار بیشتری نورون را در خود جا میدهد .
برای مدتها تصور بر این این بود که تنها اندازه و حجم مغز است که بطور مستقیم تعیین کننده میزان هوش حیوان است و در این میان ، تراکم نورونها در بین گونه های مختلف تفاوت چندانی ندارد .
اما در ده تا بیست سال گذشته این ادراک تغییر کرده و به خصوص در مغز پستانداران ، تفاوتهایی در تراکم نورونی مشاهده شده است .
با این وجود مغز پرندگان به قدری کوچک است که همواره تصور بر این بوده است که به تفاوتهای ساختاری نیاز دارد تا بتوانند شناخت پیچیده را در چنین حجم کوچکی انجام دهند ، ولی هرگز دقیقاً مشخص نشده بود که این تفاوت ساختار چگونه است .
در مطالعات جدیدی که صورت گرفت ، دانشمندان از مغز ۲۸ گونه پرنده نمونه برداری کرده و با هدف شمارش تعداد سلولهای مغزی آنها به آزمایشگاه بردند .
گرچه پیش از روشن شدن نتایج این شمارش نیز انتظار میرفت که مغز پرندگان از نظر اندازه و تعداد نورونها با پستانداران متفاوت باشد ، اما هرگز تصور نمیشد که این تفاوت آنقدر شدید باشد که در مغز یک طوطی ، به اندازه یک پستاندار با جثه متوسط نورون وجود داشته باشد !
اصولا در طراحی مغزها ، طبیعت دو گزینه دارد که میتواند آن را تغییر دهد . اول اندازه و تعداد نورونها و دوم توزیع نورونها در مراکز مختلف مغز و در پرندگان ، از هر دوی آنها استفاده کرده است .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
@evolution_iran
پرندگان تواناییهای شناختی پیچیدهای دارند ، کلاغهای ابزارساز و پرندگان آوازخوان این واقعیت را به خوبی اثبات میکنند .
حال با توجه به هوش بالا و توان شناختی پرندگان ، این سوال پیش می آید که چگونه این همه سیم کشی عصبی که برای بروز چنین توان شناختی لازم است در چنین بسته کوچکی جاسازی شده است ؟! مغز پرندگان به زحمت بزرگتر از یک گردوی پوست کنده است !
چطور ممکن است مغزی با این اندازه کوچک بتواند چنین تواناییهای بزرگی را بروز دهد ؟!
اکنون با تحقیقات و مطالعات فراوانی که انجام شده است پاسخی برای این سوال مهم داریم . به نظر میرسد مغز پرندگان نسبت به سایر حیوانات بسیار متراکم تر است و در حجم مساوی ، تعداد بسیار بیشتری نورون را در خود جا میدهد .
برای مدتها تصور بر این این بود که تنها اندازه و حجم مغز است که بطور مستقیم تعیین کننده میزان هوش حیوان است و در این میان ، تراکم نورونها در بین گونه های مختلف تفاوت چندانی ندارد .
اما در ده تا بیست سال گذشته این ادراک تغییر کرده و به خصوص در مغز پستانداران ، تفاوتهایی در تراکم نورونی مشاهده شده است .
با این وجود مغز پرندگان به قدری کوچک است که همواره تصور بر این بوده است که به تفاوتهای ساختاری نیاز دارد تا بتوانند شناخت پیچیده را در چنین حجم کوچکی انجام دهند ، ولی هرگز دقیقاً مشخص نشده بود که این تفاوت ساختار چگونه است .
در مطالعات جدیدی که صورت گرفت ، دانشمندان از مغز ۲۸ گونه پرنده نمونه برداری کرده و با هدف شمارش تعداد سلولهای مغزی آنها به آزمایشگاه بردند .
گرچه پیش از روشن شدن نتایج این شمارش نیز انتظار میرفت که مغز پرندگان از نظر اندازه و تعداد نورونها با پستانداران متفاوت باشد ، اما هرگز تصور نمیشد که این تفاوت آنقدر شدید باشد که در مغز یک طوطی ، به اندازه یک پستاندار با جثه متوسط نورون وجود داشته باشد !
اصولا در طراحی مغزها ، طبیعت دو گزینه دارد که میتواند آن را تغییر دهد . اول اندازه و تعداد نورونها و دوم توزیع نورونها در مراکز مختلف مغز و در پرندگان ، از هر دوی آنها استفاده کرده است .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
@evolution_iran
PNAS
Birds have primate-like numbers of neurons in the forebrain
Some birds achieve primate-like levels of cognition, even though their brains tend to be much smaller in absolute size. This poses a fundamental pr...
the social leap 6
<unknown>
◀️ جهش اجتماعی
📖 خوانش کتاب جهش اجتماعی
✏️ نوشته : ویلیام فون هیپل
📝 ترجمه : میثم محمدامینی
☑️ فصل ششم
⬅️ عناوین :
• انسان نوآور
• نورآوریهای اجتماعی چه هستند ؟
• فرضیه نوآوری اجتماعی
☑️ درباره فایل خوانش کتاب
@evolution_iran
📖 خوانش کتاب جهش اجتماعی
✏️ نوشته : ویلیام فون هیپل
📝 ترجمه : میثم محمدامینی
☑️ فصل ششم
⬅️ عناوین :
• انسان نوآور
• نورآوریهای اجتماعی چه هستند ؟
• فرضیه نوآوری اجتماعی
☑️ درباره فایل خوانش کتاب
@evolution_iran
◀️ مغز شما برای فکر کردن نیست !
✅ چرا مغز تکامل پیدا کرده و شما اکنون دارای مغز هستید ؟ به این پرسش نمیتوان پاسخ داد ، زیرا تکامل با قصد انجام نمیشود ، چرایی در کار نیست . ولی میتوانیم بگوییم که مهمترین کار مغز شما چیست . مهمترین کار مغز تفکر ، احساسات ، تخیل ، خلاقیت یا همدلی نیست . مهمترین کار مغز شما کنترل کردن بدن شما از طریق پیش بینی نیازهای انرژی قبل از بروز آنها است ، به طوری که بتوانید حرکات ارزشمندی را بصورت کارآمد انجام دهید و زنده بمانید . مهمترین کار مغز شما فکر کردن نیست . به کار انداختن بدن گرم کوچولویی است که خیلی خیلی پیچیده شده است . البته شکی نیست که مغز شما واقعا فکر میکند ، احساس میکند ، تخیل میکند و صدها تجربه دیگر را نیز ایجاد میکند ، مثلا اینکه به شما امکان میدهد که این مطلب را بخوانید و بفهمید . ولی تمام این قابلیتهای ذهنی نتیجه مأموریتی مرکزی برای زنده و سالم نگه داشتن شما از طریق مدیریت بودجه بدن شما است . هر چیزی را که مغز شما ایجاد میکند ، از خاطره تا توهم ، از شعف تا شرم ، بخشی از این مأموریت است .
❎ بخوانید
@evolution_iran
✅ چرا مغز تکامل پیدا کرده و شما اکنون دارای مغز هستید ؟ به این پرسش نمیتوان پاسخ داد ، زیرا تکامل با قصد انجام نمیشود ، چرایی در کار نیست . ولی میتوانیم بگوییم که مهمترین کار مغز شما چیست . مهمترین کار مغز تفکر ، احساسات ، تخیل ، خلاقیت یا همدلی نیست . مهمترین کار مغز شما کنترل کردن بدن شما از طریق پیش بینی نیازهای انرژی قبل از بروز آنها است ، به طوری که بتوانید حرکات ارزشمندی را بصورت کارآمد انجام دهید و زنده بمانید . مهمترین کار مغز شما فکر کردن نیست . به کار انداختن بدن گرم کوچولویی است که خیلی خیلی پیچیده شده است . البته شکی نیست که مغز شما واقعا فکر میکند ، احساس میکند ، تخیل میکند و صدها تجربه دیگر را نیز ایجاد میکند ، مثلا اینکه به شما امکان میدهد که این مطلب را بخوانید و بفهمید . ولی تمام این قابلیتهای ذهنی نتیجه مأموریتی مرکزی برای زنده و سالم نگه داشتن شما از طریق مدیریت بودجه بدن شما است . هر چیزی را که مغز شما ایجاد میکند ، از خاطره تا توهم ، از شعف تا شرم ، بخشی از این مأموریت است .
❎ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
مغز شما برای فکر کردن نیست !
روزگاری زمین در سیطره مخلوقاتی بود که مغز نداشتند . یکی از این مخلوقات موجود کوچکی به نام نیزک بود . اگر یکی از آنها را میدیدید شاید آن را با کرم کوچکی اشتباه میگرفتید ، تا آنکه متوجه شکافهای آب شش مانندی در دو طرف بدنش میشدید . نیزکها ۵۵۰ میلیون سال پیش…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ همنوع خواری در جوامع انسانی
☑️ دکتر حامد وحدتی نسب
☑️ تهیه و پخش سخنرانی : تلسی تاک
❇️ تلسی تاک را در اینستاگرام دنبال کنید
❇️ تلسی تاک ، برنامه ای علمی با سخنرانی بزرگترین محققان ، دانشمندان و نویسندگان ایرانی است که فعالیت خود را به تازگی آغاز کرده است .
@evolution_iran
☑️ دکتر حامد وحدتی نسب
☑️ تهیه و پخش سخنرانی : تلسی تاک
❇️ تلسی تاک را در اینستاگرام دنبال کنید
❇️ تلسی تاک ، برنامه ای علمی با سخنرانی بزرگترین محققان ، دانشمندان و نویسندگان ایرانی است که فعالیت خود را به تازگی آغاز کرده است .
@evolution_iran
◀️ زیست جرم
زیست توده ، بیومس یا زیست جرم ، به معنای جرم ماده زنده بر روی زمین ، شامل گیاهان ، جانوران ، قارچها ، باکتریها و ویروسها است .
احتمالا در نظر ما ، جانوران موجودات زنده غالب بر روی زمین هستند . اما برخلاف انتظار ، فرمانرو جانوران درصد بسیار ناچیزی از جرم ماده زنده را تشکیل میدهد که قسمت اعظم آن نیز بندپایان و حشرات هستند .
جرم کل ماده زنده بر روی زمین ۵۵۰ گیگاتن کربن تخمین زده میشود :
• گیاهان : ۴۵۰ گیگاتن کربن
• باکتری ها : ۷۰ گیگاتن کربن
• قارچ ها : ۱۲ گیگاتن کربن
• آرکی باکتری ها : ۷ گیگاتن کربن
• آغازیان : ۴ گیگاتن کربن
• جانوران : ۲ گیگاتن کربن
• ویروس ها : ۲/. گیگاتن کربن
• نکته :
یک گیگاتن برابر با 10⁹ (یک میلیارد) تن است . از آنجا که کربن عنصر اساسی حیات است و همینطور برای راحتی محاسبات ، زیست جرم را براساس واحد گیگاتن کربن محاسبه میکنند . به بیان ساده تر ، یعنی این مقدار کربن در موجودات زنده وجود دارد . بدن موجودات زنده بطور متوسط حاوی ۱۸ تا ۲۰ درصد کربن است ، پس میتوانید جرم کل حیات را بصورت تقریبی با ضرب گیگاتن کربن در عدد ۵ بدست آورید
بیشتر بخوانید
@evolution_iran
زیست توده ، بیومس یا زیست جرم ، به معنای جرم ماده زنده بر روی زمین ، شامل گیاهان ، جانوران ، قارچها ، باکتریها و ویروسها است .
احتمالا در نظر ما ، جانوران موجودات زنده غالب بر روی زمین هستند . اما برخلاف انتظار ، فرمانرو جانوران درصد بسیار ناچیزی از جرم ماده زنده را تشکیل میدهد که قسمت اعظم آن نیز بندپایان و حشرات هستند .
جرم کل ماده زنده بر روی زمین ۵۵۰ گیگاتن کربن تخمین زده میشود :
• گیاهان : ۴۵۰ گیگاتن کربن
• باکتری ها : ۷۰ گیگاتن کربن
• قارچ ها : ۱۲ گیگاتن کربن
• آرکی باکتری ها : ۷ گیگاتن کربن
• آغازیان : ۴ گیگاتن کربن
• جانوران : ۲ گیگاتن کربن
• ویروس ها : ۲/. گیگاتن کربن
• نکته :
یک گیگاتن برابر با 10⁹ (یک میلیارد) تن است . از آنجا که کربن عنصر اساسی حیات است و همینطور برای راحتی محاسبات ، زیست جرم را براساس واحد گیگاتن کربن محاسبه میکنند . به بیان ساده تر ، یعنی این مقدار کربن در موجودات زنده وجود دارد . بدن موجودات زنده بطور متوسط حاوی ۱۸ تا ۲۰ درصد کربن است ، پس میتوانید جرم کل حیات را بصورت تقریبی با ضرب گیگاتن کربن در عدد ۵ بدست آورید
بیشتر بخوانید
@evolution_iran
◀️ زیست جرم
در میان تمام موجودات زنده از قبیل باکتریها ، قارچها ، گیاهان ، آرکی ها و ... ، جانوران بیشتر از همه برای ما ملموس هستند ، طوریکه گاها تصور بسیاری افراد از حیات زنده ، در قالب وجود جانوران خلاصه میشود .
اما برخلاف انتظار این افراد ، جانوران در میان موجودات زنده زمینی اقلیتی فوق العاده ناچیز هستند و گرچه وجود گروههایی از آنها مانند حشرات ، برای تداوم حیات زمینی ضروری است ، اما به لحاظ جرم ، درصد اندکی از حیات را تشکیل میدهند .
از مجموع ۵۵۰ گیگاتن کربن ماده زنده بر روی زمین ، تنها ۲ گیگاتن کربن آن ، یعنی حدود ۳۷ صدم درصد ، جانوران هستند که احتمالا بسیار کمتر از انتظار ماست .
اما جالبتر خواهد شد اگر بدانید ، از ۲ گیگاتن کربن موجود در بدن جانوران نیز بیش از نیمی ، یعنی ۱ گیگاتن بندپایان و حشرات هستند .
از ۱ گیگاتن کربن باقیمانده نیز ، ۰/۷ گیگاتن کربن را ماهیان آبزی تشکیل میدهند .
پستانداران وحشی که آشناترین گروه حیوانات برای انسان هستند ، جمعا کمتر از ۰/۰۰۷ گیگاتن کربن و پرندگان نیز ۰/۰۰۲ گیگاتن کربن از کل زیست توده را تشکیل میدهند . در این میان ، انسان نیز با جمعیت ۸ میلیاردی خود تنها ۰/۰۶ گیگاتن کربن از زیست جرم را به خود اختصاص داده است .
اما همانطور که انتظار میرود ، گیاهان موجودات زنده غالب بر روی کره زمین هستند و بیش از هشتاد درصد جرم زنده زمین را تشکیل میدهند . از مجموع ۵۵۰ گیگاتن کربن موجود در حیات زنده ، حدود ۴۵۰ گیگاتن کربن را گیاهان به خود اختصاص داده اند . گیاهان عموما خشکی زی هستند . بنابراین میتوان گفت که برخلاف تصور عموم که دریاها و اقیانوسها را زیستگاههایی شلوغ و مملو از حیات میدانند ، قسمت اعظم حیات بر روی زمین در خشکی جریان دارد . از مجموع ۴۵۰ گیگاتن گیاه ، بطور تقریبی تنها ۱۲۰ گیگاتن را برگها و جوانه های گیاهی تشکیل داده و الباقی شامل تنه و ساقه های گیاهی (چوب) میشود .
باکتریها ، موجودات تک سلولی که با چشم غیرمسلح حتی دیده نمیشوند ، با بیش از ۳۵ برابر اختلاف نسبت به جانوران ، ۷۰ گیگاتن کربن از جرم کربن موجود در حیات زنده را در خود جای داده اند و این یعنی جرم باکتریهایی که ساکن زمین هستند ۱۱۶۶ برابر بیشتر از انسانها است !
حتی قارچ ها ، آرکی ها و آغازیان نیز به نسبت جرم بیشتری را نسبت به جانوران به خود اختصاص میدهند . در واقع حیات ، در شکل جانوری ، یک اقلیت ناچیز محسوب میشود ! و در این بین ، انسان اقلیتی به مراتب ناچیزتر از جانوران به حساب می آید .
اما انسانها گرچه از منظر زیست توده و جرم بسیار ناچیز هستند ، در طول هزار سال اخیر بزرگترین تاثیرات را بر کل زیست توده به جا گذاشته و عامل بر هم خوردن تناسب حیات بر روی زمین بوده اند !
تخمین زده میشود که در طول هزار سال گذشته ، در نتیجه تاثیرات مستقیم انسان ، مقدار کل زیست توده حداقل به نصف کاهش پیدا کرده باشد . هزار سال قبل ، حیات زنده روی زمین حداقل شامل هزار گیگاتن کربن میشد و امروز ، در نتیجه فعالیتهای انسان ، بخصوص کشاورزی که در نتیجه آن بخش اعظم زیست جرم گیاهی برای کشت گیاهان اهلی نابود شده به ۵۵۰ گیگاتن کربن کاهش یافته است . همینطور زیست جرم پستانداران وحشی خشکی زی بیش از هفت برابر کاهش یافته است . بطور مشابه در مورد پستانداران دریایی مانند نهنگ ها نیز این امر صادق بوده و زیست جرم آنها در نتیجه شکار مستقیم و سایر فعالیتهای انسانی به بیش یک پنجم تنزل پیدا کرده است .
تاثیرات مخرب انسان همچنان ادامه دارد !
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
✅ و بشنوید
@evolution_iran
در میان تمام موجودات زنده از قبیل باکتریها ، قارچها ، گیاهان ، آرکی ها و ... ، جانوران بیشتر از همه برای ما ملموس هستند ، طوریکه گاها تصور بسیاری افراد از حیات زنده ، در قالب وجود جانوران خلاصه میشود .
اما برخلاف انتظار این افراد ، جانوران در میان موجودات زنده زمینی اقلیتی فوق العاده ناچیز هستند و گرچه وجود گروههایی از آنها مانند حشرات ، برای تداوم حیات زمینی ضروری است ، اما به لحاظ جرم ، درصد اندکی از حیات را تشکیل میدهند .
از مجموع ۵۵۰ گیگاتن کربن ماده زنده بر روی زمین ، تنها ۲ گیگاتن کربن آن ، یعنی حدود ۳۷ صدم درصد ، جانوران هستند که احتمالا بسیار کمتر از انتظار ماست .
اما جالبتر خواهد شد اگر بدانید ، از ۲ گیگاتن کربن موجود در بدن جانوران نیز بیش از نیمی ، یعنی ۱ گیگاتن بندپایان و حشرات هستند .
از ۱ گیگاتن کربن باقیمانده نیز ، ۰/۷ گیگاتن کربن را ماهیان آبزی تشکیل میدهند .
پستانداران وحشی که آشناترین گروه حیوانات برای انسان هستند ، جمعا کمتر از ۰/۰۰۷ گیگاتن کربن و پرندگان نیز ۰/۰۰۲ گیگاتن کربن از کل زیست توده را تشکیل میدهند . در این میان ، انسان نیز با جمعیت ۸ میلیاردی خود تنها ۰/۰۶ گیگاتن کربن از زیست جرم را به خود اختصاص داده است .
اما همانطور که انتظار میرود ، گیاهان موجودات زنده غالب بر روی کره زمین هستند و بیش از هشتاد درصد جرم زنده زمین را تشکیل میدهند . از مجموع ۵۵۰ گیگاتن کربن موجود در حیات زنده ، حدود ۴۵۰ گیگاتن کربن را گیاهان به خود اختصاص داده اند . گیاهان عموما خشکی زی هستند . بنابراین میتوان گفت که برخلاف تصور عموم که دریاها و اقیانوسها را زیستگاههایی شلوغ و مملو از حیات میدانند ، قسمت اعظم حیات بر روی زمین در خشکی جریان دارد . از مجموع ۴۵۰ گیگاتن گیاه ، بطور تقریبی تنها ۱۲۰ گیگاتن را برگها و جوانه های گیاهی تشکیل داده و الباقی شامل تنه و ساقه های گیاهی (چوب) میشود .
باکتریها ، موجودات تک سلولی که با چشم غیرمسلح حتی دیده نمیشوند ، با بیش از ۳۵ برابر اختلاف نسبت به جانوران ، ۷۰ گیگاتن کربن از جرم کربن موجود در حیات زنده را در خود جای داده اند و این یعنی جرم باکتریهایی که ساکن زمین هستند ۱۱۶۶ برابر بیشتر از انسانها است !
حتی قارچ ها ، آرکی ها و آغازیان نیز به نسبت جرم بیشتری را نسبت به جانوران به خود اختصاص میدهند . در واقع حیات ، در شکل جانوری ، یک اقلیت ناچیز محسوب میشود ! و در این بین ، انسان اقلیتی به مراتب ناچیزتر از جانوران به حساب می آید .
اما انسانها گرچه از منظر زیست توده و جرم بسیار ناچیز هستند ، در طول هزار سال اخیر بزرگترین تاثیرات را بر کل زیست توده به جا گذاشته و عامل بر هم خوردن تناسب حیات بر روی زمین بوده اند !
تخمین زده میشود که در طول هزار سال گذشته ، در نتیجه تاثیرات مستقیم انسان ، مقدار کل زیست توده حداقل به نصف کاهش پیدا کرده باشد . هزار سال قبل ، حیات زنده روی زمین حداقل شامل هزار گیگاتن کربن میشد و امروز ، در نتیجه فعالیتهای انسان ، بخصوص کشاورزی که در نتیجه آن بخش اعظم زیست جرم گیاهی برای کشت گیاهان اهلی نابود شده به ۵۵۰ گیگاتن کربن کاهش یافته است . همینطور زیست جرم پستانداران وحشی خشکی زی بیش از هفت برابر کاهش یافته است . بطور مشابه در مورد پستانداران دریایی مانند نهنگ ها نیز این امر صادق بوده و زیست جرم آنها در نتیجه شکار مستقیم و سایر فعالیتهای انسانی به بیش یک پنجم تنزل پیدا کرده است .
تاثیرات مخرب انسان همچنان ادامه دارد !
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
✅ و بشنوید
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌺 سال نو مبارک 🌺🌺
💌 https://digipostal.ir/nowruz1401
سالی پر از شادی ، موفقیت ، صلح و دوستی و آگاهی و دانش برای همه همراهان آرزومندم 🌿
@evolution_iran
💌 https://digipostal.ir/nowruz1401
سالی پر از شادی ، موفقیت ، صلح و دوستی و آگاهی و دانش برای همه همراهان آرزومندم 🌿
@evolution_iran