Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ نامگذاری جانداران
☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)
@evolution_iran
☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)
@evolution_iran
Forwarded from Human Origins
◾️ باران درگذشت
مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط همنوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه مادهای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگرانکننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانیهای جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستیشناس برجسته- هم رسید و او در نامهای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالشهای فراوان و شکلگیری کمپینهای مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاههای مهم شامپانزهها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزهها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروههای شامپانزه، سختگیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیریهای خونین کشیده میشود. به نظر میآید شامپانزههای قدیمیتر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رساندهاند.
@humanorigins
مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط همنوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه مادهای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگرانکننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانیهای جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستیشناس برجسته- هم رسید و او در نامهای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالشهای فراوان و شکلگیری کمپینهای مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاههای مهم شامپانزهها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزهها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروههای شامپانزه، سختگیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیریهای خونین کشیده میشود. به نظر میآید شامپانزههای قدیمیتر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رساندهاند.
@humanorigins
◀️ شباهت میان جانداران
برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .
اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .
پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .
اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .
دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .
@evolution_iran
برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .
اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .
پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .
اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .
دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .
@evolution_iran
◀️ پرواز
پرواز از شیوه های کمیاب حرکت در جانوران است، از این جهت که پرواز واقعی تنها در چهار گروه تکامل یافته است
حشرات، تروسورها، پرندگان و خفاشها
در حالیکه گروههای بسیار بیشتری از انواع عنکبوتها، ماهیها، قورباغه ها، مارها، سوسمارها و پستانداران تا یک قدمی پرواز آمده اند، یعنی میتوانند روی هوا سُر بخورند، اما پرواز واقعی ندارند
تنها چهار تبار به این توانایی دست یافته اند، اما وجود همین توانایی موجب تنوع هر کدام از این چهار تبار در مقیاسی وسیع شده است
حشرات متنوع ترین گروه جانوران روی زمین هستند.
پرندگان متنوع ترین گروه مهره داران خشکی زی و خفاشها نیمی از گونه های پستانداران را به خود اختصاص داده اند
تروسورها نیز از متنوع ترین گروههای خزنده در دوران مزوزوئیک بوده اند. روزگاری تروسورها همه کنام هایی را که امروزه پرندگان و خفاشها اشغال کرده اند زیر بال داشتند. تنوع عظیمی از تروسورهای حشره خوار ، ماهیخوار ، شکارچی، میوه خوار و لاشه خوار، از اندازه گنجشک تا غولهایی به عرض ۱۲ متر، طی ۱۵۵ میلیون سال آمدند رفتند و ۶۶ میلیون سال، آخرین تروسورها همراه بسیاری از مهره داران دیگر منقرض شدند
@evolution_iran
پرواز از شیوه های کمیاب حرکت در جانوران است، از این جهت که پرواز واقعی تنها در چهار گروه تکامل یافته است
حشرات، تروسورها، پرندگان و خفاشها
در حالیکه گروههای بسیار بیشتری از انواع عنکبوتها، ماهیها، قورباغه ها، مارها، سوسمارها و پستانداران تا یک قدمی پرواز آمده اند، یعنی میتوانند روی هوا سُر بخورند، اما پرواز واقعی ندارند
تنها چهار تبار به این توانایی دست یافته اند، اما وجود همین توانایی موجب تنوع هر کدام از این چهار تبار در مقیاسی وسیع شده است
حشرات متنوع ترین گروه جانوران روی زمین هستند.
پرندگان متنوع ترین گروه مهره داران خشکی زی و خفاشها نیمی از گونه های پستانداران را به خود اختصاص داده اند
تروسورها نیز از متنوع ترین گروههای خزنده در دوران مزوزوئیک بوده اند. روزگاری تروسورها همه کنام هایی را که امروزه پرندگان و خفاشها اشغال کرده اند زیر بال داشتند. تنوع عظیمی از تروسورهای حشره خوار ، ماهیخوار ، شکارچی، میوه خوار و لاشه خوار، از اندازه گنجشک تا غولهایی به عرض ۱۲ متر، طی ۱۵۵ میلیون سال آمدند رفتند و ۶۶ میلیون سال، آخرین تروسورها همراه بسیاری از مهره داران دیگر منقرض شدند
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ مادرکشی
☑️ بحران آب در ایران - چرا به این نقطه رسیدیم ؟!
☑️ تهیه کننده : کمیل سوهانی
@evolution_iran
☑️ بحران آب در ایران - چرا به این نقطه رسیدیم ؟!
☑️ تهیه کننده : کمیل سوهانی
@evolution_iran
◀️ گسترش دایناسورها
دانشمندان درباره چگونگی پیروزی دایناسورها بر سیناپسیدها (پستانداران و خویشاوندان آنها در اوایل دوران دایناسورها) اختلاف نظر دارند .
برخی از آنها معتقدند که دایناسورها به تدریج توانستند بر پستانداران چیره شوند ، زیرا تواناییهای آنها در سوخت و ساز بر پستانداران برتری داشت و به همین دلیل توانستند از پستانداران پیشی بگیرند و کنام های بوم شناسی را فتح کنند .
طبق نظریه دوم ، آنچه باعث برتری دایناسورها شده بخت و اقبال آنها بوده است . پس از انقراض فاجعه بار مرز پرمین و تریاس ، دایناسورها و سیناپسیدها توانستند بیشتر کنام های بوم شناسی را اشغال کنند . دلیل این موفقیت نابود شدن صاحبان قبلی این کنام ها در جریان انقراض و پیدایش کنام های نو در شرایط جدید بود . پس این موجودات رقیبی جز همدیگر نداشتند . اما شرایط محیط تا ۳۰ میلیون سال نخست به نفع پستانداران بود .
تنها انقراض اسرارآمیز بعدی بود که باعث شد دایناسورها این بخت را پیدا کنند و کنام های اشغال شده توسط پستانداران را از دستشان بربایند .
کشف سنگواره های بیشتر میتواند پاسخگوی این گونه پرسشها باشد .
@evolution_iran
دانشمندان درباره چگونگی پیروزی دایناسورها بر سیناپسیدها (پستانداران و خویشاوندان آنها در اوایل دوران دایناسورها) اختلاف نظر دارند .
برخی از آنها معتقدند که دایناسورها به تدریج توانستند بر پستانداران چیره شوند ، زیرا تواناییهای آنها در سوخت و ساز بر پستانداران برتری داشت و به همین دلیل توانستند از پستانداران پیشی بگیرند و کنام های بوم شناسی را فتح کنند .
طبق نظریه دوم ، آنچه باعث برتری دایناسورها شده بخت و اقبال آنها بوده است . پس از انقراض فاجعه بار مرز پرمین و تریاس ، دایناسورها و سیناپسیدها توانستند بیشتر کنام های بوم شناسی را اشغال کنند . دلیل این موفقیت نابود شدن صاحبان قبلی این کنام ها در جریان انقراض و پیدایش کنام های نو در شرایط جدید بود . پس این موجودات رقیبی جز همدیگر نداشتند . اما شرایط محیط تا ۳۰ میلیون سال نخست به نفع پستانداران بود .
تنها انقراض اسرارآمیز بعدی بود که باعث شد دایناسورها این بخت را پیدا کنند و کنام های اشغال شده توسط پستانداران را از دستشان بربایند .
کشف سنگواره های بیشتر میتواند پاسخگوی این گونه پرسشها باشد .
@evolution_iran
◀️ پرندگان
1⃣ بخش اول
حدود ۱۰۰۰۰ گونه پرنده در جهان وجود دارد . پرندگان همانند کروکودیل ها ، آرکوسور هستند ، اما تقریبا تمام ویژگیهای آناتومی آنها برای سازگاری با پرواز دستخوش تغییر شده است .
بسیاری از صفات پرندگان مربوط به سازگاریهایی است که باعث سهولت پرواز میشود ، مانند تغییرات مربوط به سبکتر کردن وزن بدن که پرواز را مؤثرتر میسازد ، برای مثال پرندگان فاقد مثانه ادراری بوده و افراد ماده در اغلب گونه ها فقط یک تخمدان دارند . گنادهای هر دو جانور نر و ماده معمولا کوچک هستند ، به جز در فصل تولیدمثل که اندازه آنها بزرگ میشود . همچنین پرندگان کنونی فاقد دندان هستند که نوعی سازگاری برای کاهش وزن سر است . مشخص ترین سازگاری یک پرنده برای پرواز ، بال و پر اوست . پرها از پروتئینی به نام کراتین ساخته شده اند که در فلس خزندگان دیگر هم یافت میشود . شکل و آرایش پرها به گونه ای طراحی شده است که بالها کمترین مقاومت را در برابر هوا داشته باشند . این حالت ، مشابه بعضی از اصول آیرودینامیک به کار رفته در بالهای یک هواپیما است . نیروی لازم برای پرواز بالها با انقباضات ماهیچه های سینه ای بزرگ که به بخشی دیگر بر روی استخوان جناغ سینه متصل هستند فراهم میشود . بعضی از پرندگان مثل عقاب و شاهین دارای بالهای مناسب برای سوار شدن بر روی جریانهای هوا بوده و بالهای خود را گاه و بیگاه تکان میدهند . بعضی دیگر از پرندگان مثل مرغ مگس برای اینکه در هوا باقی بمانند ، باید بطور مداوم بالهای خود را تکان دهند . سریع ترین پرندگان میتوانند ۱۷۰ کیلومتر در ساعت پرواز کنند .
شکل گیری پرواز فواید زیادی برای پرندگان داشت . پرواز امکان شکار کردن و لاشه خواری را افزایش میدهد . بسیاری از پرندگان از حشرات پرنده تغذیه میکنند که یک منبع غذایی غنی و با ارزش تغذیه ای بالا است . همچنین پرواز باعث فرار سریع از دست شکارچیان زمینی شده و بعضی از پرندگان را قادر میسازد تا فواصل زیادی را در جستجوی منابع غذایی متفاوت و مناطق تولیدمثل فصلی طی کنند .
پرواز کردن نیازمند مصرف انرژی زیاد با یک متابولیسم فعال است . پرندگان اندوترمیک هستند ، یعنی از گرمای متابولیسمی خود برای بالا بردن و ثابت نگه داشتن دمای بدن استفاده میکنند . پرها و در بعضی از گونه ها يک لایه چربی ، عایقی فراهم میکنند که پرندگان را قادر میسازد تا گرمای بدن خود را حفظ کنند . یک سیستم تنفسی و گردش خون کارآمد ، همراه با قلب چهار حفره ای باعث میشود تا بافتها به مقدار کافی اکسیژن و مواد غذایی دریافت کنند و متابولیسم افزایش یابد . ششها دارای مجاری
باریکی به داخل و خارج کیسه های هوادار ارتجاعی هستند که جریان هوا و جذب اکسیژن را بهبود میبخشد . همچنین پرواز نیازمند دید دقیق و کنترل صحیح ماهیچه هاست . پرندگان دید رنگی و بینایی قوی دارند و نواحی بینایی مغز پرندگان همانند نواحی حرکتی آنها بسیار توسعه یافته است . مغز پرندگان از مغز دوزیستان و خزندگان غیر پرنده بزرگتر است . پرندگان عموما رفتارهای بسیار پیچیده ای نشان میدهند ، بویژه در فصل تولید مثل که مراسم جفت یابی مفصلی
از خود بروز میدهند . همچنین چون تخمها هنگامی که گذاشته میشوند پوسته دارند ، لقاح بایستی داخلی باشد . آمیزش معمولا شامل تماس بین منافذ تناسلی که به کلوآک باز میشود است . بعد از اینکه تخمها گذاشته شدند ، جنین پرندگان باید از طریق جوجه کشی توسط مادر یا پدر و یا هر دو (بسته به نوع گونه) گرم نگه داشته شوند .
تجزیه و تحلیل های کلادیستیک سنگواره های
پرندگان و خزندگان نشان میدهد که پرندگان متعلق به گروهی از سوریشین های دو پا به نام تروپودها هستند . چندین گونه از دایناسورهای کشف شده که خویشاوند نزدیک پرندگان بودند ، پرهای دارای وین و گروه بزرگتری از آنها پرهای رشته ای داشتند . این یافته ها نشان میدهد که پرها مدتها قبل از اینکه توانایی پرواز ایجاد شود بوجود آمده بودند . وظایف احتمالی این پرهای اولیه ، عایق بندی ، استتار و نمایش رفتارهای جفت یابی بوده است .
◀️ ادامه
@evolution_iran
1⃣ بخش اول
حدود ۱۰۰۰۰ گونه پرنده در جهان وجود دارد . پرندگان همانند کروکودیل ها ، آرکوسور هستند ، اما تقریبا تمام ویژگیهای آناتومی آنها برای سازگاری با پرواز دستخوش تغییر شده است .
بسیاری از صفات پرندگان مربوط به سازگاریهایی است که باعث سهولت پرواز میشود ، مانند تغییرات مربوط به سبکتر کردن وزن بدن که پرواز را مؤثرتر میسازد ، برای مثال پرندگان فاقد مثانه ادراری بوده و افراد ماده در اغلب گونه ها فقط یک تخمدان دارند . گنادهای هر دو جانور نر و ماده معمولا کوچک هستند ، به جز در فصل تولیدمثل که اندازه آنها بزرگ میشود . همچنین پرندگان کنونی فاقد دندان هستند که نوعی سازگاری برای کاهش وزن سر است . مشخص ترین سازگاری یک پرنده برای پرواز ، بال و پر اوست . پرها از پروتئینی به نام کراتین ساخته شده اند که در فلس خزندگان دیگر هم یافت میشود . شکل و آرایش پرها به گونه ای طراحی شده است که بالها کمترین مقاومت را در برابر هوا داشته باشند . این حالت ، مشابه بعضی از اصول آیرودینامیک به کار رفته در بالهای یک هواپیما است . نیروی لازم برای پرواز بالها با انقباضات ماهیچه های سینه ای بزرگ که به بخشی دیگر بر روی استخوان جناغ سینه متصل هستند فراهم میشود . بعضی از پرندگان مثل عقاب و شاهین دارای بالهای مناسب برای سوار شدن بر روی جریانهای هوا بوده و بالهای خود را گاه و بیگاه تکان میدهند . بعضی دیگر از پرندگان مثل مرغ مگس برای اینکه در هوا باقی بمانند ، باید بطور مداوم بالهای خود را تکان دهند . سریع ترین پرندگان میتوانند ۱۷۰ کیلومتر در ساعت پرواز کنند .
شکل گیری پرواز فواید زیادی برای پرندگان داشت . پرواز امکان شکار کردن و لاشه خواری را افزایش میدهد . بسیاری از پرندگان از حشرات پرنده تغذیه میکنند که یک منبع غذایی غنی و با ارزش تغذیه ای بالا است . همچنین پرواز باعث فرار سریع از دست شکارچیان زمینی شده و بعضی از پرندگان را قادر میسازد تا فواصل زیادی را در جستجوی منابع غذایی متفاوت و مناطق تولیدمثل فصلی طی کنند .
پرواز کردن نیازمند مصرف انرژی زیاد با یک متابولیسم فعال است . پرندگان اندوترمیک هستند ، یعنی از گرمای متابولیسمی خود برای بالا بردن و ثابت نگه داشتن دمای بدن استفاده میکنند . پرها و در بعضی از گونه ها يک لایه چربی ، عایقی فراهم میکنند که پرندگان را قادر میسازد تا گرمای بدن خود را حفظ کنند . یک سیستم تنفسی و گردش خون کارآمد ، همراه با قلب چهار حفره ای باعث میشود تا بافتها به مقدار کافی اکسیژن و مواد غذایی دریافت کنند و متابولیسم افزایش یابد . ششها دارای مجاری
باریکی به داخل و خارج کیسه های هوادار ارتجاعی هستند که جریان هوا و جذب اکسیژن را بهبود میبخشد . همچنین پرواز نیازمند دید دقیق و کنترل صحیح ماهیچه هاست . پرندگان دید رنگی و بینایی قوی دارند و نواحی بینایی مغز پرندگان همانند نواحی حرکتی آنها بسیار توسعه یافته است . مغز پرندگان از مغز دوزیستان و خزندگان غیر پرنده بزرگتر است . پرندگان عموما رفتارهای بسیار پیچیده ای نشان میدهند ، بویژه در فصل تولید مثل که مراسم جفت یابی مفصلی
از خود بروز میدهند . همچنین چون تخمها هنگامی که گذاشته میشوند پوسته دارند ، لقاح بایستی داخلی باشد . آمیزش معمولا شامل تماس بین منافذ تناسلی که به کلوآک باز میشود است . بعد از اینکه تخمها گذاشته شدند ، جنین پرندگان باید از طریق جوجه کشی توسط مادر یا پدر و یا هر دو (بسته به نوع گونه) گرم نگه داشته شوند .
تجزیه و تحلیل های کلادیستیک سنگواره های
پرندگان و خزندگان نشان میدهد که پرندگان متعلق به گروهی از سوریشین های دو پا به نام تروپودها هستند . چندین گونه از دایناسورهای کشف شده که خویشاوند نزدیک پرندگان بودند ، پرهای دارای وین و گروه بزرگتری از آنها پرهای رشته ای داشتند . این یافته ها نشان میدهد که پرها مدتها قبل از اینکه توانایی پرواز ایجاد شود بوجود آمده بودند . وظایف احتمالی این پرهای اولیه ، عایق بندی ، استتار و نمایش رفتارهای جفت یابی بوده است .
◀️ ادامه
@evolution_iran
◀️ پرندگان
2⃣ بخش دوم
حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش ، تروپودهای پردار به
پرندگان تبدیل شدند . آرکئوپتریکس که در سال ۱۸۶۱ در یک معدن سنگ آهک در آلمان کشف شد به عنوان اولین پرنده شناخته شده باقی مانده است . آرکئوپتریکس بالهای پردار داشت ، اما خصوصیات اولیه خود مثل دندان ، انگشت های پنجه دار در بالها و دم طویل را حفظ کرده بود .
سرعت پرواز آرکئوپتریکس بالا بود ، اما این جانور برخلاف پرنده های امروزی قادر نبود از یک حالت ایستاده مستقیما پرواز کند . سنگواره های تعداد دیگری از پرندگان دوره کرتاسه ، کاهش تدریجی بعضی از خصوصیات دایناسورهای اجدادی را نشان میدهند ، مثل دندان و چنگال ها در اندامهای حرکتی جلویی و نیز به دست آوردن صفات جدیدی که در پرندگان امروزی یافت میشود ، مثل داشتن یک دم کوتاه پوشیده از پر به صورت بادبزن .
از ۶۶ میلیون سال پیش ، یعنی در مرز بین دوره کرتاسه و زیر دوره پالئوژن ، میتوان شواهد آشکاری از ظهور Neornithes که کلادی شامل ۲۸ راسته از پرندگان زنده است را یافت . چندین گروه از پرندگان زنده یا منقرض شده وجود دارند که شامل یک یا چند گونهء فاقد توانایی پرواز نیز هستند . پرندگان فاقد توانایی پرواز (راسته Struthioniform که شامل شتر مرغ ، rhea ، کیوی ، cassowary و emu است) همگی فاقد توان پرواز هستند . در پرندگان فاقد توانایی پرواز ، استخوان جناغ سینه وجود ندارد و ماهیچه های سینه ای نسبت به پرندگانی که میتوانند پرواز کنند کوچک هستند .
پنگوئن ها راسته دیگری از پرندگان فاقد پرواز به نام Sphenisciformes را تشکیل میدهند که همانند پرندگان دارای قدرت پرواز ماهیچه های سینه ای قوی دارند . آنها از این ماهیچه ها برای پرواز در آب استفاده میکنند ، بطوریکه در جریان شنا بالهای باله مانند خود را همانند بال زدن یک پرنده معمولی به حرکت در می آورند . بعضی از گونه های چنگرها ، اردک ها و کبوترها نیز فاقد قدرت پرواز هستند .
در میان پرندگان اسکلت مرغ مگس منحصر به فرد است ، بگونه ای که آنها را تنها پرندگانی ساخته که میتوانند به صورت متوقف (ایستاده) پر بزنند و به پشت (وارونه) پرواز کنند .
پرندگان بالغ فاقد دندان هستند ، اما در طول دوره تکاملی منقار آنها شکلهای گوناگونی به خود گرفته که برای تغذیه متفاوت آنها مناسب است . برخی پرندگان مانند طوطی منقارهای خرد کننده ای دارند که با آن میتوانند هسته ها و دانه های سفت را بشکنند . پرندگان دیگر مثل فلامینگو صافی خوار هستند ، منقار آنها صافیهای قابل ملاحظه ای دارد که آنها را قادر میسازد ذرات مواد غذایی را از آب به دست آورند .
ساختمان پا نیز در پرندگان تنوع قابل ملاحظه ای نشان میدهد . پرندگان مختلف از پاهای خود برای نشستن روی شاخه ها ، گرفتن غذا ، دفاع ، شنا یا راه رفتن و حتی جفت یابی استفاده میکنند .
⬅️ بخش اول
@evolution_iran
2⃣ بخش دوم
حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش ، تروپودهای پردار به
پرندگان تبدیل شدند . آرکئوپتریکس که در سال ۱۸۶۱ در یک معدن سنگ آهک در آلمان کشف شد به عنوان اولین پرنده شناخته شده باقی مانده است . آرکئوپتریکس بالهای پردار داشت ، اما خصوصیات اولیه خود مثل دندان ، انگشت های پنجه دار در بالها و دم طویل را حفظ کرده بود .
سرعت پرواز آرکئوپتریکس بالا بود ، اما این جانور برخلاف پرنده های امروزی قادر نبود از یک حالت ایستاده مستقیما پرواز کند . سنگواره های تعداد دیگری از پرندگان دوره کرتاسه ، کاهش تدریجی بعضی از خصوصیات دایناسورهای اجدادی را نشان میدهند ، مثل دندان و چنگال ها در اندامهای حرکتی جلویی و نیز به دست آوردن صفات جدیدی که در پرندگان امروزی یافت میشود ، مثل داشتن یک دم کوتاه پوشیده از پر به صورت بادبزن .
از ۶۶ میلیون سال پیش ، یعنی در مرز بین دوره کرتاسه و زیر دوره پالئوژن ، میتوان شواهد آشکاری از ظهور Neornithes که کلادی شامل ۲۸ راسته از پرندگان زنده است را یافت . چندین گروه از پرندگان زنده یا منقرض شده وجود دارند که شامل یک یا چند گونهء فاقد توانایی پرواز نیز هستند . پرندگان فاقد توانایی پرواز (راسته Struthioniform که شامل شتر مرغ ، rhea ، کیوی ، cassowary و emu است) همگی فاقد توان پرواز هستند . در پرندگان فاقد توانایی پرواز ، استخوان جناغ سینه وجود ندارد و ماهیچه های سینه ای نسبت به پرندگانی که میتوانند پرواز کنند کوچک هستند .
پنگوئن ها راسته دیگری از پرندگان فاقد پرواز به نام Sphenisciformes را تشکیل میدهند که همانند پرندگان دارای قدرت پرواز ماهیچه های سینه ای قوی دارند . آنها از این ماهیچه ها برای پرواز در آب استفاده میکنند ، بطوریکه در جریان شنا بالهای باله مانند خود را همانند بال زدن یک پرنده معمولی به حرکت در می آورند . بعضی از گونه های چنگرها ، اردک ها و کبوترها نیز فاقد قدرت پرواز هستند .
در میان پرندگان اسکلت مرغ مگس منحصر به فرد است ، بگونه ای که آنها را تنها پرندگانی ساخته که میتوانند به صورت متوقف (ایستاده) پر بزنند و به پشت (وارونه) پرواز کنند .
پرندگان بالغ فاقد دندان هستند ، اما در طول دوره تکاملی منقار آنها شکلهای گوناگونی به خود گرفته که برای تغذیه متفاوت آنها مناسب است . برخی پرندگان مانند طوطی منقارهای خرد کننده ای دارند که با آن میتوانند هسته ها و دانه های سفت را بشکنند . پرندگان دیگر مثل فلامینگو صافی خوار هستند ، منقار آنها صافیهای قابل ملاحظه ای دارد که آنها را قادر میسازد ذرات مواد غذایی را از آب به دست آورند .
ساختمان پا نیز در پرندگان تنوع قابل ملاحظه ای نشان میدهد . پرندگان مختلف از پاهای خود برای نشستن روی شاخه ها ، گرفتن غذا ، دفاع ، شنا یا راه رفتن و حتی جفت یابی استفاده میکنند .
⬅️ بخش اول
@evolution_iran
◀️ آخرین جد مشترک
⬇️ لوکا
جد مشترک تمام موجودات زنده ، از باکتری و آغازیان گرفته تا قارچها و گیاهان و جانوران ، با نام مخفف لوکا (Luca مخفف last universal common ancestor) ، نخستین جانداری که همه جانداران روی زمین از او سرچشمه گرفتند ، مابین ۳/۶ الی ۴ میلیارد سال پیش ، احتمالا در نزدیکی چشمه های گرمابی در اعماق اقیانوسها زندگی میکرده است .
اما این به معنای آن نیست که لوکا اولین موجود زنده روی زمین بوده است ، بلکه آخرین جد مشترک شناخته شده تمام موجودات زنده است .
واضح است که شناسایی لوکا به واسطه شواهد فسیلی نبوده ، بلکه با بررسی دقیق ژنهای مشترک موجودات زنده امروزی و پیگیری منشا ژنتیکی آنها انجام شده است .
لوکا بدون نیاز به اکسیژن و با استخراج انرژی از دی اکسید کربن و هیدروژن و در دمای بالای حوضچه های ماگمایی کف اقیانوس زندگی میکرده است .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
⬇️ لوکا
جد مشترک تمام موجودات زنده ، از باکتری و آغازیان گرفته تا قارچها و گیاهان و جانوران ، با نام مخفف لوکا (Luca مخفف last universal common ancestor) ، نخستین جانداری که همه جانداران روی زمین از او سرچشمه گرفتند ، مابین ۳/۶ الی ۴ میلیارد سال پیش ، احتمالا در نزدیکی چشمه های گرمابی در اعماق اقیانوسها زندگی میکرده است .
اما این به معنای آن نیست که لوکا اولین موجود زنده روی زمین بوده است ، بلکه آخرین جد مشترک شناخته شده تمام موجودات زنده است .
واضح است که شناسایی لوکا به واسطه شواهد فسیلی نبوده ، بلکه با بررسی دقیق ژنهای مشترک موجودات زنده امروزی و پیگیری منشا ژنتیکی آنها انجام شده است .
لوکا بدون نیاز به اکسیژن و با استخراج انرژی از دی اکسید کربن و هیدروژن و در دمای بالای حوضچه های ماگمایی کف اقیانوس زندگی میکرده است .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
Forwarded from Human Origins
◾️ درگذشت داروین قرن ۲۱؛ ادوارد ویلسون چشم از جهان فروبست
ادوارد ویلسون -حشرهشناس و زیستشناس بلندآوازه تکاملی- ۲۶ دسامبر در ۹۲ سالگی در ماساچوست آمریکا درگذشت.
او ۱۰ ژوئن ۱۹۲۹ در آلاباما متولد شد. تحصیلات خود را در دانشگاه آلاباما آغاز کرد و دکترای زیستشناسی را از دانشگاه هاروارد گرفت؛ جایی که تا پایان عمر به عنوان استاد زیستشناسی در آن به فعالیت مشغول بود و با موزه جانورشناسی تطبیقی آن، همکاری مستمر داشت.
ویلسون، متخصصی برجسته در زمینه مورچهها بود و بیش از هرچیز به دلیل نقشاش در دگرگون ساختن زیستشناسی تکاملی و ابداع و فرمولبندی مفاهیمی چون زیستشناسی اجتماعی (سوسیوبیولوژی)، تنوع زیستی و زیستجغرافیای جزایر شناخته شده است
او بیش از ۳۰ کتاب و صدها مقاله نوشت که کتاب "سوسیوبیولوژی: تلفیقی نوین" انقلابیترین اثر او بود.
ویلسون، توسط نشریه Time به عنوان یکی از ۲۵ شخصیت مهم علمی جهان معرفی شد و برندهی دهها مدال و جایزه افتخارآمیز بوده است که از آن میان میتوان به کرافورد و پولیتزر اشاره کرد.
ویلسون فقید، دغدغهای عمیق نسبت به پیوند انسان با طبیعت و حفاظت از محیط زیست داشت.
میراثش پایدار
@humanorigins
ادوارد ویلسون -حشرهشناس و زیستشناس بلندآوازه تکاملی- ۲۶ دسامبر در ۹۲ سالگی در ماساچوست آمریکا درگذشت.
او ۱۰ ژوئن ۱۹۲۹ در آلاباما متولد شد. تحصیلات خود را در دانشگاه آلاباما آغاز کرد و دکترای زیستشناسی را از دانشگاه هاروارد گرفت؛ جایی که تا پایان عمر به عنوان استاد زیستشناسی در آن به فعالیت مشغول بود و با موزه جانورشناسی تطبیقی آن، همکاری مستمر داشت.
ویلسون، متخصصی برجسته در زمینه مورچهها بود و بیش از هرچیز به دلیل نقشاش در دگرگون ساختن زیستشناسی تکاملی و ابداع و فرمولبندی مفاهیمی چون زیستشناسی اجتماعی (سوسیوبیولوژی)، تنوع زیستی و زیستجغرافیای جزایر شناخته شده است
او بیش از ۳۰ کتاب و صدها مقاله نوشت که کتاب "سوسیوبیولوژی: تلفیقی نوین" انقلابیترین اثر او بود.
ویلسون، توسط نشریه Time به عنوان یکی از ۲۵ شخصیت مهم علمی جهان معرفی شد و برندهی دهها مدال و جایزه افتخارآمیز بوده است که از آن میان میتوان به کرافورد و پولیتزر اشاره کرد.
ویلسون فقید، دغدغهای عمیق نسبت به پیوند انسان با طبیعت و حفاظت از محیط زیست داشت.
میراثش پایدار
@humanorigins
◀️ تکامل چگونه کار میکند ؟!
مواد ژنتیکی جدید که صفات و ساختارهای بدنی جدید را میسازند ، مانند کپی هایی از مواد قدیمی به نظر میرسد که برای مصارف جدید به کار برده شده است !
قدرت خلاقانه تکامل بیشتر مانند یک کپی کار است که به مدت میلیاردها سال مشغول تکرار کردن و تغییر دادن DNA ، پروتئینها و حتی نقشه های باستانی برای ساخت اعضای جدید است .
نخستین افرادی که توانستند به توالیهای پروتئینی نگاه کنند ، فورا با مشکل تكرارها روبرو شدند . مثلا هموگلوبین ، پروتئینی که اکسیژن را در خون حمل میکند ، اشکال مختلفی دارد که هرکدام مربوط به دوره خاصی از عمر است . نیاز یک جنین با یک فرد بالغ متفاوت است . در درون رحم ، اکسیژن از گردش خون مادر حاصل میشود ، ولی در بالغین اکسیژن از شش ها کسب میشود . این مراحل مختلف عمر ، هر کدام هموگلوبین متفاوتی دارند که کپی هایی از یکدیگر هستند .
به نظر میرسید توالیهای مختلف آمینو اسیدی پروتئینها نسخه هایی از یکدیگر هستند . نمونه هایی از آن در هر بافت و عضوی ، از قبیل پوست ، خون ، چشم ، بینی و بسیاری اعضای دیگر یافت میشود .
کراتین پروتئینی است که موجب خواص فیزیکی خاص ناخن ، پوست و موی ما میشود . هر بافتی دارای نوع متفاوتی از کراتین است که بعضی از آنها انعطاف پذیرند و بعضی سخت . خانواده ژن کراتین در دوران باستان به صورت یک ژن واحد کراتین تشکیل شده است و بعد مضاعف شده و کراتین های اختصاصی هر بافت را پدید آورده است .
دید رنگی از طریق عمل پروتئینهایی به نام اپسین امکان پذیر میشود . ما انسانها قادر به دیدن دامنه وسیعی از رنگها هستیم ، زیرا سه اپسین داریم که هر کدام برای طول موج خاصی از نور شامل قرمز ، سبز و آبی تنظیم شده اند . این اپسین ها مضاعف شده از یک اپسین واحد هستند که مجموعه ای سه تایی را پدید آورده اند و موجب گسترش تیزی بینایی شده اند .
مولکولهایی هم که در بویایی دخالت دارند از الگوی مشابهی پیروی میکنند . مجموعه بوهایی که یک جانور میتواند حس کند تا حد زیادی بستگی به تعداد ژنهای گیرنده بویایی آن جانور دارد . ما انسانها حدود پانصد تا از این ژنها داریم ، ولی در مقایسه با سگها و موشهای صحرایی هیچ نیستیم که که به ترتیب دارای هزار و هزار و پانصد ژن بویایی هستند (ماهی حدود ۱۵۰ تا دارد)
برای بینایی ، بویایی ، نفس کشیدن و تقریبا هر کار دیگری که جانوران انجام میدهند ، ژنهای مضاعف شده هستند که امکان آن را فراهم کرده اند . تقریبا هر پروتئینی در بدن ، نمونه مضاعف شده و تغییر یافته یک پروتئین باستانی است که برای کاربردهای جدیدی مورد استفاده قرار گرفته است .
ژنهایی که بدن جانداران را میسازند ، غالبا کپی های تغییر یافته ای از یکدیگر هستند .
ژنهای Hox که تا این حد در معماری بدن دخالت دارند ، خانواده ژنی بزرگی هستند که در طول زمان همواره بر تعداد آنها افزوده شده است . انسانها و موشها دارای سی و نه تا از این ژنها هستند ، در حالی که مگسها فقط هشت تا دارند .
همین موضوع درباره سایر ژنهای دخیل در ساخت بدن جانوران نیز مصداق دارد .
ژنهای خانواده Pax در تشکیل چشمها ، گوشها ، نخاع و اعضای داخلی نقش دارند . تعداد این ژنها ۹ عدد است . ژن Pax6 در تكوين چشم دخالت دارد و ژن Pax4 در لوزالمعده . رویان هایی که این ژنها را ندارند فاقد اعضای مذکور هستند . جد این ژنها یک ژن واحد Pax بوده که مضاعف شده است و هر کدام از کپی های آن در بافتها و اعضای مختلف کارکردهای متفاوتی پیدا کرده است .
این نشانگر فرایند قدرتمندی است که در تکامل دخالت دارد . کپی ها میتوانند مسیری برای اختراع باشند .
در یک تحقیق ، توالیهای ژنوم گونه های مختلف مگس مورد بررسی قرار گرفت . در میان گونه های متفاوت ، بیش از پانصد ژن جدید ، یعنی حدود ۴ درصد کل ژنوم آنها ، بین گونه ها متفاوت بود . گرچه بعضی از این ژنها حاصل فرایندهایی بودند که ما هنوز موفق به درک آنها نشده ایم ، ولی اکثر ژنهای جدید ناشی از مضاعف شدن ژنهای قدیمی بودند .
وقتی میتوان کپی کرد چه نیازی هست که کار از صفر شروع شود ؟!
@evolution_iran
مواد ژنتیکی جدید که صفات و ساختارهای بدنی جدید را میسازند ، مانند کپی هایی از مواد قدیمی به نظر میرسد که برای مصارف جدید به کار برده شده است !
قدرت خلاقانه تکامل بیشتر مانند یک کپی کار است که به مدت میلیاردها سال مشغول تکرار کردن و تغییر دادن DNA ، پروتئینها و حتی نقشه های باستانی برای ساخت اعضای جدید است .
نخستین افرادی که توانستند به توالیهای پروتئینی نگاه کنند ، فورا با مشکل تكرارها روبرو شدند . مثلا هموگلوبین ، پروتئینی که اکسیژن را در خون حمل میکند ، اشکال مختلفی دارد که هرکدام مربوط به دوره خاصی از عمر است . نیاز یک جنین با یک فرد بالغ متفاوت است . در درون رحم ، اکسیژن از گردش خون مادر حاصل میشود ، ولی در بالغین اکسیژن از شش ها کسب میشود . این مراحل مختلف عمر ، هر کدام هموگلوبین متفاوتی دارند که کپی هایی از یکدیگر هستند .
به نظر میرسید توالیهای مختلف آمینو اسیدی پروتئینها نسخه هایی از یکدیگر هستند . نمونه هایی از آن در هر بافت و عضوی ، از قبیل پوست ، خون ، چشم ، بینی و بسیاری اعضای دیگر یافت میشود .
کراتین پروتئینی است که موجب خواص فیزیکی خاص ناخن ، پوست و موی ما میشود . هر بافتی دارای نوع متفاوتی از کراتین است که بعضی از آنها انعطاف پذیرند و بعضی سخت . خانواده ژن کراتین در دوران باستان به صورت یک ژن واحد کراتین تشکیل شده است و بعد مضاعف شده و کراتین های اختصاصی هر بافت را پدید آورده است .
دید رنگی از طریق عمل پروتئینهایی به نام اپسین امکان پذیر میشود . ما انسانها قادر به دیدن دامنه وسیعی از رنگها هستیم ، زیرا سه اپسین داریم که هر کدام برای طول موج خاصی از نور شامل قرمز ، سبز و آبی تنظیم شده اند . این اپسین ها مضاعف شده از یک اپسین واحد هستند که مجموعه ای سه تایی را پدید آورده اند و موجب گسترش تیزی بینایی شده اند .
مولکولهایی هم که در بویایی دخالت دارند از الگوی مشابهی پیروی میکنند . مجموعه بوهایی که یک جانور میتواند حس کند تا حد زیادی بستگی به تعداد ژنهای گیرنده بویایی آن جانور دارد . ما انسانها حدود پانصد تا از این ژنها داریم ، ولی در مقایسه با سگها و موشهای صحرایی هیچ نیستیم که که به ترتیب دارای هزار و هزار و پانصد ژن بویایی هستند (ماهی حدود ۱۵۰ تا دارد)
برای بینایی ، بویایی ، نفس کشیدن و تقریبا هر کار دیگری که جانوران انجام میدهند ، ژنهای مضاعف شده هستند که امکان آن را فراهم کرده اند . تقریبا هر پروتئینی در بدن ، نمونه مضاعف شده و تغییر یافته یک پروتئین باستانی است که برای کاربردهای جدیدی مورد استفاده قرار گرفته است .
ژنهایی که بدن جانداران را میسازند ، غالبا کپی های تغییر یافته ای از یکدیگر هستند .
ژنهای Hox که تا این حد در معماری بدن دخالت دارند ، خانواده ژنی بزرگی هستند که در طول زمان همواره بر تعداد آنها افزوده شده است . انسانها و موشها دارای سی و نه تا از این ژنها هستند ، در حالی که مگسها فقط هشت تا دارند .
همین موضوع درباره سایر ژنهای دخیل در ساخت بدن جانوران نیز مصداق دارد .
ژنهای خانواده Pax در تشکیل چشمها ، گوشها ، نخاع و اعضای داخلی نقش دارند . تعداد این ژنها ۹ عدد است . ژن Pax6 در تكوين چشم دخالت دارد و ژن Pax4 در لوزالمعده . رویان هایی که این ژنها را ندارند فاقد اعضای مذکور هستند . جد این ژنها یک ژن واحد Pax بوده که مضاعف شده است و هر کدام از کپی های آن در بافتها و اعضای مختلف کارکردهای متفاوتی پیدا کرده است .
این نشانگر فرایند قدرتمندی است که در تکامل دخالت دارد . کپی ها میتوانند مسیری برای اختراع باشند .
در یک تحقیق ، توالیهای ژنوم گونه های مختلف مگس مورد بررسی قرار گرفت . در میان گونه های متفاوت ، بیش از پانصد ژن جدید ، یعنی حدود ۴ درصد کل ژنوم آنها ، بین گونه ها متفاوت بود . گرچه بعضی از این ژنها حاصل فرایندهایی بودند که ما هنوز موفق به درک آنها نشده ایم ، ولی اکثر ژنهای جدید ناشی از مضاعف شدن ژنهای قدیمی بودند .
وقتی میتوان کپی کرد چه نیازی هست که کار از صفر شروع شود ؟!
@evolution_iran
◀️ درخت تبارزایی
وقتی بخواهیم جانداران را بر اساس شباهتهای آنها رده بندی کنیم دو شرط برای درست بودن رده بندی وجود دارد
اول، این شباهتها جداگانه تکامل نیافته باشند بلکه در نیای مشترک دو جاندار وجود داشته باشند و دوم، این شباهتها پیش از نیای مشترک وجود نداشته باشند، بلکه جز ویژگیهایی باشند که در جریان تکامل در همان نیای مشترک مورد نظر ظاهر شده اند
لینه، بنیانگذار رده بندی، با نظريه تکامل آشنایی نداشت، بنابراین تعجبی ندارد که بسیاری از موجودات را بر اساس صفاتی با هم در یک رده بندی قرار داد که جداگانه تکامل یافته بودند ، یا اصولا صفاتی قدیمی محسوب میشدند، مثلا نداشتن مهره مبنای رده بندی بی مهرگان قرار گرفت ، در حالیکه برخی بی مهرگان خویشاوندی نزدیکتری با مهره داران دارند، پس گروهی به نام بی مهرگان وجود ندارد
دانشمندان بر اساس میزان شباهتهای جانداران و به کمک روشهای تحلیلی ریاضی و البته با کمک کامپیوتر، نمودارهایی به نام درخت تبار زایشی رسم میکنند. هر چه شباهت موجودات بیشتر باشد، در روی این نمودارها نزدیکتر به هم قرار میگیرند و بنابراین نزدیکتر به هم رده بندی میشوند
✅ بیشتر بخوانید
@evolution_iran
وقتی بخواهیم جانداران را بر اساس شباهتهای آنها رده بندی کنیم دو شرط برای درست بودن رده بندی وجود دارد
اول، این شباهتها جداگانه تکامل نیافته باشند بلکه در نیای مشترک دو جاندار وجود داشته باشند و دوم، این شباهتها پیش از نیای مشترک وجود نداشته باشند، بلکه جز ویژگیهایی باشند که در جریان تکامل در همان نیای مشترک مورد نظر ظاهر شده اند
لینه، بنیانگذار رده بندی، با نظريه تکامل آشنایی نداشت، بنابراین تعجبی ندارد که بسیاری از موجودات را بر اساس صفاتی با هم در یک رده بندی قرار داد که جداگانه تکامل یافته بودند ، یا اصولا صفاتی قدیمی محسوب میشدند، مثلا نداشتن مهره مبنای رده بندی بی مهرگان قرار گرفت ، در حالیکه برخی بی مهرگان خویشاوندی نزدیکتری با مهره داران دارند، پس گروهی به نام بی مهرگان وجود ندارد
دانشمندان بر اساس میزان شباهتهای جانداران و به کمک روشهای تحلیلی ریاضی و البته با کمک کامپیوتر، نمودارهایی به نام درخت تبار زایشی رسم میکنند. هر چه شباهت موجودات بیشتر باشد، در روی این نمودارها نزدیکتر به هم قرار میگیرند و بنابراین نزدیکتر به هم رده بندی میشوند
✅ بیشتر بخوانید
@evolution_iran
◀️ میمون برهنه
انسان به عنوان یک گونه موفقیتهای درخشانی کسب کرده است .
او بیشتر وقتش را صرف تحقیق درباره اعمال شایسته و انسانی خویش کرده ، اما از توجه به عوامل اساسی که ذاتا شیفته آنهاست غفلت ورزیده است !
میمون برهنه (انسان) ، از طرفی به داشتن بزرگترین مغز در میان جانوران مباهات میکند و از طرف دیگر همواره تلاش میکند تا امتیاز دیگر خود ، یعنی داشتن بزرگترین اندام رجولیت نسبت به پستانداران عالی را مخفی نگهدارد و بیشتر میخواهد آن را به گوریل نسبت دهد !
انسان تجربه اندوخته و به صورت میمون برهنه باقی نمانده ، وی تن به تربیت تازه ای داده و در حالی که هيچ يك از سرشتهای خود را از دست نداده ، به انتخاب بهترین آنها مبادرت ورزیده است .
این گونه میلیونها سال به کمک همان شعور اولیه که ارثی اوست هدایت شده و به زندگی ثابت خود ادامه داده است ، در حالی که از عمر طبیعت و خوی جدید او بیش از چند هزار سال نمیگذرد .
به همین جهت نمیتواند از زیر بار تحميلات ارثی که در طی مراحل تکامل با وجودش عجین شده شانه خالی کند و همواره درگیر آنهاست !
📖 میمون برهنه ، دزموند موریس
@evolution_iran
انسان به عنوان یک گونه موفقیتهای درخشانی کسب کرده است .
او بیشتر وقتش را صرف تحقیق درباره اعمال شایسته و انسانی خویش کرده ، اما از توجه به عوامل اساسی که ذاتا شیفته آنهاست غفلت ورزیده است !
میمون برهنه (انسان) ، از طرفی به داشتن بزرگترین مغز در میان جانوران مباهات میکند و از طرف دیگر همواره تلاش میکند تا امتیاز دیگر خود ، یعنی داشتن بزرگترین اندام رجولیت نسبت به پستانداران عالی را مخفی نگهدارد و بیشتر میخواهد آن را به گوریل نسبت دهد !
انسان تجربه اندوخته و به صورت میمون برهنه باقی نمانده ، وی تن به تربیت تازه ای داده و در حالی که هيچ يك از سرشتهای خود را از دست نداده ، به انتخاب بهترین آنها مبادرت ورزیده است .
این گونه میلیونها سال به کمک همان شعور اولیه که ارثی اوست هدایت شده و به زندگی ثابت خود ادامه داده است ، در حالی که از عمر طبیعت و خوی جدید او بیش از چند هزار سال نمیگذرد .
به همین جهت نمیتواند از زیر بار تحميلات ارثی که در طی مراحل تکامل با وجودش عجین شده شانه خالی کند و همواره درگیر آنهاست !
📖 میمون برهنه ، دزموند موریس
@evolution_iran
◀️ چرخه بستهء لذتجویی !
سینمای خانگی ، کانتر آشپرخانه گرانیتی و اتومبیل گرانقیمت من واقعا مرا شادتر نمیکنند ، مگر اینکه من این چیزها را داشته باشم و شما نداشته باشید .
به عبارت دیگر ، من این چیزها را فقط برای این میخواهم که بالاتر از دیگران قرار بگیرم . بعلاوه ، چه خودم بدانم و چه ندانم ، علت اینکه میخواهم از همه برتر باشم این است که اینطوری بخت بیشتری دارم برای رسیدن به همسری که واقعا میخواهم .
تلویزیون و کانتر آشپرخانه و اتومبیل چیزهایی پیش پا افتاده و بی اهمیت هستند ، اما چون من این را نمیدانم ، همیشه آرزویشان را دارم و به دنبالشان میدوم و برای داشتن آنها کار میکنم . نهایتا آنها را صاحب میشوم ، اما میل و علاقه ای به آنها نخواهم داشت .
رها شدن از این چرخه لذتجویی راحت نیست . چرا که میلیونها سال انتخاب جنسی دغدغه های مرتبه و جایگاه را در عمیق ترین لایه های روان ما حک کرده است . در نتیجه خاموش کردن یا نادیده گرفتن آن برای اکثر ما ناممکن است .
اما آگاهی از آن ، میتواند کمکمان کند توجهمان را به جنبه های دیگری از زندگی نیز معطوف کنیم .
📖 جهش اجتماعی
@evolution_iran
سینمای خانگی ، کانتر آشپرخانه گرانیتی و اتومبیل گرانقیمت من واقعا مرا شادتر نمیکنند ، مگر اینکه من این چیزها را داشته باشم و شما نداشته باشید .
به عبارت دیگر ، من این چیزها را فقط برای این میخواهم که بالاتر از دیگران قرار بگیرم . بعلاوه ، چه خودم بدانم و چه ندانم ، علت اینکه میخواهم از همه برتر باشم این است که اینطوری بخت بیشتری دارم برای رسیدن به همسری که واقعا میخواهم .
تلویزیون و کانتر آشپرخانه و اتومبیل چیزهایی پیش پا افتاده و بی اهمیت هستند ، اما چون من این را نمیدانم ، همیشه آرزویشان را دارم و به دنبالشان میدوم و برای داشتن آنها کار میکنم . نهایتا آنها را صاحب میشوم ، اما میل و علاقه ای به آنها نخواهم داشت .
رها شدن از این چرخه لذتجویی راحت نیست . چرا که میلیونها سال انتخاب جنسی دغدغه های مرتبه و جایگاه را در عمیق ترین لایه های روان ما حک کرده است . در نتیجه خاموش کردن یا نادیده گرفتن آن برای اکثر ما ناممکن است .
اما آگاهی از آن ، میتواند کمکمان کند توجهمان را به جنبه های دیگری از زندگی نیز معطوف کنیم .
📖 جهش اجتماعی
@evolution_iran
◀️ اهلی سازی
☑️ از میان صدها گونه وحشی موجود در طبیعت تنها چند گونه با موفقیت توسط انسانهای هزاران سال قبل اهلی شده اند و تا به امروز هم انسان نتوانسته گونه های جدیدی را به جمع حیوانات اهلی شده بیفزاید .
چرا حتی با وجود پیشرفت های بزرگ علمی و تکنولوژیکی که در قرنهای اخیر صورت گرفته ، انسان نتوانسته گونه های دیگری را اهلی و برای رفع نیازهای خود پرورش دهد ؟
☑️ کدام حیوانات را میتوان اهلی کرد و کدام یک نه ؟ پاسخ را از جرد دایموند بخوانید .
✅ بخوانید
@evolution_iran
☑️ از میان صدها گونه وحشی موجود در طبیعت تنها چند گونه با موفقیت توسط انسانهای هزاران سال قبل اهلی شده اند و تا به امروز هم انسان نتوانسته گونه های جدیدی را به جمع حیوانات اهلی شده بیفزاید .
چرا حتی با وجود پیشرفت های بزرگ علمی و تکنولوژیکی که در قرنهای اخیر صورت گرفته ، انسان نتوانسته گونه های دیگری را اهلی و برای رفع نیازهای خود پرورش دهد ؟
☑️ کدام حیوانات را میتوان اهلی کرد و کدام یک نه ؟ پاسخ را از جرد دایموند بخوانید .
✅ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
اهلی سازی
در مجموع در کل جهان ، از ۱۴۸ پستاندار خشکی زیِ گیاهخوارِ وحشی و بزرگ که برای اهلی شدن مستعد هستند ، فقط ۱۴ گونه از آزمون موفق بیرون آمده و اهلی شده اند . چرا ۱۳۴ گونه دیگر ناکام ماندند ؟ گونه وحشی ، برای اهلی شدن باید خصوصیات متفاوت بسیاری داشته باشد . نبود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دورافتاده ، اما مخروبه بدست انسان !
• انسان با طبیعت چه میکند؟!
• جزیره میدوی
• پلاستیک
✅ بیشتر بدانید
@evolution_iran
• انسان با طبیعت چه میکند؟!
• جزیره میدوی
• پلاستیک
✅ بیشتر بدانید
@evolution_iran
◀️ رژیم و عادات غذایی انسان !
رژیم غذایی ما بیش از آنکه نتیجه انتخاب خود ما باشد محصول تصادف بوده است .
ما هنوز به آن گونه از گیاهان وابسته ایم که اجداد عصر نوسنگی ما آنها را در چند نقطه که به زادگاههای کشاورزی معروف است کشف کرده اند . این گهواره های کشاورزی عبارتند از مدیترانه و خاورمیانه ، آسیای مرکزی ، شاخ آفریقا ، کمربند برنج در آسیای استوایی ، زمینهای مرتفع مکزیک و آمریکای جنوبی و ارتفاعات متوسط تا بالای آند .
فقط معدودی از محصولات کشاورزی در سراسر جهان گسترده شده و تقریبا با همه فرهنگهای موجود عجین گردیده است . اگر مهاجران اروپایی با ورود به آمریکا از این الگو پیروی نمیکردند و منحصرا با محصولات کشاورزی بومی این سرزمین جدید میساختند ، امروزه مردم آمریکا و کانادا با تغذیه از بذر آفتابگردان ، سیب زمینی ، بلوبری ، کرانبری و مشک ، انگور روزگار میگذراندند . فقط همین غذاهای نسبتا فرعی از مبدأ خویش در مکزیک به طرف بالا و در قاره امریکا منتشر شد .
حتی وقتی به امکانات محدود همین محصولات نوسنگی نیز مینگریم ، می بینیم که کشاورزی جدید خود را فقط به اندکی از این امکانات خلاصه کرده است . دهها هزار گونه گیاهی در انتظار آن است که مورد استفاده واقع شود و ثابت شده که بسیاری از آنها بر نمونه های دلخواه امروزی ترجيح دارد . یکی از این گونه های برجسته که از بین هزاران گونه سر برآورده ، لوبیای بالدار گینه جدید (Psophocarpus tetragonolobus) است . میتوان آن را سوپرمارکت تک گونه ای نامید . تمامی گیاه ، از برگهای اسفناج مانندش تا غلافهای جوان دانه که همچون باقلا سبز مصرف میشود ، همه خوراکی است .
همچنین است در مورد دانه های جوان نخودسبز مانندش ، غده هایش که میجوشانند ، سرخ میکنند و یا به صورت تنوری میپزند . این غده ها از نظر پروتئین غنی تر از سیب زمینی است . بذرهای رسیده اش به سویا میماند . میتوان آنها را به همان صورت پخت یا به صورت مایع در آورد و به عنوان یک نوشیدنی بدون کافئین و با طعم قهوه نوشید . به علاوه این گیاه رشد اعجاب آوری دارد ، بطوری که ظرف یکی دو هفته طولش به ۴ متر میرسد و بالاخره لوبیای بالدار از گروه بقولات است و در گره های ریشه اش ازت هوا را تثبیت میکند و نیازی به کود شیمیایی
ندارد . علاوه بر موارد استفاده اش به عنوان یک محصول کشاورزی ، آن را میتوان در جهت بالا بردن حاصلخیزی خاک برای سایر محصولات نیز کشت کرد . میتوان با اندکی بهبود خصوصیات ژنتیکی لوبیای بالدار ، کیفیت زندگی میلیونها مردم فقیر در کشورهای استوایی را بالا برد .
@evolution_iran
رژیم غذایی ما بیش از آنکه نتیجه انتخاب خود ما باشد محصول تصادف بوده است .
ما هنوز به آن گونه از گیاهان وابسته ایم که اجداد عصر نوسنگی ما آنها را در چند نقطه که به زادگاههای کشاورزی معروف است کشف کرده اند . این گهواره های کشاورزی عبارتند از مدیترانه و خاورمیانه ، آسیای مرکزی ، شاخ آفریقا ، کمربند برنج در آسیای استوایی ، زمینهای مرتفع مکزیک و آمریکای جنوبی و ارتفاعات متوسط تا بالای آند .
فقط معدودی از محصولات کشاورزی در سراسر جهان گسترده شده و تقریبا با همه فرهنگهای موجود عجین گردیده است . اگر مهاجران اروپایی با ورود به آمریکا از این الگو پیروی نمیکردند و منحصرا با محصولات کشاورزی بومی این سرزمین جدید میساختند ، امروزه مردم آمریکا و کانادا با تغذیه از بذر آفتابگردان ، سیب زمینی ، بلوبری ، کرانبری و مشک ، انگور روزگار میگذراندند . فقط همین غذاهای نسبتا فرعی از مبدأ خویش در مکزیک به طرف بالا و در قاره امریکا منتشر شد .
حتی وقتی به امکانات محدود همین محصولات نوسنگی نیز مینگریم ، می بینیم که کشاورزی جدید خود را فقط به اندکی از این امکانات خلاصه کرده است . دهها هزار گونه گیاهی در انتظار آن است که مورد استفاده واقع شود و ثابت شده که بسیاری از آنها بر نمونه های دلخواه امروزی ترجيح دارد . یکی از این گونه های برجسته که از بین هزاران گونه سر برآورده ، لوبیای بالدار گینه جدید (Psophocarpus tetragonolobus) است . میتوان آن را سوپرمارکت تک گونه ای نامید . تمامی گیاه ، از برگهای اسفناج مانندش تا غلافهای جوان دانه که همچون باقلا سبز مصرف میشود ، همه خوراکی است .
همچنین است در مورد دانه های جوان نخودسبز مانندش ، غده هایش که میجوشانند ، سرخ میکنند و یا به صورت تنوری میپزند . این غده ها از نظر پروتئین غنی تر از سیب زمینی است . بذرهای رسیده اش به سویا میماند . میتوان آنها را به همان صورت پخت یا به صورت مایع در آورد و به عنوان یک نوشیدنی بدون کافئین و با طعم قهوه نوشید . به علاوه این گیاه رشد اعجاب آوری دارد ، بطوری که ظرف یکی دو هفته طولش به ۴ متر میرسد و بالاخره لوبیای بالدار از گروه بقولات است و در گره های ریشه اش ازت هوا را تثبیت میکند و نیازی به کود شیمیایی
ندارد . علاوه بر موارد استفاده اش به عنوان یک محصول کشاورزی ، آن را میتوان در جهت بالا بردن حاصلخیزی خاک برای سایر محصولات نیز کشت کرد . میتوان با اندکی بهبود خصوصیات ژنتیکی لوبیای بالدار ، کیفیت زندگی میلیونها مردم فقیر در کشورهای استوایی را بالا برد .
@evolution_iran
◀️ انتخاب جنسی
انتخاب جنسی را نیز ، مثل بسیاری از چیزهای
دیگر در این زمینه ، چارلز داروین مطرح کرده است . با اینکه او بیشتر روی بقا و تنازع بقا تکیه میکرد ، متوجه بود که وجود و بقا فقط وسیله هایی برای رسیدن به یک هدف هستند .
هدف تولید مثل است .
یک قرقاول ممکن است بیشتر از همنوعان خود عمر کند و در بقای فردی خود بسیار موفق باشد ، اما اگر بچه نداشته باشد صفاتش منتقل نمیشود .
انتخاب طبیعی صفاتی را که باعث موفقیت در تولیدمثل جاندار میشود ترجیح میدهد و بقا بخشی از مبارزه در راه تولید مثل است .
در بخش دیگری از این مبارزه ، موفقیت نصیب آنهایی است که بیشتر مورد پسند جنس مخالف باشند .
داروین متوجه بود اگر قرقاول ، طاووس یا مرغ بهشتی ، جذابیتی را که حتی ممکن است به بهای زندگیشان تمام شود هزینه کنند ، میتوانند آن ویژگیهای جذابیت جنسی را قبل از مرگشان از طریق تولید مثل بسیار موفق انتقال دهند .
@evolution_iran
انتخاب جنسی را نیز ، مثل بسیاری از چیزهای
دیگر در این زمینه ، چارلز داروین مطرح کرده است . با اینکه او بیشتر روی بقا و تنازع بقا تکیه میکرد ، متوجه بود که وجود و بقا فقط وسیله هایی برای رسیدن به یک هدف هستند .
هدف تولید مثل است .
یک قرقاول ممکن است بیشتر از همنوعان خود عمر کند و در بقای فردی خود بسیار موفق باشد ، اما اگر بچه نداشته باشد صفاتش منتقل نمیشود .
انتخاب طبیعی صفاتی را که باعث موفقیت در تولیدمثل جاندار میشود ترجیح میدهد و بقا بخشی از مبارزه در راه تولید مثل است .
در بخش دیگری از این مبارزه ، موفقیت نصیب آنهایی است که بیشتر مورد پسند جنس مخالف باشند .
داروین متوجه بود اگر قرقاول ، طاووس یا مرغ بهشتی ، جذابیتی را که حتی ممکن است به بهای زندگیشان تمام شود هزینه کنند ، میتوانند آن ویژگیهای جذابیت جنسی را قبل از مرگشان از طریق تولید مثل بسیار موفق انتقال دهند .
@evolution_iran