Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ تکامل - اندازه
☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو
@evolution_iran
☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو
@evolution_iran
◀️ ظهور بدن ها !
ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .
این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .
ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .
سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .
@evolution_iran
ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .
این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .
ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .
سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .
@evolution_iran
◀️ سنتز مدرن
سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .
اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟
علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .
@evolution_iran
سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .
اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟
علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دنیا از نگاه جانوران
☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries
@evolution_iran
☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیارهء زنده
هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .
نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .
همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .
وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .
کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .
❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها
@evolution_iran
هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .
نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .
همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .
وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .
کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .
❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها
@evolution_iran
◀️ پس روی !
بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .
میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .
میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .
شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .
@evolution_iran
بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .
میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .
میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .
شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .
@evolution_iran
◀️ اشکوب گیاهی
در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .
هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .
برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .
@evolution_iran
در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .
هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .
برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ ما و فرازمینی ها
☑️ آیا فرازمینی ها وجود دارند و چقدر احتمال دارد بر روی زمین پا گذاشته باشند ؟!
☑️ دکتر شروین وکیلی ، دکتر حامد وحدتی نسب
@evolution_iran
☑️ آیا فرازمینی ها وجود دارند و چقدر احتمال دارد بر روی زمین پا گذاشته باشند ؟!
☑️ دکتر شروین وکیلی ، دکتر حامد وحدتی نسب
@evolution_iran
◀️ دگرگونیهای پی در پی در دوران یخبندان
یکی از مراحل مهم در تکامل انسان ، در دوران یخبندان در آفریقای شرقی آغاز شده است . در دوران یخبندان ، افزایش باران به رشد گیاهان و در نتیجه به رشد جانوران گیاهخوار یاری رساند ، اما در وضعیت جنگلهای کاهش یافته هیچ تغییری ایجاد نکرد . گوریلها و شامپانزه ها در جنگلهای محدود سکنی گزیدند و همراه با پریماتهای دیگر با مطالبات اکولوژیکی جنگلها به اندازه کافی سازش پیدا کردند ، به نحوی که زندگی در کنار هم برای آنها به طور دائمی ممکن شد . در عوض ، نمایندگان تبار انسان فرایند سازگاری در دشتها را در پیش گرفتند . از استرالوپیتکوس ها ، پریماتهای دو پایی تکامل پیدا کردند که بسیاری از ویژگیهای انسان را با خود داشتند ...
❎ بخوانید
@evolution_iran
یکی از مراحل مهم در تکامل انسان ، در دوران یخبندان در آفریقای شرقی آغاز شده است . در دوران یخبندان ، افزایش باران به رشد گیاهان و در نتیجه به رشد جانوران گیاهخوار یاری رساند ، اما در وضعیت جنگلهای کاهش یافته هیچ تغییری ایجاد نکرد . گوریلها و شامپانزه ها در جنگلهای محدود سکنی گزیدند و همراه با پریماتهای دیگر با مطالبات اکولوژیکی جنگلها به اندازه کافی سازش پیدا کردند ، به نحوی که زندگی در کنار هم برای آنها به طور دائمی ممکن شد . در عوض ، نمایندگان تبار انسان فرایند سازگاری در دشتها را در پیش گرفتند . از استرالوپیتکوس ها ، پریماتهای دو پایی تکامل پیدا کردند که بسیاری از ویژگیهای انسان را با خود داشتند ...
❎ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
دگرگونیهای پی در پی در دوران یخبندان
آفریقا یکی از مراکز اصلی تکامل جانوران تنومند بوده است . این نتیجه گیری نه تنها از حضور جانورانی که امروز در آنجا زندگی میکنند ، بلکه همچنین از سنگواره های بیشماری که به حیوانات بزرگ تعلق دارند به دست می آید . جانوران تنومند آفریقایی به خاور نزدیک و جنوب…
◀️ شکل گیری حیات
بسیاری از زیست شناسان بر این باورند که حیات فقط یک بار منشأ گرفته و ظهور آن تحت شرایط محیطی ویژه ای که با شرایط امروزی بسیار متفاوت بوده رخ داده است . از این رو ، باید شرایط زمین اولیه را بررسی کنیم تا چگونگی
منشأ حیات را دریابیم . گر چه هرگز قادر نخواهیم شد از شرایط کره زمین هنگام ظهور نخستین موجود زنده بر سطح آن مطمئن شویم ، اما شواهد علمی معتبر میتوانند ما را برای فرمول بندی سناریوهای معقول و پذیرفتنی یاری دهند .
فیزیکدانان ، ستاره شناسان و کارشناسان علم زمین شناسی عمر سیاره زمین را در حدود ۴/۶ میلیارد سال تعیین کرده اند .
اتمسفر اوليه زمین ، ظاهرا حاوی کربن دی اکسید ، بخار آب ، کربن مونوکسید ، هیدروژن ، نیتروژن ، احتمالا مقادیری آمونیاک ، سولفید هیدروژن و متان بوده است .
این احتمال وجود دارد که مولکول های احیا شده به سرعت توسط تابشهای پرتو فرابنفش تجزیه میشده اند . اتمسفر اولیه احتمالا حاوی مقادیر اندکی اکسیژن یا اصولا فاقد آن بوده است .
رخداد تکامل شیمیایی که منجر به تکامل زیست شناختی و ظهور حيات شده است مستلزم دارا بودن چهار پیش شرط زیر بوده است :
- محیطی کم اکسیژن یا بدون اکسیژن
- یک منبع انرژی
- دسترسی به قطعات ساختاری شیمیایی
- زمان
آغاز حیات فقط در شرایط نبود اکسیژن امکان پذیر بود ، زیرا اکسیژن بسیار واکنش زاست و میتوانست مولکولهای آلی که قطعات ساختاری مورد نیاز تشکیل حیات بوده اند را اکسید کند . اتمسفر اولیه زمین احتمالا بسیار احیا کننده بوده است ، بدین معنی که هر میزان اکسیژن آزاد میتوانست با عناصر دیگر ترکیب شود و اکسیدهای آنها را به وجود آورد . پس این عنصر در ترکیبات محبوس بوده است .
همچنین ظهور حیات برای ساختن مولکولهای زیستی از عناصر غیر آلی ساده به انرژی نیاز داشته است . زمین اولیه مکانی پر از انرژی بوده که دایما در معرض صاعقه های شدید ، فعالیت های آتشفشانی گسترده ، بمبارانهای اجرام آسمانی یا دیگر اجسام فرازمینی و تابشهای پر دامنه مثل تابشهای پرتو فرابنفش ساطع شده از خورشید قرار میگرفته است . احتمالا تابشهای فرابنفش خورشید جوان بسیار شدیدتر از امروزه بوده و لایه محافظ اوزون وجود نداشته است تا پیرامون زمین را بپوشاند و این تابشها را مهار کند .
پیش شرط سوم ، حضور قطعات ساختاری شیمیایی مورد نظر برای رخداد تکامل شیمیایی بوده است . این پایه های شیمیایی متشکل از آب ، عناصر محلول کانی (موجود به صورت يونها) و گازهای واقع در اتمسفر اولیه بوده است .
شرط آخر برای ظهور حیات و گرد آمدن مولکولهای شیمیایی و انجام واکنش با یکدیگر ، زمان بود . بیشترین عمری که برای کره زمین در نظر گرفته میشود ۴/۶ میلیارد سال است . نخستین آثار و نشانه های حیات حداکثر به ۳/۸ میلیارد سال پیش بر میگردد . بدین لحاظ ، نخستین گروه از موجودات زنده ۸۰۰ میلیون سال پس از تشکیل زمین پا به عرصه ی حیات گذارده اند .
@evolution_iran
بسیاری از زیست شناسان بر این باورند که حیات فقط یک بار منشأ گرفته و ظهور آن تحت شرایط محیطی ویژه ای که با شرایط امروزی بسیار متفاوت بوده رخ داده است . از این رو ، باید شرایط زمین اولیه را بررسی کنیم تا چگونگی
منشأ حیات را دریابیم . گر چه هرگز قادر نخواهیم شد از شرایط کره زمین هنگام ظهور نخستین موجود زنده بر سطح آن مطمئن شویم ، اما شواهد علمی معتبر میتوانند ما را برای فرمول بندی سناریوهای معقول و پذیرفتنی یاری دهند .
فیزیکدانان ، ستاره شناسان و کارشناسان علم زمین شناسی عمر سیاره زمین را در حدود ۴/۶ میلیارد سال تعیین کرده اند .
اتمسفر اوليه زمین ، ظاهرا حاوی کربن دی اکسید ، بخار آب ، کربن مونوکسید ، هیدروژن ، نیتروژن ، احتمالا مقادیری آمونیاک ، سولفید هیدروژن و متان بوده است .
این احتمال وجود دارد که مولکول های احیا شده به سرعت توسط تابشهای پرتو فرابنفش تجزیه میشده اند . اتمسفر اولیه احتمالا حاوی مقادیر اندکی اکسیژن یا اصولا فاقد آن بوده است .
رخداد تکامل شیمیایی که منجر به تکامل زیست شناختی و ظهور حيات شده است مستلزم دارا بودن چهار پیش شرط زیر بوده است :
- محیطی کم اکسیژن یا بدون اکسیژن
- یک منبع انرژی
- دسترسی به قطعات ساختاری شیمیایی
- زمان
آغاز حیات فقط در شرایط نبود اکسیژن امکان پذیر بود ، زیرا اکسیژن بسیار واکنش زاست و میتوانست مولکولهای آلی که قطعات ساختاری مورد نیاز تشکیل حیات بوده اند را اکسید کند . اتمسفر اولیه زمین احتمالا بسیار احیا کننده بوده است ، بدین معنی که هر میزان اکسیژن آزاد میتوانست با عناصر دیگر ترکیب شود و اکسیدهای آنها را به وجود آورد . پس این عنصر در ترکیبات محبوس بوده است .
همچنین ظهور حیات برای ساختن مولکولهای زیستی از عناصر غیر آلی ساده به انرژی نیاز داشته است . زمین اولیه مکانی پر از انرژی بوده که دایما در معرض صاعقه های شدید ، فعالیت های آتشفشانی گسترده ، بمبارانهای اجرام آسمانی یا دیگر اجسام فرازمینی و تابشهای پر دامنه مثل تابشهای پرتو فرابنفش ساطع شده از خورشید قرار میگرفته است . احتمالا تابشهای فرابنفش خورشید جوان بسیار شدیدتر از امروزه بوده و لایه محافظ اوزون وجود نداشته است تا پیرامون زمین را بپوشاند و این تابشها را مهار کند .
پیش شرط سوم ، حضور قطعات ساختاری شیمیایی مورد نظر برای رخداد تکامل شیمیایی بوده است . این پایه های شیمیایی متشکل از آب ، عناصر محلول کانی (موجود به صورت يونها) و گازهای واقع در اتمسفر اولیه بوده است .
شرط آخر برای ظهور حیات و گرد آمدن مولکولهای شیمیایی و انجام واکنش با یکدیگر ، زمان بود . بیشترین عمری که برای کره زمین در نظر گرفته میشود ۴/۶ میلیارد سال است . نخستین آثار و نشانه های حیات حداکثر به ۳/۸ میلیارد سال پیش بر میگردد . بدین لحاظ ، نخستین گروه از موجودات زنده ۸۰۰ میلیون سال پس از تشکیل زمین پا به عرصه ی حیات گذارده اند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ نامگذاری جانداران
☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)
@evolution_iran
☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)
@evolution_iran
Forwarded from Human Origins
◾️ باران درگذشت
مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط همنوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه مادهای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگرانکننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانیهای جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستیشناس برجسته- هم رسید و او در نامهای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالشهای فراوان و شکلگیری کمپینهای مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاههای مهم شامپانزهها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزهها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروههای شامپانزه، سختگیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیریهای خونین کشیده میشود. به نظر میآید شامپانزههای قدیمیتر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رساندهاند.
@humanorigins
مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط همنوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه مادهای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگرانکننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانیهای جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستیشناس برجسته- هم رسید و او در نامهای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالشهای فراوان و شکلگیری کمپینهای مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاههای مهم شامپانزهها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزهها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروههای شامپانزه، سختگیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیریهای خونین کشیده میشود. به نظر میآید شامپانزههای قدیمیتر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رساندهاند.
@humanorigins
◀️ شباهت میان جانداران
برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .
اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .
پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .
اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .
دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .
@evolution_iran
برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .
اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .
پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .
اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .
دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .
@evolution_iran
◀️ پرواز
پرواز از شیوه های کمیاب حرکت در جانوران است، از این جهت که پرواز واقعی تنها در چهار گروه تکامل یافته است
حشرات، تروسورها، پرندگان و خفاشها
در حالیکه گروههای بسیار بیشتری از انواع عنکبوتها، ماهیها، قورباغه ها، مارها، سوسمارها و پستانداران تا یک قدمی پرواز آمده اند، یعنی میتوانند روی هوا سُر بخورند، اما پرواز واقعی ندارند
تنها چهار تبار به این توانایی دست یافته اند، اما وجود همین توانایی موجب تنوع هر کدام از این چهار تبار در مقیاسی وسیع شده است
حشرات متنوع ترین گروه جانوران روی زمین هستند.
پرندگان متنوع ترین گروه مهره داران خشکی زی و خفاشها نیمی از گونه های پستانداران را به خود اختصاص داده اند
تروسورها نیز از متنوع ترین گروههای خزنده در دوران مزوزوئیک بوده اند. روزگاری تروسورها همه کنام هایی را که امروزه پرندگان و خفاشها اشغال کرده اند زیر بال داشتند. تنوع عظیمی از تروسورهای حشره خوار ، ماهیخوار ، شکارچی، میوه خوار و لاشه خوار، از اندازه گنجشک تا غولهایی به عرض ۱۲ متر، طی ۱۵۵ میلیون سال آمدند رفتند و ۶۶ میلیون سال، آخرین تروسورها همراه بسیاری از مهره داران دیگر منقرض شدند
@evolution_iran
پرواز از شیوه های کمیاب حرکت در جانوران است، از این جهت که پرواز واقعی تنها در چهار گروه تکامل یافته است
حشرات، تروسورها، پرندگان و خفاشها
در حالیکه گروههای بسیار بیشتری از انواع عنکبوتها، ماهیها، قورباغه ها، مارها، سوسمارها و پستانداران تا یک قدمی پرواز آمده اند، یعنی میتوانند روی هوا سُر بخورند، اما پرواز واقعی ندارند
تنها چهار تبار به این توانایی دست یافته اند، اما وجود همین توانایی موجب تنوع هر کدام از این چهار تبار در مقیاسی وسیع شده است
حشرات متنوع ترین گروه جانوران روی زمین هستند.
پرندگان متنوع ترین گروه مهره داران خشکی زی و خفاشها نیمی از گونه های پستانداران را به خود اختصاص داده اند
تروسورها نیز از متنوع ترین گروههای خزنده در دوران مزوزوئیک بوده اند. روزگاری تروسورها همه کنام هایی را که امروزه پرندگان و خفاشها اشغال کرده اند زیر بال داشتند. تنوع عظیمی از تروسورهای حشره خوار ، ماهیخوار ، شکارچی، میوه خوار و لاشه خوار، از اندازه گنجشک تا غولهایی به عرض ۱۲ متر، طی ۱۵۵ میلیون سال آمدند رفتند و ۶۶ میلیون سال، آخرین تروسورها همراه بسیاری از مهره داران دیگر منقرض شدند
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ مادرکشی
☑️ بحران آب در ایران - چرا به این نقطه رسیدیم ؟!
☑️ تهیه کننده : کمیل سوهانی
@evolution_iran
☑️ بحران آب در ایران - چرا به این نقطه رسیدیم ؟!
☑️ تهیه کننده : کمیل سوهانی
@evolution_iran
◀️ گسترش دایناسورها
دانشمندان درباره چگونگی پیروزی دایناسورها بر سیناپسیدها (پستانداران و خویشاوندان آنها در اوایل دوران دایناسورها) اختلاف نظر دارند .
برخی از آنها معتقدند که دایناسورها به تدریج توانستند بر پستانداران چیره شوند ، زیرا تواناییهای آنها در سوخت و ساز بر پستانداران برتری داشت و به همین دلیل توانستند از پستانداران پیشی بگیرند و کنام های بوم شناسی را فتح کنند .
طبق نظریه دوم ، آنچه باعث برتری دایناسورها شده بخت و اقبال آنها بوده است . پس از انقراض فاجعه بار مرز پرمین و تریاس ، دایناسورها و سیناپسیدها توانستند بیشتر کنام های بوم شناسی را اشغال کنند . دلیل این موفقیت نابود شدن صاحبان قبلی این کنام ها در جریان انقراض و پیدایش کنام های نو در شرایط جدید بود . پس این موجودات رقیبی جز همدیگر نداشتند . اما شرایط محیط تا ۳۰ میلیون سال نخست به نفع پستانداران بود .
تنها انقراض اسرارآمیز بعدی بود که باعث شد دایناسورها این بخت را پیدا کنند و کنام های اشغال شده توسط پستانداران را از دستشان بربایند .
کشف سنگواره های بیشتر میتواند پاسخگوی این گونه پرسشها باشد .
@evolution_iran
دانشمندان درباره چگونگی پیروزی دایناسورها بر سیناپسیدها (پستانداران و خویشاوندان آنها در اوایل دوران دایناسورها) اختلاف نظر دارند .
برخی از آنها معتقدند که دایناسورها به تدریج توانستند بر پستانداران چیره شوند ، زیرا تواناییهای آنها در سوخت و ساز بر پستانداران برتری داشت و به همین دلیل توانستند از پستانداران پیشی بگیرند و کنام های بوم شناسی را فتح کنند .
طبق نظریه دوم ، آنچه باعث برتری دایناسورها شده بخت و اقبال آنها بوده است . پس از انقراض فاجعه بار مرز پرمین و تریاس ، دایناسورها و سیناپسیدها توانستند بیشتر کنام های بوم شناسی را اشغال کنند . دلیل این موفقیت نابود شدن صاحبان قبلی این کنام ها در جریان انقراض و پیدایش کنام های نو در شرایط جدید بود . پس این موجودات رقیبی جز همدیگر نداشتند . اما شرایط محیط تا ۳۰ میلیون سال نخست به نفع پستانداران بود .
تنها انقراض اسرارآمیز بعدی بود که باعث شد دایناسورها این بخت را پیدا کنند و کنام های اشغال شده توسط پستانداران را از دستشان بربایند .
کشف سنگواره های بیشتر میتواند پاسخگوی این گونه پرسشها باشد .
@evolution_iran
◀️ پرندگان
1⃣ بخش اول
حدود ۱۰۰۰۰ گونه پرنده در جهان وجود دارد . پرندگان همانند کروکودیل ها ، آرکوسور هستند ، اما تقریبا تمام ویژگیهای آناتومی آنها برای سازگاری با پرواز دستخوش تغییر شده است .
بسیاری از صفات پرندگان مربوط به سازگاریهایی است که باعث سهولت پرواز میشود ، مانند تغییرات مربوط به سبکتر کردن وزن بدن که پرواز را مؤثرتر میسازد ، برای مثال پرندگان فاقد مثانه ادراری بوده و افراد ماده در اغلب گونه ها فقط یک تخمدان دارند . گنادهای هر دو جانور نر و ماده معمولا کوچک هستند ، به جز در فصل تولیدمثل که اندازه آنها بزرگ میشود . همچنین پرندگان کنونی فاقد دندان هستند که نوعی سازگاری برای کاهش وزن سر است . مشخص ترین سازگاری یک پرنده برای پرواز ، بال و پر اوست . پرها از پروتئینی به نام کراتین ساخته شده اند که در فلس خزندگان دیگر هم یافت میشود . شکل و آرایش پرها به گونه ای طراحی شده است که بالها کمترین مقاومت را در برابر هوا داشته باشند . این حالت ، مشابه بعضی از اصول آیرودینامیک به کار رفته در بالهای یک هواپیما است . نیروی لازم برای پرواز بالها با انقباضات ماهیچه های سینه ای بزرگ که به بخشی دیگر بر روی استخوان جناغ سینه متصل هستند فراهم میشود . بعضی از پرندگان مثل عقاب و شاهین دارای بالهای مناسب برای سوار شدن بر روی جریانهای هوا بوده و بالهای خود را گاه و بیگاه تکان میدهند . بعضی دیگر از پرندگان مثل مرغ مگس برای اینکه در هوا باقی بمانند ، باید بطور مداوم بالهای خود را تکان دهند . سریع ترین پرندگان میتوانند ۱۷۰ کیلومتر در ساعت پرواز کنند .
شکل گیری پرواز فواید زیادی برای پرندگان داشت . پرواز امکان شکار کردن و لاشه خواری را افزایش میدهد . بسیاری از پرندگان از حشرات پرنده تغذیه میکنند که یک منبع غذایی غنی و با ارزش تغذیه ای بالا است . همچنین پرواز باعث فرار سریع از دست شکارچیان زمینی شده و بعضی از پرندگان را قادر میسازد تا فواصل زیادی را در جستجوی منابع غذایی متفاوت و مناطق تولیدمثل فصلی طی کنند .
پرواز کردن نیازمند مصرف انرژی زیاد با یک متابولیسم فعال است . پرندگان اندوترمیک هستند ، یعنی از گرمای متابولیسمی خود برای بالا بردن و ثابت نگه داشتن دمای بدن استفاده میکنند . پرها و در بعضی از گونه ها يک لایه چربی ، عایقی فراهم میکنند که پرندگان را قادر میسازد تا گرمای بدن خود را حفظ کنند . یک سیستم تنفسی و گردش خون کارآمد ، همراه با قلب چهار حفره ای باعث میشود تا بافتها به مقدار کافی اکسیژن و مواد غذایی دریافت کنند و متابولیسم افزایش یابد . ششها دارای مجاری
باریکی به داخل و خارج کیسه های هوادار ارتجاعی هستند که جریان هوا و جذب اکسیژن را بهبود میبخشد . همچنین پرواز نیازمند دید دقیق و کنترل صحیح ماهیچه هاست . پرندگان دید رنگی و بینایی قوی دارند و نواحی بینایی مغز پرندگان همانند نواحی حرکتی آنها بسیار توسعه یافته است . مغز پرندگان از مغز دوزیستان و خزندگان غیر پرنده بزرگتر است . پرندگان عموما رفتارهای بسیار پیچیده ای نشان میدهند ، بویژه در فصل تولید مثل که مراسم جفت یابی مفصلی
از خود بروز میدهند . همچنین چون تخمها هنگامی که گذاشته میشوند پوسته دارند ، لقاح بایستی داخلی باشد . آمیزش معمولا شامل تماس بین منافذ تناسلی که به کلوآک باز میشود است . بعد از اینکه تخمها گذاشته شدند ، جنین پرندگان باید از طریق جوجه کشی توسط مادر یا پدر و یا هر دو (بسته به نوع گونه) گرم نگه داشته شوند .
تجزیه و تحلیل های کلادیستیک سنگواره های
پرندگان و خزندگان نشان میدهد که پرندگان متعلق به گروهی از سوریشین های دو پا به نام تروپودها هستند . چندین گونه از دایناسورهای کشف شده که خویشاوند نزدیک پرندگان بودند ، پرهای دارای وین و گروه بزرگتری از آنها پرهای رشته ای داشتند . این یافته ها نشان میدهد که پرها مدتها قبل از اینکه توانایی پرواز ایجاد شود بوجود آمده بودند . وظایف احتمالی این پرهای اولیه ، عایق بندی ، استتار و نمایش رفتارهای جفت یابی بوده است .
◀️ ادامه
@evolution_iran
1⃣ بخش اول
حدود ۱۰۰۰۰ گونه پرنده در جهان وجود دارد . پرندگان همانند کروکودیل ها ، آرکوسور هستند ، اما تقریبا تمام ویژگیهای آناتومی آنها برای سازگاری با پرواز دستخوش تغییر شده است .
بسیاری از صفات پرندگان مربوط به سازگاریهایی است که باعث سهولت پرواز میشود ، مانند تغییرات مربوط به سبکتر کردن وزن بدن که پرواز را مؤثرتر میسازد ، برای مثال پرندگان فاقد مثانه ادراری بوده و افراد ماده در اغلب گونه ها فقط یک تخمدان دارند . گنادهای هر دو جانور نر و ماده معمولا کوچک هستند ، به جز در فصل تولیدمثل که اندازه آنها بزرگ میشود . همچنین پرندگان کنونی فاقد دندان هستند که نوعی سازگاری برای کاهش وزن سر است . مشخص ترین سازگاری یک پرنده برای پرواز ، بال و پر اوست . پرها از پروتئینی به نام کراتین ساخته شده اند که در فلس خزندگان دیگر هم یافت میشود . شکل و آرایش پرها به گونه ای طراحی شده است که بالها کمترین مقاومت را در برابر هوا داشته باشند . این حالت ، مشابه بعضی از اصول آیرودینامیک به کار رفته در بالهای یک هواپیما است . نیروی لازم برای پرواز بالها با انقباضات ماهیچه های سینه ای بزرگ که به بخشی دیگر بر روی استخوان جناغ سینه متصل هستند فراهم میشود . بعضی از پرندگان مثل عقاب و شاهین دارای بالهای مناسب برای سوار شدن بر روی جریانهای هوا بوده و بالهای خود را گاه و بیگاه تکان میدهند . بعضی دیگر از پرندگان مثل مرغ مگس برای اینکه در هوا باقی بمانند ، باید بطور مداوم بالهای خود را تکان دهند . سریع ترین پرندگان میتوانند ۱۷۰ کیلومتر در ساعت پرواز کنند .
شکل گیری پرواز فواید زیادی برای پرندگان داشت . پرواز امکان شکار کردن و لاشه خواری را افزایش میدهد . بسیاری از پرندگان از حشرات پرنده تغذیه میکنند که یک منبع غذایی غنی و با ارزش تغذیه ای بالا است . همچنین پرواز باعث فرار سریع از دست شکارچیان زمینی شده و بعضی از پرندگان را قادر میسازد تا فواصل زیادی را در جستجوی منابع غذایی متفاوت و مناطق تولیدمثل فصلی طی کنند .
پرواز کردن نیازمند مصرف انرژی زیاد با یک متابولیسم فعال است . پرندگان اندوترمیک هستند ، یعنی از گرمای متابولیسمی خود برای بالا بردن و ثابت نگه داشتن دمای بدن استفاده میکنند . پرها و در بعضی از گونه ها يک لایه چربی ، عایقی فراهم میکنند که پرندگان را قادر میسازد تا گرمای بدن خود را حفظ کنند . یک سیستم تنفسی و گردش خون کارآمد ، همراه با قلب چهار حفره ای باعث میشود تا بافتها به مقدار کافی اکسیژن و مواد غذایی دریافت کنند و متابولیسم افزایش یابد . ششها دارای مجاری
باریکی به داخل و خارج کیسه های هوادار ارتجاعی هستند که جریان هوا و جذب اکسیژن را بهبود میبخشد . همچنین پرواز نیازمند دید دقیق و کنترل صحیح ماهیچه هاست . پرندگان دید رنگی و بینایی قوی دارند و نواحی بینایی مغز پرندگان همانند نواحی حرکتی آنها بسیار توسعه یافته است . مغز پرندگان از مغز دوزیستان و خزندگان غیر پرنده بزرگتر است . پرندگان عموما رفتارهای بسیار پیچیده ای نشان میدهند ، بویژه در فصل تولید مثل که مراسم جفت یابی مفصلی
از خود بروز میدهند . همچنین چون تخمها هنگامی که گذاشته میشوند پوسته دارند ، لقاح بایستی داخلی باشد . آمیزش معمولا شامل تماس بین منافذ تناسلی که به کلوآک باز میشود است . بعد از اینکه تخمها گذاشته شدند ، جنین پرندگان باید از طریق جوجه کشی توسط مادر یا پدر و یا هر دو (بسته به نوع گونه) گرم نگه داشته شوند .
تجزیه و تحلیل های کلادیستیک سنگواره های
پرندگان و خزندگان نشان میدهد که پرندگان متعلق به گروهی از سوریشین های دو پا به نام تروپودها هستند . چندین گونه از دایناسورهای کشف شده که خویشاوند نزدیک پرندگان بودند ، پرهای دارای وین و گروه بزرگتری از آنها پرهای رشته ای داشتند . این یافته ها نشان میدهد که پرها مدتها قبل از اینکه توانایی پرواز ایجاد شود بوجود آمده بودند . وظایف احتمالی این پرهای اولیه ، عایق بندی ، استتار و نمایش رفتارهای جفت یابی بوده است .
◀️ ادامه
@evolution_iran
◀️ پرندگان
2⃣ بخش دوم
حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش ، تروپودهای پردار به
پرندگان تبدیل شدند . آرکئوپتریکس که در سال ۱۸۶۱ در یک معدن سنگ آهک در آلمان کشف شد به عنوان اولین پرنده شناخته شده باقی مانده است . آرکئوپتریکس بالهای پردار داشت ، اما خصوصیات اولیه خود مثل دندان ، انگشت های پنجه دار در بالها و دم طویل را حفظ کرده بود .
سرعت پرواز آرکئوپتریکس بالا بود ، اما این جانور برخلاف پرنده های امروزی قادر نبود از یک حالت ایستاده مستقیما پرواز کند . سنگواره های تعداد دیگری از پرندگان دوره کرتاسه ، کاهش تدریجی بعضی از خصوصیات دایناسورهای اجدادی را نشان میدهند ، مثل دندان و چنگال ها در اندامهای حرکتی جلویی و نیز به دست آوردن صفات جدیدی که در پرندگان امروزی یافت میشود ، مثل داشتن یک دم کوتاه پوشیده از پر به صورت بادبزن .
از ۶۶ میلیون سال پیش ، یعنی در مرز بین دوره کرتاسه و زیر دوره پالئوژن ، میتوان شواهد آشکاری از ظهور Neornithes که کلادی شامل ۲۸ راسته از پرندگان زنده است را یافت . چندین گروه از پرندگان زنده یا منقرض شده وجود دارند که شامل یک یا چند گونهء فاقد توانایی پرواز نیز هستند . پرندگان فاقد توانایی پرواز (راسته Struthioniform که شامل شتر مرغ ، rhea ، کیوی ، cassowary و emu است) همگی فاقد توان پرواز هستند . در پرندگان فاقد توانایی پرواز ، استخوان جناغ سینه وجود ندارد و ماهیچه های سینه ای نسبت به پرندگانی که میتوانند پرواز کنند کوچک هستند .
پنگوئن ها راسته دیگری از پرندگان فاقد پرواز به نام Sphenisciformes را تشکیل میدهند که همانند پرندگان دارای قدرت پرواز ماهیچه های سینه ای قوی دارند . آنها از این ماهیچه ها برای پرواز در آب استفاده میکنند ، بطوریکه در جریان شنا بالهای باله مانند خود را همانند بال زدن یک پرنده معمولی به حرکت در می آورند . بعضی از گونه های چنگرها ، اردک ها و کبوترها نیز فاقد قدرت پرواز هستند .
در میان پرندگان اسکلت مرغ مگس منحصر به فرد است ، بگونه ای که آنها را تنها پرندگانی ساخته که میتوانند به صورت متوقف (ایستاده) پر بزنند و به پشت (وارونه) پرواز کنند .
پرندگان بالغ فاقد دندان هستند ، اما در طول دوره تکاملی منقار آنها شکلهای گوناگونی به خود گرفته که برای تغذیه متفاوت آنها مناسب است . برخی پرندگان مانند طوطی منقارهای خرد کننده ای دارند که با آن میتوانند هسته ها و دانه های سفت را بشکنند . پرندگان دیگر مثل فلامینگو صافی خوار هستند ، منقار آنها صافیهای قابل ملاحظه ای دارد که آنها را قادر میسازد ذرات مواد غذایی را از آب به دست آورند .
ساختمان پا نیز در پرندگان تنوع قابل ملاحظه ای نشان میدهد . پرندگان مختلف از پاهای خود برای نشستن روی شاخه ها ، گرفتن غذا ، دفاع ، شنا یا راه رفتن و حتی جفت یابی استفاده میکنند .
⬅️ بخش اول
@evolution_iran
2⃣ بخش دوم
حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش ، تروپودهای پردار به
پرندگان تبدیل شدند . آرکئوپتریکس که در سال ۱۸۶۱ در یک معدن سنگ آهک در آلمان کشف شد به عنوان اولین پرنده شناخته شده باقی مانده است . آرکئوپتریکس بالهای پردار داشت ، اما خصوصیات اولیه خود مثل دندان ، انگشت های پنجه دار در بالها و دم طویل را حفظ کرده بود .
سرعت پرواز آرکئوپتریکس بالا بود ، اما این جانور برخلاف پرنده های امروزی قادر نبود از یک حالت ایستاده مستقیما پرواز کند . سنگواره های تعداد دیگری از پرندگان دوره کرتاسه ، کاهش تدریجی بعضی از خصوصیات دایناسورهای اجدادی را نشان میدهند ، مثل دندان و چنگال ها در اندامهای حرکتی جلویی و نیز به دست آوردن صفات جدیدی که در پرندگان امروزی یافت میشود ، مثل داشتن یک دم کوتاه پوشیده از پر به صورت بادبزن .
از ۶۶ میلیون سال پیش ، یعنی در مرز بین دوره کرتاسه و زیر دوره پالئوژن ، میتوان شواهد آشکاری از ظهور Neornithes که کلادی شامل ۲۸ راسته از پرندگان زنده است را یافت . چندین گروه از پرندگان زنده یا منقرض شده وجود دارند که شامل یک یا چند گونهء فاقد توانایی پرواز نیز هستند . پرندگان فاقد توانایی پرواز (راسته Struthioniform که شامل شتر مرغ ، rhea ، کیوی ، cassowary و emu است) همگی فاقد توان پرواز هستند . در پرندگان فاقد توانایی پرواز ، استخوان جناغ سینه وجود ندارد و ماهیچه های سینه ای نسبت به پرندگانی که میتوانند پرواز کنند کوچک هستند .
پنگوئن ها راسته دیگری از پرندگان فاقد پرواز به نام Sphenisciformes را تشکیل میدهند که همانند پرندگان دارای قدرت پرواز ماهیچه های سینه ای قوی دارند . آنها از این ماهیچه ها برای پرواز در آب استفاده میکنند ، بطوریکه در جریان شنا بالهای باله مانند خود را همانند بال زدن یک پرنده معمولی به حرکت در می آورند . بعضی از گونه های چنگرها ، اردک ها و کبوترها نیز فاقد قدرت پرواز هستند .
در میان پرندگان اسکلت مرغ مگس منحصر به فرد است ، بگونه ای که آنها را تنها پرندگانی ساخته که میتوانند به صورت متوقف (ایستاده) پر بزنند و به پشت (وارونه) پرواز کنند .
پرندگان بالغ فاقد دندان هستند ، اما در طول دوره تکاملی منقار آنها شکلهای گوناگونی به خود گرفته که برای تغذیه متفاوت آنها مناسب است . برخی پرندگان مانند طوطی منقارهای خرد کننده ای دارند که با آن میتوانند هسته ها و دانه های سفت را بشکنند . پرندگان دیگر مثل فلامینگو صافی خوار هستند ، منقار آنها صافیهای قابل ملاحظه ای دارد که آنها را قادر میسازد ذرات مواد غذایی را از آب به دست آورند .
ساختمان پا نیز در پرندگان تنوع قابل ملاحظه ای نشان میدهد . پرندگان مختلف از پاهای خود برای نشستن روی شاخه ها ، گرفتن غذا ، دفاع ، شنا یا راه رفتن و حتی جفت یابی استفاده میکنند .
⬅️ بخش اول
@evolution_iran
◀️ آخرین جد مشترک
⬇️ لوکا
جد مشترک تمام موجودات زنده ، از باکتری و آغازیان گرفته تا قارچها و گیاهان و جانوران ، با نام مخفف لوکا (Luca مخفف last universal common ancestor) ، نخستین جانداری که همه جانداران روی زمین از او سرچشمه گرفتند ، مابین ۳/۶ الی ۴ میلیارد سال پیش ، احتمالا در نزدیکی چشمه های گرمابی در اعماق اقیانوسها زندگی میکرده است .
اما این به معنای آن نیست که لوکا اولین موجود زنده روی زمین بوده است ، بلکه آخرین جد مشترک شناخته شده تمام موجودات زنده است .
واضح است که شناسایی لوکا به واسطه شواهد فسیلی نبوده ، بلکه با بررسی دقیق ژنهای مشترک موجودات زنده امروزی و پیگیری منشا ژنتیکی آنها انجام شده است .
لوکا بدون نیاز به اکسیژن و با استخراج انرژی از دی اکسید کربن و هیدروژن و در دمای بالای حوضچه های ماگمایی کف اقیانوس زندگی میکرده است .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
⬇️ لوکا
جد مشترک تمام موجودات زنده ، از باکتری و آغازیان گرفته تا قارچها و گیاهان و جانوران ، با نام مخفف لوکا (Luca مخفف last universal common ancestor) ، نخستین جانداری که همه جانداران روی زمین از او سرچشمه گرفتند ، مابین ۳/۶ الی ۴ میلیارد سال پیش ، احتمالا در نزدیکی چشمه های گرمابی در اعماق اقیانوسها زندگی میکرده است .
اما این به معنای آن نیست که لوکا اولین موجود زنده روی زمین بوده است ، بلکه آخرین جد مشترک شناخته شده تمام موجودات زنده است .
واضح است که شناسایی لوکا به واسطه شواهد فسیلی نبوده ، بلکه با بررسی دقیق ژنهای مشترک موجودات زنده امروزی و پیگیری منشا ژنتیکی آنها انجام شده است .
لوکا بدون نیاز به اکسیژن و با استخراج انرژی از دی اکسید کربن و هیدروژن و در دمای بالای حوضچه های ماگمایی کف اقیانوس زندگی میکرده است .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran