Evolution
6.49K subscribers
371 photos
385 videos
4 files
636 links
@Evolution_iran

︎گروه تکامل @Evolution_irr
︎کتابخانه تکامل @Evolution_ir2
︎مستند تکامل @Evolution_ir3

[کانال مربوط به مطالب پایه‌ای تکامل برای عموم است، اخبار جدید علم تکامل ومطالب تخصصی اینجا منتشر نمیشود]
Download Telegram
◀️ تکامل بویایی



پستانداران دارای تعداد بیشتری ژنهای بویایی نسبت به خزندگان ، دوزیستان و دیگر جانوران هستند .
اما ژنهای اضافی بویایی از کجا می آیند ؟
وقتی به ساختمان ژنها نگاه میکنیم ، چگونگی توسعه ژنها کاملا واضح به نظر می آید . اگر ژنهای بویایی را در یک پستاندار با چند ژن بویایی در ماهیهای بی آرواره مقایسه کنید ، در می یابید که ژنهای اضافی در پستانداران همگی انواعی از یک جنس هستند ، آنها مانند رونوشتهایی از ژنهای ماهی های بی آرواره ، اگر چه انواع تغییر یافته ، هستند . این بدان معناست که تعداد زیاد ژنهای بویایی در ما ، از تکرار چندین باره تعداد کمی از ژنهای موجود در گونه های ابتدایی پیدا شده است .

این موضوع ما را به یک تناقض میرساند . در حدود سه درصد ژنوم انسان مختص ژنهای رایحه است ، درست مانند هر پستاندار دیگری . هنگامی که متخصصان ژنتیک دقیقتر به ساختمان ژنهای انسان نگاه کردند با شگفتی بزرگی روبه رو شدند ، سیصد ژن از این هزاران ژن در اثر جهشهایی که ساختمان آنها را تغییر داده است و دیگر قابل تعمیر نیستند کاملا بیفایده شده اند ! اما پستانداران دیگر از این ژنها استفاده میکنند . اگر تعداد زیادی از این ژنها کاملا بی فایده هستند ، پس چرا ما این همه ژن رایحه داریم ؟
از میان همه موجودات ، دلفینها و نهنگها به ما بینشی میدهند تا به این پرسش پاسخ گوییم . دلفینها و نهنگها مانند همه پستانداران ، مو ، پستان و گوش میانی سه استخوانی دارند . تاریخچه پستاندار بودن آنها نیز در ژنهای بویایی شان ثبت شده است . آب بازان که فاقد ژنهای ماهی مانند ویژه آب هستند ، ژنهای ویژه هوا در پستانداران را دارند . تاریخچه پستاندار بودن نهنگها و دلفینها حتی در DNA دستگاه درک رایحه آنها ثبت شده است ، ولی یک معمای جالب وجود دارد . دلفینها و نهنگها دیگر از مجرای بینی برای بوییدن استفاده نمیکنند ، پس کار این ژنها چیست ؟
مجرای تنفسی سابق به سوراخ تنفسی تغییر پیدا کرده است که برای تنفس ، و نه بوییدن ، به کار میرود .
این جریان تأثیر قابل توجهی روی ژنهای بویایی گذاشته است ، همه ژنهای بویایی آب باران در حال حاضر وجود دارد ، ولی هیچ کدام وظیفه ای بر عهده ندارند .
آنچه برای ژنهای بویایی دلفینها و نهنگها رخ داده است ، در بسیاری از گونه های دیگر نیز رخ میدهد . جهش در ژنها نسل اندر نسل صورت میگیرد . اگر جهشی کارکردهای یک ژن را از کار بیندازد ، نتیجه ممکن است خطرناک و یا حتی کشنده باشد . ولی اگر جهش ژنی را که کاری نمیکند از کار بیندازد ، چه اتفاقی رخ میدهد ؟ نظریه های ریاضی زیادی وجود دارد که موضوع واضحی را میگوید ، چنین جهشهایی آهسته از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد . این دقیقا همان چیزی است که به نظر میرسد در دلفینها رخ داده باشد . با وجود سوراخهای تنفسی ، ژنهای بویایی آنها دیگر مورد نیاز نیست ، بنابراین جهشهایی که آنها را از کار انداخته در طول زمان انباشته شده است . این ژنها فایده ای ندارند ، ولی در DNA به عنوان راکد تکامل باقی میمانند .

انسان حس بویایی دارد ، ولی چرا تعداد زیادی از ژنهای بویایی ما از کار افتاده اند ؟
نخستی سانانی که بینایی رنگی پیدا کرده اند معمولا تعداد زیادی ژنهای بویایی از کارافتاده دارند . نتیجه واضح است . ما انسانها بخشی از تباری هستیم که بویایی را با بینایی معاوضه کرده ایم . ما اکنون بیشتر بر بینایی تکیه میکنیم تا بویایی و این در ژنوم ما انعکاس یافته است . در این معاوضه ، احساس بویایی بی اهمیت شده است و بسیاری از ژنهای بویایی ما بیکار مانده اند . ما در بینی خود به یا به طور دقیق تر در DNA که احساس بویایی را کنترل میکند مقدار زیادی زوائد داریم . صدها ژن بویایی ما باقیمانده از نیاکان پستاندار ماست که برای بقا به مقدار زیادی روی حس بویایی تکیه داشتند .

در واقع میتوانیم این مقایسه ها را باز هم عمیق تر کنیم . مانند فتوکپیها که پی در پی شباهت خود را از دست میدهند ، ژنهای بویایی ما همچنان که خودمان را با موجودات ابتدایی تر پشت در پشت مقایسه میکنیم شباهت کمتری پیدا میکنند . ژنهای ما شبیه نخستی سانان است ، شباهت کمتری با سایر پستانداران دارد ، باز هم شباهت کمتری با خزندگان ، دوزیستان ، ماهیها و غیره دارد .
این زواید در ما شاهد خاموش گذشته ماست . داخل بینی های ما یک درخت حیات قابل اثبات وجود دارد .


@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دایناسورها



☑️ حیرت آور ، خیره کننده ، شگفت انگیر ، زشت ! مستندی زیبا از جذاب ترین ساکنان پیشین زمین
☑️ تهیه و پخش : نشنال جئوگرافیک فارسی



@evolution_iran
◀️ مضاعف شدگی
⬇️ کپی دیوانه وار !



یکی از مسایلی که برای مدتها ذهن دانشمندان را به خود مشغول میکرد ، فهمیدن این بود که چه تعداد ژن در ژنوم هر موجود هستند و سازماندهی آنها چگونه است . در آن زمان هنوز امکان توالی یابی ژنوم وجود نداشت و سازماندهی آن عمدتا ناشناخته بود . طی سالهای پیش از آن و با روشهایی هوشمندانه ، حدس زده میشد که ژنوم باید متشکل از بخشهایی مضاعف شده باشد .
نهایتا دانشمندان توانستند آزمایشی هوشمندانه را طراحی کنند تا به طور تقریبی مشخص کنند که چه میزان از ژنوم حاوی کپی های ژنها است .
آنها DNA را از سلولهای یک جاندار خارج کرده ، سپس آن را حرارت دادند تا رشته DNA به هزاران قطعه کوچکتر شکسته شود . سپس با تغییر دادن شرایط ، اجازه دادند که رشته دوباره سر هم شود . ترفند کار ، اندازه گیری سرعت سر هم شدن مجدد بخشها به صورت یک رشته است . فرض بر این بود که بر اساس سرعت سر هم شدن DNA میتوان فهمید که چه میزان عناصر تکراری درژنوم وجود دارند ، چرا که ترکیب شیمیایی مولکول DNA به گونه ای است که قطعه های مشابه یکدیگر را سریع تر پیدا میکنند . ژنومی که متشکل از قطعه های مشابه باشد ، سریعتر از ژنومی که پاره های تکراری کمتری داشته باشد سر هم میشود .

نخستین محاسبات روی DNA یک گوساله و یک ماهی سالمون انجام داد و سپس مقایسه به گونه های دیگر توسعه داده شد .
با آنکه از ابتدا هم انتظار دیدن مواردی از تکرار ژنها وجود داشت ، ولی نتایج آزمایش به شدا متحیر کننده بود .
بر اساس برآوردی که انجام شد ، حدود ۴۰ درصد ژنوم گوساله متشکل از توالیهای تکراری بود . در ماهی سالمون ، این نسبت به حدود ۵۰ در صد میرسید .
هم تعداد بالای تکرارها در هر ژنوم مایه حیرت بود و هم گستردگی آن در میان گونه های مختلف . DNA تقریبا هر حیوانی که تجزیه و دوباره سر هم میشد دارای تعداد بسیار زیادی عناصر تکراری بود .
با استفاده از آنالیزهای تکنیک های غیر دقیقی که در آن زمان در دسترس بود ، برآورد شد که برخی از عناصر دارای بیش از یک میلیون کپی در ژنوم هستند . با ظهور پروژه های ژنوم ، اکنون ما میتوانیم توالیهای خاصی را که در ژنوم مضاعف شده اند ببینیم و تلاشهای اولیه دانشمندان را با جزئیات بالاتری تکمیل کنیم .

یک قطعه به نام ALU به طول حدود سیصد باز ، در تمام نخستیان دیده میشود . بالغ بر ۱۳ درصد ژنوم انسان متشکل از تکرارهای ALU است .

یک قطعه کوتاه دیگر به نام LINEI صدها هزار بار در ژنوم انسان تکرار شده و ۱۷ درصد آن را تشکیل میدهد .

روی هم رفته ، بیش از دو سوم کل ژنوم ما متشکل از سلسله هایی از کپی های تکراری توالیها است که کارکرد شناخته شده ای ندارند . مضاعف شدگی ژنوم در حد دیوانه وار انجام شده است .
تقریبا تمام ژنوم از طریق مضاعف شدگی پدید آمده است !


@evolution_iran
◀️ شباهت ژنتیکی انسان و شامپانزه



ژنوم دو گونه با نسبت نزدیک ، به نظر میرسد که بطور مشابهی سازماندهی شده باشند و این به علت انشعاب اخیر این دو گونه است . گذشته طولانی مشترکی که میان دو گونه وجود دارد به این معناست که در هنگام مقایسه ژنوم هایشان تنها تعداد اندکی تفاوت ژنتیکی مشاهده میشود ،
بنابراین تفاوتهای ژنتیکی مشخص میتوانند به آسانی به تفاوت های فنوتیپی بین دو گونه نسبت داده شوند .
یک کاربرد جالب این نوع آنالیز ، مقایسه ژنوم انسان با ژنوم شامپانزه ، موش ، رت و پستانداران دیگر است . یافتن ژنهای مشترک در تمام این گونه ها و نبود آنها در گونه های غیر پستاندار ، ایده هایی در مورد ژنهای لازم برای ایجاد یک پستاندار به ما میدهد . در حالیکه یافتن ژنهای مشترک در شامپانزه و انسان و نبود آنها در جوندگان ، باید مطالبی در مورد پریماتها را برای ما آشکار کند .

یک آنالیز از ترکیب کلی ژنوم انسان و شامپانزه ، یعنی دو گونه ای که تصور میشود فقط حدود ۶ میلیون سال قبل از هم جدا شده باشند ، بعضی تفاوتهای کلی را آشکار میسازد . با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در یک تک باز ، این دو ژنوم فقط در ۱/۲ درصد با هم متفاوتند . ولی وقتی محققان قسمتهای بلندتری از دو DNA را مقایسه کردند ۲/۷ درصد تفاوت در این دو ژنوم یافتند که به علت اضافه شدنها یا حذف قطعات بزرگتر در هر یک از این دو گونه است ، بسیاری از اضافه شدنها ، مضاعف شدگی یا DNA تکراری بودند . در حقیقت ، یک سوم مضاعف شدگیهای انسان ، در ژنوم شامپانزه وجود ندارد و بعضی از این مضاعف شدگیها مربوط به مناطق مرتبط به بیماریهای انسانی است . قطعات آلو بیشتری در ژنوم انسان نسبت به ژنوم شامپانزه وجود دارد . به علاوه ، ژنوم شامپانزه کپی های متعددی از پرو ویروسهای رتروویرال دارد که در ژنوم انسان وجود ندارند .

تمام این مشاهدات ، ایده هایی درباره نیروهایی که این دو ژنوم را در دو مسیر جداگانه قرار داده است به دست میدهند .



@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ تکامل - اندازه



☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو



@evolution_iran
◀️ ظهور بدن ها !



ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .

این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .

ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .

سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .



@evolution_iran
◀️ سنتز مدرن



سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .

اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟

علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .



@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دنیا از نگاه جانوران



☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries




@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیارهء زنده


هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .


نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .

همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .


وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .

کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .


❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها


@evolution_iran
◀️ پس روی !


بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .

میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .

میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .

شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .



@evolution_iran
◀️ اشکوب گیاهی


در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .

هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .

برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .


@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ ما و فرازمینی ها



☑️ آیا فرازمینی ها وجود دارند و چقدر احتمال دارد بر روی زمین پا گذاشته باشند ؟!
☑️ دکتر شروین وکیلی ، دکتر حامد وحدتی نسب




@evolution_iran
◀️ دگرگونیهای پی در پی در دوران یخبندان




یکی از مراحل مهم در تکامل انسان ، در دوران یخبندان در آفریقای شرقی آغاز شده است . در دوران یخبندان ، افزایش باران به رشد گیاهان و در نتیجه به رشد جانوران گیاهخوار یاری رساند ، اما در وضعیت جنگلهای کاهش یافته هیچ تغییری ایجاد نکرد . گوریلها و شامپانزه ها در جنگلهای محدود سکنی گزیدند و همراه با پریماتهای دیگر با مطالبات اکولوژیکی جنگلها به اندازه کافی سازش پیدا کردند ، به نحوی که زندگی در کنار هم برای آنها به طور دائمی ممکن شد . در عوض ، نمایندگان تبار انسان فرایند سازگاری در دشتها را در پیش گرفتند . از استرالوپیتکوس ها ، پریماتهای دو پایی تکامل پیدا کردند که بسیاری از ویژگیهای انسان را با خود داشتند ...



بخوانید



@evolution_iran
◀️ شکل گیری حیات


بسیاری از زیست شناسان بر این باورند که حیات فقط یک بار منشأ گرفته و ظهور آن تحت شرایط محیطی ویژه ای که با شرایط امروزی بسیار متفاوت بوده رخ داده است . از این رو ، باید شرایط زمین اولیه را بررسی کنیم تا چگونگی
منشأ حیات را دریابیم . گر چه هرگز قادر نخواهیم شد از شرایط کره زمین هنگام ظهور نخستین موجود زنده بر سطح آن مطمئن شویم ، اما شواهد علمی معتبر میتوانند ما را برای فرمول بندی سناریوهای معقول و پذیرفتنی یاری دهند .

فیزیکدانان ، ستاره شناسان و کارشناسان علم زمین شناسی عمر سیاره زمین را در حدود ۴/۶ میلیارد سال تعیین کرده اند .
اتمسفر اوليه زمین ، ظاهرا حاوی کربن دی اکسید ، بخار آب ، کربن مونوکسید ، هیدروژن ، نیتروژن ، احتمالا مقادیری آمونیاک ، سولفید هیدروژن و متان بوده است .
این احتمال وجود دارد که مولکول های احیا شده به سرعت توسط تابشهای پرتو فرابنفش تجزیه میشده اند . اتمسفر اولیه احتمالا حاوی مقادیر اندکی اکسیژن یا اصولا فاقد آن بوده است .
رخداد تکامل شیمیایی که منجر به تکامل زیست شناختی و ظهور حيات شده است مستلزم دارا بودن چهار پیش شرط زیر بوده است :
- محیطی کم اکسیژن یا بدون اکسیژن
- یک منبع انرژی
- دسترسی به قطعات ساختاری شیمیایی
- زمان

آغاز حیات فقط در شرایط نبود اکسیژن امکان پذیر بود ، زیرا اکسیژن بسیار واکنش زاست و میتوانست مولکولهای آلی که قطعات ساختاری مورد نیاز تشکیل حیات بوده اند را اکسید کند . اتمسفر اولیه زمین احتمالا بسیار احیا کننده بوده است ، بدین معنی که هر میزان اکسیژن آزاد میتوانست با عناصر دیگر ترکیب شود و اکسیدهای آنها را به وجود آورد . پس این عنصر در ترکیبات محبوس بوده است .
همچنین ظهور حیات برای ساختن مولکولهای زیستی از عناصر غیر آلی ساده به انرژی نیاز داشته است . زمین اولیه مکانی پر از انرژی بوده که دایما در معرض صاعقه های شدید ، فعالیت های آتشفشانی گسترده ، بمبارانهای اجرام آسمانی یا دیگر اجسام فرازمینی و تابشهای پر دامنه مثل تابشهای پرتو فرابنفش ساطع شده از خورشید قرار میگرفته است . احتمالا تابشهای فرابنفش خورشید جوان بسیار شدیدتر از امروزه بوده و لایه محافظ اوزون وجود نداشته است تا پیرامون زمین را بپوشاند و این تابشها را مهار کند .
پیش شرط سوم ، حضور قطعات ساختاری شیمیایی مورد نظر برای رخداد تکامل شیمیایی بوده است . این پایه های شیمیایی متشکل از آب ، عناصر محلول کانی (موجود به صورت يونها) و گازهای واقع در اتمسفر اولیه بوده است .
شرط آخر برای ظهور حیات و گرد آمدن مولکولهای شیمیایی و انجام واکنش با یکدیگر ، زمان بود . بیشترین عمری که برای کره زمین در نظر گرفته میشود ۴/۶ میلیارد سال است . نخستین آثار و نشانه های حیات حداکثر به ۳/۸ میلیارد سال پیش بر میگردد . بدین لحاظ ، نخستین گروه از موجودات زنده ۸۰۰ میلیون سال پس از تشکیل زمین پا به عرصه ی حیات گذارده اند .


@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ مورچه های راننده



☑️ موجوداتی عجیب و ترسناک !
☑️ ترجمه و زیرنویس : نیم پست شو



@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ نامگذاری جانداران



☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)



@evolution_iran
Forwarded from Human Origins
◾️ باران درگذشت

مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط هم‌نوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه ماده‌ای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگران‌کننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانی‌های جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستی‌شناس برجسته- هم رسید و او در نامه‌ای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالش‌های فراوان و شکل‌گیری کمپین‌های مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاه‌های مهم شامپانزه‌ها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزه‌ها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروه‌های شامپانزه، سخت‌گیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیری‌های خونین کشیده می‌شود. به نظر می‌آید شامپانزه‌های قدیمی‌تر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رسانده‌اند.

@humanorigins
◀️ شباهت میان جانداران


برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .

اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .

پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .

اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .

دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .


@evolution_iran
◀️ پرواز


پرواز از شیوه های کمیاب حرکت در جانوران است، از این جهت که پرواز واقعی تنها در چهار گروه تکامل یافته است
حشرات، تروسورها، پرندگان و خفاشها


در حالیکه گروههای بسیار بیشتری از انواع عنکبوتها، ماهیها، قورباغه ها، مارها، سوسمارها و پستانداران تا یک قدمی پرواز آمده اند، یعنی میتوانند روی هوا سُر بخورند، اما پرواز واقعی ندارند

تنها چهار تبار به این توانایی دست یافته اند، اما وجود همین توانایی موجب تنوع هر کدام از این چهار تبار در مقیاسی وسیع شده است

حشرات متنوع ترین گروه جانوران روی زمین هستند.
پرندگان متنوع ترین گروه مهره داران خشکی زی و خفاشها نیمی از گونه های پستانداران را به خود اختصاص داده اند
تروسورها نیز از متنوع ترین گروههای خزنده در دوران مزوزوئیک بوده اند. روزگاری تروسورها همه کنام هایی را که امروزه پرندگان و خفاشها اشغال کرده اند زیر بال داشتند. تنوع عظیمی از تروسورهای حشره خوار ، ماهیخوار ، شکارچی، میوه خوار و لاشه خوار، از اندازه گنجشک تا غولهایی به عرض ۱۲ متر، طی ۱۵۵ میلیون سال آمدند رفتند و ۶۶ میلیون سال، آخرین تروسورها همراه بسیاری از مهره داران دیگر منقرض شدند


@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ مادرکشی



☑️ بحران آب در ایران - چرا به این نقطه رسیدیم ؟!
☑️ تهیه کننده : کمیل سوهانی



@evolution_iran