◀️ تکامل انسان
☑️ جدول زمانی تفکرات و علم مربوط به اصل و منشأ و تکامل انسان در طول تاریخ بشر .
☑️خلاصه ای از چگونگی شکل گیری نگاه امروزی ما به تکامل انسان و سیر زمانی کشفیات صورت گرفته از انواع هومینین ها
✅ بخوانید
@evolution_iran
☑️ جدول زمانی تفکرات و علم مربوط به اصل و منشأ و تکامل انسان در طول تاریخ بشر .
☑️خلاصه ای از چگونگی شکل گیری نگاه امروزی ما به تکامل انسان و سیر زمانی کشفیات صورت گرفته از انواع هومینین ها
✅ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
علم تکامل انسان در طول تاریخ
خلاصه ای از چگونگی شکل گیری نگاه امروزی ما به تکامل انسان و سیر زمانی کشفیات صورت گرفته از انواع هومینین ها : حدود سده ششم پیش از میلاد : فلاسفه یونانی با انسانها به منزله بخشی از جهان طبیعی رفتار میکنند حدود سدۀ نخست پیش از میلاد : لوكرتيوس عنوان میسازد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ حس بویایی
ماهیهای بی آرواره تعداد بسیار کمی ژنهای بویایی دارند .
ماهیهای استخوان دار تعداد بیشتری دارند و در دوزیستان و خزندگان باز هم بیشتر دیده میشود .
تعداد ژنهای بویایی در طول زمان افزایش یافته است ، از تعداد نسبتا کمی در موجودات ابتدایی مانند ماهی بی آرواره ، تا تعداد زیادی که در پستانداران دیده میشود .
ما پستانداران ، با بیش از هزار ژن بویایی ، بخش عظیمی از تمامی دستگاه ژنتیک خود را به بویایی اختصاص داده ایم .
تصور میشود که هر چه یک جانور تعداد بیشتری از این ژنها داشته باشد ، حس بویایی اش برای تشخیص انواع مختلف بوها تیزتر است .
پستانداران ، جانوران بو کننده بسیار تخصص یافته ای هستند !
☑️ ویدئو : حس بویایی چگونه کار میکند ؟
☑️ تهیه و پخش : گروه آموزشی ویدوال
🦖 @Evolution_iran
ماهیهای بی آرواره تعداد بسیار کمی ژنهای بویایی دارند .
ماهیهای استخوان دار تعداد بیشتری دارند و در دوزیستان و خزندگان باز هم بیشتر دیده میشود .
تعداد ژنهای بویایی در طول زمان افزایش یافته است ، از تعداد نسبتا کمی در موجودات ابتدایی مانند ماهی بی آرواره ، تا تعداد زیادی که در پستانداران دیده میشود .
ما پستانداران ، با بیش از هزار ژن بویایی ، بخش عظیمی از تمامی دستگاه ژنتیک خود را به بویایی اختصاص داده ایم .
تصور میشود که هر چه یک جانور تعداد بیشتری از این ژنها داشته باشد ، حس بویایی اش برای تشخیص انواع مختلف بوها تیزتر است .
پستانداران ، جانوران بو کننده بسیار تخصص یافته ای هستند !
☑️ ویدئو : حس بویایی چگونه کار میکند ؟
☑️ تهیه و پخش : گروه آموزشی ویدوال
🦖 @Evolution_iran
◀️ تکامل بویایی
پستانداران دارای تعداد بیشتری ژنهای بویایی نسبت به خزندگان ، دوزیستان و دیگر جانوران هستند .
اما ژنهای اضافی بویایی از کجا می آیند ؟
وقتی به ساختمان ژنها نگاه میکنیم ، چگونگی توسعه ژنها کاملا واضح به نظر می آید . اگر ژنهای بویایی را در یک پستاندار با چند ژن بویایی در ماهیهای بی آرواره مقایسه کنید ، در می یابید که ژنهای اضافی در پستانداران همگی انواعی از یک جنس هستند ، آنها مانند رونوشتهایی از ژنهای ماهی های بی آرواره ، اگر چه انواع تغییر یافته ، هستند . این بدان معناست که تعداد زیاد ژنهای بویایی در ما ، از تکرار چندین باره تعداد کمی از ژنهای موجود در گونه های ابتدایی پیدا شده است .
این موضوع ما را به یک تناقض میرساند . در حدود سه درصد ژنوم انسان مختص ژنهای رایحه است ، درست مانند هر پستاندار دیگری . هنگامی که متخصصان ژنتیک دقیقتر به ساختمان ژنهای انسان نگاه کردند با شگفتی بزرگی روبه رو شدند ، سیصد ژن از این هزاران ژن در اثر جهشهایی که ساختمان آنها را تغییر داده است و دیگر قابل تعمیر نیستند کاملا بیفایده شده اند ! اما پستانداران دیگر از این ژنها استفاده میکنند . اگر تعداد زیادی از این ژنها کاملا بی فایده هستند ، پس چرا ما این همه ژن رایحه داریم ؟
از میان همه موجودات ، دلفینها و نهنگها به ما بینشی میدهند تا به این پرسش پاسخ گوییم . دلفینها و نهنگها مانند همه پستانداران ، مو ، پستان و گوش میانی سه استخوانی دارند . تاریخچه پستاندار بودن آنها نیز در ژنهای بویایی شان ثبت شده است . آب بازان که فاقد ژنهای ماهی مانند ویژه آب هستند ، ژنهای ویژه هوا در پستانداران را دارند . تاریخچه پستاندار بودن نهنگها و دلفینها حتی در DNA دستگاه درک رایحه آنها ثبت شده است ، ولی یک معمای جالب وجود دارد . دلفینها و نهنگها دیگر از مجرای بینی برای بوییدن استفاده نمیکنند ، پس کار این ژنها چیست ؟
مجرای تنفسی سابق به سوراخ تنفسی تغییر پیدا کرده است که برای تنفس ، و نه بوییدن ، به کار میرود .
این جریان تأثیر قابل توجهی روی ژنهای بویایی گذاشته است ، همه ژنهای بویایی آب باران در حال حاضر وجود دارد ، ولی هیچ کدام وظیفه ای بر عهده ندارند .
آنچه برای ژنهای بویایی دلفینها و نهنگها رخ داده است ، در بسیاری از گونه های دیگر نیز رخ میدهد . جهش در ژنها نسل اندر نسل صورت میگیرد . اگر جهشی کارکردهای یک ژن را از کار بیندازد ، نتیجه ممکن است خطرناک و یا حتی کشنده باشد . ولی اگر جهش ژنی را که کاری نمیکند از کار بیندازد ، چه اتفاقی رخ میدهد ؟ نظریه های ریاضی زیادی وجود دارد که موضوع واضحی را میگوید ، چنین جهشهایی آهسته از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد . این دقیقا همان چیزی است که به نظر میرسد در دلفینها رخ داده باشد . با وجود سوراخهای تنفسی ، ژنهای بویایی آنها دیگر مورد نیاز نیست ، بنابراین جهشهایی که آنها را از کار انداخته در طول زمان انباشته شده است . این ژنها فایده ای ندارند ، ولی در DNA به عنوان راکد تکامل باقی میمانند .
انسان حس بویایی دارد ، ولی چرا تعداد زیادی از ژنهای بویایی ما از کار افتاده اند ؟
نخستی سانانی که بینایی رنگی پیدا کرده اند معمولا تعداد زیادی ژنهای بویایی از کارافتاده دارند . نتیجه واضح است . ما انسانها بخشی از تباری هستیم که بویایی را با بینایی معاوضه کرده ایم . ما اکنون بیشتر بر بینایی تکیه میکنیم تا بویایی و این در ژنوم ما انعکاس یافته است . در این معاوضه ، احساس بویایی بی اهمیت شده است و بسیاری از ژنهای بویایی ما بیکار مانده اند . ما در بینی خود به یا به طور دقیق تر در DNA که احساس بویایی را کنترل میکند مقدار زیادی زوائد داریم . صدها ژن بویایی ما باقیمانده از نیاکان پستاندار ماست که برای بقا به مقدار زیادی روی حس بویایی تکیه داشتند .
در واقع میتوانیم این مقایسه ها را باز هم عمیق تر کنیم . مانند فتوکپیها که پی در پی شباهت خود را از دست میدهند ، ژنهای بویایی ما همچنان که خودمان را با موجودات ابتدایی تر پشت در پشت مقایسه میکنیم شباهت کمتری پیدا میکنند . ژنهای ما شبیه نخستی سانان است ، شباهت کمتری با سایر پستانداران دارد ، باز هم شباهت کمتری با خزندگان ، دوزیستان ، ماهیها و غیره دارد .
این زواید در ما شاهد خاموش گذشته ماست . داخل بینی های ما یک درخت حیات قابل اثبات وجود دارد .
@evolution_iran
پستانداران دارای تعداد بیشتری ژنهای بویایی نسبت به خزندگان ، دوزیستان و دیگر جانوران هستند .
اما ژنهای اضافی بویایی از کجا می آیند ؟
وقتی به ساختمان ژنها نگاه میکنیم ، چگونگی توسعه ژنها کاملا واضح به نظر می آید . اگر ژنهای بویایی را در یک پستاندار با چند ژن بویایی در ماهیهای بی آرواره مقایسه کنید ، در می یابید که ژنهای اضافی در پستانداران همگی انواعی از یک جنس هستند ، آنها مانند رونوشتهایی از ژنهای ماهی های بی آرواره ، اگر چه انواع تغییر یافته ، هستند . این بدان معناست که تعداد زیاد ژنهای بویایی در ما ، از تکرار چندین باره تعداد کمی از ژنهای موجود در گونه های ابتدایی پیدا شده است .
این موضوع ما را به یک تناقض میرساند . در حدود سه درصد ژنوم انسان مختص ژنهای رایحه است ، درست مانند هر پستاندار دیگری . هنگامی که متخصصان ژنتیک دقیقتر به ساختمان ژنهای انسان نگاه کردند با شگفتی بزرگی روبه رو شدند ، سیصد ژن از این هزاران ژن در اثر جهشهایی که ساختمان آنها را تغییر داده است و دیگر قابل تعمیر نیستند کاملا بیفایده شده اند ! اما پستانداران دیگر از این ژنها استفاده میکنند . اگر تعداد زیادی از این ژنها کاملا بی فایده هستند ، پس چرا ما این همه ژن رایحه داریم ؟
از میان همه موجودات ، دلفینها و نهنگها به ما بینشی میدهند تا به این پرسش پاسخ گوییم . دلفینها و نهنگها مانند همه پستانداران ، مو ، پستان و گوش میانی سه استخوانی دارند . تاریخچه پستاندار بودن آنها نیز در ژنهای بویایی شان ثبت شده است . آب بازان که فاقد ژنهای ماهی مانند ویژه آب هستند ، ژنهای ویژه هوا در پستانداران را دارند . تاریخچه پستاندار بودن نهنگها و دلفینها حتی در DNA دستگاه درک رایحه آنها ثبت شده است ، ولی یک معمای جالب وجود دارد . دلفینها و نهنگها دیگر از مجرای بینی برای بوییدن استفاده نمیکنند ، پس کار این ژنها چیست ؟
مجرای تنفسی سابق به سوراخ تنفسی تغییر پیدا کرده است که برای تنفس ، و نه بوییدن ، به کار میرود .
این جریان تأثیر قابل توجهی روی ژنهای بویایی گذاشته است ، همه ژنهای بویایی آب باران در حال حاضر وجود دارد ، ولی هیچ کدام وظیفه ای بر عهده ندارند .
آنچه برای ژنهای بویایی دلفینها و نهنگها رخ داده است ، در بسیاری از گونه های دیگر نیز رخ میدهد . جهش در ژنها نسل اندر نسل صورت میگیرد . اگر جهشی کارکردهای یک ژن را از کار بیندازد ، نتیجه ممکن است خطرناک و یا حتی کشنده باشد . ولی اگر جهش ژنی را که کاری نمیکند از کار بیندازد ، چه اتفاقی رخ میدهد ؟ نظریه های ریاضی زیادی وجود دارد که موضوع واضحی را میگوید ، چنین جهشهایی آهسته از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد . این دقیقا همان چیزی است که به نظر میرسد در دلفینها رخ داده باشد . با وجود سوراخهای تنفسی ، ژنهای بویایی آنها دیگر مورد نیاز نیست ، بنابراین جهشهایی که آنها را از کار انداخته در طول زمان انباشته شده است . این ژنها فایده ای ندارند ، ولی در DNA به عنوان راکد تکامل باقی میمانند .
انسان حس بویایی دارد ، ولی چرا تعداد زیادی از ژنهای بویایی ما از کار افتاده اند ؟
نخستی سانانی که بینایی رنگی پیدا کرده اند معمولا تعداد زیادی ژنهای بویایی از کارافتاده دارند . نتیجه واضح است . ما انسانها بخشی از تباری هستیم که بویایی را با بینایی معاوضه کرده ایم . ما اکنون بیشتر بر بینایی تکیه میکنیم تا بویایی و این در ژنوم ما انعکاس یافته است . در این معاوضه ، احساس بویایی بی اهمیت شده است و بسیاری از ژنهای بویایی ما بیکار مانده اند . ما در بینی خود به یا به طور دقیق تر در DNA که احساس بویایی را کنترل میکند مقدار زیادی زوائد داریم . صدها ژن بویایی ما باقیمانده از نیاکان پستاندار ماست که برای بقا به مقدار زیادی روی حس بویایی تکیه داشتند .
در واقع میتوانیم این مقایسه ها را باز هم عمیق تر کنیم . مانند فتوکپیها که پی در پی شباهت خود را از دست میدهند ، ژنهای بویایی ما همچنان که خودمان را با موجودات ابتدایی تر پشت در پشت مقایسه میکنیم شباهت کمتری پیدا میکنند . ژنهای ما شبیه نخستی سانان است ، شباهت کمتری با سایر پستانداران دارد ، باز هم شباهت کمتری با خزندگان ، دوزیستان ، ماهیها و غیره دارد .
این زواید در ما شاهد خاموش گذشته ماست . داخل بینی های ما یک درخت حیات قابل اثبات وجود دارد .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دایناسورها
☑️ حیرت آور ، خیره کننده ، شگفت انگیر ، زشت ! مستندی زیبا از جذاب ترین ساکنان پیشین زمین
☑️ تهیه و پخش : نشنال جئوگرافیک فارسی
@evolution_iran
☑️ حیرت آور ، خیره کننده ، شگفت انگیر ، زشت ! مستندی زیبا از جذاب ترین ساکنان پیشین زمین
☑️ تهیه و پخش : نشنال جئوگرافیک فارسی
@evolution_iran
◀️ مضاعف شدگی
⬇️ کپی دیوانه وار !
یکی از مسایلی که برای مدتها ذهن دانشمندان را به خود مشغول میکرد ، فهمیدن این بود که چه تعداد ژن در ژنوم هر موجود هستند و سازماندهی آنها چگونه است . در آن زمان هنوز امکان توالی یابی ژنوم وجود نداشت و سازماندهی آن عمدتا ناشناخته بود . طی سالهای پیش از آن و با روشهایی هوشمندانه ، حدس زده میشد که ژنوم باید متشکل از بخشهایی مضاعف شده باشد .
نهایتا دانشمندان توانستند آزمایشی هوشمندانه را طراحی کنند تا به طور تقریبی مشخص کنند که چه میزان از ژنوم حاوی کپی های ژنها است .
آنها DNA را از سلولهای یک جاندار خارج کرده ، سپس آن را حرارت دادند تا رشته DNA به هزاران قطعه کوچکتر شکسته شود . سپس با تغییر دادن شرایط ، اجازه دادند که رشته دوباره سر هم شود . ترفند کار ، اندازه گیری سرعت سر هم شدن مجدد بخشها به صورت یک رشته است . فرض بر این بود که بر اساس سرعت سر هم شدن DNA میتوان فهمید که چه میزان عناصر تکراری درژنوم وجود دارند ، چرا که ترکیب شیمیایی مولکول DNA به گونه ای است که قطعه های مشابه یکدیگر را سریع تر پیدا میکنند . ژنومی که متشکل از قطعه های مشابه باشد ، سریعتر از ژنومی که پاره های تکراری کمتری داشته باشد سر هم میشود .
نخستین محاسبات روی DNA یک گوساله و یک ماهی سالمون انجام داد و سپس مقایسه به گونه های دیگر توسعه داده شد .
با آنکه از ابتدا هم انتظار دیدن مواردی از تکرار ژنها وجود داشت ، ولی نتایج آزمایش به شدا متحیر کننده بود .
بر اساس برآوردی که انجام شد ، حدود ۴۰ درصد ژنوم گوساله متشکل از توالیهای تکراری بود . در ماهی سالمون ، این نسبت به حدود ۵۰ در صد میرسید .
هم تعداد بالای تکرارها در هر ژنوم مایه حیرت بود و هم گستردگی آن در میان گونه های مختلف . DNA تقریبا هر حیوانی که تجزیه و دوباره سر هم میشد دارای تعداد بسیار زیادی عناصر تکراری بود .
با استفاده از آنالیزهای تکنیک های غیر دقیقی که در آن زمان در دسترس بود ، برآورد شد که برخی از عناصر دارای بیش از یک میلیون کپی در ژنوم هستند . با ظهور پروژه های ژنوم ، اکنون ما میتوانیم توالیهای خاصی را که در ژنوم مضاعف شده اند ببینیم و تلاشهای اولیه دانشمندان را با جزئیات بالاتری تکمیل کنیم .
یک قطعه به نام ALU به طول حدود سیصد باز ، در تمام نخستیان دیده میشود . بالغ بر ۱۳ درصد ژنوم انسان متشکل از تکرارهای ALU است .
یک قطعه کوتاه دیگر به نام LINEI صدها هزار بار در ژنوم انسان تکرار شده و ۱۷ درصد آن را تشکیل میدهد .
روی هم رفته ، بیش از دو سوم کل ژنوم ما متشکل از سلسله هایی از کپی های تکراری توالیها است که کارکرد شناخته شده ای ندارند . مضاعف شدگی ژنوم در حد دیوانه وار انجام شده است .
تقریبا تمام ژنوم از طریق مضاعف شدگی پدید آمده است !
@evolution_iran
⬇️ کپی دیوانه وار !
یکی از مسایلی که برای مدتها ذهن دانشمندان را به خود مشغول میکرد ، فهمیدن این بود که چه تعداد ژن در ژنوم هر موجود هستند و سازماندهی آنها چگونه است . در آن زمان هنوز امکان توالی یابی ژنوم وجود نداشت و سازماندهی آن عمدتا ناشناخته بود . طی سالهای پیش از آن و با روشهایی هوشمندانه ، حدس زده میشد که ژنوم باید متشکل از بخشهایی مضاعف شده باشد .
نهایتا دانشمندان توانستند آزمایشی هوشمندانه را طراحی کنند تا به طور تقریبی مشخص کنند که چه میزان از ژنوم حاوی کپی های ژنها است .
آنها DNA را از سلولهای یک جاندار خارج کرده ، سپس آن را حرارت دادند تا رشته DNA به هزاران قطعه کوچکتر شکسته شود . سپس با تغییر دادن شرایط ، اجازه دادند که رشته دوباره سر هم شود . ترفند کار ، اندازه گیری سرعت سر هم شدن مجدد بخشها به صورت یک رشته است . فرض بر این بود که بر اساس سرعت سر هم شدن DNA میتوان فهمید که چه میزان عناصر تکراری درژنوم وجود دارند ، چرا که ترکیب شیمیایی مولکول DNA به گونه ای است که قطعه های مشابه یکدیگر را سریع تر پیدا میکنند . ژنومی که متشکل از قطعه های مشابه باشد ، سریعتر از ژنومی که پاره های تکراری کمتری داشته باشد سر هم میشود .
نخستین محاسبات روی DNA یک گوساله و یک ماهی سالمون انجام داد و سپس مقایسه به گونه های دیگر توسعه داده شد .
با آنکه از ابتدا هم انتظار دیدن مواردی از تکرار ژنها وجود داشت ، ولی نتایج آزمایش به شدا متحیر کننده بود .
بر اساس برآوردی که انجام شد ، حدود ۴۰ درصد ژنوم گوساله متشکل از توالیهای تکراری بود . در ماهی سالمون ، این نسبت به حدود ۵۰ در صد میرسید .
هم تعداد بالای تکرارها در هر ژنوم مایه حیرت بود و هم گستردگی آن در میان گونه های مختلف . DNA تقریبا هر حیوانی که تجزیه و دوباره سر هم میشد دارای تعداد بسیار زیادی عناصر تکراری بود .
با استفاده از آنالیزهای تکنیک های غیر دقیقی که در آن زمان در دسترس بود ، برآورد شد که برخی از عناصر دارای بیش از یک میلیون کپی در ژنوم هستند . با ظهور پروژه های ژنوم ، اکنون ما میتوانیم توالیهای خاصی را که در ژنوم مضاعف شده اند ببینیم و تلاشهای اولیه دانشمندان را با جزئیات بالاتری تکمیل کنیم .
یک قطعه به نام ALU به طول حدود سیصد باز ، در تمام نخستیان دیده میشود . بالغ بر ۱۳ درصد ژنوم انسان متشکل از تکرارهای ALU است .
یک قطعه کوتاه دیگر به نام LINEI صدها هزار بار در ژنوم انسان تکرار شده و ۱۷ درصد آن را تشکیل میدهد .
روی هم رفته ، بیش از دو سوم کل ژنوم ما متشکل از سلسله هایی از کپی های تکراری توالیها است که کارکرد شناخته شده ای ندارند . مضاعف شدگی ژنوم در حد دیوانه وار انجام شده است .
تقریبا تمام ژنوم از طریق مضاعف شدگی پدید آمده است !
@evolution_iran
◀️ ژنهای هاکس
☑️ ژنهای هاکس در تمامی جانوران یافت شده است و عقیده بر این است که تنوع ژنتیکی در ژنهای هاکس ، احتمالا رخدادی با اهمیت بوده که به شکل گیری بسیاری از گونه های جدید انجامیده است .
✅ بخوانید
@evolution_iran
☑️ ژنهای هاکس در تمامی جانوران یافت شده است و عقیده بر این است که تنوع ژنتیکی در ژنهای هاکس ، احتمالا رخدادی با اهمیت بوده که به شکل گیری بسیاری از گونه های جدید انجامیده است .
✅ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
ژنهای هاکس و پیچیدگی
تکامل ژنهای هاکس در تنوع نقشه پیکری گروه کثیری از گونه های جانوری بسیار با اهمیت بوده است . ژنهای هاکس در تمامی جانوران یافت شده است و عقیده بر این است که تنوع ژنتیکی در ژنهای هاکس ، احتمالا رخدادی با اهمیت بوده که به شکل گیری بسیاری از گونه های جدید انجامیده…
◀️ شباهت ژنتیکی انسان و شامپانزه
ژنوم دو گونه با نسبت نزدیک ، به نظر میرسد که بطور مشابهی سازماندهی شده باشند و این به علت انشعاب اخیر این دو گونه است . گذشته طولانی مشترکی که میان دو گونه وجود دارد به این معناست که در هنگام مقایسه ژنوم هایشان تنها تعداد اندکی تفاوت ژنتیکی مشاهده میشود ،
بنابراین تفاوتهای ژنتیکی مشخص میتوانند به آسانی به تفاوت های فنوتیپی بین دو گونه نسبت داده شوند .
یک کاربرد جالب این نوع آنالیز ، مقایسه ژنوم انسان با ژنوم شامپانزه ، موش ، رت و پستانداران دیگر است . یافتن ژنهای مشترک در تمام این گونه ها و نبود آنها در گونه های غیر پستاندار ، ایده هایی در مورد ژنهای لازم برای ایجاد یک پستاندار به ما میدهد . در حالیکه یافتن ژنهای مشترک در شامپانزه و انسان و نبود آنها در جوندگان ، باید مطالبی در مورد پریماتها را برای ما آشکار کند .
یک آنالیز از ترکیب کلی ژنوم انسان و شامپانزه ، یعنی دو گونه ای که تصور میشود فقط حدود ۶ میلیون سال قبل از هم جدا شده باشند ، بعضی تفاوتهای کلی را آشکار میسازد . با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در یک تک باز ، این دو ژنوم فقط در ۱/۲ درصد با هم متفاوتند . ولی وقتی محققان قسمتهای بلندتری از دو DNA را مقایسه کردند ۲/۷ درصد تفاوت در این دو ژنوم یافتند که به علت اضافه شدنها یا حذف قطعات بزرگتر در هر یک از این دو گونه است ، بسیاری از اضافه شدنها ، مضاعف شدگی یا DNA تکراری بودند . در حقیقت ، یک سوم مضاعف شدگیهای انسان ، در ژنوم شامپانزه وجود ندارد و بعضی از این مضاعف شدگیها مربوط به مناطق مرتبط به بیماریهای انسانی است . قطعات آلو بیشتری در ژنوم انسان نسبت به ژنوم شامپانزه وجود دارد . به علاوه ، ژنوم شامپانزه کپی های متعددی از پرو ویروسهای رتروویرال دارد که در ژنوم انسان وجود ندارند .
تمام این مشاهدات ، ایده هایی درباره نیروهایی که این دو ژنوم را در دو مسیر جداگانه قرار داده است به دست میدهند .
@evolution_iran
ژنوم دو گونه با نسبت نزدیک ، به نظر میرسد که بطور مشابهی سازماندهی شده باشند و این به علت انشعاب اخیر این دو گونه است . گذشته طولانی مشترکی که میان دو گونه وجود دارد به این معناست که در هنگام مقایسه ژنوم هایشان تنها تعداد اندکی تفاوت ژنتیکی مشاهده میشود ،
بنابراین تفاوتهای ژنتیکی مشخص میتوانند به آسانی به تفاوت های فنوتیپی بین دو گونه نسبت داده شوند .
یک کاربرد جالب این نوع آنالیز ، مقایسه ژنوم انسان با ژنوم شامپانزه ، موش ، رت و پستانداران دیگر است . یافتن ژنهای مشترک در تمام این گونه ها و نبود آنها در گونه های غیر پستاندار ، ایده هایی در مورد ژنهای لازم برای ایجاد یک پستاندار به ما میدهد . در حالیکه یافتن ژنهای مشترک در شامپانزه و انسان و نبود آنها در جوندگان ، باید مطالبی در مورد پریماتها را برای ما آشکار کند .
یک آنالیز از ترکیب کلی ژنوم انسان و شامپانزه ، یعنی دو گونه ای که تصور میشود فقط حدود ۶ میلیون سال قبل از هم جدا شده باشند ، بعضی تفاوتهای کلی را آشکار میسازد . با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در یک تک باز ، این دو ژنوم فقط در ۱/۲ درصد با هم متفاوتند . ولی وقتی محققان قسمتهای بلندتری از دو DNA را مقایسه کردند ۲/۷ درصد تفاوت در این دو ژنوم یافتند که به علت اضافه شدنها یا حذف قطعات بزرگتر در هر یک از این دو گونه است ، بسیاری از اضافه شدنها ، مضاعف شدگی یا DNA تکراری بودند . در حقیقت ، یک سوم مضاعف شدگیهای انسان ، در ژنوم شامپانزه وجود ندارد و بعضی از این مضاعف شدگیها مربوط به مناطق مرتبط به بیماریهای انسانی است . قطعات آلو بیشتری در ژنوم انسان نسبت به ژنوم شامپانزه وجود دارد . به علاوه ، ژنوم شامپانزه کپی های متعددی از پرو ویروسهای رتروویرال دارد که در ژنوم انسان وجود ندارند .
تمام این مشاهدات ، ایده هایی درباره نیروهایی که این دو ژنوم را در دو مسیر جداگانه قرار داده است به دست میدهند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ تکامل - اندازه
☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو
@evolution_iran
☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو
@evolution_iran
◀️ ظهور بدن ها !
ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .
این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .
ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .
سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .
@evolution_iran
ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .
این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .
ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .
سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .
@evolution_iran
◀️ سنتز مدرن
سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .
اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟
علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .
@evolution_iran
سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .
اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟
علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دنیا از نگاه جانوران
☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries
@evolution_iran
☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیارهء زنده
هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .
نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .
همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .
وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .
کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .
❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها
@evolution_iran
هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .
نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .
همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .
وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .
کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .
❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها
@evolution_iran
◀️ پس روی !
بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .
میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .
میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .
شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .
@evolution_iran
بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .
میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .
میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .
شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .
@evolution_iran
◀️ اشکوب گیاهی
در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .
هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .
برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .
@evolution_iran
در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .
هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .
برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ ما و فرازمینی ها
☑️ آیا فرازمینی ها وجود دارند و چقدر احتمال دارد بر روی زمین پا گذاشته باشند ؟!
☑️ دکتر شروین وکیلی ، دکتر حامد وحدتی نسب
@evolution_iran
☑️ آیا فرازمینی ها وجود دارند و چقدر احتمال دارد بر روی زمین پا گذاشته باشند ؟!
☑️ دکتر شروین وکیلی ، دکتر حامد وحدتی نسب
@evolution_iran
◀️ دگرگونیهای پی در پی در دوران یخبندان
یکی از مراحل مهم در تکامل انسان ، در دوران یخبندان در آفریقای شرقی آغاز شده است . در دوران یخبندان ، افزایش باران به رشد گیاهان و در نتیجه به رشد جانوران گیاهخوار یاری رساند ، اما در وضعیت جنگلهای کاهش یافته هیچ تغییری ایجاد نکرد . گوریلها و شامپانزه ها در جنگلهای محدود سکنی گزیدند و همراه با پریماتهای دیگر با مطالبات اکولوژیکی جنگلها به اندازه کافی سازش پیدا کردند ، به نحوی که زندگی در کنار هم برای آنها به طور دائمی ممکن شد . در عوض ، نمایندگان تبار انسان فرایند سازگاری در دشتها را در پیش گرفتند . از استرالوپیتکوس ها ، پریماتهای دو پایی تکامل پیدا کردند که بسیاری از ویژگیهای انسان را با خود داشتند ...
❎ بخوانید
@evolution_iran
یکی از مراحل مهم در تکامل انسان ، در دوران یخبندان در آفریقای شرقی آغاز شده است . در دوران یخبندان ، افزایش باران به رشد گیاهان و در نتیجه به رشد جانوران گیاهخوار یاری رساند ، اما در وضعیت جنگلهای کاهش یافته هیچ تغییری ایجاد نکرد . گوریلها و شامپانزه ها در جنگلهای محدود سکنی گزیدند و همراه با پریماتهای دیگر با مطالبات اکولوژیکی جنگلها به اندازه کافی سازش پیدا کردند ، به نحوی که زندگی در کنار هم برای آنها به طور دائمی ممکن شد . در عوض ، نمایندگان تبار انسان فرایند سازگاری در دشتها را در پیش گرفتند . از استرالوپیتکوس ها ، پریماتهای دو پایی تکامل پیدا کردند که بسیاری از ویژگیهای انسان را با خود داشتند ...
❎ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
دگرگونیهای پی در پی در دوران یخبندان
آفریقا یکی از مراکز اصلی تکامل جانوران تنومند بوده است . این نتیجه گیری نه تنها از حضور جانورانی که امروز در آنجا زندگی میکنند ، بلکه همچنین از سنگواره های بیشماری که به حیوانات بزرگ تعلق دارند به دست می آید . جانوران تنومند آفریقایی به خاور نزدیک و جنوب…
◀️ شکل گیری حیات
بسیاری از زیست شناسان بر این باورند که حیات فقط یک بار منشأ گرفته و ظهور آن تحت شرایط محیطی ویژه ای که با شرایط امروزی بسیار متفاوت بوده رخ داده است . از این رو ، باید شرایط زمین اولیه را بررسی کنیم تا چگونگی
منشأ حیات را دریابیم . گر چه هرگز قادر نخواهیم شد از شرایط کره زمین هنگام ظهور نخستین موجود زنده بر سطح آن مطمئن شویم ، اما شواهد علمی معتبر میتوانند ما را برای فرمول بندی سناریوهای معقول و پذیرفتنی یاری دهند .
فیزیکدانان ، ستاره شناسان و کارشناسان علم زمین شناسی عمر سیاره زمین را در حدود ۴/۶ میلیارد سال تعیین کرده اند .
اتمسفر اوليه زمین ، ظاهرا حاوی کربن دی اکسید ، بخار آب ، کربن مونوکسید ، هیدروژن ، نیتروژن ، احتمالا مقادیری آمونیاک ، سولفید هیدروژن و متان بوده است .
این احتمال وجود دارد که مولکول های احیا شده به سرعت توسط تابشهای پرتو فرابنفش تجزیه میشده اند . اتمسفر اولیه احتمالا حاوی مقادیر اندکی اکسیژن یا اصولا فاقد آن بوده است .
رخداد تکامل شیمیایی که منجر به تکامل زیست شناختی و ظهور حيات شده است مستلزم دارا بودن چهار پیش شرط زیر بوده است :
- محیطی کم اکسیژن یا بدون اکسیژن
- یک منبع انرژی
- دسترسی به قطعات ساختاری شیمیایی
- زمان
آغاز حیات فقط در شرایط نبود اکسیژن امکان پذیر بود ، زیرا اکسیژن بسیار واکنش زاست و میتوانست مولکولهای آلی که قطعات ساختاری مورد نیاز تشکیل حیات بوده اند را اکسید کند . اتمسفر اولیه زمین احتمالا بسیار احیا کننده بوده است ، بدین معنی که هر میزان اکسیژن آزاد میتوانست با عناصر دیگر ترکیب شود و اکسیدهای آنها را به وجود آورد . پس این عنصر در ترکیبات محبوس بوده است .
همچنین ظهور حیات برای ساختن مولکولهای زیستی از عناصر غیر آلی ساده به انرژی نیاز داشته است . زمین اولیه مکانی پر از انرژی بوده که دایما در معرض صاعقه های شدید ، فعالیت های آتشفشانی گسترده ، بمبارانهای اجرام آسمانی یا دیگر اجسام فرازمینی و تابشهای پر دامنه مثل تابشهای پرتو فرابنفش ساطع شده از خورشید قرار میگرفته است . احتمالا تابشهای فرابنفش خورشید جوان بسیار شدیدتر از امروزه بوده و لایه محافظ اوزون وجود نداشته است تا پیرامون زمین را بپوشاند و این تابشها را مهار کند .
پیش شرط سوم ، حضور قطعات ساختاری شیمیایی مورد نظر برای رخداد تکامل شیمیایی بوده است . این پایه های شیمیایی متشکل از آب ، عناصر محلول کانی (موجود به صورت يونها) و گازهای واقع در اتمسفر اولیه بوده است .
شرط آخر برای ظهور حیات و گرد آمدن مولکولهای شیمیایی و انجام واکنش با یکدیگر ، زمان بود . بیشترین عمری که برای کره زمین در نظر گرفته میشود ۴/۶ میلیارد سال است . نخستین آثار و نشانه های حیات حداکثر به ۳/۸ میلیارد سال پیش بر میگردد . بدین لحاظ ، نخستین گروه از موجودات زنده ۸۰۰ میلیون سال پس از تشکیل زمین پا به عرصه ی حیات گذارده اند .
@evolution_iran
بسیاری از زیست شناسان بر این باورند که حیات فقط یک بار منشأ گرفته و ظهور آن تحت شرایط محیطی ویژه ای که با شرایط امروزی بسیار متفاوت بوده رخ داده است . از این رو ، باید شرایط زمین اولیه را بررسی کنیم تا چگونگی
منشأ حیات را دریابیم . گر چه هرگز قادر نخواهیم شد از شرایط کره زمین هنگام ظهور نخستین موجود زنده بر سطح آن مطمئن شویم ، اما شواهد علمی معتبر میتوانند ما را برای فرمول بندی سناریوهای معقول و پذیرفتنی یاری دهند .
فیزیکدانان ، ستاره شناسان و کارشناسان علم زمین شناسی عمر سیاره زمین را در حدود ۴/۶ میلیارد سال تعیین کرده اند .
اتمسفر اوليه زمین ، ظاهرا حاوی کربن دی اکسید ، بخار آب ، کربن مونوکسید ، هیدروژن ، نیتروژن ، احتمالا مقادیری آمونیاک ، سولفید هیدروژن و متان بوده است .
این احتمال وجود دارد که مولکول های احیا شده به سرعت توسط تابشهای پرتو فرابنفش تجزیه میشده اند . اتمسفر اولیه احتمالا حاوی مقادیر اندکی اکسیژن یا اصولا فاقد آن بوده است .
رخداد تکامل شیمیایی که منجر به تکامل زیست شناختی و ظهور حيات شده است مستلزم دارا بودن چهار پیش شرط زیر بوده است :
- محیطی کم اکسیژن یا بدون اکسیژن
- یک منبع انرژی
- دسترسی به قطعات ساختاری شیمیایی
- زمان
آغاز حیات فقط در شرایط نبود اکسیژن امکان پذیر بود ، زیرا اکسیژن بسیار واکنش زاست و میتوانست مولکولهای آلی که قطعات ساختاری مورد نیاز تشکیل حیات بوده اند را اکسید کند . اتمسفر اولیه زمین احتمالا بسیار احیا کننده بوده است ، بدین معنی که هر میزان اکسیژن آزاد میتوانست با عناصر دیگر ترکیب شود و اکسیدهای آنها را به وجود آورد . پس این عنصر در ترکیبات محبوس بوده است .
همچنین ظهور حیات برای ساختن مولکولهای زیستی از عناصر غیر آلی ساده به انرژی نیاز داشته است . زمین اولیه مکانی پر از انرژی بوده که دایما در معرض صاعقه های شدید ، فعالیت های آتشفشانی گسترده ، بمبارانهای اجرام آسمانی یا دیگر اجسام فرازمینی و تابشهای پر دامنه مثل تابشهای پرتو فرابنفش ساطع شده از خورشید قرار میگرفته است . احتمالا تابشهای فرابنفش خورشید جوان بسیار شدیدتر از امروزه بوده و لایه محافظ اوزون وجود نداشته است تا پیرامون زمین را بپوشاند و این تابشها را مهار کند .
پیش شرط سوم ، حضور قطعات ساختاری شیمیایی مورد نظر برای رخداد تکامل شیمیایی بوده است . این پایه های شیمیایی متشکل از آب ، عناصر محلول کانی (موجود به صورت يونها) و گازهای واقع در اتمسفر اولیه بوده است .
شرط آخر برای ظهور حیات و گرد آمدن مولکولهای شیمیایی و انجام واکنش با یکدیگر ، زمان بود . بیشترین عمری که برای کره زمین در نظر گرفته میشود ۴/۶ میلیارد سال است . نخستین آثار و نشانه های حیات حداکثر به ۳/۸ میلیارد سال پیش بر میگردد . بدین لحاظ ، نخستین گروه از موجودات زنده ۸۰۰ میلیون سال پس از تشکیل زمین پا به عرصه ی حیات گذارده اند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ نامگذاری جانداران
☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)
@evolution_iran
☑️ بحثی در باب اصول نامگذاری جانوران و رده بندی حیات
☑️ عرفان خسروی ، کامران کشیری
☑️ کانال پالئوگرام (عرفان خسروی)
@evolution_iran
Forwarded from Human Origins
◾️ باران درگذشت
مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط همنوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه مادهای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگرانکننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانیهای جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستیشناس برجسته- هم رسید و او در نامهای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالشهای فراوان و شکلگیری کمپینهای مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاههای مهم شامپانزهها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزهها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروههای شامپانزه، سختگیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیریهای خونین کشیده میشود. به نظر میآید شامپانزههای قدیمیتر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رساندهاند.
@humanorigins
مرکز Ol Opejeta کنیا اعلام کرد باران -شامپانزه ۴ ساله- توسط همنوعان خود کشته شده است.
باران شامپانزه مادهای بود که چند سال پیش در باغ وحش ارم تهران متولد شد. در هنگام تولد بسیار کوچک و نحیف بود و توسط مادرش پذیرفته نشد. دامپزشک باغ وحش، او را تحت مراقبت قرار داد و اندکی بعد با تصمیم مدیران، او را در انزوا قرار دادند. اوضاع نگرانکننده روحی او، موجب پدید آمدن موجی از نگرانیهای جهانی شد که دامنه آن به جین گودال -نخستیشناس برجسته- هم رسید و او در نامهای خواستار مساعدت مدیران ایران در انتقال باران به یک مرکز خارج از کشور شد.
نهایتا پس از چالشهای فراوان و شکلگیری کمپینهای مردمی پراستقبال، باران، امسال به یکی از پناهگاههای مهم شامپانزهها در کنیا فرستاده شد.
فرآیند پذیرش یک عضو جدید در جامعه شامپانزهها، بسیار پیچیده، حساس و خطرناک است. در طبیعت وحشی، گروههای شامپانزه، سختگیری شدیدی در مرزبندی میان خودی و بیگانه دارند و این مسئله اغلب به درگیریهای خونین کشیده میشود. به نظر میآید شامپانزههای قدیمیتر مرکز، باران را به عنوان عضو جدید نپذیرفته و او را به قتل رساندهاند.
@humanorigins
◀️ شباهت میان جانداران
برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .
اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .
پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .
اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .
دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .
@evolution_iran
برای پیش بینی خویشاوندی جانداران به شباهتهای آنها نگاه میکنیم ، اما آیا هر شباهتی دلیل بر خویشاوندی نزدیک دو موجود زنده است ؟
پا اندامی است که در مهره داران خشکی زی و نیز حشرات برای حرکت به کار میرود . بر این اساس ، مهره داران خشکی زی که پا دارند ، باید بیشتر به حشرات شبیه باشند تا ماهیها که فاقد پا هستند . اما حقیقت این نیست . مسلم است که همه مهره داران خویشاوندی نزدیکتری با یکدیگر دارند تا با بندپایان .
اما تکلیف ، وجود پا در مهره داران خشکی زی و حشرات چه میشود ؟
با اندکی دقت خواهیم دید که پا در حشرات و مهره داران ، ساختارهای بسیار متفاوت دارند . منشأ رویانی این دو اندام ، ژنهایی که مسئول شکل دهی به آنها هستند و آناتومی آن دو به هیچ وجه شبیه به هم نیست .
مثلا پای حشرات دارای اسکلت خارجی و ماهیچه های داخلی است ، در حالیکه پای مهره داران اسکلت داخلی و ماهیچه هایی دارد که روی استخوان سوار شده اند .
بنابراین دانشمندان میگویند که این دو اندام منشأ تكاملی یکسان ندارند ، یعنی نیای مشترک مهره داران و حشرات پا نداشته است و هر کدام از این دو گروه در مسیر تکامل خود جداگانه دارای پا شده اند .
پس نخستین شرط برای اینکه شباهت موجودات مبنای خویشاوندی و رده بندی آنها قرار گیرد این است که آن شباهت از نیای مشترک آنها به ارث رسیده باشد .
اما این تنها شرط ما برای تشخیص درست شباهت های میان جانداران نیست .
فرض کنید که قصد داریم خویشاوندی قورباغه ، ماهی حوض و مارمولک را مقایسه کنیم . خویشاوندی قورباغه ، ماهی و مارمولک برای ما روشن است و این یعنی زمانی پیش تر موجودی زندگی میکرده که نیای هر سه تای آنها بوده ، زیرا ویژگیهایی میان هر سه تای آنها مشترک است . داشتن اسکلت و دستگاههای بسیار مشابه نشان دهنده این خویشاوندی است . در عین حال ، قورباغه شباهتهایی ویژه به ماهی حوض و شباهتهایی به مارمولک دارد ! قورباغه و ماهی حوض دردآب تخم ریزی و تولید مثل میکنند ، به علاوه نوزاد قورباغه مثل ماهیها درون آب زندگی میکند و ساختار بدنش هم مثل ماهی هاست . اما قورباغه پس از بلوغ به خشکی می آید و مثل مارمولک در خشکی زندگی میکند و نفس میکشد . تکلیف چیست ؟ آیا قورباغه خویشاوندی نزدیکتری با ماهی حوض دارد ؟ اگر قورباغه و مارمولک به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها جدیدتر از تغییرات تکاملی ماهی ظاهر شده است ، برعکس اگر قورباغه و ماهی به هم نزدیکتر باشند ، ویژگیهای مشترک آنها هم باید جدیدتر از تغییرات تکاملی مارمولک ظاهر شده باشند .
کدام ویژگیهای مشترک جدیدترند ؟
تنفس در آب یا تنفس در خشکی ؟ کدام یک زودتر پیدا شده است ، تولیدمثل در آب یا تولیدمثل در خشکی ؟
مسلما تنفس در خشکی جدیدتر است . بنابراین نتیجه میگیریم که قورباغه و مارمولک که در این ویژگیهای جدیدتر مشترک اند ، نیای مشترک جدیدتری داشته اند و در نتیجه خویشاوندی آنها نزدیک تر است .
شباهت های قورباغه و ماهی مثل تنفس در آب بازمانده از گذشته ای دورتر است و نیاکان دور مارمولکها نیز دارای این ویژگیها بوده اند . در حقیقت رویان مارمولک شکاف آبششی دارد ، اما این شکاف آبششی پس از تولد به حنجره تبدیل میشود .
دانشمندان در رده بندی تنها به شباهتهایی از همین نوع اخیر توجه نشان میدهند ، یعنی تنها ویژگیهایی که در جدیدترین نیای مشترک دو موجود ظاهر شده اند شباهت آنها شمرده میشوند .
@evolution_iran