This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ حیات و ابعاد
☑️ نقش ویژه اندازه جثه در دنیای موجودات زنده
☑️ ترجمه و زیرنویس : حمیدرضا بیدار
1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
@evolution_iran
☑️ نقش ویژه اندازه جثه در دنیای موجودات زنده
☑️ ترجمه و زیرنویس : حمیدرضا بیدار
1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ حیات و ابعاد
☑️ نقش ویژه اندازه جثه در دنیای موجودات زنده
☑️ ترجمه و زیرنویس : حمیدرضا بیدار
2⃣ قسمت دوم
1⃣ قسمت اول
@evolution_iran
☑️ نقش ویژه اندازه جثه در دنیای موجودات زنده
☑️ ترجمه و زیرنویس : حمیدرضا بیدار
2⃣ قسمت دوم
1⃣ قسمت اول
@evolution_iran
◀️ شیب تنوع
از محدوده قطب شمال با رفتن به طرف جنوب، تنوع موجودات زمینی چنان است که گویی از رأس هرم به طرف قاعده اش میرود ! هر چه به استوا نزدیکتر میشوید، تعداد گونه های موجود افزایش مییابد
معدودی از گروههای گیاهان و جانوران از جمله سوزنی برگها و سمندرها در منطقه معتدله متنوع ترند. اما اینها به نوعی استثنا هستند، هر چند که اینان نیز تنوع غیر عادی ندارند. مثلا در کل جهان کمتر از ۴۰۰ گونه سمندر شناخته شده وجود دارد.
سایر گروههای گیاهان و جانوران عمدتا استوایی اند ، اما برای زندگی در کویر ، چمنزار و جنگلهای خشک سازگاری یافته اند. اینان نیز معمولا تنوع کمتری از ساکنان جنگلهای بارانی مجاور دارند
موجودات آبهای کم عمق دریایی نیز همین شیب را نشان میدهند. به این معنی که تنوع پلانکتونها و کف زیها به طرف استوا افزایش مییابد.
در مورد تنوع حیات در خشکی باید گفت که به شدت در منطقه جنگلهای پرباران استوایی متمرکز شده است .
تنوع حشرات این جنگلها به تنهایی بسیار عظیم (احتمالا مركب از میلیونها گونه) است و تنها بر مبنای همین یکی ، منطقا میتوان حدس زد که بیش از نیمی از گل گونه ها در اینجا یافت شود .
@evolution_iran
از محدوده قطب شمال با رفتن به طرف جنوب، تنوع موجودات زمینی چنان است که گویی از رأس هرم به طرف قاعده اش میرود ! هر چه به استوا نزدیکتر میشوید، تعداد گونه های موجود افزایش مییابد
معدودی از گروههای گیاهان و جانوران از جمله سوزنی برگها و سمندرها در منطقه معتدله متنوع ترند. اما اینها به نوعی استثنا هستند، هر چند که اینان نیز تنوع غیر عادی ندارند. مثلا در کل جهان کمتر از ۴۰۰ گونه سمندر شناخته شده وجود دارد.
سایر گروههای گیاهان و جانوران عمدتا استوایی اند ، اما برای زندگی در کویر ، چمنزار و جنگلهای خشک سازگاری یافته اند. اینان نیز معمولا تنوع کمتری از ساکنان جنگلهای بارانی مجاور دارند
موجودات آبهای کم عمق دریایی نیز همین شیب را نشان میدهند. به این معنی که تنوع پلانکتونها و کف زیها به طرف استوا افزایش مییابد.
در مورد تنوع حیات در خشکی باید گفت که به شدت در منطقه جنگلهای پرباران استوایی متمرکز شده است .
تنوع حشرات این جنگلها به تنهایی بسیار عظیم (احتمالا مركب از میلیونها گونه) است و تنها بر مبنای همین یکی ، منطقا میتوان حدس زد که بیش از نیمی از گل گونه ها در اینجا یافت شود .
@evolution_iran
◀️ شیب تنوع
علت تمرکز شدید تنوع حیات در نواحی استوایی خود همواره توجه زیست شناسان را به خود جلب کرده است .
آنها توجه خود را بر تفاوتهای اقلیمی ، انرژی
خورشیدی ، مقدار زیستگاه های مناسب ، تنوع زیستگاههای مهیا ، مقدار و بسامد آشفتگی های زیست محیطی ، درجه انزوای آن متمرکز کرده اند .
در نهایت نظریه ای موسوم به "تنوع ، انرژی-پایداری-وسعت" میتواند در توضیح این پدیده به ما کمک کند .
به طور خلاصه ، هر چه انرژی خورشیدی بیشتر ، تنوع بزرگتر
هرچه اقلیم ، فصل به فصل و سال به سال پایدارتر ، تنوع بیشتر
و
بالاخره هر چه منطقه وسیعتر ، تنوع نیز بیشتر خواهد بود .
@evolution_iran
علت تمرکز شدید تنوع حیات در نواحی استوایی خود همواره توجه زیست شناسان را به خود جلب کرده است .
آنها توجه خود را بر تفاوتهای اقلیمی ، انرژی
خورشیدی ، مقدار زیستگاه های مناسب ، تنوع زیستگاههای مهیا ، مقدار و بسامد آشفتگی های زیست محیطی ، درجه انزوای آن متمرکز کرده اند .
در نهایت نظریه ای موسوم به "تنوع ، انرژی-پایداری-وسعت" میتواند در توضیح این پدیده به ما کمک کند .
به طور خلاصه ، هر چه انرژی خورشیدی بیشتر ، تنوع بزرگتر
هرچه اقلیم ، فصل به فصل و سال به سال پایدارتر ، تنوع بیشتر
و
بالاخره هر چه منطقه وسیعتر ، تنوع نیز بیشتر خواهد بود .
@evolution_iran
◀️ آمنیون داران
نام آمنیون داران از صفت اشتقاقی اصلی این کلاد ، یعنی داشتن تخم آمنیونی گرفته شده است . این نوع تخمها دارای چهار لایه تخصص یافته به نامهای آمنیون ، کوریون ، کیسه زرده و آلانتوئیس هستند . این لایه ها پرده های خارج جنینی نامیده میشوند ، چرا که بخشی از بدن خود جنین نیستند . این پرده ها از لایه های بافتی که خارج از جنین رشد میکنند به وجود می آیند .
نام تخم آمنیونی از یکی از پرده های آن ، یعنی آمنیون گرفته شده است . آمنیون ، محفظه پر از مایعی است که جنین در آن شناور بوده و به عنوان یک ضربه گیر هیدرولیکی عمل میکند . سایر پرده های تخم در تبادل گاز ، انتقال مواد غذایی ذخیره شده به جنین و ذخیره مواد دفعی عمل میکنند .
تخمهای آمنیوتیک ، یک نوآوری تکاملی کلیدی برای زندگی در خشکیها بودند . این تخمها به جنین اجازه میدادند تا در خشکی و در بركه اختصاصی خود تکوین یابد ، بنابراین میزان وابستگی تتراپودها به محیطهای آبی ، جهت تولیدمثل ، کاهش یافت .
تخمهای آمنیونی خزندگان و بعضی از پستانداران ، برخلاف تخمهای بدون پوشش دوزیستان دارای پوسته است .
پوسته تخم های پرندگان ، آهکی (از جنس کربنات کلسیم) و غیر قابل انعطاف است ، در حالی که پوسته تخم بسیاری از خزندگان دیگر ، چرمی و قابل انعطاف است .
پوسته ، مانع مهمی در برابر خشک شدن تخم در هوا است . حضور پوسته نوعی سازگاری است که باعث شد تا آمنیون داران نسبت به دوزیستان که نزدیک ترین خویشاوندان زنده آنها هستند ، محدوده وسیعتری از زیستگاههای خشکی را اشغال کنند (دانه ها نقش مشابهی در تکامل گیاهان خشکی ایفا کردند)
اکثر پستانداران در زمان تکامل خود پوسته را کنار گذاشتند ، زیرا نمو جنین در داخل بدن مادر از خشک شدن آن جلوگیری میکند .
آمنیون داران ، برای زندگی در خشکی سازگاریهای دیگری نیز کسب کرده اند ، از جمله توانایی استفاده از قفسه سینه برای تهویه ششها است . این روش بسیار کاراتر از تنفس دهانی است و دوزیستان از آن به عنوان مکمل تنفس پوستی استفاده میکنند . افزایش کارایی تنفس با کمک قفسه سینه ، ممکن است به آمنیون داران این اجازه را داده باشد تاتنفس پوستی را حذف کنند و بنابراین بتوانند پوستی با نفوذپذیری کمتر ، جهت حفظ آب بدن ، به دست آورند .
آمنیون داران اولیه ، جدیدترین جد مشترک دوزیستان و آمنیون داران کنونی ، در حدود ۳۵۰ میلیون سال قبل زندگی میکرده اند . هیچ سنگواره ای از تخمهای آمنیونی آن دوران یافت نشده است که این مسئله با توجه به ساختار ظریف این تخمها چندان عجیب نیست . بنابراین هنوز نمیتوان گفت که تخم آمنیونی چه زمانی به وجود آمده است ، هر چند بایستی در جد مشترک آمنیون داران امروزی که همگی تخمهای آمنیونی دارند ایجاد شده باشد .
قدیمی ترین آمنیون داران بر اساس جایی که سنگواره های آنها یافت شده است ، در محیطهای گرم و مرطوب زندگی میکردند (همانند نخستین تتراپودها) ، با این وجود ، با گذشت زمان ، آمنیون داران اولیه در محدوده وسیعی از محیطهای جدید از قبيل نواحی خشک و عرضهای جغرافیایی بالا گسترش پیدا کردند . قدیمی ترین آمنیون داران کوچک بوده و دندانهای تیز داشتند که نشان دهنده این است که آنها شکارچی بودند . گروههای بعدی شامل گیاه خواران نیز بودند . دندانهای آسیابی و خصوصیات دیگر آنها ، دلیلی بر گیاه خوار بودن آنها است .
@evolution_iran
نام آمنیون داران از صفت اشتقاقی اصلی این کلاد ، یعنی داشتن تخم آمنیونی گرفته شده است . این نوع تخمها دارای چهار لایه تخصص یافته به نامهای آمنیون ، کوریون ، کیسه زرده و آلانتوئیس هستند . این لایه ها پرده های خارج جنینی نامیده میشوند ، چرا که بخشی از بدن خود جنین نیستند . این پرده ها از لایه های بافتی که خارج از جنین رشد میکنند به وجود می آیند .
نام تخم آمنیونی از یکی از پرده های آن ، یعنی آمنیون گرفته شده است . آمنیون ، محفظه پر از مایعی است که جنین در آن شناور بوده و به عنوان یک ضربه گیر هیدرولیکی عمل میکند . سایر پرده های تخم در تبادل گاز ، انتقال مواد غذایی ذخیره شده به جنین و ذخیره مواد دفعی عمل میکنند .
تخمهای آمنیوتیک ، یک نوآوری تکاملی کلیدی برای زندگی در خشکیها بودند . این تخمها به جنین اجازه میدادند تا در خشکی و در بركه اختصاصی خود تکوین یابد ، بنابراین میزان وابستگی تتراپودها به محیطهای آبی ، جهت تولیدمثل ، کاهش یافت .
تخمهای آمنیونی خزندگان و بعضی از پستانداران ، برخلاف تخمهای بدون پوشش دوزیستان دارای پوسته است .
پوسته تخم های پرندگان ، آهکی (از جنس کربنات کلسیم) و غیر قابل انعطاف است ، در حالی که پوسته تخم بسیاری از خزندگان دیگر ، چرمی و قابل انعطاف است .
پوسته ، مانع مهمی در برابر خشک شدن تخم در هوا است . حضور پوسته نوعی سازگاری است که باعث شد تا آمنیون داران نسبت به دوزیستان که نزدیک ترین خویشاوندان زنده آنها هستند ، محدوده وسیعتری از زیستگاههای خشکی را اشغال کنند (دانه ها نقش مشابهی در تکامل گیاهان خشکی ایفا کردند)
اکثر پستانداران در زمان تکامل خود پوسته را کنار گذاشتند ، زیرا نمو جنین در داخل بدن مادر از خشک شدن آن جلوگیری میکند .
آمنیون داران ، برای زندگی در خشکی سازگاریهای دیگری نیز کسب کرده اند ، از جمله توانایی استفاده از قفسه سینه برای تهویه ششها است . این روش بسیار کاراتر از تنفس دهانی است و دوزیستان از آن به عنوان مکمل تنفس پوستی استفاده میکنند . افزایش کارایی تنفس با کمک قفسه سینه ، ممکن است به آمنیون داران این اجازه را داده باشد تاتنفس پوستی را حذف کنند و بنابراین بتوانند پوستی با نفوذپذیری کمتر ، جهت حفظ آب بدن ، به دست آورند .
آمنیون داران اولیه ، جدیدترین جد مشترک دوزیستان و آمنیون داران کنونی ، در حدود ۳۵۰ میلیون سال قبل زندگی میکرده اند . هیچ سنگواره ای از تخمهای آمنیونی آن دوران یافت نشده است که این مسئله با توجه به ساختار ظریف این تخمها چندان عجیب نیست . بنابراین هنوز نمیتوان گفت که تخم آمنیونی چه زمانی به وجود آمده است ، هر چند بایستی در جد مشترک آمنیون داران امروزی که همگی تخمهای آمنیونی دارند ایجاد شده باشد .
قدیمی ترین آمنیون داران بر اساس جایی که سنگواره های آنها یافت شده است ، در محیطهای گرم و مرطوب زندگی میکردند (همانند نخستین تتراپودها) ، با این وجود ، با گذشت زمان ، آمنیون داران اولیه در محدوده وسیعی از محیطهای جدید از قبيل نواحی خشک و عرضهای جغرافیایی بالا گسترش پیدا کردند . قدیمی ترین آمنیون داران کوچک بوده و دندانهای تیز داشتند که نشان دهنده این است که آنها شکارچی بودند . گروههای بعدی شامل گیاه خواران نیز بودند . دندانهای آسیابی و خصوصیات دیگر آنها ، دلیلی بر گیاه خوار بودن آنها است .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ در جوار مرگ !
☑️ مستندی زیبا از خواب و خواب زمستانی در دنیای جانوران و گیاهان
☑️ دوبله و پخش : شبکه مستند
@evolution_iran
☑️ مستندی زیبا از خواب و خواب زمستانی در دنیای جانوران و گیاهان
☑️ دوبله و پخش : شبکه مستند
@evolution_iran
◀️ تکامل انسان
☑️ جدول زمانی تفکرات و علم مربوط به اصل و منشأ و تکامل انسان در طول تاریخ بشر .
☑️خلاصه ای از چگونگی شکل گیری نگاه امروزی ما به تکامل انسان و سیر زمانی کشفیات صورت گرفته از انواع هومینین ها
✅ بخوانید
@evolution_iran
☑️ جدول زمانی تفکرات و علم مربوط به اصل و منشأ و تکامل انسان در طول تاریخ بشر .
☑️خلاصه ای از چگونگی شکل گیری نگاه امروزی ما به تکامل انسان و سیر زمانی کشفیات صورت گرفته از انواع هومینین ها
✅ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
علم تکامل انسان در طول تاریخ
خلاصه ای از چگونگی شکل گیری نگاه امروزی ما به تکامل انسان و سیر زمانی کشفیات صورت گرفته از انواع هومینین ها : حدود سده ششم پیش از میلاد : فلاسفه یونانی با انسانها به منزله بخشی از جهان طبیعی رفتار میکنند حدود سدۀ نخست پیش از میلاد : لوكرتيوس عنوان میسازد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ حس بویایی
ماهیهای بی آرواره تعداد بسیار کمی ژنهای بویایی دارند .
ماهیهای استخوان دار تعداد بیشتری دارند و در دوزیستان و خزندگان باز هم بیشتر دیده میشود .
تعداد ژنهای بویایی در طول زمان افزایش یافته است ، از تعداد نسبتا کمی در موجودات ابتدایی مانند ماهی بی آرواره ، تا تعداد زیادی که در پستانداران دیده میشود .
ما پستانداران ، با بیش از هزار ژن بویایی ، بخش عظیمی از تمامی دستگاه ژنتیک خود را به بویایی اختصاص داده ایم .
تصور میشود که هر چه یک جانور تعداد بیشتری از این ژنها داشته باشد ، حس بویایی اش برای تشخیص انواع مختلف بوها تیزتر است .
پستانداران ، جانوران بو کننده بسیار تخصص یافته ای هستند !
☑️ ویدئو : حس بویایی چگونه کار میکند ؟
☑️ تهیه و پخش : گروه آموزشی ویدوال
🦖 @Evolution_iran
ماهیهای بی آرواره تعداد بسیار کمی ژنهای بویایی دارند .
ماهیهای استخوان دار تعداد بیشتری دارند و در دوزیستان و خزندگان باز هم بیشتر دیده میشود .
تعداد ژنهای بویایی در طول زمان افزایش یافته است ، از تعداد نسبتا کمی در موجودات ابتدایی مانند ماهی بی آرواره ، تا تعداد زیادی که در پستانداران دیده میشود .
ما پستانداران ، با بیش از هزار ژن بویایی ، بخش عظیمی از تمامی دستگاه ژنتیک خود را به بویایی اختصاص داده ایم .
تصور میشود که هر چه یک جانور تعداد بیشتری از این ژنها داشته باشد ، حس بویایی اش برای تشخیص انواع مختلف بوها تیزتر است .
پستانداران ، جانوران بو کننده بسیار تخصص یافته ای هستند !
☑️ ویدئو : حس بویایی چگونه کار میکند ؟
☑️ تهیه و پخش : گروه آموزشی ویدوال
🦖 @Evolution_iran
◀️ تکامل بویایی
پستانداران دارای تعداد بیشتری ژنهای بویایی نسبت به خزندگان ، دوزیستان و دیگر جانوران هستند .
اما ژنهای اضافی بویایی از کجا می آیند ؟
وقتی به ساختمان ژنها نگاه میکنیم ، چگونگی توسعه ژنها کاملا واضح به نظر می آید . اگر ژنهای بویایی را در یک پستاندار با چند ژن بویایی در ماهیهای بی آرواره مقایسه کنید ، در می یابید که ژنهای اضافی در پستانداران همگی انواعی از یک جنس هستند ، آنها مانند رونوشتهایی از ژنهای ماهی های بی آرواره ، اگر چه انواع تغییر یافته ، هستند . این بدان معناست که تعداد زیاد ژنهای بویایی در ما ، از تکرار چندین باره تعداد کمی از ژنهای موجود در گونه های ابتدایی پیدا شده است .
این موضوع ما را به یک تناقض میرساند . در حدود سه درصد ژنوم انسان مختص ژنهای رایحه است ، درست مانند هر پستاندار دیگری . هنگامی که متخصصان ژنتیک دقیقتر به ساختمان ژنهای انسان نگاه کردند با شگفتی بزرگی روبه رو شدند ، سیصد ژن از این هزاران ژن در اثر جهشهایی که ساختمان آنها را تغییر داده است و دیگر قابل تعمیر نیستند کاملا بیفایده شده اند ! اما پستانداران دیگر از این ژنها استفاده میکنند . اگر تعداد زیادی از این ژنها کاملا بی فایده هستند ، پس چرا ما این همه ژن رایحه داریم ؟
از میان همه موجودات ، دلفینها و نهنگها به ما بینشی میدهند تا به این پرسش پاسخ گوییم . دلفینها و نهنگها مانند همه پستانداران ، مو ، پستان و گوش میانی سه استخوانی دارند . تاریخچه پستاندار بودن آنها نیز در ژنهای بویایی شان ثبت شده است . آب بازان که فاقد ژنهای ماهی مانند ویژه آب هستند ، ژنهای ویژه هوا در پستانداران را دارند . تاریخچه پستاندار بودن نهنگها و دلفینها حتی در DNA دستگاه درک رایحه آنها ثبت شده است ، ولی یک معمای جالب وجود دارد . دلفینها و نهنگها دیگر از مجرای بینی برای بوییدن استفاده نمیکنند ، پس کار این ژنها چیست ؟
مجرای تنفسی سابق به سوراخ تنفسی تغییر پیدا کرده است که برای تنفس ، و نه بوییدن ، به کار میرود .
این جریان تأثیر قابل توجهی روی ژنهای بویایی گذاشته است ، همه ژنهای بویایی آب باران در حال حاضر وجود دارد ، ولی هیچ کدام وظیفه ای بر عهده ندارند .
آنچه برای ژنهای بویایی دلفینها و نهنگها رخ داده است ، در بسیاری از گونه های دیگر نیز رخ میدهد . جهش در ژنها نسل اندر نسل صورت میگیرد . اگر جهشی کارکردهای یک ژن را از کار بیندازد ، نتیجه ممکن است خطرناک و یا حتی کشنده باشد . ولی اگر جهش ژنی را که کاری نمیکند از کار بیندازد ، چه اتفاقی رخ میدهد ؟ نظریه های ریاضی زیادی وجود دارد که موضوع واضحی را میگوید ، چنین جهشهایی آهسته از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد . این دقیقا همان چیزی است که به نظر میرسد در دلفینها رخ داده باشد . با وجود سوراخهای تنفسی ، ژنهای بویایی آنها دیگر مورد نیاز نیست ، بنابراین جهشهایی که آنها را از کار انداخته در طول زمان انباشته شده است . این ژنها فایده ای ندارند ، ولی در DNA به عنوان راکد تکامل باقی میمانند .
انسان حس بویایی دارد ، ولی چرا تعداد زیادی از ژنهای بویایی ما از کار افتاده اند ؟
نخستی سانانی که بینایی رنگی پیدا کرده اند معمولا تعداد زیادی ژنهای بویایی از کارافتاده دارند . نتیجه واضح است . ما انسانها بخشی از تباری هستیم که بویایی را با بینایی معاوضه کرده ایم . ما اکنون بیشتر بر بینایی تکیه میکنیم تا بویایی و این در ژنوم ما انعکاس یافته است . در این معاوضه ، احساس بویایی بی اهمیت شده است و بسیاری از ژنهای بویایی ما بیکار مانده اند . ما در بینی خود به یا به طور دقیق تر در DNA که احساس بویایی را کنترل میکند مقدار زیادی زوائد داریم . صدها ژن بویایی ما باقیمانده از نیاکان پستاندار ماست که برای بقا به مقدار زیادی روی حس بویایی تکیه داشتند .
در واقع میتوانیم این مقایسه ها را باز هم عمیق تر کنیم . مانند فتوکپیها که پی در پی شباهت خود را از دست میدهند ، ژنهای بویایی ما همچنان که خودمان را با موجودات ابتدایی تر پشت در پشت مقایسه میکنیم شباهت کمتری پیدا میکنند . ژنهای ما شبیه نخستی سانان است ، شباهت کمتری با سایر پستانداران دارد ، باز هم شباهت کمتری با خزندگان ، دوزیستان ، ماهیها و غیره دارد .
این زواید در ما شاهد خاموش گذشته ماست . داخل بینی های ما یک درخت حیات قابل اثبات وجود دارد .
@evolution_iran
پستانداران دارای تعداد بیشتری ژنهای بویایی نسبت به خزندگان ، دوزیستان و دیگر جانوران هستند .
اما ژنهای اضافی بویایی از کجا می آیند ؟
وقتی به ساختمان ژنها نگاه میکنیم ، چگونگی توسعه ژنها کاملا واضح به نظر می آید . اگر ژنهای بویایی را در یک پستاندار با چند ژن بویایی در ماهیهای بی آرواره مقایسه کنید ، در می یابید که ژنهای اضافی در پستانداران همگی انواعی از یک جنس هستند ، آنها مانند رونوشتهایی از ژنهای ماهی های بی آرواره ، اگر چه انواع تغییر یافته ، هستند . این بدان معناست که تعداد زیاد ژنهای بویایی در ما ، از تکرار چندین باره تعداد کمی از ژنهای موجود در گونه های ابتدایی پیدا شده است .
این موضوع ما را به یک تناقض میرساند . در حدود سه درصد ژنوم انسان مختص ژنهای رایحه است ، درست مانند هر پستاندار دیگری . هنگامی که متخصصان ژنتیک دقیقتر به ساختمان ژنهای انسان نگاه کردند با شگفتی بزرگی روبه رو شدند ، سیصد ژن از این هزاران ژن در اثر جهشهایی که ساختمان آنها را تغییر داده است و دیگر قابل تعمیر نیستند کاملا بیفایده شده اند ! اما پستانداران دیگر از این ژنها استفاده میکنند . اگر تعداد زیادی از این ژنها کاملا بی فایده هستند ، پس چرا ما این همه ژن رایحه داریم ؟
از میان همه موجودات ، دلفینها و نهنگها به ما بینشی میدهند تا به این پرسش پاسخ گوییم . دلفینها و نهنگها مانند همه پستانداران ، مو ، پستان و گوش میانی سه استخوانی دارند . تاریخچه پستاندار بودن آنها نیز در ژنهای بویایی شان ثبت شده است . آب بازان که فاقد ژنهای ماهی مانند ویژه آب هستند ، ژنهای ویژه هوا در پستانداران را دارند . تاریخچه پستاندار بودن نهنگها و دلفینها حتی در DNA دستگاه درک رایحه آنها ثبت شده است ، ولی یک معمای جالب وجود دارد . دلفینها و نهنگها دیگر از مجرای بینی برای بوییدن استفاده نمیکنند ، پس کار این ژنها چیست ؟
مجرای تنفسی سابق به سوراخ تنفسی تغییر پیدا کرده است که برای تنفس ، و نه بوییدن ، به کار میرود .
این جریان تأثیر قابل توجهی روی ژنهای بویایی گذاشته است ، همه ژنهای بویایی آب باران در حال حاضر وجود دارد ، ولی هیچ کدام وظیفه ای بر عهده ندارند .
آنچه برای ژنهای بویایی دلفینها و نهنگها رخ داده است ، در بسیاری از گونه های دیگر نیز رخ میدهد . جهش در ژنها نسل اندر نسل صورت میگیرد . اگر جهشی کارکردهای یک ژن را از کار بیندازد ، نتیجه ممکن است خطرناک و یا حتی کشنده باشد . ولی اگر جهش ژنی را که کاری نمیکند از کار بیندازد ، چه اتفاقی رخ میدهد ؟ نظریه های ریاضی زیادی وجود دارد که موضوع واضحی را میگوید ، چنین جهشهایی آهسته از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد . این دقیقا همان چیزی است که به نظر میرسد در دلفینها رخ داده باشد . با وجود سوراخهای تنفسی ، ژنهای بویایی آنها دیگر مورد نیاز نیست ، بنابراین جهشهایی که آنها را از کار انداخته در طول زمان انباشته شده است . این ژنها فایده ای ندارند ، ولی در DNA به عنوان راکد تکامل باقی میمانند .
انسان حس بویایی دارد ، ولی چرا تعداد زیادی از ژنهای بویایی ما از کار افتاده اند ؟
نخستی سانانی که بینایی رنگی پیدا کرده اند معمولا تعداد زیادی ژنهای بویایی از کارافتاده دارند . نتیجه واضح است . ما انسانها بخشی از تباری هستیم که بویایی را با بینایی معاوضه کرده ایم . ما اکنون بیشتر بر بینایی تکیه میکنیم تا بویایی و این در ژنوم ما انعکاس یافته است . در این معاوضه ، احساس بویایی بی اهمیت شده است و بسیاری از ژنهای بویایی ما بیکار مانده اند . ما در بینی خود به یا به طور دقیق تر در DNA که احساس بویایی را کنترل میکند مقدار زیادی زوائد داریم . صدها ژن بویایی ما باقیمانده از نیاکان پستاندار ماست که برای بقا به مقدار زیادی روی حس بویایی تکیه داشتند .
در واقع میتوانیم این مقایسه ها را باز هم عمیق تر کنیم . مانند فتوکپیها که پی در پی شباهت خود را از دست میدهند ، ژنهای بویایی ما همچنان که خودمان را با موجودات ابتدایی تر پشت در پشت مقایسه میکنیم شباهت کمتری پیدا میکنند . ژنهای ما شبیه نخستی سانان است ، شباهت کمتری با سایر پستانداران دارد ، باز هم شباهت کمتری با خزندگان ، دوزیستان ، ماهیها و غیره دارد .
این زواید در ما شاهد خاموش گذشته ماست . داخل بینی های ما یک درخت حیات قابل اثبات وجود دارد .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دایناسورها
☑️ حیرت آور ، خیره کننده ، شگفت انگیر ، زشت ! مستندی زیبا از جذاب ترین ساکنان پیشین زمین
☑️ تهیه و پخش : نشنال جئوگرافیک فارسی
@evolution_iran
☑️ حیرت آور ، خیره کننده ، شگفت انگیر ، زشت ! مستندی زیبا از جذاب ترین ساکنان پیشین زمین
☑️ تهیه و پخش : نشنال جئوگرافیک فارسی
@evolution_iran
◀️ مضاعف شدگی
⬇️ کپی دیوانه وار !
یکی از مسایلی که برای مدتها ذهن دانشمندان را به خود مشغول میکرد ، فهمیدن این بود که چه تعداد ژن در ژنوم هر موجود هستند و سازماندهی آنها چگونه است . در آن زمان هنوز امکان توالی یابی ژنوم وجود نداشت و سازماندهی آن عمدتا ناشناخته بود . طی سالهای پیش از آن و با روشهایی هوشمندانه ، حدس زده میشد که ژنوم باید متشکل از بخشهایی مضاعف شده باشد .
نهایتا دانشمندان توانستند آزمایشی هوشمندانه را طراحی کنند تا به طور تقریبی مشخص کنند که چه میزان از ژنوم حاوی کپی های ژنها است .
آنها DNA را از سلولهای یک جاندار خارج کرده ، سپس آن را حرارت دادند تا رشته DNA به هزاران قطعه کوچکتر شکسته شود . سپس با تغییر دادن شرایط ، اجازه دادند که رشته دوباره سر هم شود . ترفند کار ، اندازه گیری سرعت سر هم شدن مجدد بخشها به صورت یک رشته است . فرض بر این بود که بر اساس سرعت سر هم شدن DNA میتوان فهمید که چه میزان عناصر تکراری درژنوم وجود دارند ، چرا که ترکیب شیمیایی مولکول DNA به گونه ای است که قطعه های مشابه یکدیگر را سریع تر پیدا میکنند . ژنومی که متشکل از قطعه های مشابه باشد ، سریعتر از ژنومی که پاره های تکراری کمتری داشته باشد سر هم میشود .
نخستین محاسبات روی DNA یک گوساله و یک ماهی سالمون انجام داد و سپس مقایسه به گونه های دیگر توسعه داده شد .
با آنکه از ابتدا هم انتظار دیدن مواردی از تکرار ژنها وجود داشت ، ولی نتایج آزمایش به شدا متحیر کننده بود .
بر اساس برآوردی که انجام شد ، حدود ۴۰ درصد ژنوم گوساله متشکل از توالیهای تکراری بود . در ماهی سالمون ، این نسبت به حدود ۵۰ در صد میرسید .
هم تعداد بالای تکرارها در هر ژنوم مایه حیرت بود و هم گستردگی آن در میان گونه های مختلف . DNA تقریبا هر حیوانی که تجزیه و دوباره سر هم میشد دارای تعداد بسیار زیادی عناصر تکراری بود .
با استفاده از آنالیزهای تکنیک های غیر دقیقی که در آن زمان در دسترس بود ، برآورد شد که برخی از عناصر دارای بیش از یک میلیون کپی در ژنوم هستند . با ظهور پروژه های ژنوم ، اکنون ما میتوانیم توالیهای خاصی را که در ژنوم مضاعف شده اند ببینیم و تلاشهای اولیه دانشمندان را با جزئیات بالاتری تکمیل کنیم .
یک قطعه به نام ALU به طول حدود سیصد باز ، در تمام نخستیان دیده میشود . بالغ بر ۱۳ درصد ژنوم انسان متشکل از تکرارهای ALU است .
یک قطعه کوتاه دیگر به نام LINEI صدها هزار بار در ژنوم انسان تکرار شده و ۱۷ درصد آن را تشکیل میدهد .
روی هم رفته ، بیش از دو سوم کل ژنوم ما متشکل از سلسله هایی از کپی های تکراری توالیها است که کارکرد شناخته شده ای ندارند . مضاعف شدگی ژنوم در حد دیوانه وار انجام شده است .
تقریبا تمام ژنوم از طریق مضاعف شدگی پدید آمده است !
@evolution_iran
⬇️ کپی دیوانه وار !
یکی از مسایلی که برای مدتها ذهن دانشمندان را به خود مشغول میکرد ، فهمیدن این بود که چه تعداد ژن در ژنوم هر موجود هستند و سازماندهی آنها چگونه است . در آن زمان هنوز امکان توالی یابی ژنوم وجود نداشت و سازماندهی آن عمدتا ناشناخته بود . طی سالهای پیش از آن و با روشهایی هوشمندانه ، حدس زده میشد که ژنوم باید متشکل از بخشهایی مضاعف شده باشد .
نهایتا دانشمندان توانستند آزمایشی هوشمندانه را طراحی کنند تا به طور تقریبی مشخص کنند که چه میزان از ژنوم حاوی کپی های ژنها است .
آنها DNA را از سلولهای یک جاندار خارج کرده ، سپس آن را حرارت دادند تا رشته DNA به هزاران قطعه کوچکتر شکسته شود . سپس با تغییر دادن شرایط ، اجازه دادند که رشته دوباره سر هم شود . ترفند کار ، اندازه گیری سرعت سر هم شدن مجدد بخشها به صورت یک رشته است . فرض بر این بود که بر اساس سرعت سر هم شدن DNA میتوان فهمید که چه میزان عناصر تکراری درژنوم وجود دارند ، چرا که ترکیب شیمیایی مولکول DNA به گونه ای است که قطعه های مشابه یکدیگر را سریع تر پیدا میکنند . ژنومی که متشکل از قطعه های مشابه باشد ، سریعتر از ژنومی که پاره های تکراری کمتری داشته باشد سر هم میشود .
نخستین محاسبات روی DNA یک گوساله و یک ماهی سالمون انجام داد و سپس مقایسه به گونه های دیگر توسعه داده شد .
با آنکه از ابتدا هم انتظار دیدن مواردی از تکرار ژنها وجود داشت ، ولی نتایج آزمایش به شدا متحیر کننده بود .
بر اساس برآوردی که انجام شد ، حدود ۴۰ درصد ژنوم گوساله متشکل از توالیهای تکراری بود . در ماهی سالمون ، این نسبت به حدود ۵۰ در صد میرسید .
هم تعداد بالای تکرارها در هر ژنوم مایه حیرت بود و هم گستردگی آن در میان گونه های مختلف . DNA تقریبا هر حیوانی که تجزیه و دوباره سر هم میشد دارای تعداد بسیار زیادی عناصر تکراری بود .
با استفاده از آنالیزهای تکنیک های غیر دقیقی که در آن زمان در دسترس بود ، برآورد شد که برخی از عناصر دارای بیش از یک میلیون کپی در ژنوم هستند . با ظهور پروژه های ژنوم ، اکنون ما میتوانیم توالیهای خاصی را که در ژنوم مضاعف شده اند ببینیم و تلاشهای اولیه دانشمندان را با جزئیات بالاتری تکمیل کنیم .
یک قطعه به نام ALU به طول حدود سیصد باز ، در تمام نخستیان دیده میشود . بالغ بر ۱۳ درصد ژنوم انسان متشکل از تکرارهای ALU است .
یک قطعه کوتاه دیگر به نام LINEI صدها هزار بار در ژنوم انسان تکرار شده و ۱۷ درصد آن را تشکیل میدهد .
روی هم رفته ، بیش از دو سوم کل ژنوم ما متشکل از سلسله هایی از کپی های تکراری توالیها است که کارکرد شناخته شده ای ندارند . مضاعف شدگی ژنوم در حد دیوانه وار انجام شده است .
تقریبا تمام ژنوم از طریق مضاعف شدگی پدید آمده است !
@evolution_iran
◀️ ژنهای هاکس
☑️ ژنهای هاکس در تمامی جانوران یافت شده است و عقیده بر این است که تنوع ژنتیکی در ژنهای هاکس ، احتمالا رخدادی با اهمیت بوده که به شکل گیری بسیاری از گونه های جدید انجامیده است .
✅ بخوانید
@evolution_iran
☑️ ژنهای هاکس در تمامی جانوران یافت شده است و عقیده بر این است که تنوع ژنتیکی در ژنهای هاکس ، احتمالا رخدادی با اهمیت بوده که به شکل گیری بسیاری از گونه های جدید انجامیده است .
✅ بخوانید
@evolution_iran
Telegraph
ژنهای هاکس و پیچیدگی
تکامل ژنهای هاکس در تنوع نقشه پیکری گروه کثیری از گونه های جانوری بسیار با اهمیت بوده است . ژنهای هاکس در تمامی جانوران یافت شده است و عقیده بر این است که تنوع ژنتیکی در ژنهای هاکس ، احتمالا رخدادی با اهمیت بوده که به شکل گیری بسیاری از گونه های جدید انجامیده…
◀️ شباهت ژنتیکی انسان و شامپانزه
ژنوم دو گونه با نسبت نزدیک ، به نظر میرسد که بطور مشابهی سازماندهی شده باشند و این به علت انشعاب اخیر این دو گونه است . گذشته طولانی مشترکی که میان دو گونه وجود دارد به این معناست که در هنگام مقایسه ژنوم هایشان تنها تعداد اندکی تفاوت ژنتیکی مشاهده میشود ،
بنابراین تفاوتهای ژنتیکی مشخص میتوانند به آسانی به تفاوت های فنوتیپی بین دو گونه نسبت داده شوند .
یک کاربرد جالب این نوع آنالیز ، مقایسه ژنوم انسان با ژنوم شامپانزه ، موش ، رت و پستانداران دیگر است . یافتن ژنهای مشترک در تمام این گونه ها و نبود آنها در گونه های غیر پستاندار ، ایده هایی در مورد ژنهای لازم برای ایجاد یک پستاندار به ما میدهد . در حالیکه یافتن ژنهای مشترک در شامپانزه و انسان و نبود آنها در جوندگان ، باید مطالبی در مورد پریماتها را برای ما آشکار کند .
یک آنالیز از ترکیب کلی ژنوم انسان و شامپانزه ، یعنی دو گونه ای که تصور میشود فقط حدود ۶ میلیون سال قبل از هم جدا شده باشند ، بعضی تفاوتهای کلی را آشکار میسازد . با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در یک تک باز ، این دو ژنوم فقط در ۱/۲ درصد با هم متفاوتند . ولی وقتی محققان قسمتهای بلندتری از دو DNA را مقایسه کردند ۲/۷ درصد تفاوت در این دو ژنوم یافتند که به علت اضافه شدنها یا حذف قطعات بزرگتر در هر یک از این دو گونه است ، بسیاری از اضافه شدنها ، مضاعف شدگی یا DNA تکراری بودند . در حقیقت ، یک سوم مضاعف شدگیهای انسان ، در ژنوم شامپانزه وجود ندارد و بعضی از این مضاعف شدگیها مربوط به مناطق مرتبط به بیماریهای انسانی است . قطعات آلو بیشتری در ژنوم انسان نسبت به ژنوم شامپانزه وجود دارد . به علاوه ، ژنوم شامپانزه کپی های متعددی از پرو ویروسهای رتروویرال دارد که در ژنوم انسان وجود ندارند .
تمام این مشاهدات ، ایده هایی درباره نیروهایی که این دو ژنوم را در دو مسیر جداگانه قرار داده است به دست میدهند .
@evolution_iran
ژنوم دو گونه با نسبت نزدیک ، به نظر میرسد که بطور مشابهی سازماندهی شده باشند و این به علت انشعاب اخیر این دو گونه است . گذشته طولانی مشترکی که میان دو گونه وجود دارد به این معناست که در هنگام مقایسه ژنوم هایشان تنها تعداد اندکی تفاوت ژنتیکی مشاهده میشود ،
بنابراین تفاوتهای ژنتیکی مشخص میتوانند به آسانی به تفاوت های فنوتیپی بین دو گونه نسبت داده شوند .
یک کاربرد جالب این نوع آنالیز ، مقایسه ژنوم انسان با ژنوم شامپانزه ، موش ، رت و پستانداران دیگر است . یافتن ژنهای مشترک در تمام این گونه ها و نبود آنها در گونه های غیر پستاندار ، ایده هایی در مورد ژنهای لازم برای ایجاد یک پستاندار به ما میدهد . در حالیکه یافتن ژنهای مشترک در شامپانزه و انسان و نبود آنها در جوندگان ، باید مطالبی در مورد پریماتها را برای ما آشکار کند .
یک آنالیز از ترکیب کلی ژنوم انسان و شامپانزه ، یعنی دو گونه ای که تصور میشود فقط حدود ۶ میلیون سال قبل از هم جدا شده باشند ، بعضی تفاوتهای کلی را آشکار میسازد . با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در یک تک باز ، این دو ژنوم فقط در ۱/۲ درصد با هم متفاوتند . ولی وقتی محققان قسمتهای بلندتری از دو DNA را مقایسه کردند ۲/۷ درصد تفاوت در این دو ژنوم یافتند که به علت اضافه شدنها یا حذف قطعات بزرگتر در هر یک از این دو گونه است ، بسیاری از اضافه شدنها ، مضاعف شدگی یا DNA تکراری بودند . در حقیقت ، یک سوم مضاعف شدگیهای انسان ، در ژنوم شامپانزه وجود ندارد و بعضی از این مضاعف شدگیها مربوط به مناطق مرتبط به بیماریهای انسانی است . قطعات آلو بیشتری در ژنوم انسان نسبت به ژنوم شامپانزه وجود دارد . به علاوه ، ژنوم شامپانزه کپی های متعددی از پرو ویروسهای رتروویرال دارد که در ژنوم انسان وجود ندارند .
تمام این مشاهدات ، ایده هایی درباره نیروهایی که این دو ژنوم را در دو مسیر جداگانه قرار داده است به دست میدهند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ تکامل - اندازه
☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو
@evolution_iran
☑️ بررسی اندازه جثه و نقش این پارامتر در سیر تکامل حیات
☑️ دوبله و پخش : شبکه من و تو
@evolution_iran
◀️ ظهور بدن ها !
ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .
این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .
ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .
سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .
@evolution_iran
ظهور "بدن" سیاره ما را برای همیشه دگرگون کرد . موجود تک سلولی اندازه ای محدود دارد ، چون ملکولها فقط در فواصل کوتاه منتشر میشوند و این اندازه را قوانین فیزیک معین میکنند . همین محدودیت بر تغذیه ، تنفس و
حتی تولید مثل این موجودات تأثیر میگذارد . جانوران کوچک با فرایند سادهء پخش مولکولی ، اکسیژن را در سرتاسر بدنشان منتقل میکنند . وقتی جانور بزرگتر شود ، به ساز و کارهای تازه ای برای جابجا کردن مواد مغذی و ضایعات در بدنش نیاز دارد .
چطور از پس این کار بر می آیند ؟
جانوران بزرگ سیستم های تخصص یافته ای برای گردش خون ، جابجایی ضایعات و جذب و انتقال اکسیژن به سلولهای دورافتاده شان دارند . این نوع از اندامهای تخصصی در دنیای اندازه ها بسیار تعیین کننده اند . قلب ، آبشش و ریه همه ابداعاتی ضروری برای جانوران بزرگ بوده اند .
این سیستم پیچیده فرصت باز هم بزرگتر شدن و درک دنیایی از تواناییهای جدید را فراهم آورد .
ظهور بدنها واقعه ای چشمگیر و هیجان انگیز است ، اما قطعا جادویی و انقلابی نبوده است ! جعبه ابزار مولکولی که وجود بدنها و اندامها را ممکن کرد ، یعنی پروتئینها ، لیپیدهای بزرگ و دیگر مولکولهای بزرگی که به سلولها امکان چسبیدن به هم و مرتبط شدن با هم را میدهند منحصر به موجودات بدن دار نیست . نمونه های پیشین این نوع جعبه ابزار در موجودات کوچک تک سلولی هم موجودند . موجوداتی که از نسخه های دیگری از همین مولکولها برای تغذیه ، جابجا شدن، و حتی برقرار کردن ارتباط با هم بهره میبرند .
سازوکارهای زيستی لازم برای ایجاد موجودات بزرگ ، از میلیاردها سال پیش از شکل گیری بدنها وجود داشته است .
@evolution_iran
◀️ سنتز مدرن
سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .
اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟
علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .
@evolution_iran
سنتز مدرن ، ژنتیک و انتخاب طبیعی را با هم تلفیق کرد . این اصطلاح از کتاب "تکامل به سنتز مدرن" در سال ۱۹۴۲ ، اثر هاکسلی اقتباس شده بود ، کتابی که روی هماهنگی مندلیسم و تکامل داروینی تأکید میکرد .
مشکل اصلی در این راستا توضیح تناسب یا سازگاری موجودات زنده با محیط بود ، تناسبی که باعث ایجاد این همه تنوع زیستی شگفت انگیز شده است و نیز توضیح این واقعیت که افراد یک گونه با هم تفاوت دارند ، اما همین افراد گروه واحدی را تشکیل میدهند که از سایر گروه ها متمایز است ، یعنی گونه ای که با سایر گونه ها فرق دارد .
کتاب هاکسلی ، نحوه شکل گیری گونه ها و اهمیت جدایی جغرافیایی ، تخصصی شدن بوم شناختی و واگرایی ژنتیکی را در فرایند گونه زایی بررسی میکرد . این کتاب روح زمانه را بازتاب میداد ، توافق در مورد مکانیسم های تکامل .
اما سؤالهایی هم بدون جواب باقی ماند . واحدی که انتخاب طبیعی روی آن کار میکند ژن است یا فرد یا جمعیت ؟
تکامل تدریجی رخ داده است یا طبق شواهد فسیلی گونه ها هر از گاهی ناگهان شکل گرفته اند و بعد در زمانهای طولانی ثابت مانده اند ؟
آیا شکل گیری گونه ها بر اثر سازگاری با محیط رخ داده است یا بر اثر رانش ژنی ؟
دیدگاه تکاملی درباره انسان و نقش پیچیده فرهنگ چه میگوید ؟
علی رغم وجود این سؤالها ، اجماعی در مورد یک روش علمی به وجود آمده بود ، روشی که کم کم کل زیست شناسی و چه بسا هر نوع تفکر درباره حیات روی زمین را تحت نفوذ خود قرار داد .
اتحاد زیست شناسی تکاملی و ژنتیک باعث شد ایده های داروین به طور گسترده حمایت شوند .
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ دنیا از نگاه جانوران
☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries
@evolution_iran
☑️ جانوران چگونه دنیای اطرافشان را میبینند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : science documentaries
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سیارهء زنده
هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .
نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .
همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .
وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .
کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .
❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها
@evolution_iran
هر سنگی که بر زمین افتاده است داستانی برای گفتن دارد ، داستان اینکه جهان هنگامی که این سنگ معین تشکیل میشد چگونه به نظر میرسید .
درون سنگ شواهد آب و هوای گذشته و محیط اطراف آن وجود دارد که اغلب تفاوت بسیاری با آب وهوای امروزین دارد .
نمونه غیر عادی آن کوه اورست است .
در نزدیکی قله در ارتفاع بیش از هشت هزار متری سنگهایی از کف دریاهای باستانی قرار دارد . اگر به جبهه شمالی قله بروید ، میتوانید صدفهای فسیل شده را پیدا کنید .
همینطور در قطب شمال در زمستان دما میتواند به منهای ۴۰ درجه سانتیگراد برسد ، با اینحال درون بعضی سنگهای این ناحیه بقایای یک دلتای گرمسیری باستانی درست شبیه آمازون وجود دارد . گیاهان و ماهیان فسیل شده ای که فقط میتوانستند در مناطق گرم و مرطوب زندگی کنند .
وجود گونه های گرمسیری در جاهایی که امروزه در طول و عرض جغرافیایی دورافتاده ای هستند ، گواه این است که چقدر سیاره ما میتواند تغییر یابد .
کوهها بالا میروند و فرو میریزند ، آب وهوا سرد و گرم میشود و قاره ها حرکت میکنند .
❇️ ویدئو : جابجایی قاره ها
@evolution_iran
◀️ پس روی !
بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .
میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .
میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .
شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .
@evolution_iran
بسیاری از گونه ها نه با کسب صفات جدید ، بلکه با از دست دادن برخی از صفات تکامل پیدا میکنند . از دست دادن ساختارها و ساده تر شدن ، یا به اصطلاح ، پس روی ، روشهای جدیدی را برای حیات میگشاید .
معمولا زمانی که جانداران به سبک زندگی انگلی تکامل می یابند ساده تر میشوند و برخی از بخشهای بدن و خیلی از اوقات اعضای کاملی را از دست میدهند .
میگوها موجوداتی دارای دم ، پوسته ، چشم و طناب عصبی هستند ، ولی میگوهای انگلی که در روده موجودات دیگر زندگی میکنند ، تقریبا هیچ شباهتی به میگو ندارند . آنها پوسته ، چشمها و حتی بسیاری از اعضای گوارشی خود را از دست میدهند .
میگوهای انگلی ، صرف نظر از اینکه در چه نقطه ای از جهان زندگی میکنند یا اینکه برای چه بخشی از بدن میزبان ، اعم از روده یا آبشش ماهی ، تکامل پیدا کرده باشند ، همیشه بخشهای یکسانی از بدن را از دست میدهند .
همین مطلب در مورد بسیاری از جانداران پسروی کرده دیگر نیز صادق است . جانوران ساکن غارها ، اعم از ماهیها یا دوزیستان اعضایی را از دست میدهند تا کارایی بیشتری برای زندگی در غارهای تاریک پیدا کنند ، شاید از آن رو که انرژی را بیهوده صرف ساخت و نگهداری اعضای بیفایده نکنند . جالب است که گونه های مختلف بطور مستقل به صورت یکسانی تکامل پیدا میکنند ، بی رنگ میشوند و چشمان خود را از دست میدهند و غالبا اندازه ضمایم حرکتی آنها نیز کوچکتر میشود .
شاید یکی از واضح ترین موارد پسروی در مارها است که اندامهای حرکتی خود را از دست داده اند ، غیر از پای کوچکی که در بعضی گونه ها دیده میشود . طرح بدنی مار شامل هیچ گونه اتلافی نیست . این بخشی از سبک زندگی مار است که از طریق لوليدن حرکت میکند . اگر اندام حرکتی میداشت ، اصولا مزاحم این نوع حرکت میشد .
@evolution_iran
◀️ اشکوب گیاهی
در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .
هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .
برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .
@evolution_iran
در یک جامعه گیاهی ، مانند جنگل ، پوشش گیاهی شامل درختان ، درختچه ها ، علف ها ، بوته ها و دیگر اعضای جامعه گیاهی ، معمولا در سطوح مختلفی از ارتفاع و به نحوی رشد کرده و قرار میگیرند که ارتفاع گیاهان هر لایه از طبقات زیرین و بالایی خود متمایز و به راحتی قابل تشخیص است .
هر یک از این طبقات ارتفاعی هم سطح و مجزا را یک اشکوب مینامند .
برای مثال در یک جنگل معمولا سه اشکوب مشخص شامل درختان ، درختچه ها و پوشش علفی به راحتی قابل تشخیص و مشخص است .
@evolution_iran