Evolution
6.48K subscribers
372 photos
385 videos
4 files
634 links
@Evolution_iran

︎گروه تکامل @Evolution_irr
︎کتابخانه تکامل @Evolution_ir2
︎مستند تکامل @Evolution_ir3

[کانال مربوط به مطالب پایه‌ای تکامل برای عموم است، اخبار جدید علم تکامل ومطالب تخصصی اینجا منتشر نمیشود]
Download Telegram
◀️ استرالوپیتکوس



گونه های متعددی از استرالوپیتکوس ها در فاصله زمانی مابین ۴ الی ۲ میلیون سال قبل بر روی زندگی میکردند و سیر تکاملی آنها نهایتا در حدود ۲ میلیون سال قبل منجر به ظهور سرده هومو یا جنس انسان شد .
در این نوشتار ، یوزف ه رایش هلف ، ساختار بدن استرالوپیتکوسها و چالشهایی که برای بقا با آن روبرو بوده اند را مورد بررسی قرار داده و نکات جالب و درخور توجهی را بر میشمارد .


بخوانید

@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ فسیل



فسیل یا سنگواره، اجساد، بقایا و آثار موجوداتى میباشد که پس از مرگ در بین رسوبات دفن شده و همراه با آنها تحت تاثیر پدیده سنگ شدگى قرار گرفته اند

فسيل شدن یک موجود تنها در نواحی خاص و با شرایط بسیار ویژه رخ میدهد و از این رو فسیلها بسیار کمیاب و نادر هستند

تمام فسیلها بطور مستقیم توسط موجوداتی که در گذشته میزیسته اند بوجود آمده اند. به بیان دیگر براى آنکه یک شى فسیل به حساب آید، باید بقایا یا آثار فعالیت زیستى موجودات گذشته باشد

يك موجود فسيل شده، دقيقا يك مدل سنگی از آن موجود باستانی است. در طول فرايند فسيل شدن، اتمهای اصلی با مواد معدنی جديد جايگرين ميشوند. به طوريكه يك فسيل همان رنگ یا تركيب شيميايی بدن یا عضوی از بدن که فسیل شده را ندارد.
در این فرآیند، استخوان به آهستگی ميپوسد و فاسد ميشود. آب با مواد معدنيش به داخل استخوان رسوخ ميكند و مواد شيميايی داخل استخوان را با مواد معدنی جايگزين ميكند.
اين فرايند نتيجه اش يك كپی سنگ مانند سنگين از شی اصلی است، یعنی يك فسيل

فسيل همان شكل عضو بدن یا کل بدن موجود اصلی را دارد، اما از نظر شيميايی بیشتر سنگ است

بیشتر بخوانید
و اینجا
@Evolution_iran
◀️ فسیل


واژه فسیل ، از کلمه یونانی فسیلیوم به معنای چیزی را از دل خاک خارج کردن گرفته شده است .
فسیلها ، اشیایی واقعی هستند که از دل زمین بیرون آورده میشوند ! آنها بقایای جانداران باستانی هستند که بصورت بقایا ، مدل و یا آثاری در سنگ و به ندرت در باتلاقها ، چالهای قیر ، یخ منجمد یا صمغ درختان به جای مانده اند .

آثار فسیلی شواهدی را مبنی بر تکامل و روند آن بدست میدهند که بسیار بااهمیت است و از این رو ، علم دیرین شناسی که به کشف و بررسی فسیلها میپردازد ، ارتباط تنگاتنگی با علم تکامل دارد .

براساس نظم قرار گرفتن فسیلها در لایه های رسوبی ، میتوان وقوع تغییرات تکاملی دراز مدت موجودات را ردیابی کرد . توالی شکلهای فسیلی نشان میدهد پروکاریوتها در جایگاه نیایی تمام اشکال حیات قرار دارند . در واقع آنها قدیمی ترین فسیلهای شناخته شده بر روی کره زمین هستند . استروماتولیت ها ، نخستین ارگانیسم های زنده ای هستند که ۳/۵ میلیارد سال قبل با گیر افتادن درون رسوبات نخستین فسیلها را ایجاد کردند .
ظهور دوره ای رده های مختلف جانوران مهره دار در ذخایر فسیلی نشان میدهد که ماهیها قدیمتر از دیگر مهره داران هستند . پس از ماهیها ، دوزیستان خزندگان ، پستانداران و پرندگان پدیدار شده اند و این توالی با تاریخچه نسلهای مهره داران که از طرق دیگر بدست آمده اند هماهنگ است .

فسیل ، اغلب شامل اثرات برجای مانده از جاندار ، مانند بخشی از ساختار یا رد پای آن است و در موارد معدودی که تمام ساختار موجود زنده بر روی یک سنگ ، لایه ای فسیلی یا سنگ فسیلی ایجاد ‌کند ، مطالعه آن اطلاعات فراوانی به دست میدهد .
بیشتر سنگهای فسیلی از نوع رسوبی هستند ، اما در انواع دیگر سنگها و کانیها مانند صدف و سنگ دگرگونی نیز یافت شده اند . نادرترین نوع سنگ فسیلی ، بر بستر سنگ آذرین یا آتشفشانی ایجاد میشود .

متاسفانه فرایند فسیل شدن یک جاندار بسیار نادر است ، زیرا بدن تمام موجودات زنده پس از مردن تمایل به تجزیه دارد و شرایط محیطی نیز همواره برای فساد بدن جانداران مهیا است . بنابراین فسیل شدن باید به سرعت و پیش از تجزیه بدن جاندار صورت بگیرد که با گیر افتادن ارگانیسم در رسوب یا ترکیبات رزینی امکان‌پذیر است . در مواردی نیز فسیل تحت فشار فراوان یا در محیط فاقد اکسیژن تشکیل میشود . از مناسبترین مکانها برای تشکیل فسیل ، حاشیهٔ دلتاها و پیرامون کوههای آتشفشانی قدیمی که خاکستر از آنها متصاعد میشود و یا دریاهای کم عمق و یخچالها و باتلاقها هستند که شرایط محیطی مناسب جهت تشکیل فسیل را ایجاد میکنند .

اکثر فسیلهایی که کشف میشوند عموما مربوط به اعضای سخت جانداران مانند اسکلت و صدف هستند که بعلت ساختار مستحکم خود قابلیت ایجاد فسیل را دارند . اعضای نرم بدن جانوران به ندرت فسیل میشوند . معمولا این نوع فسیل زمانی شکل میگیرد که موجود در محیطی کاملاً دور از هوا قرار بگیرد . وجود چنین محیطی کمتر اتفاق افتاده و موجودات اغلب تحت تأثیر عمل باکتریها واقع شده و تجزیه میشوند ، ولی در این مورد می‌توان از چند محیط مناسب نام برد :
- یخبندان : در سال ۱۷۹۹ میلادی در منطقه قطبی سیبری ، جسد کامل ماموتها که در نتیجه یخبندان به حالت اولیه خود با گوشت و پوست و پشم و حتی محتویات داخلی معده آنها باقی مانده بود پیدا شد . بعد از آن بیش از پنجاه فسیل دیگر در سیبری پیدا شده اند . گوشت بعضی از این سنگواره ها به قدری خوب محافظت شده بود که حتی ممکن بود توسط حیوانات وحشی مورد استفاده قرار گیرد !
- مدفون شدن در آسفالت طبیعی : در بعضی از مناطق نفت خیز ، در امتداد شکستگیها ، نفت خام به سطح زمین جریان پیدا میکند و در گودالهایی تجمع مییابد . با تبخیر شدن نفتهای سبک ، نفت سنگین مانند آسفالت طبیعی در گودال باقی میماند . پوشیده شدن این نفتها با لایه ای نازک از گرد و غبار ، باعث میشود تا چنانچه موجودی از روی آن عبور کند به داخل آن فرو رفته و مدفون شود و تمام بخشهای بدن سالم بماند .
- مومیایی شدن : در مناطق با آب و هوای خشک ، جانوران دوره های گذشته که بر حسب اتفاق در زیر شنهای روان و مواد رسی مدفون شده‌اند ، در نتیجه خشکی هوا ، گوشت و پوست جانور خشکیده و جانور به حالت اولی خود فسیل شده است . در حقیقت خشک شدگی باعث مومیائی شدن طبیعی موجود میشود .
- مدفون شدن حشرات در داخل صمغ درختان : حشرات و یا جانداران کوچک ادوار گذشته که به صمغها چسبیده و در داخل آنها محفوظ مانده‌اند ، در اثر گذشت زمان و سخت شدن صمغها بدون کوچکترین تغییری محافظت شده‌اند ، طوریکه حتی بافتهای مختلف آنها نیز زیر میکروسکوپ قابل مطالعه است .

@Evolution_iran
Audio
◀️ سلول و وراثت



☑️ مقدماتی درباره سلول و نحوه وراثت


از 'AMIR 'parsa


@Evolution_iran
◀️ نیروی محرکه تکامل
⬅️ رقابت چیست ؟!



موجودات زنده کمابیش در حد بالایی با محیط خود سازگاری دارند . سم اسب با دویدن در دشت سازگار است ، پوست کلفت و پرمو با لایه ضخیم چربی زیر آن ، خرس قطبی را در برابر سرمای شمالکانی محافظت میکند ، گردن دراز زرافه ها به آنها در کندن برگها و شاخچه های درختان بلند که دیگر علفخوران گرم دشتها قادر به دست یافتن به آنها نیستند یاری میرساند و قس على هذا . طبیعت از چنین سازگاریهای جالب و عالی آکنده است . سازواره و محیط در پیوند دو جانبه با یکدیگر قرار دارند . محیط ، سازواره را بر اساس امکانات بدنی ارگانیسم شکل میدهد . مطالبات محيط راه حلهای گوناگونی ارائه میدهند ، همانگونه که در عرصه ریاضیات برای معادلات پیچیده میتوان راه حلهای متعددی ارائه داد ، محیط نیز راه حلهای گوناگونی را ارائه میکند و اینکه سازگاری با چه ژرفایی صورت گرفته ، هیچ نقشی ایفا نمیکند ، تا زمانی که موجود با رقیب دیگری که با محیط خود بهتر سازش یافته به مقابله کشانده شود . در این جا یک توضیح ضروری به نظر میرسد . رقابت به این معنی نیست که قویترها با خشونت و بیرحمی رقبای ضعیف تر را تار و مار میکنند یا به کلی نسل آنها را از زمین بر میدارند . در رویدادهای طبیعی چنین حالتی یک استثنا است . معمولا برتری یافتن در عرصه رقابت در اینجا به بیان درست تر یعنی بهره گیری مفید از امکانات زیستی . موجود ضعیفتر میتواند در این جریان رقیب بلند مرتبه ای به شمار آید ، حتی اگر او در یک مقابله رو در رو شکست بخورد . بنابراین برتری ، با عواملی چون کمبود مواد غذایی یا با وفور منابع حیاتی و یا سطح فضای حیاتی که
هر فرد از آن نوع میتواند در اختیار خود بگیرد سنجیده نمیشود . موفقیت بیشتر با شمار فرزندانی که بقا می یابند و دوباره تولید مثل میکنند سنجیده میشود . موفقیت فردی در این جریان هیچ نقشی بازی نمیکند . در فرایند حیات ، یک فرد یکی از حلقه های بیشمار زنجیره زیست را تشکیل میدهد . آن فرد فقط هنگامی موفق خواهد بود که همه زنجیر حفظ شود و بتواند دوام بیاورد . اگر پیوند وی با زنجیر گسسته شود ، همه موفقیتهای فردی او که پیش تر به دست آورده بود از دست میروند . از این رو رقابت قانون حیات مندی را به نمایش میگذارد که به دنبال بهترین راه میگردد و از سود آنی حداکثر ، به نفع توفيق دراز مدت چشم پوشی میکند .

وقتی سخن از اهمیت رقابت در فرایند تکامل در میان باشد ، به چه چیزهایی باید اندیشید ؟

اگر امکانات و تواناییهای یک گونه ، او را در محیط خویش سازگار کند ، میشود آن را به مثابه یک نوع انطباق یافته پذیرفت .
یک زیست بوم شناس به زبان ساده تر خواهد گفت اینکه آن گونه به کدام موقعیت مناسب دست یافته ، بستگی کامل به تواناییهای او و نوع رقیبش داشته است . این قابلیتها به عنوان اساس تجهیزات زیست شناختی ، زیر ساختی برای ادامه تکامل ، مقابله با تغییرات محیط زیست و به ویژه برای مقابله با رقیبان به آنها میدهد که آن نیروی محرکه ای برای ادامه تکامل است . بنابراین تأثیر متقابل تواناییهای سازواره و مطالبات محیط زیست جدید به پیشرفت در تکامل می انجامد . تکامل از هیچ یک از این دو سازه به تنهایی نتیجه نمیشود . تعامل پویا بین سازواره و محیط او ، تداوم تکامل را ممکن میسازد ، زیرا هر پیشرفتی و هر بهبودی در ساختمان و توانایی سازواره میباید در رابطه با محیط از عهده تنازع بقا بر آید و قادر به بقا باشد ، وگرنه سودمند واقع نخواهد شد . از سوی دیگر ، بدون هیچ تغییری در مطالبات محیط انتظار هیچ پیشرفتی را نباید داشت ، زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که یک اندام آزمون پس داده یا توانایی آزموده شده را از دست بدهند و آن را تغییر دهند .



@Evolution_iran
◀️ ابرو

نظریه غالب در مورد ابرو این بوده که‌ ابروها جلوی ریزش عرق پیشانی یا باران را به درون کاسه چشم میگیرند

اما نظریات اخیر اهمیت وجود ابرو در انسان را بسیار بیشتر میدانند

انسانها با وجود مغز پیچیده و ارتباطات وسیع، گروهها و قبایل بزرگی تشکیل میدادند. رفته رفته حتی قبایل بزرگ نیز شروع به داد و ستد و ارتباطات پیچیده با یکدیگر کردند.
این ارتباطات وسیع، بخصوص میان افراد غریبه از قبایل متفاوت، چیزی است که ابرو را بااهمیت و دارای نقش ویژه ای میکند

انسانها در مواجه با سایر انسانهای غریبه ، به کمک ابرو میتوانستند نشان دهند که حس حمله یا تهاجم ندارند یا اعلام کنند که از دیدن غریبه ها خوشحالند یا کنجکاو هستند

این نشانه اولیه بسیار مهم بود، چرا که بشر اولیه یا از کلمات بسیار محدودی برای ارتباط برخوردار بود، یا اصلاً هنوز قدرت مکالمه پیچیده نداشت.

پیچ و خم ابرو توانست یک وسیله بیانی خوب برای بسیاری از آشناییها باشد که قبل از آن به خاطر غریزه دفاع و ترس از غریبه ها، ناگزیر به جنگ و اذیت ناخواسته و نادانسته همدیگر ختم میشد .


@Evolution_iran
◀️ ابرو

پیشانی نئاندرتالها برجسته بود و در جایی که ابروی انسان قرار دارد ، استخوانهای قطوری وجود داشت که ثابت بودند . این ویژگی تنها مختص نئاندرتالها نبوده است و آن را تقریبا در تمام اعضای خانواده انسان و اجداد آنها میتوان دید ‌.
اجداد ما دارای خط ابروی استخوانی بودند که نواحی بالای چشم را برجسته تر از آنچه در انسان امروزی هست جلوه میداد .

اما صورت انسان با گذشت دهها هزار سال بتدریج کوچکتر و مسطح تر شد و به نحوی تغییر کرد که اکنون ابروها قادرند طیف وسیعی از احساسات را به تصویر بکشند . به عبارت دیگر ، در اجداد قدیمیتر ما ، قدرت بروز احساس بوسیله حالت چهره بسیار کم بوده است . بالا بردن ابرو یا تغییر حالتهایش در ترکیب با چین پیشانی ، بعدها با تغییرات تکاملی در گونه ما ، هومو ساپینس ، ممکن شد و طی زمان حالت ناخودآگاه و غریزی به خود گرفت و از وسایل تأثیرگذار در حین روبرو شدن با افراد دیگر شد .
وقتی صورت انسان کوچکتر و ناحیه پیشانی مسطح تر شد ، عضلات صورت توانایی یافتند که ابروها را به بالا و پایین حرکت دهند و احساسات ظریفتری را بیان کنند .


علت وجود و کارکرد دقیقِ برجستگی زمختِ استخوان در ناحیه بالای چشم در اجداد انسان هنوز به طور قطع مشخص نیست .
فرضیاتی مطرح هستند که آن را دارای کارکرد ساختاری و باعث تقویت توانایی صورت در تحمل فشار ناشی از جویدنهای پرزور میدانند ‌. اما مدلهای رایانه ای نشان میدهند حتی اگر این برجستگی وجود نمیداشت ، تفاوت چندانی در چگونگی پراکندگی فشار جویدن در پهنای صورت ایجاد نمیشد . فرضیات دیگر نیز به همین اندازه غیرقابل اتکا هستند و دلیل قطعی وجود این برجستگی هنوز بصورت معما باقی مانده است .

اما بهرحال صورت انسان در طول زمان کوچکتر شد و این برجستگی پرسش‌ برانگیز را از دست داد و مسطح تر شدن ناحیه پیشانی ، باعث تحول ارتباطات بین فردی شد .
گمان میرود که برجستگی خط ابرو در اجداد انسان مانند انسان هایدلبرگ و همینطور سایر گونه های انسانی ، نشانه قدرت جسمانی بوده باشد . اما ماهیچه های پیشانی در انسانهای اولیه فقط میتوانستند خط ابرو را به جلو یا عقب بکشند و ظرافتهای حرکتی دیگری را شامل نمیشدند . این در حالی است که ابروها نقش بسزایی در ارتباطات انسانی ایفا میکنند و با انواع حرکاتشان میتوانند حالات و عواطف مختلفی را بدون این که حتی کلامی ردوبدل شود به مخاطب برسانند .

جوامع انسانی بزرگتر تقریبا در اواخر دوره تکامل انسان شکل گرفتند و شاید بتوان گفت مسطح تر شدن پیشانی بر اثر افزایش نیاز به پیچیده تر شدن ارتباطات بین فردی در جوامع بزرگتر به وجود آمد و به یکی از صفات مورد نیاز برای بقا تبدیل شد .
ابروهای متحرک به ما مهارت برقراری ارتباط برای ایجاد شبکه های اجتماعی بزرگ و بزرگتر را میدهند . به ویژه برای ابراز احساسات ظریفتر ، مانند شناخت و همدردی ، امکان درک و همکاری بیشتر بین افراد .

اما این فقط ابروها نبودند که باعث غنی تر شدن تعاملات انسانی شدند ، بلکه اگر چنین توجیهی را بپذیریم ، این نکته را نیز باید در نظر بگیریم که سایر عضلات صورت نیز همانند ابروها در تکامل تعاملات انسانی نقش داشته‌اند .


بیشتر بخوانید
و اینجا

@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ درآمدی بر تکامل انسان


☑️ قسمت اول
☑️ با خانواده خود آشنا شوید

دکتر محمدحسین کازرون


2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
4⃣ قسمت چهارم
5⃣ قسمت پنجم


@Evolution_iran
◀️ لامارکیسم
⬅️ ترانسفورمیسم


ژان باتیست لامارک ، سال ۱۸۰۹ در کتاب خود با نام فلسفه جانورشناختی نظريه خود درباره تغییر گونه ها را ارائه داد .
در نظريه او که به تغیرگرایی یا ترانسفورمیسم (Transformisme) مشهور شد ، نیای مشترک وجود نداشت . بلکه لامارک باور داشت که ساختارهای ساده حیات ، به صورت پیوسته توسط پیدایش آنی به وجود می‌آیند . سپس نیرویی حیاتی که در ذات طبیعت است ، گونه ها را به سوی پیچیده شدن در طی زمان و حرکت بر نردبانی که با زنجیره عظیم هستی در ارتباط بود پیش میراند .

لامارک سازگاری موجودات با محیط را نیز اینگونه توضیح داد که همان نیرویی که باعث پدید آمدن پیچیدگیهای بیشتر میشود ، اندامهای جانوران و گیاهان را بر حسب به درد بخور بودن یا نبودنشان تغییر میدهد . درست همانطور که ماهیچه‌ها با تمرین بزرگ میشوند . اما چنین دگرگونیهایی توسط نسل بعدی به ارث میرسند و سازگاری آرام با طبیعت را نتیجه میدهند .


نظریات لامارک با وجود آنکه امروزه به طور کامل رد شده و جایگاهی در علم تکامل ندارند ، اما از منظر تاریخی نقش بسیار ویژه ای در شکل گیری اندیشه های تکاملی داشته است .

@Evolution_iran
Audio
◀️ پاسخ کوتاه به چند پرسش :

◀️ نظریه تکامل چیست ؟
◀️ چرا نظریه تکامل پذیرفته شده است ؟
◀️ آیا نظریه تکامل تنها منسوب به داروین است ؟
◀️ انتخاب طبیعی چیست ؟
◀️ گونه های جدید چگونه بوجود می آیند ؟



از 'AMIR 'parsa

@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ درآمدی بر تکامل انسان



☑️ قسمت دوم
☑️ هومینین های اولیه


دکتر محمدحسین کازرون


1⃣ قسمت اول
3⃣ قسمت سوم
4⃣ قسمت چهارم
5⃣ قسمت پنجم

@Evolution_iran
◀️ خویشاوندی ما با میمونهای انسان نما




حجیم بودن بدن بویژه برای این مناسب است که موجب میشود تا صرف انرژی برای گرم کردن بدن کاهش یابد . به این ترتیب جانوران تنومند با مواد غذایی کم کیفیت نسبت به موجودات کوچکتر بهتر میتوانند از عهده تعادل سوخت و ساز برآیند . این پدیده در رابطه با پریماتها بدین معنی است که گونه های تنومند مانند اورانگوتان ، شامپانزه و گوریل ، بایستی بتوانند با مواد گیاهی بی کیفیت نیازهای حیاتی خود را تأمین کنند ، زیرا بدنهای حجیم آنها انرژی را بیهوده هدر نمیدهند . این در مورد اورانگوتان و گوریل صادق بوده ، اما درباره شامپانزه ها با محدودیتهایی عمل کرده است . تحقیقات انجام شده در نواحی غیر جنگلی به درستی همین را مورد تأیید قرار داده اند . شامپانزه معمولا کیفیت غذایی خود را با گوشت بهبود میبخشد و به نظر میرسد حریصانه هم به دنبال آن میگردد . او نسبت به گوریلها به مواد گیاهی با کیفیت تر و با درصد بالایی از میوه جات نیازمند است . گذشته از این ، شامپانزه ها نسبت به گوریلهای بسیار تنبل زندگی بسیار فعالتری دارند .


بخوانید


@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ تیکتالیک

جانوران خشکی زی تفاوتهای چشمگیری با آبزیان دارند

آنها برخلاف آبزیان گردن دارند و سرهایشان میتواند به طور مستقل از شانه هایشان بچرخد
ماهیها برخلاف جانوران خشکی زی سراسر بدنشان فلس دارد
ماهیها باله دارند، اما جانوران خشکی زی دست و پا و انگشت، مچ و قوزک دارند

میتوانیم مقایسه را ادامه دهیم و یک فهرست بلند بالا از تفاوت ماهیها و جانوران خشکی زی تهیه کنیم

اما تیکتالیک، تفاوت میان این دو نوع جانور را در هم میشکند!

این جانور مانند یک ماهی فلس و باله دارای تیغه دارد، ولی مانند جانوران خشکی زی اولیه، یک سر مسطح و گردن دارد و هنگامی که به درون باله نگاه کنید، استخوانهایی را میبینید که با بخش بالایی بازو، ساعد و حتی بخشهایی از مچ شباهت دارد
مفاصل هم قابل مشاهده است. یک ماهی دارای شانه، آرنج و مچ و همگی آنها درون یک باله با یک شبکه

تقریبا تمام خصوصیاتی را که این موجود با موجودات خشکی زی به اشتراک دارد بسیار ابتدایی به نظر میرسد
برای مثال، شکل و برجستگیهای روی استخوان بالایی بازوی این ماهی، بخشی مانند ماهی و بخشی مانند دوزیستان است. همین موضوع در مورد شكل جمجمه و شانه صدق میکند
☑️ تیکتالیک
@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ درآمدی بر تکامل انسان



☑️ قسمت سوم
☑️ اولین گونه های انسان


دکتر محمدحسین کازرون

1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
4⃣ قسمت چهارم
5⃣ قسمت پنجم


@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوریلها از نزدیکترین خویشاوندان انسان و بزرگترین گونه نخستی سان زنده هستند
تنها در جنگلهای استوایی و نیمه استوایی آفریقا زندگی میکنند و ۲ گونه زنده از آنها(گوریل شرقی و گوریل غربی)وجود دارد که جز جانوران در معرض انقراض هستند

گوریل نر بالغ بطور متوسط ۱۶۵تا۱۷۵ سانتیمتر قد و ۱۴۰تا۲۰۰ کیلو وزن دارد.ماده ها عموما جثه و وزن کمتر، گاهی تا ۵۰ درصد کمتر از نرها دارند

گیاهخوار هستند و رژیم غذایی اصلی آنها را برگ و میوه تشکیل میدهد و چنین رژیمی آنها را مجبور میکند بیشتر طول روز را مشغول خوردن باشند

بطور معمول بین ۳۰ تا ۵۰ سال عمر میکنند. نرها در ۱۱ تا ۱۳ سالگی بالغ میشوند و ماده ها معمولا در ۱۰ تا ۱۲ سالگی

دروه آبستنی گوریل ماده ۳۴ هفته و معمولا تنها یک بچه بدنیا می آورد. پس از آن تا زمانیکه بچه در کنار مادر است، مجددا آبستن نخواهد شد. عموما بین هر آبستنی ۳ الی ۴ سال فاصله است.
یک گوریل نر قوی معمولا رهبر گروهی ۵ تا ۳۰ عددی است. وی همه تصمیم‌ها را میگیرد. در درگیریها نقش میانجی را ایفا میکند و برای حرکت گروه تصمیم میگیرد.
گروه را به سمت خوراک راهنمایی میکند و مسئولیت رفاه و امنیت گروه را بر عهده دارد
@Evolution_iran
◀️ اسپرم


اسپرم یا زامه، سلولهای جنسی موجود نر هستند .
سلولهای اسپرم هاپلوييد هستند ، در انسان حاوی ۲۳ کرموزوم هستند و هنگامی که با ۲۳ کرموزوم تخمک زن ترکيب ميشوند ، يک سلول ديپلوييد دارای ۴۶ کرموزوم را ميسازند


اسپرمها تقسيم نميشوند و طول عمر محدودی دارند ، اما پس از رسیدن به تخمک ، سلول تخم يا زيگوت را به وجود می آورند که شروع به رشد و نمو ميکند

هر سلول اسپرم از يک سر ، قطعه ميانی و يک دم تشکيل شده است


سر حاوی هسته است و dna را حمل میکند که به شدت فشرده و متراکم شده است . در بخش جلو سر قسمتی به نام آکروزوم قرار دارد که حاوی آنزيمهای مورد استفاده برای نفوذ به تخمک است


بخش ميانی حاوی ميتوکندريهای فراوانی است که انرژی لازم برای حرکت اسپرم در طول دهانه رحم ، رحم و لوله های رحمی را فراهم ميکنند


دم يا فلاژلوم نیز حرکاتی شلاقی انجام ميدهد که اسپرم را به جلو ميراند .
اسپرم از طريق فلاژلوم حرکت ميکند و برای حرکت به سوی تخمک و لقاح نياز به آب دارد . اسپرمها به خاطر ماهيت حرکتشان نمیتوانند حرکت رو به عقب داشته باشند


بیشتر بخوانید
و اینجا


@Evolution_iran
◀️ سلول جنسی ، اسپرم

اسپرم ، از کلمه يونانی اسپرما به معنای بذر گرفته شده است و به سلولهای جنسی مردانه اطلاق ميشود .
توليدمثل جنسی ، در انسان از نوع آنيزوگامی یا اووگامی است . به اين معنا که تفاوت قابل‌ ملاحظه ای از لحاظ اندازه بین سلولهای جنسی دو جنس وجود دارد ‌و سلول کوچکتر مربوط به جنس مذکر است که همان سلول اسپرم است .
سلول اسپرم ، حدود صدهزار بار کوچکتر از سلول جنسی ماده یا تخمک است .

 
اسپرم برای اولين بار سال ۱۶۷۷ به وسيله آنتوان وان ليونهوک با استفاده از ميکروسکوپ مشاهده شد . وی پس از مشاهده اسپرم اینطور بیان کرد که انسان کوچکی درون اسپرم وجود دارد که بعدا در رحم زن رشد ميکند . امروز این ایده حتی مسخره به نظر میرسد ، اما در آن دوران ، ایده ای بود که از نظر بسیاری افراد میتوانست درست باشد . به تدریج در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با پیشرفتهایی که در زمینه ژنتیک و علوم مربوط به آن صورت گرفت ، ساختمان اسپرم و چگونگی تولید نسل بعد مشخص شد .

سلولهای اسپرم به دو گروه تقسیم ميشوند ، اسپرمهای مونث که حاوی کرموزوم X هستند و پس از لقاح با تخمک ، جنين دختر را تولید خواهند کرد و اسپرمهای مذکر که حاوی کرموزوم Y هستند و پس از لقاح جنين پسر ايجاد ميکنند .


اسپرم انسان شامل يک سر به اندازه ۵ در ۳ ميکرون و یک دم به درازای ۵۰ ميکرون است .
دم اسپرم ، حرکتی شلاقی در يک مخروط بيضوی دارد که اسپرم را با سرعت يک تا سه ميليمتر در دقيقه به جلو ميراند .

فعال بودن اسپرم و سرعت حرکت آن در دستگاه تناسلی زنانه نقش مهمی در موفقيت اسپرم برای نفوذ به درون تخمک دارد . دم اسپرم يا فلاژلوم ، مانند ملخ يک قايق اسپرم را به جلو ميراند و حاوی مجاری است که به طور اختصاصی ورود يونهای کلسيم را امکانپذير ميکنند . به عقيده دانشمندان ، ورود ناگهانی کلسيم به درون دم اسپرم ، باعث بيش فعالی و سرعت گرفتن اسپرم ميشود .

اولين مانعی که اسپرم برای وارد شدن به تخمک با آن رو به رو است ، گروهي از سلولها به نام سلولهای کومولوس است که دور تخمک را فرا گرفته اند .
دومين مانعی که اسپرم بايد از آن بگذرد ، غشايي به نام زونا پلاسيدا است که در اطراف تخمک قرار دارد .
يکی از پروتئينهایی که در زونا پلاسيدا قرار دارد ، به مولکول مکمل خود در اسپرم متصل ميشود (اين سازوکار قفل و کليد در هرگونه حياتی اختصاصی است و بنابراين مانع آن ميشود که اسپرم و تخمک گونه های متفاوت جانوری با هم ترکيب شوند)

هنگامی که اسپرم به تخمک ميرسد ، در ابتدا با لايه بيرونی تخمک به نام زونا پلاسيدا رو به رو ميشود . اسپرم با کمک آنزيمهايی که در بخش جلوی سرش قرار دارد ، ميتواند تا حدی اين غشا را حل کند . اما اين آنزيمها برای حل کردن کامل اين غشا و اتصال آن به تخمک کافی نيستند .
در واقع اگر فعاليت حرکتی اسپرم قبل از رسيدن به تخمک تشديد نشده و اسپرم به اصطلاح بيش فعال نباشد ، توانايی نفوذ به تخمک را نخواهد داشت .

در هر انزال منفرد مرد ، به اندازه نصف يک قاشق چايخوری پر ، يعنی ۲/۷۵ ميلی ليتر منی خارج ميشود که حاوی ۱۸۰ تا ۴۰۰ ميليون اسپرم است .

اگر شمار اسپرمها از ۲۰ ميليون پايينتر بيايد ، مرد را از لحاظ بالينی نابارور محسوب ميکنند .

هر اسپرم حدود ۴۰ ميکرون درازا دارد و حاوی ۲۳ کرموزوم است . با سرعت تقریبی ۳۰ سانتيمتر در ساعت حرکت ميکند و ميتواند تا ۳ روز در دستگاه تناسلی زن زنده بماند .


@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ درآمدی بر تکامل انسان



☑️ قسمت چهارم
☑️ نئاندرتالها و انسانهای متاخر


دکتر محمدحسین کازرون


1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
5⃣ قسمت پنجم

@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ ویروسها از کجا آمده‌ اند ؟


☑️ نظریات مختلف درباره منشا ویروسها
☑️ ترجمه و زیرنویس : سپنتا نوروزیان


@Evolution_iran
◀️ دندانها در پستانداران


دندانها سختترین بخش بدن ما هستند ، زیرا مینای دندان مقدار زیادی ماده معدنی هیدروکسی آپاتیت دارد . حتی بیشتر از آنچه در استخوانها یافت میشود .
دندانها به علت سختیشان اغلب بهترین بخش حفظ شده جانوری هستند که ما در باقیمانده فسیلها ، برای بسیاری از دورانهای زمانی می یابیم .
دندانهای فسیل شده میتوانند اطلاعات بسیار مهمی از جوانب مختلف گونه های منقرض شده در اختیار ما قرار دهند . برای مثال ، آنها سرنخ بسیار مهمی برای پی بردن به رژیم غذایی جانور هستند .
فسیلهای باقیمانده ، دریچه خوبی در مورد چگونگی پیدایش شیوه های مختلف تغذیه به روی ما می گشایند و این موضوع به ویژه در مورد تاریخچه پستانداران حائز بااهمیت است .

در حالی که بسیاری از خزندگان دندانهای مشابهی دارند ، دندانهای پستانداران متمایز هستند .
خزندگان زنده مانند تمساح ، مارمولک و مار ، فاقد آنچه هستند که دهان پستانداران را بی نظیر میسازد . برای مثال ، دندانهای تمساح همگی شکل تیغه مانند مشابهی دارند ، تنها تفاوت میان آنها این است که بعضیها بزرگ و بعضیها کوچک هستند .
خرندگان ، جفت شدگی دقیق دندانها را ندارند ، اما در انسان و دیگر پستانداران ، دندانهای بالا و پایین با هم جور میشوند .
همچنین در حالی که ما پستانداران فقط یک بار دندانهایمان را جایگزین میکنیم ، خزندگان معمولا در تمام دوران زندگیشان دندانهایشان را عوض و به محض ساییدگی و شکستگی جایگزین میکنند .

روش دقیق جویدن ما به شیوه پستانداران ، در فسیلهای مربوط به ۲۲۵ تا ۱۹۵ میلیون سال پیش از این برای نخستین بار پیدا میشود .

در قاعده سنگهای قدیمی ، خزندگان زیادی را پیدا میکنیم که به ظاهر سگ مانند هستند . روی چهار پا راه میروند ، جمجمه های بزرگی دارند و بسیاری نیز دارای دندانهای تیز هستند .
اما شباهت در همین جا پایان می یابد .
این خزندگان برخلاف سگها آرواره ای دارند که از استخوانهای متعددی ساخته شده است و دندانهای آنها به خوبی روی هم جفت نمیشوند .
همچنین به طور قطعی به شیوه خزندگان جایگزین میشوند ، یعنی در سراسر حیات جانور ، دندانهای جدید بیرون می آیند و می افتند .

به سنگهای لایه های بالاتر که برویم ، چیزی کاملا متفاوت می بینیم .
ظهور علائم پستاندار بودن .
استخوان آرواره کوچکتر شده ، به طرف گوش
حرکت میکند . میتوانیم اولین شواهد دندانهای بالایی و پایینی را ببینیم که به شیوه دقیقی جور میشوند . شکل آرواره نیز تغییر می یابد ، چیزی که در خزندگان ، شبیه یک میله ساده به نظر میرسید ، اکنون در پستانداران بیشتر شبیه یک بوم رنگ است .
در این زمان نیز دندانها فقط یک بار در طول زندگی جایگزین میشوند ، مانند دندانهای ما .


میتوانیم تمام این تغییرات را در بقایای فسیلها ردیابی کنیم ، به ویژه در بعضی مناطق اروپا ، آفریقای جنوبی و چین .
سنگهای دویست میلیون سال پیش ، حاوی موجودات جونده ای هستند که تازه داشتند پستاندار میشدند !
این جانوران که بزرگتر از موش نبودند ، بسیاری از خصوصیات اساسی ما ، از جمله دندانها را تکامل بخشیدند !


@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ درآمدی بر تکامل انسان



☑️ قسمت پنجم
☑️ ظهور انسان خردمند


دکتر محمدحسین کازرون


1⃣ قسمت اول
2⃣ قسمت دوم
3⃣ قسمت سوم
4⃣ قسمت چهارم


@Evolution_iran