Evolution
6.48K subscribers
372 photos
385 videos
4 files
634 links
@Evolution_iran

︎گروه تکامل @Evolution_irr
︎کتابخانه تکامل @Evolution_ir2
︎مستند تکامل @Evolution_ir3

[کانال مربوط به مطالب پایه‌ای تکامل برای عموم است، اخبار جدید علم تکامل ومطالب تخصصی اینجا منتشر نمیشود]
Download Telegram
◀️ داستان ورود به جهانی نو !


آنتون فان لونهوک در بیشتر دوران زندگی حرفه ای خود پارچه فروش بود و دریافت که لازم است ذره بینی داشته باشد که بتواند با آن کیفیت محصولات پارچه ای خود را به درستی ارزیابی کند . او که در کل شیفته ویژگیهای شیشه بود ، نوع جدیدی از عدسی (لنز) ساخت که میتوانست اشیا را چند برابر بیش از آنچه ابزارهای رایج حرفه ای آن زمان بزرگ میکردند درشت کند . او بارها و بارها شکل شیشه را دستکاری کرد و پیچش دارد و هر بار چیزهای کوچکتری دید ، تا این که موفق شد به بزرگنمایی دویست برابر دست پیدا کند .
او با هر عدسی جدیدی که میساخت ، دنیای تازه ای کشف میکرد .


فان لونهوک به پنهان کردن فوت و فن ساخت عدسی هایش معروف بود . قرنها تصور میشد که او شیشه را با نقره اندود میکرد که از هر ماده ای ظریف تر بود . تا این که در سال ۱۹۵۷ ، یکی از روزنامه نگاران علمی نشریه ساینتیفیک امریکن پرده از راز تجاری فان لونهوک برداشت . او عدسی هایش را با گرم کردن میله های شیشه ای و سپس تکه تکه کردن آنها درست میکرد . در آخر دوباره قسمت های شکسته را گرم میکرد و توپهای کوچکی در بالای آنها میساخت . وقتی این مهره های کوچک شیشه ای را از ميله جدا میکرد ، آنها را روی یک وسیله مکانیکی ابداعی خودش سوار میکرد تا بتواند نمونه و مهره کوچک شیشه ای را با فاصله ای ثابت از هم نگه دارد . به دقت خیره شدن به درون مهره شیشه ای از این طریق ، ویژگیهای خارق العاده آن در بزرگنمایی را آشکار میکرد و این شیشه خمیده همچون نوعی عدسی قابل استفاده بود .


حالا دیگر هر چیزی که به دست فان لونهوک میرسید موضوعی برای میکروسکوپش بود . در یک آزمایش معروف أو لایه ای از جرم دندان مردی مسن برداشت و آن را درون میکروسکوپش گذاشت . فان لونهوک در کمال ناباوری درون آن چیزی دید که چنین توصیفش کرد : جمعیت بزرگی از جانوران بسیار ریز مشاهده کردم !شناگرانی چابک تر از هر چیزی که تا آن روز دیده بودم ، علاوه بر آن ، جانوران ریز چنان بیشمار بودند انگار كل بزاق دهان آن مرد زنده بود !
این رویداد ظاهرا یکی از نخستین توصیفات باکتری بوده است . او به برکه ای از آب نگریست و جشن باشکوه حیات را در آن دید ، از جلبکها گرفته تا میکروبها و بعدها منی انسان را شامل جانوران ریزی شبیه به بچه قورباغه توصیف کرد .

مردم جمع میشدند تا قفسه شگفتیهای فان لونهوک را در گوشه منزلش در شهر دلفت هلند ببینند . در آنجا ، آنها نخستین انسانهایی شدند که برق جهان تازه ای را دیدند . هزاران سال کل دانش بشر بر جهانی متمرکز بود که میتوانستیم آن را با حواس مادرزادی مان بشنویم ، ببینیم یا لمس کنیم . فان لونهوک ، با رفتن به فراسوی میراث زیستی خودمان ، آشکار کرد که همه ما
موجودات زنده بزرگی هستیم که در جهانی زندگی میکنیم مملو از جانوران .
فقط چند دهه پیش از این که فان لونهوک جهان اسرار آمیز ریز را با میکروسکوپ فاش کند ، گالیلئو گالیله دقیقا همین کار را در جهت معکوس انجام دهد .



@Evolution_iran
◀️ انتخاب جنسی چیست ؟
⬅️ انتخاب درون جنسی
⬅️ انتخاب برون جنسی



انتخاب جنسی وقتی رخ میدهد که افراد برای به دست آوردن جفت رقابت کنند .
رقابت درون یک جنس را انتخاب درون جنسی مینامند که نوعا منجر به فشارهای انتخابی میشود که جثه بزرگ ، ابزار اختصاصی جنگ و استقامت در ستیزها را به بار می آورد .

افراد یک جنس برای ارضای نیازمندیهای تعیین شده از سوی جنس دیگر نیز با هم رقابت میکنند .
فشار انتخابی ناشی از وسواس یک جنس بر روی جنس دیگر تحت عنوان انتخاب برون جنسی خوانده میشود .
چنین فشاری اغلب منجر به نمایش های عاشقانه یا ویژگیهای برجسته ای میشود که ممکن است مقاومت در برابر انگل ها را نشان دهد .

فرم دقیقی که رقابت آمیزشی میگیرد (نظر به اینکه کدام جنس برای دیگری رقابت میکند) بسته به سرمایه گذاری نسبی در هر جنس و نسبت نرها به ماده های فحل است . بعنوان مثال اگر ماده ها به دلیل سرمایه گذاری سنگین در زادگان یا کمیابی شان ، به عنوان گلوگاه تولیدمثلی نرها عمل کنند ، نرها با نرهای دیگر برای دستیابی به ماده ها رقابت خواهند کرد و میتوان از ماده ها انتظار داشت که در انتخاب جفتشان وسواسی عمل کنند .

در مواردی که یک ماده در جفتگیری های چندگانه شرکت میکند و لذا حامل اسپرمهای بیش از یک نر در مجاری تولیدمثلی خویش است ، میان اسپرمهایی که از نرهای متفاوت آمده ممکن است رقابت روی دهد .
رقابت اسپرمی میتواند ابعاد مختلف جنسیت حیوانات را توضیح دهد . برای مثال تعداد بالای اسپرم تولید شده توسط یک نر ، فرکانس دفعات آمیزش و وجود کمربندهای عفت و اسپرم نابارور .



محتمل است که ویژگیهای بسیاری از چهره بیرونی و هیکل انسان بصورت جنسی انتخاب شده باشد .
در بررسی ماده ها میتوان انتظار داشت که نرها به دنبال ویژگیهایی باشند که جوانی و زادآوری ، سلامت و مقاومت به انگلها را بازتاب دهد .
از ماده ها انتظار میرود که در شرکای نر آینده شان به دنبال قدرت ، رفاه ، سلامت ، مقاومت انگلی و به همان اندازه ، رتبه نیز باشند .


@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سلول بنیادی


☑️ سلول بنیادی چیست و چه تفاوتی با سایر سلولهای بدن دارد ؟
☑️ ترجمه و تدوین : ژن لاین



@Evolution_iran
◀️ دنیا در گذر


تاریخ کوتاه بشر


☑️ فهرست :
آغاز ، دوران انسان اولیه
دوران کشاورزی ، دوران شتاب
دنیای کنونی ، دنیای مدرن
تقسیم بندی دوران تاریخی




☑️ اثر : دیوید کریستین


@Evolution_iran
◀️ نئوداروینیسم


هنگامی که مقاله تحقیقاتی مندل در شروع سده بیستم دوباره کشف و روی آن کار شد ، ژنتیک دانان بسیاری قوانین وراثت را با اصول انتخاب طبیعی داروین منطبق ندانستند !
داروین ماده خام تکامل از طریق انتخاب طبیعی را ویژگیهای کمی در نظر میگرفت که در یک جمعیت به شکل تدریجی تغییر میکنند ، همانند طول موی پستانداران یا سرعتی که با آن یک جانور از دشمنش فرار میکند .
ما امروزه میدانیم که صفات کمی از طریق جایگاههای ژنی متعددی تعیین میشوند . با این وجود ، مندل و پس از او بسیاری از ژنتیک دانان ابتدای قرن بیستم ، فقط ویژگیهای "یا این یا آن" را ارثی میپنداشتند ، همانند رنگ ارغوانی یا سفید گلهای گیاه نخودفرنگی که مندل روی آنها آزمایشات خود را انجام داده بود .
توجیه ژنتیکی که در راستای آن بتوان تأثیر گذاری گزینش طبیعی روی تنوعات ظریف در درون یک جمعیت را درک کرد کافی به نظر نمیرسید ، چیزی که برای تئوری داروین پایه و اساس به حساب می آمد .


نقطه عطف بسیار مهم برای تئوری تکامل ، تولد ژنتیک جمعیتها بود که به گوناگونیهای ژنتیکی متمایز در درون یک جمعیت اشاره میکرد و ویژگیهای کمی را در نظر میگرفت . با پیشرفتهای ژنتیک جمعیت ها در دهه سوم سده بیستم ، داروینیسم و مندلیسم با هم هماهنگ شدند و زمینه ژنتیکی گوناگونی مرتبط با گزینش طبیعی مورد بررسی قرار گرفت .

در شروع دهه چهارم ، فرضیه تکاملی کاملتری مطرح شد که آن را "نظریه ترکیبی تکامل" نامیدند .
عبارت ترکیبی بدین دلیل در نظر گرفته شد که نتایج و عقاید را از زمینه های گوناگون نظیر دیرین شناسی ، تاکسونومی (آرایه شناسی) ، جغرافیای زیستی و البته ژنتیک جمعیتها گرد هم آورده بود .

از مهندسین نظریه ترکیبی تکامل یا نئوداروینیسم ، میتوان از ژنتیک دانانی نظیر دوبژانسکی (۱۹۷۵-۱۹۰۰) و رایت (۱۹۸۸-۱۸۸۹) ، زیست جغرافیدان و سیستماتیست ارنست مایر (۲۰۰۵-۱۹۰۴) ، دیرین شناس سیمسون (۱۹۰۲-۱۹۸۴) و گیاه شناس استبينس (۲۰۰۰–۱۹۰۶) نام برد .


نظریه ترکیبی تکامل ، جمعیتها را به عنوان واحدهای تکامل در نظر میگیرد ، به نقش مرکزی گزینش طبیعی به عنوان مهمترین ساز و کار تکامل اشاره میکند و نقطه نظر تدریج گرایی را برای توضیح آنکه چگونه تغییرات بزرگ از طریق گردآوری تغییرات کوچک در طی زمانهای طولانی ظهور یافته اند ، حائز اهمیت میداند .

@Evolution_iran
◀️ داروین و مذهب
داروین را اغلب چنان توصیف میکنند که گویی تمام عمر ملحد بوده است، به نحوی که هرگز باور مذهبی نداشته که سد راه تفکر علمی اش شود.
گر چه زمانی که به بیگل قدم گذاشت باور مسیحیت اصولگرایانه را کنار گذاشته بود، اما تا پیش از بیست سال آخر عمرش به گونه ای باور مذهبی داشت

وی در زندگینامه اش مینویسد:
من سزاوار این هستم که به عنوان یک خداباور شناخته شوم، این نتیجه‌گیری تا آنجا که به یاد دارم در ذهنم پرنگ بود.
زمانی که در حال نوشتن خاستگاه گونه‌ها بودم و به تدریج با تمام شدن کتاب این نتیجه‌ گیری در من ضعیف و ضعیفتر شد. ولی به هیچ روی مشتاق نبودم باور خود را از دست بدهم. با این همه ناباوری بر من غلبه کرد تا اینکه تمام وجودم را فراگرفت.
این تحول چنان آهسته رخ داد که من حتی یک لحظه احساس نکردم که تصمیم نادرستی گرفته ام.
در واقع من درست نمیفهمم که چرا باید یک آدم آرزو داشته باشد مسیحیت بر حق باشد.
از قرار معلوم بر اساس نصح صریح متن انجیل باید گفت آدمهایی که ایمان نداشته باشند از جمله پدرم، برادرم و تقریباً همه دوستانم، باید تا ابد مجازات گردند و بنابراین چنین آموزه‌ای یک آموزه نفرت انگیز است

@Evolution_iran
◀️ موفقیت تکاملی گونه در برابر رنج فردی



از نظر تکاملی ، یک گونه زمانی به موفقیت دست پیدا میکند که توانسته باشد تعداد هر چه بیشتری از خود را تکثیر و در تمام نقاط زمین پراکنده کرده باشد . تولید نسخه های فراوان و زاد و ولد به میزان زیاد و در نتیجه پراکنش ژنهای سازنده یک گونه ، آن چیزی است که انتخاب طبیعی از آغاز حیات اصرار بر آن داشته است . موفقترین گونه از نگاه تکاملی آن است که بیشترین زاده ها را تولید کند .

اما نگرش تکاملی ، با توجه به وسعت دید انسانی ما ، معیار بسیار ناقصی برای موفقیت یک گونه به دست میدهد .
همانطور که گفته شد ، معیار تکاملی همه چیز را با بقا و تکثیر هر چه بیشتر یک گونه می سنجد و هیچ توجهی به فرآیندی که طی آن موفقیت حاصل شده است ندارد . در واقع ، در نگاه تکاملی گونه است که موفقیت آن مهم شمرده میشود و نه اعضای گونه ، در نتیجه رنج و یا شادی اعضای گونه طی فرآیند تکاملی اهمیتی در این دیدگاه ندارد .

مرغ و گاو اهلی شده را میتوان نمونه های کامل در موفقیت تکاملی به حساب آورد .
در نگاه تکاملی ، این دو گونه از موفقترین ها هستند ، چرا که تعداد بیشماری از آنها در سراسر نقاط زمین وجود داشته ، تولید مثل میکنند و هر چه بیشتر ژنهای گونه خود را منتقل میکنند .

با اینحال از نگاهی دیگر و با معیاری متفاوت ، مرغ و گاو اهلی در شمار بدبخت ترین موجوداتی هستند که تاکنون زیسته اند و تقریبا تک تک اعضای این گونه متحمل بدترین انواع رنج ها و مصائب بوده اند .

اهلی کردن حیوانات مبتنی بر مجموعه ای از اعمال بیرحمانه بود که با گذشت قرنها خشن تر و ظالمانه تر هم شد .
طول عمر طبیعی مرغ وحشی ، بین هفت تا دوازده سال و‌ گاو ، بین ۲۰ تا ۲۵ سال است .
در حیات وحش ، اکثر مرغها و‌ گاوها کمتر از این میزان عمر میکردند ، با این حال بخت چند سال زندگی را داشتند . اما برعکس ، اکثر‌ مرغها و گاوهای اهلی چند هفته یا چند ماه بعد از تولد کشته میشوند ، زیرا از منظر اقتصادی این بهترین سن برای کشتن آنهاست (چرا به یک خروس سه سال غذا بدهیم ، در حالی که بعد از سه ماه ، وزنش به حداکثر میرسد؟)


تفاوت میان موفقیت تکاملی و رنج فردی را در بسیاری جهات دیگر میتوان دید و این میتواند منشا یک پرسش بزرگتر باشد .
انسان خردمند نیز امروزه یکی از موفقیت ترین گونه های زنده محسوب میشود و این موفقیت را نخست به دلیل انقلاب کشاورزی و سپس انقلاب علمی بدست آورد .
آیا گونه ما نیز ، انسان های خردمند ، موفقیت تکاملی را به بهای رنج فردی به دست آورده ایم ؟



برگرفته از کتاب انسان خردمند



@Evolution_iran
◀️ پیدایش انسان و آغاز شهرنشینی



☑️ فهرست :
پیدایش زمین و مراحل تکامل آن
پیدایش انسان و مراحل تکامل آن
پیدایش زبان ، خط و تقسیمات تاریخی




اثر : دکتر یوسف فضایی


@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ چرا بدن ما مو ندارد؟!



دویدن در مسافتهای طولانی از عوامل اصلی بقا و تکامل انسان بوده است . البته حوزه تخصصی انسان دوهای سریع نیست ، بلکه دو استقامت است

دویدن علاوه بر مصرف انرژی هزینه های دیگر هم دارد . حرکت عضلات گرما ایجاد میکند و این گرما باید از بدن خارج شود ، وگرنه تعادل گرمایی بدن به هم میخورد و میتواند به مرگ منجر شود . بنابراین خنک شدن بدن نقش تعیین کننده ای را در بقا ایفا میکرده است


راه حل ارائه شده از جانب طبیعت برای این مشکل ، موجب تغییری شد که برای ویژگی بیولوژیک جنس انسان ، درست مثل راه رفتن روی دو پا ، از نشانه های مشخص کننده انسانی است .
آن ایجاد غدد تعریقی ، در پیوند با ریختن موها در سراسر بدن بود


بی مو شدن انسان برای خنک شدن موثر بدن امری ضروری و پیش شرط لازم برای انجام کارهای بدنی بوده است


بدن از طریق عریان شدن توانی به دست آورد که هنگام داغ شدن میتوانست گرما را به سرعت دفع کند ، چونکه دیگر هوای محصور در لابه‌لای موها نمیتوانست از خروج گرما جلوگیری کند ، آنگونه که در مورد سایر پستانداران مانع میشود


@Evolution_iran
Audio
◀️ تولیدمثل


☑️ آشنایی مختصر با کلیات فرایند تولیدمثل و چگونگی تکامل تولیدمثل جنسی در تاریخ حیات

☑️ تولیدمثل غیرجنسی
☑️ تولیدمثل جنسی



از 'AMIR 'parsa


@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ تکاملِ بدنهای پرسلولی



کلاژن شایعترین پروتئین در بدن تمام جانوران است.
ساختار آن شبیه به طنابی است که از دسته ای الیاف مولکولی کوچک تشکیل شده است


کلاژن بیشتر فضای میان سلولهای بدن ما و دیگر جانوران را پر کرده، طوریکه بیش از نود درصد از پروتئینهای بدن را تشکیل میدهد و عامل اصلی در شکل گیری و انسجام بدنهای پرسلولی به حساب می آید

ساخته شدن بدنهای پرسلولی در میلیونها سال قبل، به این معنی بوده که مولکولهایی مانند کلاژن باید اختراع میشدند

اما داشتن بدن بسیار پرهزینه است. تبدیل شدن به موجودی با بدن بزرگتر یک امتیاز است. اما بدن بزرگتر، انرژی بیشتری نیز مصرف میکند ، بویژه اگر آن بدن وابسته به کلاژن باشد.

برای ساختن کلاژن مقدار بسیار زیادی اکسیژن لازم است

و مشکل این بود که سطح اکسیژن در زمین قدیمی بسیار کم بود.
تنها حدود یک میلیارد سال قبل بود که سطح اکسیژن موجود در اتمسفر به طور چشمگیری افزایش یافت

طی چند میلیارد سال، تک سلولیها راههای بسیاری برای واکنش با هم و با محیط زیست شان پیدا کرده بودند.
اما چیزی غایب بود : اکسیژن
هنگامی که اکسیژن افزایش یافت بدنها نیز در همه جا ظاهر شدند

@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ رشته بلند dna چطور در سلول جا میشود ؟!


در هر یک از سلولهای بدن انسان سه میلیارد جفت باز (dna) وجود دارد.
کوتاه‌ترین مولکول dna متعلق به یک باکتری بنام Carsonella Ruddi است که حدود ۱۶۰۰۰۰ جفت باز دارد .
بزرگترین مولکول dna نیز در گیاهی بنام Paris Japonica با طول ۱۵۰ میلیارد جفت باز مشاهده شده است .


اما برای اینکه dna با طول حدود ۲ متر (در انسان) بتواند در سلولی به قطر ۱۰ تا ۲۰ میکرون جا گیرد باید بسیار متراکم شود.

این تراکم طی پیچ خوردگی، خمیدگی و گاهی حلقوی شدن این مولکول امکانپذیر میشود.
در مرحله اول، برای تسهیل در ایجاد پیچ خوردگی، پروتئینهایی به نام هیستون به کمک می آیند.
زمانی که رشته های dna به دور هیستونها پیچ میخورند و ساختاری به نام کروماتین شکل می‌گیرد، ‌برای افزایش تراکم، مولکول dna طی فرایندی به نام پیچش مضاعف، به حالتی از dna به نام کروموزوم تبدیل میشود.

هر کروموزوم شامل یک مولکول dna فشرده است.
در انسان ۲۳ جفت یا ۴۶ عدد کروموزوم وجود دارد.
بزرگترین کروموزوم در انسان کروموزوم شماره یک است که بیش از ۸۰۰۰ هزار ژن دارد .



☑️ ویدئو از کانال بیوتکنولوژی


@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ رنگ پوست



☑️ چرا انسانها دارای رنگ پوست متفاوت هستند ؟
☑️ ترجمه و زیرنویس : سهیلا جعفری


@Evolution_iran
◀️ با حشرات چه کنیم ؟!


مورچه ها که تعدادشان به ده هزار تریلیون میرسد ، به تنهایی هم وزن شش و نیم میلیارد انسان هستند . شکی نیست که حشرات از لحاظ فشردگی فیزیکی در بین حیوانات رتبه اول را دارند .
از لحاظ توده زیستی ، پاروپایان (سخت پوستان کوچک دریایی) ، مایتها (بند پایان عنکبوت مانند ریز) و در نهایت کرم های نخسانه شگفت انگیز با جمعیت فراوانشان که احتمالا به میلیونها گونه میرسند ، از رقبای حشرات هستند که همگی با هم چهار پنجم حيوانات كره زمین را تشکیل میدهند .

آیا میتوان باور کرد که این موجودات کوچک تنها برای پر کردن فضا هستند ؟

مردم برای زندگی به حشرات نیازمندند ، اما آنها هیچ نیازی به ما ندارند . اگر قرار بود انسان فردا از زمین محو شود ، بعید است که حتی یک گونه از آنها هم نابود شود ، به جز سه گونه از شپش های بدن و سر ، حتی در آن صورت هم شپش های گوریلی باقی میمانند که تقریبا با انگلهای انسانی مرتبط اند و میتوانند راه تقریبی نسل قبلی خود را ادامه دهند .
طی دو سه قرن و با رفتن انسانها ، اکوسیستم های جهان به حالت غنی تعادل تقریبی باز میگردند که ده هزار سال پیش یا بیشتر وجود داشتند ، البته منهای گونه هایی که ما به سوی انقراض هل دادیم .

اما اگر قرار بر نابودی حشرات باشد ، محیط زیست خاکی ما به زودی از هم میپاشد و هرج و مرج همه جا را فرا میگیرد . مراحل تحولات بزرگی را در نظر بگیرید که طی دهه های اولیه رخ می داد :
تعداد زیادی از گلها که از گرده افشانی بازمانده اند ، از تولید مثل میافتند .
بسیاری از گونه های گیاهی به سوی انقراض سقوط میکنند .
بوته ها و درختانی که به دست حشرات گرده افشانی شده اند چند سالی ، چند قرنی ، در شرایط نادر دوام می آورند .
کثیری از پرندگان و دیگر بی مهرگان که منابع غذاییشان ، از جمله شاخ و برگ و میوه درختان و حشرات بخصوص از آنها دریغ شده است ، به دنبال گیاهان به دست فراموشی سپرده میشوند . خاک ، تصفیه نشده میماند و کاهش گیاهان شتاب میگیرد ، زیرا بر خلاف افکار عمومی ، حشرات ، و نه کرمهای خاکی ، تصفیه کنندگان اصلی و نوسازان خاک هستند .
جمعیت قارچها و باکتریها با تجزیه تلنباری از گیاهان و حيوانات مرده منفجر شده و تا چند سال باقی میماند و علفها و مقدار کمی از گونه های سرخس ها و درختان مخروطی که با باد گرده افشانی شده اند سرتاسر زمینهای جنگلی از بین رفته ، پراکنده شده و با فرسایش خاک ، تا حدی از میزانشان کاهش می یابد .
انسانها زنده میمانند و قادرند با رجوع به دانه های گرده افشانی شده به وسیله باد و ماهیگیری از دریا امورات بگذرانند . اما در میان قحطی گسترده چند دهه اولیه ، جمعیت انسان به قسمتهای کوچک سطوح گذشته سقوط میکند . جنگ بر سر کنترل منابع محدود ، رنج و افول پر آشوب به عصر تاریک وحشیگری در تاریخ بشر بی سابقه خواهد بود و با چسبیدن به بقا در دنیایی ویران شده و گرفتار در عصری با محیط بومی تاریک ، بازماندگان برای بازگشت علفها و حشرات دست به دعا و قربانی دادن میشوند .

خط آخر سناریوی من این است : مواظب حشره کش ها باشید . به قلع و قمع دنیای حشرات فکر هم نکنید . اجازه انقراض حتی یک گونه از میلیونها گونه اشتباهی جدیست . بگذار سریع اضافه کنم که در این بین تعداد بسیار اندکی استثناء هم وجود دارد . من موافق نابودی شپش های ذکر شده هستم و دلیل موافقت من نیز محدودیت آنها به انسانها ، امراض پوستی جدی ، تهدید کیفیت زندگی و حامل بیماری بودن آنهاست . همچنین از مردن پشه های آنوفلس گامبیایی آفریقایی هم ناراحت نمیشوم . اینها گونه ای هستند که در نوشیدن خون انسان و انتقال بیماری مالاریای بدخیم تخصص دارند . دی ان ای آنها را برای تحقیقات آینده نگه دارید و بگذارید خودشان بمیرند .



✏️ ای . او . ویلسون

@Evolution_iran
◀️ اولین خزنده واقعی


هیلونوموس (Hylonomus) یا جنگل آشیان ، اولین خزنده واقعی است که در آثار فسیلی ظاهر میشود .

طول تقریبی کل بدن جانور حدود بیست سانتیمتر و در بعضی افراد احتمالا تا سی سانتیمتر نیز بوده است .

از لحاظ ریختی تقریبا شبیه به مارمولک های امروزی بوده است . به احتمال بسیار زیاد گوشتخوار بوده و از بی مهرگان اولیه ، مانند حشرات ، تغذیه میکرده است . در این زمان هنوز حیوانات گیاهخوار وجود نداشتند .

هیلونوموس را میتوان اولین جانوری دانست که در حدود ۳۱۵ میلیون سال پیش ، در دوره کربونیفر ، کاملا برای زندگی در خشکی سازگار شده بود .
دارای جمجمه ای کوچک ، اندام نسبتا کوتاه ، گردن کوتاه ، دم بلند و تقریبا ۴۰ دندان نوک تیز بوده است و در مناطق جنگلی زندگی میکرده است .


فسیل این جانور اولین بار در سال ۱۸۵۲ ، توسط سر ویلیام داوسون کشف شد .


@Evolution_iran
◀️ بیماریها و طول عمر نئاندرتالها


تصور میشود اغلب نئاندرتال ها بین سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی مُرده باشند . اما برخی پژوهشگران بر اساس بررسیهایی که بر روی ۲۲۰ اسکلت به دست آمده از سراسر نواحی تحت استقرار نئاندرتالها که قدمتی در حدود ۱۰۰۰۰۰ تا ۳۵۰۰۰۰ سال قبل دارند انجام داده اند ، به میانگین سنی اندکی بالاتر معتقدند . آنها چنین استنباط میکنند که ۸۰ درصد از تمامی نئاندرتالها قبل از ۴۰ سالگی مرده اند ، به عبارت دیگر این نکته به این معنی است که تنها ۲۰ درصد از نئاندرتال ها به سنی بالاتر از ۴۰ سال رسیده اند .

آسیب دیدگی هایی مانند شکستگی استخوان ، بیماریهای مزمن همچون آرتروز و بیماریهای مرتبط با نارسایی مثل بیماری لثه ، همگی شاهدی بر زندگی سخت و دشوار عصر یخبندان هستند .
در بسیاری از نئاندرتالهای پیرتر علائمی از فرسایش استخوانها و مفاصل ، مانند آرتروز که نشان دهنده زندگی پر تحرك است و بیماریهایی نظیر راشتیسم و شکستگی استخوانها که شواهدی از سوء تغذیه و کمبود ویتامینهاست به فراوانی دیده میشود .

اسکلت مرد به دست آمده از دره نئاندر نمونه بسیار خوبی از بیماریهایی است که نئاندرتالها با آنها دست به گریبان بوده اند . این پیرمرد حدود ۱۰ سال از بیماری راشتیسم رنج میبرده و بر روی جمجه وی آثاری از يك شکستگی ترمیم شده وجود دارد . بازوی چپ وی نیز در نزدیکی آرنج شواهدی از شکستگی نشان میدهد . مطالعات میکروسکوپی انجام شده بر روی این نمونه نشان داده که وی به سختی میتوانسته بازوی چپ خود را خم کند ، کاهش توده استخوانی به دلیل سالها بدون فعالیت باقی ماندن این عضو شاهدی بر این ادعاست .

همچنین مطالعات نشان داده که پیرمرد لاشاپل نیز دارای علائم حادی از انواع بیماری هاست . ستون فقرات ، فك پایین ، استخوان لگن و پاهای وی دارای التهاب است و از آرتروز قابل توجهی در نواحی گردن ، پشت و شانه ها رنج میبرده ، آثاری از شکستگی دنده ، آسیب دیدگی کشکک زانو و از بین رفتن دندانهای آسیا در وی مشاهده میشود .

براساس استانداردهای امروزی ، مرد شانیدر شماره ۱ را باید در بیمارستان بستری کرد . این احتمال وجود دارد که وی بر اثر ضربه ای که بر سمت چپ جمجمه اش وارد آمده بینایی خود را از دست داده و برای مدتی طولانی ، دائما برای بقاء به گروه خود وابسته شده است . با توجه به آسیب دیدگی های موجود بر اعضاء راست بدنش همچون پا ، ساعد و بازو و همچنین شکل غیرطبیعی کشکک زانوی چپش این استنباط به وجود آمده که وی فلج كامل بوده و فقط به کمك اعضای گروهش قادر به ادامه حیات بوده است .


در کنار بیماریهای حاصل از نارسایی مانند راشتیسم ، مدارکی از آرتروزهای پیشرفته و شکستگی استخوان در قسمت بالایی بدن و بیش از همه مشکلات دندان از جمله ناراحتیهایی بودند که نئاندرتالها را در طول زندگیشان رنج میداد . با این وجود در میان فك نئاندرتالهایی که تا امروز یافت شده اند تنها مدارکی از ۳ مورد پوسیدگی دندان دیده شده است . التهابات لثه دردناك و آسیب دیدگیهای به وجود آمده در ناحیه فك اغلب به دلیل استفاده از دندان به عنوان دست سوم ایجاد میشد‌ . این التهابات به سرعت درون دهان گسترش می یافت و باکتریهایی را ایجاد میکرد که میتوانستند در مدت کوتاهی از ریشه دندان خود را به فك رسانده و در نتیجه طی یك بیماری دردناك شخص دندانهای خود را از دست میداد .

وجود آثار فرسایش بر روی لبه بیرون دندانهای پیشین در انسان نئاندرتال ، شاهد مستدلِ پر کاربرد بودن دندانهای جلویی در این انسان به عنوان ابزار و برای نگه داشتن اشياء است .
جالب اینکه این فرسایش ويژه ، در نزد نئاندرتال های بالغ دیده شده و در کودکان قابل مشاهده نیست که حاکی از بروز آن به تدریج در میانسالی و بر اثر استفاده است .


@Evolution_iran
◀️ استرالوپیتکوس



گونه های متعددی از استرالوپیتکوس ها در فاصله زمانی مابین ۴ الی ۲ میلیون سال قبل بر روی زندگی میکردند و سیر تکاملی آنها نهایتا در حدود ۲ میلیون سال قبل منجر به ظهور سرده هومو یا جنس انسان شد .
در این نوشتار ، یوزف ه رایش هلف ، ساختار بدن استرالوپیتکوسها و چالشهایی که برای بقا با آن روبرو بوده اند را مورد بررسی قرار داده و نکات جالب و درخور توجهی را بر میشمارد .


بخوانید

@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ فسیل



فسیل یا سنگواره، اجساد، بقایا و آثار موجوداتى میباشد که پس از مرگ در بین رسوبات دفن شده و همراه با آنها تحت تاثیر پدیده سنگ شدگى قرار گرفته اند

فسيل شدن یک موجود تنها در نواحی خاص و با شرایط بسیار ویژه رخ میدهد و از این رو فسیلها بسیار کمیاب و نادر هستند

تمام فسیلها بطور مستقیم توسط موجوداتی که در گذشته میزیسته اند بوجود آمده اند. به بیان دیگر براى آنکه یک شى فسیل به حساب آید، باید بقایا یا آثار فعالیت زیستى موجودات گذشته باشد

يك موجود فسيل شده، دقيقا يك مدل سنگی از آن موجود باستانی است. در طول فرايند فسيل شدن، اتمهای اصلی با مواد معدنی جديد جايگرين ميشوند. به طوريكه يك فسيل همان رنگ یا تركيب شيميايی بدن یا عضوی از بدن که فسیل شده را ندارد.
در این فرآیند، استخوان به آهستگی ميپوسد و فاسد ميشود. آب با مواد معدنيش به داخل استخوان رسوخ ميكند و مواد شيميايی داخل استخوان را با مواد معدنی جايگزين ميكند.
اين فرايند نتيجه اش يك كپی سنگ مانند سنگين از شی اصلی است، یعنی يك فسيل

فسيل همان شكل عضو بدن یا کل بدن موجود اصلی را دارد، اما از نظر شيميايی بیشتر سنگ است

بیشتر بخوانید
و اینجا
@Evolution_iran
◀️ فسیل


واژه فسیل ، از کلمه یونانی فسیلیوم به معنای چیزی را از دل خاک خارج کردن گرفته شده است .
فسیلها ، اشیایی واقعی هستند که از دل زمین بیرون آورده میشوند ! آنها بقایای جانداران باستانی هستند که بصورت بقایا ، مدل و یا آثاری در سنگ و به ندرت در باتلاقها ، چالهای قیر ، یخ منجمد یا صمغ درختان به جای مانده اند .

آثار فسیلی شواهدی را مبنی بر تکامل و روند آن بدست میدهند که بسیار بااهمیت است و از این رو ، علم دیرین شناسی که به کشف و بررسی فسیلها میپردازد ، ارتباط تنگاتنگی با علم تکامل دارد .

براساس نظم قرار گرفتن فسیلها در لایه های رسوبی ، میتوان وقوع تغییرات تکاملی دراز مدت موجودات را ردیابی کرد . توالی شکلهای فسیلی نشان میدهد پروکاریوتها در جایگاه نیایی تمام اشکال حیات قرار دارند . در واقع آنها قدیمی ترین فسیلهای شناخته شده بر روی کره زمین هستند . استروماتولیت ها ، نخستین ارگانیسم های زنده ای هستند که ۳/۵ میلیارد سال قبل با گیر افتادن درون رسوبات نخستین فسیلها را ایجاد کردند .
ظهور دوره ای رده های مختلف جانوران مهره دار در ذخایر فسیلی نشان میدهد که ماهیها قدیمتر از دیگر مهره داران هستند . پس از ماهیها ، دوزیستان خزندگان ، پستانداران و پرندگان پدیدار شده اند و این توالی با تاریخچه نسلهای مهره داران که از طرق دیگر بدست آمده اند هماهنگ است .

فسیل ، اغلب شامل اثرات برجای مانده از جاندار ، مانند بخشی از ساختار یا رد پای آن است و در موارد معدودی که تمام ساختار موجود زنده بر روی یک سنگ ، لایه ای فسیلی یا سنگ فسیلی ایجاد ‌کند ، مطالعه آن اطلاعات فراوانی به دست میدهد .
بیشتر سنگهای فسیلی از نوع رسوبی هستند ، اما در انواع دیگر سنگها و کانیها مانند صدف و سنگ دگرگونی نیز یافت شده اند . نادرترین نوع سنگ فسیلی ، بر بستر سنگ آذرین یا آتشفشانی ایجاد میشود .

متاسفانه فرایند فسیل شدن یک جاندار بسیار نادر است ، زیرا بدن تمام موجودات زنده پس از مردن تمایل به تجزیه دارد و شرایط محیطی نیز همواره برای فساد بدن جانداران مهیا است . بنابراین فسیل شدن باید به سرعت و پیش از تجزیه بدن جاندار صورت بگیرد که با گیر افتادن ارگانیسم در رسوب یا ترکیبات رزینی امکان‌پذیر است . در مواردی نیز فسیل تحت فشار فراوان یا در محیط فاقد اکسیژن تشکیل میشود . از مناسبترین مکانها برای تشکیل فسیل ، حاشیهٔ دلتاها و پیرامون کوههای آتشفشانی قدیمی که خاکستر از آنها متصاعد میشود و یا دریاهای کم عمق و یخچالها و باتلاقها هستند که شرایط محیطی مناسب جهت تشکیل فسیل را ایجاد میکنند .

اکثر فسیلهایی که کشف میشوند عموما مربوط به اعضای سخت جانداران مانند اسکلت و صدف هستند که بعلت ساختار مستحکم خود قابلیت ایجاد فسیل را دارند . اعضای نرم بدن جانوران به ندرت فسیل میشوند . معمولا این نوع فسیل زمانی شکل میگیرد که موجود در محیطی کاملاً دور از هوا قرار بگیرد . وجود چنین محیطی کمتر اتفاق افتاده و موجودات اغلب تحت تأثیر عمل باکتریها واقع شده و تجزیه میشوند ، ولی در این مورد می‌توان از چند محیط مناسب نام برد :
- یخبندان : در سال ۱۷۹۹ میلادی در منطقه قطبی سیبری ، جسد کامل ماموتها که در نتیجه یخبندان به حالت اولیه خود با گوشت و پوست و پشم و حتی محتویات داخلی معده آنها باقی مانده بود پیدا شد . بعد از آن بیش از پنجاه فسیل دیگر در سیبری پیدا شده اند . گوشت بعضی از این سنگواره ها به قدری خوب محافظت شده بود که حتی ممکن بود توسط حیوانات وحشی مورد استفاده قرار گیرد !
- مدفون شدن در آسفالت طبیعی : در بعضی از مناطق نفت خیز ، در امتداد شکستگیها ، نفت خام به سطح زمین جریان پیدا میکند و در گودالهایی تجمع مییابد . با تبخیر شدن نفتهای سبک ، نفت سنگین مانند آسفالت طبیعی در گودال باقی میماند . پوشیده شدن این نفتها با لایه ای نازک از گرد و غبار ، باعث میشود تا چنانچه موجودی از روی آن عبور کند به داخل آن فرو رفته و مدفون شود و تمام بخشهای بدن سالم بماند .
- مومیایی شدن : در مناطق با آب و هوای خشک ، جانوران دوره های گذشته که بر حسب اتفاق در زیر شنهای روان و مواد رسی مدفون شده‌اند ، در نتیجه خشکی هوا ، گوشت و پوست جانور خشکیده و جانور به حالت اولی خود فسیل شده است . در حقیقت خشک شدگی باعث مومیائی شدن طبیعی موجود میشود .
- مدفون شدن حشرات در داخل صمغ درختان : حشرات و یا جانداران کوچک ادوار گذشته که به صمغها چسبیده و در داخل آنها محفوظ مانده‌اند ، در اثر گذشت زمان و سخت شدن صمغها بدون کوچکترین تغییری محافظت شده‌اند ، طوریکه حتی بافتهای مختلف آنها نیز زیر میکروسکوپ قابل مطالعه است .

@Evolution_iran
Audio
◀️ سلول و وراثت



☑️ مقدماتی درباره سلول و نحوه وراثت


از 'AMIR 'parsa


@Evolution_iran
◀️ نیروی محرکه تکامل
⬅️ رقابت چیست ؟!



موجودات زنده کمابیش در حد بالایی با محیط خود سازگاری دارند . سم اسب با دویدن در دشت سازگار است ، پوست کلفت و پرمو با لایه ضخیم چربی زیر آن ، خرس قطبی را در برابر سرمای شمالکانی محافظت میکند ، گردن دراز زرافه ها به آنها در کندن برگها و شاخچه های درختان بلند که دیگر علفخوران گرم دشتها قادر به دست یافتن به آنها نیستند یاری میرساند و قس على هذا . طبیعت از چنین سازگاریهای جالب و عالی آکنده است . سازواره و محیط در پیوند دو جانبه با یکدیگر قرار دارند . محیط ، سازواره را بر اساس امکانات بدنی ارگانیسم شکل میدهد . مطالبات محيط راه حلهای گوناگونی ارائه میدهند ، همانگونه که در عرصه ریاضیات برای معادلات پیچیده میتوان راه حلهای متعددی ارائه داد ، محیط نیز راه حلهای گوناگونی را ارائه میکند و اینکه سازگاری با چه ژرفایی صورت گرفته ، هیچ نقشی ایفا نمیکند ، تا زمانی که موجود با رقیب دیگری که با محیط خود بهتر سازش یافته به مقابله کشانده شود . در این جا یک توضیح ضروری به نظر میرسد . رقابت به این معنی نیست که قویترها با خشونت و بیرحمی رقبای ضعیف تر را تار و مار میکنند یا به کلی نسل آنها را از زمین بر میدارند . در رویدادهای طبیعی چنین حالتی یک استثنا است . معمولا برتری یافتن در عرصه رقابت در اینجا به بیان درست تر یعنی بهره گیری مفید از امکانات زیستی . موجود ضعیفتر میتواند در این جریان رقیب بلند مرتبه ای به شمار آید ، حتی اگر او در یک مقابله رو در رو شکست بخورد . بنابراین برتری ، با عواملی چون کمبود مواد غذایی یا با وفور منابع حیاتی و یا سطح فضای حیاتی که
هر فرد از آن نوع میتواند در اختیار خود بگیرد سنجیده نمیشود . موفقیت بیشتر با شمار فرزندانی که بقا می یابند و دوباره تولید مثل میکنند سنجیده میشود . موفقیت فردی در این جریان هیچ نقشی بازی نمیکند . در فرایند حیات ، یک فرد یکی از حلقه های بیشمار زنجیره زیست را تشکیل میدهد . آن فرد فقط هنگامی موفق خواهد بود که همه زنجیر حفظ شود و بتواند دوام بیاورد . اگر پیوند وی با زنجیر گسسته شود ، همه موفقیتهای فردی او که پیش تر به دست آورده بود از دست میروند . از این رو رقابت قانون حیات مندی را به نمایش میگذارد که به دنبال بهترین راه میگردد و از سود آنی حداکثر ، به نفع توفيق دراز مدت چشم پوشی میکند .

وقتی سخن از اهمیت رقابت در فرایند تکامل در میان باشد ، به چه چیزهایی باید اندیشید ؟

اگر امکانات و تواناییهای یک گونه ، او را در محیط خویش سازگار کند ، میشود آن را به مثابه یک نوع انطباق یافته پذیرفت .
یک زیست بوم شناس به زبان ساده تر خواهد گفت اینکه آن گونه به کدام موقعیت مناسب دست یافته ، بستگی کامل به تواناییهای او و نوع رقیبش داشته است . این قابلیتها به عنوان اساس تجهیزات زیست شناختی ، زیر ساختی برای ادامه تکامل ، مقابله با تغییرات محیط زیست و به ویژه برای مقابله با رقیبان به آنها میدهد که آن نیروی محرکه ای برای ادامه تکامل است . بنابراین تأثیر متقابل تواناییهای سازواره و مطالبات محیط زیست جدید به پیشرفت در تکامل می انجامد . تکامل از هیچ یک از این دو سازه به تنهایی نتیجه نمیشود . تعامل پویا بین سازواره و محیط او ، تداوم تکامل را ممکن میسازد ، زیرا هر پیشرفتی و هر بهبودی در ساختمان و توانایی سازواره میباید در رابطه با محیط از عهده تنازع بقا بر آید و قادر به بقا باشد ، وگرنه سودمند واقع نخواهد شد . از سوی دیگر ، بدون هیچ تغییری در مطالبات محیط انتظار هیچ پیشرفتی را نباید داشت ، زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که یک اندام آزمون پس داده یا توانایی آزموده شده را از دست بدهند و آن را تغییر دهند .



@Evolution_iran