◀️ درک متفاوت از گذر زمان در انسانها
گفته شد که موجودات مختلف احتمالا درک متفاوتی از گذر زمان دارند (اینجا)
این مسئله میتواند در مورد انسان نیز صدق کند!
زمانی که شخص وارد محیطی جدید میشود که محرکات آن متنوع و گسترده هستند و در واقع اطلاعات ورودی به مغز بسیار زیاد است و یا از لحاظ ذهنی شخص بسیار درگیر است، مغز انسان گذر زمان را آهسته تر درک میکند. چرا که فعالیت مغز بالا رفته و مسائل زیادی باید حل و پردازش شوند. در نتیجه متابولیسم مغز به شدت افزایش یافته و گذر زمان را کندتر درک میکند
همچنین گفته میشود زمانیکه ما به سنین بالا میرسیم، محرکات تازه کم میشوند، چرا که در طول سالهای بلند عمر خود، اکثر فعالیتها و محرکات را تجربه شده و توسط مغز پردازش شده اند. بنابراین نیازی نیست که مغز ما مجددا آنها را پردازش کند. به بیان ساده تر، مغز با کار و فشار کمتر، همان خروجی را دارد. بنابراین با پایین آمدن میزان پردازشها و صرف کمتر انرژی، نیازی به درک آهسته از گذر زمان هم نیست.
به همین دلیل اغلب افراد در سنین پیری احساس میکنند که روزها و هفته ها به سرعت میگذرند
@Evolution_iran
گفته شد که موجودات مختلف احتمالا درک متفاوتی از گذر زمان دارند (اینجا)
این مسئله میتواند در مورد انسان نیز صدق کند!
زمانی که شخص وارد محیطی جدید میشود که محرکات آن متنوع و گسترده هستند و در واقع اطلاعات ورودی به مغز بسیار زیاد است و یا از لحاظ ذهنی شخص بسیار درگیر است، مغز انسان گذر زمان را آهسته تر درک میکند. چرا که فعالیت مغز بالا رفته و مسائل زیادی باید حل و پردازش شوند. در نتیجه متابولیسم مغز به شدت افزایش یافته و گذر زمان را کندتر درک میکند
همچنین گفته میشود زمانیکه ما به سنین بالا میرسیم، محرکات تازه کم میشوند، چرا که در طول سالهای بلند عمر خود، اکثر فعالیتها و محرکات را تجربه شده و توسط مغز پردازش شده اند. بنابراین نیازی نیست که مغز ما مجددا آنها را پردازش کند. به بیان ساده تر، مغز با کار و فشار کمتر، همان خروجی را دارد. بنابراین با پایین آمدن میزان پردازشها و صرف کمتر انرژی، نیازی به درک آهسته از گذر زمان هم نیست.
به همین دلیل اغلب افراد در سنین پیری احساس میکنند که روزها و هفته ها به سرعت میگذرند
@Evolution_iran
◀️ زندگی در بیابان !
محیطهای بیابانی و مکانهایی که منابع غذایی در آن کمیاب است، عموما در اختیار خزندگان کوچک است!
در چنین محیطهایی به ندرت میتوان پستانداران و دیگر جانوران خونگرم را دید
یکی از دلایل عمده این مسئله، خونگرم بودن پستانداران است
پستانداران برای تأمین انرژیِ لازم برای جبران گرمایی که از سطح پوست از دست میدهند، باید مدام در حال خوردن باشند و غذای خود را نیز از میان غذاهای پرانرژی نظیر میوهها، دانه های خوراکی، حشرات و یا دیگر پستانداران کوچک انتخاب کنند
به همین دلیل خزندگانی که خونسرد هستند و به غذای کمتری احتیاج دارند در محیطهایی مثل بیابانهای بی آب و علف که غذا کمیاب است، بیشتر یافت میشوند
جانوران خونسرد برای ادامهٔ زندگی در مقایسه با جانوران خونگرم به انرژی بسیار کمتری نیاز دارند.
پستانداران و پرندگان در مقايسه با جانوران خونسردِ هم وزن خود به انرژی و در نتیجه به خوراک بیشتری احتیاج دارند.
@Evolution_iran
محیطهای بیابانی و مکانهایی که منابع غذایی در آن کمیاب است، عموما در اختیار خزندگان کوچک است!
در چنین محیطهایی به ندرت میتوان پستانداران و دیگر جانوران خونگرم را دید
یکی از دلایل عمده این مسئله، خونگرم بودن پستانداران است
پستانداران برای تأمین انرژیِ لازم برای جبران گرمایی که از سطح پوست از دست میدهند، باید مدام در حال خوردن باشند و غذای خود را نیز از میان غذاهای پرانرژی نظیر میوهها، دانه های خوراکی، حشرات و یا دیگر پستانداران کوچک انتخاب کنند
به همین دلیل خزندگانی که خونسرد هستند و به غذای کمتری احتیاج دارند در محیطهایی مثل بیابانهای بی آب و علف که غذا کمیاب است، بیشتر یافت میشوند
جانوران خونسرد برای ادامهٔ زندگی در مقایسه با جانوران خونگرم به انرژی بسیار کمتری نیاز دارند.
پستانداران و پرندگان در مقايسه با جانوران خونسردِ هم وزن خود به انرژی و در نتیجه به خوراک بیشتری احتیاج دارند.
@Evolution_iran
◀️ گیاهان گوشتخوار
گیاهانی هستند که علاوه بر انجام عمل فتوسنتز، برخی یا بسیاری از مواد غذایی مورد نیاز خود را از طریق تله گذاری و مصرف جانوران یا آغازیان و حشرات بدست می آورند
بیشتر گیاهان گوشتخوار در زیستگاههایی با نور زیاد، خاکهای فقیر یا غرقاب و دارای نیتروژن و فسفر بسیار کم زندگی میکنند.
اعتقاد بر این است که گوشتخواری به عنوان روشی برای افزایش مواد مغذی در شرایط بسیار فقیر مواد مغذی فرگشت یافته است
این گیاهان را میتوان در همه قارهها به جز قطب جنوب دید
تصور میشود گوشتخواری در گیاهان حداقل ۹ بار بطور مستقل تکامل تافته است. در حال حاضر بیش از ۶۰۰ گونه از این گیاهان شناسایی شده است
این گیاهان با چند مکانیسم متفاوت قادر به شکار هستند:
-گودال مخفی که شکار به وسیلهٔ برگ لوله شده که حاوی استخری از آنزیمهای گوارشی یا باکتری است شکار میشود
-تله چسب که استفاده از لعاب چسبنده میباشد
-تله چفت شونده با استفاده از حرکات سریع برگ
-تله مثانهای که این تله با مکش شکار که باعث ایجاد خلا درونی میشود عمل میکند
-تله دام خرچنگ که تله ای با پرزهای درونی برای کشیدن دام به داخل است
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@Evolution_iran
گیاهانی هستند که علاوه بر انجام عمل فتوسنتز، برخی یا بسیاری از مواد غذایی مورد نیاز خود را از طریق تله گذاری و مصرف جانوران یا آغازیان و حشرات بدست می آورند
بیشتر گیاهان گوشتخوار در زیستگاههایی با نور زیاد، خاکهای فقیر یا غرقاب و دارای نیتروژن و فسفر بسیار کم زندگی میکنند.
اعتقاد بر این است که گوشتخواری به عنوان روشی برای افزایش مواد مغذی در شرایط بسیار فقیر مواد مغذی فرگشت یافته است
این گیاهان را میتوان در همه قارهها به جز قطب جنوب دید
تصور میشود گوشتخواری در گیاهان حداقل ۹ بار بطور مستقل تکامل تافته است. در حال حاضر بیش از ۶۰۰ گونه از این گیاهان شناسایی شده است
این گیاهان با چند مکانیسم متفاوت قادر به شکار هستند:
-گودال مخفی که شکار به وسیلهٔ برگ لوله شده که حاوی استخری از آنزیمهای گوارشی یا باکتری است شکار میشود
-تله چسب که استفاده از لعاب چسبنده میباشد
-تله چفت شونده با استفاده از حرکات سریع برگ
-تله مثانهای که این تله با مکش شکار که باعث ایجاد خلا درونی میشود عمل میکند
-تله دام خرچنگ که تله ای با پرزهای درونی برای کشیدن دام به داخل است
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@Evolution_iran
◀️ نظریه وراثتی داروین
از بزرگترین مشکلات داروین، عدم اطلاع از مکانیسم انتقال صفات به نسل بعد بود. این مشکل بعدها با مورد توجه قرار گرفتن کارهای مندل و ظهور علم ژنتیک برطرف شد
اما پیش از مندل، قوانین وراثت تا آنجا تعریف شده بود که طی لقاح، اسپرم جنس نر با تخمک جنس ماده لقاح یافته و منجر به ایجاد تخم میشود که برخی صفات را ظاهرا از پدر و برخی را ظاهرا از مادر کسب کرده است
داروین این نظریه را گسترش داد و نظریه وی pangenesis یا همه زایی نام گرفت که برگرفته از دو واژهی یونانی pan (کل) و genesis (پیدایش) است
داروین همچینین از اصطلاح gemmule (ژمول به معنای جوانه) به عنوان ترکیبی که حین لقاح ایجاد شده و سبب تولید صفات میشود استفاده کرد
به بیان ساده ، داروین عقیده داشت در همه اندامهای بدن مواد خاصی به نام ژمول وجود دارند. این ژمولها به هنگام ساختن نطفه سهمی میفرستند و در واقع نطفه های جنسی با مشارکت همه اندامهای بدن به وجود می آیند و اگر تغییری در هر یک از اندامها حاصل شود این تغییر در ژمول آن اندام اثر خواهد گذاشت و از طریق سهمی که ژمول در تولید نطقه خواهد داشت به نسل بعد منتقل خواهد شد
@Evolution_iran
از بزرگترین مشکلات داروین، عدم اطلاع از مکانیسم انتقال صفات به نسل بعد بود. این مشکل بعدها با مورد توجه قرار گرفتن کارهای مندل و ظهور علم ژنتیک برطرف شد
اما پیش از مندل، قوانین وراثت تا آنجا تعریف شده بود که طی لقاح، اسپرم جنس نر با تخمک جنس ماده لقاح یافته و منجر به ایجاد تخم میشود که برخی صفات را ظاهرا از پدر و برخی را ظاهرا از مادر کسب کرده است
داروین این نظریه را گسترش داد و نظریه وی pangenesis یا همه زایی نام گرفت که برگرفته از دو واژهی یونانی pan (کل) و genesis (پیدایش) است
داروین همچینین از اصطلاح gemmule (ژمول به معنای جوانه) به عنوان ترکیبی که حین لقاح ایجاد شده و سبب تولید صفات میشود استفاده کرد
به بیان ساده ، داروین عقیده داشت در همه اندامهای بدن مواد خاصی به نام ژمول وجود دارند. این ژمولها به هنگام ساختن نطفه سهمی میفرستند و در واقع نطفه های جنسی با مشارکت همه اندامهای بدن به وجود می آیند و اگر تغییری در هر یک از اندامها حاصل شود این تغییر در ژمول آن اندام اثر خواهد گذاشت و از طریق سهمی که ژمول در تولید نطقه خواهد داشت به نسل بعد منتقل خواهد شد
@Evolution_iran
Audio
◀️ معماری و تکامل
معماری
از دیدگاه
روانشناسی تکاملی
✅ از مهدی اصانلو
✅ روانشناس و پژوهشگر حوزه روانشناسی تکاملی
@Evolution_iran
معماری
از دیدگاه
روانشناسی تکاملی
✅ از مهدی اصانلو
✅ روانشناس و پژوهشگر حوزه روانشناسی تکاملی
@Evolution_iran
◀️ اگوست ویسمن
اگوست ویسمن ، زیست شناس آلمانی و از دانشمندان پیشرو در علم تکامل بود .
وی از نگاه ارنست مایر ، پس از داروین بزرگترین دانشمند و نظریه پرداز تکامل به شمار میرود .
ویسمن بعنوان یکی از بنیان گذاران نودارویسنیم یا سنتز مدرن ، نقش بسیار اساسی در پیشرفت و توسعه نظریه تکامل داشته است .
از مهمترین کارهای وی ، رد کامل نظریه انتقال صفات اکتسابی بود که اساس نظریه لارمارک و همچنین توضیح داروین برای انتقال صفات به نسلهای بعدی در نظریه ای بعنوان همه زایی بود .
ویسمن نشان داد که فرآیند جهش تنها در سلولهای جنسی (گامتها) رخ میدهد و این تنها منبع تغییر برای انتخاب طبیعی است .
ویسمن با انجام آزمایشاتی بر روی حدود ۱۵۰۰ موش در ۲۲ نسل متوالی نشان داد که صفات اکتسابی مانند قطع دم در موشهای مورد آزمایش حتی در نسلهای متوالی و به طور مکرر ، در طول زندگی هر فرد ، به هیچ عنوان تاثیری بر روی ویژگیهای نسل بعد نخواهد داشت .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
@Evolution_iran
اگوست ویسمن ، زیست شناس آلمانی و از دانشمندان پیشرو در علم تکامل بود .
وی از نگاه ارنست مایر ، پس از داروین بزرگترین دانشمند و نظریه پرداز تکامل به شمار میرود .
ویسمن بعنوان یکی از بنیان گذاران نودارویسنیم یا سنتز مدرن ، نقش بسیار اساسی در پیشرفت و توسعه نظریه تکامل داشته است .
از مهمترین کارهای وی ، رد کامل نظریه انتقال صفات اکتسابی بود که اساس نظریه لارمارک و همچنین توضیح داروین برای انتقال صفات به نسلهای بعدی در نظریه ای بعنوان همه زایی بود .
ویسمن نشان داد که فرآیند جهش تنها در سلولهای جنسی (گامتها) رخ میدهد و این تنها منبع تغییر برای انتخاب طبیعی است .
ویسمن با انجام آزمایشاتی بر روی حدود ۱۵۰۰ موش در ۲۲ نسل متوالی نشان داد که صفات اکتسابی مانند قطع دم در موشهای مورد آزمایش حتی در نسلهای متوالی و به طور مکرر ، در طول زندگی هر فرد ، به هیچ عنوان تاثیری بر روی ویژگیهای نسل بعد نخواهد داشت .
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
@Evolution_iran
◀️ یکجانشینی و تکامل بیماریهای واگیردار !
⬅️ بخش اول
ظهور کشاورزی سبب روند تکاملی بیماریهای واگیردار ما شد . یک دلیل واضح آن این است که کشاورزی ، نسبت به شیوه زندگی شکارچی - گردآوری ، تراکم بسیار بالاتری از جمعیت را ، بطور میانگین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر ، تامین میکند .
علاوه بر این ، شکارچی - گردآورنده ها اغلب محل استقرار خود را عوض میکردند و پشت سر خود کومه ای از مدفوع خود را باقی میگذاشتند که انباشته از میکروب و نوزاد کرم بود .اما کشاورزان یکجانشین ، با زندگی در کنار فاضلاب خود ، مسیر را برای سفر میکروبها از بدن یک فرد به آب آشامیدنی فردی دیگر کوتاه میکنند .
پاره از از جمعیتهای کشاورز حتی با جمع آوری مدفوع و ادرار خود و استفاده از آن به عنوان کود در مزارع ، کار باکتریها و کرمهای مدفوع خود را برای آلوده کردن قربانیهای جدید آسان میکنند .
کشاورزی آبی و پرورش ماهی در حوضچه ، شرایط مطلوب زندگی را برای حلزونهای حامل شیستوسوم و نیز برای کرم کبد فراهم می آورند . همان موجوداتی که هنگام عبور ما از میان آبهای انباشته از مدفوع به زیر پوستمان نفوذ میکنند .
کشاورزان یکجانشین ، نه تنها مدفوع خویش ، بلکه با جوندگانِ ناقلِ بیماریِ جذب شده به انبار خوراکشان احاطه میشوند .
کشاورزان آفریقایی هم با اقدام به جنگل زدایی ، زیست بوم مطلوبی را برای پشه های ناقل مالاریا فراهم می آورند .
بنابراین اگر ظهور کشاورزی برای میکروبهای ما پربرکت بود ، ظهور شهرها نعمتی بزرگتر به شمار می آمد . چرا که جمعیتهای انبوه تر و متراکم تر در شرایط بهداشتی به مراتب بدتری اجابت مزاج میکنند . به واقع تنها در اوایل قرن بیستم بود که جمعیت شهری اروپا سرانجام پایدار شد ، پیش از آن مهاجرت پیوسته دهقانان سالم از روستاها برای جبران مرگ و میر پیوسته اهالی شهرها از بیماریهایجمعیتی امری ضروری بود !
نعمت دیگر برای میکروبها ، توسعه مسیرهای تجارت جهانی بود که در دوران روم باستان با مرتبط کردن موفقیت آمیز مردم اروپا ، آسیا و آفریقای شمالی ، بستری عظیم برای زاد و ولد میکروبها فراهم آورد . این همان زمانی است که آبله به عنوان طاعون آنتونینوس به روم رسید و میلیونها شهروند رومی را بین سالهای ۱۶۵ و ۱۸۰ میلادی تار و مار کرد . به همین ترتیب ، طاعون خیارکی نخستین بار در اروپا به عنوان طاعون ژوستینین ظاهر شد ( ۵۴۲-۵۴۳ میلادی ) . اما این طاعون تا سال ۱۳۴۶ میلادی که در هیئت مرگ سیاه ظاهر شد ، با تمام قدرت به اروپا حمله ور نشد .
مرگ سیاه زمانی همه گیر شد که مسیر جدید تجاری به چین از راه خشکی ، امکان انتقال سریع کک های موجود در پشمهای حیوانات را از مناطق طاعون زده آسیای مرکزی به اروپا فراهم ساخت .
به این ترتیب ، هنگامی که جمعیت انسانی به اندازه کافی بزرگ و متمرکز شد ، به مرحله ای در تاریخ خود رسیدیم که سرانجام ، دست کم میتوانستیم بیماریهای جمعیتی محدود به گونه خود را تکامل و تداوم ببخشیم !
@Evolution_iran
⬅️ بخش اول
ظهور کشاورزی سبب روند تکاملی بیماریهای واگیردار ما شد . یک دلیل واضح آن این است که کشاورزی ، نسبت به شیوه زندگی شکارچی - گردآوری ، تراکم بسیار بالاتری از جمعیت را ، بطور میانگین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر ، تامین میکند .
علاوه بر این ، شکارچی - گردآورنده ها اغلب محل استقرار خود را عوض میکردند و پشت سر خود کومه ای از مدفوع خود را باقی میگذاشتند که انباشته از میکروب و نوزاد کرم بود .اما کشاورزان یکجانشین ، با زندگی در کنار فاضلاب خود ، مسیر را برای سفر میکروبها از بدن یک فرد به آب آشامیدنی فردی دیگر کوتاه میکنند .
پاره از از جمعیتهای کشاورز حتی با جمع آوری مدفوع و ادرار خود و استفاده از آن به عنوان کود در مزارع ، کار باکتریها و کرمهای مدفوع خود را برای آلوده کردن قربانیهای جدید آسان میکنند .
کشاورزی آبی و پرورش ماهی در حوضچه ، شرایط مطلوب زندگی را برای حلزونهای حامل شیستوسوم و نیز برای کرم کبد فراهم می آورند . همان موجوداتی که هنگام عبور ما از میان آبهای انباشته از مدفوع به زیر پوستمان نفوذ میکنند .
کشاورزان یکجانشین ، نه تنها مدفوع خویش ، بلکه با جوندگانِ ناقلِ بیماریِ جذب شده به انبار خوراکشان احاطه میشوند .
کشاورزان آفریقایی هم با اقدام به جنگل زدایی ، زیست بوم مطلوبی را برای پشه های ناقل مالاریا فراهم می آورند .
بنابراین اگر ظهور کشاورزی برای میکروبهای ما پربرکت بود ، ظهور شهرها نعمتی بزرگتر به شمار می آمد . چرا که جمعیتهای انبوه تر و متراکم تر در شرایط بهداشتی به مراتب بدتری اجابت مزاج میکنند . به واقع تنها در اوایل قرن بیستم بود که جمعیت شهری اروپا سرانجام پایدار شد ، پیش از آن مهاجرت پیوسته دهقانان سالم از روستاها برای جبران مرگ و میر پیوسته اهالی شهرها از بیماریهایجمعیتی امری ضروری بود !
نعمت دیگر برای میکروبها ، توسعه مسیرهای تجارت جهانی بود که در دوران روم باستان با مرتبط کردن موفقیت آمیز مردم اروپا ، آسیا و آفریقای شمالی ، بستری عظیم برای زاد و ولد میکروبها فراهم آورد . این همان زمانی است که آبله به عنوان طاعون آنتونینوس به روم رسید و میلیونها شهروند رومی را بین سالهای ۱۶۵ و ۱۸۰ میلادی تار و مار کرد . به همین ترتیب ، طاعون خیارکی نخستین بار در اروپا به عنوان طاعون ژوستینین ظاهر شد ( ۵۴۲-۵۴۳ میلادی ) . اما این طاعون تا سال ۱۳۴۶ میلادی که در هیئت مرگ سیاه ظاهر شد ، با تمام قدرت به اروپا حمله ور نشد .
مرگ سیاه زمانی همه گیر شد که مسیر جدید تجاری به چین از راه خشکی ، امکان انتقال سریع کک های موجود در پشمهای حیوانات را از مناطق طاعون زده آسیای مرکزی به اروپا فراهم ساخت .
به این ترتیب ، هنگامی که جمعیت انسانی به اندازه کافی بزرگ و متمرکز شد ، به مرحله ای در تاریخ خود رسیدیم که سرانجام ، دست کم میتوانستیم بیماریهای جمعیتی محدود به گونه خود را تکامل و تداوم ببخشیم !
@Evolution_iran
فرادرس - مجله
بیماری واگیر — انواع، دلایل ابتلا، علائم و درمان
در این نوشتار، به معرفی بیماری واگیر و انواع و علائم آن میپردازیم، فهرستی از شایعترین انواع بیماری واگیر و راههای پیشگیری از آنها را ارائه میکنیم.
◀️ یکجانشینی و تکامل بیماریهای واگیردار
⬅️ بخش دوم
در بخش اول ، درباره ظهور و تکامل بیماریهای واگیردار انسان گفته شد . اما آنچه گفته شد میتواند موضوعی متناقض به نظر برسد !
این گونه بیماریها هرگز نمیتوانستند پیش تر وجود داشته باشند !
این بیماریهای واگیردار جدید از کجا آمدند ؟
مطالعات مولکولی انجام شده پیرامون میکروبها میتواند راهگشای پاسخ به این سوال باشد . زیست شناسان مولکولی میتوانند نزدیکترین خویشاوندان بسیاری از میکروبهای مسبب بیماریهای منحصر به فرد ما را تشخیص دهند .
برای نمونه ، ویروس سرخک بیش از همه به ویروسی نزدیک است که عامل طاعون گوزن است . طاعون گوزن بیماری خطرناکی است که دام و بسیاری از پستانداران نشخوار کننده دیگر را مبتلا میکند ، اما انسانها را نه ! و برعکس ، سرخک دامها را مبتلا نمیکند .
شباهت زیاد ویروس سرخک با ویروس طاعون گوزن نشانگر آن است که این ویروس از طریق دام به انسان منتقل شده و بعد با تغییر ویژگیهای خود برای انطباق با ما به ویروس سرخک تکامل یافته است . این انتقال به هیچ وجه تعجب آور نیست ، چرا که بسیاری از کشاورزان کنار گاوها و مدفوع و ادرار این حیوانات ، در فضایی آکنده از بازدم تنفس آنها و در مجاورت زخمها و خونشان زندگی میکنند و میخوابند .
رابطه نزدیک ما با گاوها به بیش از ۹ هزار سال پیش بار میگردد ، زمانی به اندازه کافی بلند برای اینکه ویروس طاعون گوزن ما را کشف کند !
به سبب نزدیکی ما با حیواناتی که دوستشان داریم ، قاعدتا باید پیوسته توسط میکروبهای آنها بمباران شویم !
این مهاجمان بنا به انتخاب طبیعی غربال میشوند و فقط تعدادی از آنها میتوانند خود را به عنوان عامل بیماریهای انسانی تثبیت کنند .
@Evolution_iran
⬅️ بخش دوم
در بخش اول ، درباره ظهور و تکامل بیماریهای واگیردار انسان گفته شد . اما آنچه گفته شد میتواند موضوعی متناقض به نظر برسد !
این گونه بیماریها هرگز نمیتوانستند پیش تر وجود داشته باشند !
این بیماریهای واگیردار جدید از کجا آمدند ؟
مطالعات مولکولی انجام شده پیرامون میکروبها میتواند راهگشای پاسخ به این سوال باشد . زیست شناسان مولکولی میتوانند نزدیکترین خویشاوندان بسیاری از میکروبهای مسبب بیماریهای منحصر به فرد ما را تشخیص دهند .
برای نمونه ، ویروس سرخک بیش از همه به ویروسی نزدیک است که عامل طاعون گوزن است . طاعون گوزن بیماری خطرناکی است که دام و بسیاری از پستانداران نشخوار کننده دیگر را مبتلا میکند ، اما انسانها را نه ! و برعکس ، سرخک دامها را مبتلا نمیکند .
شباهت زیاد ویروس سرخک با ویروس طاعون گوزن نشانگر آن است که این ویروس از طریق دام به انسان منتقل شده و بعد با تغییر ویژگیهای خود برای انطباق با ما به ویروس سرخک تکامل یافته است . این انتقال به هیچ وجه تعجب آور نیست ، چرا که بسیاری از کشاورزان کنار گاوها و مدفوع و ادرار این حیوانات ، در فضایی آکنده از بازدم تنفس آنها و در مجاورت زخمها و خونشان زندگی میکنند و میخوابند .
رابطه نزدیک ما با گاوها به بیش از ۹ هزار سال پیش بار میگردد ، زمانی به اندازه کافی بلند برای اینکه ویروس طاعون گوزن ما را کشف کند !
به سبب نزدیکی ما با حیواناتی که دوستشان داریم ، قاعدتا باید پیوسته توسط میکروبهای آنها بمباران شویم !
این مهاجمان بنا به انتخاب طبیعی غربال میشوند و فقط تعدادی از آنها میتوانند خود را به عنوان عامل بیماریهای انسانی تثبیت کنند .
@Evolution_iran
Audio
◀️ تکامل چشم
چشم از پیچیده ترین اعضای بدن جانداران محسوب میشود .
چگونه چنین سیستم پیچیده و منظمی شکل گرفته است ؟
☑️ فایل PDF مکمل را هم مطالعه کنید
✅ از دکتر مهرداد شفیعیان
✅ گروه تفکر مدرن
@Evolution_iran
چشم از پیچیده ترین اعضای بدن جانداران محسوب میشود .
چگونه چنین سیستم پیچیده و منظمی شکل گرفته است ؟
☑️ فایل PDF مکمل را هم مطالعه کنید
✅ از دکتر مهرداد شفیعیان
✅ گروه تفکر مدرن
@Evolution_iran
سند بدون عنوان.pdf
627.4 KB
◀️ تکامل چشم
چشم از پیچیده ترین اعضای بدن جانداران محسوب میشود .
چگونه چنین سیستم پیچیده و منظمی شکل گرفته است ؟
صوتی
✅ از دکتر مهرداد شفیعیان
✅ گروه تفکر مدرن
@Evolution_iran
چشم از پیچیده ترین اعضای بدن جانداران محسوب میشود .
چگونه چنین سیستم پیچیده و منظمی شکل گرفته است ؟
صوتی
✅ از دکتر مهرداد شفیعیان
✅ گروه تفکر مدرن
@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ اولین انسان چه کسی بوده است ؟!
☑️ آیا در سیر تکامل موجودات و بخصوص انسان ، میتوان اولین موجود از یک گونه را مشخص کرد ؟
پاسخ را با توضیحات دقیق در ویدئو ببینید .
☑️ ترجمه و زیرنویس : آرش تاج دار
@Evolution_iran
☑️ آیا در سیر تکامل موجودات و بخصوص انسان ، میتوان اولین موجود از یک گونه را مشخص کرد ؟
پاسخ را با توضیحات دقیق در ویدئو ببینید .
☑️ ترجمه و زیرنویس : آرش تاج دار
@Evolution_iran
◀️ نظریه جهش
اوایل قرن بیستم ، یك دانشمند هلندی به نام دو وریس ، نظریه جهش را ارائه کرد .
دووریس معقتد بود صفات بطور ناگهانی در یك فرد ظاهر میشوند و این صفات قابل انتقال به نسلهای بعدی نیز هستند که جاندارانی كه در آنها صفات جدید بوجود می آید در اصطلاح جهش یافته نامید .
صفات جدیدی كه در یك جهش بوجود می آیند اغلب مضر هستند و سبب نابودی جاندار می شوند ، اما گاهی به ندرت در یك جهش صفات مفیدی هم ظاهر میشوند.
جاندارانی كه در آنها یك یا چند صفت مفید ظاهر میشود ، نسبت به همنوعان خود سازگاری بیشتری با محیط پیدا میكنند و رفته رفته تعداد آنها در محیط افزایش پیدا میكند .
پس از کشف ساختار dna چگونگی بروز صفات جدید نیز مشخص شد . dna عامل بوجود آورنده صفات مختلف در همه جانداران است .
بنابراین هرگونه تغییر در صفات جانداران ، به معنای تغییر در ساختمان dna است .
@Evolution_iran
اوایل قرن بیستم ، یك دانشمند هلندی به نام دو وریس ، نظریه جهش را ارائه کرد .
دووریس معقتد بود صفات بطور ناگهانی در یك فرد ظاهر میشوند و این صفات قابل انتقال به نسلهای بعدی نیز هستند که جاندارانی كه در آنها صفات جدید بوجود می آید در اصطلاح جهش یافته نامید .
صفات جدیدی كه در یك جهش بوجود می آیند اغلب مضر هستند و سبب نابودی جاندار می شوند ، اما گاهی به ندرت در یك جهش صفات مفیدی هم ظاهر میشوند.
جاندارانی كه در آنها یك یا چند صفت مفید ظاهر میشود ، نسبت به همنوعان خود سازگاری بیشتری با محیط پیدا میكنند و رفته رفته تعداد آنها در محیط افزایش پیدا میكند .
پس از کشف ساختار dna چگونگی بروز صفات جدید نیز مشخص شد . dna عامل بوجود آورنده صفات مختلف در همه جانداران است .
بنابراین هرگونه تغییر در صفات جانداران ، به معنای تغییر در ساختمان dna است .
@Evolution_iran
◀️ جهش باوری ، رقیب داروینیسم
به طور تناقض آمیزی ، کشف دوباره نظریات مندل درباره ژنتیک در اوایل قرن بیستم منجر به افول بیشتر نظریات داروین شد .
چنین به نظر میرسید که این کشفیات جایگزینی گمراه کننده برای نظریات و پدیده های تدریجی و نامحسوس داروینی ارائه میدهند .
اکنون تکامل با جهش تبیین میشد ! یعنی با تغییرات ناگهانی در ژنوتیپی که تغییرات عظیم متناظری در فنوتیپ را موجب میشد .
آنطور که برخی عقیده داشتند گونه های جدید به موجب جهش های خاص ، از اشکال موجود به وجود می آیند .
این نگرش که تغییر زیستی از یک مرحله به مرحله دیگر جهش میکرد ، برای دانشمندانی که در خصوص تکامل تدریجی و نامحسوس داروینی تردید داشتند ، آشکارا جذابیت داشت .
از نظر جهش گرایان ، انتخاب طبیعی تاثیر قابل چشم پوشی در فرآیند تکامل داشت .
به مدت تقریبا سی سال ، میان جهش گرایان که تکامل را رشته ای از جهش های عظیم میدیدند و داروینی هایی که حامی آموزه های تغییرات کُند و پیوسته داروینی بودند جدایی کامل وجود داشت .
از نظر داروینی ها ، انتخاب طبیعی اصل و راهنمای کلی تکامل بود .
@Evolution_iran
به طور تناقض آمیزی ، کشف دوباره نظریات مندل درباره ژنتیک در اوایل قرن بیستم منجر به افول بیشتر نظریات داروین شد .
چنین به نظر میرسید که این کشفیات جایگزینی گمراه کننده برای نظریات و پدیده های تدریجی و نامحسوس داروینی ارائه میدهند .
اکنون تکامل با جهش تبیین میشد ! یعنی با تغییرات ناگهانی در ژنوتیپی که تغییرات عظیم متناظری در فنوتیپ را موجب میشد .
آنطور که برخی عقیده داشتند گونه های جدید به موجب جهش های خاص ، از اشکال موجود به وجود می آیند .
این نگرش که تغییر زیستی از یک مرحله به مرحله دیگر جهش میکرد ، برای دانشمندانی که در خصوص تکامل تدریجی و نامحسوس داروینی تردید داشتند ، آشکارا جذابیت داشت .
از نظر جهش گرایان ، انتخاب طبیعی تاثیر قابل چشم پوشی در فرآیند تکامل داشت .
به مدت تقریبا سی سال ، میان جهش گرایان که تکامل را رشته ای از جهش های عظیم میدیدند و داروینی هایی که حامی آموزه های تغییرات کُند و پیوسته داروینی بودند جدایی کامل وجود داشت .
از نظر داروینی ها ، انتخاب طبیعی اصل و راهنمای کلی تکامل بود .
@Evolution_iran
◀️ جهش باوری
ممکن است اکنون درکش برای ما مشکل باشد ، ولی در سالهای ابتدای قرن بیستم ، وقتی از پدیده جهش برای اولین بار نام برده شد ، آن را نظریه ای جانشین تکامل محسوب میکردند ، نه چیزی که بخشی ضروری از داروینیسم باشد !
نحله ای از متخصصان ژنتیک وجود داشت که جهش باور خوانده میشد و اسم شخصیتهای معروفی مانند هوگو دو وریس و ویلیام باتسن را در میان آنها که دوباره اصل توارث مندل را کشف کرده بودند و ویلهلم يوهانسن کسی که نخستین بار کلمه ژن را به کار برد و مخصوصا توماس هانت مورگان ، پدر تئوری کروموزم توارث را شامل میشد .
دو وریس ، تحت تأثیر بزرگی تغییراتی که جهش میتوانست ایجاد کند ، معتقد بود گونه های جدید همیشه تنها از تک جهشهای بزرگ ناشی میشوند . او و یوهانسن ، بیشتر تنوع درون گونه ها را غیر ژنتیکی میدانستند . همه جهش باوران اعتقاد داشتند که حداکثر نقش انتخاب در تکامل ، در حد وجین علف هرز است .
نیروی آفریننده واقعی ، خود جهش است .
آنها ژنتیک مندلی را نه آنطور که امروز محور اصلی داروینیسم است ، بلکه چیزی نقطه مقابل داروینیسم می پنداشتند .
در درجه اول ، آر ای فیشر بود که حقیقت را رو کرد و نشان داد که نه تنها نظریه توارث مندلی نقطه مقابل داروینیسم نیست ، بلکه بخش ضروری آن است .
جهش برای تکامل لازم است ، ولی در مورد کافی بودنش جای بحث است .
تغییرات تکاملی ، خیلی بیشتر از آن که بتوانیم فقط آنها را به حساب شانس بگذاریم ، پیشرفت به شمار می آیند . مشکل در نظر گرفتن جهش ، به عنوان تنها نیروی پیش برنده تکامل را میشود این طور ساده کرد : چطور میشود از جهش انتظار داشت که بداند چه چیز برای جانداری خوب است و چه چیز خوب نیست ؟
از میان تمامی تغییرات ممکنی که احتمال رخ دادنش برای دستگاه پیچیده ای مثل یک عضو وجود دارد ، بیشترشان آن را بدتر میکنند ، فقط اقلیت بسیار کوچکی از تغییرات در جهت بهتر کردن آن است . از هر کس که جهش بدون انتخاب را نیروی پیش برنده تکامل میداند باید پرسید ، جهش چطور میتواند در جهت پیشرفت کار را پیش ببرد . با چه دانایی جادویی کارسازی شده در درون ، بدن تصمیم میگیرد که در جهت بهتر شدن جهش کند ، نه در جهت بدتر شدن ؟
لازم به گفتن نیست که جهش باوران هرگز پاسخ این سوالات را نداده اند .
عجیب این است که اصلا بعید است این سوال به ذهن شان خطور کرده باشد !
البته امروزه برای ما بدیهی به نظر میرسد که جهش ها تصادفی هستند . اگر جهش تصادفی
باشد ، پس نمیتواند گرایشی به سوی بهتر کردن داشته باشد .
البته در مکتب جهش باوری ، جهش را اتفاقی در نظر نمیگرفتند . تصور آنها بر این بوده که یک تمایل درونی در بدن وجود دارد که باعث میشود تغییرها در جهت خاصی باشند ، نه جهات دیگر . ولی این سوال را که بدن از کجا میداند چه تغییراتی برای او در آینده مفید است را بدون جواب گذاشته اند .
@Evolution_iran
ممکن است اکنون درکش برای ما مشکل باشد ، ولی در سالهای ابتدای قرن بیستم ، وقتی از پدیده جهش برای اولین بار نام برده شد ، آن را نظریه ای جانشین تکامل محسوب میکردند ، نه چیزی که بخشی ضروری از داروینیسم باشد !
نحله ای از متخصصان ژنتیک وجود داشت که جهش باور خوانده میشد و اسم شخصیتهای معروفی مانند هوگو دو وریس و ویلیام باتسن را در میان آنها که دوباره اصل توارث مندل را کشف کرده بودند و ویلهلم يوهانسن کسی که نخستین بار کلمه ژن را به کار برد و مخصوصا توماس هانت مورگان ، پدر تئوری کروموزم توارث را شامل میشد .
دو وریس ، تحت تأثیر بزرگی تغییراتی که جهش میتوانست ایجاد کند ، معتقد بود گونه های جدید همیشه تنها از تک جهشهای بزرگ ناشی میشوند . او و یوهانسن ، بیشتر تنوع درون گونه ها را غیر ژنتیکی میدانستند . همه جهش باوران اعتقاد داشتند که حداکثر نقش انتخاب در تکامل ، در حد وجین علف هرز است .
نیروی آفریننده واقعی ، خود جهش است .
آنها ژنتیک مندلی را نه آنطور که امروز محور اصلی داروینیسم است ، بلکه چیزی نقطه مقابل داروینیسم می پنداشتند .
در درجه اول ، آر ای فیشر بود که حقیقت را رو کرد و نشان داد که نه تنها نظریه توارث مندلی نقطه مقابل داروینیسم نیست ، بلکه بخش ضروری آن است .
جهش برای تکامل لازم است ، ولی در مورد کافی بودنش جای بحث است .
تغییرات تکاملی ، خیلی بیشتر از آن که بتوانیم فقط آنها را به حساب شانس بگذاریم ، پیشرفت به شمار می آیند . مشکل در نظر گرفتن جهش ، به عنوان تنها نیروی پیش برنده تکامل را میشود این طور ساده کرد : چطور میشود از جهش انتظار داشت که بداند چه چیز برای جانداری خوب است و چه چیز خوب نیست ؟
از میان تمامی تغییرات ممکنی که احتمال رخ دادنش برای دستگاه پیچیده ای مثل یک عضو وجود دارد ، بیشترشان آن را بدتر میکنند ، فقط اقلیت بسیار کوچکی از تغییرات در جهت بهتر کردن آن است . از هر کس که جهش بدون انتخاب را نیروی پیش برنده تکامل میداند باید پرسید ، جهش چطور میتواند در جهت پیشرفت کار را پیش ببرد . با چه دانایی جادویی کارسازی شده در درون ، بدن تصمیم میگیرد که در جهت بهتر شدن جهش کند ، نه در جهت بدتر شدن ؟
لازم به گفتن نیست که جهش باوران هرگز پاسخ این سوالات را نداده اند .
عجیب این است که اصلا بعید است این سوال به ذهن شان خطور کرده باشد !
البته امروزه برای ما بدیهی به نظر میرسد که جهش ها تصادفی هستند . اگر جهش تصادفی
باشد ، پس نمیتواند گرایشی به سوی بهتر کردن داشته باشد .
البته در مکتب جهش باوری ، جهش را اتفاقی در نظر نمیگرفتند . تصور آنها بر این بوده که یک تمایل درونی در بدن وجود دارد که باعث میشود تغییرها در جهت خاصی باشند ، نه جهات دیگر . ولی این سوال را که بدن از کجا میداند چه تغییراتی برای او در آینده مفید است را بدون جواب گذاشته اند .
@Evolution_iran
Wikipedia
هوگو د فریس
هوگو د فریس (به هلندی: Hugo de Vries) ،(زاده ۱۶ فوریه ۱۸۴۸ – درگذشته ۲۱ مه ۱۹۳۵) گیاهشناس و یکی از اولین ژنتیکشناسان اهل هلند بود. او بهطور عمده به خاطر معرفی مفهوم ژن، کشف دوبارهٔ قوانین ژنتیک بدون اطلاع از کارهای گرگور مندل در دهه ۱۸۹۰، معرفی کلمهٔ جهش…
◀️ عناصر و حیات
⬅️ هلیم
ما و تمام موجودات زنده ، مخلوط کاملا گزینش شده ای از اتم ها هستیم .
بیشترین عنصر سازنده بدنمان هیدروژن است . برای مثال در ازای هر اتم کبالت ، تقریبا چهارصد میلیون اتم هیدروژن در بدن داریم !
اما عنصری خاص هست که هیچ اثری از آن در بدنهای ما یافت نمیشود .
هلیم ، دومین عنصر فراوان در کل عالم پس از هیدروژن است . اما ساختار داخلی آن جایی برای داد و ستد الکترون با دیگر اتمها برایش نگذاشته است . ناتوانی در انجام چنین مبادلاتی موجب شده این عنصر در واکنشهای شیمیایی که حیات ، یعنی سوخت و ساز ، تولید مثل و رشد را تعریف میکند شرکت نکند .
اکسیژن و کربن در عالم حدود بیست مرتبه کمیاب تر از هلیم هستند . اما برخلاف هلیم میتوانند به آسانی با اتمهای بسیاری واکنش دهند و شکلهای مختلفی از پیوندهای شیمیایی را که در ماده زنده ضروری است بسازند .
واکنش پذیری ، جز جدایی ناپذیر اتمهای رایج در بدن است .
@evolution_iran
⬅️ هلیم
ما و تمام موجودات زنده ، مخلوط کاملا گزینش شده ای از اتم ها هستیم .
بیشترین عنصر سازنده بدنمان هیدروژن است . برای مثال در ازای هر اتم کبالت ، تقریبا چهارصد میلیون اتم هیدروژن در بدن داریم !
اما عنصری خاص هست که هیچ اثری از آن در بدنهای ما یافت نمیشود .
هلیم ، دومین عنصر فراوان در کل عالم پس از هیدروژن است . اما ساختار داخلی آن جایی برای داد و ستد الکترون با دیگر اتمها برایش نگذاشته است . ناتوانی در انجام چنین مبادلاتی موجب شده این عنصر در واکنشهای شیمیایی که حیات ، یعنی سوخت و ساز ، تولید مثل و رشد را تعریف میکند شرکت نکند .
اکسیژن و کربن در عالم حدود بیست مرتبه کمیاب تر از هلیم هستند . اما برخلاف هلیم میتوانند به آسانی با اتمهای بسیاری واکنش دهند و شکلهای مختلفی از پیوندهای شیمیایی را که در ماده زنده ضروری است بسازند .
واکنش پذیری ، جز جدایی ناپذیر اتمهای رایج در بدن است .
@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ آیا تکامل یک واقعیت است ؟
☑️ ریچارد داوکینز پاسخ میدهد
☑️ ترجمه و زیرنویس : بایوفیساینس
@Evolution_iran
☑️ ریچارد داوکینز پاسخ میدهد
☑️ ترجمه و زیرنویس : بایوفیساینس
@Evolution_iran
◀️ تکامل سلول هسته دار
☑️ پیدایش یوکاریوتها یکی از بزرگترین مراحل تکامل حیات بوده است که سرانجام منجر به ظهور گیاهان و جانوران شده است .
✅ روایتی متفاوت از این گام بزرگ تکاملی را بخوانید
@Evolution_iran
☑️ پیدایش یوکاریوتها یکی از بزرگترین مراحل تکامل حیات بوده است که سرانجام منجر به ظهور گیاهان و جانوران شده است .
✅ روایتی متفاوت از این گام بزرگ تکاملی را بخوانید
@Evolution_iran
Telegraph
تکامل سلولهای هسته دار
نخستین گام به سوی شکلهای عالی تر حیات ، پیدایش همزیستی به عنوان بزرگراهی تازه برای رسیدن به خلاقیت تکاملی بود . این امر در حدود ۲/۲ میلیارد سال پیش رخ داد و منجر به تکامل سلولهای یوکاریوتیک (هسته دار) شد که خود به اجزای بنیادین تمامی گیاهان و جانوران تبدیل…