◀️ اجداد انسان
☑️ هومو دنیسوا
نمونه های بسیار اندک بدست آمده طبقه بندی آن را بسیار دشوار کرده است. این نمونه ها در غار دنیسوا واقع در سیبری جنوبی بدست آمده است و گمان میرود این گونه تا حدود ۳۰ هزار سال قبل نیز در این مناطق زندگی میکرده است.
از آنجا که در نزدیکی محل کشف سنگواره های این گونه، بقایای انسان امروزی و هومو نئاندرتال نیز بدست آمده است، میتوان گفت که این گونه با این دو گونه انسان سالهای زیادی همزیستی داشته است.
بررسیهای dna این گونه و مقایسه آن با انسان مدرن و نئاندرتال نشان دهنده تفاوتِ دو برابری آن با ما، در مقایسه با تفاوت نئاندرتال با ماست. بنابراین محتمل است که این گونه حدود یک میلیون سال قبل از شاخه منتهی به هومو نئاندرتال و انسان مدرن جدا شده باشد.
بررسیهای ژنتیکی نشان دهنده آمیزش انسان امروزی با این گونه بوده است. گروههایی از انسانهای امروزی ژنهای هومو دنیسوا را در ژنوم خود دارند.
با وجود تمام این تفاسیر، همچنان این بحث وجود دارد که هومو دنیسوا یک گونه متمایز است یا یک زیرگونه باستانی از هومو های شناخته شده است.
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
☑️ هومو دنیسوا
نمونه های بسیار اندک بدست آمده طبقه بندی آن را بسیار دشوار کرده است. این نمونه ها در غار دنیسوا واقع در سیبری جنوبی بدست آمده است و گمان میرود این گونه تا حدود ۳۰ هزار سال قبل نیز در این مناطق زندگی میکرده است.
از آنجا که در نزدیکی محل کشف سنگواره های این گونه، بقایای انسان امروزی و هومو نئاندرتال نیز بدست آمده است، میتوان گفت که این گونه با این دو گونه انسان سالهای زیادی همزیستی داشته است.
بررسیهای dna این گونه و مقایسه آن با انسان مدرن و نئاندرتال نشان دهنده تفاوتِ دو برابری آن با ما، در مقایسه با تفاوت نئاندرتال با ماست. بنابراین محتمل است که این گونه حدود یک میلیون سال قبل از شاخه منتهی به هومو نئاندرتال و انسان مدرن جدا شده باشد.
بررسیهای ژنتیکی نشان دهنده آمیزش انسان امروزی با این گونه بوده است. گروههایی از انسانهای امروزی ژنهای هومو دنیسوا را در ژنوم خود دارند.
با وجود تمام این تفاسیر، همچنان این بحث وجود دارد که هومو دنیسوا یک گونه متمایز است یا یک زیرگونه باستانی از هومو های شناخته شده است.
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
◀️ اجداد انسان
☑️ هومو نالدی
سال ۲۰۱۵ گونه جدیدی با تکیه بر نمونه های بسیاری که از یک غار در آفریقای جنوبی بدست آمده بود توصیف شد. این بقایای فسیلی به وضوح معرف یکی از عجیبترین گونه های بدست آمده و بیانگر مطرح شدن معمایی جدید بودند
قدمت آن حدود ۲۵۰ هزار سال برآورد شده است. اما ترکیب ویژگیها و آناتومی این گونه، آن را از تمام گونه های شناخته شده انسان متمایز میکند
قد آن حدود یک و نیم متر و وزن او به ۴۵ کیلوگرم میرسیده است. اندامی بسیار ظریف داشته و در عین حال حجم مغز آن بسیار کم و حتی کوچکتر از استرالوپیتکوس های اولیه بوده است! جمجمه، دندانها و لگن خاصره آن شباهت زیادی به هوموهای اولیه مانند هومو هابیلیس دارد، اما شانه هایش بیشتر به استرالوپیتکوس ها شبیه است و از طرفی ویژگیهای زیادی نیز دارد که مشابه انسان امروزی است. برای نمونه پاهای او و دستهایش کاملا مشابه پاهای انسان مدرن است. این گونه ابزارساز بوده و بصورت گسترده از ابزار استفاده میکرده است
با توجه به اینکه مدت زیادی از توصیف این گونه نگذشته، باید منتظر بررسی بیشتر نمونه های بدست آمده برای نتیجه گیری بهتر ماند
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
☑️ هومو نالدی
سال ۲۰۱۵ گونه جدیدی با تکیه بر نمونه های بسیاری که از یک غار در آفریقای جنوبی بدست آمده بود توصیف شد. این بقایای فسیلی به وضوح معرف یکی از عجیبترین گونه های بدست آمده و بیانگر مطرح شدن معمایی جدید بودند
قدمت آن حدود ۲۵۰ هزار سال برآورد شده است. اما ترکیب ویژگیها و آناتومی این گونه، آن را از تمام گونه های شناخته شده انسان متمایز میکند
قد آن حدود یک و نیم متر و وزن او به ۴۵ کیلوگرم میرسیده است. اندامی بسیار ظریف داشته و در عین حال حجم مغز آن بسیار کم و حتی کوچکتر از استرالوپیتکوس های اولیه بوده است! جمجمه، دندانها و لگن خاصره آن شباهت زیادی به هوموهای اولیه مانند هومو هابیلیس دارد، اما شانه هایش بیشتر به استرالوپیتکوس ها شبیه است و از طرفی ویژگیهای زیادی نیز دارد که مشابه انسان امروزی است. برای نمونه پاهای او و دستهایش کاملا مشابه پاهای انسان مدرن است. این گونه ابزارساز بوده و بصورت گسترده از ابزار استفاده میکرده است
با توجه به اینکه مدت زیادی از توصیف این گونه نگذشته، باید منتظر بررسی بیشتر نمونه های بدست آمده برای نتیجه گیری بهتر ماند
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ هومو ساپینس
انسان امروزی با نام علمی هومو ساپینس، تنها گونه باقیمانده از سرده انسان و همینطوره تمام سرده های هومینین است.
انسان امروزی قدمتی در حدود ۳۰۰ هزار سال دارد و براساس نظریات غالب، از هومو ارکتوس و سپس هومو هایدلبرگنسیس در آفریقا تکامل یافته است.
نظریات مختلفی درباره منشا انسان مدرن و نحوه پراکنش او در سراسر کره زمین وجود دارند.
شواهدی وجود دارند که نشان میدهند اجداد ما حدود ۲۵۰ هزار سال قبل برای نخستین بار آفریقا را ترک کرده اند و در پس آن در موجهای مهاجرتی مکرر در سراسر زمین پراکنده شدند.
❎ ویدیو مربوط به شرح تکامل انسان از دکتر شروین وکیلی است که قبلا هم در کانال قرار گرفته است.
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
انسان امروزی با نام علمی هومو ساپینس، تنها گونه باقیمانده از سرده انسان و همینطوره تمام سرده های هومینین است.
انسان امروزی قدمتی در حدود ۳۰۰ هزار سال دارد و براساس نظریات غالب، از هومو ارکتوس و سپس هومو هایدلبرگنسیس در آفریقا تکامل یافته است.
نظریات مختلفی درباره منشا انسان مدرن و نحوه پراکنش او در سراسر کره زمین وجود دارند.
شواهدی وجود دارند که نشان میدهند اجداد ما حدود ۲۵۰ هزار سال قبل برای نخستین بار آفریقا را ترک کرده اند و در پس آن در موجهای مهاجرتی مکرر در سراسر زمین پراکنده شدند.
❎ ویدیو مربوط به شرح تکامل انسان از دکتر شروین وکیلی است که قبلا هم در کانال قرار گرفته است.
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا
@evolution_iran
◀️ چند نکته
در پایان معرفی هومینین ها از حدود ۷ میلیون سال قبل تا به امروز ، لازم است برای آن دسته افراد که بصورت غیرتخصصی و صرفا جهت اطلاع و به جهت علاقمندی به این مورد ، مسئله تکامل انسان را دنبال میکنند ، چند نکته را یادآوری کنیم تا مطالعات بیشتر در این زمینه موجب سردرگمی نشود .
1⃣ در پستهای مربوطه تقریبا تمام گونه هایی که در سیر تکاملی انسان ظاهر شده اند معرفی شدند . اما هنگام مطالعه و پیگیری تکامل انسان در منابع مختلف ممکن است با نامهایی مواجه شوید که ناآشنا باشند و بعنوان گونه هایی از هومینین ها معرفی شوند . این اسامی بر دو دسته هستند . دسته اول نامهایی هستند که در ابتدای کشف یک نمونه به آن نمونه داده شده و چندی بعد با بررسی بیشتر نمونه و قرار گرفتن آن در ردیف گونه های شناخته شده ، آن نام نیز فراموش شده است .
دسته دوم اسامی هستند که بعنوان زیرگونه و یا نمونه های بحث برانگیز شناخته میشوند .
اسامی مانند :
☑️ انسان سولویی
☑️ انسان گاتنگی
☑️ انسان لوزونی
☑️ انسان کرومانیون
☑️ انسان گرجی
☑️ انسان پکن
☑️ انسان جاوه
☑️ انسان ایدالتو
نمونه هایی از زیرگونه ها و یا نمونه های سنگواره ای هستند که نامی بخصوص گرفته اند ، اما ذیل یکی از گونه های هومو که پیشتر معرفی شدند قرار دارند .
و یا اسامی مانند :
☑️ زینجانتروپوس
☑️ سینانتروپوس
☑️ پاراسترالوپیتکوس
☑️ پیتکانتروپوس
مثالهایی از اسامی هستند که در ابتدای کشف برخی نمونه ها بر روی آنها گذاشته شده ، اما بعدها آن نمونه یا نام جدیدی گرفته و یا ذیل یکی از سرده های دیگر گنجانده شده و نامگذاری قبلی کنار گذاشته شده است .
به تمام اینها ، اختلاف نظرهای فراوان بر سر رده بندی نمونه ها و تعلق آنها به گونه های مختلف را نیز اضافه کنید تا چنانچه در مطالعه بیشتر ، با اسامی متفاوت و ناآشنا برخورد کردید دچار سردرگمی نشوید .
2⃣ بارها در مطالب قبل اشاره شد که هیچگونه اجماع نظری میان دانشمندان درباره نمونه های فسیلی یافت شده و طبقه بندی آنها وجود ندارد .
این اختلاف نظرها عمدتا ناشی از نحوه تفسیری است که محققان مختلف از نمونه های یکسان میکنند . معمولا در اکثر موارد شواهدی که یافت میشوند روشن و شفاف هستند . اما نگرش یک محقق به سیر تکامل موجودات میتواند باعث تفاوت در دیدگاه او نسبت به محققی دیگر شود . برای مثال دانشمندی که معتقد است تغییرات پیوسته در یک گونه همواره در جریان است و این تغییرات درون گونه ای را مهم میداند ، احتمالا نمونه هایی با شباهت کمتر را نیز در ذیل یک گونه قرار میدهد . اما در مقابل محققانی که تغییرات تکاملی کوچک را نیز در روند تکامل بااهمیت میدانند ، ممکن است نمونه ها را ذیل گونه های بیشتری قرار دهند .
برای مطالعه بیشتر کتاب درآمدی کوتاه بر تکامل انسان از برنارد وود پیشنهاد میشود . این کتاب به فارسی ترجمه شده و در دسترس است .
در پایان معرفی هومینین ها از حدود ۷ میلیون سال قبل تا به امروز ، لازم است برای آن دسته افراد که بصورت غیرتخصصی و صرفا جهت اطلاع و به جهت علاقمندی به این مورد ، مسئله تکامل انسان را دنبال میکنند ، چند نکته را یادآوری کنیم تا مطالعات بیشتر در این زمینه موجب سردرگمی نشود .
1⃣ در پستهای مربوطه تقریبا تمام گونه هایی که در سیر تکاملی انسان ظاهر شده اند معرفی شدند . اما هنگام مطالعه و پیگیری تکامل انسان در منابع مختلف ممکن است با نامهایی مواجه شوید که ناآشنا باشند و بعنوان گونه هایی از هومینین ها معرفی شوند . این اسامی بر دو دسته هستند . دسته اول نامهایی هستند که در ابتدای کشف یک نمونه به آن نمونه داده شده و چندی بعد با بررسی بیشتر نمونه و قرار گرفتن آن در ردیف گونه های شناخته شده ، آن نام نیز فراموش شده است .
دسته دوم اسامی هستند که بعنوان زیرگونه و یا نمونه های بحث برانگیز شناخته میشوند .
اسامی مانند :
☑️ انسان سولویی
☑️ انسان گاتنگی
☑️ انسان لوزونی
☑️ انسان کرومانیون
☑️ انسان گرجی
☑️ انسان پکن
☑️ انسان جاوه
☑️ انسان ایدالتو
نمونه هایی از زیرگونه ها و یا نمونه های سنگواره ای هستند که نامی بخصوص گرفته اند ، اما ذیل یکی از گونه های هومو که پیشتر معرفی شدند قرار دارند .
و یا اسامی مانند :
☑️ زینجانتروپوس
☑️ سینانتروپوس
☑️ پاراسترالوپیتکوس
☑️ پیتکانتروپوس
مثالهایی از اسامی هستند که در ابتدای کشف برخی نمونه ها بر روی آنها گذاشته شده ، اما بعدها آن نمونه یا نام جدیدی گرفته و یا ذیل یکی از سرده های دیگر گنجانده شده و نامگذاری قبلی کنار گذاشته شده است .
به تمام اینها ، اختلاف نظرهای فراوان بر سر رده بندی نمونه ها و تعلق آنها به گونه های مختلف را نیز اضافه کنید تا چنانچه در مطالعه بیشتر ، با اسامی متفاوت و ناآشنا برخورد کردید دچار سردرگمی نشوید .
2⃣ بارها در مطالب قبل اشاره شد که هیچگونه اجماع نظری میان دانشمندان درباره نمونه های فسیلی یافت شده و طبقه بندی آنها وجود ندارد .
این اختلاف نظرها عمدتا ناشی از نحوه تفسیری است که محققان مختلف از نمونه های یکسان میکنند . معمولا در اکثر موارد شواهدی که یافت میشوند روشن و شفاف هستند . اما نگرش یک محقق به سیر تکامل موجودات میتواند باعث تفاوت در دیدگاه او نسبت به محققی دیگر شود . برای مثال دانشمندی که معتقد است تغییرات پیوسته در یک گونه همواره در جریان است و این تغییرات درون گونه ای را مهم میداند ، احتمالا نمونه هایی با شباهت کمتر را نیز در ذیل یک گونه قرار میدهد . اما در مقابل محققانی که تغییرات تکاملی کوچک را نیز در روند تکامل بااهمیت میدانند ، ممکن است نمونه ها را ذیل گونه های بیشتری قرار دهند .
برای مطالعه بیشتر کتاب درآمدی کوتاه بر تکامل انسان از برنارد وود پیشنهاد میشود . این کتاب به فارسی ترجمه شده و در دسترس است .
◀️ ماکیان
مرغ پرجمعیت ترین جانور اهلی در سراسر جهان است، با جمعیتی بیش از ۲۴ میلیارد
مرغ خانگی(و جنس نر آن که با نام خروس معروف است) یا زیرگونه domesticus از گونه gallus جنس Gallus و تیره Phasianindae
مرغ جنگلی سرخ که گونه وحشی مرغ اهلی و جد آن است، هنوز در جنوب شرق آسیا زندگی میکند
امروز بیش از ۳۰۰ نژاد مختلف مرغ در رنگها، اندازه ها و اشکال متفاوت در سراسر جهان وجود دارد که حاصل قرنها پرورش و ترکیب نژادهای مختلف و اعمال انتخاب مصنوعی بر روی این گونه است که عموما با هدف تولید تخم مرغ صورت گرفته است
نمیتوان با اطمینان گفت انسان از چه زمانی شروع به اهلی کردن این جانور کرده است.
گفته میشود مرغهای اهلی حاصل ترکیب دو گونه مرغ جنگلی سرخ و خاکستری میباشد و اولین بار بین نه تا شش هزار سال قبل، مردمان جنوب شرق آسیا (جنوب چین، هند و یا ویتنام) شروع به اهلی سازی آن کرده اند
بدیهی است که مرغهای اولیه در طول سال فقط به تعداد محدودی (۸ تا ۱۲ عدد) تخمگذاری میکرده اند. اما اصلاح نژاد و ترکیب نژادهای مختلف باعث شده امروز برخی مرغهای تخمگذار تا ۳۰۰ تخم در سال تولید کنند
@evolution_iran
مرغ پرجمعیت ترین جانور اهلی در سراسر جهان است، با جمعیتی بیش از ۲۴ میلیارد
مرغ خانگی(و جنس نر آن که با نام خروس معروف است) یا زیرگونه domesticus از گونه gallus جنس Gallus و تیره Phasianindae
مرغ جنگلی سرخ که گونه وحشی مرغ اهلی و جد آن است، هنوز در جنوب شرق آسیا زندگی میکند
امروز بیش از ۳۰۰ نژاد مختلف مرغ در رنگها، اندازه ها و اشکال متفاوت در سراسر جهان وجود دارد که حاصل قرنها پرورش و ترکیب نژادهای مختلف و اعمال انتخاب مصنوعی بر روی این گونه است که عموما با هدف تولید تخم مرغ صورت گرفته است
نمیتوان با اطمینان گفت انسان از چه زمانی شروع به اهلی کردن این جانور کرده است.
گفته میشود مرغهای اهلی حاصل ترکیب دو گونه مرغ جنگلی سرخ و خاکستری میباشد و اولین بار بین نه تا شش هزار سال قبل، مردمان جنوب شرق آسیا (جنوب چین، هند و یا ویتنام) شروع به اهلی سازی آن کرده اند
بدیهی است که مرغهای اولیه در طول سال فقط به تعداد محدودی (۸ تا ۱۲ عدد) تخمگذاری میکرده اند. اما اصلاح نژاد و ترکیب نژادهای مختلف باعث شده امروز برخی مرغهای تخمگذار تا ۳۰۰ تخم در سال تولید کنند
@evolution_iran
◀️ موقعیت خشکی های زمین در گذشته
☑️ معرفی وبسایت
سنگ کُره یا پوستهٔ کُره زمین از هفت یا هشت صفحهٔ اصلی که در مواردی خود از تعدادی صفحات کوچکتر تشکیل میشوند ، ساخته شده است .
این صفحات به صورت مداوم در حال حرکت هستند و بر اثر برخورد آنها پدیده هایی همچون تشکیل کوهها ، تشکیل دراز گودالها ، چین خوردگی و دیگر پدیده ها حاصل میشوند .
در طول ۴/۵ میلیارد سال که از عمر زمین میگذرد ، صفحات سنگ کره همواره در حال حرکت بوده اند و با آنکه سرعت حرکت صفحات بسیار اندک و از کندترین صفحه که سرعتی در حد صفر دارد تا سریعترین صفحه با سرعتی بیش از صد میلیمتر در سال متغیر است ، همواره موجب تغییر چهره زمین و محل خشکی های آن در طول زمانهای مختلف شده است .
در سایت زیر میتوانید موقعیت قاره ها را در زمانهای مختلف از ۷۵۰ میلیون سال قبل تا به امروز ببینید . تاریخ مورد نظر خود را بالای صفحه وارد کنید و موقعیت خشکی های زمین در آن تاریخ را مشاهده کنید :
http://dinosaurpictures.org/ancient-earth#0
در صفحه اصلی سایت هم میتوانید به طور جامع و کامل اطلاعاتی از انواع دایناسورها و محل زندگی ، تاریخ زندگی و ... را ببینید
http://dinosaurpictures.org
@evolution_iran
☑️ معرفی وبسایت
سنگ کُره یا پوستهٔ کُره زمین از هفت یا هشت صفحهٔ اصلی که در مواردی خود از تعدادی صفحات کوچکتر تشکیل میشوند ، ساخته شده است .
این صفحات به صورت مداوم در حال حرکت هستند و بر اثر برخورد آنها پدیده هایی همچون تشکیل کوهها ، تشکیل دراز گودالها ، چین خوردگی و دیگر پدیده ها حاصل میشوند .
در طول ۴/۵ میلیارد سال که از عمر زمین میگذرد ، صفحات سنگ کره همواره در حال حرکت بوده اند و با آنکه سرعت حرکت صفحات بسیار اندک و از کندترین صفحه که سرعتی در حد صفر دارد تا سریعترین صفحه با سرعتی بیش از صد میلیمتر در سال متغیر است ، همواره موجب تغییر چهره زمین و محل خشکی های آن در طول زمانهای مختلف شده است .
در سایت زیر میتوانید موقعیت قاره ها را در زمانهای مختلف از ۷۵۰ میلیون سال قبل تا به امروز ببینید . تاریخ مورد نظر خود را بالای صفحه وارد کنید و موقعیت خشکی های زمین در آن تاریخ را مشاهده کنید :
http://dinosaurpictures.org/ancient-earth#0
در صفحه اصلی سایت هم میتوانید به طور جامع و کامل اطلاعاتی از انواع دایناسورها و محل زندگی ، تاریخ زندگی و ... را ببینید
http://dinosaurpictures.org
@evolution_iran
dinosaurpictures.org
Ancient Earth
Earth looked very different long ago. Search for addresses across 750 million years of Earth's history.
◀️ تولید مثل جنسی
چرا تولید مثل جنسی در مسیر تکامل موجودات شکل گرفت و تا جایی فراگیر شد که بیش از ۹۹ درصد پرسلولیها از این روش برای تولید مثل استفاده میکنند ؟
@evolution_iran
چرا تولید مثل جنسی در مسیر تکامل موجودات شکل گرفت و تا جایی فراگیر شد که بیش از ۹۹ درصد پرسلولیها از این روش برای تولید مثل استفاده میکنند ؟
@evolution_iran
Telegraph
تولید مثل جنسی
تولید مثل ، به معنای تولید یک نسخۀ مشابه یک موجود زنده و در نتیجه ادامه نسل است . گرچه مفهوم تولیدمثل ، اغلب در راستای تولید فرزند در گیاهان و جانوران به کار میرود ، ولی این مفهوم بنیادی تر از چیزیست که به نظر میرسد . برای درک این موضوع باید به مبدا حیات…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ سلول
هر سلول یک کارخانه عظیم مواد شیمیایی است. ژنها با تاثیر گذاشتن بر فرایند رویدادهای آن کارخانه، اثر خود را به نمایش میگذارند. آنها این کار را از طریق تاثیرشان روی شکل سه بعدی پروتئینها انجام میدهند.
شاید واژه عظيم برای یک سلول اغراق آمیز باشد، به خصوص که ده میلیون باکتری در سر یک سنجاق ته گرد جای میگیرند. اما فراموش نکنیم که هر سلول گنجایش نگهداری کل کتاب عهد جدید را دارد، به علاوه اگر آن را با معیار تعداد دستگاههای موجود در آن بسنجیم واقعا عظیم است
هر دستگاه، یک مولکول پروتئین است که تحت تاثیر گستره خاصی از DNA قرار دارد. مولکولهای پروتئین که آنزیم نامیده میشوند ، به صورت دستگاه یا ماشین در نظر گرفته میشوند.
هر دستگاه پروتئین، محصول شیمیایی خاص خودش را تولید میکند و برای انجام این کار از مواد خام درون سلول که احتمالا محصول تولید شده توسط ماشین دیگری هستند استفاده میکند. حدود یک میلیون از این دستگاهها و بیش از ۲٫۰۰۰ نوع متفاوت از هر کدام آنها در هر سلول وجود دارد. هر کدام از این ۲٫۰۰۰ نوع به انجام عمل خاصی اختصاص دارد. محصولات شیمیایی آنزیمها هستند که به سلول شکل و رفتار خاصی میدهند
@evolution_iran
هر سلول یک کارخانه عظیم مواد شیمیایی است. ژنها با تاثیر گذاشتن بر فرایند رویدادهای آن کارخانه، اثر خود را به نمایش میگذارند. آنها این کار را از طریق تاثیرشان روی شکل سه بعدی پروتئینها انجام میدهند.
شاید واژه عظيم برای یک سلول اغراق آمیز باشد، به خصوص که ده میلیون باکتری در سر یک سنجاق ته گرد جای میگیرند. اما فراموش نکنیم که هر سلول گنجایش نگهداری کل کتاب عهد جدید را دارد، به علاوه اگر آن را با معیار تعداد دستگاههای موجود در آن بسنجیم واقعا عظیم است
هر دستگاه، یک مولکول پروتئین است که تحت تاثیر گستره خاصی از DNA قرار دارد. مولکولهای پروتئین که آنزیم نامیده میشوند ، به صورت دستگاه یا ماشین در نظر گرفته میشوند.
هر دستگاه پروتئین، محصول شیمیایی خاص خودش را تولید میکند و برای انجام این کار از مواد خام درون سلول که احتمالا محصول تولید شده توسط ماشین دیگری هستند استفاده میکند. حدود یک میلیون از این دستگاهها و بیش از ۲٫۰۰۰ نوع متفاوت از هر کدام آنها در هر سلول وجود دارد. هر کدام از این ۲٫۰۰۰ نوع به انجام عمل خاصی اختصاص دارد. محصولات شیمیایی آنزیمها هستند که به سلول شکل و رفتار خاصی میدهند
@evolution_iran
◀️ شاخ
برخی گونه های خانواده گاوسانان از شاخهایشان در نمایشهای تهاجمی استفاده میکنند و در نبرد بر سر حرمی که ماده های زیادی را شامل میشود ، شاخهایشان را به شدت به هم میکوبند .
ماده های این گونه ها شاخ ندارند .
گویا در آنها این توافق وجود دارد که شاخها تنها کارکردشان در رقابت میان نرها باشد !
جالبتر آنکه این شاخها رو به عقب رشد کرده اند و این نشان میدهد که هدف رویارویی نرها ، نه کشتن یا زخمی کردن یکدیگر، بلکه صرفا وارد کردن ضربه ای سنگین است .
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که شاخها در این گونه ها و همینطور گونه های خانواده گوزن سانان ، ابزاری هستند در اختیار نرها برای ضربه زدن به یکدیگر ، به جهت اینکه به ماده ها نشان دهند کدامشان شایسته توجه بیشتری هستند !
در بعضی گونه های گوزن شاخها میتوانند در ابعادی شگفت آور رشد کنند .
در گوزن منقرض شده ایرلندی ، فاصله دو نوک شاخها از همدیگر به ۳/۶ متر و وزن آن به چهل کیلوگرم میرسید !
@evolution_iran
برخی گونه های خانواده گاوسانان از شاخهایشان در نمایشهای تهاجمی استفاده میکنند و در نبرد بر سر حرمی که ماده های زیادی را شامل میشود ، شاخهایشان را به شدت به هم میکوبند .
ماده های این گونه ها شاخ ندارند .
گویا در آنها این توافق وجود دارد که شاخها تنها کارکردشان در رقابت میان نرها باشد !
جالبتر آنکه این شاخها رو به عقب رشد کرده اند و این نشان میدهد که هدف رویارویی نرها ، نه کشتن یا زخمی کردن یکدیگر، بلکه صرفا وارد کردن ضربه ای سنگین است .
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که شاخها در این گونه ها و همینطور گونه های خانواده گوزن سانان ، ابزاری هستند در اختیار نرها برای ضربه زدن به یکدیگر ، به جهت اینکه به ماده ها نشان دهند کدامشان شایسته توجه بیشتری هستند !
در بعضی گونه های گوزن شاخها میتوانند در ابعادی شگفت آور رشد کنند .
در گوزن منقرض شده ایرلندی ، فاصله دو نوک شاخها از همدیگر به ۳/۶ متر و وزن آن به چهل کیلوگرم میرسید !
@evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ شاخ در جنس ماده
شاخ در گوزن سانان و اکثر گاوسانان تنها در جنس نر و بعنوان ابزاری برای رقابت و مبارزه با دیگر نرها به جهت جلب توجه ماده ها برای جفتگیری رشد میکند (اینجا)
اما گونه هایی از گاوسانان مانند گاو اهلی یا گاومیش آفریقایی نیز وجود دارند که در آنها جنس ماده هم دارای شاخ است .
وجود شاخ در جنس ماده برخی گونه ها میتواند یک دلیل ساده داشته باشد :
ماده ها هنگامی که نمیتوانند از شکارچیان پنهان شوند ، برای دفاع نیاز به شاخ دارند !
برای مثال ، رنگ بندی ایمپالا موجب استتار آن در علفزارهای بلند میشود ، در حالی که گاومیش بسیار بزرگ ، بسیار تیره و بسیار آشکار است !
گاومیش ماده برای شکار نشدن ، امکان پنهان شدن ندارد و تنها گزینه اش آن است که برای حفظ جانش بجنگد .
شاخهای آنها نیز برخلاف شاخهای ایمپالا ، طوری رشد میکنند که میتوانند بعنوان یک سلاح کشنده مورد استفاده قرار گیرند .
@evolution_iran
شاخ در گوزن سانان و اکثر گاوسانان تنها در جنس نر و بعنوان ابزاری برای رقابت و مبارزه با دیگر نرها به جهت جلب توجه ماده ها برای جفتگیری رشد میکند (اینجا)
اما گونه هایی از گاوسانان مانند گاو اهلی یا گاومیش آفریقایی نیز وجود دارند که در آنها جنس ماده هم دارای شاخ است .
وجود شاخ در جنس ماده برخی گونه ها میتواند یک دلیل ساده داشته باشد :
ماده ها هنگامی که نمیتوانند از شکارچیان پنهان شوند ، برای دفاع نیاز به شاخ دارند !
برای مثال ، رنگ بندی ایمپالا موجب استتار آن در علفزارهای بلند میشود ، در حالی که گاومیش بسیار بزرگ ، بسیار تیره و بسیار آشکار است !
گاومیش ماده برای شکار نشدن ، امکان پنهان شدن ندارد و تنها گزینه اش آن است که برای حفظ جانش بجنگد .
شاخهای آنها نیز برخلاف شاخهای ایمپالا ، طوری رشد میکنند که میتوانند بعنوان یک سلاح کشنده مورد استفاده قرار گیرند .
@evolution_iran
◀️ مشکلات داروین !
چارلز داروین زمانی که در سال ۱۸۵۹ نظریه تکامل خود را مطرح کرد ، در چهار حوزه قابل توجه با مشکلاتی جدی روبرو بود :
1⃣ مکانیسم ورانت
2⃣ ابزاری که با آن تغییرات جدید بتواند به خط تباری وارد گردد
3⃣ وجود رفتار فداکارانه
4⃣ این واقعیت که به نظر میرسد برخی ویژگیهای حیوانات ، ظاهرا آنها را در میدان تنازع بقا در وضعیت نامناسب قرار میدهد .
در مورد دو مسئله نخست ، داروین هیچ چیزی نمیدانست و مدتها پس از او بود که با کشف دوباره کارهای مندل و در پی آن ظهور علم ژنتیک ، این مشکلات برطرف شدند .
نظریه خود او برای وراثت ، برخی اوقات تئوری همه زایی خوانده میشود و شامل ومول هایی است که در سراسر بدن جریان دارند و با ورود به دستگاه تناسلی به نسل بعد منتقل میشوند ، امروز بطور کامل رد شده و در واقع آنقدر نامربوط است که ارزش بررسی کردن ندارد .
امروزه وراثت و سازوکار آن را میتوان بطور کامل در قالب ژنتیک مولکولی توضیح داد .
اما در مورد دو مسئله آخر ، داروین پیشرفتهای بیشتری داشت . روحانیونِ طبیعيدان قرن نوزدهم زمانیکه به جهان می نگریستند ، عمارتی موزون و سرشار از نشانه های تدبیر ، هدف و کرم جاودانه پروردگار را میدیدند . نگاه داروین ، اما متفاوت بود . او جهانی میدید بیرحم و بیهدف که از مخلوقاتی درگیر تنازعی بی امان برای بقا اشغال شده است . داروین همچنین مصر بود که هر ساختار و غریزه پیچیده ای ، باید برای دارنده آن و نه برای حیوانات غیرخویشاوند ، سودمند باشد . او یادآور میشود که انتخاب طبیعی هیچگاه هیچ چیزی را که برای خود موجود زیانبار باشد تولید نخواهد کرد ، چرا که انتخاب طبیعی تنها به نفع هر فرد و در راستای منافع او عمل میکند . با این همه، داروین نمیتوانست چشمهای خود را بر مثالهای بیشماری از همکاری در طبیعت ببندد . حیوانات همدیگر را میجورند ، غذای خود را تقسیم میکنند و خود را به خاطر سود و منافع دیگران به خطر می اندازند .
پاسخ شخص داروین به مسئله از خودگذشتگی کاملا روشن نیست و او در چاپهای مختلف کتاب منشأ انواع ، تفاسیر را در سطوح متفاوتی ارائه میکند . او برخی اوقات به تفسیرهای فردگرایانه نزدیک میگردد ، اما معمولا بر این باور است که احتمالا نازایی برخی افراد ، باید به کل بزرگتری سود برساند . توضیحات او که در سطح گروه برای توجیه فداکاری گونه هایی مانند حشرات ارائه میشد ، تا صد سال پس از انتشار کتاب منشا انواع همچنان ثابت و پابرجا بود ، اما امروزه دیگر نظریات شکست خورده ای محسوب میشوند . سرانجام مطالعاتی بسیار مهم توسط همیلتون در سال ۱۹۶۴ مسئله فداکاری را که داروین نادیده گرفته بود حل کرد .
ایده انتخاب طبیعی داروین از این قرار بود که موجودات زنده باید به مشخصه های فیزیکی و رفتاری برسند تا بتوانند از رقبای خود پیش افتند . در این صورت، بیشتر ویژگیهای گیاهان و حیوانات باید نقشی سازگارانه در تنازع بقا داشته باشند و طبیعت نباید اجازه هیچ اسراف و تلف کردنی را داده باشد . پس درباره دم طاووس چه میتوان گفت ؟ این دم نه کمکی به تندتر یا بهتر پرواز کردن طاووس میکند و نه او را در مقابله با رقبا یا عقب راندن صیادان یاری مینماید و در واقع به نظر میرسد که شکارچی اصلی طاووس ، یعنی ببر ، با استفاده از دم پرنده است که در پایین کشیدن آن متبحر و زبردست شده است . ظاهرا این یک تناقض آشکار است ، ویژگی دست و پاگیری که باید مدتها پیش از این توسط انتخاب طبیعی حذف میشد . به نظر میرسد چنین ویژگیهایی برنامه سازش گرا را به چالش می کشند و حتی داروین یک بار اظهار نمود : منظره یک پر در دم طاووس ، هر آنگاه که در برابر دیدگانم قرار میگیرد ، مرا بیمار میکند (نقل قول از کرونین، ۱۹۹۱ ، ص۱۱۴)
البته دم طاووس تنها استثنا نیست . در بسیاری از گونه های حیوانات ، یکی از جنس ها (معمولا جنس نر) آرایش پر زرق و برقی دارند که هیچ نقش عملکردی مشخصی نداشته و یا حتی اختلال آمیز به نظر میرسند .
داروین در ۱۸۷۱ ، با بینش عمیق و عزم راسخ خود ، پاسخی برای این به ظاهر ناسازه یافت . او در کتاب نسب انسان و انتخاب در رابطه با جنس ، توضیحی ارائه نمود که تا امروز همچنان مورد پذیرش است . نیروی انتخاب طبیعی با نیروی انتخاب جنسی تکمیل میگردد :
افراد ویژگیهایی دارند که آنها را برای اعضای جنس مخالف جذاب میسازد یا آنکه برای رقابت با اعضای همجنس ، به منظور دسترسی به جفت یاری میکند .
در نتیجه ، دم طاووس به عنوان مثال ، برای خوشایند ماده ها شکل گرفته ، در حالی که شاخهای مرال نر به عنوان اسلحه هایی در پیکار نر در برابر نر برای دستیابی به ماده عمل میکند .
☑️ با تلخیص و ویرایش از کتاب تکامل و رفتار انسان
☑️ اثر جان کارترایت
@evolution_iran
چارلز داروین زمانی که در سال ۱۸۵۹ نظریه تکامل خود را مطرح کرد ، در چهار حوزه قابل توجه با مشکلاتی جدی روبرو بود :
1⃣ مکانیسم ورانت
2⃣ ابزاری که با آن تغییرات جدید بتواند به خط تباری وارد گردد
3⃣ وجود رفتار فداکارانه
4⃣ این واقعیت که به نظر میرسد برخی ویژگیهای حیوانات ، ظاهرا آنها را در میدان تنازع بقا در وضعیت نامناسب قرار میدهد .
در مورد دو مسئله نخست ، داروین هیچ چیزی نمیدانست و مدتها پس از او بود که با کشف دوباره کارهای مندل و در پی آن ظهور علم ژنتیک ، این مشکلات برطرف شدند .
نظریه خود او برای وراثت ، برخی اوقات تئوری همه زایی خوانده میشود و شامل ومول هایی است که در سراسر بدن جریان دارند و با ورود به دستگاه تناسلی به نسل بعد منتقل میشوند ، امروز بطور کامل رد شده و در واقع آنقدر نامربوط است که ارزش بررسی کردن ندارد .
امروزه وراثت و سازوکار آن را میتوان بطور کامل در قالب ژنتیک مولکولی توضیح داد .
اما در مورد دو مسئله آخر ، داروین پیشرفتهای بیشتری داشت . روحانیونِ طبیعيدان قرن نوزدهم زمانیکه به جهان می نگریستند ، عمارتی موزون و سرشار از نشانه های تدبیر ، هدف و کرم جاودانه پروردگار را میدیدند . نگاه داروین ، اما متفاوت بود . او جهانی میدید بیرحم و بیهدف که از مخلوقاتی درگیر تنازعی بی امان برای بقا اشغال شده است . داروین همچنین مصر بود که هر ساختار و غریزه پیچیده ای ، باید برای دارنده آن و نه برای حیوانات غیرخویشاوند ، سودمند باشد . او یادآور میشود که انتخاب طبیعی هیچگاه هیچ چیزی را که برای خود موجود زیانبار باشد تولید نخواهد کرد ، چرا که انتخاب طبیعی تنها به نفع هر فرد و در راستای منافع او عمل میکند . با این همه، داروین نمیتوانست چشمهای خود را بر مثالهای بیشماری از همکاری در طبیعت ببندد . حیوانات همدیگر را میجورند ، غذای خود را تقسیم میکنند و خود را به خاطر سود و منافع دیگران به خطر می اندازند .
پاسخ شخص داروین به مسئله از خودگذشتگی کاملا روشن نیست و او در چاپهای مختلف کتاب منشأ انواع ، تفاسیر را در سطوح متفاوتی ارائه میکند . او برخی اوقات به تفسیرهای فردگرایانه نزدیک میگردد ، اما معمولا بر این باور است که احتمالا نازایی برخی افراد ، باید به کل بزرگتری سود برساند . توضیحات او که در سطح گروه برای توجیه فداکاری گونه هایی مانند حشرات ارائه میشد ، تا صد سال پس از انتشار کتاب منشا انواع همچنان ثابت و پابرجا بود ، اما امروزه دیگر نظریات شکست خورده ای محسوب میشوند . سرانجام مطالعاتی بسیار مهم توسط همیلتون در سال ۱۹۶۴ مسئله فداکاری را که داروین نادیده گرفته بود حل کرد .
ایده انتخاب طبیعی داروین از این قرار بود که موجودات زنده باید به مشخصه های فیزیکی و رفتاری برسند تا بتوانند از رقبای خود پیش افتند . در این صورت، بیشتر ویژگیهای گیاهان و حیوانات باید نقشی سازگارانه در تنازع بقا داشته باشند و طبیعت نباید اجازه هیچ اسراف و تلف کردنی را داده باشد . پس درباره دم طاووس چه میتوان گفت ؟ این دم نه کمکی به تندتر یا بهتر پرواز کردن طاووس میکند و نه او را در مقابله با رقبا یا عقب راندن صیادان یاری مینماید و در واقع به نظر میرسد که شکارچی اصلی طاووس ، یعنی ببر ، با استفاده از دم پرنده است که در پایین کشیدن آن متبحر و زبردست شده است . ظاهرا این یک تناقض آشکار است ، ویژگی دست و پاگیری که باید مدتها پیش از این توسط انتخاب طبیعی حذف میشد . به نظر میرسد چنین ویژگیهایی برنامه سازش گرا را به چالش می کشند و حتی داروین یک بار اظهار نمود : منظره یک پر در دم طاووس ، هر آنگاه که در برابر دیدگانم قرار میگیرد ، مرا بیمار میکند (نقل قول از کرونین، ۱۹۹۱ ، ص۱۱۴)
البته دم طاووس تنها استثنا نیست . در بسیاری از گونه های حیوانات ، یکی از جنس ها (معمولا جنس نر) آرایش پر زرق و برقی دارند که هیچ نقش عملکردی مشخصی نداشته و یا حتی اختلال آمیز به نظر میرسند .
داروین در ۱۸۷۱ ، با بینش عمیق و عزم راسخ خود ، پاسخی برای این به ظاهر ناسازه یافت . او در کتاب نسب انسان و انتخاب در رابطه با جنس ، توضیحی ارائه نمود که تا امروز همچنان مورد پذیرش است . نیروی انتخاب طبیعی با نیروی انتخاب جنسی تکمیل میگردد :
افراد ویژگیهایی دارند که آنها را برای اعضای جنس مخالف جذاب میسازد یا آنکه برای رقابت با اعضای همجنس ، به منظور دسترسی به جفت یاری میکند .
در نتیجه ، دم طاووس به عنوان مثال ، برای خوشایند ماده ها شکل گرفته ، در حالی که شاخهای مرال نر به عنوان اسلحه هایی در پیکار نر در برابر نر برای دستیابی به ماده عمل میکند .
☑️ با تلخیص و ویرایش از کتاب تکامل و رفتار انسان
☑️ اثر جان کارترایت
@evolution_iran
Telegram
PDF
#تکامل_و_رفتار_انسان
◀️ انسان از دیدگاه چارلز داروین
تفاوت میان انسان و نزدیکترین خویشاوندان او ، مربوط به ساختار جسمانی و تواناییهای ذهنی است . انسان از تبار تعدادی گونه رده پایین است ، به رغم اینکه کشف حلقه های ارتباط دهنده میان وی و این گونه ها هنوز کامل نشده است . انسان مستعد و تابع تغییرات جزئی و متنوع مانند سایر جانداران است و این تغییرات ، طبق قوانین مشابهی ، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند . انسان به سرعت ازدیاد می یابد و ضرورتا در معرض تنازع بقا و نهایتا انتخاب طبیعی قرار میگیرد ، به نژادهای گوناگونی تقسیم میشود که تعدادی از این نژادها آنقدر متفاوت به نظر میرسند که بعضی از طبیعیدانان آنان را در گونه های متمایزی طبقه بندی میکنند . ساختار بدن او با طرحی مشابه سایر پستانداران ساخته شده است و نیز دارای مراحلی مشابه در تکامل جنینی است . انسان ساختارهای مقدماتی بدن اجدادش را که بی شک زمانی سودمند بوده اند حفظ کرده است . گاهی ویژگیهایی در انسان خودنمایی میکنند که به راحتی میتوان حدس زد که این ویژگیها در تملک نیاکان اولیه وی بوده اند . اگر منشأ انسان کاملا متفاوت با سایر جانداران میبود ، تمام این نمودهای متنوع ، بی معنی و درنتیجه چنین دیدگاهی غیرقابل باور جلوه میکرد . از طرفی دیگر ، اگر انسان از نژاد تعدادی پستاندار رده پایین در نظر گرفته شود ، نمودها قابل فهم تر خواهند بود . تعدادی از طبیعیدانان تحت تأثیر تواناییهای درونی و ذهنی انسان قرار گرفته اند و بر همین اساس ، كل موجودات زنده را به سه رده تقسیم کرده اند : انسان ، حیوانات و گیاهان . بنابراین ، قلمرو خاصی را برای انسان در نظر گرفته اند . آنان قادر به مقایسه طبقه بندی تواناییهای درونی انسان نمیباشند ، اما این نکته محرز است که استعدادهای ذهنی انسان و حیوانات رده پایین ، نه فقط در کیفیت ، بلکه در کمیت نیز با هم تفاوت دارند . وجود یک تفاوت در کمیت باعث نمیشود که انسان را در قلمروی خاص و متمایز از سایر جانداران قرار دهیم . این مورد با مقایسه تواناییهای ذهنی دو حشره مانند مورچه و نوعی شته که به رده های مشابه متعلق هستند به خوبی شرح داده میشود . در اینجا تفاوت میان این حشرات ، از تفاوت میان انسان و پستانداران رده بالا بیشتر است . جنس ماده نوعی شته در جوانی از طریق خرطوم خود به گیاهی متصل میشود و شیره آن را استخراج میکند و همیشه در این حالت ثابت باقی میماند ، بعدا لقاح و تخم ریزی هم انجام میدهد و این كل داستان زندگی این نوع شته است . از طرفی دیگر ، اگر بخواهیم عادات و تواناییهای ذهنی مورچه های کارگر را بازگو کنیم ، شامل طومار بلندی میشود که در اینجا به شرح کوتاهی از آن بسنده میکنیم . مورچه ها اطلاعات را میان خود رد و بدل میکنند و تعداد زیادی از آنان برای این کار به هم میپیوندند . آنان دوستان خود را بعد از ماهها غیبت باز میشناسند و نسبت به همدیگر حس ترحم از خود نشان میدهند . آشیانه های زیبا و تمیزی با همکاری یکدیگر میسازند و شب هنگام نگهبانانی را برای حفاظت از خود بر در آن میگمارند . راهها و تونلهایی را زیر زمین ایجاد میکنند ، برای اجتماع خود غذا اندوخته میکنند و زمانی که شی ای بزرگتر از در ورودی آشیانه باشد ، ورودی آن را بزرگتر کرده آن را به داخل هدایت میکنند . دانه ها را ذخیره میکنند و زمانی که رطوبت بیشتر شود ، برای جلوگیری از جوانه زنی دانه ها آنها را به سطح آشیانه و جایی که خشکتر است منتقل میکنند . از شته ها برای بهره کشی استفاده و در گروههای منظمی در جنگها شرکت میجویند و حاضرند زندگی خود را برای مصلحت فدا کنند . طبق برنامه از پیش تعیین شده ای به مهاجرت میپردازند . تخمهای خود و شته ها و پیله های کرم ابریشم را به مناطقی گرم ، به منظور زود از تخم بیرون آمدن لاروها منتقل میکنند و موارد بیشمار دیگری از این دسته را میتوان برشمرد . روی هم رفته ، تفاوت در توانایی ذهنی میان یک مورچه و شته زیاد است و تا به حال هیچکس این حشرات را در ردهای متمایز دسته بندی نکرده ، چه برسد به دسته بندی آنها در قلمروی متمایز که به کلی بعید به نظر میرسد .
✅ از کتاب تبار انسان
❎ نوشته چارلز داروین
❇️ ترجمه کاوه قدیمی
@evolution_iran
تفاوت میان انسان و نزدیکترین خویشاوندان او ، مربوط به ساختار جسمانی و تواناییهای ذهنی است . انسان از تبار تعدادی گونه رده پایین است ، به رغم اینکه کشف حلقه های ارتباط دهنده میان وی و این گونه ها هنوز کامل نشده است . انسان مستعد و تابع تغییرات جزئی و متنوع مانند سایر جانداران است و این تغییرات ، طبق قوانین مشابهی ، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند . انسان به سرعت ازدیاد می یابد و ضرورتا در معرض تنازع بقا و نهایتا انتخاب طبیعی قرار میگیرد ، به نژادهای گوناگونی تقسیم میشود که تعدادی از این نژادها آنقدر متفاوت به نظر میرسند که بعضی از طبیعیدانان آنان را در گونه های متمایزی طبقه بندی میکنند . ساختار بدن او با طرحی مشابه سایر پستانداران ساخته شده است و نیز دارای مراحلی مشابه در تکامل جنینی است . انسان ساختارهای مقدماتی بدن اجدادش را که بی شک زمانی سودمند بوده اند حفظ کرده است . گاهی ویژگیهایی در انسان خودنمایی میکنند که به راحتی میتوان حدس زد که این ویژگیها در تملک نیاکان اولیه وی بوده اند . اگر منشأ انسان کاملا متفاوت با سایر جانداران میبود ، تمام این نمودهای متنوع ، بی معنی و درنتیجه چنین دیدگاهی غیرقابل باور جلوه میکرد . از طرفی دیگر ، اگر انسان از نژاد تعدادی پستاندار رده پایین در نظر گرفته شود ، نمودها قابل فهم تر خواهند بود . تعدادی از طبیعیدانان تحت تأثیر تواناییهای درونی و ذهنی انسان قرار گرفته اند و بر همین اساس ، كل موجودات زنده را به سه رده تقسیم کرده اند : انسان ، حیوانات و گیاهان . بنابراین ، قلمرو خاصی را برای انسان در نظر گرفته اند . آنان قادر به مقایسه طبقه بندی تواناییهای درونی انسان نمیباشند ، اما این نکته محرز است که استعدادهای ذهنی انسان و حیوانات رده پایین ، نه فقط در کیفیت ، بلکه در کمیت نیز با هم تفاوت دارند . وجود یک تفاوت در کمیت باعث نمیشود که انسان را در قلمروی خاص و متمایز از سایر جانداران قرار دهیم . این مورد با مقایسه تواناییهای ذهنی دو حشره مانند مورچه و نوعی شته که به رده های مشابه متعلق هستند به خوبی شرح داده میشود . در اینجا تفاوت میان این حشرات ، از تفاوت میان انسان و پستانداران رده بالا بیشتر است . جنس ماده نوعی شته در جوانی از طریق خرطوم خود به گیاهی متصل میشود و شیره آن را استخراج میکند و همیشه در این حالت ثابت باقی میماند ، بعدا لقاح و تخم ریزی هم انجام میدهد و این كل داستان زندگی این نوع شته است . از طرفی دیگر ، اگر بخواهیم عادات و تواناییهای ذهنی مورچه های کارگر را بازگو کنیم ، شامل طومار بلندی میشود که در اینجا به شرح کوتاهی از آن بسنده میکنیم . مورچه ها اطلاعات را میان خود رد و بدل میکنند و تعداد زیادی از آنان برای این کار به هم میپیوندند . آنان دوستان خود را بعد از ماهها غیبت باز میشناسند و نسبت به همدیگر حس ترحم از خود نشان میدهند . آشیانه های زیبا و تمیزی با همکاری یکدیگر میسازند و شب هنگام نگهبانانی را برای حفاظت از خود بر در آن میگمارند . راهها و تونلهایی را زیر زمین ایجاد میکنند ، برای اجتماع خود غذا اندوخته میکنند و زمانی که شی ای بزرگتر از در ورودی آشیانه باشد ، ورودی آن را بزرگتر کرده آن را به داخل هدایت میکنند . دانه ها را ذخیره میکنند و زمانی که رطوبت بیشتر شود ، برای جلوگیری از جوانه زنی دانه ها آنها را به سطح آشیانه و جایی که خشکتر است منتقل میکنند . از شته ها برای بهره کشی استفاده و در گروههای منظمی در جنگها شرکت میجویند و حاضرند زندگی خود را برای مصلحت فدا کنند . طبق برنامه از پیش تعیین شده ای به مهاجرت میپردازند . تخمهای خود و شته ها و پیله های کرم ابریشم را به مناطقی گرم ، به منظور زود از تخم بیرون آمدن لاروها منتقل میکنند و موارد بیشمار دیگری از این دسته را میتوان برشمرد . روی هم رفته ، تفاوت در توانایی ذهنی میان یک مورچه و شته زیاد است و تا به حال هیچکس این حشرات را در ردهای متمایز دسته بندی نکرده ، چه برسد به دسته بندی آنها در قلمروی متمایز که به کلی بعید به نظر میرسد .
✅ از کتاب تبار انسان
❎ نوشته چارلز داروین
❇️ ترجمه کاوه قدیمی
@evolution_iran
◀️ قاعده شارگاف
در حالیکه ساختمان DNA هنوز ناشناخته بود ، اروین شارگاف توجه خود را به مشخصات شیمیایی اسیدهای نوکلئیک معطوف کرد . در DNA چهار باز شناخته شده ، یعنی آدنین ، گوانین ، سیتوزین و تیمین وجود دارد که معمولا با حرف اولشان ، یعنی G A C و T نشان داده میشوند . هر یک از این بازها ساختمان و مشخصاتی متفاوت دارند . شارگان پس از تجزیه تعدادی از این بازها به روش کروماتوگرافی به نتیجه شگفتی رسید .
در تمام ارگانیسمهایی که او مطالعه کرد ، مقدار A در هر سلول همیشه برابر مقدار T در همان سلول بود .
این موضوع در مورد G و C نیز همین طور بود .
نسبت A به T و G به C همیشه برابر ۱ بود .
این نسبت ۱ به ۱ ، به قاعده شارگاف معروف شد و هنوز هم یکی از بنیادهای زیست شناسی ملکولی است .
T = A
C = G
و همچنین
A + G = C + T
اهمیت قاعده شارگاف تا تعیین ساختمان سه بعدی اسیدهای نوکلئیک کاملا روشن نشد .
برای این کار دانشمندان مجبور بودند به ساختمان فیزیکی DNA یک نگاه واقعی بیاندازند که در سالهای ۱۹۴۰ این کار را شروع کردند و پس از اینکه DNA را دیدند ، تکه های این معما به سرعت در جای خود قرار گرفت .
@evolution_ir
در حالیکه ساختمان DNA هنوز ناشناخته بود ، اروین شارگاف توجه خود را به مشخصات شیمیایی اسیدهای نوکلئیک معطوف کرد . در DNA چهار باز شناخته شده ، یعنی آدنین ، گوانین ، سیتوزین و تیمین وجود دارد که معمولا با حرف اولشان ، یعنی G A C و T نشان داده میشوند . هر یک از این بازها ساختمان و مشخصاتی متفاوت دارند . شارگان پس از تجزیه تعدادی از این بازها به روش کروماتوگرافی به نتیجه شگفتی رسید .
در تمام ارگانیسمهایی که او مطالعه کرد ، مقدار A در هر سلول همیشه برابر مقدار T در همان سلول بود .
این موضوع در مورد G و C نیز همین طور بود .
نسبت A به T و G به C همیشه برابر ۱ بود .
این نسبت ۱ به ۱ ، به قاعده شارگاف معروف شد و هنوز هم یکی از بنیادهای زیست شناسی ملکولی است .
T = A
C = G
و همچنین
A + G = C + T
اهمیت قاعده شارگاف تا تعیین ساختمان سه بعدی اسیدهای نوکلئیک کاملا روشن نشد .
برای این کار دانشمندان مجبور بودند به ساختمان فیزیکی DNA یک نگاه واقعی بیاندازند که در سالهای ۱۹۴۰ این کار را شروع کردند و پس از اینکه DNA را دیدند ، تکه های این معما به سرعت در جای خود قرار گرفت .
@evolution_ir
◀️ آغاز حیات
اوایل دهه ۱۹۸۰ ، دو دانشمند ، تام سچ در کلرادو و سیدنی آلتمن در پیل ، زلزله ای در دنیای علم ایجاد کردند .
سچ به دنبال آنزیمی بود که واکنشی را انجام میدهد که در آن یک قطعه RNA خود را از قطعه بزرگ تر جدا میکند .
او مشاهده کرد که RNA به تنهایی ، بدون کمک هر گونه پروتئینی ، میتواند خودش را بِبُرد .
از سوی دیگر ، آلتمن مشغول مطالعه خواص آنزیمی بود که میتوانست برخی از مولکولهای RNA را برش بدهد . خود این آنزیم کمپلکسی از پروتئین و RNA بود و او با کمال تعجب مشاهده کرد که جزءِ RNA به تنهایی میتواند این واکنش برش را انجام دهد .
به این ترتیب ، هر دو گروه نشان دادند که RNA
میتواند به تنهایی یک واکنش شیمیایی را انجام دهد .
آنزیمهایی که از RNA تشکیل شده اند ، ریبوزیم نامیده شدند تا از آنزیمهای پروتئینی معمولی متمایز باشند .
گرچه به نظر میرسد که اینها واکنشهایی تخصصی هستند ، ولی از نظر خاستگاه حیات پیامدهای عظیمی دارند .
چگونگی آغاز حیات همواره یکی از بزرگترین سوالات پیش روی دانشمندان بوده است . مشکل بزرگ آن بود که تقریبا در تمام اشکال حیات ، DNA ناقل اطلاعات ژنتیکی بود ، ولی خود DNA بی اثر بود و به وسیله تعداد زیادی آنزیم پروتئینی ساخته میشد و ساختن آن آنزیمها نه تنها به RNA که به ریبوزوم نیز نیاز داشت . به علاوه ، قند موجود در DNA ، دئوکسی ریبوز ، به وسیله یک پروتئین بزرگ پیچیده ، از ریبوز ساخته میشود .
هیچ کس نمیتوانست بفهمد که کل این سیستم چگونه ممکن است آغاز شده باشد .
دانشمندانی که درباره چگونگی شروع حیات فکر میکردند ، پیشنهاد کردند که شاید حیات با RNA آغاز شده باشد . اما در آن زمان ، این فقط حدس و گمان بود و تقریبا در حد داستان های علمی تخیلی ، زیرا دیده نشده بود که RNA توانایی انجام واکنشهای شیمیایی داشته باشد .
اما کشف بزرگِ سچ و آلتمن تمام اینها را تغییر داد .
حالا دیگر RNA مولکولی بود که هم میتوانست درست مانند DNA اطلاعات را به صورت دنباله ای از بازها انتقال دهد و هم میتوانست مانند پروتئینها واکنشهای شیمیایی انجام دهد .
اکنون میدانیم که قطعات سازنده RNA میتوانند با واکنشهای شیمیایی ساده ای ساخته شوند ، واکنشهایی که میلیاردها سال پیش نیز در زمین وجود داشته اند .
بنابراین میتوان تصور کرد که حیات در ابتدا با مقدار زیادی مولکول RNA که به صورت تصادفی ایجاد شده اند ، آغاز شده است ، تا آن که بعضی از آنها به تنهایی توانایی تکثیر خود را پیدا کرده اند . وقتی که این اتفاق افتاده است ، بر مبنای تکامل و انتخاب طبیعی ، مولکولهای هر چه پیچیده تری ساخته شده اند ، تا این که نهایتا چیز پیچیده ای مانند یک ريبوزوم اولیه نیز به وجود آمده است .
ایده دنیای RNA اولیه ، اصطلاحی که نخستین بار به وسیله والتر گیلبرت وضع شد ، به طور گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفته است .
شاید ریبوزوم در دنیایی به وجود آمده باشد که RNA در آن غالب بود ، ولی از آنجا که کارش ساختن پروتئین بود ، تبدیل به نوعی اسب ترویا شد . معلوم شد که پروتئینها در انجام اکثر انواع واکنشها بهتر از طریق RNA عمل میکنند ، زیرا
اسیدهای آمینه آنها از نظر شیمیایی توانایی متنوع تری در مقایسه با مولکول ساده تر RNA دارند . معنای این مطلب آن است که با ساخته شدن پروتئینها ، آنها تکامل پیدا کردند و با گذشت زمان ، اکثر کارکردهای RNA و حتی بیشتر از آن را بر عهده گرفتند .
این موجب تحول در حیات شد . این میتواند توضیح دهنده این مطلب نیز باشد که با آنکه ریبوزوم مقدار زیادی RNA دارد ، ولی آنزیمهایی
که DNA را تکثیر میکنند یا آن را به RNA کپی مینمایند ، اکنون به طور کامل از پروتئین ساخته شده اند . این احتمالا بدان سبب است که استفاده از DNA برای ذخیره سازی ژنها بعدا پدید آمده است . در آن زمان ، پروتئینها شایع شده بودند و اکثر واکنشهای درون سلول را انجام میدادند .
البته این توضیح نمیدهد که ژنهایی که حامل کد لازم برای ساختن پروتئینها هستند چگونه پدید آمده اند . بهترین حدس آن است که شکل اولیه ای از ریبوزومها صرفا زنجیره های کوتاهی از پپتیدهای تصادفی میساختند که این منجر به بهبود آنزیمهای RNA شد که در آن زمان وجود داشتند . ولی از آنجا به بعد ، اینکه چگونه ژنهایی پدید آمدند که حامل دستورالعمل هایی برای ساخت پروتئینهایی هستند که اسیدهای آمینه آنها با ترتیب خاصی در هم بافته شده اند ، جهش بزرگی است و هنوز هم یکی از معماهای بزرگ حیات محسوب میشود .
✏️ ویکی راما کریشنان
@Evolution_iran
اوایل دهه ۱۹۸۰ ، دو دانشمند ، تام سچ در کلرادو و سیدنی آلتمن در پیل ، زلزله ای در دنیای علم ایجاد کردند .
سچ به دنبال آنزیمی بود که واکنشی را انجام میدهد که در آن یک قطعه RNA خود را از قطعه بزرگ تر جدا میکند .
او مشاهده کرد که RNA به تنهایی ، بدون کمک هر گونه پروتئینی ، میتواند خودش را بِبُرد .
از سوی دیگر ، آلتمن مشغول مطالعه خواص آنزیمی بود که میتوانست برخی از مولکولهای RNA را برش بدهد . خود این آنزیم کمپلکسی از پروتئین و RNA بود و او با کمال تعجب مشاهده کرد که جزءِ RNA به تنهایی میتواند این واکنش برش را انجام دهد .
به این ترتیب ، هر دو گروه نشان دادند که RNA
میتواند به تنهایی یک واکنش شیمیایی را انجام دهد .
آنزیمهایی که از RNA تشکیل شده اند ، ریبوزیم نامیده شدند تا از آنزیمهای پروتئینی معمولی متمایز باشند .
گرچه به نظر میرسد که اینها واکنشهایی تخصصی هستند ، ولی از نظر خاستگاه حیات پیامدهای عظیمی دارند .
چگونگی آغاز حیات همواره یکی از بزرگترین سوالات پیش روی دانشمندان بوده است . مشکل بزرگ آن بود که تقریبا در تمام اشکال حیات ، DNA ناقل اطلاعات ژنتیکی بود ، ولی خود DNA بی اثر بود و به وسیله تعداد زیادی آنزیم پروتئینی ساخته میشد و ساختن آن آنزیمها نه تنها به RNA که به ریبوزوم نیز نیاز داشت . به علاوه ، قند موجود در DNA ، دئوکسی ریبوز ، به وسیله یک پروتئین بزرگ پیچیده ، از ریبوز ساخته میشود .
هیچ کس نمیتوانست بفهمد که کل این سیستم چگونه ممکن است آغاز شده باشد .
دانشمندانی که درباره چگونگی شروع حیات فکر میکردند ، پیشنهاد کردند که شاید حیات با RNA آغاز شده باشد . اما در آن زمان ، این فقط حدس و گمان بود و تقریبا در حد داستان های علمی تخیلی ، زیرا دیده نشده بود که RNA توانایی انجام واکنشهای شیمیایی داشته باشد .
اما کشف بزرگِ سچ و آلتمن تمام اینها را تغییر داد .
حالا دیگر RNA مولکولی بود که هم میتوانست درست مانند DNA اطلاعات را به صورت دنباله ای از بازها انتقال دهد و هم میتوانست مانند پروتئینها واکنشهای شیمیایی انجام دهد .
اکنون میدانیم که قطعات سازنده RNA میتوانند با واکنشهای شیمیایی ساده ای ساخته شوند ، واکنشهایی که میلیاردها سال پیش نیز در زمین وجود داشته اند .
بنابراین میتوان تصور کرد که حیات در ابتدا با مقدار زیادی مولکول RNA که به صورت تصادفی ایجاد شده اند ، آغاز شده است ، تا آن که بعضی از آنها به تنهایی توانایی تکثیر خود را پیدا کرده اند . وقتی که این اتفاق افتاده است ، بر مبنای تکامل و انتخاب طبیعی ، مولکولهای هر چه پیچیده تری ساخته شده اند ، تا این که نهایتا چیز پیچیده ای مانند یک ريبوزوم اولیه نیز به وجود آمده است .
ایده دنیای RNA اولیه ، اصطلاحی که نخستین بار به وسیله والتر گیلبرت وضع شد ، به طور گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفته است .
شاید ریبوزوم در دنیایی به وجود آمده باشد که RNA در آن غالب بود ، ولی از آنجا که کارش ساختن پروتئین بود ، تبدیل به نوعی اسب ترویا شد . معلوم شد که پروتئینها در انجام اکثر انواع واکنشها بهتر از طریق RNA عمل میکنند ، زیرا
اسیدهای آمینه آنها از نظر شیمیایی توانایی متنوع تری در مقایسه با مولکول ساده تر RNA دارند . معنای این مطلب آن است که با ساخته شدن پروتئینها ، آنها تکامل پیدا کردند و با گذشت زمان ، اکثر کارکردهای RNA و حتی بیشتر از آن را بر عهده گرفتند .
این موجب تحول در حیات شد . این میتواند توضیح دهنده این مطلب نیز باشد که با آنکه ریبوزوم مقدار زیادی RNA دارد ، ولی آنزیمهایی
که DNA را تکثیر میکنند یا آن را به RNA کپی مینمایند ، اکنون به طور کامل از پروتئین ساخته شده اند . این احتمالا بدان سبب است که استفاده از DNA برای ذخیره سازی ژنها بعدا پدید آمده است . در آن زمان ، پروتئینها شایع شده بودند و اکثر واکنشهای درون سلول را انجام میدادند .
البته این توضیح نمیدهد که ژنهایی که حامل کد لازم برای ساختن پروتئینها هستند چگونه پدید آمده اند . بهترین حدس آن است که شکل اولیه ای از ریبوزومها صرفا زنجیره های کوتاهی از پپتیدهای تصادفی میساختند که این منجر به بهبود آنزیمهای RNA شد که در آن زمان وجود داشتند . ولی از آنجا به بعد ، اینکه چگونه ژنهایی پدید آمدند که حامل دستورالعمل هایی برای ساخت پروتئینهایی هستند که اسیدهای آمینه آنها با ترتیب خاصی در هم بافته شده اند ، جهش بزرگی است و هنوز هم یکی از معماهای بزرگ حیات محسوب میشود .
✏️ ویکی راما کریشنان
@Evolution_iran
Wikipedia
توماس چک
شیمیدان آمریکایی
Audio
◀️ انتقال ژنها !
✅ پاسخ به یک سوال :
☑️ آیا ژنهای گیاهان و گوشتی که بعنوان غذا میخوریم نمیتوانند از این طریق وارد ژنوم ما شوند ؟
❎ دکتر جمشید شاملو
@Evolution_iran
✅ پاسخ به یک سوال :
☑️ آیا ژنهای گیاهان و گوشتی که بعنوان غذا میخوریم نمیتوانند از این طریق وارد ژنوم ما شوند ؟
❎ دکتر جمشید شاملو
@Evolution_iran
◀️ تلومر
هر سلولِ بدن مجموعهای از ژنها را حمل میکند که در زنجیره های بلندی به هم متصل هستند و کروموزوم نام دارند.
هر سلول در بدن انسان ۲۳ جفت کروموزم در هسته خود دارد.
تلومرها در انتهای رشته های کروموزوم قرار میگیرند و توالیهای غیر کد کننده و تکراری بازها هستند که در مهره داران عموما TTAGGG است
تلومرها که در دو انتهای هر کروموزوم قرار میگیرند، مانع از چسبیدن کروموزوم ها به یکدیگر میشوند. همچنین از حمله نوکلئازها به انتهای کروموزم جلوگیری میکنند و در مکان یابی و جایگیری کروموزم در هسته نیز موثر هستند.
به این ترتیب تلومرها به نوعی نقش حفاظت از کروموزم را ایفا میکنند
همانطور که مشخص است اکثر سلولهای بدن عمر زیادی ندارند و بعضا طی چند روز یا حتی کمتر جای خود را به سلولهای جدید که طی تقسیم سلولی بوجود آورده اند میدهند.
اما هر بار که سلول تقسیم میشود، به علت فرایندهایی که طی همانندسازی جریان می یابد، قسمتی از انتهای تلومرها همانندسازی نمیشود.
بنابراین این مسئله طی تقسیمات متوالی سلولها باعث کاهش تدریجی طول تلومرها و در نتیجه عدم حفاظت از کروموزم و مرگ سلول میشود
@Evolution_iran
هر سلولِ بدن مجموعهای از ژنها را حمل میکند که در زنجیره های بلندی به هم متصل هستند و کروموزوم نام دارند.
هر سلول در بدن انسان ۲۳ جفت کروموزم در هسته خود دارد.
تلومرها در انتهای رشته های کروموزوم قرار میگیرند و توالیهای غیر کد کننده و تکراری بازها هستند که در مهره داران عموما TTAGGG است
تلومرها که در دو انتهای هر کروموزوم قرار میگیرند، مانع از چسبیدن کروموزوم ها به یکدیگر میشوند. همچنین از حمله نوکلئازها به انتهای کروموزم جلوگیری میکنند و در مکان یابی و جایگیری کروموزم در هسته نیز موثر هستند.
به این ترتیب تلومرها به نوعی نقش حفاظت از کروموزم را ایفا میکنند
همانطور که مشخص است اکثر سلولهای بدن عمر زیادی ندارند و بعضا طی چند روز یا حتی کمتر جای خود را به سلولهای جدید که طی تقسیم سلولی بوجود آورده اند میدهند.
اما هر بار که سلول تقسیم میشود، به علت فرایندهایی که طی همانندسازی جریان می یابد، قسمتی از انتهای تلومرها همانندسازی نمیشود.
بنابراین این مسئله طی تقسیمات متوالی سلولها باعث کاهش تدریجی طول تلومرها و در نتیجه عدم حفاظت از کروموزم و مرگ سلول میشود
@Evolution_iran
◀️ تلومراز
تلومرها پایانه های خطی کروموزمها هستند که نقش حفاظت کروموزم را بر عهده دارند
اما هر بار که سلول تقسیم میشود به علت محدودیت در فرایند رونویسی، تلومرها اندکی کوتاهتر میشوند و این کاهش تدریجی هنگامی که به حد معینی برسد باعث عدم توانایی تلومر برای حفاظت از کروموزم و مرگ سلول میشود
اما این مشکل با آنزیمی بنام تلومراز حل شده است
تلومراز آنزیمی است که از پروتئین و RNA تشکیل شده و با الگو قرار دادن بخش اسید ریبونوکلئیکی خود، همانندسازی انتهای DNA را کامل کرده و مانع از کوتاه شدن تدریجی تلومر میشود
حال با توجه به فعالیت تلومراز و افزوده شدن به طول تلومر در هر همانندسازی به نظر میرسد که طول تلومر باید پیوسته در حال افزایش باشد.
اما چنین نیست!
در واقع آنزیم تلومراز تنها در سلولهای زایشی و بنیادی فعال است و مابقی سلولهای بدن توانایی تولید تلومراز را نداشته و در نتیجه در هر دور همانندسازی قسمتی از انتهای تلومر همانندسازی نشده و طی تقسیمات متوالی طول تلومر در آنها کاهش می یابد
در سالهای اخیر بحثهای زیادی بر روی ارتباط تلومرها و طول عمر مطرح شده است که همچنان تحقیقات روی آن در جریان است
@Evolution_iran
تلومرها پایانه های خطی کروموزمها هستند که نقش حفاظت کروموزم را بر عهده دارند
اما هر بار که سلول تقسیم میشود به علت محدودیت در فرایند رونویسی، تلومرها اندکی کوتاهتر میشوند و این کاهش تدریجی هنگامی که به حد معینی برسد باعث عدم توانایی تلومر برای حفاظت از کروموزم و مرگ سلول میشود
اما این مشکل با آنزیمی بنام تلومراز حل شده است
تلومراز آنزیمی است که از پروتئین و RNA تشکیل شده و با الگو قرار دادن بخش اسید ریبونوکلئیکی خود، همانندسازی انتهای DNA را کامل کرده و مانع از کوتاه شدن تدریجی تلومر میشود
حال با توجه به فعالیت تلومراز و افزوده شدن به طول تلومر در هر همانندسازی به نظر میرسد که طول تلومر باید پیوسته در حال افزایش باشد.
اما چنین نیست!
در واقع آنزیم تلومراز تنها در سلولهای زایشی و بنیادی فعال است و مابقی سلولهای بدن توانایی تولید تلومراز را نداشته و در نتیجه در هر دور همانندسازی قسمتی از انتهای تلومر همانندسازی نشده و طی تقسیمات متوالی طول تلومر در آنها کاهش می یابد
در سالهای اخیر بحثهای زیادی بر روی ارتباط تلومرها و طول عمر مطرح شده است که همچنان تحقیقات روی آن در جریان است
@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ وانمایی
در میان جانداران گاه مشاهده میشود که ظاهر، رفتار، صدا یا بوی یک جانور یا گیاه بیش از آنچه انتظار میرود به یک جانور یا گیاه دیگر شبیه است
در چنین مواردی یکی از گونه ها در فرگشت خود به دلایل استتاری، تقلیدِ ظاهر و رفتارِ گونه دیگری را کرده است تا بدینوسیله درندگان یا طعمه های خود را فریب دهد
این نوع از تقلید ظاهر و رفتار، وانمایی یا Mimicry گفته میشود
وانمایی میتواند
☑️ مولری باشد
در این حالت گونههای خطرناک، برای نمونه سمی، از ظاهر یکدیگر تقلید میکنند
☑️ بیتزی باشد
در این حالت گونه های غیر خطرناک به هم شباهت پیدا میکنند
یا
☑️ شکاری یا پکم باشد
که در این حالت درندگان، ظاهر طعمه یا دیگر حیوانات منطقه را به خود میگیرند تا آسانتر به طعمه نزدیک شوند
☑️ همچنین اگر جانور به تقلید از بخشی از بدن خود در بخش دیگر بدنش اقدام کند، آن را خودوانمایی میگویند که نمونه معروف آن وجود لکه های چشم مانند بر روی دم ماهیهای گرمسیری است که باعث میشود حمله کنندگان در مورد جهت سر و دم ماهی به اشتباه بیافتند
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
@Evolution_iran
در میان جانداران گاه مشاهده میشود که ظاهر، رفتار، صدا یا بوی یک جانور یا گیاه بیش از آنچه انتظار میرود به یک جانور یا گیاه دیگر شبیه است
در چنین مواردی یکی از گونه ها در فرگشت خود به دلایل استتاری، تقلیدِ ظاهر و رفتارِ گونه دیگری را کرده است تا بدینوسیله درندگان یا طعمه های خود را فریب دهد
این نوع از تقلید ظاهر و رفتار، وانمایی یا Mimicry گفته میشود
وانمایی میتواند
☑️ مولری باشد
در این حالت گونههای خطرناک، برای نمونه سمی، از ظاهر یکدیگر تقلید میکنند
☑️ بیتزی باشد
در این حالت گونه های غیر خطرناک به هم شباهت پیدا میکنند
یا
☑️ شکاری یا پکم باشد
که در این حالت درندگان، ظاهر طعمه یا دیگر حیوانات منطقه را به خود میگیرند تا آسانتر به طعمه نزدیک شوند
☑️ همچنین اگر جانور به تقلید از بخشی از بدن خود در بخش دیگر بدنش اقدام کند، آن را خودوانمایی میگویند که نمونه معروف آن وجود لکه های چشم مانند بر روی دم ماهیهای گرمسیری است که باعث میشود حمله کنندگان در مورد جهت سر و دم ماهی به اشتباه بیافتند
✅ بیشتر بخوانید
✅ و اینجا و اینجا
@Evolution_iran