◀️ لوکوس
جایگاه اختصاصی یک ژن خاص در امتداد طول dna بر روی کروموزم ، لوکوس آن ژن نام دارد .
اکثر سلولهای عادی یک حیوان عادی ، کروموزم ها را بصورت جفت حمل میکنند ، یک نسخه از پدر و یک نسخه از مادر .
در سلولهای انسان ۴۶ کروموزم هست که از ۲۳ جفت تشکیل میشوند .
هر جفت کروموزم (بجز کروموزمهای جنسی) بسیار به هم شباهت داشته و ژنهای یکسان در لوکوسهای مشابه حمل میکنند .
لوکوس ژنها در جفت کروموزمها با حروف انگلیسی بزرگ و کوچک نشان داده میشوند (Aa , Bb ' Cc)
اگر هر دو لوکوس با حروف یکسان (هر دو بزرگ یا کوچک) نشان داده شوند ، نشان دهنده این است که هر دو فرم ژن موجود بر هر دو جفت کروموزم یکسان هستند ، یا باصطلاح آلل های یکسانی از آن ژن بر روی هر دو کروموزم پدری و مادری قرار دارد .
در غیر اینصورت ، اگر یک لوکوس با حرف بزرگ و دیگری با حرف کوچک نمایش داده شود ، نشان دهنده آلل های متفاوت آن ژن بر روی هر یک از کروموزم ها است . همچنان هر دو ژن متعلق به یک صفت هستند ، اما در فرمهای متفاوت .
@Evolution_iran
جایگاه اختصاصی یک ژن خاص در امتداد طول dna بر روی کروموزم ، لوکوس آن ژن نام دارد .
اکثر سلولهای عادی یک حیوان عادی ، کروموزم ها را بصورت جفت حمل میکنند ، یک نسخه از پدر و یک نسخه از مادر .
در سلولهای انسان ۴۶ کروموزم هست که از ۲۳ جفت تشکیل میشوند .
هر جفت کروموزم (بجز کروموزمهای جنسی) بسیار به هم شباهت داشته و ژنهای یکسان در لوکوسهای مشابه حمل میکنند .
لوکوس ژنها در جفت کروموزمها با حروف انگلیسی بزرگ و کوچک نشان داده میشوند (Aa , Bb ' Cc)
اگر هر دو لوکوس با حروف یکسان (هر دو بزرگ یا کوچک) نشان داده شوند ، نشان دهنده این است که هر دو فرم ژن موجود بر هر دو جفت کروموزم یکسان هستند ، یا باصطلاح آلل های یکسانی از آن ژن بر روی هر دو کروموزم پدری و مادری قرار دارد .
در غیر اینصورت ، اگر یک لوکوس با حرف بزرگ و دیگری با حرف کوچک نمایش داده شود ، نشان دهنده آلل های متفاوت آن ژن بر روی هر یک از کروموزم ها است . همچنان هر دو ژن متعلق به یک صفت هستند ، اما در فرمهای متفاوت .
@Evolution_iran
◀️ انسان و شامپانزه
شامپانزه ها نزدیکترین خویشاوندان زنده ما هستند .
تخمین زده میشود که ردیف ژنوم شامپانزه ۹۸ درصد شبیه ردیف ژنوم انسان است .
این ۲ درصد تفاوت در dna ، ما را با ۶ میلیون سال تکامل و چندین نیای حد واسط منقرض شده از شامپانزه جدا میکند .
به اینحال ما میدانیم که بیش از سی هزار یا چیزی در همین حدود ، ژن مشترک با شامپانزه داریم . پرسش اساسی این است که چرا ما با شامپانزه تفاوت داریم ؟
آیا میتوان با استفاده از ۲ درصد تفاوت موجود ژنهایی را که به انسان توانایی فکری و زبانی پیشرفته را میدهد به طور دقیق مشخص کنیم ؟
چرا خویشاوندان نزدیک ما به بسیاری از بیماریهایی که ما دچار میشویم مبتلا نمیشوند ؟ مثلا آنها به ایدز مبتلا میشوند ، اما به ندرت علائم کامل آن را نشان میدهند .
پاسخ ممکن است فقط در توالی dna نباشد . بعضی دانشمندان معتقدند که تعداد تفاوتها بسیار کم است و تفاوت اصلی در نحوه تظاهر ژنهاست ، یعنی در شیوه ای که ژنها تولید پروتئین ها را هدایت میکنند . انسان و شامپانزه ممکن است راههای کاملا متفاوتی برای تنظیم ژنهای مشابه شان داشته باشند .
@Evolution_iran
شامپانزه ها نزدیکترین خویشاوندان زنده ما هستند .
تخمین زده میشود که ردیف ژنوم شامپانزه ۹۸ درصد شبیه ردیف ژنوم انسان است .
این ۲ درصد تفاوت در dna ، ما را با ۶ میلیون سال تکامل و چندین نیای حد واسط منقرض شده از شامپانزه جدا میکند .
به اینحال ما میدانیم که بیش از سی هزار یا چیزی در همین حدود ، ژن مشترک با شامپانزه داریم . پرسش اساسی این است که چرا ما با شامپانزه تفاوت داریم ؟
آیا میتوان با استفاده از ۲ درصد تفاوت موجود ژنهایی را که به انسان توانایی فکری و زبانی پیشرفته را میدهد به طور دقیق مشخص کنیم ؟
چرا خویشاوندان نزدیک ما به بسیاری از بیماریهایی که ما دچار میشویم مبتلا نمیشوند ؟ مثلا آنها به ایدز مبتلا میشوند ، اما به ندرت علائم کامل آن را نشان میدهند .
پاسخ ممکن است فقط در توالی dna نباشد . بعضی دانشمندان معتقدند که تعداد تفاوتها بسیار کم است و تفاوت اصلی در نحوه تظاهر ژنهاست ، یعنی در شیوه ای که ژنها تولید پروتئین ها را هدایت میکنند . انسان و شامپانزه ممکن است راههای کاملا متفاوتی برای تنظیم ژنهای مشابه شان داشته باشند .
@Evolution_iran
◀️ آشنایی با فرگشت
فهرست :
1⃣ آشنایی با مفاهیم تکامل و ژنتیک
2⃣ عوامل موثر بر تکامل موجودات
3⃣ آشنایی با مفهوم گونه و گونه زایی
4⃣ شواهد فسیلی
5⃣ چرا تکامل قطعا رخ داده است
◀️ اثر : نولان
@Evolution_iran
فهرست :
1⃣ آشنایی با مفاهیم تکامل و ژنتیک
2⃣ عوامل موثر بر تکامل موجودات
3⃣ آشنایی با مفهوم گونه و گونه زایی
4⃣ شواهد فسیلی
5⃣ چرا تکامل قطعا رخ داده است
◀️ اثر : نولان
@Evolution_iran
Telegram
PDF
#آشنایی_با_فرگشت
◀️ دو شکلی جنسی
در اکثر گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند ، دو شکلی در اندازه بدن و سایر صفات مشترک دیده میشود .
برای مثال در انسان بدن جنس نر به طور متوسط ۱۰ درصد از جنس ماده بزرگتر است و یا در جنس نر انسان دندان نیش به طور آشکاری خودنمایی میکند ، در حالی که در جنس ماده دندان نیش چندان بزرگ و مشخص نیست .
در بعضی گونه های دیگر ، دو شکلی های جنسی شدیدتر بوده و تفاوت میان اندازه بدن و سایر صفات دو جنس بسیار بزرگتر است .
نخستین نظریه ای که وجود دو شکلی های جنسی را توجیه میکند ، انتخاب های درون جنسی است . طوری که نبردهای نر در برابر نر برای دستیابی به جنس ماده ، کاملا بیانگر چرایی دو شکلی هاست .
عموما در گونه هایی که تک همسر بوده و رقابت برای دستیابی به ماده وجود ندارد ، چند شکلی های جنسی بسیار خفیف بوده و دو جنس نر و ماده تقریبا اندازه و صفات بدنی یکسانی دارند .
اما گونه هایی که دارای سیستم تک نره (چند زنی ، حرمسرایی) هستند ، میزان دو شکلی جنسی بسیار شدید است . علت این تفاوت نیز مسلما رقابت شدید نرها برای دستیابی به ماده ها و گاه حرمسرا است .
همچنین در گونه هایی که چند نره هستند و ماده ها با نرهای مختلفی جفتگیری میکنند نیز معمولا دو شکلی جنسی وجود دارد . چرا که اغلب در این گونه ها نیز رقابت جنسی و گاه سلسله مراتب وجود دارد که هر جنس را برای تثبیت موقعیت خود در گروه وادار به رقابت میکند .
اما علل دیگری نیز میتوان برای وجود دو شکلی های جنسی یافت .
برای مثال ، دندانهای بزرگتر و هیکل ورزیده تر جنس نر ، میتواند نوعی سازگاری نر برای دفاع در مقابل صیادان باشد .
وجود دو شکلی جنسی شدید در گونه های تک نره از این ایده حمایت میکند . چرا که در گروههای تک نره ، نرهای جوان باید از ماده های بیشتری دفاع کنند .
همچنین در گروههای چند نره در نخستی ها ، دندانها در نخستی های زمینی نسبت به نخستی های درختی بزرگترند که احتمالا بازتاب این واقعیت است که فشار صیادی برای نخستی های ساکن زمین معمولا بیشتر است .
ایده دیگری وجود دو شکلی در برخی گونه ها را چنین توضیح میدهد که در صورتی که هر دو جنس در هر گونه ای ، در مکانی واحد با منابع یکسان به سر ببرند ، ممکن است برای جلوگیری از رقابت با یکدیگر به رژیم های غذایی متفاوت با روشهای تامین مختلف رو آورده باشند .
در پرندگان تک همسر ، تنوع رژیم های غذایی برخی از تفاوتهای موجود در اندازه بدن و شکل منقار دو جنس را توضیح میدهد .
@Evolution_iran
@Evolution_irr
در اکثر گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند ، دو شکلی در اندازه بدن و سایر صفات مشترک دیده میشود .
برای مثال در انسان بدن جنس نر به طور متوسط ۱۰ درصد از جنس ماده بزرگتر است و یا در جنس نر انسان دندان نیش به طور آشکاری خودنمایی میکند ، در حالی که در جنس ماده دندان نیش چندان بزرگ و مشخص نیست .
در بعضی گونه های دیگر ، دو شکلی های جنسی شدیدتر بوده و تفاوت میان اندازه بدن و سایر صفات دو جنس بسیار بزرگتر است .
نخستین نظریه ای که وجود دو شکلی های جنسی را توجیه میکند ، انتخاب های درون جنسی است . طوری که نبردهای نر در برابر نر برای دستیابی به جنس ماده ، کاملا بیانگر چرایی دو شکلی هاست .
عموما در گونه هایی که تک همسر بوده و رقابت برای دستیابی به ماده وجود ندارد ، چند شکلی های جنسی بسیار خفیف بوده و دو جنس نر و ماده تقریبا اندازه و صفات بدنی یکسانی دارند .
اما گونه هایی که دارای سیستم تک نره (چند زنی ، حرمسرایی) هستند ، میزان دو شکلی جنسی بسیار شدید است . علت این تفاوت نیز مسلما رقابت شدید نرها برای دستیابی به ماده ها و گاه حرمسرا است .
همچنین در گونه هایی که چند نره هستند و ماده ها با نرهای مختلفی جفتگیری میکنند نیز معمولا دو شکلی جنسی وجود دارد . چرا که اغلب در این گونه ها نیز رقابت جنسی و گاه سلسله مراتب وجود دارد که هر جنس را برای تثبیت موقعیت خود در گروه وادار به رقابت میکند .
اما علل دیگری نیز میتوان برای وجود دو شکلی های جنسی یافت .
برای مثال ، دندانهای بزرگتر و هیکل ورزیده تر جنس نر ، میتواند نوعی سازگاری نر برای دفاع در مقابل صیادان باشد .
وجود دو شکلی جنسی شدید در گونه های تک نره از این ایده حمایت میکند . چرا که در گروههای تک نره ، نرهای جوان باید از ماده های بیشتری دفاع کنند .
همچنین در گروههای چند نره در نخستی ها ، دندانها در نخستی های زمینی نسبت به نخستی های درختی بزرگترند که احتمالا بازتاب این واقعیت است که فشار صیادی برای نخستی های ساکن زمین معمولا بیشتر است .
ایده دیگری وجود دو شکلی در برخی گونه ها را چنین توضیح میدهد که در صورتی که هر دو جنس در هر گونه ای ، در مکانی واحد با منابع یکسان به سر ببرند ، ممکن است برای جلوگیری از رقابت با یکدیگر به رژیم های غذایی متفاوت با روشهای تامین مختلف رو آورده باشند .
در پرندگان تک همسر ، تنوع رژیم های غذایی برخی از تفاوتهای موجود در اندازه بدن و شکل منقار دو جنس را توضیح میدهد .
@Evolution_iran
@Evolution_irr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ پرهای پرندگان چگونه تکامل یافت ؟!
امروزه با تکیه بر شواهد و مدارک محکمی که در دست داریم ، اطمینان داریم که پرندگان ، نوادگان دایناسورهایی هستند که میلیونها سال قبل بر روی زمین زندگی میکردند .
پرواز کردن علاوه بر پر ، نیاز به تغییرات عمده دیگری در کل ساختار بدن جانور داشت . برای مثال علاوه بر پر ، وجود بازوهایی بلند نیز ضروری است . بنابراین پرهایی که امروزه پرندگان بعنوان ابزار پرواز به کار میگیرند ، در اجداد اوليه پرندگان کاربردی غیر از پرواز داشته و اساسا به شکل پرهای امروزی نیز نبوده است .
نخستین پرهایی که در اجداد ابتدایی پرندگان ظاهر شدند ، احتمالا ساختاری صاف و بدون انشعاب مانند کابل داشتند . اما به مرور و طی زمان بلند به شکل پرهای امروزی در آمدند .
احتمالا اولین و عمده ترین مزیت تکاملی پرها ، نگهداری گرما و ساختار عایق مانند آنها بوده است که جانور را در برابر تغییرات دمای محیط محافظت میکرده است .
اما علاوه بر این ، وجود پر در اجداد بدون پرواز پرندگان مزیت های دیگری نیز داشته است .
برای توضیحات بیشتر ویدیو را باز کنید .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
امروزه با تکیه بر شواهد و مدارک محکمی که در دست داریم ، اطمینان داریم که پرندگان ، نوادگان دایناسورهایی هستند که میلیونها سال قبل بر روی زمین زندگی میکردند .
پرواز کردن علاوه بر پر ، نیاز به تغییرات عمده دیگری در کل ساختار بدن جانور داشت . برای مثال علاوه بر پر ، وجود بازوهایی بلند نیز ضروری است . بنابراین پرهایی که امروزه پرندگان بعنوان ابزار پرواز به کار میگیرند ، در اجداد اوليه پرندگان کاربردی غیر از پرواز داشته و اساسا به شکل پرهای امروزی نیز نبوده است .
نخستین پرهایی که در اجداد ابتدایی پرندگان ظاهر شدند ، احتمالا ساختاری صاف و بدون انشعاب مانند کابل داشتند . اما به مرور و طی زمان بلند به شکل پرهای امروزی در آمدند .
احتمالا اولین و عمده ترین مزیت تکاملی پرها ، نگهداری گرما و ساختار عایق مانند آنها بوده است که جانور را در برابر تغییرات دمای محیط محافظت میکرده است .
اما علاوه بر این ، وجود پر در اجداد بدون پرواز پرندگان مزیت های دیگری نیز داشته است .
برای توضیحات بیشتر ویدیو را باز کنید .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ آرواره داران
مهره دارانِ دارای آرواره را که بیش از ۶۰ هزار گونه بوده و ۹۹ درصد مهره داران را در بر میگیرند ، ، آرواره داران میگویند .
باور دانشمندان بر این است که آرواره ، از تغییر شکل و تغییر کاربرد قوسهای کمکی آبشش جلویی جانوران باستانی پدید آمده است .
این قوسها تغییر شکل دادهاند تا بدینوسیله با باز و بسته کردن بهتر دهان ، آب را بهتر بر روی آبششها به جریان در آورند و این به نوبه خود باعث شد تا دهان بزرگتر و خوردن دیگر جانوران نیز از طریق آن ممکن شود .
آرواره داران نخستین بار در اواخر دوره اردویسین ، حدود ۴۵۰ میلیون سال قبل ظاهر شدند و به سرعت متنوع شده و جز جانوران موفق در بقا و گسترش بودند .
وجود آرواره یک مزیت تکاملی بزرگ بود که توانایی به چنگ آوردن شکار و قطعه قطعه کردن آن را فراهم میساخت .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
مهره دارانِ دارای آرواره را که بیش از ۶۰ هزار گونه بوده و ۹۹ درصد مهره داران را در بر میگیرند ، ، آرواره داران میگویند .
باور دانشمندان بر این است که آرواره ، از تغییر شکل و تغییر کاربرد قوسهای کمکی آبشش جلویی جانوران باستانی پدید آمده است .
این قوسها تغییر شکل دادهاند تا بدینوسیله با باز و بسته کردن بهتر دهان ، آب را بهتر بر روی آبششها به جریان در آورند و این به نوبه خود باعث شد تا دهان بزرگتر و خوردن دیگر جانوران نیز از طریق آن ممکن شود .
آرواره داران نخستین بار در اواخر دوره اردویسین ، حدود ۴۵۰ میلیون سال قبل ظاهر شدند و به سرعت متنوع شده و جز جانوران موفق در بقا و گسترش بودند .
وجود آرواره یک مزیت تکاملی بزرگ بود که توانایی به چنگ آوردن شکار و قطعه قطعه کردن آن را فراهم میساخت .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ فریب بزرگ !
گندم چه چیزی به کشاورزان ، از جمله کودکانی که گرسنگی میکشیدند عرضه کرد ؟
گندم به تک تک افراد چیزی نداد ، ولی قطعا به گونهء انسان خردمند چیزی ارزانی داشت .
کشت گندم ، غذای بسیار بیشتری را در هر قطعه از زمین فراهم کرد و به این ترتیب امکان فوق العادهء چند برابر شدن انسانهای خردمند را بوجود آورد .
در حدود ۱۳۰۰۰ سال قبل از میلاد ، زمانی که انسان از طریق جمع آوری گیاهان وحشی و شکار حیوانات وحشی تغذیه میکرد ، منطقه اطراف واحه اریحا در فلسطین ، میتوانست حداکثر کفاف زندگی یک گروه حدودا صد نفره از انسانهای نسبتا سالم و خوب تغذیه شده را بدهد .
حدود ۸۵۰۰ سال قبل از میلاد ، زمانی که مزارع گندم جای گیاهان وحشی را گرفت ، همان واحه ، زندگی یک روستای وسیع ، اما تنگ و فشرده ، مرکب از هزار نفر را تامین میکرد که تا حد زیادی از تغذیه بد و بیماری رنج میبردند .
واحد ارزش تکامل ، نه گرسنگی و رنج ، بلکه میزان تکثیر مارپیچهای دیانای بود .
همانطور که موفقیت اقتصادی یک شرکت ، تنها از طریق تعداد دلارهای انباشته شده در حساب بانکی اش محاسبه میشود ، نه از روی خشنودی کارکنانش .
پیشرفت تکاملی یک گونه هم بر اساس میزان تکثیر دیانای آن محاسبه میشود .
اگر تکثیر دیانای متوقف شود ، گونهء آن موجود زنده منقرض خواهد شد ، درست مثل شرکتی که بدون پول ورشکست میشود .
اگر یک گونه ، دیانای های زیادی را از خودش تکثیر کند ، به موفقیت دست یافته است و آن گونهء زیستیِ خاص نشو و نما میکند .
از این منظر ، هزار گونهء تکثیر شده ، بهتر از صد نمونه است .
جوهر انقلاب کشاورزی همین است :
توانایی زنده نگه داشتنِ بیشترین انسانها ، تحت نامساعدترین شرایط .
اما چرا افراد باید به این محاسبه تکاملی اهمیت بدهند ؟
چرا یک فرد عاقل ، استاندارد زندگی خود را تنزل دهد ، فقط برای اینکه تعداد نمونه های تکثیر شده از ژنوم انسان خردمند را چند برابر کند ؟
هیچ کس با این معامله موافق نبود .
انقلاب کشاورزی یک دام بود .
📖 انسان خردمند
✏️ یواال نوح هراری
@Evolution_iran
گندم چه چیزی به کشاورزان ، از جمله کودکانی که گرسنگی میکشیدند عرضه کرد ؟
گندم به تک تک افراد چیزی نداد ، ولی قطعا به گونهء انسان خردمند چیزی ارزانی داشت .
کشت گندم ، غذای بسیار بیشتری را در هر قطعه از زمین فراهم کرد و به این ترتیب امکان فوق العادهء چند برابر شدن انسانهای خردمند را بوجود آورد .
در حدود ۱۳۰۰۰ سال قبل از میلاد ، زمانی که انسان از طریق جمع آوری گیاهان وحشی و شکار حیوانات وحشی تغذیه میکرد ، منطقه اطراف واحه اریحا در فلسطین ، میتوانست حداکثر کفاف زندگی یک گروه حدودا صد نفره از انسانهای نسبتا سالم و خوب تغذیه شده را بدهد .
حدود ۸۵۰۰ سال قبل از میلاد ، زمانی که مزارع گندم جای گیاهان وحشی را گرفت ، همان واحه ، زندگی یک روستای وسیع ، اما تنگ و فشرده ، مرکب از هزار نفر را تامین میکرد که تا حد زیادی از تغذیه بد و بیماری رنج میبردند .
واحد ارزش تکامل ، نه گرسنگی و رنج ، بلکه میزان تکثیر مارپیچهای دیانای بود .
همانطور که موفقیت اقتصادی یک شرکت ، تنها از طریق تعداد دلارهای انباشته شده در حساب بانکی اش محاسبه میشود ، نه از روی خشنودی کارکنانش .
پیشرفت تکاملی یک گونه هم بر اساس میزان تکثیر دیانای آن محاسبه میشود .
اگر تکثیر دیانای متوقف شود ، گونهء آن موجود زنده منقرض خواهد شد ، درست مثل شرکتی که بدون پول ورشکست میشود .
اگر یک گونه ، دیانای های زیادی را از خودش تکثیر کند ، به موفقیت دست یافته است و آن گونهء زیستیِ خاص نشو و نما میکند .
از این منظر ، هزار گونهء تکثیر شده ، بهتر از صد نمونه است .
جوهر انقلاب کشاورزی همین است :
توانایی زنده نگه داشتنِ بیشترین انسانها ، تحت نامساعدترین شرایط .
اما چرا افراد باید به این محاسبه تکاملی اهمیت بدهند ؟
چرا یک فرد عاقل ، استاندارد زندگی خود را تنزل دهد ، فقط برای اینکه تعداد نمونه های تکثیر شده از ژنوم انسان خردمند را چند برابر کند ؟
هیچ کس با این معامله موافق نبود .
انقلاب کشاورزی یک دام بود .
📖 انسان خردمند
✏️ یواال نوح هراری
@Evolution_iran
◀️ تأملی بر نظریه تکامل
هر چیزی که مخالف طبیعت باشد ، در دراز مدت دوام نخواهد آورد .
"چارلز داروین"
نگاهی به سیر تکامل نظریه داروین و تاثیر آن بر دنیای علم و پیشرفت بشر
◀️ از انتشارات شورش
@Evolution_iran
هر چیزی که مخالف طبیعت باشد ، در دراز مدت دوام نخواهد آورد .
"چارلز داروین"
نگاهی به سیر تکامل نظریه داروین و تاثیر آن بر دنیای علم و پیشرفت بشر
◀️ از انتشارات شورش
@Evolution_iran
Telegram
PDF
#تاملی_بر_فرگشت
◀️ تکامل همگرا
گاهی مکانهای مختلف جغرافیایی ، گروههای گیاهی و جانوری همانندی را در خود جای میدهد ، حتی اگر این موجودات خویشاوند دور هم باشند .
مشکل میشود وجود این شباهتها را نتیجه تصادف بدانیم . در عوض به نظر میرسد که انتخاب طبیعی ، سازشهای تکاملی موازی را در محیطهای همانند ترجیح داده باشد ، زیرا در چنین موردی انتخاب طبیعی گرایش دارد تا تغییراتی را برتری بخشد که دو گروه همانند یکدیگر را بوجود آورده و فنوتیپ های این دو گروه شبیه هم باشند .
این شکل از تغییرات تکاملی ، بعنوان تکامل همگرا یا تکامل موازی شناخته میشود .
بهترین مورد شناخته شده از تکامل همگرا ، مربوط به دو گروه بزرگ پستانداران کیسه دار و جفت دار است که به روش تکاملی بسیار همانندی تکامل یافته اند .
گمان بر این است که این دو دودمان ، مستقل از هم و روی قاره های جداگانه ای زندگی میکرده اند . استرالیا زادگاه پستانداران کیسه دار ، بیش از ۵۰ میلیون سال قبل از دیگر قاره ها جدا شد و به نظر میرسد این پستانداران تکامل خود را زودتر از پستانداران جفت دار آغاز کرده اند و پیش از جدا شدن استرالیا ، از قطب جنوب به استرالیا رسیده اند . پستانداران جفت دار ، بعدا تکامل خود را آغاز کرده و گروه پستانداران برتر تمام قاره های دیگر شده اند .
کیسه داران استرالیا ، به طور شگفت انگیزی به جفت داران دیگر قاره ها شباهت دارند . تشابه بین برخی از اعضای فردی این دو گروه پستاندار دلیل محکمی است بر اینکه آنها در نتیجه تکامل همگرا حاصل شده اند .
نمونه های مشابه ، مستقر در مناطق متفاوت ، به دلیل فشارهای گزینشی مشابه در محیطهای مشابه تکامل یافته اند .
@Evolution_iran
گاهی مکانهای مختلف جغرافیایی ، گروههای گیاهی و جانوری همانندی را در خود جای میدهد ، حتی اگر این موجودات خویشاوند دور هم باشند .
مشکل میشود وجود این شباهتها را نتیجه تصادف بدانیم . در عوض به نظر میرسد که انتخاب طبیعی ، سازشهای تکاملی موازی را در محیطهای همانند ترجیح داده باشد ، زیرا در چنین موردی انتخاب طبیعی گرایش دارد تا تغییراتی را برتری بخشد که دو گروه همانند یکدیگر را بوجود آورده و فنوتیپ های این دو گروه شبیه هم باشند .
این شکل از تغییرات تکاملی ، بعنوان تکامل همگرا یا تکامل موازی شناخته میشود .
بهترین مورد شناخته شده از تکامل همگرا ، مربوط به دو گروه بزرگ پستانداران کیسه دار و جفت دار است که به روش تکاملی بسیار همانندی تکامل یافته اند .
گمان بر این است که این دو دودمان ، مستقل از هم و روی قاره های جداگانه ای زندگی میکرده اند . استرالیا زادگاه پستانداران کیسه دار ، بیش از ۵۰ میلیون سال قبل از دیگر قاره ها جدا شد و به نظر میرسد این پستانداران تکامل خود را زودتر از پستانداران جفت دار آغاز کرده اند و پیش از جدا شدن استرالیا ، از قطب جنوب به استرالیا رسیده اند . پستانداران جفت دار ، بعدا تکامل خود را آغاز کرده و گروه پستانداران برتر تمام قاره های دیگر شده اند .
کیسه داران استرالیا ، به طور شگفت انگیزی به جفت داران دیگر قاره ها شباهت دارند . تشابه بین برخی از اعضای فردی این دو گروه پستاندار دلیل محکمی است بر اینکه آنها در نتیجه تکامل همگرا حاصل شده اند .
نمونه های مشابه ، مستقر در مناطق متفاوت ، به دلیل فشارهای گزینشی مشابه در محیطهای مشابه تکامل یافته اند .
@Evolution_iran
◀️ فرگشت و تعداد کروموزمها
📖 پاسخ به یک ادعا از سوی خلقت گرایان :
در تمام موجودات زنده پرسلولی ، کروموزومها به تعداد زوج در هسته سلول وجود دارند .
در تمام انواع تقسیمهای سلولی اعم از میوز و میتوز ، همیشه تعداد نهایی کروموزومها ثابت میماند ، برای مثال سلولهای انسان همگی ۴۶ کروموزم دارند و در تمام تقسیمات سلولی میتوز در بدن انسان ، سلولهایی دقیقا با همین تعداد کروموزوم تولید میشود .
اگر در موارد بسیار نادر اتفاق بیفتد که مثلا انسانی با مثلا ۴۷ کروموزم ایجاد شود ، وی دچار بیماریهای شدید کروموزومی خواهد بود و هرگز به سن بلوغ نخواهد رسید .
حال اگر فرگشت را بپذیریم ، تمام موجودات زنده روی زمین باید تعداد کروموزومهایشان برابر باشد ، چرا که در تمام تقسیمات میوز موفق همواره تعداد کروموزومها حفظ میشود .
فرگشت در مقابل این پرسش چه پاسخی دارد ؟
◀️ اثر : آرمین
◀️ از وبسایت روز داروین
@Evolution_irr
@Evolution_iran
📖 پاسخ به یک ادعا از سوی خلقت گرایان :
در تمام موجودات زنده پرسلولی ، کروموزومها به تعداد زوج در هسته سلول وجود دارند .
در تمام انواع تقسیمهای سلولی اعم از میوز و میتوز ، همیشه تعداد نهایی کروموزومها ثابت میماند ، برای مثال سلولهای انسان همگی ۴۶ کروموزم دارند و در تمام تقسیمات سلولی میتوز در بدن انسان ، سلولهایی دقیقا با همین تعداد کروموزوم تولید میشود .
اگر در موارد بسیار نادر اتفاق بیفتد که مثلا انسانی با مثلا ۴۷ کروموزم ایجاد شود ، وی دچار بیماریهای شدید کروموزومی خواهد بود و هرگز به سن بلوغ نخواهد رسید .
حال اگر فرگشت را بپذیریم ، تمام موجودات زنده روی زمین باید تعداد کروموزومهایشان برابر باشد ، چرا که در تمام تقسیمات میوز موفق همواره تعداد کروموزومها حفظ میشود .
فرگشت در مقابل این پرسش چه پاسخی دارد ؟
◀️ اثر : آرمین
◀️ از وبسایت روز داروین
@Evolution_irr
@Evolution_iran
Telegram
PDF
#فرگشت_و_تعداد_کروموزومها
◀️ آمینواسید
اسیدهای آمینه واحدهای سازنده پروتئین هستند. اگر چه بیش از ۱۰۰ اسیدآمینه در طبیعت وجود دارد، در ساختار بدن جانداران تنها حدود ۲۰ اسیدآمینه یافت میشود .
در حدود ۲۰ درصد بدن انسان را پروتئینها تشکیل دادند که تقریبا در تمامی فرآیندهای بیولوژیکی بدن نقش دارند. آمینواسیدها در سلولها، عضلات، پوست، استخوان و بافتهای بدن وجود دارند و بخش زیادی از آنها را شامل میشوند.
آمینواسیدها مولکولهای آلی هستند شامل یک کربن مرکزی (آلفا کربن) که یک گروه آمینو (-NH2) ،یک گروه کربوکسیل (-COOH) و یک زنجیره آلی R به آن متصل هستند.
زنجیره R برای هر آمینواسید منحصر بفرد است و نوع آمینواسید وابسته به این گروه است. در تصویر پیوست گروه R تعدادی از اسیدهای آمینه را میتوانید ببنید.
تعداد محدود اسیدهای آمینه، در توالی های مختلف با یکدیگر پیوند برقرار کرده و مجموعه بزرگی از پروتئینها را تشکیل میدهند.
شکل سه بعدی منحصر به فرد هر پروتئین که از توالی خطی اسیدهای آمینه حاصل میشود، عملکرد اختصاصی هر پروتئین را در بدن تعیین میکند.
@Evolution_irr
@Evolution_iran
اسیدهای آمینه واحدهای سازنده پروتئین هستند. اگر چه بیش از ۱۰۰ اسیدآمینه در طبیعت وجود دارد، در ساختار بدن جانداران تنها حدود ۲۰ اسیدآمینه یافت میشود .
در حدود ۲۰ درصد بدن انسان را پروتئینها تشکیل دادند که تقریبا در تمامی فرآیندهای بیولوژیکی بدن نقش دارند. آمینواسیدها در سلولها، عضلات، پوست، استخوان و بافتهای بدن وجود دارند و بخش زیادی از آنها را شامل میشوند.
آمینواسیدها مولکولهای آلی هستند شامل یک کربن مرکزی (آلفا کربن) که یک گروه آمینو (-NH2) ،یک گروه کربوکسیل (-COOH) و یک زنجیره آلی R به آن متصل هستند.
زنجیره R برای هر آمینواسید منحصر بفرد است و نوع آمینواسید وابسته به این گروه است. در تصویر پیوست گروه R تعدادی از اسیدهای آمینه را میتوانید ببنید.
تعداد محدود اسیدهای آمینه، در توالی های مختلف با یکدیگر پیوند برقرار کرده و مجموعه بزرگی از پروتئینها را تشکیل میدهند.
شکل سه بعدی منحصر به فرد هر پروتئین که از توالی خطی اسیدهای آمینه حاصل میشود، عملکرد اختصاصی هر پروتئین را در بدن تعیین میکند.
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ پروتئین
پروتئینها بزرگترین درشت مولکولهای موجود در بدن و از جمله مهمترین اجزای بدن هستند که نقشهای بسیار حیاتی و مهمی در بدن را دارند.
این مواد از توالی زنجیره های آمینو اسیدی تشکیل شده اند که براساس نوع پروتئین، تعداد آمینو اسیدها میتواند تا چند هزار نیز برسد.
اسیدهای آمینه مثل یک زنجیر خطی توسط پیوند پپتیدی میان گروههای کربوکسیل و آمینو مجاور به یکدیگر متصل میشوند و یک پروتئین را بوجود می آوردند.
ترتیب اسیدهای آمینه در یک پروتئین توسط ژنها مشخص میشود.
اطلاعات موجود در dna بوسیله mRNA کپی شده و در بخشی از سلول به نام ریبوزوم ،این اطلاعات به آمینواسیدها ترجمه شده و اسیدهای آمینه متناسب ،در ریبوزوم ها به هم متصل شده و پروتئین ساخته میشود.
چون ترتیبهای نامحدودی در توالی و طول زنجیره اسید آمینهها در تولید پروتئینها وجود دارد، از این رو انواع بیشماری از پروتئینها نیز میتوانند وجود داشته باشند.
پروتئینها نیز معمولا به یکدیگر میپیوندند تا یک وظیفه را با هم انجام دهند که این خود باعث استوار شدن ساختار پروتئین میشود.
@Evolution_irr
@Evolution_iran
پروتئینها بزرگترین درشت مولکولهای موجود در بدن و از جمله مهمترین اجزای بدن هستند که نقشهای بسیار حیاتی و مهمی در بدن را دارند.
این مواد از توالی زنجیره های آمینو اسیدی تشکیل شده اند که براساس نوع پروتئین، تعداد آمینو اسیدها میتواند تا چند هزار نیز برسد.
اسیدهای آمینه مثل یک زنجیر خطی توسط پیوند پپتیدی میان گروههای کربوکسیل و آمینو مجاور به یکدیگر متصل میشوند و یک پروتئین را بوجود می آوردند.
ترتیب اسیدهای آمینه در یک پروتئین توسط ژنها مشخص میشود.
اطلاعات موجود در dna بوسیله mRNA کپی شده و در بخشی از سلول به نام ریبوزوم ،این اطلاعات به آمینواسیدها ترجمه شده و اسیدهای آمینه متناسب ،در ریبوزوم ها به هم متصل شده و پروتئین ساخته میشود.
چون ترتیبهای نامحدودی در توالی و طول زنجیره اسید آمینهها در تولید پروتئینها وجود دارد، از این رو انواع بیشماری از پروتئینها نیز میتوانند وجود داشته باشند.
پروتئینها نیز معمولا به یکدیگر میپیوندند تا یک وظیفه را با هم انجام دهند که این خود باعث استوار شدن ساختار پروتئین میشود.
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ پروتئین ها چه وظایفی بر عهده دارند ؟
⬅️ پروتئین های آنزیمی
واکنشهای شیمیایی را در بدن انجام میدهند
مانند آنزیمهای گوارشی
⬅️ پروتئین های دفاعی
در مقابله با عوامل بیماری زا ایفای نقش میکنند
مانند پادتن ها
⬅️ پروتئین های هورمونی
فعالیتهای بدنی را هماهنگ میکنند
مانند انسولین
⬅️ پروتئین های ساختاری
در نگهداری و حفظ سلولها نقش دارند
مانند اکتین و میوزین
⬅️ پروتئین های حرکتی
در حرکت و انقباض ماهیچه ها نقش دارند
مانند تیتین
⬅️ پروتئین های گیرنده
در واکنش سلول نسبت به محرکها نقش دارند
گیرنده های سلولهای عصبی
⬅️ پروتئین های انتقالی
در انتقال مواد نقش دارند
مانند هموگلوبین
⬅️ پروتئین های اندوخته ای
در ذخیره سازی ایفای نقش میکنند
مانند البومین
@Evolution_iran
⬅️ پروتئین های آنزیمی
واکنشهای شیمیایی را در بدن انجام میدهند
مانند آنزیمهای گوارشی
⬅️ پروتئین های دفاعی
در مقابله با عوامل بیماری زا ایفای نقش میکنند
مانند پادتن ها
⬅️ پروتئین های هورمونی
فعالیتهای بدنی را هماهنگ میکنند
مانند انسولین
⬅️ پروتئین های ساختاری
در نگهداری و حفظ سلولها نقش دارند
مانند اکتین و میوزین
⬅️ پروتئین های حرکتی
در حرکت و انقباض ماهیچه ها نقش دارند
مانند تیتین
⬅️ پروتئین های گیرنده
در واکنش سلول نسبت به محرکها نقش دارند
گیرنده های سلولهای عصبی
⬅️ پروتئین های انتقالی
در انتقال مواد نقش دارند
مانند هموگلوبین
⬅️ پروتئین های اندوخته ای
در ذخیره سازی ایفای نقش میکنند
مانند البومین
@Evolution_iran
◀️ فرگشت چیست ؟
📖 فهرست :
چرا نظریه فرگشت انقلابی بود
داروین چه گفت
مکانیسم فرگشت
شواهد فرگشت
پیش بینی آینده
◀️ اثر : فرخ فرپژوه
@Evolution_irr
@Evolution_iran
📖 فهرست :
چرا نظریه فرگشت انقلابی بود
داروین چه گفت
مکانیسم فرگشت
شواهد فرگشت
پیش بینی آینده
◀️ اثر : فرخ فرپژوه
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ آغاز عصر کشاورزی
پیدایش کشاورزی ، پدیده ای بسیار تدریجی بود که صدها و هزاران سال به درازا کشید . چنین نبود که یک گروه انسان خردمند که با گردآوری قارچ و مغز میوه و شکار آهو و خرگوش ارتزاق میکردند ، ناگهان در روستایی دائمی ساکن شوند ، مزرعه شخم بزنند ، گندم بکارند و از رودخانه آب بیاورند . این تغییر گام به گام ایجاد شد و هر گام تغییراتی جزئی در زندگی روزمره بوجود آورد .
در طی هزاره های طولانی ، انسانها گاه و بیگاه از دانه گندم تغذیه میکردند ، اما این مقدار اندکی از خوراک معمول آنها بود . در حدود ۱۸ هزار سال پیش ، آخرین عصر یخبندان جای خود را به یک دوره گرمایش زمین داد . وقتی که دما بالا رفت ، بارندگی هم بیشتر شد . شرایط اقلیمی جدید برای گندم و دیگر غلات خاورمیانه ایده آل بود و آنها را چند برابر میکرد و گسترش میداد .
مردم از آن پس بیشتر گندم میخوردند و در عوض ، ندانسته امکان توسعه این محصول را بیشتر میکردند .
از انجا که دانه های وحشی را نمیشد بدون غربال کردن و باد دادن و پختن خورد ، آنها را جمع آوری میکردند و به سکونت گاههای موقتی شان می آوردند تا این کارها را انجام دهند . دانه های گندم کوچک و زیادند ، بنابراین بخشی از آنها ناگزیر در میان راه به زمین میریخت و گم میشد . به مرور زمان ، این دانه ها در مسیر رفت و آمد انسانها و در نزدیکی سکونتگاه هایشان شروع به روییدن میکردند .
وقتی انسان جنگلها و بیشه ها را میسوزاند ، این هم به رشد گندم کمک میکرد . آتش ، زمین را از درخت و بوته پاک میکرد و امکان رسیدن نور خورشید و مواد مغذی و اب را به گندم و دیگر غلات افزایش میداد .
وقتی که گندم به طور مشخص زیاد شد و جانوران شکار و دیگر منابع غذایی هم افزایش یافتند ، گروههای انسانی توانستند به تدریج از زندگی چادرنشینی خود دست بکشند و در اقامتگاههای فصلی و حتی دائمی ساکن شوند .
این گروهها در ابتدا احتمالا در طی دورهء درو ، چهار هفته در یک جا اتراق میکردند .
یک نسل بعد که کشت گندم افزایش چشمگیری پیدا کرده بود ، اتراق دوره درو احتمالا به پنج و بعد شش هفته میرسید و در نهایت اتراقگاه ، به روستایی دائمی بدل میشد .
شواهد مربوط به چنین ماندگاه هایی ، در سرتاسر خاورمیانه به دست آمده است ، به ویژه در شرق طالع ، یعنی جایی که فرهنگ ناتوفی از ۱۲۵۰۰ سال پیش از میلاد تا ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد شکوفا شد . ناتوفی ها ، شکارگران-خوراک جو بودند و از دهها گونه گیاه وحشی ارتزاق میکردند ، اما در روستاهای دائمی زندگی میکردند و بیشتر وقتشان را به طور فشرده به گردآوری و آماده سازی غلات وحشی میگذراندند . آنها با سنگ ، خانه و انبار غلات میساختند و برای دوران نیازشان ، غلات ذخیره میکردند . آنها ابزارهای جدیدی مثل داس سنگی برای درو کردن گندم وحشی و هاون و دسته هاون سنگی برای آسیا کردنش ابداع کردند .
در طی سالهای بعد از ۹۵۰۰ پیش از میلاد ، اخلاف ناتوفی ها به جمع آوری و آماده سازی غلات ادامه دادند ، اما کشت به شیوه های ماهرانه تر را هم شروع کردند . وقتی غلات وحشی جمع میکردند ، بخشی از محصول را برای کشت در فصل بعدی کنار میگذاشتند . آنها پی بردند که اگر بذر را به جای پراکندن بر سطح زمین ، به طور عمیق تری بکارند ، محصولشان خیلی بهتر خواهد شد ، بنابراین شروع به بیل زدن و شخم زدن کردند .
همچنین به مرور ، به وجین کردن مزارع و محافظت از آنها در مقابل انگل ها و آبیاری و کود دادن پرداختند . هر چه تلاش بیشتری را معطوف کشت غلات میکردند ، وقت کمتری برای جمع آوری خوراک و شکار گونه های وحشی می یافتند .
خوراک جویان به کشاورز تبدیل شدند .
هیچ تفاوت تعیین کننده ای میان زنانی که گندم وحشی جمع میکردند و زنانی که گندم اهلی کشت میکردند نبود . بنابراین مشکل است که بگوئیم گذار قطعی به دوران کشاورزی ، دقیقا چه زمانی رخ داد . اما در ۸۵۰۰ سال پیش از میلاد ، خاورمیانه مملو از روستاهای دائمی مثل اریحا بود که ساکنانش بیشتر وقتشان را صرف کشتِ چند گونه گیاهی اهلی شده میکردند .
📖 انسان خردمند
✏️ یووال نوح هراری
@Evolution_iran
پیدایش کشاورزی ، پدیده ای بسیار تدریجی بود که صدها و هزاران سال به درازا کشید . چنین نبود که یک گروه انسان خردمند که با گردآوری قارچ و مغز میوه و شکار آهو و خرگوش ارتزاق میکردند ، ناگهان در روستایی دائمی ساکن شوند ، مزرعه شخم بزنند ، گندم بکارند و از رودخانه آب بیاورند . این تغییر گام به گام ایجاد شد و هر گام تغییراتی جزئی در زندگی روزمره بوجود آورد .
در طی هزاره های طولانی ، انسانها گاه و بیگاه از دانه گندم تغذیه میکردند ، اما این مقدار اندکی از خوراک معمول آنها بود . در حدود ۱۸ هزار سال پیش ، آخرین عصر یخبندان جای خود را به یک دوره گرمایش زمین داد . وقتی که دما بالا رفت ، بارندگی هم بیشتر شد . شرایط اقلیمی جدید برای گندم و دیگر غلات خاورمیانه ایده آل بود و آنها را چند برابر میکرد و گسترش میداد .
مردم از آن پس بیشتر گندم میخوردند و در عوض ، ندانسته امکان توسعه این محصول را بیشتر میکردند .
از انجا که دانه های وحشی را نمیشد بدون غربال کردن و باد دادن و پختن خورد ، آنها را جمع آوری میکردند و به سکونت گاههای موقتی شان می آوردند تا این کارها را انجام دهند . دانه های گندم کوچک و زیادند ، بنابراین بخشی از آنها ناگزیر در میان راه به زمین میریخت و گم میشد . به مرور زمان ، این دانه ها در مسیر رفت و آمد انسانها و در نزدیکی سکونتگاه هایشان شروع به روییدن میکردند .
وقتی انسان جنگلها و بیشه ها را میسوزاند ، این هم به رشد گندم کمک میکرد . آتش ، زمین را از درخت و بوته پاک میکرد و امکان رسیدن نور خورشید و مواد مغذی و اب را به گندم و دیگر غلات افزایش میداد .
وقتی که گندم به طور مشخص زیاد شد و جانوران شکار و دیگر منابع غذایی هم افزایش یافتند ، گروههای انسانی توانستند به تدریج از زندگی چادرنشینی خود دست بکشند و در اقامتگاههای فصلی و حتی دائمی ساکن شوند .
این گروهها در ابتدا احتمالا در طی دورهء درو ، چهار هفته در یک جا اتراق میکردند .
یک نسل بعد که کشت گندم افزایش چشمگیری پیدا کرده بود ، اتراق دوره درو احتمالا به پنج و بعد شش هفته میرسید و در نهایت اتراقگاه ، به روستایی دائمی بدل میشد .
شواهد مربوط به چنین ماندگاه هایی ، در سرتاسر خاورمیانه به دست آمده است ، به ویژه در شرق طالع ، یعنی جایی که فرهنگ ناتوفی از ۱۲۵۰۰ سال پیش از میلاد تا ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد شکوفا شد . ناتوفی ها ، شکارگران-خوراک جو بودند و از دهها گونه گیاه وحشی ارتزاق میکردند ، اما در روستاهای دائمی زندگی میکردند و بیشتر وقتشان را به طور فشرده به گردآوری و آماده سازی غلات وحشی میگذراندند . آنها با سنگ ، خانه و انبار غلات میساختند و برای دوران نیازشان ، غلات ذخیره میکردند . آنها ابزارهای جدیدی مثل داس سنگی برای درو کردن گندم وحشی و هاون و دسته هاون سنگی برای آسیا کردنش ابداع کردند .
در طی سالهای بعد از ۹۵۰۰ پیش از میلاد ، اخلاف ناتوفی ها به جمع آوری و آماده سازی غلات ادامه دادند ، اما کشت به شیوه های ماهرانه تر را هم شروع کردند . وقتی غلات وحشی جمع میکردند ، بخشی از محصول را برای کشت در فصل بعدی کنار میگذاشتند . آنها پی بردند که اگر بذر را به جای پراکندن بر سطح زمین ، به طور عمیق تری بکارند ، محصولشان خیلی بهتر خواهد شد ، بنابراین شروع به بیل زدن و شخم زدن کردند .
همچنین به مرور ، به وجین کردن مزارع و محافظت از آنها در مقابل انگل ها و آبیاری و کود دادن پرداختند . هر چه تلاش بیشتری را معطوف کشت غلات میکردند ، وقت کمتری برای جمع آوری خوراک و شکار گونه های وحشی می یافتند .
خوراک جویان به کشاورز تبدیل شدند .
هیچ تفاوت تعیین کننده ای میان زنانی که گندم وحشی جمع میکردند و زنانی که گندم اهلی کشت میکردند نبود . بنابراین مشکل است که بگوئیم گذار قطعی به دوران کشاورزی ، دقیقا چه زمانی رخ داد . اما در ۸۵۰۰ سال پیش از میلاد ، خاورمیانه مملو از روستاهای دائمی مثل اریحا بود که ساکنانش بیشتر وقتشان را صرف کشتِ چند گونه گیاهی اهلی شده میکردند .
📖 انسان خردمند
✏️ یووال نوح هراری
@Evolution_iran
◀️ محاسبهء اشتباه !
با نقل مکان به روستاهای دائمی و افزایش منابع غذایی ، جمعیت رو به ازدیاد گذاشت . رها کردن شیوه زندگی چادرنشینی به زنان امکان داد که هر سال ، فرزندی به دنیا بیاورند . نوزادان را در سنین پایین از شیر میگرفتند و با آش و حلیم تغذیه میکردند .
در مزرعه به شدت نیاز به کارگر اضافی بود ، اما کارگرهای اضافی ، مازاد غذاها را به سرعت می بلعیدند ، بنابراین زمینهای باز هم بیشتری باید زیر کشت میرفت .
وقتی مردم به زندگی در ماندگاه های بیماری خیز پرداختند و کودکان به جای شیر مادر ، بیشتر با غلات تغذیه شدند ، بچه ها با خواهر و برادرهایشان بر سر آش و حلیم بیشتر رقابت کردند ، مرگ و میر در کودکان هم افزایش یافت .
در اکثر جوامع کشاورزی ، از هر سه کودک حداقل یکی قبل از رسیدن به بیست سالگی میمرد . با این حال ، افزایش زاد و ولد همچنان از افزایش مرگ و میر پیشی میگرفت . انسان به داشتن بچه های بیشتر ادامه داد .
به مرور زمان ، تهیه "گندم ارزان" بیش از پیش طاقت فرسا شد .
کودکان فوج فوج میمردند و بزرگسالان نانشان را با عرق جبین به دست می آوردند .
یک فرد معمولیِ ساکن اریحا در سال ۸۵۰۰ پیش از میلاد ، زندگی دشوارتری از یک فرد معمولی ساکن اریحا در سال ۹۵۰۰ یا ۱۳۰۰۰ پیش از میلاد داشت .
اما هیچ کس متوجه نبود چه اتفاقی دارد می افتد . هر نسلی مثل نسل قبل از خود زندگی میکرد و اصلاحات اندک و پراکنده در شیوه کارها اعمال میشد . شگفتا که رشتهء اصلاحاتی که هر یک قرار بود زندگی را ساده تر کند ، بار سنگینی را که بر گردهء این کشاورزان قرار گرفته بود سنگین تر میکرد .
چرا مردم چنین محاسبه غلط سرنوشت سازی کردند ؟
درست به همان دلیل که مردم در طول تاریخ محاسبات اشتباه داشتهاند . مردم از درک کامل عواقب تصمیماتشان ناتوان بودند . هر جا تصمیم میگرفتند گامی به جلو بردارند ، مثل شخم زدن به جای پاشیدن بذر بر سطح زمین ، به خود میگفتند "آری ، باید بیشتر کار کنم ، در عوض محصول فراوان خواهد شد ، دیگر نیازی به نگرانی برای سالهای کم محصول نیست ، فرزندانمان هرگز سر گرسنه زمین نخواهند گذاشت" .
درست است ، اگر سخت تر کار کنی ، زندگی بهتری خواهی داشت .
برنامه این بود .
بخش اول برنامه به آسانی پیش رفت .
مردم واقعا بیشتر کار میکردند ، اما نمیتوانستند پیش بینی کنند که تعداد فرزندان بیشتر خواهد شد و معنایش هم این است که گندم اضافه باید بین بچه های بیشتر تقسیم شود . همچنین این کشاورزان اولیه ناتوان از درک این مطلب بودند که تغذیه نوزادان با حلیم ، به جای شیر مادر ، سیستم ایمنی بدن آنها را ضعیف تر خواهد کرد و ماندگاه های دائمی ، کانون بیماریهای عفونی خواهد شد . نمیتوانستند پیش بینی کنند که با افزایش وابستگی شان به تنها یک منبع غذایی ، در واقع دارند خود را بیشتر در معرض عواقب خشکسالی قرار میدهند . همچنین پیش بینی نکردند که پر کردن انبار غله در سالهای پر محصول ، دزدان و دشمنان را وسوسه میکند و آنها را ناگزیر از کشیدن دیوار و گماشتن نگهبان خواهد کرد .
پس چرا انسانها وقتی میدیدند این برنامه نتیجه معکوس میدهد ، از کشاورزی دست نکشیدند ؟
تا حدی به این دلیل که نسلها طول میکشید تا تغییرات کوچک روی هم انباشته شوند و جامعه را متحول کنند و آن موقع هم دیگر کسی به خاطر نمی آورد که مردم قبلا به گونه دیگری زندگی میکردند .
تا حدی هم به این دلیل که افزایش جمعیت ، تمام پلهای پشت سر را خراب کرده بود .
اگر شخم زدن ، جمعیت یک روستا را از صد نفر به صد و ده نفر افزایش میداد ، کدام یک از آن ده نفر حاضر بودند گرسنگی بکشند تا دیگران به زندگی خوش گذشته برگردند ؟
راه برگشتی نبود .
تله ، انسان را در خود می فشرد .
زندگی راحت تر ، به محنت بیشتر منجر شد و این آخرین بار نبود .
این همان چیزی است که امروز برای ما هم رخ میدهد .
چه تعداد از جوانان فارغ التحصیل دانشگاهها ، در شرکتهای بسیار فعال ، کارهای سخت و پر زحمت را بر عهده گرفته و با خود عهد کرده اند که سخت کار خواهند کرد تا پولی به دست آورند که بتوانند در ۳۵ سالگی از کار کناره بگیرند و به آرزوهای واقعی خود جامه عمل بپوشانند ؟
اما به این سن که میرسند ، آنچه که دارند وام مسکن کلان است و فرزندانی که به مدرسه میروند و خانه ای در حومه شهر که داشتن دو اتومبیل را برای خانواده ضروری میکند و این احساس که زندگی بدون وجود نوشیدنی خوب و مسافرت لوکس خارج از کشور ارزشی ندارد .
آنها قرار است چه کنند ؟ به گذشته برگردند و به ریشه یابی آنچه روی داده است بپردازند ؟
نه !
تلاش خود را دو برابر خواهند کرد و به بردگی ادامه خواهند داد .
📖 انسان خردمند
✏️ یووال نوح هراری
@Evolution_irr
@Evolution_iran
با نقل مکان به روستاهای دائمی و افزایش منابع غذایی ، جمعیت رو به ازدیاد گذاشت . رها کردن شیوه زندگی چادرنشینی به زنان امکان داد که هر سال ، فرزندی به دنیا بیاورند . نوزادان را در سنین پایین از شیر میگرفتند و با آش و حلیم تغذیه میکردند .
در مزرعه به شدت نیاز به کارگر اضافی بود ، اما کارگرهای اضافی ، مازاد غذاها را به سرعت می بلعیدند ، بنابراین زمینهای باز هم بیشتری باید زیر کشت میرفت .
وقتی مردم به زندگی در ماندگاه های بیماری خیز پرداختند و کودکان به جای شیر مادر ، بیشتر با غلات تغذیه شدند ، بچه ها با خواهر و برادرهایشان بر سر آش و حلیم بیشتر رقابت کردند ، مرگ و میر در کودکان هم افزایش یافت .
در اکثر جوامع کشاورزی ، از هر سه کودک حداقل یکی قبل از رسیدن به بیست سالگی میمرد . با این حال ، افزایش زاد و ولد همچنان از افزایش مرگ و میر پیشی میگرفت . انسان به داشتن بچه های بیشتر ادامه داد .
به مرور زمان ، تهیه "گندم ارزان" بیش از پیش طاقت فرسا شد .
کودکان فوج فوج میمردند و بزرگسالان نانشان را با عرق جبین به دست می آوردند .
یک فرد معمولیِ ساکن اریحا در سال ۸۵۰۰ پیش از میلاد ، زندگی دشوارتری از یک فرد معمولی ساکن اریحا در سال ۹۵۰۰ یا ۱۳۰۰۰ پیش از میلاد داشت .
اما هیچ کس متوجه نبود چه اتفاقی دارد می افتد . هر نسلی مثل نسل قبل از خود زندگی میکرد و اصلاحات اندک و پراکنده در شیوه کارها اعمال میشد . شگفتا که رشتهء اصلاحاتی که هر یک قرار بود زندگی را ساده تر کند ، بار سنگینی را که بر گردهء این کشاورزان قرار گرفته بود سنگین تر میکرد .
چرا مردم چنین محاسبه غلط سرنوشت سازی کردند ؟
درست به همان دلیل که مردم در طول تاریخ محاسبات اشتباه داشتهاند . مردم از درک کامل عواقب تصمیماتشان ناتوان بودند . هر جا تصمیم میگرفتند گامی به جلو بردارند ، مثل شخم زدن به جای پاشیدن بذر بر سطح زمین ، به خود میگفتند "آری ، باید بیشتر کار کنم ، در عوض محصول فراوان خواهد شد ، دیگر نیازی به نگرانی برای سالهای کم محصول نیست ، فرزندانمان هرگز سر گرسنه زمین نخواهند گذاشت" .
درست است ، اگر سخت تر کار کنی ، زندگی بهتری خواهی داشت .
برنامه این بود .
بخش اول برنامه به آسانی پیش رفت .
مردم واقعا بیشتر کار میکردند ، اما نمیتوانستند پیش بینی کنند که تعداد فرزندان بیشتر خواهد شد و معنایش هم این است که گندم اضافه باید بین بچه های بیشتر تقسیم شود . همچنین این کشاورزان اولیه ناتوان از درک این مطلب بودند که تغذیه نوزادان با حلیم ، به جای شیر مادر ، سیستم ایمنی بدن آنها را ضعیف تر خواهد کرد و ماندگاه های دائمی ، کانون بیماریهای عفونی خواهد شد . نمیتوانستند پیش بینی کنند که با افزایش وابستگی شان به تنها یک منبع غذایی ، در واقع دارند خود را بیشتر در معرض عواقب خشکسالی قرار میدهند . همچنین پیش بینی نکردند که پر کردن انبار غله در سالهای پر محصول ، دزدان و دشمنان را وسوسه میکند و آنها را ناگزیر از کشیدن دیوار و گماشتن نگهبان خواهد کرد .
پس چرا انسانها وقتی میدیدند این برنامه نتیجه معکوس میدهد ، از کشاورزی دست نکشیدند ؟
تا حدی به این دلیل که نسلها طول میکشید تا تغییرات کوچک روی هم انباشته شوند و جامعه را متحول کنند و آن موقع هم دیگر کسی به خاطر نمی آورد که مردم قبلا به گونه دیگری زندگی میکردند .
تا حدی هم به این دلیل که افزایش جمعیت ، تمام پلهای پشت سر را خراب کرده بود .
اگر شخم زدن ، جمعیت یک روستا را از صد نفر به صد و ده نفر افزایش میداد ، کدام یک از آن ده نفر حاضر بودند گرسنگی بکشند تا دیگران به زندگی خوش گذشته برگردند ؟
راه برگشتی نبود .
تله ، انسان را در خود می فشرد .
زندگی راحت تر ، به محنت بیشتر منجر شد و این آخرین بار نبود .
این همان چیزی است که امروز برای ما هم رخ میدهد .
چه تعداد از جوانان فارغ التحصیل دانشگاهها ، در شرکتهای بسیار فعال ، کارهای سخت و پر زحمت را بر عهده گرفته و با خود عهد کرده اند که سخت کار خواهند کرد تا پولی به دست آورند که بتوانند در ۳۵ سالگی از کار کناره بگیرند و به آرزوهای واقعی خود جامه عمل بپوشانند ؟
اما به این سن که میرسند ، آنچه که دارند وام مسکن کلان است و فرزندانی که به مدرسه میروند و خانه ای در حومه شهر که داشتن دو اتومبیل را برای خانواده ضروری میکند و این احساس که زندگی بدون وجود نوشیدنی خوب و مسافرت لوکس خارج از کشور ارزشی ندارد .
آنها قرار است چه کنند ؟ به گذشته برگردند و به ریشه یابی آنچه روی داده است بپردازند ؟
نه !
تلاش خود را دو برابر خواهند کرد و به بردگی ادامه خواهند داد .
📖 انسان خردمند
✏️ یووال نوح هراری
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ اجزای سلولی
بدن ما و همه جانوران از تعداد بسیار زیادی سلول ساخته شده است . یک سلول ، بین ۱۰ تا ۲۰ میکرون قطر دارد ، یعنی پنج بار کوچکتر از کوچکترین ذرهای که میتوانید با چشم غیرمسلح ببینید . اما هر یک از سلولها ، خود دارای اندامکها و ساختارهایی هستند :
1⃣ هستک
محل ساخت ریبوزوم ها
2⃣ هسته
محل نگهداری کروموزمها است و همچنین محل قرارگیری هستک
3⃣ ریبوزوم
ترجمه ژنها و ساخت پروتئین
4⃣ وزیکول
جابجایی مواد
5⃣ شبکه آندوپلاسمی زبر
ساخت پروتئین و اضافه کردن کربوهیدرات به پروتئینها
6⃣ دستگاه گلژی
دسته بندی کردن مواد
7⃣ اسکلت سلولی
در نقش داربست و استخوان بندی سلول
8⃣ شبکه آندوپلاسمی صاف
تولید لیپید و سم زدایی
9⃣ میتوکندری
تنفس سلولی و تأمین انرژی
🔟 واکوئل
ذخیره و جذب مواد غدایی
1⃣1⃣ سیتوپلاسم
ماده ایست که فضای درون سلول را پر کرده است
2⃣1⃣ لیزوزوم
تجزیه و بازیافت
3⃣1⃣ سانتریول
تولید مژک و دوک تقسیم طی تقسیم سلولی
@Evolution_irr
@Evolution_iran
بدن ما و همه جانوران از تعداد بسیار زیادی سلول ساخته شده است . یک سلول ، بین ۱۰ تا ۲۰ میکرون قطر دارد ، یعنی پنج بار کوچکتر از کوچکترین ذرهای که میتوانید با چشم غیرمسلح ببینید . اما هر یک از سلولها ، خود دارای اندامکها و ساختارهایی هستند :
1⃣ هستک
محل ساخت ریبوزوم ها
2⃣ هسته
محل نگهداری کروموزمها است و همچنین محل قرارگیری هستک
3⃣ ریبوزوم
ترجمه ژنها و ساخت پروتئین
4⃣ وزیکول
جابجایی مواد
5⃣ شبکه آندوپلاسمی زبر
ساخت پروتئین و اضافه کردن کربوهیدرات به پروتئینها
6⃣ دستگاه گلژی
دسته بندی کردن مواد
7⃣ اسکلت سلولی
در نقش داربست و استخوان بندی سلول
8⃣ شبکه آندوپلاسمی صاف
تولید لیپید و سم زدایی
9⃣ میتوکندری
تنفس سلولی و تأمین انرژی
🔟 واکوئل
ذخیره و جذب مواد غدایی
1⃣1⃣ سیتوپلاسم
ماده ایست که فضای درون سلول را پر کرده است
2⃣1⃣ لیزوزوم
تجزیه و بازیافت
3⃣1⃣ سانتریول
تولید مژک و دوک تقسیم طی تقسیم سلولی
@Evolution_irr
@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ آیا طراحی هوشمندانه ای در کار است؟!
◀️ تشریح زرافه ، عصب سرگردان
◀️ ریچارد داوکینز
عصب واگ به معنای سرگردان، یکی از اعصاب جمجمه ای است که شاخه های گوناگونی دارد.
دو عصب به حنجره میرود.
در طرفین گردن، یکی از شاخه های عصب حنجره ای مستقیما به حنجره میرود و مسیر مستقیم و معقولی را طی میکند، آنچنان که یک طراح ممکن است انتخاب کند.
اما عصب دیگر از طریق یک مسیر انحرافی حیرت انگیز به حنجره میرود.
این عصب وارد سینه شده، یکی از شریان های قلب را دور میزند، سپس مجددا به بالا حرکت کرده و به مقصد خود در گردن میرود.
در یک انسان، مسیر عصب حنجره ای شاید در حدود چند اینچ انحراف مسیر داشته باشد، ولی در یک زرافه چند متر!
در یک زرافه بالغ، بیشتر از ۴ متر!
این عصب در مسیر نزولی اش، از چند سانتیمتری حنجره که مقصد نهایی آن است میگذرد!
تمام طول گردن را پایین میرود، سپس دور زده دوباره تمام مسیر را بالا می آید!
اگر به این عصب به عنوان یک محصول طراحی شده فکر شود، به طور قطع یک رسوایی خواهد بود برای طراح آن !
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ تشریح زرافه ، عصب سرگردان
◀️ ریچارد داوکینز
عصب واگ به معنای سرگردان، یکی از اعصاب جمجمه ای است که شاخه های گوناگونی دارد.
دو عصب به حنجره میرود.
در طرفین گردن، یکی از شاخه های عصب حنجره ای مستقیما به حنجره میرود و مسیر مستقیم و معقولی را طی میکند، آنچنان که یک طراح ممکن است انتخاب کند.
اما عصب دیگر از طریق یک مسیر انحرافی حیرت انگیز به حنجره میرود.
این عصب وارد سینه شده، یکی از شریان های قلب را دور میزند، سپس مجددا به بالا حرکت کرده و به مقصد خود در گردن میرود.
در یک انسان، مسیر عصب حنجره ای شاید در حدود چند اینچ انحراف مسیر داشته باشد، ولی در یک زرافه چند متر!
در یک زرافه بالغ، بیشتر از ۴ متر!
این عصب در مسیر نزولی اش، از چند سانتیمتری حنجره که مقصد نهایی آن است میگذرد!
تمام طول گردن را پایین میرود، سپس دور زده دوباره تمام مسیر را بالا می آید!
اگر به این عصب به عنوان یک محصول طراحی شده فکر شود، به طور قطع یک رسوایی خواهد بود برای طراح آن !
@Evolution_irr
@Evolution_iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ قارچهای انگلی
حشراتی که هدف این قارچ قرار میگیرند دست به کارهای عجیب میزنند و عاقبت ناخوشایندی در انتظارشان است!
حشره به علت حضور مواد شیمیایی مربوط به قارچ در بدنش ترغیب میشود نواحی خاصی از بخشهای زیرین برگها را گاز بزند که عمدتا آوند اصلی برگهایی است که حدودا ۲۵ سانتیمتر بالاتر از زمین هستند و همه این اتفاقات دقیقا حوالی ظهر رخ میدهد.
انتخاب زمان این کار نیز توسط قارچ صورت میگیرد که در واقع با در نظر داشتن ایده آل ترین شرایط دمایی و رطوبتی صورت میگیرد.
بعد از آن که حشره آرواره هایش را درون برگ مورد نظر قارچ فرو میکند، میمیرد و از پشت سرش چیزی شبیه به یک ساقه خارج میشود که گر چه شکل زیبای خاصی دارد اما نامطلوب ترین کلاه در دنیاست!
با این کار، هاگهای قارچ از طریق ساقه خارج شده و از مغز حشره روی هم نوعان او که روی زمین مشغول کار هستند میریزد و به ساختار بیرونی بدن آنها چسبیده و فرایندی را آغاز میکند که از آن تحت عنوان روند تهاجمی یاد میشود.
تاکنون ۱۶۰ گونه قارچ با قابلیت کنترل حشرات شناخته شده است.
فسیلهای به دست آمده نشان میدهد که این رابطه قدمتی حداقل ۵۰ میلیون ساله دارد.
@Evolution_iran
حشراتی که هدف این قارچ قرار میگیرند دست به کارهای عجیب میزنند و عاقبت ناخوشایندی در انتظارشان است!
حشره به علت حضور مواد شیمیایی مربوط به قارچ در بدنش ترغیب میشود نواحی خاصی از بخشهای زیرین برگها را گاز بزند که عمدتا آوند اصلی برگهایی است که حدودا ۲۵ سانتیمتر بالاتر از زمین هستند و همه این اتفاقات دقیقا حوالی ظهر رخ میدهد.
انتخاب زمان این کار نیز توسط قارچ صورت میگیرد که در واقع با در نظر داشتن ایده آل ترین شرایط دمایی و رطوبتی صورت میگیرد.
بعد از آن که حشره آرواره هایش را درون برگ مورد نظر قارچ فرو میکند، میمیرد و از پشت سرش چیزی شبیه به یک ساقه خارج میشود که گر چه شکل زیبای خاصی دارد اما نامطلوب ترین کلاه در دنیاست!
با این کار، هاگهای قارچ از طریق ساقه خارج شده و از مغز حشره روی هم نوعان او که روی زمین مشغول کار هستند میریزد و به ساختار بیرونی بدن آنها چسبیده و فرایندی را آغاز میکند که از آن تحت عنوان روند تهاجمی یاد میشود.
تاکنون ۱۶۰ گونه قارچ با قابلیت کنترل حشرات شناخته شده است.
فسیلهای به دست آمده نشان میدهد که این رابطه قدمتی حداقل ۵۰ میلیون ساله دارد.
@Evolution_iran
🦇 تنها پستانداری که پرواز میکند
خفاشها تنها پستاندارانی هستند که میتوانند پرواز کنند و با تنوعی در حدود ۱۲۴۰ گونه ۲۰ درصد از کل گونه های پستاندار را شامل میشوند.
بزرگترین گونه خفاش حدود ۱/۶ کیلوگرم وزن داشته و پهنای بالهایش به ۱/۷ متر میرسد و کوچکترین آنها نیز حدود ۳ گرم وزن و ۳ سانتیمتر قد دارد ،با طول بالهایی حدود ۱۵ سانتیمتر.
دستهای خفاش بصورت شبکه ای بهم متصل و بصورت بالهایی در آمده است که بجای پر با پوستی شبیه به چرم پوشیده شده که خاصیت ارتجاعی دارد و میتواند در طول استخوانهایی که دستها و انگشتان خفاش را حرکت میدهند کشیده شود.
خفاشها همانند پرندگان برای پرواز بالهایشان را بالا و پایین نمیبرند ،بلکه انگشتان بلندشان را بطور کامل باز میکنند.
حدود ۷۰ درصد خفاشها حشره خوار هستند و الباقی میوه خوار . گونه های بسیار اندکی نیز هستند که از جانوران دیگری همچون ماهی تغدیه میکنند.
گونه های مختلف خفاشها در سراسر جهان پراکنده هستند و اکثر آنها زندگی اجتماعی داشته و از جانوران دارای فرهنگ و روابط اجتماعی قوی به حساب می آیند.
مطالعه بیشتر
@Evolution_iran
خفاشها تنها پستاندارانی هستند که میتوانند پرواز کنند و با تنوعی در حدود ۱۲۴۰ گونه ۲۰ درصد از کل گونه های پستاندار را شامل میشوند.
بزرگترین گونه خفاش حدود ۱/۶ کیلوگرم وزن داشته و پهنای بالهایش به ۱/۷ متر میرسد و کوچکترین آنها نیز حدود ۳ گرم وزن و ۳ سانتیمتر قد دارد ،با طول بالهایی حدود ۱۵ سانتیمتر.
دستهای خفاش بصورت شبکه ای بهم متصل و بصورت بالهایی در آمده است که بجای پر با پوستی شبیه به چرم پوشیده شده که خاصیت ارتجاعی دارد و میتواند در طول استخوانهایی که دستها و انگشتان خفاش را حرکت میدهند کشیده شود.
خفاشها همانند پرندگان برای پرواز بالهایشان را بالا و پایین نمیبرند ،بلکه انگشتان بلندشان را بطور کامل باز میکنند.
حدود ۷۰ درصد خفاشها حشره خوار هستند و الباقی میوه خوار . گونه های بسیار اندکی نیز هستند که از جانوران دیگری همچون ماهی تغدیه میکنند.
گونه های مختلف خفاشها در سراسر جهان پراکنده هستند و اکثر آنها زندگی اجتماعی داشته و از جانوران دارای فرهنگ و روابط اجتماعی قوی به حساب می آیند.
مطالعه بیشتر
@Evolution_iran