◀️ گونه زایی همبوم در جانوران
یکی از کانونهای گونه زایی همبوم ، دریاچه ویکتوریا در آفریقاست .
این دریاچه عمری بسیار کمتر از یک میلیون سال دارد و در عین حال محل زندگی بیش از ۲۰۰ گونه ماهی خویشاوند از خانواده سیکلیدهاست .
تقسیم جمعیت به گونه هایی که تخصص پیدا کرده اند تا از منابع غذایی گوناگون یا دیگر منابع دریاچه استفاده کنند از جمله فرآیندهایی بوده است که باعث تنوع این ماهی ها شده است .
در برخی موارد میتوان از جفت گیری غیر تصادفی نیز به عنوان یک فاکتور تعیین کننده نام برد که منجر به گونه زایی همبوم در زمان تکاملی بسیار کوتاه در سیکلیدها شده است .
احتمالا جمعیت اجدادی این ماهیها به لحاظ رنگ بندی دارای چند شکل بوده اند و گروههایی از ماده ها ، نرهایی را با رنگهای خاصی بر گزیده اند .
تمایز در رنگ آمیزی از طریق انتخاب جنسی شدت گرفته و در نهایت منجر به ظهور گونه های پرشمار با تنوع بسیار گشته است .
@Evolution_iran
یکی از کانونهای گونه زایی همبوم ، دریاچه ویکتوریا در آفریقاست .
این دریاچه عمری بسیار کمتر از یک میلیون سال دارد و در عین حال محل زندگی بیش از ۲۰۰ گونه ماهی خویشاوند از خانواده سیکلیدهاست .
تقسیم جمعیت به گونه هایی که تخصص پیدا کرده اند تا از منابع غذایی گوناگون یا دیگر منابع دریاچه استفاده کنند از جمله فرآیندهایی بوده است که باعث تنوع این ماهی ها شده است .
در برخی موارد میتوان از جفت گیری غیر تصادفی نیز به عنوان یک فاکتور تعیین کننده نام برد که منجر به گونه زایی همبوم در زمان تکاملی بسیار کوتاه در سیکلیدها شده است .
احتمالا جمعیت اجدادی این ماهیها به لحاظ رنگ بندی دارای چند شکل بوده اند و گروههایی از ماده ها ، نرهایی را با رنگهای خاصی بر گزیده اند .
تمایز در رنگ آمیزی از طریق انتخاب جنسی شدت گرفته و در نهایت منجر به ظهور گونه های پرشمار با تنوع بسیار گشته است .
@Evolution_iran
◀️ جهش های کوچک و بزرگ !
جهشهای ژنتیکی موتور محرک تکامل هستند و در طول زمان تکاملی انباشت این جهش ها میتواند باعث تغییرات بزرگ در گونه ها شود .
اغلب جهشهای ژنتیکی مضر هستند ، اما اینکه در چه سطحی رخ میدهند نیز مهم است !
یک دستگاه دقیق مانند کامپیوتر یا رادیو را در نظر بگیرید .
یک جهش بزرگ ، معادل لگد زدن با پوتین میخ دار یا بریدن یک سیم بطور اتفاقی و وصل کردن آن در جای متفاوتی است .
چقدر احتمال دارد که عملکرد آن دستگاه با این حرکت بهتر شود ؟
از سوی دیگر ، یک جهش کوچک معادل این است که تغییرات کوچکی در مثلا یک مقاومت بدهید ، یا دکمه رادیو را بچرخانید .
احتمال اینکه این تغییر کوچک مفید باشد ، بسیار بیشتر از حالت اول است .
@Evolution_iran
جهشهای ژنتیکی موتور محرک تکامل هستند و در طول زمان تکاملی انباشت این جهش ها میتواند باعث تغییرات بزرگ در گونه ها شود .
اغلب جهشهای ژنتیکی مضر هستند ، اما اینکه در چه سطحی رخ میدهند نیز مهم است !
یک دستگاه دقیق مانند کامپیوتر یا رادیو را در نظر بگیرید .
یک جهش بزرگ ، معادل لگد زدن با پوتین میخ دار یا بریدن یک سیم بطور اتفاقی و وصل کردن آن در جای متفاوتی است .
چقدر احتمال دارد که عملکرد آن دستگاه با این حرکت بهتر شود ؟
از سوی دیگر ، یک جهش کوچک معادل این است که تغییرات کوچکی در مثلا یک مقاومت بدهید ، یا دکمه رادیو را بچرخانید .
احتمال اینکه این تغییر کوچک مفید باشد ، بسیار بیشتر از حالت اول است .
@Evolution_iran
◀️ پتروسور
در دوران میانه زیستی ، علاوه بر دایناسورها ، خزندگان بزرگ دیگری نیز وجود داشتند.
یکی از جالبترین این خزندگان ،مارمولکهای پرنده ای بودند که انگشت چهارم آنها بلند شده و بین دستها و بدنشان پوست چرمی ضخیمی به وجود آمده بود.
پتروسور ها به کمک این بالهای پوستی ، اولین مهره دارانی بودند که قادر به پرواز شدند.
این خزندگان انواع مختلف در اندازه های متفاوت داشتند .کوچکترین گونه ها کمتر از یک متر و بزرگترین ها بیشتر از ۱۰ متر طول داشتند.
استخوانهای سبک و ماهیچه های بسیار قوی به همراه بالهایی از جنس پوست ، تغییراتی بودند که پتروسورها را قادر به پرواز کرده بودند .
آنها بطور عمده گوشتخوار بوده و از حشرات ، ماهیها و یا نرم تنان تغذیه می کرده اند .
@Evolution_iran
در دوران میانه زیستی ، علاوه بر دایناسورها ، خزندگان بزرگ دیگری نیز وجود داشتند.
یکی از جالبترین این خزندگان ،مارمولکهای پرنده ای بودند که انگشت چهارم آنها بلند شده و بین دستها و بدنشان پوست چرمی ضخیمی به وجود آمده بود.
پتروسور ها به کمک این بالهای پوستی ، اولین مهره دارانی بودند که قادر به پرواز شدند.
این خزندگان انواع مختلف در اندازه های متفاوت داشتند .کوچکترین گونه ها کمتر از یک متر و بزرگترین ها بیشتر از ۱۰ متر طول داشتند.
استخوانهای سبک و ماهیچه های بسیار قوی به همراه بالهایی از جنس پوست ، تغییراتی بودند که پتروسورها را قادر به پرواز کرده بودند .
آنها بطور عمده گوشتخوار بوده و از حشرات ، ماهیها و یا نرم تنان تغذیه می کرده اند .
@Evolution_iran
◀️ هیولاها
قبل از مطرح شدن نظریه تکامل و برآمدن علم ژنتیک ، کلمه هیولا معنایی تقریبا فنی داشت !
فلاسفهء طبیعی و کالبدشناسان ، طبقه بندیهایی برای توصیف بزهای دو سر ، قورباغه های چند پا و دوقلوهای به هم چسبیدهء انسان ابداع میکردند . در قرن شانزدهم ، گمان میکردند این اختلالات شکلی ، حاصل ریخته شدن بار اضافی در حین لقاح یا ناشی از افکار پریشان زن باردار هستند .
در قرن هجدهم ، کالبدشناس آلمانی ساموئل توماس فون زومر بنگ ، با این فرضیه که هیولاها نشان دهنده تغییر در طی تکوین طبیعی هستند و نه علل جادویی ، زمینه ساز پیدایش یک علم جدید شد .
به گفته او آنها اختلالات نیروی زایشی هستند .
او درباره این موضوع عکسهایی از انسانهای دارای دو سر گذاشته بود ، جنین هایی مرده به دنیا آمده که دو سر كامل از گردنشان بیرون زده بود و برخی دیگر که فقط صورتشان دو تا بود . او معتقد بود هر یک از اینها نمونه ای از تغییر تکوین طبیعی در مراحل مختلف است .
وقتی که سر به طور کامل دو تا بود ، نشان دهنده انقطاع در مراحل اولیه تکوین بود ، در حالی که مواردی که دو صورت وجود داشت که به طور ناکامل ادغام شده بود ، اختلال در مراحل بعدی بروز کرده بود .
چند دهه بعد، ژفروآ سنت هیلر اظهار داشت که هیولاها ، نشان دهنده قابلیت پنهان مخلوقات برای تبدیل به یکدیگر است . او تصمیم گرفت در تخم مرغها جهش ایجاد کند و برای اینکار مواد شیمیایی مختلفی را به آنها می افرود تا تکوین آنها را به هم بزند .
او معتقد بود اگر ترکیب مناسبی از موار شیمیایی را به رویانهای در حال تکوین اضافه کند خواهد توانست یک مخلوق را به مخلوق دیگری تبدیل کند . با توجه به این واقعیت که جوجه ها در تکوین خود از مرحله ای شبيه ماهی عبور میکنند ، سنت هلر تا چندین دهه سعی داشت کاری کند که از تخم مرغ ، ماهی بیرون بیاید .
آن تلاشها هرگز به نتیجه نرسید ، ولی پسر او ، ايزيدور ، راه او را ادامه داد و کتابی سه جلدی
درباره ناهنجاریهای مادرزادی نوشت که هنوز هم امروزه مورد استفاده است . ایزیدور ناهنجاریهای مادرزادی را طبقه بندی کرده و آنها را بر اساس نوع ، اعضای گرفتار و شدت اختلالات کالبد شناختی به دسته های مختلف تقسیم کرد . به عنوان مثال ، دوقلوهای به هم چسبیده را مطالعه کرده و آنها را بر اساس تعداد اعضای درگیر و میزان اختلاط دستگاههای آناتومیک آنها طبقه بندی نمود .
بر پایه این کارها ، پژوهشگران بعدی به جای پرداختن به علل ماوراء الطبیعی ، تلاش کردند ساز و کارهای زیست شناختی دخیل در بروز ناهنجاریها را مورد بررسی قرار دهند .
داروین با انتشار کتاب خاستگاه گونه ها ، مطالعه ناهنجاریهای تکوینی را متحول کرد .
براساس نظریه داروین ، در صورتی که تمام افراد یک جمعیت دقیقا یکسان باشند ، تکامل بر اساس
انتخاب طبیعی هرگز نمیتواند اتفاق بیفتد .
تفاوتها در میان افراد ، ماده خام تکامل برای انتخاب طبیعی هستند و هر چه تغییرات بیشتر باشد ، تکامل سریعتر بروز خواهد کرد .
تنها وقتی که منبع غنی تغییرات ، از جمله آنچه در هیولاها دیده میشود وجود داشته باشد ، انتخاب طبیعی میتواند در طول زمان منجر به تغییرات عمده شود .
پس از داروین ، یکی از قهرمانان مطالعه تغییرات ویلیام بیتسون بود . او انگیزه زیادی داشت که کشف کند انتخاب طبیعی چگونه عمل میکند و چه ساز و کاری باعث میشود که ارگانیسمها با یکدیگر تفاوت داشته باشند ؟
وقتی بیتسون کارهای گرگور مندل را خواند که اصول وراثت را در گیاه نخود کشف کرده بود ، فکری به ذهنش رسید . تغییراتی که از یک نسل به نسل بعد به ارث می رسید، اساس تكامل بود . او اثر مندل را به انگلیسی ترجمه کرد و اصطلاح جدیدی را برای توصیف آن ابداع کرد :
ژنتیک
که از کلمه یونانی ژنسیس به معنای زایش گرفته شده است .
@Evolution_iran
قبل از مطرح شدن نظریه تکامل و برآمدن علم ژنتیک ، کلمه هیولا معنایی تقریبا فنی داشت !
فلاسفهء طبیعی و کالبدشناسان ، طبقه بندیهایی برای توصیف بزهای دو سر ، قورباغه های چند پا و دوقلوهای به هم چسبیدهء انسان ابداع میکردند . در قرن شانزدهم ، گمان میکردند این اختلالات شکلی ، حاصل ریخته شدن بار اضافی در حین لقاح یا ناشی از افکار پریشان زن باردار هستند .
در قرن هجدهم ، کالبدشناس آلمانی ساموئل توماس فون زومر بنگ ، با این فرضیه که هیولاها نشان دهنده تغییر در طی تکوین طبیعی هستند و نه علل جادویی ، زمینه ساز پیدایش یک علم جدید شد .
به گفته او آنها اختلالات نیروی زایشی هستند .
او درباره این موضوع عکسهایی از انسانهای دارای دو سر گذاشته بود ، جنین هایی مرده به دنیا آمده که دو سر كامل از گردنشان بیرون زده بود و برخی دیگر که فقط صورتشان دو تا بود . او معتقد بود هر یک از اینها نمونه ای از تغییر تکوین طبیعی در مراحل مختلف است .
وقتی که سر به طور کامل دو تا بود ، نشان دهنده انقطاع در مراحل اولیه تکوین بود ، در حالی که مواردی که دو صورت وجود داشت که به طور ناکامل ادغام شده بود ، اختلال در مراحل بعدی بروز کرده بود .
چند دهه بعد، ژفروآ سنت هیلر اظهار داشت که هیولاها ، نشان دهنده قابلیت پنهان مخلوقات برای تبدیل به یکدیگر است . او تصمیم گرفت در تخم مرغها جهش ایجاد کند و برای اینکار مواد شیمیایی مختلفی را به آنها می افرود تا تکوین آنها را به هم بزند .
او معتقد بود اگر ترکیب مناسبی از موار شیمیایی را به رویانهای در حال تکوین اضافه کند خواهد توانست یک مخلوق را به مخلوق دیگری تبدیل کند . با توجه به این واقعیت که جوجه ها در تکوین خود از مرحله ای شبيه ماهی عبور میکنند ، سنت هلر تا چندین دهه سعی داشت کاری کند که از تخم مرغ ، ماهی بیرون بیاید .
آن تلاشها هرگز به نتیجه نرسید ، ولی پسر او ، ايزيدور ، راه او را ادامه داد و کتابی سه جلدی
درباره ناهنجاریهای مادرزادی نوشت که هنوز هم امروزه مورد استفاده است . ایزیدور ناهنجاریهای مادرزادی را طبقه بندی کرده و آنها را بر اساس نوع ، اعضای گرفتار و شدت اختلالات کالبد شناختی به دسته های مختلف تقسیم کرد . به عنوان مثال ، دوقلوهای به هم چسبیده را مطالعه کرده و آنها را بر اساس تعداد اعضای درگیر و میزان اختلاط دستگاههای آناتومیک آنها طبقه بندی نمود .
بر پایه این کارها ، پژوهشگران بعدی به جای پرداختن به علل ماوراء الطبیعی ، تلاش کردند ساز و کارهای زیست شناختی دخیل در بروز ناهنجاریها را مورد بررسی قرار دهند .
داروین با انتشار کتاب خاستگاه گونه ها ، مطالعه ناهنجاریهای تکوینی را متحول کرد .
براساس نظریه داروین ، در صورتی که تمام افراد یک جمعیت دقیقا یکسان باشند ، تکامل بر اساس
انتخاب طبیعی هرگز نمیتواند اتفاق بیفتد .
تفاوتها در میان افراد ، ماده خام تکامل برای انتخاب طبیعی هستند و هر چه تغییرات بیشتر باشد ، تکامل سریعتر بروز خواهد کرد .
تنها وقتی که منبع غنی تغییرات ، از جمله آنچه در هیولاها دیده میشود وجود داشته باشد ، انتخاب طبیعی میتواند در طول زمان منجر به تغییرات عمده شود .
پس از داروین ، یکی از قهرمانان مطالعه تغییرات ویلیام بیتسون بود . او انگیزه زیادی داشت که کشف کند انتخاب طبیعی چگونه عمل میکند و چه ساز و کاری باعث میشود که ارگانیسمها با یکدیگر تفاوت داشته باشند ؟
وقتی بیتسون کارهای گرگور مندل را خواند که اصول وراثت را در گیاه نخود کشف کرده بود ، فکری به ذهنش رسید . تغییراتی که از یک نسل به نسل بعد به ارث می رسید، اساس تكامل بود . او اثر مندل را به انگلیسی ترجمه کرد و اصطلاح جدیدی را برای توصیف آن ابداع کرد :
ژنتیک
که از کلمه یونانی ژنسیس به معنای زایش گرفته شده است .
@Evolution_iran
ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
بیتسون، ویلیام (۱۸۶۱ـ۱۹۲۶)
بِیْتْسون، ویلیام (۱۸۶۱ـ۱۹۲۶)(Bateson, William)
◀️ تفاوت ژنتیکی در انسان
محققان ژنتیک ، گوناگونی ژنتیکی در گونه های مختلف را از طریق مقایسه توالی dna در افراد مختلف بدست می آورند که اصطلاحا گوناگونی نوکلئوتیدی گفته میشود .
در مقایسه با گونه های دیگر ، انسانها تفاوتهای ژنتیکی بسیار کمتری نشان میدهند .
گوناگونی نوکلئوتیدی در انسانها فقط ۰/۱ درصد است . یعنی ۹۹۹ حرف از هر هزار حرف نوکلئوتیدی dna در هر انسان ، با انسانهای دیگر مشابه و یکسان است .
اما برای مثال در مگس سرکه این تفاوت حدود یک درصد است . یعنی از هر ۱۰۰ حرف dna ، یک حرف در هر مگس متفاوت با دیگری است .
با اینحال همین تفاوت ژنتیکی بسیار اندک موجب پدید آمدن اجزا وراثتی بسیار متنوع ، از قبیل قیافه و رفتار و صفات مختلف ، در انسانها میشود .
@Evolution_iran
محققان ژنتیک ، گوناگونی ژنتیکی در گونه های مختلف را از طریق مقایسه توالی dna در افراد مختلف بدست می آورند که اصطلاحا گوناگونی نوکلئوتیدی گفته میشود .
در مقایسه با گونه های دیگر ، انسانها تفاوتهای ژنتیکی بسیار کمتری نشان میدهند .
گوناگونی نوکلئوتیدی در انسانها فقط ۰/۱ درصد است . یعنی ۹۹۹ حرف از هر هزار حرف نوکلئوتیدی dna در هر انسان ، با انسانهای دیگر مشابه و یکسان است .
اما برای مثال در مگس سرکه این تفاوت حدود یک درصد است . یعنی از هر ۱۰۰ حرف dna ، یک حرف در هر مگس متفاوت با دیگری است .
با اینحال همین تفاوت ژنتیکی بسیار اندک موجب پدید آمدن اجزا وراثتی بسیار متنوع ، از قبیل قیافه و رفتار و صفات مختلف ، در انسانها میشود .
@Evolution_iran
◀️ چند شکلی نوکلئوتیدی
بطور متوسط در تمام انسانها ردیف ژنها ۹۹/۹ درصد شبیه هم هستند.
فقط درصد ناچیزی ،یعنی یک دهم درصد از رمز ژنتیکی انسان مربوط به هویت ژنومیک منحصر بفرد هر شخص است.
با در نظر گرفتن اینکه ژنوم انسان از حدود ۳ میلیارد جفت باز تشکیل شده ،همین یک دهم درصد نیز دارای اهمیت است.
در هر ردیف حاوی هزار باز ،دست کم یک تفاوت میان شما و کسی که از بستگان شما نیست وجود دارد.
این تفاوتها چندشکلی نوکلئوتیدی نامیده میشوند و به نظر میرسد تفاوتهایی بی زیان در رمز dna هستند که پیامد زیست شناختی ندارند.
اما اگر این چندشکلی نوکلئوتیدی در ناحیه ای از ژن با بخشی که تظاهر ژنها را کنترل میکند قرار بگیرد ،میتواند با تولید یک پروتئین تغییر یافته ،مقدار زیاد پروتئین و یا عدم تولید پروتئین تاثیری عملی بر روی ژنها داشته باشد.
شناسایی این چندشکلیهای نوکلئوتیدی ،میتواند به شناخت ما از بیماریهایی مانند سرطان ،دیابت و یا بیمارهای قلبی کمک کند.
@Evolution_iran
بطور متوسط در تمام انسانها ردیف ژنها ۹۹/۹ درصد شبیه هم هستند.
فقط درصد ناچیزی ،یعنی یک دهم درصد از رمز ژنتیکی انسان مربوط به هویت ژنومیک منحصر بفرد هر شخص است.
با در نظر گرفتن اینکه ژنوم انسان از حدود ۳ میلیارد جفت باز تشکیل شده ،همین یک دهم درصد نیز دارای اهمیت است.
در هر ردیف حاوی هزار باز ،دست کم یک تفاوت میان شما و کسی که از بستگان شما نیست وجود دارد.
این تفاوتها چندشکلی نوکلئوتیدی نامیده میشوند و به نظر میرسد تفاوتهایی بی زیان در رمز dna هستند که پیامد زیست شناختی ندارند.
اما اگر این چندشکلی نوکلئوتیدی در ناحیه ای از ژن با بخشی که تظاهر ژنها را کنترل میکند قرار بگیرد ،میتواند با تولید یک پروتئین تغییر یافته ،مقدار زیاد پروتئین و یا عدم تولید پروتئین تاثیری عملی بر روی ژنها داشته باشد.
شناسایی این چندشکلیهای نوکلئوتیدی ،میتواند به شناخت ما از بیماریهایی مانند سرطان ،دیابت و یا بیمارهای قلبی کمک کند.
@Evolution_iran
◀️ تکامل گیاهان و جانوران
🔟 قسمت آخر
با تکامل تدریجی هوموارکتوس ، تبار متفاوت دیگری در اروپا از آن منشعب شد و به نئاندرتال تبدیل شد .
اینگونه منقرض شده که نام دره نئاندر آلمان را به عنوان محل پیداشدن نخستین نمونه بر خود
دارد ، تا همین ۳۵۰۰۰ سال پیش دوام آورد .
علت پیدایش ویژگیهای بی همتای کالبد شناختی مانند تنه هایی ستبر و پرقدرت ، استخوانهای درشت ، پیشانی شیبدار ، آرواره های سنگین و دندانهای دراز و بیرون زده احتمالا این بوده که
نئاندرتالها نخستین انسانهایی بودند که دورانی دراز مدت را در محیطهای بسیار سرد آخرین عصر یخ گذرانده بودند .
انسانهای نئاندرتال در اروپا و آسیا اسکان گرفتند و در آنجا گورهایی تشریفاتی مزین به انواعی از نمادها و آیینهای مربوط به جانوران شکار شده خود را در غارها باقی گذاشتند .
این انسانها تا ۳۵۰۰۰ سال پیش یا منقرض شدند یا با گونه های نوپدید انسان امروزی درآمیختند .
ماجرای تکامل انسان آخرین مرحله شکفتن حیات در زمین است و طبعا جذابیتی ویژه دارد . اما تکامل نژاد بشر دوره ای بسیار کوتاه دارد و ممکن است در آینده ای نزدیک ناگهان به پایان رسد .
میتوانیم برای درک بهتر اینکه حضور بشر بر زمین تا چه اندازه دیرهنگام و کوتاه بوده است ، تاریخ حیات بر روی زمین را معادل شش روز در نظر بگیریم ، با الهام از داستان خلقت در کتاب مقدس :
زمین یکشنبه شب شکل میگیرد .
حیات به شکل نخستین سلولهای باکتریایی ، صبح سه شنبه ، حدود ساعت ۸ پدید می آید .
تا دو روز و نیم بعد دنیای خرد در حال تکامل است و تا نیمه شب پنجشنبه به طور کامل جاافتاده است .
روز جمعه ساعت ۴ بعدازظهر ، ریزسازواره ها روش تولیدمثل جنسی را ابداع میکنند و روز شنبه ، در آخرین روز ، تمامی گونه های
حیات تکامل می یابند .
حدود ۱/۳۰ بامداد شنبه ، نخستین موجودات دریایی پدید می آیند و تا ۹/۳۰ ، اولین گیاهان به خشکی می آیند و دو ساعت بعد ، دوزیستان و حشرات نیز به دنبالشان از راه میرسند .
حدود ده دقیقه به پنج بعدازظهر ، خزندگان بزرگ پدیدار میشوند و پنج ساعت تمام ، جنگلهای انبوه گرمسیری را مسخر خود میسازند ، سپس ناگهان حدود ساعت ۹/۴۵ بعدازظهر میمیرند .
در این اثنا ، جانوران در اواخر بعدازظهر ، در حدود ۵/۳۰ و پرندگان طرفهای عصر ، حدود ساعت ۷/۱۵ پیدایشان میشود .
کمی پیش از ۱۰ شب ، بعضی از پستانداران گرمسیری تکامل یافته و به شکل اولین گونه نخستیها در می آیند .
یک ساعت بعد ، بعضی از آنها به صورت میمونها تکامل پیدا میکنند و در حدود ۱۱/۴۰ شب ، انسان نماهای بزرگ پدیدار میشوند .
هشت دقیقه پیش از نیمه شب ، اولین انسان نمای جنوبی روی دو پا می ایستد و راه میرود .
پنج دقیقه بعد ، دوباره ناپدید میشوند و اولین گونه انسان ، هوموهابيليس ، چهار دقیقه پیش از
نیمه شب ظاهر شده ، نیم دقیقه بعد به هوموارکتوس تکامل یافته و تا سی ثانیه پیش از
نیمه شب ، به شکل هوموساپینس باستانی در می آید .
نئاندرتالها از ۴ تا ۱۵ ثانیه پیش از نیمه شب ، اروپا و آسیا را زیر فرمان دارند .
سرانجام ، نژاد بشر امروزی ، ۱۱ ثانیه پیش از
نیمه شب ، در آفریقا و آسیا و ۶ ثانیه پیش از نیمه شب در اروپا پدیدار میشود .
تاریخ مدون بشری در حدود دو سوم ثانیه پیش از نیمه شب آغاز میشود .
⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر
@Evolution_irr
@Evolution_iran
🔟 قسمت آخر
با تکامل تدریجی هوموارکتوس ، تبار متفاوت دیگری در اروپا از آن منشعب شد و به نئاندرتال تبدیل شد .
اینگونه منقرض شده که نام دره نئاندر آلمان را به عنوان محل پیداشدن نخستین نمونه بر خود
دارد ، تا همین ۳۵۰۰۰ سال پیش دوام آورد .
علت پیدایش ویژگیهای بی همتای کالبد شناختی مانند تنه هایی ستبر و پرقدرت ، استخوانهای درشت ، پیشانی شیبدار ، آرواره های سنگین و دندانهای دراز و بیرون زده احتمالا این بوده که
نئاندرتالها نخستین انسانهایی بودند که دورانی دراز مدت را در محیطهای بسیار سرد آخرین عصر یخ گذرانده بودند .
انسانهای نئاندرتال در اروپا و آسیا اسکان گرفتند و در آنجا گورهایی تشریفاتی مزین به انواعی از نمادها و آیینهای مربوط به جانوران شکار شده خود را در غارها باقی گذاشتند .
این انسانها تا ۳۵۰۰۰ سال پیش یا منقرض شدند یا با گونه های نوپدید انسان امروزی درآمیختند .
ماجرای تکامل انسان آخرین مرحله شکفتن حیات در زمین است و طبعا جذابیتی ویژه دارد . اما تکامل نژاد بشر دوره ای بسیار کوتاه دارد و ممکن است در آینده ای نزدیک ناگهان به پایان رسد .
میتوانیم برای درک بهتر اینکه حضور بشر بر زمین تا چه اندازه دیرهنگام و کوتاه بوده است ، تاریخ حیات بر روی زمین را معادل شش روز در نظر بگیریم ، با الهام از داستان خلقت در کتاب مقدس :
زمین یکشنبه شب شکل میگیرد .
حیات به شکل نخستین سلولهای باکتریایی ، صبح سه شنبه ، حدود ساعت ۸ پدید می آید .
تا دو روز و نیم بعد دنیای خرد در حال تکامل است و تا نیمه شب پنجشنبه به طور کامل جاافتاده است .
روز جمعه ساعت ۴ بعدازظهر ، ریزسازواره ها روش تولیدمثل جنسی را ابداع میکنند و روز شنبه ، در آخرین روز ، تمامی گونه های
حیات تکامل می یابند .
حدود ۱/۳۰ بامداد شنبه ، نخستین موجودات دریایی پدید می آیند و تا ۹/۳۰ ، اولین گیاهان به خشکی می آیند و دو ساعت بعد ، دوزیستان و حشرات نیز به دنبالشان از راه میرسند .
حدود ده دقیقه به پنج بعدازظهر ، خزندگان بزرگ پدیدار میشوند و پنج ساعت تمام ، جنگلهای انبوه گرمسیری را مسخر خود میسازند ، سپس ناگهان حدود ساعت ۹/۴۵ بعدازظهر میمیرند .
در این اثنا ، جانوران در اواخر بعدازظهر ، در حدود ۵/۳۰ و پرندگان طرفهای عصر ، حدود ساعت ۷/۱۵ پیدایشان میشود .
کمی پیش از ۱۰ شب ، بعضی از پستانداران گرمسیری تکامل یافته و به شکل اولین گونه نخستیها در می آیند .
یک ساعت بعد ، بعضی از آنها به صورت میمونها تکامل پیدا میکنند و در حدود ۱۱/۴۰ شب ، انسان نماهای بزرگ پدیدار میشوند .
هشت دقیقه پیش از نیمه شب ، اولین انسان نمای جنوبی روی دو پا می ایستد و راه میرود .
پنج دقیقه بعد ، دوباره ناپدید میشوند و اولین گونه انسان ، هوموهابيليس ، چهار دقیقه پیش از
نیمه شب ظاهر شده ، نیم دقیقه بعد به هوموارکتوس تکامل یافته و تا سی ثانیه پیش از
نیمه شب ، به شکل هوموساپینس باستانی در می آید .
نئاندرتالها از ۴ تا ۱۵ ثانیه پیش از نیمه شب ، اروپا و آسیا را زیر فرمان دارند .
سرانجام ، نژاد بشر امروزی ، ۱۱ ثانیه پیش از
نیمه شب ، در آفریقا و آسیا و ۶ ثانیه پیش از نیمه شب در اروپا پدیدار میشود .
تاریخ مدون بشری در حدود دو سوم ثانیه پیش از نیمه شب آغاز میشود .
⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر
@Evolution_irr
@Evolution_iran
⬅️ پروتئین ، هموگلوبین
آمینواسید ،شامل چندین اتم است که با الگویی دقیق کنار هم قرار گرفته اند. در بدن موجودات زنده حدود ۲۰ آمینواسید وجود دارد که با هم پیوند برقرار کرده و پروتئینها را میسازند
در مولکول هموگلوبین ، ۵۷۴ آمینواسید وجود دارد که توالی آن را ژنهای مربوطه تعیین میکنند.
آمینواسیدها در چهار رشته به هم تابیده قرار دارند و با هم ساختار سه بعدی گوی مانند و فوق العاده پیچیده میسازند .
مدل یک مولکول هموگلوبین بیشتر شبیه یک بوته خار در هم فشرده است. ولی برخلاف یک خاربن واقعی، طرح پیچیدگی خارهای آن تصادفی نیست، بلکه ساختار معین و ثابتی دارد.
طرحی که بدون هیچ انشعاب یا پیچ خوردگی نابجا، بیش از ۶۰۰۰ میلیون میلیون میلیون بار در بدن یک انسان تکرار شده است!
شکل منظم یک مولکول پروتئین مانند هموگلوبین باثبات است. به این ترتیب که دو رشته شامل توالی یکسانی از آمینواسیدها، مثل دو رشته فنر دقیقا به صورت طرح سه بعدی یکسانی چنبره میزنند
همین لحظه در بدن شما هموگلوبینها با شکلی که خود ترجیح میدهند، با سرعتی حدود ۴۰۰ میلیون میلیون عدد در ثانیه پیدا میشوند و تعدادی دیگر با همین سرعت از بین میروند
@Evolution_iran
آمینواسید ،شامل چندین اتم است که با الگویی دقیق کنار هم قرار گرفته اند. در بدن موجودات زنده حدود ۲۰ آمینواسید وجود دارد که با هم پیوند برقرار کرده و پروتئینها را میسازند
در مولکول هموگلوبین ، ۵۷۴ آمینواسید وجود دارد که توالی آن را ژنهای مربوطه تعیین میکنند.
آمینواسیدها در چهار رشته به هم تابیده قرار دارند و با هم ساختار سه بعدی گوی مانند و فوق العاده پیچیده میسازند .
مدل یک مولکول هموگلوبین بیشتر شبیه یک بوته خار در هم فشرده است. ولی برخلاف یک خاربن واقعی، طرح پیچیدگی خارهای آن تصادفی نیست، بلکه ساختار معین و ثابتی دارد.
طرحی که بدون هیچ انشعاب یا پیچ خوردگی نابجا، بیش از ۶۰۰۰ میلیون میلیون میلیون بار در بدن یک انسان تکرار شده است!
شکل منظم یک مولکول پروتئین مانند هموگلوبین باثبات است. به این ترتیب که دو رشته شامل توالی یکسانی از آمینواسیدها، مثل دو رشته فنر دقیقا به صورت طرح سه بعدی یکسانی چنبره میزنند
همین لحظه در بدن شما هموگلوبینها با شکلی که خود ترجیح میدهند، با سرعتی حدود ۴۰۰ میلیون میلیون عدد در ثانیه پیدا میشوند و تعدادی دیگر با همین سرعت از بین میروند
@Evolution_iran
⬅️ بدنهای پرسلولی
هر کدام از جانوران و گیاهان روی زمین دارای بدنی هستند که از سلولهای متعدد تشکیل شده است .
قدیمیترین بدنهای یافت شده در فسیلها ، سنگهایی به قدمت بیش از ۶۰۰ میلیون سال در استرالیا ، نامیبیا و گرینلند يافت شده اند .
آنها نقشهایی بیش نیستند و هر آنچه درون
سنگها بوده ، مدتها پیش از میان رفته است .
اندازه آنها از یک سکه تا یک بشقاب متغیر است و به شکل روبان ، برگ یا دیسک هستند .
گر چه آنها شکلهای خیلی جالبی ندارند ، ولی قدیمیترین فسیلهای چند سلولی هستند ، جانداران دارای بدن که خود این بدنها نوع جدیدی از فرد بر روی سیاره ی زمین بودند .
برای فرد تعاریف مختلفی وجود دارد ، ولی در اساسی ترین تعریف ، فرد چیزی است که آغازی دارد و پایانی ، تولد و مرگ و میتواند تولید مثل
کند ، مهمتر اینکه بخشهای مختلف درون آن با هم کار میکنند و کارکرد کل آن را پدید می آورند .
بدن ما از آن رو سالم میماند که اجزای تشکیل دهنده آن در همکاری با یکدیگر ، اجزای بزرگتر را پدید می آورند . مثلا میلیاردها سلول عصبی مغز را میسازند ، ولى ذكر ليست آنها هرگز مشخص نمیکند که افکار ، احساسات و خاطرات چگونه تشکیل میشوند . مغز میتواند افکار را ایجاد کند ، ولی نورونهای جداگانه قادر به این کار نیستند .
سلولهای متنوع درون بدن نیز فرد هستند ، البته از جهتی دیگر .
هر سلول تولد و مرگ دارد ، تولید مثل میکند و دارای بخشهایی در درون خود است که با هم در تعامل هستند .
ولی در نظر بگیرید که بدن انسان حاوی حدود چهار تریلیون سلول است . این سلولها اعضایی را تشکیل میدهند که هر کدام اندازه ، شکل و جایگاه خاصی در بدن دارند .
سلولها باید مرتب تولید مثل کنند و و مرتبا
تعدادی از آنها میمیرند تا اینکه قلب ، کبد و روده ها را با اندازه درست در محل صحیح در بدن پدید آورند .
هماهنگی سلولها است که تشکیل بدن را امکان پذیر میسازد . سلولها به صورت فردی رفتار نمی کنند .
رشد ، مرگ و زندگی آنها باید تحت نظارت باشد تا بدن کارکرد صحیح خود را داشته باشد .
سلولها در درون بدن ، با محدود کردن تولید مثل خود و مردن در زمان لازم ، خودشان را برای مصلحت بزرگتر که کارکرد کل بدن است فدا میکنند .
ماشین آلات مولکولی خاصی امکان همکاری و ساختن بدن را به سلولها میدهند .
سلولهای مختلف باید بتوانند در کنار هم قرار گیرند . اگر سلولها به صورت بسیار دقیقی به هم نمی چسبیدند ، تشکیل یک بدن محکم با مشکلات
زیادی روبه رو میشد . مثلا سلولهای پوست خواص مکانیکی ویژه ای دارند که به آنها امکان میدهد به یکدیگر متصل شوند و لایه های بافتی بسازند . آنها انواع کلاژن ، کراتین و پروتئینهای دیگر را که برای ویژگیهای خاص بافت لازم است میسازند .
سرانجام اینکه سلولها در درون بدن نیاز به روشهایی برای ارتباط با یکدیگر و هماهنگ کردن تولید مثل ، مرگ و فعالیت ژنی خود دارند و این کار نیز از طریق پروتئینها صورت میگیرد . پروتئینهای مختلف پیامهایی را به سلولها میفرستند که به آنها میگوید کی و کجا تقسیم شوند ، بمیرند یا پروتئینهای بیشتری ترشح کنند .
@Evolution_iran
هر کدام از جانوران و گیاهان روی زمین دارای بدنی هستند که از سلولهای متعدد تشکیل شده است .
قدیمیترین بدنهای یافت شده در فسیلها ، سنگهایی به قدمت بیش از ۶۰۰ میلیون سال در استرالیا ، نامیبیا و گرینلند يافت شده اند .
آنها نقشهایی بیش نیستند و هر آنچه درون
سنگها بوده ، مدتها پیش از میان رفته است .
اندازه آنها از یک سکه تا یک بشقاب متغیر است و به شکل روبان ، برگ یا دیسک هستند .
گر چه آنها شکلهای خیلی جالبی ندارند ، ولی قدیمیترین فسیلهای چند سلولی هستند ، جانداران دارای بدن که خود این بدنها نوع جدیدی از فرد بر روی سیاره ی زمین بودند .
برای فرد تعاریف مختلفی وجود دارد ، ولی در اساسی ترین تعریف ، فرد چیزی است که آغازی دارد و پایانی ، تولد و مرگ و میتواند تولید مثل
کند ، مهمتر اینکه بخشهای مختلف درون آن با هم کار میکنند و کارکرد کل آن را پدید می آورند .
بدن ما از آن رو سالم میماند که اجزای تشکیل دهنده آن در همکاری با یکدیگر ، اجزای بزرگتر را پدید می آورند . مثلا میلیاردها سلول عصبی مغز را میسازند ، ولى ذكر ليست آنها هرگز مشخص نمیکند که افکار ، احساسات و خاطرات چگونه تشکیل میشوند . مغز میتواند افکار را ایجاد کند ، ولی نورونهای جداگانه قادر به این کار نیستند .
سلولهای متنوع درون بدن نیز فرد هستند ، البته از جهتی دیگر .
هر سلول تولد و مرگ دارد ، تولید مثل میکند و دارای بخشهایی در درون خود است که با هم در تعامل هستند .
ولی در نظر بگیرید که بدن انسان حاوی حدود چهار تریلیون سلول است . این سلولها اعضایی را تشکیل میدهند که هر کدام اندازه ، شکل و جایگاه خاصی در بدن دارند .
سلولها باید مرتب تولید مثل کنند و و مرتبا
تعدادی از آنها میمیرند تا اینکه قلب ، کبد و روده ها را با اندازه درست در محل صحیح در بدن پدید آورند .
هماهنگی سلولها است که تشکیل بدن را امکان پذیر میسازد . سلولها به صورت فردی رفتار نمی کنند .
رشد ، مرگ و زندگی آنها باید تحت نظارت باشد تا بدن کارکرد صحیح خود را داشته باشد .
سلولها در درون بدن ، با محدود کردن تولید مثل خود و مردن در زمان لازم ، خودشان را برای مصلحت بزرگتر که کارکرد کل بدن است فدا میکنند .
ماشین آلات مولکولی خاصی امکان همکاری و ساختن بدن را به سلولها میدهند .
سلولهای مختلف باید بتوانند در کنار هم قرار گیرند . اگر سلولها به صورت بسیار دقیقی به هم نمی چسبیدند ، تشکیل یک بدن محکم با مشکلات
زیادی روبه رو میشد . مثلا سلولهای پوست خواص مکانیکی ویژه ای دارند که به آنها امکان میدهد به یکدیگر متصل شوند و لایه های بافتی بسازند . آنها انواع کلاژن ، کراتین و پروتئینهای دیگر را که برای ویژگیهای خاص بافت لازم است میسازند .
سرانجام اینکه سلولها در درون بدن نیاز به روشهایی برای ارتباط با یکدیگر و هماهنگ کردن تولید مثل ، مرگ و فعالیت ژنی خود دارند و این کار نیز از طریق پروتئینها صورت میگیرد . پروتئینهای مختلف پیامهایی را به سلولها میفرستند که به آنها میگوید کی و کجا تقسیم شوند ، بمیرند یا پروتئینهای بیشتری ترشح کنند .
@Evolution_iran
◀️ کشف آتش
بدون شک آتش نقشی اساسی در تکامل انسان داشته است و یکی از عوامل اصلیِ حرکت جنس انسان به سوی رشد مغزی و تکامل بدن بوده است .
انسانهای اولیه چگونه با آتش آشنا شدند و چگونه توانستند از این پدیده طبیعی بهره بگیرند ؟
◀️ بخوانید
@Evolution_iran
بدون شک آتش نقشی اساسی در تکامل انسان داشته است و یکی از عوامل اصلیِ حرکت جنس انسان به سوی رشد مغزی و تکامل بدن بوده است .
انسانهای اولیه چگونه با آتش آشنا شدند و چگونه توانستند از این پدیده طبیعی بهره بگیرند ؟
◀️ بخوانید
@Evolution_iran
Telegraph
کشف آتش
در اروپا و شمال آسيا ، عصر یخ به اوج نخستین دوره خود نزدیک میشد . هزاران سال بود که دمای هوا به طور مرتب کاهش می یافت . انجماد دائمی زمین رو به گسترش بود و یخبندان تا ژرفای بیست متری زمین نفوذ میکرد و همه آب های زیر زمینی را تا این عمق منجمد میساخت . جریان…
◀️ ساختارهای جدید در تکامل
تغییر در الگوی اولیه یک موجود زنده میتواند به ایجاد ساختارهای بی نظیری مانند بالهای حشرات ، پرندگان و یا گلهای گیاهان منجر شود .
دگرگونی و تغییر برخی از ساختارهای از پیش وجود داشته که نقش واحدی را اجرا میکردند و ساختارهای پیش سازشی نامیده میشوند معمولا دلیل بروز چنین نوآوریهایی هستند .
این ساختارها ، بعدها در مسیر دیگری و برای ایفای نقش دیگری سازش یافته و دستخوش تغییر میشوند .
برای مثال ، پر از فلس خزندگان منشا گرفته و در آغاز در پرندگان اولیه نارسانای گرما بود ، ساختاری پیش سازشی برای پرواز به شما می آید . این موضوع نشان میدهد که پرها با تغییرات تدریجی ، به ابزاری برای پرواز تبدیل شده اند ، در حالی که هم زمان نقش اصلی عایق بودن را نیز بر عهده دارند .
به طور مشابهی استخوانهای گوش میانی در پستانداران از استخوان آرواره در خزندگان نشات گرفته است .
@Evolution_iran
تغییر در الگوی اولیه یک موجود زنده میتواند به ایجاد ساختارهای بی نظیری مانند بالهای حشرات ، پرندگان و یا گلهای گیاهان منجر شود .
دگرگونی و تغییر برخی از ساختارهای از پیش وجود داشته که نقش واحدی را اجرا میکردند و ساختارهای پیش سازشی نامیده میشوند معمولا دلیل بروز چنین نوآوریهایی هستند .
این ساختارها ، بعدها در مسیر دیگری و برای ایفای نقش دیگری سازش یافته و دستخوش تغییر میشوند .
برای مثال ، پر از فلس خزندگان منشا گرفته و در آغاز در پرندگان اولیه نارسانای گرما بود ، ساختاری پیش سازشی برای پرواز به شما می آید . این موضوع نشان میدهد که پرها با تغییرات تدریجی ، به ابزاری برای پرواز تبدیل شده اند ، در حالی که هم زمان نقش اصلی عایق بودن را نیز بر عهده دارند .
به طور مشابهی استخوانهای گوش میانی در پستانداران از استخوان آرواره در خزندگان نشات گرفته است .
@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ مستند سرگذشت زمین
◀️ دوبله و پخش از شبکه من و تو
از شکل گیری زمین
تا
چگونگی آغاز حیات و تحول انواع
@Evolution_iran
@Evolution_irr
◀️ دوبله و پخش از شبکه من و تو
از شکل گیری زمین
تا
چگونگی آغاز حیات و تحول انواع
@Evolution_iran
@Evolution_irr
◀️ فرگشت و ژنتیک
فهرست :
افسانه ها و شواهد علمى
منشا حیات
فرگشت انسان
ساز و کار وراثت
عصر ژنتیک
◀️ مترجم : سیامک عطاریان
@Evolution_iran
فهرست :
افسانه ها و شواهد علمى
منشا حیات
فرگشت انسان
ساز و کار وراثت
عصر ژنتیک
◀️ مترجم : سیامک عطاریان
@Evolution_iran
Telegram
PDF
#فرگشت
◀️ تفاوت اندازه تخمک و اسپرم
افراد گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند دو قالب به خود میگیرند ، نر و ماده .
اما سوال اینجاست که ما چطور نر و ماده بودن را تعریف میکنیم ؟
در اکثر جانداران عالی تر ، تمایز این دو کاملا مشخص است ، حتی اگر نرها و ماده ها به لحاظ ریخت شناسی متفاوت باشند ، میتوان گفت نرها آنهایی هستند که اسپرم به ماده تزریق میکنند .
اما اگر بخواهیم موارد لقاح خارجی را که در گونه های ماهی بسیاری روی میدهد توجیه کنیم نیاز به تعریف مناسب تری داریم .
تعریفی فراگیرتر میتواند این باشد که نرها گامت های متحرک کوچکی (اسپرم) تولید میکنند که گامت های بزرگتر ، ولی با تحرک کمتر (تخمک) را که توسط ماده ها تولید میشود میجویند .
با اینحال ، وضعیت اجدادی حیات بر روی زمین باید متعلق به جانداران تک سلولی که تولیدمثل غیرجنسی داشته اند بوده باشد .
در اینصورت با مسئله ای تازه روبرو میشویم . از آنجا که نخستین جانداران دارای تولیدمثل جنسی احتمالا گامت های نر و ماده یکسانی تولید میکرده اند ، ما چطور به حالتی رسیدیم که که تقریبا در همه موارد تولیدمثل جنسی ، اندازه گامت های نر و ماده با یکدیگر تفاوت دارند ؟
در انسان ، تخمکی که ماده تولید میکند ، حدود صدهزار برابر بزرگتر از اسپرم نر است .
برای توجیه این تفاوت بزرگ ، نظریاتی ارائه شده است که محتمل ترین آنها در سال ۱۹۷۲ مطرح شد .
این استدلال بر این پایه استوار است که وضعیت اجدادی گامت های هم اندازه به سرعت به دو استراتژی تفکیک میشود :
-فراهم آورندگان
-جویندگان
در این نظریه همانطور که مشخص است جنس ماده با تولید گامت های بزرگ اما کم تحرک ، وظیفه فراهم آوردندگی را بر عهده گرفته است و نرها با تولید گامت های کوچک اما متحرک وظیفه جویندگی تخمک های بزرگ را .
پیشنهادات دیگری هم برای توجیه این تفاوت مطرح شده است .
یکی دیگر از آنها این است که اندازه کوچک اسپرم ، احتمال سرایت انگل های سیتوپلاسمی را از نر به تخم کاهش میدهد .
@Evolution_iran
@Evolution_irr
افراد گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند دو قالب به خود میگیرند ، نر و ماده .
اما سوال اینجاست که ما چطور نر و ماده بودن را تعریف میکنیم ؟
در اکثر جانداران عالی تر ، تمایز این دو کاملا مشخص است ، حتی اگر نرها و ماده ها به لحاظ ریخت شناسی متفاوت باشند ، میتوان گفت نرها آنهایی هستند که اسپرم به ماده تزریق میکنند .
اما اگر بخواهیم موارد لقاح خارجی را که در گونه های ماهی بسیاری روی میدهد توجیه کنیم نیاز به تعریف مناسب تری داریم .
تعریفی فراگیرتر میتواند این باشد که نرها گامت های متحرک کوچکی (اسپرم) تولید میکنند که گامت های بزرگتر ، ولی با تحرک کمتر (تخمک) را که توسط ماده ها تولید میشود میجویند .
با اینحال ، وضعیت اجدادی حیات بر روی زمین باید متعلق به جانداران تک سلولی که تولیدمثل غیرجنسی داشته اند بوده باشد .
در اینصورت با مسئله ای تازه روبرو میشویم . از آنجا که نخستین جانداران دارای تولیدمثل جنسی احتمالا گامت های نر و ماده یکسانی تولید میکرده اند ، ما چطور به حالتی رسیدیم که که تقریبا در همه موارد تولیدمثل جنسی ، اندازه گامت های نر و ماده با یکدیگر تفاوت دارند ؟
در انسان ، تخمکی که ماده تولید میکند ، حدود صدهزار برابر بزرگتر از اسپرم نر است .
برای توجیه این تفاوت بزرگ ، نظریاتی ارائه شده است که محتمل ترین آنها در سال ۱۹۷۲ مطرح شد .
این استدلال بر این پایه استوار است که وضعیت اجدادی گامت های هم اندازه به سرعت به دو استراتژی تفکیک میشود :
-فراهم آورندگان
-جویندگان
در این نظریه همانطور که مشخص است جنس ماده با تولید گامت های بزرگ اما کم تحرک ، وظیفه فراهم آوردندگی را بر عهده گرفته است و نرها با تولید گامت های کوچک اما متحرک وظیفه جویندگی تخمک های بزرگ را .
پیشنهادات دیگری هم برای توجیه این تفاوت مطرح شده است .
یکی دیگر از آنها این است که اندازه کوچک اسپرم ، احتمال سرایت انگل های سیتوپلاسمی را از نر به تخم کاهش میدهد .
@Evolution_iran
@Evolution_irr
◀️ جنگ اسپرم ها !
منطق نظری تولید تعداد زیاد اسپرم های کوچک و متحرک در اینجا تا حدودی روشن شد .
از این دیدگاه میتوان ادعا کرد که دلیل اولیه بوجود آمدن دو جنس ، نتیجه رقابت اسپرمی بوده است .
تفاوت در گامت های نر و ماده ، احتمالا در شرایط لقاح خارجی بوجود آمده است و امتیازات یک اسپرم کوچک متحرک هم در چنین شرایطی واضح و روشن است .
اما سوال اینجاست که در وضعیتی که یک نر منفرد بطور درونی تخمکی را بارور میکند ، چرا این تفاوت باید حفظ شود ؟ در حالی که هیچ رقابت کننده ای وجود ندارد .
میلیونها اسپرمی که توسط پستانداران تک همسر تولید میشود صرفا اتلاف انرژی است .
پس چرا نرها گامت های بزرگتر تا حد ۵۰ درصد اندازه بهینه تخم تولید نمیکنند ؟
برای پاسخ به این سوال باید این نکته اشاره کرد که درجه خفیفی از رقابت اسپرمی برای حفظ تفاوت میان گامت های نر و ماده لازم است .
گاو را در نظر بگیرید . تخمک یک گاو ماده در حدود ۲۰۰۰۰ برابر از اسپرم گاو نر بزرگتر است .
اگر یک گاو نر جهش یافته به وجود می آمد که تعداد اسپرم های خود را نصف کرده ، اما حجم هر اسپرم را دو برابر میکرد ، زی تودهء تخمک لقاح شده به اندازه ۱ در ۲۰۰۰۰ یا ۰/۰۰۵ افزایش می یافت ، که افزایش ناچیزی است .
حال اگر این گاو نر و گاو نر دیگری با همان ماده گاو جفتگیری کنند و رقابت اسپرمی اتفاق افتد ، شانس گاو نر جهش یافته از ۵۰ درصد به ۳۳/۳ درصد کاهش می یابد که کاهش قابل توجهی است .
از این بحث نتیجه میشود که حتی میزان خفیفی از رقابت اسپرمی میتواند باعث تثبیت تفاوت در گامت های نر و ماده شود .
همچنین میتوان نتیجه گرفت حیواناتی که تک همسر هستند ، در دودمان تکاملی خود تک همسری را به تازگی کسب کرده اند ، در غیر اینصورت نمیتوان آنها را صد در صد تک همسر دانست .
هر چه تعداد اسپرمهای تولیدی بیشتر باشد ، شانس لقاح با تخمک بالاتر خواهد بود . احتمال موفقیت ۵۰ میلیون اسپرم ، دو برابر ۲۵ میلیون است .
@Evolution_iran
منطق نظری تولید تعداد زیاد اسپرم های کوچک و متحرک در اینجا تا حدودی روشن شد .
از این دیدگاه میتوان ادعا کرد که دلیل اولیه بوجود آمدن دو جنس ، نتیجه رقابت اسپرمی بوده است .
تفاوت در گامت های نر و ماده ، احتمالا در شرایط لقاح خارجی بوجود آمده است و امتیازات یک اسپرم کوچک متحرک هم در چنین شرایطی واضح و روشن است .
اما سوال اینجاست که در وضعیتی که یک نر منفرد بطور درونی تخمکی را بارور میکند ، چرا این تفاوت باید حفظ شود ؟ در حالی که هیچ رقابت کننده ای وجود ندارد .
میلیونها اسپرمی که توسط پستانداران تک همسر تولید میشود صرفا اتلاف انرژی است .
پس چرا نرها گامت های بزرگتر تا حد ۵۰ درصد اندازه بهینه تخم تولید نمیکنند ؟
برای پاسخ به این سوال باید این نکته اشاره کرد که درجه خفیفی از رقابت اسپرمی برای حفظ تفاوت میان گامت های نر و ماده لازم است .
گاو را در نظر بگیرید . تخمک یک گاو ماده در حدود ۲۰۰۰۰ برابر از اسپرم گاو نر بزرگتر است .
اگر یک گاو نر جهش یافته به وجود می آمد که تعداد اسپرم های خود را نصف کرده ، اما حجم هر اسپرم را دو برابر میکرد ، زی تودهء تخمک لقاح شده به اندازه ۱ در ۲۰۰۰۰ یا ۰/۰۰۵ افزایش می یافت ، که افزایش ناچیزی است .
حال اگر این گاو نر و گاو نر دیگری با همان ماده گاو جفتگیری کنند و رقابت اسپرمی اتفاق افتد ، شانس گاو نر جهش یافته از ۵۰ درصد به ۳۳/۳ درصد کاهش می یابد که کاهش قابل توجهی است .
از این بحث نتیجه میشود که حتی میزان خفیفی از رقابت اسپرمی میتواند باعث تثبیت تفاوت در گامت های نر و ماده شود .
همچنین میتوان نتیجه گرفت حیواناتی که تک همسر هستند ، در دودمان تکاملی خود تک همسری را به تازگی کسب کرده اند ، در غیر اینصورت نمیتوان آنها را صد در صد تک همسر دانست .
هر چه تعداد اسپرمهای تولیدی بیشتر باشد ، شانس لقاح با تخمک بالاتر خواهد بود . احتمال موفقیت ۵۰ میلیون اسپرم ، دو برابر ۲۵ میلیون است .
@Evolution_iran
◀️ لوکوس
جایگاه اختصاصی یک ژن خاص در امتداد طول dna بر روی کروموزم ، لوکوس آن ژن نام دارد .
اکثر سلولهای عادی یک حیوان عادی ، کروموزم ها را بصورت جفت حمل میکنند ، یک نسخه از پدر و یک نسخه از مادر .
در سلولهای انسان ۴۶ کروموزم هست که از ۲۳ جفت تشکیل میشوند .
هر جفت کروموزم (بجز کروموزمهای جنسی) بسیار به هم شباهت داشته و ژنهای یکسان در لوکوسهای مشابه حمل میکنند .
لوکوس ژنها در جفت کروموزمها با حروف انگلیسی بزرگ و کوچک نشان داده میشوند (Aa , Bb ' Cc)
اگر هر دو لوکوس با حروف یکسان (هر دو بزرگ یا کوچک) نشان داده شوند ، نشان دهنده این است که هر دو فرم ژن موجود بر هر دو جفت کروموزم یکسان هستند ، یا باصطلاح آلل های یکسانی از آن ژن بر روی هر دو کروموزم پدری و مادری قرار دارد .
در غیر اینصورت ، اگر یک لوکوس با حرف بزرگ و دیگری با حرف کوچک نمایش داده شود ، نشان دهنده آلل های متفاوت آن ژن بر روی هر یک از کروموزم ها است . همچنان هر دو ژن متعلق به یک صفت هستند ، اما در فرمهای متفاوت .
@Evolution_iran
جایگاه اختصاصی یک ژن خاص در امتداد طول dna بر روی کروموزم ، لوکوس آن ژن نام دارد .
اکثر سلولهای عادی یک حیوان عادی ، کروموزم ها را بصورت جفت حمل میکنند ، یک نسخه از پدر و یک نسخه از مادر .
در سلولهای انسان ۴۶ کروموزم هست که از ۲۳ جفت تشکیل میشوند .
هر جفت کروموزم (بجز کروموزمهای جنسی) بسیار به هم شباهت داشته و ژنهای یکسان در لوکوسهای مشابه حمل میکنند .
لوکوس ژنها در جفت کروموزمها با حروف انگلیسی بزرگ و کوچک نشان داده میشوند (Aa , Bb ' Cc)
اگر هر دو لوکوس با حروف یکسان (هر دو بزرگ یا کوچک) نشان داده شوند ، نشان دهنده این است که هر دو فرم ژن موجود بر هر دو جفت کروموزم یکسان هستند ، یا باصطلاح آلل های یکسانی از آن ژن بر روی هر دو کروموزم پدری و مادری قرار دارد .
در غیر اینصورت ، اگر یک لوکوس با حرف بزرگ و دیگری با حرف کوچک نمایش داده شود ، نشان دهنده آلل های متفاوت آن ژن بر روی هر یک از کروموزم ها است . همچنان هر دو ژن متعلق به یک صفت هستند ، اما در فرمهای متفاوت .
@Evolution_iran
◀️ انسان و شامپانزه
شامپانزه ها نزدیکترین خویشاوندان زنده ما هستند .
تخمین زده میشود که ردیف ژنوم شامپانزه ۹۸ درصد شبیه ردیف ژنوم انسان است .
این ۲ درصد تفاوت در dna ، ما را با ۶ میلیون سال تکامل و چندین نیای حد واسط منقرض شده از شامپانزه جدا میکند .
به اینحال ما میدانیم که بیش از سی هزار یا چیزی در همین حدود ، ژن مشترک با شامپانزه داریم . پرسش اساسی این است که چرا ما با شامپانزه تفاوت داریم ؟
آیا میتوان با استفاده از ۲ درصد تفاوت موجود ژنهایی را که به انسان توانایی فکری و زبانی پیشرفته را میدهد به طور دقیق مشخص کنیم ؟
چرا خویشاوندان نزدیک ما به بسیاری از بیماریهایی که ما دچار میشویم مبتلا نمیشوند ؟ مثلا آنها به ایدز مبتلا میشوند ، اما به ندرت علائم کامل آن را نشان میدهند .
پاسخ ممکن است فقط در توالی dna نباشد . بعضی دانشمندان معتقدند که تعداد تفاوتها بسیار کم است و تفاوت اصلی در نحوه تظاهر ژنهاست ، یعنی در شیوه ای که ژنها تولید پروتئین ها را هدایت میکنند . انسان و شامپانزه ممکن است راههای کاملا متفاوتی برای تنظیم ژنهای مشابه شان داشته باشند .
@Evolution_iran
شامپانزه ها نزدیکترین خویشاوندان زنده ما هستند .
تخمین زده میشود که ردیف ژنوم شامپانزه ۹۸ درصد شبیه ردیف ژنوم انسان است .
این ۲ درصد تفاوت در dna ، ما را با ۶ میلیون سال تکامل و چندین نیای حد واسط منقرض شده از شامپانزه جدا میکند .
به اینحال ما میدانیم که بیش از سی هزار یا چیزی در همین حدود ، ژن مشترک با شامپانزه داریم . پرسش اساسی این است که چرا ما با شامپانزه تفاوت داریم ؟
آیا میتوان با استفاده از ۲ درصد تفاوت موجود ژنهایی را که به انسان توانایی فکری و زبانی پیشرفته را میدهد به طور دقیق مشخص کنیم ؟
چرا خویشاوندان نزدیک ما به بسیاری از بیماریهایی که ما دچار میشویم مبتلا نمیشوند ؟ مثلا آنها به ایدز مبتلا میشوند ، اما به ندرت علائم کامل آن را نشان میدهند .
پاسخ ممکن است فقط در توالی dna نباشد . بعضی دانشمندان معتقدند که تعداد تفاوتها بسیار کم است و تفاوت اصلی در نحوه تظاهر ژنهاست ، یعنی در شیوه ای که ژنها تولید پروتئین ها را هدایت میکنند . انسان و شامپانزه ممکن است راههای کاملا متفاوتی برای تنظیم ژنهای مشابه شان داشته باشند .
@Evolution_iran
◀️ آشنایی با فرگشت
فهرست :
1⃣ آشنایی با مفاهیم تکامل و ژنتیک
2⃣ عوامل موثر بر تکامل موجودات
3⃣ آشنایی با مفهوم گونه و گونه زایی
4⃣ شواهد فسیلی
5⃣ چرا تکامل قطعا رخ داده است
◀️ اثر : نولان
@Evolution_iran
فهرست :
1⃣ آشنایی با مفاهیم تکامل و ژنتیک
2⃣ عوامل موثر بر تکامل موجودات
3⃣ آشنایی با مفهوم گونه و گونه زایی
4⃣ شواهد فسیلی
5⃣ چرا تکامل قطعا رخ داده است
◀️ اثر : نولان
@Evolution_iran
Telegram
PDF
#آشنایی_با_فرگشت
◀️ دو شکلی جنسی
در اکثر گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند ، دو شکلی در اندازه بدن و سایر صفات مشترک دیده میشود .
برای مثال در انسان بدن جنس نر به طور متوسط ۱۰ درصد از جنس ماده بزرگتر است و یا در جنس نر انسان دندان نیش به طور آشکاری خودنمایی میکند ، در حالی که در جنس ماده دندان نیش چندان بزرگ و مشخص نیست .
در بعضی گونه های دیگر ، دو شکلی های جنسی شدیدتر بوده و تفاوت میان اندازه بدن و سایر صفات دو جنس بسیار بزرگتر است .
نخستین نظریه ای که وجود دو شکلی های جنسی را توجیه میکند ، انتخاب های درون جنسی است . طوری که نبردهای نر در برابر نر برای دستیابی به جنس ماده ، کاملا بیانگر چرایی دو شکلی هاست .
عموما در گونه هایی که تک همسر بوده و رقابت برای دستیابی به ماده وجود ندارد ، چند شکلی های جنسی بسیار خفیف بوده و دو جنس نر و ماده تقریبا اندازه و صفات بدنی یکسانی دارند .
اما گونه هایی که دارای سیستم تک نره (چند زنی ، حرمسرایی) هستند ، میزان دو شکلی جنسی بسیار شدید است . علت این تفاوت نیز مسلما رقابت شدید نرها برای دستیابی به ماده ها و گاه حرمسرا است .
همچنین در گونه هایی که چند نره هستند و ماده ها با نرهای مختلفی جفتگیری میکنند نیز معمولا دو شکلی جنسی وجود دارد . چرا که اغلب در این گونه ها نیز رقابت جنسی و گاه سلسله مراتب وجود دارد که هر جنس را برای تثبیت موقعیت خود در گروه وادار به رقابت میکند .
اما علل دیگری نیز میتوان برای وجود دو شکلی های جنسی یافت .
برای مثال ، دندانهای بزرگتر و هیکل ورزیده تر جنس نر ، میتواند نوعی سازگاری نر برای دفاع در مقابل صیادان باشد .
وجود دو شکلی جنسی شدید در گونه های تک نره از این ایده حمایت میکند . چرا که در گروههای تک نره ، نرهای جوان باید از ماده های بیشتری دفاع کنند .
همچنین در گروههای چند نره در نخستی ها ، دندانها در نخستی های زمینی نسبت به نخستی های درختی بزرگترند که احتمالا بازتاب این واقعیت است که فشار صیادی برای نخستی های ساکن زمین معمولا بیشتر است .
ایده دیگری وجود دو شکلی در برخی گونه ها را چنین توضیح میدهد که در صورتی که هر دو جنس در هر گونه ای ، در مکانی واحد با منابع یکسان به سر ببرند ، ممکن است برای جلوگیری از رقابت با یکدیگر به رژیم های غذایی متفاوت با روشهای تامین مختلف رو آورده باشند .
در پرندگان تک همسر ، تنوع رژیم های غذایی برخی از تفاوتهای موجود در اندازه بدن و شکل منقار دو جنس را توضیح میدهد .
@Evolution_iran
@Evolution_irr
در اکثر گونه هایی که تولید مثل جنسی دارند ، دو شکلی در اندازه بدن و سایر صفات مشترک دیده میشود .
برای مثال در انسان بدن جنس نر به طور متوسط ۱۰ درصد از جنس ماده بزرگتر است و یا در جنس نر انسان دندان نیش به طور آشکاری خودنمایی میکند ، در حالی که در جنس ماده دندان نیش چندان بزرگ و مشخص نیست .
در بعضی گونه های دیگر ، دو شکلی های جنسی شدیدتر بوده و تفاوت میان اندازه بدن و سایر صفات دو جنس بسیار بزرگتر است .
نخستین نظریه ای که وجود دو شکلی های جنسی را توجیه میکند ، انتخاب های درون جنسی است . طوری که نبردهای نر در برابر نر برای دستیابی به جنس ماده ، کاملا بیانگر چرایی دو شکلی هاست .
عموما در گونه هایی که تک همسر بوده و رقابت برای دستیابی به ماده وجود ندارد ، چند شکلی های جنسی بسیار خفیف بوده و دو جنس نر و ماده تقریبا اندازه و صفات بدنی یکسانی دارند .
اما گونه هایی که دارای سیستم تک نره (چند زنی ، حرمسرایی) هستند ، میزان دو شکلی جنسی بسیار شدید است . علت این تفاوت نیز مسلما رقابت شدید نرها برای دستیابی به ماده ها و گاه حرمسرا است .
همچنین در گونه هایی که چند نره هستند و ماده ها با نرهای مختلفی جفتگیری میکنند نیز معمولا دو شکلی جنسی وجود دارد . چرا که اغلب در این گونه ها نیز رقابت جنسی و گاه سلسله مراتب وجود دارد که هر جنس را برای تثبیت موقعیت خود در گروه وادار به رقابت میکند .
اما علل دیگری نیز میتوان برای وجود دو شکلی های جنسی یافت .
برای مثال ، دندانهای بزرگتر و هیکل ورزیده تر جنس نر ، میتواند نوعی سازگاری نر برای دفاع در مقابل صیادان باشد .
وجود دو شکلی جنسی شدید در گونه های تک نره از این ایده حمایت میکند . چرا که در گروههای تک نره ، نرهای جوان باید از ماده های بیشتری دفاع کنند .
همچنین در گروههای چند نره در نخستی ها ، دندانها در نخستی های زمینی نسبت به نخستی های درختی بزرگترند که احتمالا بازتاب این واقعیت است که فشار صیادی برای نخستی های ساکن زمین معمولا بیشتر است .
ایده دیگری وجود دو شکلی در برخی گونه ها را چنین توضیح میدهد که در صورتی که هر دو جنس در هر گونه ای ، در مکانی واحد با منابع یکسان به سر ببرند ، ممکن است برای جلوگیری از رقابت با یکدیگر به رژیم های غذایی متفاوت با روشهای تامین مختلف رو آورده باشند .
در پرندگان تک همسر ، تنوع رژیم های غذایی برخی از تفاوتهای موجود در اندازه بدن و شکل منقار دو جنس را توضیح میدهد .
@Evolution_iran
@Evolution_irr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ پرهای پرندگان چگونه تکامل یافت ؟!
امروزه با تکیه بر شواهد و مدارک محکمی که در دست داریم ، اطمینان داریم که پرندگان ، نوادگان دایناسورهایی هستند که میلیونها سال قبل بر روی زمین زندگی میکردند .
پرواز کردن علاوه بر پر ، نیاز به تغییرات عمده دیگری در کل ساختار بدن جانور داشت . برای مثال علاوه بر پر ، وجود بازوهایی بلند نیز ضروری است . بنابراین پرهایی که امروزه پرندگان بعنوان ابزار پرواز به کار میگیرند ، در اجداد اوليه پرندگان کاربردی غیر از پرواز داشته و اساسا به شکل پرهای امروزی نیز نبوده است .
نخستین پرهایی که در اجداد ابتدایی پرندگان ظاهر شدند ، احتمالا ساختاری صاف و بدون انشعاب مانند کابل داشتند . اما به مرور و طی زمان بلند به شکل پرهای امروزی در آمدند .
احتمالا اولین و عمده ترین مزیت تکاملی پرها ، نگهداری گرما و ساختار عایق مانند آنها بوده است که جانور را در برابر تغییرات دمای محیط محافظت میکرده است .
اما علاوه بر این ، وجود پر در اجداد بدون پرواز پرندگان مزیت های دیگری نیز داشته است .
برای توضیحات بیشتر ویدیو را باز کنید .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
امروزه با تکیه بر شواهد و مدارک محکمی که در دست داریم ، اطمینان داریم که پرندگان ، نوادگان دایناسورهایی هستند که میلیونها سال قبل بر روی زمین زندگی میکردند .
پرواز کردن علاوه بر پر ، نیاز به تغییرات عمده دیگری در کل ساختار بدن جانور داشت . برای مثال علاوه بر پر ، وجود بازوهایی بلند نیز ضروری است . بنابراین پرهایی که امروزه پرندگان بعنوان ابزار پرواز به کار میگیرند ، در اجداد اوليه پرندگان کاربردی غیر از پرواز داشته و اساسا به شکل پرهای امروزی نیز نبوده است .
نخستین پرهایی که در اجداد ابتدایی پرندگان ظاهر شدند ، احتمالا ساختاری صاف و بدون انشعاب مانند کابل داشتند . اما به مرور و طی زمان بلند به شکل پرهای امروزی در آمدند .
احتمالا اولین و عمده ترین مزیت تکاملی پرها ، نگهداری گرما و ساختار عایق مانند آنها بوده است که جانور را در برابر تغییرات دمای محیط محافظت میکرده است .
اما علاوه بر این ، وجود پر در اجداد بدون پرواز پرندگان مزیت های دیگری نیز داشته است .
برای توضیحات بیشتر ویدیو را باز کنید .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ آرواره داران
مهره دارانِ دارای آرواره را که بیش از ۶۰ هزار گونه بوده و ۹۹ درصد مهره داران را در بر میگیرند ، ، آرواره داران میگویند .
باور دانشمندان بر این است که آرواره ، از تغییر شکل و تغییر کاربرد قوسهای کمکی آبشش جلویی جانوران باستانی پدید آمده است .
این قوسها تغییر شکل دادهاند تا بدینوسیله با باز و بسته کردن بهتر دهان ، آب را بهتر بر روی آبششها به جریان در آورند و این به نوبه خود باعث شد تا دهان بزرگتر و خوردن دیگر جانوران نیز از طریق آن ممکن شود .
آرواره داران نخستین بار در اواخر دوره اردویسین ، حدود ۴۵۰ میلیون سال قبل ظاهر شدند و به سرعت متنوع شده و جز جانوران موفق در بقا و گسترش بودند .
وجود آرواره یک مزیت تکاملی بزرگ بود که توانایی به چنگ آوردن شکار و قطعه قطعه کردن آن را فراهم میساخت .
@Evolution_irr
@Evolution_iran
مهره دارانِ دارای آرواره را که بیش از ۶۰ هزار گونه بوده و ۹۹ درصد مهره داران را در بر میگیرند ، ، آرواره داران میگویند .
باور دانشمندان بر این است که آرواره ، از تغییر شکل و تغییر کاربرد قوسهای کمکی آبشش جلویی جانوران باستانی پدید آمده است .
این قوسها تغییر شکل دادهاند تا بدینوسیله با باز و بسته کردن بهتر دهان ، آب را بهتر بر روی آبششها به جریان در آورند و این به نوبه خود باعث شد تا دهان بزرگتر و خوردن دیگر جانوران نیز از طریق آن ممکن شود .
آرواره داران نخستین بار در اواخر دوره اردویسین ، حدود ۴۵۰ میلیون سال قبل ظاهر شدند و به سرعت متنوع شده و جز جانوران موفق در بقا و گسترش بودند .
وجود آرواره یک مزیت تکاملی بزرگ بود که توانایی به چنگ آوردن شکار و قطعه قطعه کردن آن را فراهم میساخت .
@Evolution_irr
@Evolution_iran