Evolution
6.48K subscribers
372 photos
385 videos
4 files
634 links
@Evolution_iran

︎گروه تکامل @Evolution_irr
︎کتابخانه تکامل @Evolution_ir2
︎مستند تکامل @Evolution_ir3

[کانال مربوط به مطالب پایه‌ای تکامل برای عموم است، اخبار جدید علم تکامل ومطالب تخصصی اینجا منتشر نمیشود]
Download Telegram
◀️ قاعدگی


در تضاد آشکار با تخمک گذاریِ پنهان که اگر نگوییم کاملا ، تا حد زیادی از نرها پنهان است ، خونریزی قاعدگی قرار دارد که در انسانها بسیار شدید بوده و احتمالا پنهان کردن آن در فرهنگهای ماقبل تاریخی دشوار بوده است .
پیشنهاد شده شاید که خونریزی قاعدگی وظیفه خارج کردن پاتوژن هایی را که به همراه اسپرم نر به مجاری تولید مثلی ماده منتقل میشدند را بر عهده داشته است . اما نخستی های دیگر احتمالا همین مهم را با خونریزی نکردن و نه با جذب دوباره خون انجام میدهند .

قاعدگی میتوانسته یک پیام صادقانه به نر باشد مبنی بر اینکه ماده زایا بوده و ارزش تلاش جفتگیرانه را دارد .
اما ماده چرا باید چنین پیام آشکاری بدهد ، اگر که پیش از این تخمک گذاریش را پنهان کرده است ؟
این واقعیت که قاعدگی دقیقا همزمان با تخمک گذاری نیست ، حداقل متضمن آن است که نر باید چند صباحی را با ماده گذرانده و برای او غذا و مراقبت فراهم کند .

با اینهمه وقتی ماده حامله شد ، چه چیز نر را از اینکه به دنبال ماده های قاعده دیگر بیفتد باز میدارد ؟

ماده های آدم نمای عصر پلیوسن از قاعدگی به عنوان ابزاری برای هماهنگ کردن چرخه های تخمدانی شان با یکدیگر و با چرخه ماه سود می جستند .
پیشنهاد این است که زنان همزمان با هم در ابتدای ماه نو قاعده میشوند . این به منزله یک اعتصاب جنسی برای مردانی است که تا وقتی از شکار برگردند از سکس محروم مانده اند .
گفته شده که همزمانی قاعدگی با چرخه ماه از سوی زنان به کار گرفته شده تا نرهای تنبل ، اما متحرک را از تقلب جنسی باز دارد .
ماه به عنوان یک ساعت طبیعی خارجی برای همگون ساختن رفتار ماده در یک ناحیه وسیع عمل میکرده است . لذا نرها راهی نداشتند به جز آنکه به شکار رفته و با غذا بازگردند تا در ازای آن با همسر خود بیامیزند ‌.

پیشنهاد شده است که استفاده ناگهانی از اکسیدهای آهن (اُخرای قرمز) را در حوالی ۷۵۰۰۰ الی ۱۱۰۰۰۰ سال پیش ، میتوان ظهور نخستین لوازم آرایشی دانست که برای تقلید قاعدگی طراحی شده بودند .

اما این نظریات با تردیدهایی روبرو هستند .
یک مسئله جدی این است که آیا واقعا همزمانی قاعدگی میان زنان رخ میدهد ؟

مطالعاتی که در سالهای اخیر انجام شد نتوانست هیچ گونه همزمانی قاعدگی را در زنان قاعده نشان دهد . اما مطالعاتی که پس از آن انجام شد حاکی از آن است که زنان فرمون هایی رها میکنند که میتوانسته سبب همزمانی قاعدگی در یک گروه اجتماعی گردد .

به رغم این نظریه های مختلف ، خونریزی قاعدگی به عنوان یکی از رمز آلودترین ویژگیهای جنسی انسان باقیست ‌.

نتیجه آنکه شواهد فیزیکی درباره جفتگیری انسان و اعمال جنسی اجدادی ، در برخی موارد مثل اندازهای بیضه و دو شکلی بدن افشا کننده و توضیح دهنده و در زمینه های دیگر مثل پنهان سازی تخمک گذاری پیچیده اما ایده پرور است .


اسرار بسیاری باقی میماند ، اما شاید یک پیام از انسان شناسی فیزیکی این است که انسانها گرچه نه به تمام ، اما تا حد زیادی تک همسرند .
اگر نرها بتوانند ثروت کافی بیندوزند و زنده بمانند به چند زنی خواهند پرداخت ، چه به صورت سریالی و چه به صورت همزمان .
در ضمن ، پذیرندگی جنسی مداوم زنان پیوند مستحکمی میان او و شریکش برقرار میکند ، اما در همان حال كانونی برای چندشویی ، اگر مناسب باشد ، به وجود می آورد و این همان چیزی است که ما در واقعیت هم میبینیم .

شاهد سرمایه گذاری قابل توجه نر و ماده در یک رابطه ، در این واقعیت نهفته که هر دو جنس احساس بسیار دقیقی نسبت به جذابیت جنسی دارند .
ما به طور تصادفی جفتگیری نمیکنیم ، ما جفت هایمان را با دقت انتخاب میکنیم . علاوه بر این ، توافق قدرتمندی بر سر آن ویژگیهایی که برای نرها و ماده ها جذاب است وجود دارد .

ما همانطور که از گروههای تک نری استرالوپیتیسین ها فاصله میگیریم ، معیارهایی را هم برای زیبایی نر و ماده ابداع میکنیم .


◀️ تکامل و رفتار انسان

@Evolution_iran
◀️ تکامل گیاهان و جانوران
5⃣ قسمت پنجم

همانطور که باکتریهای آبی - سبز ، ماده ای آلوده کننده و سمی ، یعنی اکسیژن را به یکی از عناصر حیاتی برای تکامل بیشتر خود تبدیل کردند ، جانوران اولیه نیز آلوده کننده عمده دیگری ، یعنی کلسیم را به ماده اولیه سازنده ساختارهای جدیدی تبدیل کردند که امتیازات گزینشی عظیمی به آنها داد .

صدف ها و سایر بخشهای سخت ، برای پس راندن درندگان به کار می آمد ، در حالی که اسکلت ، نخستین بار در ماهیها شکل گرفت و در پی آن به صورت ساختارهای حمایتی اصلی برای تمامی جانوران بزرگ در آمد .

حدود ۵۸۰ میلیون سال پیش ، در آغاز دوره کامبرین ، چنان کثرتی از سنگواره ها با آثاری روشن از صدف ها و پوشش های سخت و اسکلت ها به وجود آمد که دیرین شناسان تا مدتها تصور میکردند سنگواره های دوره کانبرین بیانگر زمان آغاز حیات است .
یعنی حتی آنها را به مثابه آثاری از نخستین دور
خلقت خداوندی می انگاشتند .
تنها همین سه دهه قبل بود که ردهایی از دنیای خرد در قالب سنگواره های شیمیایی خودنمایی کردند .
این سنگواره ها به شکلی قاطع نشان دادند سرمنشأ حیات ، تقریبا به سه میلیارد سال پیش از کامبرین باز میگردد .

تجربیات و آزمایشهای تکاملی به نهشت های کلسیم ، منجر به گونه هایی شد که از
نظر شکل و هیئت فوق العاده متفاوت بودند .
آبدزدک های دریایی ، دارای ستون مهره ولی فاقد استخوان و یا مخلوقاتی مانند ماهی با زره بیرونی ، اما بدون آرواره ، ماهیهای شش دار که هم آب و هم هوا را تنفس میکردند و بسیاری دیگر از این موارد .

نخستین مهره داران با ستون فقرات و محفظه مغزی که دستگاه عصبی را محفوظ میداشت ، احتمالا ۵۰۰ میلیون سال قبل تکامل یافتند .
در میان آنها ، تباری از ماهیهای شش دار با باله های کوتاه و پهن ، آرواره و سری قورباغه وار وجود داشت که در کرانه ها میخزید و سرانجام به عنوان نخستین دوزیستان تکامل یافت .

دوزیستان (قورباغه ها ، وزغها ، سمندرها و سمندرهای آبی) پیوند تکاملی میان جانوران آبزی و خشکی هستند .
آنها نخستین مهره داران خاکی بودند ، ولی هنوز هم چرخه حیاتشان را به شکل نوزادانی آغاز میکنند که در آب تنفسی میکنند .

نخستین حشرات نیز تقریبا همزمان با دوزیستان به خشکی آمدند و شاید بعضی ماهیها را نیز به انگیزه شکار کردن خودشان از آب به خشکی کشانده باشند .
در خشکی ، انواع گونه های حشرات به شکلی انفجار آمیز فزونی یافتند .
اندازه کوچک و سرعت زاد و ولد زیادشان ، امکان
سازگاری آنها را تقریبا با هر محیط زیستی فراهم ساخت و این کار ، از طریق ایجاد تنوعی مثال زدنی در ساختارهای بدنی و روشهای زندگی میسر
شد . امروزه حدود ۷۵۰۰۰۰ گونه حشره شناخته شده وجود دارد ، یعنی حدود سه برابر کل دیگر گونه های جانوری .


⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر

@Evolution_iran
◀️ فتوشاپ مغز


چشم انسان ، بهتر از آنچه که هست به نظر میرسد ! و در واقع دلیل اینکه چشمهای ما اینقدر خوب به نظر میرسند آن است که مغز ، کار شگفت انگیزِ تمیز کردن تصاویر را پس از دریافت آن توسط چشم انجام میدهد ، مانند یک فتوشاپ قوی !

تا آنجا که به بینایی مربوط میشود ، چشم انسان کیفیت بسیار بالای خود را فقط در گودی مرکزی خود که بیشترین تراکم یاخته های مخروطی را دارا بوده و بخش مرکزی شبکیه است دارد .
هنگامی که یک منظره را می بینیم ، گودی مرکزی را در قسمتهای مختلف حرکت میدهیم و هر قسمت را با بیشترین دقت و وضوح میبینیم و فتوشاپ مغز ما را اینطور فریب میدهد که داریم تمام صحنه را با همان وضوح و دقت بسیار بالا می نگریم .
یک دوربین با کیفیت بالا ، واقعا تمام صحنه را با همان وضوح بالا نمایش میدهد ، اما چشم ما اینطور عمل نمیکند و برای تصاویر با وضوح بالا متکی به عملکرد مغز است .


@Evolution_iran
◀️ نسبت مغز به بدن
◀️ انسفالیزاسیون چیست ؟

تلاشهای بسیاری صورت گرفته تا معلوم شود که کدام ویژگیها از مغز انسان ، اگر چنین ویژگیهایی واقعا وجود داشته باشد ، استعدادهای بی نظیر انسان را به او بخشیده اند .
شاید تصور شود که این استعدادها بخاطر بزرگتر بودن مغز ما نسبت به دیگر پستانداران است .
اما ارزیابی شواهد این قضیه را نقض میکند .
مغز فیلها چهار برابر مغز ماست و در بعضی از والها پنج برابر بزرگتر از اندازه متوسط مغز انسان است .

البته ما باید در نظر بگیریم که بدنهای بزرگتر برای درست کار کردن به مغزهایی بزرگتر هم نیاز دارند .

بنابراین گام بعدی مقایسه اندازه نسبی مغز ، یعنی نسبت جرم مغز به جرم بدن در پستانداران است .
نتایج باز هم ناامید کننده اند !
این بار نخستیهایی چون موش-لمور از ما پیشی میگیرند . اندازه نسبی مغز آنها ۳ درصد و اندازه نسبی مغز انسانها ۲ درصد است .
با اینحال وقتی اندازه یک جاندار افزایش می یابد ، دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم ابعاد قسمتهای مختلف بدن او نیز ، چون دست و پا و یا اندام داخلی ، به نسبت در جرم و حجم افزایش یابند .

در واقع یک رابطه کاملا قابل پیش بینی میان اندازه بدن و اندازه مغز در پستانداران وجود دارد . اگر مقدار ۶۰ کیلوگرم را به عنوان جرم متوسط انسانها در معادلات مربوط به نسبت جرم بدن به مغز قرار دهیم ، وزن مغز انسان باید در حدود ۱۹۱ گرم باشد .
اگر این معادلات را برای نخستیها استفاده کنیم ، این مقدار ۴۶۰ گرم پیش بینی میشود .
اما مقدار واقعی در انسانها ، در حقیقت حدود ۱۳۰۰ گرم است . مغز ما حداقل هفت برابر مقدار قابل انتظار برای یک پستاندار هم اندازه ما و در حدود سه برابر مقدار قابل انتظار برای یک نخستی هم اندازه ماست .

حدود دو میلیون سال پیش مغز آدم نماها افزایشی سریع را پشت سر گذاشت . مغز آنها به اندازه ای بود که از نخستیهای معمولی نسبت به قد و قامت آنها انتظار میرفت ، اما امروزه هوموساپینس مغزی سه برابر بزرگتر از مغز یک نخستی با ساختار بدنی برابر دارد .

میزان انحراف اندازه مغز از خط آلومتری را ضریب انسفالیزاسیون (EQ) مینامند .
(آلومتری ، روابط بين سرعت رشد اجزاء منفرد يک عضو يا يک موجود است)

تفسير انسفاليزاسيون كماكان جنجال برانگیز است .

سگهای کوچکی مانند چیهواهوا مغزهایی دارند که به میزان زیادی رشد کرده اند . علت این امر آن است که آنها را عمدا به منظور تولید جثه کوچک پرورش داده اند ، اما از آنجا که اندازه مغز تغییر پذیری کمتری دارد ، لذا این برنامه تولید نژاد منجر به ایجاد سگهایی کوچک با مغزهایی تقریبا بزرگ گردیده است . در انسان نیز ، کوتولگی EQ بالایی به بار می آورد . اما نکته مهمی که وجود دارد این است که انسانهای کوتوله یا چیهواهواهای کوتوله ، از همتایان خود با اندازهای طبیعی باهوشتر نیستند .


ما به عنوان انسانهایی هوشمند مایلیم ارزشمند بودن هوش بالا و مغزهای بزرگ را بدیهی بدانیم و برایمان ارزش بقایی آن آشکار و مبرهن است .
شاید بدیهی به نظر رسد که انتخاب طبیعی نهایتا
موجوداتی هوشمند می آفریند که قادرند پیرامون خاستگاههای خود بیندیشند .
اگر ما این موضوع را اجتناب ناپذیر بدانیم ، احتمالا و آنطور که بسیار اتفاق می افتد ، ناخودآگاه به دیدگاهی آلوده میشویم که تکامل را امری هدفمند و پیشرو میداند .
حتی داروین هم از این وسوسه فکری مصون نماند . او در انتهای کتاب منشا انواع ، پس از آنکه غایت گرایی را در هم کوبیده و توضیحی طبیعت گرایانه برای منشأ گونه ها مطرح میکند ، چنین میگوید :
و از آنجا که انتخاب طبیعی تنها به صلاح هر موجود و توسط او عمل میکند ، همه استعدادهای
جسمی و ذهنی به پیشرفت به سوی کمال گرایش دارند .

اما پیشرفت به سوی مغزهای بزرگ هرگز اجتناب ناپذیر نبوده است . انتخاب طبیعی به نیروی خِرَد هر فرد علاقمند نیست . اگر مغزهای کوچک برای هدف همانندسازی ژنتیکی کافی باشند ، چه بهتر .
یک گونه کشتی چسب ، از مغز برای یافتن صخره ای مناسبِ چسبیدن استفاده میکند و زمانی که
چنین صخره ای پیدا شد ، دیگر نیازی به مغز نیست و مغز جذب بدن میشود .
دایناسورها در حدود ۲۰۰ میلیون سال با مغزهایی تقریبا کوچک زندگی کردند و معلوم نیست که آیا وقتی آن شهاب سنگ كذایی ، ۶۵ میلیون سال پیش به زمین برخورد و موجب انقراض آنها شد ، یک مغز بزرگ میتوانست هیچ کمکی به آنها بکند یا نه .

هزینه تولید و راه اندازی مغزها زیاد است .
مغز در یک فرد بالغ تنها ۳ درصد از جرم بدن را تشکیل میدهد ، اما در حدود ۲۰ درصد از تمام انرژی را که به شکل غذا جذب میشود مصرف میکند و متأسفانه برای متفکرانی که میخواهند وزن کم کنند ، این درصد خواه ما زیاد فکر کنیم خواه کم تغییری نمیکند !


@Evolution_iran
@Evolution_irr
◀️ جنسیت در خزندگان


جنسیت در جنین انسان به واسطه وجود کروموزمهای جنسی تعیین میشود.
هر شخص دارای ۲۳ جفت کروموزم است که یک جفت از آنها به نامهای x و y ، کروموزمهای جنسی بوده و تعیین کننده جنسیت هستند .
تخمک مادر در همه حال دارای کرموزوم x است ، اما سلولهای پدری ، علاوه بر آن دارای کروموزم y نیز هستند و آنچه جنسیت را تعیین میکند این است که سلول پدری که وارد تخمک میشود دارای کدام کروموزم باشد ، x یا y
در بسیاری گونه های دیگر نیز تعیین جنسیت جنین با همین سازوکار تعیین میشود


اما در میان خزندگانی مانند تمساح و لاکپشت و برخی از ماهیها ، جنسیت به گونه دیگری تعیین میشود

در این گونه ها جنسیت به واسطه درجه حرارت محیط تعیین میشود.
این جانوران عمدتا تخم گذار هستند و جنسیت وابسته به دمای محیطی است که تخمها در آنجا گذاشته شده اند.
برخی از آنها این الگوی پیروی میکنند که تخمها در دمای بسیار بالا یا پایین نر میشوند و در دماهای متوسط ماده میشوند و برخی دیگر از الگوهای دمایی دیگر در درجه حرارت معین.
معمولا تخمها وقتی که در طی یک سوم میانی رشد جنینی خود هستند بسیار تحت تأثیر دما خواهند بود


🔁 بیشتر بدانید

🔗@Evolution_iran
◀️ تکامل گیاهان و جانوران
6⃣ قسمت ششم

۱۵۰ میلیون سال پس از آنکه دوزیستان دریاها را ترک گفتند تکامل یافتند و خزندگان را پدید آوردند ، موجوداتی دارای امتیازات انتخابی فراوان و قدرتمند .
آرواره هایی پرتوان ، پوستی مقاوم در برابر بی آبی و از همه مهمتر ، نوع جدیدی از تخم .

خزندگان نیز مانند آنچه پستانداران بعدها در رحم خود انجام دادند ، محیط زیست آبی پیشین خود را در قالب تخمهایی بزرگ محفوظ داشتند . در این تخمها ، فرزندانشان میتوانستند به طور کامل خود را برای طی دوره زندگی در خشکی آماده سازند .
خزندگان با اتکا به چنین نوآوری هایی ، به سرعت خشکیها را به تصرف در آوردند و به گونه هایی فراوان و مختلف تکامل یافتند .
انواع گوناگون سوسمارهای امروزی ، از جمله مارهای بی دست و پا از بازماندگان همان خزندگان کهن هستند .

در همان هنگام که نخستین نیای ماهیان از آب بیرون خزید و تبدیل به دوزیست شد ، بوته ها و درختان از مدتها پیش زندگی در خشکی را آغاز کرده بودند و هنگامی که دوزیستان به خزندگان تبدیل شدند ، آنها در دل جنگلهای انبوه گرمسیری میزیستند .

همزمان ، نوع سومی از سازواره های پرسلولی ، یعنی قارچها به ساحل آمدند .
قارچها به گیاهان میمانند ، اما در عین حال چنان با آنها متفاوتند که به عنوان قلمروی مستقل و دارای گوناگونی چشم گیر ، براساس خصائص خود رده بندی شده اند .

قارچ ها فاقد سبزینه لازم برای فوتوسنتز هستند و چیزی را نخورده و گوارش نمیکنند ، بلکه مواد
غذایی شان را به صورت مواد شیمیایی ، مستقیما جذب میکنند .
قارچها برخلاف گیاهان ، دارای دستگاه آوندی برای تشکیل ریشه ، ساقه و برگ نیستند .
قارچها سلولهایی کاملا مجزا دارند که ممکن است دارای چندین هسته باشد و با دیوارهایی نازک که مایع سلولی به آسانی از خلال آنها میگذرد ، از هم جدا میشوند .
قارچها ۳۰۰ میلیون سال پیش ظاهر شدند و با تکاملی بسیار همگام و نزدیک با گیاهان گسترش یافتند .
در عمل ، کلیه گیاهانی که در خاک رشد میکنند ، برای جذب نیتروژن متکی به نوعی قارچ ریز در ريشه ها هستند .
در جنگل ، ریشه های تمامی درختان توسط شبکه قارچی گسترده ای به هم پیوسته شده اند که گاهی به صورت قارچهای چتردار از خاک بیرون می زنند .
جنگلهای گرمسیری اولیه ، هرگز بدون قارچها به وجود نمی آمدند .
سی میلیون سال پس از پیدایش نخستین خزندگان ، یکی از شاخه های آنها به صورت دایناسورها درآمدند .
دایناسورها از نظر اندازه و شكل تنوع فراوانی داشتند . بعضی از آنها دارای زره و منقار شاخی بوده اند ، مانند لاک پشت های امروزی ، یا شاخ داشته اند .
بعضی گیاه خوار و برخی دیگر گوشتخوار بوده اند .
دایناسورها هم مانند دیگر خزندگان ، جانورانی تخم گذار بودند .
بسیاری از آنها لانه میساختند و برخی حتی بال در آورده و سرانجام در حدود ۱۵۰ میلیون سال قبل تکامل یافته و به شکل پرندگان در آمدند .

در دوره دایناسورها ، گسترش خزندگان به اوج رسید .
خشکی و دریا سرشار از انواع مار و سوسمار و لاک پشت دریایی و افعی آبی و چندین گونه مختلف دایناسور بود .
در حدود ۷۰ میلیون سال قبل ، دایناسورها و بسیاری دیگر از گونه ها ناگهان ناپدید شدند که به
احتمال زیاد ، اصابت شهاب سنگی کوه پیکر به قطر حدود یازده کیلومتر به کره زمین ، عامل
این مسئله بوده است .
انفجار فاجعه آمیز این شهاب سنگ ، ابری عظیم از گرد و غبار بر می انگیزد که تا دیر زمانی راه رسیدن نور خورشید را سد میکند و به گونه ای حاد ، الگوهای آب و هوایی جهان را به ترتیبی تغییر میدهد که دایناسورها دیگر قادر به ادامه بقا نبوده اند .


⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر

@Evolution_iran
◀️ چرا گروههای خونی مختلف داریم ؟


گروه های خونی مختلف در انسان ، احتمالا برای مقابله با بیماریهای عفونی بوجود آمده است .

به عنوان مثال ، به نظر میرسد مالاریا نیروی اصلی انتخاب در پشت گروه خونی O است .
نوع O در آفریقا و سایر مناطق جهان که دارای مالاریا هستند ، شیوع بیشتری دارد که نشان میدهد گروه خونی نوعی مزیت تکاملی را به همراه دارد و تحقیقاتی که اخیرا صورت گرفته نشان میدهد افرادی که دارای این گروه خونی هستند کمتر در معرض خطر مرگ بر اثر ابتلا به مالاریا هستند .

به نظر میرسد گروه خونی A ، قدیمیترین نوع است و این گروه خونی قبل از تکامل گونه انسانی در اجداد او وجود داشته است .

تصور میشود که نوع B حدود ۳/۵ میلیون سال پیش بر اثر جهش ژنتیکی ایجاد شده و نوع O نیز حدود ۲/۵ میلیون سال قبل بوجود آمده است ، گروه خونی AB نیز جدیدترین گروهی است که بر اثر جهش های ژنتیکی ایجاد شده است .


◀️ بیشتر بخوانید


@Evolution_iran
◀️ تکامل گیاهان و جانوران
7⃣ قسمت هفتم


حدود ۲۰۰ میلیون سال قبل ، مهره دارانِ خونگرم از میان خزندگان تکامل یافتند و به صورت رده تازه ای از جانوران انشعاب پیدا کردند که سرانجام نیاکان ما ، یعنی نخستیها را پدید آوردند .

جنس ماده این جانوران خون گرم ، رویان خود را در تخم محافظت نمیکرد ، بلکه آن را در درون بدن خود پرورش میداد .
پس از تولد ، نوزادان به نسبت درمانده بودند و مادرشان آنها را تیمار میکرد . به سبب همین رفتار متفاوت که شامل تغذيه طفل با شیر ترشح شده از غدد پستانی نیز میشد ، این رده از جانوران را با عنوان پستانداران میشناسیم .

در حدود ۵۰ میلیون سال قبل ، تبار دیگری از
مهره داران خونگرم یا همان پرندگان تازه تکامل یافته ، شروع به تغذیه و تعلیم جوجه های آسیب پذیر خود کردند .

نخستین پستانداران ، موجوداتی کوچک و شب رو بودند . در حالی که خزندگان قادر نبودند دمای بدن خود را تنظیم کنند و در شبهای سرد ، کند و کم تحرک میشدند .
پستانداران قابلیت حفظ گرمای بدن را تقریبا در سطحی مستقل از دمای محیط پیرامون به دست آوردند و در نتیجه ، در طول شبها نیز گوش به زنگ و فعال ماندند .
همچنین ، بخشی از سلولهای پوستشان به شکل مو تغییر شکل یافت و همین موها ، آنها را بهتر عایق بندی کرده و امکان مهاجرت از مناطق گرمسیری به مناطق سردتر را برایشان میسر میساخت .

نخستیها یا پریماتهای اولیه که با نام پیش میمونها شناخته میشوند ، در مناطق گرمسیریِ
۶۵ میلیون سال قبل ، نوع تکامل یافته پستانداران شب رو و حشره خوار هستند که در میان درختان زندگی میکردند و کمی به سنجاب ها شباهت داشتند .

امروزه پیش میمونها جانوران جنگلی کوچکی هستند که اغلب شب رو بوده و هنوز هم
روی درختان زندگی میکنند . این موجودات حشره خوار درخت زی ، برای پریدن از درختی به درخت دیگر در شب ، دارای دیدی پرقدرت شدند و در برخی گونه ها ، محل استقرار چشم ها اندک اندک به جلو صورت تغییر یافت که برای داشتن دید سه بعدی جنبه ای الزامی داشت .
دید سه بعدی برای تخمین فاصله میان درختان امتیازی تعیین کننده بود .
سایر ویژگیهای برجسته نخستیها که بر اثر وجود مهارت در بالا رفتن از درختان تکامل یافت ، دستها و پاهای گیرنده ، ناخنهای پهن ، شستهای رو به روی سایر انگشتان و انگشتهای بزرگ پا بود .

پیش میمون ها برخلاف سایر جانوران از جنبه کالبدشناختی تخصص یافته نبودند و در نتیجه ، همواره در معرض تهدید دشمنان قرار داشتند .
اما همین کمبود تخصص را با افزایش چابکی اندامها و هوش جبران کردند .
ترس از دشمنان ، گریز و اختفای همیشگی و زندگی شبانه فعال ، موجب تشویق همکاری و بروز رفتارهای اجتماعی شد که از جمله
خصائص تمامی نخستیهای عالی است .
افزون بر آن ، عادت به حمایت از یکدیگر با
تولید صداهای مداوم و بلند ، به تدریج مبدل به ایجاد ارتباط صوتی شد .

اغلب نخستیها حشره خوار یا گیاه خوار هستند و از دانه ها ، میوه ها و علفها تغذیه میکنند .
در مواقعی که میوه یا دانه کافی برای خوردن در میان درختها وجود نداشت ، نخستیهای اولیه از آغوش حمایتگر شاخه ها بیرون آمده و پا به زمین میگذاشتند .
در این مواقع ، برای دیدن آن سوی علفهای بلند و حذر از دشمنان ، مدت کوتاهی به حالت ایستاده در می آمدند و دوباره به همان حالت چهار دست و پا باز می گشتند ، درست همانطور که بابونهای امروز این کار را میکنند .
همین توانایی سرپا ایستادن ، حتی برای چند لحظه گذرا ، امتیاز گزینشي پرقدرتی بود ، چرا که استفاده از دستها را برای گردآوری غذا ، گرفتن چوب یا پرتاب سنگ برای دفاع از خود را امکان پذیر میساخت .
به تدریج پای نخستیها تخت تر شد ، چیره دستی شان افزایش یافت ، به کارگیری ابزارها و سلاحهای اولیه رشد مغزی شان را تحریک کرد و سرانجام ، برخی از پیش میمونها تکامل پیدا کردند و به میمونها و انسان نماها تبدیل شدند .

⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر

@Evolution_iran
◀️ تغییرات تکاملی سریع و کند


در بررسی و تحلیل ذخایر فسیلی در اغلب موارد نمونه های میانی و گذرای زیادی یافت نمیشوند .
یعنی با آنکه گونه اجدادی و گونه جدید در دسترس هستند ، اما نمونه های حد واسط که باید نشانگر تکامل گونه ای به گونه دیگر باشند غالبا یافت نمیشوند .
بروز چنین نارسایی هایی ، رسما به عنوان نارسایی هایی ذخایر فسیلی مطرح شده اند .

اما زیست شناسان سعی بر کامل کردن قطعات گمشده دارند و بر همین اساس ، دو مدل تکاملی برای آنچه در ذخایر فسیلی مشاهده میشود مطرح شده است .

مدل تعادل گسسته :
مدل تعادل گسسته ، کامل نبودن ذخایر فسیلی را اینگونه توضیح میدهد که منابع فسیلی بازتاب دقیقی از تاریخ تکاملی گونه ها هستند که با دوره های طولانی از ثبات ، یعنی بدون تغییرات تکاملی ، همراه هستند که این دوره های طولانی ، از طریق دوره های کوتاه گونه زایی قطع میشوند .
پس از دوره های نسبتا کوتاهی از تکامل فعال و گونه زایی (برای مثال صد هزار سال) ، دوره های طولانی از ثبات (برای مثال دو میلیون سال) رخ میدهند .
بنابراین طبق مدل تعادل گسسته ، گونه زایی میتواند در یک دوره زمانی کوتاه اتفاق بیفتد و بر ظهور ناگهانی و سریع یک گونه جدید در ذخایر فسیلی تاکید میورزد ، بدون آنکه مدرکی از گونه های حد واسط در اختیار باشند .

مدل تدریج گرایی :
برخلاف مدل تعادل گسسته ، مدل تدریج گرایی از نظریه تکاملی سنتی پشتیبانی میکند که در آن تکامل موجودات حاصل گذر از دوره های طولانی و پیوسته است .
مدل تدریج گرایی بیانگر آن است که جمعیت ها از درون جمعیت های دیگر به وسیله گردآوری تدریجی ویژگیهای سازشی ، به آهستگی واگرایی حاصل کرده اند .
اما تدریج گرایی را بسیار به ندرت میتوان در ذخایر فسیلی مشاهده کرد .
مدارک فسیلی که متعدد مربوط به دوره های طولانی مدت که بیانگر هیچ گونه تغییری در گونه ها نیستند بر علیه مدل تدریج گرایی استفاده میشوند . اما تدریج گرایان چنین ثبات هایی را ناشی از انتخاب طبیعی پایدار کننده میدانند و تاکید میکنند که ذخایر فسیلی منعکس کننده تمام ابعاد تکاملی نیستند و برای مثال نمیتوانند تغییرات ژنتیکی را نشان دهند .
تدریج گرایان تکامل سریع گونه ها را فقط در ارتباط با وقوع انتخاب طبیعی جهت دار میپذیرند .


اما در این بین ، بسیاری از زیست شناسان هر دو مدل تکاملی را میپذیرند و بر این باورند که آهنگ تکامل در موارد ویژه ای تند و در موارد دیگر آهسته و تدریجی است و هیچ یک از مدلهای تعادل گسسته و تدریج گرایی را ، به تنهایی برای توضیح فرآیندهای تکاملی گونه ها کافی نمیدانند .


@Evolution_iran
@Evolution_irr
◀️ انقراض

انقراض یا نقطه پایان یک دودمان ، هنگامی رخ میدهد که آخرین فرد از یک گونه بمیرد !
این فقدان همیشگی است و هنگامی که یک گونه منقرض میشود ، هرگز نمیتواند دوباره ظاهر شود .

انقراضها از زمان ظهور حیات رخدادی دائمی بوده اند و با یک برآورد میتوان گفت که امروزه از هر ۲۰۰۰ گونه ای که در کل تاریخ حیات ظاهر شده اند ، فقط افراد یک گونه زنده هستند و بقیه منقرض شده اند .

انقراض تاثیر منفی کوتاه مدتی بر گوناگونی حیات دارد ، ولی میتواند راهگشای مسیر تکامل در طول هزاران تا میلیونها سال باشد .
هنگامی که یک گونه منقرض میشود ، مناطقی و منابعی که تا پیش از آن در اختیارش بوده خالی میشوند . سپس ارگانیسم هایی که همچنان زنده اند با فرصتهای جدیدی برای گونه زایی روبرو میشوند و میتوانند برای پر کردن کنام های خالی منشعب شده و گونه های جدیدی را بوجود آورند .

در طول تاریخ حیات ، انقراض به دو نسبت متفاوت رخ داده است .
انقراض گونه ها به میزان کم که انقراض حاشیه ای یا پس زمینه ای نامیده میشود .
انقراض گروهی یا جمعی که گونه های زیادی در یک زمان از بین میروند .

@Evolution_iran
◀️ تکامل گیاهان و جانوران
8⃣ قسمت هشتم

خط تکاملی میمونها در حدود ۳۵ میلیون سال پیش از خط پیش میمونها جدا شد .
میمونها جانورانی روز رو هستند . صورتی پهن تر دارند و قدرت بیان چهره ای آنها بیشتر از میمونهایی است که معمولا روی چهار دست و پا راه رفته و میدوند .
در حدود ۲۰ میلیون سال پیش ، خط انسان نماها از میمونها جدا شد و پس از ۱۰ میلیون سال دیگر ، نیاکان مستقیم ما ، انسان نماهای بزرگ ، اورانگوتان ها ، گوریل ها و شامپانزه ها راه خود را جدا کردند .تمامی انسان نماها جنگل نشین هستند و اغلبشان دست کم بخشی از وقت خود را روی درختان میگذرانند . گوریلها و شامپانزه ها ، خاکی ترین انسان نماها هستند و روی چهار دست و پا و بند انگشتان دستها راه میروند . اغلب انسان نماها قادرند چند گامی را روی پاهایشان بایستند و راه بروند .انسان نماها نیز مانند انسانها ، سینه ای فراخ و پهن داشته و بازوهایشان از مفصل شانه به بالا و پشت قابل اتساع است . همین ویژگی آنها را
قادر میسازد که با تاب خوردن در میان درختان و پریدن از شاخه ای به شاخه دیگر حرکت کنند . مغز انسان نماهای بزرگ بسیار پیچیده تر از مغز میمونهاست و در نتیجه هوش آنها بسیار برتر است .قابلیت به کارگیری ابزارها و حتی تا حدی ساخت آنها ، یکی از ویژگیهای مهم انسان نماهای بزرگ است.
در حدود چهار میلیون سال پیش نیز ، نژادی از شمپانزه های مناطق گرمسیر آفريقا تکامل یافت و مبدل به انسان نمایی راست قامت شد . این گونه از نخستیها که یک میلیون سال بعد منقرض شد ، بسیار شبیه به سایر انسان نماهای بزرگ بود ، اما به سبب ایستاده راه رفتن ، آن را در رده آدم گونه ها طبقه بندی کردند که به عقیده برخی دانشمندان امری ناموجه و تنها براساس دلایل صرفا زیست شناختی است .

انسان نماهای راست قامت که در حدود ۱/۴ میلیون سال پیش منقرض شدند ، متعلق به جنس استرالوپیتکوس هستند .
قدیمیترین گونه از این انسان نماهای جنوبی به نام استرالوپیتکوس آفارنسیس شناخته میشود که چون سنگوارهای آن در منطقه آفار اتیوپی یافت شد که اسکلت معروف لوسی را نیز شامل میشود اینطور نام گذاری شد .
این گونه از نخستیهای ظریف استخوان ، شاید
۱/۵ متر بلندی قامت داشته اند و احتمالا به اندازه شامپانزه های امروزی باهوش بوده اند .

پس از قریب به یک میلیون سال پایداری ژنتیکی ، از حدود سه تا چهار میلیون سال
قبل ، نخستین گونه از انسان نماهای جنوبی به چندین گونه درشت استخوانتر تکامل
یافت .
از این میان ، دو گونه انسان نخستین در حدود چند صد هزار سال در آفریقا با انسان نماهای جنوبی همزیستی داشتند تا بالاخره انسان نماهای جنوبی منقرض شدند .

تفاوت مهمی که میان انسان و سایر نخستیها وجود دارد این است که نوزاد انسان نسبت به نوزاد انسان نماها برای رسیدن به مرحله کودکی نیاز به مدت زمان بسیار طولانی تری دارد و کودک انسان نسبت به کودک انسان نماها طی زمان طولانی تری به سن بلوغ و بزرگ سالی میرسد .
در حالی که رویان سایر جانوران به طور کامل در رحم مادر رشد میکند و آماده برای مقابله با دنیای خارج متولد میشود ، نوزاد ما انسانها هنگام تولد هنوز کامل نشده و کاملا درمانده و بی دفاع است . نوزاد انسانها در مقایسه با سایر جانوران به ظاهر نارس متولد میشود . همین مسئله ، شالوده فرضیه ای پرطرفدار است .
فرضیهای مبتنی بر این باور که نارس بودن نوزاد بعضی انسان نماها ، آغاز تکامل انسان بوده است . تحولات ژنتیکی در زمان بندی رشد باعث شده که نوزادان نارس انسان نماها ، احتمالا دیرتر از دیگران صفات کودکی خود را از دست بدهند .
جفتهای انسان نماهایی با این ویژگیها ، با نام نوماندگی ، فرزندان نارس تری به دنیا می آورند که صفات نوزادی بیشتری را حفظ میکردند .
بدین سان ، شاید روندی تکاملی آغاز شده باشد که سرانجام به پیدایش گونه ای به نسبت کم مو منجر شده است ، گونه ای که موجودات بالغ آن از بسیاری جهات به رویان انسان نماها شبیه بودند .
براساس این فرضیه درماندگی و بی دفاع بودن نوزادان نارس نقش حیاتی در گذار از انسان نماها به انسانها بازی کرده است . این نوزادان نیازمند حمایت خانواده بودند و شاید همین خانواده ها شکل دهنده اجتماعات ، قبائل بدوی و دهکده هایی بوده اند که بنیان تمدن بشری را پی ریخته اند .
ماده ها ، نرهایی را بر میگزیدند که وقتی در حال
تیمارداری و مراقبت از نوزادانشان هستند از آنها مراقبت کنند و سرانجام ماده ها دیگر تنها در وقت معینی از سال وارد دوره جفت خواهی نمی شدند و از آنجا که می توانستند در هر زمان دلخواه از لحاظ جنسی فعال باشند ، ممکن است مراقبت نرها از ماده ها ، عادات جنسی آنها را نیز تغییر داده باشد و بی بندوباری جنسی آنها را به نفع مناسبات اجتماعی کم کرده باشد.
⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر
@Evolution_iran
◀️ حشرات زمستان کجا میروند؟!

حشرات موجوداتی خونسرد هستند و از هوای سرد زمستان خوششان نمی آید!
اما آنها برای بقا در فصل سرما تدابیر خاصی دارند.

برخی از انواع سوسکها میتوانند ماده ای مانند ضدیخ تولید کنند که باعث میشود در برابر سرما مقاومت بالایی بدست بیاورند .
برخی حشرات دیگر در طول فصل سرما غیرفعال میشوند و به نوعی خواب زمستانی فرو میروند تا زمان آغاز گرما.
برخی دیگر به زیر زمین پناه میبرند.
بعضی گونه ها نیز تنها ماده ها زنده مانده و زمستان را با ترفندهای خاص خود سپری میکنند.
برخی دیگر در پایان فصل گرما تخم ریزی میکنند، تخمها در طول زمستان باقی مانده و با آغاز فصل گرما نسل جدید را به بوجود می آورند.
و برخی ترفندهای دیگر در گونه های دیگر .

پشه ها ،بسته به گونه ای که به آن تعلق دارند معمولا با تخم ریزی قبل از فرا رسیدن فصل سرما به استقبال زمستان میروند و یا جنس ماده آنها زمستان را سپری کرده و در آغاز فصل گرما شروع به تخم ریزی میکند .

حشرات بیش از ۳۵۰‌ میلیون سال است که سابقه حیات دارند و در این مدت طولانی توانسته اند متنوع ترین رده های جانوری را تشکیل دهند .


@Evolution_iran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ از سخنرانیهای قدیمی ریچارد داوکینز

به مناسبت
۲۶ مارس ، سالروز تولد ریچارد داوکینز ، زیست شناس تکاملی و از بزرگترین مروجان علم برای عموم 🎂❤️


@Evolution_iran
◀️ تکامل در زمان کوتاه

سال ۱۹۷۱ پژوهشگران ۵ جفت مارمولک podarcis sicula را که بیشتر از حشرات تعذیه میکردند از جزیزه پادکاپیست در کرواسی به جزیره دیگری در همان حوالی با نام پادمرکارو که هیچ مارمولکی در آن وجود نداشت برده و رها کردند.
سال ۲۰۰۸ ، یعنی ۳۷ سال بعد گروه دیگری از محققان از این جزایر دیدار کردند تا ببیند چه رخ داده است.

آنها در جزیره پادمرکارو جمعیت در حال رشدی از مارمولکها مشاهده کردند که آزمايش dna نشان داد از نوع podarcis sicula بوده و از نوادگان پنج جفت اولیه بودند که به این جزیره منتقل شدند.

اما تفاوتهای مشخصی میان آنها و مارمولکهای جزیره اصلی نیاکانی وجود داشت.

جمعیت پادمرکادو سرهای بسیار بزرگتری نسبت به جمعیت پادکاپیست داشتند ،سرهایی درازتر ،پهن تر و بلندتر.
این باعث افرایش قدرت جویدن میشود و چنین تغییراتی معمولا به رژیم غذایی گیاهخواری می انجامد و مارمولکهای پادمرکارو بسیار بیشتر از انواع نیاکانی گیاه میخوردند.
همچنین آنها به وضوح به سمت تکامل روده کور که مختص گیاهخواران است پیش میرفتند.
تغییرات در رفتار این مارمولکها نیز شایان توجه بود.


🔗بیشتر بدانید
و
🔗اینجا



@Evolution_iran
◀️ اطلاعات ژنتیکی

هر یک از سلولهای انسان حاوی تقریبا سه میلیارد جفت باز هستند که تمامی اطلاعات ژنتیکی برای تکوین و فعالیتهای حیاتی بدن را در خود حمل میکنند .

مولکول dna مولکول نسبتا درازی است (حدود ۲ متر) که درون هسته به صورت فشرده قرار دارد و تنها از چهار حرف برای ذخیره اطلاعات استفاده میکند .


اگر توالی حروف موجود در یک سلول را بر روی صفحاتی نمایش دهیم ، یک ژن در حدود ۳ صفحه ، یک کروموزم متوسط در حدود ۵۰ کتاب پانصد صفحه ای و تمام ژنوم بیش از ۱۰۰۰ کتاب را اشغال خواهند کرد .


@Evolution_iran
@Evolution_irr
▶️ تکامل گیاهان و جانوران
9⃣ قسمت نهم


آزاد شدن دست برای ساختن ابزار ، گرفتن جنگ افزار و پرتاب سنگ ، رشد پیوسته مغز را که از مختصات تکامل انسانی بود تحریک کرد و حتی ممکن است در پیدایش و تکامل زبان نیز نقشی ایفا کرده باشد .
انسانهای نخستین با پرتاب سنگ و فلج کردن یا کشتن طعمه های کوچک ، به مرحله تکاملی تازه ای پریدند . مهارتهای لازم برای پیش بینی مسیر پرتابه ها و کشتن از فاصله دور ، در گرو افزایش اندازه نیمکره چپ مغز بود .
شاید قابلیت های زبانی نیز که آن را به نیمکره چپ مغز نسبت داده اند ، از حسن اتفاق ، با افزایش اندازه مغز همراه شده باشد .

نخستین اعقاب انسان نماهای جنوبی ، در شرق آفریقا ، حدود ۲ میلیون سال پیش ظاهر شدند . آنها گونه ای کوچک و نحیف با مغزی آشکارا گسترش یافته بودند که در مقایسه با نیاکان انسان نمایشان ، امکان توسعه مهارتهای ابزارسازی بسیار بیشتری را به آنها اعطا میکرد . در نتیجه ، این نخستین گونه انسانی ، نام هوموهابيليس یا انسان ماهر را به خود اختصاص داد .
تا حدود ۱/۶ میلیون سال پیش ، هوموهابيليس مبدل به گونهای پرقدرت تر و درشت تر شده بود که مغزی بازهم توسعه یافته تر از قبل داشت .
این گونه که با عنوان هوموارکتوس یا انسان راست قامت شناخته میشد ، بیش از یک میلیون سال دوام آورد و از پیشینیان خود بسیار همه فن حریف تر از کار در آمد ، چرا که فناوریها و روشهای زندگیش را با شرایط محیطی سازگار میساخت .
شواهدی دال بر این امر وجود دارد که این انسانها ، احتمالا در حدود ۱/۴ میلیون سال
قبل آتش را یافتند .
هوموارکتوس نخستین گونه ای بود که مناطق گرمسیری و راحت آفریقا را ترک گفته و به آسیا ، اندونزی و اروپا مهاجرت کرد .
هوموارکتوس یک میلیون سال پیش در آسیا و
۴۰۰۰۰۰ سال پیش در اروپا اقامت گزید .

انسانهای نخستین به دور از موطن اولیه در آفریقا ، ناچار از تحمل شرایط آب و هوایی بسیار سختی بودند که تأثیری بسزایی بر تکامل اکثر آنها گذاشت .
تمام تاریخ تکامل نژاد بشر ، از پیدایش هوموهابیلیس تا انقلاب کشاورزی ، در حدود دو میلیون سال بعد ، با اعصار یخ همزمان بود .
در طول سردترین دوره های عصر یخ ، ورقه هایی از یخ قسمتهایی وسیع از اروپا و آمریکا
و مناطقی محدود از آسیا را پوشاند . این دوره های پیشروی یخچالها ، به طور پیوسته دچار اختلال میشده و دوره هایی با آب و هوای معتدل پدید آمد که در آن یخ عقب نشینی میکرد ، اما سیلهای بنیان کن و مهیب که ناشی از ذوب کلاهکهای قطبی در این دوره ها بود تهدیدی مضاعف برای جانوران و انسانها محسوب میشد . بسیاری از جانوران گرمسیری در این میان منقرض شدند و جای خود را به گونه های پرطاقت و پشمالو سپردند . گاومیش ، ماموت ، گاو و غیره که توان تحمل شرایط سخت اعصار یخ را داشتند .
انسانهای نخستین ، این جانوران را با تبرها و نیزه های سنگی شکار کرده ، کنار آتش و در غار با آنها جشن برپا میکردند و از پوست جانوران برای محافظت از خود در برابر سرمای کشنده بهره میبردند .
وقتی با هم به شکار می رفتند ، غذایشان را نیز تقسیم میکردند و همین شراکت در غذا مبدل به کاتالیزور دیگری برای تمدن و فرهنگ بشری شد
که در نهایت ، ابعاد اسطوره ای ، معنوی و هنری هوشیاری انسان را به عرصه ظهور رهنمون شد .

از ۴۰۰۰۰۰ تا ۲۵۰۰۰۰ سال پیش ، هوموارکتوس تکامل یافته و تبدیل به هوموساپینس یا انسان خردمند شد ، همان نژادی که ما انسانهای نوین به آن تعلق داریم .

۲۵۰۰۰۰ سال پیش هوموارکتوس منقرض شد .
گذار به هوموساپینس در حدود ۱۰۰۰۰۰ سال پیش در آفریقا و آسیا و حدود ۳۵۰۰۰ سال پیش در اروپا تکمیل شد . از آن پس ، انسانهای نوین تنها بازمانده گونه های بشری هستند .

⬅️ قسمت اول
⬅️ قسمت دوم
⬅️ قسمت سوم
⬅️ قسمت چهارم
⬅️ قسمت پنجم
⬅️ قسمت ششم
⬅️ قسمت هفتم
⬅️ قسمت هشتم
⬅️ قسمت نهم
⬅️ قسمت آخر

@Evolution_iran
◀️ بکرزایی


بکرزایی نوعی تولید مثل غیرجنسی است که در آن بدون نیاز به وجود جنس نر و از تخمک لقاح‌ نیافته یک موجود زنده کامل به وجود می آید .
این پدیده در تعداد زیادی از بی مهرگان و مهره‌ داران مانند کرمهای لوله‌ای ، شکم پایان ، سخت پوستان، حشرات و بخصوص زنبور عسل و زنبور بی عسل ، ماهیها ، دوزیستان و خزندگان نظیر بعضی مارها دیده میشود .

در برخی گونه ها بکرزایی به ندرت و در شرایط خاصی صورت میگیرد ، در این گونه ها معمولاً بکرزایی و تولید مثل جنسی به‌طور متناوب انجام میشود ، یعنی چندین نسل از طریق بکرزایی تولید مثل کرده و در برخی شرایط دوباره از طریق جنسی ، تولید مثل صورت میگیرد .



اینجا میتوانید بعضی گونه ها که بکرزایی دارند را ببینید

@Evolution_iran
◀️ اصل لاتاری

جرج ویلیامز ، زیست شناس آمریکائی ، از اولین کسانی بود که پیشنهاد داد تولیدمثل جنسی گوناگونی ژنتیکی بوجود می آورد تا ژنها را قادر سازد در محیطهای متغیر یا جدید بقا یابند .

او از تمثیل لاتاری استفاده کرد :

زاد و ولد غیرجنسی مثل آن است که برای شرکت در یک بخت آزمایی بزرگ ، بلیط های بسیار اما با یک شماره یکسان بخرید .
اما تولیدمثل جنسی مانند خرید بلیط های کمتر ، ولی با شماره های متفاوت است .


ایده اصلی که پشت اصل لاتاری نهفته آن است که از آنجا که تولیدمثل جنسی ایجاد تنوع میکند ، اگر جانداران به جای تولید انبوه یک نوع ، نمونه های مختلفی با تعداد کمتر تولید کنند ، شانس بیشتری برای تولید فرزندانی که زنده بمانند دارند .


@Evolution_iran
◀️ چرا‌ نوزادان نارس به دنیا می آیند ؟!

میتوانیم این سوال را به نحو دیگری مطرح کنیم :
چطور به رغم پیر شدن سلولهای بدنی مثل سلولهای پوست و بافتهای عصبی در والدین ، سلولهای نوزادان تازه به دنیا آمده ساعتهای خود را تا صفر به عقب میکشند ؟!

سلولهای بدنی میمیرند
اما
به نظر میرسد سلولهای زایشی بالقوه نامیرا باشند .


یکی از فرضیاتی که سعی در توضیح این فرایند دارد این است که
پیر نشدن سلولهای مولد گامتها ، عمدتا ناشی از بازسازی مواد ژنتیکی از طریق نوترکیبی میوزی طی شکل گیری سلولهای زایشی است . لذا فرضیه اصلی این است که عملکرد بنیادین تولیدمثل جنسی عبارت است از بازسازی ماده ژنتیکی سلولهای مولد گامتها .


@Evolution_irr
@Evolution_iran
◀️ گونه زایی همبوم در جانوران


یکی از کانونهای گونه زایی همبوم ، دریاچه ویکتوریا در آفریقاست .
این دریاچه عمری بسیار کمتر از یک میلیون سال دارد و در عین حال محل زندگی بیش از ۲۰۰ گونه ماهی خویشاوند از خانواده سیکلیدهاست .

تقسیم جمعیت به گونه هایی که تخصص پیدا کرده اند تا از منابع غذایی گوناگون یا دیگر منابع دریاچه استفاده کنند از جمله فرآیندهایی بوده است که باعث تنوع این ماهی ها شده است .

در برخی موارد میتوان از جفت گیری غیر تصادفی نیز به عنوان یک فاکتور تعیین کننده نام برد که منجر به گونه زایی همبوم در زمان تکاملی بسیار کوتاه در سیکلیدها شده است .
احتمالا جمعیت اجدادی این ماهیها به لحاظ رنگ بندی دارای چند شکل بوده اند و گروههایی از ماده ها ، نرهایی را با رنگهای خاصی بر گزیده اند .
تمایز در رنگ آمیزی از طریق انتخاب جنسی شدت گرفته و در نهایت منجر به ظهور گونه های پرشمار با تنوع بسیار گشته است .


@Evolution_iran
◀️ جهش های کوچک و بزرگ !


جهش‌های ژنتیکی موتور محرک تکامل هستند و در طول زمان تکاملی انباشت این جهش ها میتواند باعث تغییرات بزرگ در گونه ها شود .
اغلب جهشهای ژنتیکی مضر هستند ، اما اینکه در چه سطحی رخ میدهند نیز مهم است !


یک دستگاه دقیق مانند کامپیوتر یا رادیو را در نظر بگیرید .
یک جهش بزرگ ، معادل لگد زدن با پوتین میخ دار یا بریدن یک سیم بطور اتفاقی و وصل کردن آن در جای متفاوتی است .
چقدر احتمال دارد که عملکرد آن دستگاه با این حرکت بهتر شود ؟

از سوی دیگر ، یک جهش کوچک معادل این است که تغییرات کوچکی در مثلا یک مقاومت بدهید ، یا دکمه رادیو را بچرخانید .
احتمال اینکه این تغییر کوچک مفید باشد ، بسیار بیشتر از حالت اول است .


@Evolution_iran