Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش سوم
- عواملی برای شناخت خودمان
لباسها، بازی ها، موسیقی و لوگوی لپتابتان..
لحظه ای به این موارد فکر کنید.
حس مردم نسبت به برندهای مورد علاقه خود شگفتانگیز است.
در آزمایشی که صورت گرفت، دو تصویر به داوطلبان نشان داده شد. اولین تصویر برندی بود که آنها دوست داشتند و دیگری تصویر همسر یا نزدیک ترین دوستشان بود.
نتایج روانشناسی نشان داد که برانگیختگی های روانی و جسمی با دیدن برند مورد علاقه در مقایسه با دیدن تصویر همسر و یا دوست به یک میزان است.
مواردی مانند برندها و سلایق اینچنینی بخشی بزرگ از هویت ما هستند.
تجار و صاحبان برندها به دنبال کشف و یافتن خصوصیات آرمانی برای برندهای خود هستند که مشتریان را با آن به نمایش بگذارند.
برندها میتوانند ابعاد روانشناختی جوامع را برانگیخته و این نه فقط فرصتی برای شبکه های اجتماعی بوده، بلکه فراتر از مقبولیت میتوانند پایه گذار عاملی تثبیت شده باشند.
اشتراک گذاشتن
چرا ما در شبکه های اجتماعی اقدام به اشتراک (شیر) گذاشتن می کنیم؟
اگر ما علاقه مند به صحبت کردن در مورد خود هستیم (بخش دوم این مقاله) پس چرا پستهای اشخاص دیگر را به اشتراک می گذاریم؟
دریافت و تحلیل اطلاعات در مغز ما بسیار پیچیده و گاهی وسوسه کننده است. هنگامی که ما فقط به نشر مطلبی در ذهن خود فکر میکنیم، قسمت پاداش مغزمان فعال میشود، قبل از این که عمل نشر و اشتراک گذاری را انجام داده باشیم.
خودشناساندن و روابط
اولین مورد در نشر و اشتراک به تصاویر خودمان برمی گردد، 68 درصد از مردم دلیل اشتراک مطالب به دیگران را دادن حس خوب به آنها بیان کرده اند.
همچنین آنها روحیات خود که چه کسی هستند و به چه چیزی اهمیت می دهند را نیز از این طریق انتقال میدهند.
اما بزرگترین عامل نشر و اشتراک (در تحقیقی دیگر) موضوعی دیگر میباشد.
"78 درصد مردم دلیل نشر و اشتراک را حفظ ارتباط خود با دیگران میدانند."
روابط پیچیده
نتایج و تجربیات نشان میدهد که بیشترین و مشترک ترین بخش پیشبینی مغز در افراد به تمرکز، فعالیت و فکر در مورد دیگران ختم میشود.
در واقع ظرفیت طراحی شده برای شبکه های اجتماعی نیاز به درخواست گروهی بزرگ و یا گروهی متوسط ندارد بلکه در واقع این ظرفیت طراحی به اشخاص خاص (برای مثال سلیبریتی) نیاز دارد.
پایان بخش سوم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش سوم
- عواملی برای شناخت خودمان
لباسها، بازی ها، موسیقی و لوگوی لپتابتان..
لحظه ای به این موارد فکر کنید.
حس مردم نسبت به برندهای مورد علاقه خود شگفتانگیز است.
در آزمایشی که صورت گرفت، دو تصویر به داوطلبان نشان داده شد. اولین تصویر برندی بود که آنها دوست داشتند و دیگری تصویر همسر یا نزدیک ترین دوستشان بود.
نتایج روانشناسی نشان داد که برانگیختگی های روانی و جسمی با دیدن برند مورد علاقه در مقایسه با دیدن تصویر همسر و یا دوست به یک میزان است.
مواردی مانند برندها و سلایق اینچنینی بخشی بزرگ از هویت ما هستند.
تجار و صاحبان برندها به دنبال کشف و یافتن خصوصیات آرمانی برای برندهای خود هستند که مشتریان را با آن به نمایش بگذارند.
برندها میتوانند ابعاد روانشناختی جوامع را برانگیخته و این نه فقط فرصتی برای شبکه های اجتماعی بوده، بلکه فراتر از مقبولیت میتوانند پایه گذار عاملی تثبیت شده باشند.
اشتراک گذاشتن
چرا ما در شبکه های اجتماعی اقدام به اشتراک (شیر) گذاشتن می کنیم؟
اگر ما علاقه مند به صحبت کردن در مورد خود هستیم (بخش دوم این مقاله) پس چرا پستهای اشخاص دیگر را به اشتراک می گذاریم؟
دریافت و تحلیل اطلاعات در مغز ما بسیار پیچیده و گاهی وسوسه کننده است. هنگامی که ما فقط به نشر مطلبی در ذهن خود فکر میکنیم، قسمت پاداش مغزمان فعال میشود، قبل از این که عمل نشر و اشتراک گذاری را انجام داده باشیم.
خودشناساندن و روابط
اولین مورد در نشر و اشتراک به تصاویر خودمان برمی گردد، 68 درصد از مردم دلیل اشتراک مطالب به دیگران را دادن حس خوب به آنها بیان کرده اند.
همچنین آنها روحیات خود که چه کسی هستند و به چه چیزی اهمیت می دهند را نیز از این طریق انتقال میدهند.
اما بزرگترین عامل نشر و اشتراک (در تحقیقی دیگر) موضوعی دیگر میباشد.
"78 درصد مردم دلیل نشر و اشتراک را حفظ ارتباط خود با دیگران میدانند."
روابط پیچیده
نتایج و تجربیات نشان میدهد که بیشترین و مشترک ترین بخش پیشبینی مغز در افراد به تمرکز، فعالیت و فکر در مورد دیگران ختم میشود.
در واقع ظرفیت طراحی شده برای شبکه های اجتماعی نیاز به درخواست گروهی بزرگ و یا گروهی متوسط ندارد بلکه در واقع این ظرفیت طراحی به اشخاص خاص (برای مثال سلیبریتی) نیاز دارد.
پایان بخش سوم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش چهارم
اعتبار و وجه اجتماعی
هنگامی که ما محتویات مناسبی را به اشتراک میگذاریم، در واقع وجه و سطح اجتماعی خود را بالا میکشیم.
62 درصد از افراد بیان کرده اند، هنگامی که بازخوردهای مثبتی از مطالب پست شده خود می بینند احساس بهتری پیدا می کنند.
برند و مد چگونه در بوجود آمدن وجه اجتماعی موثر است؟....
پاسخ این پرسش و راه حل آن در واقع داشتن موضوعی جذاب و جالب توجه برای گفتن است.
"جف گوینز " مطالبی در این زمینه نگاشته و شروع این تحقیقات را به سال 1970 باز میگرداند که همه محققان در تلاش به دنبال یک تئوری و توضیح واحد برای"دلیل جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن" بودند.
نویسنده ای به نام "موری دیویس" جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن را در واقع یک حمله به فرضیات مسلم دنیای مخاطب برای گرفتن رضایت بیان میکند.
عواملی مانند نوع پوشش، ابزاری هستند که فرد می تواند تصورات و افکار خود را از طریق آن بیان کرده و این امکان نیز وجود دارد که به این روش خود را در سطوح مختلف بالا بکشد.
چرا در شبکه های اجتماعی پستها را لایک می کنیم؟
فیس بوک با داشتن دو میلیارد عضو فعال (بررسی ماهانه) بستری است که در آن مردم عاشق لایک کردن هستند.
در واقع از زمانی که فیس بوک گزینه لایک را بوجود آورد حدود 1.13 ترلیون لایک تاکنون انجام شده که هر روز نیز میزان آن رو به افزایش است.
ما به این دلیل لایک میکنیم که به دنبال 'ارتباط' هستیم. هنگامی که پستهای یکدیگر را پسندیده و لایک میکنیم، ارزش ارتباطمان را افزایش داده و باعث نزدیکی بیشتر به یکدیگر میشویم.
ما همچنین هنگام لایک کردن یک تعامل بوجود میآوریم به طوری که از ساده ترین راه، حس میکنیم بر شخص مقابل منت گذاشته و او را ناچار به لایک پستهایمان میکنیم. به بیان دیگر ما به خود میاندیشیم و با لایک کردن به دنبال بالا بردن امتیاز خود هستیم.
تعامل و بده بستان
در تحقیقی، جامعه شناسان کارتهای تبریک کریسمس را به 600 شخص ناشناس ارسال و 200 پاسخ دریافت کردند که نشان از قدرت تعامل دارد.
شما میتوانید این تعامل را در اینیستاگرام به وضوح مشاهده کنید.
هنگامی که شما تگ میشوید و یا از طریق دایرکت پیامی دریافت میکنید، مجبور میشوید متقابلا موضوعی را ارسال کنید.
هنگامی که پروفایل و پستهای شما لایک میشود، کمی به سوی پاسخ متقابل کشیده میشوید و قصد دارید از طریق اشتراک موضوع و یا راه های دیگر این پاسخ را نسبت به فرد مورد نظر انجام دهید.
پایان بخش چهارم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangrestwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش چهارم
اعتبار و وجه اجتماعی
هنگامی که ما محتویات مناسبی را به اشتراک میگذاریم، در واقع وجه و سطح اجتماعی خود را بالا میکشیم.
62 درصد از افراد بیان کرده اند، هنگامی که بازخوردهای مثبتی از مطالب پست شده خود می بینند احساس بهتری پیدا می کنند.
برند و مد چگونه در بوجود آمدن وجه اجتماعی موثر است؟....
پاسخ این پرسش و راه حل آن در واقع داشتن موضوعی جذاب و جالب توجه برای گفتن است.
"جف گوینز " مطالبی در این زمینه نگاشته و شروع این تحقیقات را به سال 1970 باز میگرداند که همه محققان در تلاش به دنبال یک تئوری و توضیح واحد برای"دلیل جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن" بودند.
نویسنده ای به نام "موری دیویس" جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن را در واقع یک حمله به فرضیات مسلم دنیای مخاطب برای گرفتن رضایت بیان میکند.
عواملی مانند نوع پوشش، ابزاری هستند که فرد می تواند تصورات و افکار خود را از طریق آن بیان کرده و این امکان نیز وجود دارد که به این روش خود را در سطوح مختلف بالا بکشد.
چرا در شبکه های اجتماعی پستها را لایک می کنیم؟
فیس بوک با داشتن دو میلیارد عضو فعال (بررسی ماهانه) بستری است که در آن مردم عاشق لایک کردن هستند.
در واقع از زمانی که فیس بوک گزینه لایک را بوجود آورد حدود 1.13 ترلیون لایک تاکنون انجام شده که هر روز نیز میزان آن رو به افزایش است.
ما به این دلیل لایک میکنیم که به دنبال 'ارتباط' هستیم. هنگامی که پستهای یکدیگر را پسندیده و لایک میکنیم، ارزش ارتباطمان را افزایش داده و باعث نزدیکی بیشتر به یکدیگر میشویم.
ما همچنین هنگام لایک کردن یک تعامل بوجود میآوریم به طوری که از ساده ترین راه، حس میکنیم بر شخص مقابل منت گذاشته و او را ناچار به لایک پستهایمان میکنیم. به بیان دیگر ما به خود میاندیشیم و با لایک کردن به دنبال بالا بردن امتیاز خود هستیم.
تعامل و بده بستان
در تحقیقی، جامعه شناسان کارتهای تبریک کریسمس را به 600 شخص ناشناس ارسال و 200 پاسخ دریافت کردند که نشان از قدرت تعامل دارد.
شما میتوانید این تعامل را در اینیستاگرام به وضوح مشاهده کنید.
هنگامی که شما تگ میشوید و یا از طریق دایرکت پیامی دریافت میکنید، مجبور میشوید متقابلا موضوعی را ارسال کنید.
هنگامی که پروفایل و پستهای شما لایک میشود، کمی به سوی پاسخ متقابل کشیده میشوید و قصد دارید از طریق اشتراک موضوع و یا راه های دیگر این پاسخ را نسبت به فرد مورد نظر انجام دهید.
پایان بخش چهارم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangrestwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
تبلیغات در شبکه های اجتماعی ..
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش پنجم
چرا در شبکه های اجتماعی کامنت می گذاریم (نظر می دهیم) و تاثیر آن چیست؟
اغلب تجار بر گفتگوی بین مشتریان توجه داشته و اهمیت آن را بسیار بالا می دانند.
در واقع این گفتگوها و برخورد ها، احتمالات و قواعد حمایت طولانی مدت از یک برند را پایه ریزی و شکل می دهند.
بسیار شگفت انگیز و قابل توجه است که مشتریان احساسات متفاوتی نسبت به برند ها دارند.
بررسی و مطالعه بر روی 7 هزار مصرف کننده نشان داد که 23 درصد از آنها با برندها ارتباط داشته اند.
13 درصد این افراد ارتباطی مداوم و مستمر با برند مورد علاقه خود داشته و برای این ارتباط دلایل مختلفی را بیان کرده اند.
مصرف کنندگان بیان کرده اند که وجود اشتراکات ارزشمند با یک برند (این سخن شامل اشتراکات فالورها و سلیبریتی ها نیز می باشد) عاملی مهم در ارتباط با آن نسبت به فعالیتهای متفرقه دیگر می باشد.
نکته مهم و قابل توجه این است که نباید قدرت و تاثیر کامنتها را دست کم گرفت.
کامنتها در واقع می توانند تاثیرشگفت انگیز و باورنکردنی داشته باشند.
اشتراک تجربه از پدیده ای، به شکل کامنت با دیگران، بر روی دیدگاه و تصمیم آنها بسیار تاثیر گذار است.
85 درصد از ما با خواندن نظرات و پاسخهای دیگران در مورد موضوعی، قادر به فهم و تحلیل اطلاعات و اتفاقات هستیم و در این بین نظرات مان نیز متاثر از این کامنت ها است.
تحلیل اطلاعات
آنچه بیان شد به این معناست که در واقع کامنت ها قادر به تغییر ذهن مان هستند و این موضوع پشتوانه علمی نیز دارد.
بر اساس مطالعه و تحقیقی که بر روی سایتهای خبری انجام گرفته است، کامنتها براحتی می توانند به نویسنده حمله کنند و به شکلی عجیب بدون هیچ پشتوانه واقعی او را به چالش بکشند.
این حملات در قالب کامنت برای تغییر ذهن و همچنین برداشت مثبت و منفی از یک موضوع کافی هستند.
هنگامی که خبری منتشر می شود مخاطب در نگاه اول برداشت خود را از خبر انجام می دهد اما هنگامی که کامنت ها را مطالعه می کند، نظرات و دیدگاه های مختلفی که از طریق کامنت ها بیان می شوند در واقع برداشت اول شخص نسبت به خبرها را تغییر می دهند.
از طرفی در بحث تبلیغات و برندها، صحبتهای به ظاهر معقولانه در مورد یک برند حتی در صورت منفی بودن و عدم صحت، باعث دیده شدن به شکل صادقانه و درست می شود. (هر چند یک سلیبریتی برندی را تبلیغ می کند که فالور به آن توجهی نمی کند اما در واقع تاثیر بر روی فالور ایجاد می شود)
در تحقیقی مشتریان حاضر به پرداخت 41 دلار بیشتر بابت یک برند ساعت بودند که در آن کامنتهای محترمانه منفی (ایرادات برند) وجود داشتند. این مقایسه نسبت به برندی بود که در آن اقدام به حذف کامنتها شده بود.
به طور کلی کامنتهایی که در مورد شماست، پژواکی از شما در فضای مجازی هستند و بیان می کنند که در واقع شما چه کسی هستید.
این موضوع و اتفاق قاعدتاً منطقی نیست اما فعالیت و رفتار مغزمان به این شکل بوده و ساز و کار مغز در برخورد با چنین شرایطی اینگونه عمل می کند.
فعالیت شما در فضای مجازی متاثر از کامنتها می باشد. ممکن است شما اشخاص را در شبکه های اجتماعی نشناخته و برای شما اهمیتی نداشته باشند اما همین اشخاص با کامنتهای خود فعالیت، رفتار و ذهن شما را کنترل می کنند که البته این تاثیر در برخی موارد متقابل می باشد.
پایان بخش پنجم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
"قسمت چهارم"
https://t.me/irangreatwal/1165
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
تبلیغات در شبکه های اجتماعی ..
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش پنجم
چرا در شبکه های اجتماعی کامنت می گذاریم (نظر می دهیم) و تاثیر آن چیست؟
اغلب تجار بر گفتگوی بین مشتریان توجه داشته و اهمیت آن را بسیار بالا می دانند.
در واقع این گفتگوها و برخورد ها، احتمالات و قواعد حمایت طولانی مدت از یک برند را پایه ریزی و شکل می دهند.
بسیار شگفت انگیز و قابل توجه است که مشتریان احساسات متفاوتی نسبت به برند ها دارند.
بررسی و مطالعه بر روی 7 هزار مصرف کننده نشان داد که 23 درصد از آنها با برندها ارتباط داشته اند.
13 درصد این افراد ارتباطی مداوم و مستمر با برند مورد علاقه خود داشته و برای این ارتباط دلایل مختلفی را بیان کرده اند.
مصرف کنندگان بیان کرده اند که وجود اشتراکات ارزشمند با یک برند (این سخن شامل اشتراکات فالورها و سلیبریتی ها نیز می باشد) عاملی مهم در ارتباط با آن نسبت به فعالیتهای متفرقه دیگر می باشد.
نکته مهم و قابل توجه این است که نباید قدرت و تاثیر کامنتها را دست کم گرفت.
کامنتها در واقع می توانند تاثیرشگفت انگیز و باورنکردنی داشته باشند.
اشتراک تجربه از پدیده ای، به شکل کامنت با دیگران، بر روی دیدگاه و تصمیم آنها بسیار تاثیر گذار است.
85 درصد از ما با خواندن نظرات و پاسخهای دیگران در مورد موضوعی، قادر به فهم و تحلیل اطلاعات و اتفاقات هستیم و در این بین نظرات مان نیز متاثر از این کامنت ها است.
تحلیل اطلاعات
آنچه بیان شد به این معناست که در واقع کامنت ها قادر به تغییر ذهن مان هستند و این موضوع پشتوانه علمی نیز دارد.
بر اساس مطالعه و تحقیقی که بر روی سایتهای خبری انجام گرفته است، کامنتها براحتی می توانند به نویسنده حمله کنند و به شکلی عجیب بدون هیچ پشتوانه واقعی او را به چالش بکشند.
این حملات در قالب کامنت برای تغییر ذهن و همچنین برداشت مثبت و منفی از یک موضوع کافی هستند.
هنگامی که خبری منتشر می شود مخاطب در نگاه اول برداشت خود را از خبر انجام می دهد اما هنگامی که کامنت ها را مطالعه می کند، نظرات و دیدگاه های مختلفی که از طریق کامنت ها بیان می شوند در واقع برداشت اول شخص نسبت به خبرها را تغییر می دهند.
از طرفی در بحث تبلیغات و برندها، صحبتهای به ظاهر معقولانه در مورد یک برند حتی در صورت منفی بودن و عدم صحت، باعث دیده شدن به شکل صادقانه و درست می شود. (هر چند یک سلیبریتی برندی را تبلیغ می کند که فالور به آن توجهی نمی کند اما در واقع تاثیر بر روی فالور ایجاد می شود)
در تحقیقی مشتریان حاضر به پرداخت 41 دلار بیشتر بابت یک برند ساعت بودند که در آن کامنتهای محترمانه منفی (ایرادات برند) وجود داشتند. این مقایسه نسبت به برندی بود که در آن اقدام به حذف کامنتها شده بود.
به طور کلی کامنتهایی که در مورد شماست، پژواکی از شما در فضای مجازی هستند و بیان می کنند که در واقع شما چه کسی هستید.
این موضوع و اتفاق قاعدتاً منطقی نیست اما فعالیت و رفتار مغزمان به این شکل بوده و ساز و کار مغز در برخورد با چنین شرایطی اینگونه عمل می کند.
فعالیت شما در فضای مجازی متاثر از کامنتها می باشد. ممکن است شما اشخاص را در شبکه های اجتماعی نشناخته و برای شما اهمیتی نداشته باشند اما همین اشخاص با کامنتهای خود فعالیت، رفتار و ذهن شما را کنترل می کنند که البته این تاثیر در برخی موارد متقابل می باشد.
پایان بخش پنجم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
"قسمت چهارم"
https://t.me/irangreatwal/1165
برسی رفتاری منحصر به فرد در انسان
دلیل خندیدن انسانها چیست؟
منشا خندیدن در دگرگشت گونه انسانی به چه شکل بوده است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
دلیل خندیدن انسانها چیست؟
منشا خندیدن در دگرگشت گونه انسانی به چه شکل بوده است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
@evoluscience
برسی رفتاری منحصر به فرد در انسان دلیل خندیدن انسانها چیست؟ منشا خندیدن در دگرگشت گونه انسانی به چه شکل بوده است؟ با ما همراه باشید @irangreatwal
خصوصیت و رفتاری تقریبا منحصر به فرد از گونه انسان
رفتاری به نام "خندیدن"
دلیل این خصوصیت و رفتار انسان چیست؟
بررسی منشا بوجود آمدن خندیدن در فرگشت انسان بیش از آنکه از نظر مفرح بودن مهم باشد نقشی نجات دهنده داشته است.
خندیدن نقش بسیار مهمی در فرهنگهای مختلف در تمامی جوامع بشری داشته و دارد.
دلیل بوجود آمدن خنده هنوز به شکلی واضح مشخص نیست اما پژوهشها نشان می دهد خندیدن یک پدیده اجتماعی می باشد.
بررسی ها بیانگر این است که شخص در گروه های اجتماعی ۳۰ برابر تمایل بیشتر به خندیدن دارد تا در حالت تنهایی و این موضوع نشانگر این است که خندیدن در واقع یک ابزار ارتباطی بوده و منشا آن نیز از ارتباطات اجتماعی بوجود آمده و شکل گرفته است.
بررسی ها نشانگر این است که خندیدن رفتاری از سوی شنونده برای ایجاد فضای مناسب در جهت ایجاد تعامل با شخص یا گروه می باشد.
منشا خندیدن در گذشته
محرک پدیدار شدن رفتار خندیدن می تواند در گفتگو ها و یا اتفاقات باشد. این رفتار در اولین ماه های شروع حیات مشاهده می شود حتی در کودکانی که "ناشنوا" یا "نابینا" هستند.
چنین رفتار مشابهی نیز در ایپ های بزرگ (میمونهای بی دم) نیز دیده می شود و محققان (مرکز پژوهشهای بین المللی UCLA) بیان می کنند که منشا خندیدن را می بایست در زمان گذشته چیزی بین ۱۰ تا ۱۶ میلیون سال قبل جستجو کرد.
خندیدن عاملی بسیار مهم در تحمل درد ها و انتقال سیگنال های ارتباطی بوده و نقشی اساسی در حفظ گروه های اجتماعی داشته است.
هنگامی که اجدادمان وارد زندگی در اجتماعات بزرگ با ساختاری پیچیده شدند حفظ ارتباطات یکی از مهمترین عناصر بوده است و فرگشت رفتاری مانند خندیدن در نوع بشر توانست این گروه های انسانی را در کنار یکدیگر حفظ کرده و همکاری و همیاری را تقویت کند.
خندیدن احتمالا از تنفسهای سخت هنگام بازی مانند "قلقلک" دادن بوجود آمده است که این رفتار کنجکاوانه در پستانداران جوان مشهود است.
این رفتار (تنفسهای شدید و خندیدن) در کودکان و شمپانزه ها دیده می شود که در قالبی خودآگاه و ناخودآگاه به شکل یک احساس مثبت و مشهود در انسان شنونده پدیدار شده است.
خندیدن در موارد مثبت ظاهر می شود همانگونه که گریه کردن در موارد منفی پدیدار می شود.
خندیدن باعث افزایش کنترل "آوا و اصوات" شده و همچنین به رشد و پیچیدگی مغز نیز کمک می کند.
در کنار این موارد، حرکات صورت که در هنگامخندیدن نمایان می شود باعث نشر حالت و رفتار مثبت انسان شده و به نوعی عامل بقا در گروه های انسانی برای فرد محسوب می شود.
خندیدن بر دو نوع ارادی و غیر ارادی می باشد که تقریبا بخش زیادی از زندگی روزمره انسانی را فراگرفته است.
این خندیدن ها شامل نشر "جوک" بین دوستان و کاربرد آن در گفتگوهای روزانه با دیگران می باشد.
در گروه های دوستانه بیشترین واکنش خنده غیر ارادی می باشد اما در مورد غریبه ها برقراری و ایجاد ارتباط با بوجود آوردن خنده ارادی شکل می گیرد.
البته فرگشت توانایی را به انسان بخشیده است که می تواند خنده های واقعی و غیر واقعی را از یکدیگر تشخیص دهد.
در جوامع امروز انسانی ارتباطات بسیار پیچیده به یکدیگر تنیده شده اند. در این بین خندیدن ابزاری بسیار کاربردی برای ایجاد ارتباط و نزدیک شدن جوامع به یکدیگر می باشد.
می توانیم بگوئیم ابزار و توانایی مشابه خندیدن در انسان وجود ندارد که بتواند با چنین سرعت و کیفیت بالایی ارتباطات را گسترش داده و آنها را تقویت کند.
✏️Mike nobdy
UCLAA new study published in the Proceedings of the National Academy of Sciences, and involving a large group of researchers led by Gregory Bryant from UCLA
#خندیدن
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
رفتاری به نام "خندیدن"
دلیل این خصوصیت و رفتار انسان چیست؟
بررسی منشا بوجود آمدن خندیدن در فرگشت انسان بیش از آنکه از نظر مفرح بودن مهم باشد نقشی نجات دهنده داشته است.
خندیدن نقش بسیار مهمی در فرهنگهای مختلف در تمامی جوامع بشری داشته و دارد.
دلیل بوجود آمدن خنده هنوز به شکلی واضح مشخص نیست اما پژوهشها نشان می دهد خندیدن یک پدیده اجتماعی می باشد.
بررسی ها بیانگر این است که شخص در گروه های اجتماعی ۳۰ برابر تمایل بیشتر به خندیدن دارد تا در حالت تنهایی و این موضوع نشانگر این است که خندیدن در واقع یک ابزار ارتباطی بوده و منشا آن نیز از ارتباطات اجتماعی بوجود آمده و شکل گرفته است.
بررسی ها نشانگر این است که خندیدن رفتاری از سوی شنونده برای ایجاد فضای مناسب در جهت ایجاد تعامل با شخص یا گروه می باشد.
منشا خندیدن در گذشته
محرک پدیدار شدن رفتار خندیدن می تواند در گفتگو ها و یا اتفاقات باشد. این رفتار در اولین ماه های شروع حیات مشاهده می شود حتی در کودکانی که "ناشنوا" یا "نابینا" هستند.
چنین رفتار مشابهی نیز در ایپ های بزرگ (میمونهای بی دم) نیز دیده می شود و محققان (مرکز پژوهشهای بین المللی UCLA) بیان می کنند که منشا خندیدن را می بایست در زمان گذشته چیزی بین ۱۰ تا ۱۶ میلیون سال قبل جستجو کرد.
خندیدن عاملی بسیار مهم در تحمل درد ها و انتقال سیگنال های ارتباطی بوده و نقشی اساسی در حفظ گروه های اجتماعی داشته است.
هنگامی که اجدادمان وارد زندگی در اجتماعات بزرگ با ساختاری پیچیده شدند حفظ ارتباطات یکی از مهمترین عناصر بوده است و فرگشت رفتاری مانند خندیدن در نوع بشر توانست این گروه های انسانی را در کنار یکدیگر حفظ کرده و همکاری و همیاری را تقویت کند.
خندیدن احتمالا از تنفسهای سخت هنگام بازی مانند "قلقلک" دادن بوجود آمده است که این رفتار کنجکاوانه در پستانداران جوان مشهود است.
این رفتار (تنفسهای شدید و خندیدن) در کودکان و شمپانزه ها دیده می شود که در قالبی خودآگاه و ناخودآگاه به شکل یک احساس مثبت و مشهود در انسان شنونده پدیدار شده است.
خندیدن در موارد مثبت ظاهر می شود همانگونه که گریه کردن در موارد منفی پدیدار می شود.
خندیدن باعث افزایش کنترل "آوا و اصوات" شده و همچنین به رشد و پیچیدگی مغز نیز کمک می کند.
در کنار این موارد، حرکات صورت که در هنگامخندیدن نمایان می شود باعث نشر حالت و رفتار مثبت انسان شده و به نوعی عامل بقا در گروه های انسانی برای فرد محسوب می شود.
خندیدن بر دو نوع ارادی و غیر ارادی می باشد که تقریبا بخش زیادی از زندگی روزمره انسانی را فراگرفته است.
این خندیدن ها شامل نشر "جوک" بین دوستان و کاربرد آن در گفتگوهای روزانه با دیگران می باشد.
در گروه های دوستانه بیشترین واکنش خنده غیر ارادی می باشد اما در مورد غریبه ها برقراری و ایجاد ارتباط با بوجود آوردن خنده ارادی شکل می گیرد.
البته فرگشت توانایی را به انسان بخشیده است که می تواند خنده های واقعی و غیر واقعی را از یکدیگر تشخیص دهد.
در جوامع امروز انسانی ارتباطات بسیار پیچیده به یکدیگر تنیده شده اند. در این بین خندیدن ابزاری بسیار کاربردی برای ایجاد ارتباط و نزدیک شدن جوامع به یکدیگر می باشد.
می توانیم بگوئیم ابزار و توانایی مشابه خندیدن در انسان وجود ندارد که بتواند با چنین سرعت و کیفیت بالایی ارتباطات را گسترش داده و آنها را تقویت کند.
✏️Mike nobdy
UCLAA new study published in the Proceedings of the National Academy of Sciences, and involving a large group of researchers led by Gregory Bryant from UCLA
#خندیدن
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
@evoluscience
GIF
هدف از شاد بودن چیست ؟
شادی در اجدادمان چگونه بوجود آمد و چه تاثیری بر فرگشت و رشد و بقا گونه ما داشته است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
شادی در اجدادمان چگونه بوجود آمد و چه تاثیری بر فرگشت و رشد و بقا گونه ما داشته است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
هدف از دگرگشت شادی و شاد بودن در گونه انسان چه بوده است ؟
زندگی در ابتدا برای اجدادمان بسیار سخت و وحشیانه بوده است .
آنها همچنان که خود را گرم نگه می داشتند، می بایست در جستجوی غذا نیز بودند.
در این بین شکارچیان و تغییرات آب و هوایی نیز دائما آنها را تهدید می کرد.
آنها برای زنده ماندن باید سرسخت ،باهوش ،مبتکر و خلاق ... و "شاد " می بودند .
روانشناسان دگرگشتی(تکاملی) این مبحث یعنی "شادی "را عاملی سودمند برای انسان می دانند.
شاد بودن به طرق مختلف مانند نزدیک کردن اعضا به یکدیگر و ایجاد انرژی و امید به بقا نقش موثری در رشد گونه انسان داشته و این صفت در تنوع ژنتیکی گونه ما نهادینه و نسل به نسل منتقل شده است.
شادی شامل بخشهای متفاوتی از احساسات ما از جمله حس خرسندی،نشاط و رضایت مندیست.
اما در بعد دگرگشتی، شادی در واقع حسی غیر قابل پیش بینی از وقوع یک اتفاق مثبت می باشد.
این حس از ترشح محرکی در مغز به نام "دوپامین"سرچشمه می گیرد که پاداشی در مقابل رفتارمان می باشد .
این محرک در هنگام حس خوشی و شادی ترشح می شود. البته این رویداد صرفا فقط در هنگام رضایت رخ نمی دهد.
اتفاقی خوب غیرقابل انتظار به طور مثال قبول شدن در یک امتحان می تواند سطح دوپامین مغز شما را بالا ببرد.
دوپامین در واقع بر روی نیازهایی از اجدادمان تمرکز داشته که حس رفاه ،رضایت ،عشق و دوستی در آن نهفته بوده ،شرایطی کمک کننده که ما را به انسان امروزی تبدیل کرده است.
انسان برای بقا به ابتکار،خلاقیت ،سرسختی و شادی نیاز داشته است .
دوپامین بر روی عوامل قابل انتظار تمرکز نداشته بلکه بالعکس بر روی اتفاقات و عوامل غیر قابل انتظار می پرداخته است .
این عامل(دوپامین) باعث علاقه فرد به کشف محیط اطراف می شده است.
این محرک انسان را به دنبال کشف هدایت می کرده و اتفاقات بد و خوب حاصل از آن باعث تصمیمات بهتر در آینده می شده است.
✏️mike nobdy
April 18, 2017 by Oliver Staley
#انسان
#فرکشت
#دوپامین
#شادی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
زندگی در ابتدا برای اجدادمان بسیار سخت و وحشیانه بوده است .
آنها همچنان که خود را گرم نگه می داشتند، می بایست در جستجوی غذا نیز بودند.
در این بین شکارچیان و تغییرات آب و هوایی نیز دائما آنها را تهدید می کرد.
آنها برای زنده ماندن باید سرسخت ،باهوش ،مبتکر و خلاق ... و "شاد " می بودند .
روانشناسان دگرگشتی(تکاملی) این مبحث یعنی "شادی "را عاملی سودمند برای انسان می دانند.
شاد بودن به طرق مختلف مانند نزدیک کردن اعضا به یکدیگر و ایجاد انرژی و امید به بقا نقش موثری در رشد گونه انسان داشته و این صفت در تنوع ژنتیکی گونه ما نهادینه و نسل به نسل منتقل شده است.
شادی شامل بخشهای متفاوتی از احساسات ما از جمله حس خرسندی،نشاط و رضایت مندیست.
اما در بعد دگرگشتی، شادی در واقع حسی غیر قابل پیش بینی از وقوع یک اتفاق مثبت می باشد.
این حس از ترشح محرکی در مغز به نام "دوپامین"سرچشمه می گیرد که پاداشی در مقابل رفتارمان می باشد .
این محرک در هنگام حس خوشی و شادی ترشح می شود. البته این رویداد صرفا فقط در هنگام رضایت رخ نمی دهد.
اتفاقی خوب غیرقابل انتظار به طور مثال قبول شدن در یک امتحان می تواند سطح دوپامین مغز شما را بالا ببرد.
دوپامین در واقع بر روی نیازهایی از اجدادمان تمرکز داشته که حس رفاه ،رضایت ،عشق و دوستی در آن نهفته بوده ،شرایطی کمک کننده که ما را به انسان امروزی تبدیل کرده است.
انسان برای بقا به ابتکار،خلاقیت ،سرسختی و شادی نیاز داشته است .
دوپامین بر روی عوامل قابل انتظار تمرکز نداشته بلکه بالعکس بر روی اتفاقات و عوامل غیر قابل انتظار می پرداخته است .
این عامل(دوپامین) باعث علاقه فرد به کشف محیط اطراف می شده است.
این محرک انسان را به دنبال کشف هدایت می کرده و اتفاقات بد و خوب حاصل از آن باعث تصمیمات بهتر در آینده می شده است.
✏️mike nobdy
April 18, 2017 by Oliver Staley
#انسان
#فرکشت
#دوپامین
#شادی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
پشت پرده خواب و رویا دیدن چیست ؟
چرا خواب می بینیم ؟
آیا فرگشت پاسخی مناسب برای خواب دیدن دارد؟
اگر علاقه مند به چگونگی خواب و ساز و کار آن هستید با ما همراه باشید
@irangreatwal
چرا خواب می بینیم ؟
آیا فرگشت پاسخی مناسب برای خواب دیدن دارد؟
اگر علاقه مند به چگونگی خواب و ساز و کار آن هستید با ما همراه باشید
@irangreatwal
پشت پرده رویا و خواب دیدن
چرا ما خواب می بینیم؟
ماهیت چنین رفتاری چیست؟
فرگشت به این پرسش پاسخ می دهد.
تحقیقات اخیر چگونگی و چرایی خواب و به یاد آوردن آن را روشن ساخته است.
برای قرنها مردم در فکر معنا و دلیل خواب بودند.
تمدن های اولیه، خواب را به عنوان وسیله ی ارتباط زمینی و خدا می دانستند.
در واقع تمدن هایی مانند یونان و روم به یقین رسیده بودند که خواب یک حالت و قدرت روحانی و ماورایی است.
این تفکرات در مورد خواب سالها وجود داشت تا اینکه در اواخر قرن ۱۹ میلادی "فروید" و "یونگ" (روانشناس) شناختی گسترده و مدرن تر از خواب را آشکار ساختند.
از نگاه فروید خواب در واقع سازوکاری است که انسان مشکلات حل نشده و آرزوهای دست نیافته خود را شبیه سازی می کند.
یونگ که تحقیقات او نیز همسو با فروید بود خواب را بعد بسیار مهم روانشناختی می دانست اما در مورد معنای آن فرضیات دیگری ارائه کرده است.
به کمک تکنولوژی پیشرفته و علم عصب شناسی، تئوری متفاوت بر اساس تحقیقات بیان شد، به عنوان "فعال شدن مختلط و ترکیبی انگاشتها"، که در واقع خواب معنای خاصی نداشته و تعدادی پالس الکتریکی مغز از تفکرات و تصورات می باشد که به شکل رندم از حافظه بیرون کشیده می شود.
بیان خواب دیدن، به یاد آوردن و یا تعریف آن بعد از بیدار شدن نیز یک حالت طبیعی برای انسان می باشد.
کشف شواهدی که دیگر پستانداران نظیر گربه نیز خواب می بینند پای روانشناسی فرگشتی را به میدان این پرسش و تحقیق می کشد که احتمالا خواب دیدن یک اتفاق ساده نبوده و هدفی در پشت این رفتار وجود دارد.
تئوری شبیه ساز تهدید
این تئوری بیان می کند که خواب دیدن در واقع یک مکانیزم دفاعی تهدیدات بوده است و این ابزار، پتانسیل شبیه سازی تهدیدات به تعداد و دفعات فراوان برای شخص را داشته است.
این مکانیزم باعث بهبود فعالیت عصبی و واکنش مناسب تر نسبت به تهدیدات را فراهم می کرده است.
تحقیقاتی که در مجله نوروساینس منتشر شده از ارتباط بسیار مستحکم و قوی بین خواب دیدن و حافظه حکایت دارد و دانشمندان برای اولین بار با استفاده از الگوهای امواج مغزی قادر به، بیاد آوردن (خواندن) خواب شدند (دانشمندان ایتالیایی حدود ۶۵ فرد را به مدت دو شب در آزمایشگاه مورد تحقیق قرار دادند).
یکی از مهمترین نتایج تحقیق مورد نظر این بود که خواب دیدن و به یاد آوردن خواب بعد از بیدار شدن، در واقع یک رفتار بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو واکنش ارتباط مستقیم با حافظه دارند.
تحقیقی دیگر با استفاده از فناوری MRI نیز نشان میدهد که در ساختار مغز قسمتهای آمیگدال و هیپوکامپ نقشی اساسی در خواب و بروز احساسات مربوط به خواب دیدن داشته و هر دو نیز از سوی دیگر نقشهای اساسی در بخش حافظه بر عهده دارند.
آسیب ها و نقص های مغزی در مواردی باعث می شود که فرد قادر به خواب دیدن نباشد. مانند نقص در سیستم کورتکس و بخشهایی از مغز که وظیفه تحلیل بصری، حافظه بصری و احساسات را بر عهده دارند.
به نظر می رسد خواب دیدن، احساسات ما برگرفته از حافظه را به شکل کد شده تحلیل و ساخته و پرداخته می کند.
اگر چه تجربیاتی که ما از خواب می بینیم واقعی نیست اما در مقابل، احساساتمان نسبت به آنها واقعی می باشد.
خواب دیدن و ساختن داستان در واقع تلاشی برای آشکار کردن احساسمان نسبت به تجربیات و همچنین گنجاندن آن در حافظه می باشد.
به طور کلی بین خواب دیدن و حافظه ارتباطی قابل توجه وجود دارد و ریشه های اضطراب و آشفتگی و نگرانی و .... ناشی از این دو می باشند (به بیان دیگر می توان گفت خواب یک سیستم آشکار کننده تجربیات و احساسات می باشد).
✏️Mike nobdy
by Sander van der Linden
#انسان
#فرگشت
#خواب
به ما بپیوندید
@irangreatwal
چرا ما خواب می بینیم؟
ماهیت چنین رفتاری چیست؟
فرگشت به این پرسش پاسخ می دهد.
تحقیقات اخیر چگونگی و چرایی خواب و به یاد آوردن آن را روشن ساخته است.
برای قرنها مردم در فکر معنا و دلیل خواب بودند.
تمدن های اولیه، خواب را به عنوان وسیله ی ارتباط زمینی و خدا می دانستند.
در واقع تمدن هایی مانند یونان و روم به یقین رسیده بودند که خواب یک حالت و قدرت روحانی و ماورایی است.
این تفکرات در مورد خواب سالها وجود داشت تا اینکه در اواخر قرن ۱۹ میلادی "فروید" و "یونگ" (روانشناس) شناختی گسترده و مدرن تر از خواب را آشکار ساختند.
از نگاه فروید خواب در واقع سازوکاری است که انسان مشکلات حل نشده و آرزوهای دست نیافته خود را شبیه سازی می کند.
یونگ که تحقیقات او نیز همسو با فروید بود خواب را بعد بسیار مهم روانشناختی می دانست اما در مورد معنای آن فرضیات دیگری ارائه کرده است.
به کمک تکنولوژی پیشرفته و علم عصب شناسی، تئوری متفاوت بر اساس تحقیقات بیان شد، به عنوان "فعال شدن مختلط و ترکیبی انگاشتها"، که در واقع خواب معنای خاصی نداشته و تعدادی پالس الکتریکی مغز از تفکرات و تصورات می باشد که به شکل رندم از حافظه بیرون کشیده می شود.
بیان خواب دیدن، به یاد آوردن و یا تعریف آن بعد از بیدار شدن نیز یک حالت طبیعی برای انسان می باشد.
کشف شواهدی که دیگر پستانداران نظیر گربه نیز خواب می بینند پای روانشناسی فرگشتی را به میدان این پرسش و تحقیق می کشد که احتمالا خواب دیدن یک اتفاق ساده نبوده و هدفی در پشت این رفتار وجود دارد.
تئوری شبیه ساز تهدید
این تئوری بیان می کند که خواب دیدن در واقع یک مکانیزم دفاعی تهدیدات بوده است و این ابزار، پتانسیل شبیه سازی تهدیدات به تعداد و دفعات فراوان برای شخص را داشته است.
این مکانیزم باعث بهبود فعالیت عصبی و واکنش مناسب تر نسبت به تهدیدات را فراهم می کرده است.
تحقیقاتی که در مجله نوروساینس منتشر شده از ارتباط بسیار مستحکم و قوی بین خواب دیدن و حافظه حکایت دارد و دانشمندان برای اولین بار با استفاده از الگوهای امواج مغزی قادر به، بیاد آوردن (خواندن) خواب شدند (دانشمندان ایتالیایی حدود ۶۵ فرد را به مدت دو شب در آزمایشگاه مورد تحقیق قرار دادند).
یکی از مهمترین نتایج تحقیق مورد نظر این بود که خواب دیدن و به یاد آوردن خواب بعد از بیدار شدن، در واقع یک رفتار بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو واکنش ارتباط مستقیم با حافظه دارند.
تحقیقی دیگر با استفاده از فناوری MRI نیز نشان میدهد که در ساختار مغز قسمتهای آمیگدال و هیپوکامپ نقشی اساسی در خواب و بروز احساسات مربوط به خواب دیدن داشته و هر دو نیز از سوی دیگر نقشهای اساسی در بخش حافظه بر عهده دارند.
آسیب ها و نقص های مغزی در مواردی باعث می شود که فرد قادر به خواب دیدن نباشد. مانند نقص در سیستم کورتکس و بخشهایی از مغز که وظیفه تحلیل بصری، حافظه بصری و احساسات را بر عهده دارند.
به نظر می رسد خواب دیدن، احساسات ما برگرفته از حافظه را به شکل کد شده تحلیل و ساخته و پرداخته می کند.
اگر چه تجربیاتی که ما از خواب می بینیم واقعی نیست اما در مقابل، احساساتمان نسبت به آنها واقعی می باشد.
خواب دیدن و ساختن داستان در واقع تلاشی برای آشکار کردن احساسمان نسبت به تجربیات و همچنین گنجاندن آن در حافظه می باشد.
به طور کلی بین خواب دیدن و حافظه ارتباطی قابل توجه وجود دارد و ریشه های اضطراب و آشفتگی و نگرانی و .... ناشی از این دو می باشند (به بیان دیگر می توان گفت خواب یک سیستم آشکار کننده تجربیات و احساسات می باشد).
✏️Mike nobdy
by Sander van der Linden
#انسان
#فرگشت
#خواب
به ما بپیوندید
@irangreatwal
نئاندرتال شکارچی
تصویر طراحی شده از شکار شدن کرگدن به دست نئاندرتالها
این تصویر بر اساس یافته های فسیلی در اوراسیای جنوبی طراحی شده است.
نئاندرتالها عمو زاده های انسان امروزی بودند که حدود ۴۰ هزار سال قبل منقرض شدند.
#نئاندارتالها
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
تصویر طراحی شده از شکار شدن کرگدن به دست نئاندرتالها
این تصویر بر اساس یافته های فسیلی در اوراسیای جنوبی طراحی شده است.
نئاندرتالها عمو زاده های انسان امروزی بودند که حدود ۴۰ هزار سال قبل منقرض شدند.
#نئاندارتالها
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
جمجمه تشیک تاش( نئاندرتال)
تشیک تاش اسکلت انسان نئاندرتالی است که در سال ۱۹۳۸ در غار تشیک تاش در کوه باجسونتو واقع در کشور ازبکستان (آسیای مرکزی) کشف شده است.
در این غار و در کنار این اسکلت پنج جفت شاخ بز کوهی سیبریایی نیز کشف شده است.
بررسی های دانشمندان قدمت این اسکلت را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال بیان می کند.
همچنین تحقیقات و آزمایشها بر روی دندانهای اسکلت هومو کشف شده، سن این عموزاده انسان امروزی را بین ۸ تا ۱۱ سال نشان میدهد.
مورد قابل توجه در مورد اسکلت تشیک تاش این است که حالت و آرایش شاخهای بز کوهی آسیایی و فرم خاصش نشان از آن دارد که این کودک نئاندرتال در مراسمی همراه با آداب و رسوم دفن شده است.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#فرگشت
#نئاندرتال
با ما همراه باشید
@irangreatwal
تشیک تاش اسکلت انسان نئاندرتالی است که در سال ۱۹۳۸ در غار تشیک تاش در کوه باجسونتو واقع در کشور ازبکستان (آسیای مرکزی) کشف شده است.
در این غار و در کنار این اسکلت پنج جفت شاخ بز کوهی سیبریایی نیز کشف شده است.
بررسی های دانشمندان قدمت این اسکلت را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال بیان می کند.
همچنین تحقیقات و آزمایشها بر روی دندانهای اسکلت هومو کشف شده، سن این عموزاده انسان امروزی را بین ۸ تا ۱۱ سال نشان میدهد.
مورد قابل توجه در مورد اسکلت تشیک تاش این است که حالت و آرایش شاخهای بز کوهی آسیایی و فرم خاصش نشان از آن دارد که این کودک نئاندرتال در مراسمی همراه با آداب و رسوم دفن شده است.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#فرگشت
#نئاندرتال
با ما همراه باشید
@irangreatwal
پرنسس سیبریایی در گور یخی
حدود ۲۰ سال قبل کاوشگران پیکر مومیایی زنی را در منطقه یوکاک سیبری کشف کردند.
بررسی ها نشان می دهد که قدمت این مومیایی حدود ۲۵۰۰ سال و در هنگام مرگ ۲۵ ساله بوده است.
بر اساس پژوهش های دانشمندان این زن جوان جزء اولین قربانیان سرطان سینه می باشد.
وجود تتو بر بدن این زن هم قابل توجه میباشد که بیشتر طرح های آن تصاویری بی نظیر از حیوانات می باشد.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#سیبری
#مومیایی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
حدود ۲۰ سال قبل کاوشگران پیکر مومیایی زنی را در منطقه یوکاک سیبری کشف کردند.
بررسی ها نشان می دهد که قدمت این مومیایی حدود ۲۵۰۰ سال و در هنگام مرگ ۲۵ ساله بوده است.
بر اساس پژوهش های دانشمندان این زن جوان جزء اولین قربانیان سرطان سینه می باشد.
وجود تتو بر بدن این زن هم قابل توجه میباشد که بیشتر طرح های آن تصاویری بی نظیر از حیوانات می باشد.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#سیبری
#مومیایی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
@evoluscience
پرنسس سیبریایی در گور یخی حدود ۲۰ سال قبل کاوشگران پیکر مومیایی زنی را در منطقه یوکاک سیبری کشف کردند. بررسی ها نشان می دهد که قدمت این مومیایی حدود ۲۵۰۰ سال و در هنگام مرگ ۲۵ ساله بوده است. بر اساس پژوهش های دانشمندان این زن جوان جزء اولین قربانیان سرطان…
درود بر دوستان بخشی از این پست بدین شکل اصلاح می شود .
در بخش ابتلای این زن به سرطان سینه صحیح تر (این زن جزء اولین قربانیان شناخته شده سرطان سینه است )
قدیمی ترین مورد کشف شده سرطان سینه مربوط به دیناستی ۶ مصر با قدمت ۴۲۰۰ سال می باشد.
@irangreatwal
در بخش ابتلای این زن به سرطان سینه صحیح تر (این زن جزء اولین قربانیان شناخته شده سرطان سینه است )
قدیمی ترین مورد کشف شده سرطان سینه مربوط به دیناستی ۶ مصر با قدمت ۴۲۰۰ سال می باشد.
@irangreatwal
Forwarded from @evoluscience
رازی کهن در DNA انسان
محققان در بررسی های خود دریافتند که انسان در دوران جنینی قادر به تولید پروتئین خاص به نام "hemo" میباشد.
طبق مطالعات دانشمندان این پروتئین از اجداد پستاندار انسان در حدود ۱۰۰ میلیون سال قبل به ارث رسیده است.
ژن تولید کننده این پروتئین از ویروسی می باشد که اجداد انسان حدود ۱۰۰ میلیون سال قبل به آن مبتلا شده و در DNA انسانی جای گرفته است.
البته این تنها مورد نیست و طبق بررسی ها حدود ۸ درصد DNA انسان حاصل چنین رویدادهایی می باشد.
✏️mike nobdy
#انسان
#ویروس
منبع:
https://www.nytimes.com/2017/10/04/science/ancient-viruses-dna-genome.html
به ما بپیوندید
@irangreatwal
محققان در بررسی های خود دریافتند که انسان در دوران جنینی قادر به تولید پروتئین خاص به نام "hemo" میباشد.
طبق مطالعات دانشمندان این پروتئین از اجداد پستاندار انسان در حدود ۱۰۰ میلیون سال قبل به ارث رسیده است.
ژن تولید کننده این پروتئین از ویروسی می باشد که اجداد انسان حدود ۱۰۰ میلیون سال قبل به آن مبتلا شده و در DNA انسانی جای گرفته است.
البته این تنها مورد نیست و طبق بررسی ها حدود ۸ درصد DNA انسان حاصل چنین رویدادهایی می باشد.
✏️mike nobdy
#انسان
#ویروس
منبع:
https://www.nytimes.com/2017/10/04/science/ancient-viruses-dna-genome.html
به ما بپیوندید
@irangreatwal
انسان و ویروس
فرگشت ویروسهای بیماری زا در گذشته،حال و آینده
ظهور ناگهانی ویروسهای عفونی مرگبار تاثیر بسیار مهمی در بحث دانش پزشکی و سلامت انسان داشته است.
از مشهورترین بیماری های مسری ویروسی می توان به تب دنگی و چیکانگویا که در مناطق گرم و نیمه گرم پدیدار گشتند اشاره نمود.
از بیماری های اخیر نیز می توان به ویروس زیکا در آمریکا و منطقه کارائیب ،سارس،مرس و آنفولانزای نوع آ(و اکنون ویروس کرونا) اشاره نمود که کل جهان را فرا گرفتند .
منشا اکثر این ویروسها حیوانات اهلی،وحشی و حشرات در طبیعت می باشند .
یکی از پیچیده ترین مسائل در مورد میزبان دارنده ویروسهای مرگبار در طبیعت و ارتباط آن با انسان می باشد.
تراکم جمعیتی زیاد ،شکل ساخت و ساز شهری،وضعیت بهداشت ،تغییرات آب و هوایی از عواملی است که تنوع موارد ویروسهای مسری را بالا می برد.
راهکار ها و متد ها برای جلوگیری از عوامل ظهور این ویروسها تقریبا ناموفق بوده است.
امروزه یکی از نزدیکترین عوامل برای جلوگیری از شیوع این ویروسها بحث طریقه پخت گوشت و نظارت بر تولیدات پروتئینی و گوشتی می باشد .
اما جهش ویروسها تقریبا غیر قابل پیش بینی و مراقبت انسان از آن بسیار سخت می باشد.
انسان از زمان باستان درگیر این ویروسها بوده است .
مثالهایی در سده های اخیر
اوایل قرن ۱۹ ظهور آنفولانزای اسپانیایی با میلیونها تلفات از فجایع بزرگ تاریخ حیات بشر می باشد .
بازگشت این ویروس در سال ۱۹۵۷ با نام آنفولانزای آسیایی و سال ۱۹۶۸ با نام آنفلوانزای هنگ کنگی نزدیک به سه میلیون انسان را از پای درآورد .
در سال ۲۰۰۹ آنفولانزای خوکی ۱۸۵۰۰ نفر را کشت.
در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ ویروسی از خانواده (کرونا ویروس ) با نام "سارس" ،۸هزار نفر را در ۲۷ کشور آلوده کرده و ۷۷۴ نفر نیز جان خود را از دست دادند.
کشف ویروس HIV (ایدز) در سال ۱۹۸۰ دانشمندان را به چگونگی ظهور چنین ویروسهایی متوجه ساخت .
شروع تحقیقات باعث کشف خانواده های بسیاری از این ویروسها گردید .(تعداد این ویروسها بسیار زیاد است و در این بخش ذکر نمی شوند)
برسی ها نشان می دهد که منشا حدود ۸۰ درصد این ویروس ها در حیوانات اهلی و طیور ،همچنین حیوانات وحشی و حشرات می باشد.
دانش انسان در مورد عوامل بیماری های مشترک انسان و حیوانات محدود است.
منشا بیماری های اخیر مانند کرونایH ,هدرا،نیپاه ، کرونای مرس و چند مورد دیگر را به خفاش نسبت می دهند .
دلیل این موضوع شباهت ژنتیکی این ویروسها با ویروس کرونای خفاش می باشد.
تحقیقات نشان می دهد که خفاشها حجم و تنوع بسیار وسیعی از ویروس کرونا را به همراه داشته که گونه به گونه و نسل به نسل به یکدیگر منتقل می کنند .
پایان بخش اول
✏️Mike nobdy
Article Details
2017, Vol.60, No. 1-2
October 2017
#فرگشت
#انسان
#ویروس
به ما بپیوندید
@irangreatwal
فرگشت ویروسهای بیماری زا در گذشته،حال و آینده
ظهور ناگهانی ویروسهای عفونی مرگبار تاثیر بسیار مهمی در بحث دانش پزشکی و سلامت انسان داشته است.
از مشهورترین بیماری های مسری ویروسی می توان به تب دنگی و چیکانگویا که در مناطق گرم و نیمه گرم پدیدار گشتند اشاره نمود.
از بیماری های اخیر نیز می توان به ویروس زیکا در آمریکا و منطقه کارائیب ،سارس،مرس و آنفولانزای نوع آ(و اکنون ویروس کرونا) اشاره نمود که کل جهان را فرا گرفتند .
منشا اکثر این ویروسها حیوانات اهلی،وحشی و حشرات در طبیعت می باشند .
یکی از پیچیده ترین مسائل در مورد میزبان دارنده ویروسهای مرگبار در طبیعت و ارتباط آن با انسان می باشد.
تراکم جمعیتی زیاد ،شکل ساخت و ساز شهری،وضعیت بهداشت ،تغییرات آب و هوایی از عواملی است که تنوع موارد ویروسهای مسری را بالا می برد.
راهکار ها و متد ها برای جلوگیری از عوامل ظهور این ویروسها تقریبا ناموفق بوده است.
امروزه یکی از نزدیکترین عوامل برای جلوگیری از شیوع این ویروسها بحث طریقه پخت گوشت و نظارت بر تولیدات پروتئینی و گوشتی می باشد .
اما جهش ویروسها تقریبا غیر قابل پیش بینی و مراقبت انسان از آن بسیار سخت می باشد.
انسان از زمان باستان درگیر این ویروسها بوده است .
مثالهایی در سده های اخیر
اوایل قرن ۱۹ ظهور آنفولانزای اسپانیایی با میلیونها تلفات از فجایع بزرگ تاریخ حیات بشر می باشد .
بازگشت این ویروس در سال ۱۹۵۷ با نام آنفولانزای آسیایی و سال ۱۹۶۸ با نام آنفلوانزای هنگ کنگی نزدیک به سه میلیون انسان را از پای درآورد .
در سال ۲۰۰۹ آنفولانزای خوکی ۱۸۵۰۰ نفر را کشت.
در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ ویروسی از خانواده (کرونا ویروس ) با نام "سارس" ،۸هزار نفر را در ۲۷ کشور آلوده کرده و ۷۷۴ نفر نیز جان خود را از دست دادند.
کشف ویروس HIV (ایدز) در سال ۱۹۸۰ دانشمندان را به چگونگی ظهور چنین ویروسهایی متوجه ساخت .
شروع تحقیقات باعث کشف خانواده های بسیاری از این ویروسها گردید .(تعداد این ویروسها بسیار زیاد است و در این بخش ذکر نمی شوند)
برسی ها نشان می دهد که منشا حدود ۸۰ درصد این ویروس ها در حیوانات اهلی و طیور ،همچنین حیوانات وحشی و حشرات می باشد.
دانش انسان در مورد عوامل بیماری های مشترک انسان و حیوانات محدود است.
منشا بیماری های اخیر مانند کرونایH ,هدرا،نیپاه ، کرونای مرس و چند مورد دیگر را به خفاش نسبت می دهند .
دلیل این موضوع شباهت ژنتیکی این ویروسها با ویروس کرونای خفاش می باشد.
تحقیقات نشان می دهد که خفاشها حجم و تنوع بسیار وسیعی از ویروس کرونا را به همراه داشته که گونه به گونه و نسل به نسل به یکدیگر منتقل می کنند .
پایان بخش اول
✏️Mike nobdy
Article Details
2017, Vol.60, No. 1-2
October 2017
#فرگشت
#انسان
#ویروس
به ما بپیوندید
@irangreatwal
انسان و ویروسها
بخش دوم
چگونه ویروسها انسان را به عنوان میزبان خود انتخاب کردند؟
ویروسها را می توان به ویروسهای دارای DNA و RNA تقسیم و تشریح کرد.
دی ان آ ویروس ها در طی میلیونها سال در حال تغییر ،فرگشت و تنوع گونه های خود بوده اند . در چند هزار سال اخیر RNA ویروسها نیز همراه با فرگشت انسان ،بیشترین تنوع گونه ها را پدید آورده اند.
تنوع ژنتیکی ویروسهای RNA بسیار بیشتر از ویروسهای DNA است.
برسی ها نشان می دهد ویروسهای RNA از ۱۵۸ گونه ،۴۷ سرده و ۱۷ خانواده تشکیل شده که درصد کمی از آنها انسان را هدف قرار می دهند. در حالی که ویروسهای DNA با ۲۲ سرده و ۸ خانواده ،۸۷ درصد برای هدف قرار دادن انسان فرگشت پیدا کرده اند.
در طول فرگشت انسان، ویروسها نیز همراه با گونه ها دچار فرگشت و تغییر شده اند .
حتی این ویروسها دچار تغییرات اساسی در شکل و ترکیب ژنتیکی نیز شده و این رویداد، حفظ گونه ویروسها در جمعیتهای انسانی را تضمین کرده است.
این احتمال بسیار زیاد است که ویروسی جهش یافته در بدن انسان ،بدون شناخته شدن فعال شده و حتی عفونت و علائمی را بوجود بیاورد اما در عین حال ناشناخته بماند مگر این که مراکز تخصصی خاصی آن را شناسایی کنند.
یک مثال برای درک بهتر این موضوع:
اخیرا ژنوتیپی از ویروس هپاتیت E ( HEV) جدا شده از یک بیمار مبتلا ،به شکل یک ویروس نوترکیب توانست سلولهای کشت شده انسان ،خوک و گوزن را آلوده کند .
این واضح است که هنوز جمعیت بسیاری از این ویروسها ناشناخته و کشف نشده باقی مانده اند.
شکل و ترکیب این ویروسها در طول زمان دچار تغییر می شوند.. بعضی از گونه ها منقرض می شوند و بعضی دیگر همچنان به فرگشت خود برای یافتن یک میزبان در طبیعت ادامه می دهند.
در این میان برخی ویروس ها علاقه مند به جهش از میزبان خود به میزبان دیگر هستند .(به طور مثال جهش از طیور ،خفاش و ... به انسان)
ابتلا به چنین ویروسهایی می تواند بخش کوچکی از جمعیت انسانی در یک منطقه را در بر بگیرد که به آن اندمیک یا بیماری بومی می گویند .
گاهی نیز ویروسها می توانند شرایطی داشته باشند که جمعیتهای بزرگ انسانی را آلوده کنند که به آن اپیدمیک می گویند .
پایان بخش دوم
✏️Mike nobdy
Article Details
2017, Vol.60, No. 1-2
October 2017
#فرگشت
#انسان
#ویروس
به ما بپیوندید
@irangreatwal
بخش دوم
چگونه ویروسها انسان را به عنوان میزبان خود انتخاب کردند؟
ویروسها را می توان به ویروسهای دارای DNA و RNA تقسیم و تشریح کرد.
دی ان آ ویروس ها در طی میلیونها سال در حال تغییر ،فرگشت و تنوع گونه های خود بوده اند . در چند هزار سال اخیر RNA ویروسها نیز همراه با فرگشت انسان ،بیشترین تنوع گونه ها را پدید آورده اند.
تنوع ژنتیکی ویروسهای RNA بسیار بیشتر از ویروسهای DNA است.
برسی ها نشان می دهد ویروسهای RNA از ۱۵۸ گونه ،۴۷ سرده و ۱۷ خانواده تشکیل شده که درصد کمی از آنها انسان را هدف قرار می دهند. در حالی که ویروسهای DNA با ۲۲ سرده و ۸ خانواده ،۸۷ درصد برای هدف قرار دادن انسان فرگشت پیدا کرده اند.
در طول فرگشت انسان، ویروسها نیز همراه با گونه ها دچار فرگشت و تغییر شده اند .
حتی این ویروسها دچار تغییرات اساسی در شکل و ترکیب ژنتیکی نیز شده و این رویداد، حفظ گونه ویروسها در جمعیتهای انسانی را تضمین کرده است.
این احتمال بسیار زیاد است که ویروسی جهش یافته در بدن انسان ،بدون شناخته شدن فعال شده و حتی عفونت و علائمی را بوجود بیاورد اما در عین حال ناشناخته بماند مگر این که مراکز تخصصی خاصی آن را شناسایی کنند.
یک مثال برای درک بهتر این موضوع:
اخیرا ژنوتیپی از ویروس هپاتیت E ( HEV) جدا شده از یک بیمار مبتلا ،به شکل یک ویروس نوترکیب توانست سلولهای کشت شده انسان ،خوک و گوزن را آلوده کند .
این واضح است که هنوز جمعیت بسیاری از این ویروسها ناشناخته و کشف نشده باقی مانده اند.
شکل و ترکیب این ویروسها در طول زمان دچار تغییر می شوند.. بعضی از گونه ها منقرض می شوند و بعضی دیگر همچنان به فرگشت خود برای یافتن یک میزبان در طبیعت ادامه می دهند.
در این میان برخی ویروس ها علاقه مند به جهش از میزبان خود به میزبان دیگر هستند .(به طور مثال جهش از طیور ،خفاش و ... به انسان)
ابتلا به چنین ویروسهایی می تواند بخش کوچکی از جمعیت انسانی در یک منطقه را در بر بگیرد که به آن اندمیک یا بیماری بومی می گویند .
گاهی نیز ویروسها می توانند شرایطی داشته باشند که جمعیتهای بزرگ انسانی را آلوده کنند که به آن اپیدمیک می گویند .
پایان بخش دوم
✏️Mike nobdy
Article Details
2017, Vol.60, No. 1-2
October 2017
#فرگشت
#انسان
#ویروس
به ما بپیوندید
@irangreatwal